فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۲۰۱ تا ۲۲۰ مورد از کل ۷۵۵ مورد.
آزاد اندیشی در تعلیم و تربیت اسلامی از دیدگاه شهید مطهری(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
- حوزههای تخصصی علوم اسلامی اخلاق و تعلیم و تربیت اسلامی اخلاق اسلامی کلیات فلسفه اخلاق
- حوزههای تخصصی علوم اسلامی اخلاق و تعلیم و تربیت اسلامی تعلیم و تربیت اسلامی کلیات فلسفه تعلیم و تربیت
- حوزههای تخصصی علوم اسلامی اخلاق و تعلیم و تربیت اسلامی تعلیم و تربیت اسلامی کلیات شخصیت ها[زندگینامه ها؛ اندیشه ها و...]
- حوزههای تخصصی علوم اسلامی اخلاق و تعلیم و تربیت اسلامی تعلیم و تربیت اسلامی تربیت تربیت اخلاقی
این پ ژ وهش به منظور بررسی دیدگاه شهید مطهری در زمینه ""آزاداندیشی در تعلیم و تربیت اسلامی"" صورت گرفته است. نوع تحقیق، بنیادی و روش تحقیق توصیفی تحلیلی است. روش جمع آوری اطلاعات اسنادی (کتابخانه ای) است. برای تجزیه و تحلیل اطلاعات از روش کیفی استفاده شده است. تعقّل، نبود مانع در جلوی تفکر، تعبّدی و تقلیدی عمل نکردن از عوامل اساسی مفهوم آزاداندیشی است. عوامل زمینه ساز آزاداندیشی دینی را می توان در عوامل بیرونی از قبیل بنیانهای منطقی دینی و نبود حاکمیت مستبدانه جستجو کرد و یا در درون انسان عواملی از قبیل تربیت ربّانی، تقوا و زهدورزی را پرورش داد. متناسب با عواملی که بیان می شود، روشهای پرورش آزاداندیشی دینی را نیز می توان به دو دسته ""برون تربیتی"" از قبیل جدال احسنِ، تذکر، رفق و مدارا در تبیین مسائل دینی، تسامح دینی، هدایت افکار و ""خود تربیتی"" از قبیل جستجوگری، برخوردی استدلالی با جهان، تزکیه نفس، عادت به تفکر تقسیم کرد.
تأملی بر جایگاه «انسان دوستی» در فلسفه تربیتی اسلام(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
دانلود مقاله
چکیده
در مقالة حاضر تلاش شده است که با بهره گیری از روش تحلیلی و با استناد به آیات و روایات مربوطه، دربارة موضوعاتی چون خاستگاه محبت در انسان، حدود و ثغور انسان دوستی در اسلام و انگیزه های حقیقی و غیر حقیقیِ انسان دوستی، به برخی نکات اصلی اشاره گردد تا بر اساس آن بتوان الگوی انسان دوستی اسلامی را به مثابه هدفی تربیتی مطرح نمود. در این نوشتار این نتیجه به دست آمد که در مقابل برخی دیدگاه های مادی گرا و سکولار که روابط انسانی را بر مبنای رقابتی ستیزه جویانه و نوع دوستی منفعت طلبانه مطرح می کنند، در الگوی انسان دوستی اسلامی، مبنای روابط انسانی، نوعی محبت با صبغه الهی است که بدون توقع عوض و پاداش به عموم بندگان خدا ارزانی میشود و نهایتاً تعالی نوع بشر را به دنبال خواهد داشت. در بخش پایانی نیز بیان شده است که نظام تربیت اسلامی با انعکاس انسان دوستی در اهداف، برنامه ها و روش های تربیتی خود، می تواند زمینة ایجاد روابط سالم، انسانی و مسالمت آمیز را بین افراد جامعه مهیا سازد.
تربیت زیبایى شناختى
تدوین بسته آموزشی مهارتهای زندگی زناشویی مبتنی بر تعالیم اهل بیت (علیهم السلام)و بررسی اثربخشی آن بر رضایت زناشویی زوجین اصفهان
حوزههای تخصصی:
- حوزههای تخصصی علوم اسلامی اخلاق و تعلیم و تربیت اسلامی تعلیم و تربیت اسلامی کلیات فلسفه تعلیم و تربیت
- حوزههای تخصصی علوم اسلامی اخلاق و تعلیم و تربیت اسلامی تعلیم و تربیت اسلامی تعلیم و تربیت نظری تعلیم و تربیت و خانواده
- حوزههای تخصصی علوم اسلامی حدیث و علوم حدیث حدیث معارف حدیثی اخلاق و تربیت در روایات
چکیده مقدمه و هدف: فراگیری و استفاده از مهارت های زندگی زناشویی مبتنی بر آموزه های دینی و مذهبی از عوامل مهم افزایش رضایت زناشویی در میان زوجین است. هدف از انجام پژوهش حاضر تدوین بسته آموزشی مهارت های زندگی زناشویی مبتنی بر تعالیم اهل بیت (علیهم السلام) و بررسی اثربخشی آن بر رضایت زناشویی زوجین شهر اصفهان است. روش: بدین منظور ابتدا از میان کتب و منابع معتبر حدیثی شیعه مجموعه ای از مهارت های زندگی زناشویی استخراج و تدوین گردید. جهت جمع آوری نمونه ها، ابتدا با استفاده از شیوه نمونه گیری در دسترس، در سطح شهر اطلاع رسانی شد و فراخوان نصب گردید و پس از ثبت نام زوجین واجد شرایط در سال 1392، تعداد 16 زوج به صورت تصادفی در گروه آزمایش و 16 زوج در گروه کنترل قرار گرفتند. گروه آزمایش آموزش مهارت های زندگی زناشویی را دریافت کرد و گروه کنترل آموزشی دریافت نکرد. همچنین هر دو گروه مقیاس رضایت زناشویی انریچ را در پیش آزمون و پس آزمون تکمیل نمودند. یافته ها به دو صورت توصیفی(شامل میانگین و انحراف معیار) و استنباطی(شامل تحلیل کواریانس و تحلیل کواریانس چند متغیره) از طریق نرم افزار SPSS تحلیل گردید. یافته ها: نتایج تحلیل کوواریانس نشان داد تفاوت گروه آزمایش و کنترل در نمره کل رضایت زناشویی معنادار بوده(0.05 p<) و مهارت آموزی زناشویی مبتنی بر تعالیم اهل بیت(علیهم السلام) بر رضایت زناشویی گروه آزمایش تأثیر داشته است. همچنین تحلیل کواریانس چند متغیره نشان داد دو گروه آزمایش و کنترل در ابعاد رضایت زناشویی با یکدیگر تفاوت معنادار داشتند(0.05 p<) و این آموزه ها توانسته است نمرات آزمودنی ها در ابعاد رضایت زناشویی را در گروه آزمایش، به طور معناداری افزایش دهد. نتیجه گیری: احتمالا بسته آموزشی مهارت های زندگی زناشویی مبتنی بر احادیث و روایات ائمه (علیهم السلام) را می توان در جهت افزایش خشنودی زوجین و بهبود کیفیت زندگی آنان استفاده نمود. واژه های کلیدی مهارت های زندگی زناشویی، تعالیم شیعی، رضایت زناشویی.
چالشهاى بنیادین رویکردهاى تحقیق و پژوهش در تعلیم و تربیت اسلامى
حوزههای تخصصی:
این مقاله در پاسخ به این سؤال «که اساسىترین چالشهاى فراروى رویکردهاى پژوهش و تحقیق در تربیت اسلامى کدامند»، ضمن بر شمردن چالشهاى موجود، به تبیین و تحلیل آن موارد مىپردازد. این موارد عبارتنداز: چالش بین مقام اکتشاف و داورى، کمیّتگرایى یا کیفیّتگرایى، اصالت ماهیت یا اصالت تسمیه، رویکرد تفهّمى یا تبیینى و توجه به دستاوردها یا منابع.
الگو پذیری از دعاهای صحیفه سجادیه و تاثیر آن بر سلامت
حوزههای تخصصی:
بهداشت روان ازحوزه های مهم سلامت است وآموزه های دینی درتحقق آن دخیل می باشد. ازجمله امور مؤثر در بهداشت روانی، مکانیسم های ارتقاء سلامت است که مهمترین آن ها عبارتند از:الف - راه سایکونورو فیزیولوژیک ب- مسیر رفتار بهداشتی ج - برخورداری از حمایت های اجتماعی. نظر به نقش مؤثر دینداری و پایبندی دینی در سلامت روانی ، نوشتار حاضر به بررسی و ارائه مکانیسم های ارتقاء سلامت روانی در ادعیه امام سجاد (ع) و تاثیر آن بر سلامت پرداخته است زیرا ادعیته امام تنها عرصه خواندن نبوده بلکه صحنه شناختن هم می باشد و الگوهای سلامت در آن آمده است. مؤلّفه های این مکانیسم عبارتند از: فضل الهی، هدفمندی، شکر و سپاس (راه سایکونور و فیزیولوژیک)، اجتناب از پرخوری، روزه داری، دوری از هوی و هوس، سحرخیزی، رعایت اعتدال در امور (رفتار بهداشتی) انفاق و زکوه و همدلی و نوع دوستی (حمایت اجتماعی و مالی). بنابراین اگر دعا را عرصه شناخت صحنه دریافت بدانند و ابعاد شناختی رفتاری خود را با الگوی سجادی شکل دهند ارتقای سلامت جسمی و روانی در پی خواهد داشت. امید است این رهیافت بتواند دریچه تازه ای به سوی نگرش بدیع به دعا به ویژه بر ادعیه امام سجاد(ع) ایجاد نماید.
نقد و بررسی دلالت های تربیتی انسان شناسی برتراند راسل بر اساس دیدگاه محمدتقی جعفری(مقاله پژوهشی حوزه)
حوزههای تخصصی:
- حوزههای تخصصی فلسفه و منطق فلسفه غرب رویکرد تاریخی دوره معاصر (قرون 20 و 21) فلسفه تحلیلی آباء فلسفه تحلیلی
- حوزههای تخصصی فلسفه و منطق فلسفه غرب رویکرد موضوعی فلسفه های مضاف فلسفه اخلاق
- حوزههای تخصصی علوم اسلامی اخلاق و تعلیم و تربیت اسلامی اخلاق اسلامی کلیات فلسفه اخلاق
- حوزههای تخصصی علوم اسلامی اخلاق و تعلیم و تربیت اسلامی اخلاق اسلامی کلیات شخصیت ها[زندگینامه ها؛ اندیشه ها و..]
- حوزههای تخصصی علوم اسلامی اخلاق و تعلیم و تربیت اسلامی تعلیم و تربیت اسلامی کلیات فلسفه تعلیم و تربیت
بازخوانی و توجه به آراء صاحب نظران و دانشمندانی که در حوزه های گوناگون، از جمله انسان شناسی مطالعات عمیقی داشته و در زمینة تعلیم و تربیت نیز آراء قابل تأملی ارائه داده اند امری ضروری به نظر می رسد. در این پژوهش کیفی که به روش «توصیفی تحلیلی» انجام گرفته، نکات مهمی در زمینة انسان شناسی برتراند راسل ذکر و سپس دلالت های تربیتی انسان شناسانة او بر اساس دیدگاه محمدتقی جعفری نقد و بررسی شده است. مطابق دیدگاه علامه جعفری، حیات انسان تنها به دو قلمرو فردی (لذت و الم شخصی) و فرافردی محدود نمی شود، بلکه از قلمرو سومی به نام «کمال و تعالی» نیز برخوردار است؛ قلمروی مهمی که در دیدگاه راسل جایگاهی ندارد. نتایج تحقیق نشان می دهد که با وجود این تفاوت و دیگر تفاوت های اساسی در جهت گیری های کلی انسان شناسانة این دو فیلسوف، برخی از اهداف واسطی و اصول و روش های تربیت از دیدگاه راسل به سبب آنکه سعادت فردی و اجتماعی بشر در دنیا را هدف گرفته، بر اساس دیدگاه علامه جعفری، که حیات طیبة طبیعی و دنیوی را مقدمة حیات معقول می داند، تأیید شده، اما ناکافی است. اصل «لزوم تربیت»، اصل «تطبیق تربیت بر غرایز»، و اصل «نافع بودن تربیت» از جملة این اصول است. نکات غیرقابل تأییدی نیز در آراء تربیتی راسل وجود دارد؛ از جمله نقش هنر در تربیت، اصل «شک گرایی صرف» و اصل «تفوق مشارکت بر رقابت». همچنین مشخص گردید بیشتر نقد های وارد شده بر دیدگاه راسل مربوط به آن بعد از حیات انسان و تربیت اوست که به سبب انکار خدا و معنویت یا تردید در آن از سوی راسل، در آراء تربیتی وی مغفول مانده است.
قدرت معنوى و قوت بدنى
حوزههای تخصصی:
بررسی و نقد مبانی هستی شناختی تعلیم و تربیت پویشی وایتهد با تکیه بر آرای علامه طباطبایی(مقاله پژوهشی حوزه)
حوزههای تخصصی:
- حوزههای تخصصی فلسفه و منطق فلسفه غرب رویکرد موضوعی فلسفه های مضاف فلسفه تطبیقی
- حوزههای تخصصی علوم اسلامی منطق، فلسفه و کلام اسلامی فلسفه اسلامی کلیات فلاسفه اسلامی
- حوزههای تخصصی علوم اسلامی منطق، فلسفه و کلام اسلامی فلسفه اسلامی کلیات فلسفه تطبیقی
- حوزههای تخصصی علوم اسلامی اخلاق و تعلیم و تربیت اسلامی اخلاق اسلامی کلیات فلسفه اخلاق
- حوزههای تخصصی علوم اسلامی اخلاق و تعلیم و تربیت اسلامی اخلاق اسلامی کلیات شخصیت ها[زندگینامه ها؛ اندیشه ها و..]
- حوزههای تخصصی علوم اسلامی اخلاق و تعلیم و تربیت اسلامی تعلیم و تربیت اسلامی کلیات فلسفه تعلیم و تربیت
هدف این مقاله بررسی انتقادی مبانی هستی شناختی تعلیم و تربیت پویشی وایتهد با تکیه بر آرای علامه طباطبایی است. وایتهد یکی از تأثیرگذارترین فلاسفة قرون اخیر در غرب بود که نظریاتش تأثیری مستقیم بر تعلیم و تربیت داشت و موجب تولد تعلیم و تربیت پویشی شد. او توانسته است با نقد تصور مکانیکی دکارت و نیوتن مقابله کند و با طرح سیلان در واقعیت و تعامل خداوند با هستی های بالفعل قدمی فراتر بگذارد و تحولی در عرصة تعلیم و تربیت بنا نهد؛ بااین حال مبانی هستی شناختی تعلیم و تربیت پویشی با نقدهایی روبه رو هستند. هستی های بالفعل از دیدگاه وایتهد مستقل و در سیلان اند و خلاقیت آنها تا جایی گسترده است که توسط ارادة خداوند هم محدود نمی شود. از سویی خداوند نیز به منزلة یک هستی مستقل دارای ذات ازلی است، ولی دارای ذات تبعی نیز هست؛ یعنی در تعامل با جهان، در حال تکامل است. بررسی آرای علامه طباطبایی نشان می دهد که ایشان توانسته با تکیه بر مبانی هستی شناختی همانند اصالت وجود و تشکیک در وجود، از سویی نتایج مثبت فلسفة پویشی را در خود داشته باشد و از سوی دیگر برداشت درخوری از خداوند و ارتباط او با جهان به دست دهد و این برداشت می تواند مبانی مستحکم هستی شناختی برای تدوین اهداف و اصول تعلیم و تربیت را فراهم آورد.
نقد و بررسی رویکرد تلفیقی در فلسفة تعلیم و تربیت اسلا می (بر مبنای فلسفة اسلامی)(مقاله پژوهشی حوزه)
حوزههای تخصصی:
مدافعان رویکرد تلفیقی در فلسفة تعلیم و تربیت اسلا می، که افرادی همچون کیلانی و به ویژه خسرو باقری هستند، نخست به نفی و رد رویکرد ایجابی نسبت به کاربست فلسفة اسلا می در تدوین فلسفة تعلیم و تربیت اسلا می دست زده اند و در ادامه، با بیان اینکه گریزی از فلسفه به طور کلی نیست، رویکرد سلبی را هم رد نموده، در جست وجوی راه سو می برآمده اند که به بیان ایشان، همان «استفاده از فلسفه همچون روش و ساختار است». مقالة حاضر نخست به این دیدگاه و در ادامه، به نقد و ارزیابی آن پرداخته است. نخست چالش اسلامی بودن فلسفة اسلا می مطرح شده است تا ملاحظه شود که اشکالات این گروه به اسلامی بودن فلسفة اسلا می که مبنای نفی فلسفة اسلا می از سوی این گروه است آیا اساساً وارد است؟ و در ادامه، رویکرد تلفیقی نقد و بررسی شده است.
تفاوت های علم النفس اشراقی و مشایی و نتایج تربیتی آن(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر به تطبیق و مقایسه علم النفس اشراقی و مشایی و نتایج تربیتی آن پرداخته است. این تحقیق از نوع نظری و روش مورد استفاده در آن تحلیل اسنادی است و در این جهت آثار شیخ اشراق و ابن سینا و منابع و مآخذ مرتبط با این بحث مورد بررسی قرار گرفته و سرانجام به سه نتیجه دست یافته است: 1. فلسفه مشاء و اشراق در باب علم النفس مشترکاتی دارند از قبیل اذعان به اینکه انسان موجودی ترکیب یافته از نفس و بدن است، و نفس موجودی مجرد، زوال ناپذیر، و دارای ظرفیت و قابلیت های بی پایان است و با ارتباط متقابلی که با بدن دارد می تواند با تعلیم و تربیت ظرفیت ها و قابلیت های خود را به فعلیت برساند. 2. علم النفس اشراقی با علم النفس مشایی تفاوت های جدی در تعاریف و اصطلاحات، ادبیات، حوزه و قلمرو، متدلوژی، جهت گیری، محتوا و نتایج دارد. 3. نتایج تربیتی علم النفس مشاء و اشراق نیز متفاوت است، از جمله اینکه: هدف غائی در فلسفه مشاء سعادت انسان است اما در فلسفه اشراق، هدف غائی تربیت، جداشدن و بریدن از تعلقات و وابستگی های مادی و انقطاع کامل از غیرخداست، بدانسان که جز خدا نبیند و به جز او نخواهد اما اصول تربیتی مشترک در فلسفه مشاء و اشراق عبارتند از: اصل تدرج، اصل دوام و استمرار، اصل اعتدال، اصل مهرورزی و اصل کرامت. اما در فلسفه اشراق باطن گرایی، توجه به سیر باطن، آخرت گرایی، بازگشت به وطن اصلی و تلطف سِر نیز اضافه شده است و روش های تربیت در فلسفه اشراق نیز عبارتند از: تلقین، خلوت، ذکر، یاد مرگ و قیامت... .