فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱٬۰۰۱ تا ۱٬۰۲۰ مورد از کل ۴٬۰۰۸ مورد.
حوزههای تخصصی:
اذان و اقامه، به عنوان شناسه اعتقادی و سرود ایمان مسلمانان فقط ندایی برای اعلام وقت حضور در محضر حقّ نیست، بلکه دارای مضامین بلند ایمانی و عرفانی است و آثار عبادی و معنوی بسیاری در آن نهفته است. در این نوشتار سعی بر آن است که علاوه بر ارائه یک مفهوم شناسی کلی و بیان ارزش و اعتبار وحیانی و عبادی آن، پرده دیگری از برکات عرفانی و معنوی این آوای خوش رحمانی پیش چشم آویزیم. بر این اساس، پس از اشاره به منشأ آسمانی و وحیانی اذان و فلسفه تشریع آن، به ارزش و اهمیت عبادی آن در سیمای احادیث پرداختیم، فرازهای اذان و اقامه را از دیدگاه مذاهب مختلف برشمردیم و گفتیم که اختلاف ایشان در تعابیر اذان از چه روست و چون است و در ادامه و در بخش دوم که هسته اصلی این نوشتار است سعی کردیم گوشه های کمتر شناخته شده این صلای عشق را مورد بازشناسی قرار دهیم و لطایف ذوقی و مضامین عرفانی فرازهای بلند آن را در ستیغ نظر نشانیم تا بشناسیم و بدانیم که این آوای ربّانی نه فقط دربردارنده اصول ایمان و پایه های اعتقادی بلکه همه واژگان آن ذکر الهی است، اقرار و استشهاد به رسالت و ولایت حقّ است و ترکیب و ترتیب اذکار آن حاوی یک سیر از الله به الله و سلوک معنوی از افق قلب تا اعلاعلیّین است. در فرجام سخن به برخی آثار معنوی اذکار اذان اشاره نمودیم و برآمد این مطالعه را در معرض ملاحظه طالبان معارف دینی گذاردیم.
طور ورای عقل از دیدگاه ابن عربی
حوزههای تخصصی:
عقل قوه ای از قوای نفس ناطقه است. عقل از آن نظر که قوه فکر را به کار می گیرد و از طریق آن علم و معرفت کسب می کند، محدود است؛ اما عقل از آن نظر که دارای خاصیت قبول است، حدی ندارد و از این حیث، هیچ امری ورای طور عقل محسوب نمی شود. دو احتمال در تفسیر طور ورای عقل قابل طرح است: «ما یحیله العقل» و «ما لایناله العقل»، که هر دوی آنها دارای نقص است. ابن عربی عنصر اساسی در علوم فوق طور عقل را به لحاظ روش، یافت شهودی و قلبی آنها دانسته است که با افاضه و تجلی حق تعالی صورت می گیرد؛ اما به لحاظ محتوا، ممکن است برخی از انواع آن توسط عقل از راه استدلال فکری هم قابل حصول باشد.
رؤیاواره یا (واقعه) در آثار عین القضات همدانی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
عرفان شناخت و معرفت حق تعالی است. معرفت و شناخت عرفانی، دریافتی شهودی، حضوری و فردی است؛ عارف پس از طی مراحل و مقدماتی ، توانایی های روحی و معنوی خاصّی به دست می آورد که او را از تنگنای حس و عقل فراتر برده و سراپرده اسرار و حقایق را بر او مکشوف می سازد. رویارویی عارف با حقیقت ، حادث ه ای باطنی و درونی ست که بدون حضور و اشراف حس و عقل صورت می گیرد، عارف قادر نیست دیده ها و دریافته های خود را به صورت معقول و قابل ادراک در آورد و مشهودات و مکشوفات قلبی خود را برای دیگران بیان نماید. یکی از دلایل اصلی تغبیرنا پذیری حقایق عرفانی، غیر قابل تمیز بودن و بی تعیّنی آن است زیرا تجارب وحقایق عرفانی مربوط به عالمی متفاوت با عالم ماست. عین القضات همدانی در آثار خود به شرح و تبیین تجارب عرفانی خود پرداخته و برای اثبات آن ها به آیات و احادیث استناد نموده است. مکاشفه، واقعه، خواب، تمثّل از جمله تجارب عرفانی اوست. در این میان رؤیا واره (واقعه) یکی از راه های مهم ورود به عالم غیب و از عناصر فراحسی است که نفس ناطقه آدمی به کمک آن از گذشته و آینده آگاه می گردد. در این پژوهش ضمن تعریف واقعه و ویژگی های آن، تفاوت آن با خواب و مکاشفه، واقعه ها و تجربیات ناب شخصی عرفانی عین القضات تحلیل و بررسی می شود.
سیر آفاقی در سلوک عارفانه عطّار(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
عرفان اسلامی که مُلهم از آموزه های وحیانی است، به استناد آیه شریفه «سَنُریهم آیاتِنا فی الآفاقِ و فی أَنفسِهم حَتّی یتَبیّنَ أَنّه الحقُّ» (فصّلت/53)، سلوک اهل طریقت را شامل سیر آفاقی و سیر أنفسی محسوب می دارد.
عطّار که در شاهکارهای منثور و منظوم عرفانی خود، به تبیین نحوه سلوک عارفانه پرداخته است، به سیر آفاقی عنایتی ویژه داشته و سالک طریقت را بدان توجّه داده است.
در اندیشه عارفانه عطّار، سیر آفاقی بر سیر أنفسی تقدّم دارد. او به مصداق «المجاز قنطره الحقیقه»، مشاهده مظاهر عالم را، که مظهر اسماء و صفات حق محسوب می شوند، لازمه سلوک صوفیانه می داند و درک کیفیّت ارتباط موجودات با یکدیگر و با خالق هستی را باعث مشاهده جلوه و جمال حق در عناصر خلقت می شمارد.
سیر آفاقی عطّار، از مرحله مادّه و طبیعت، تا مرحله روح و جان و تا عالم ملکوت ادامه می یابد. او با نگاه نافذ خویش، حجاب های گوناگون را از چهره مظاهر هستی بر می دارد و به باطن آن ها راه یافته، و حقیقتی واحد را در وجود ممکنات عالم، ساری و جاری می بیند و در سایه نظریه وحدت شهودی خود، به مبدأ حقیقی جهان- که نهایت آمال اهل عرفان است- متّصل می گردد.
جایگاه وحدت وجود در عرفان جامی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
جامی در عرفان اسلامی به نظریه وحدت وجود اعتقاد دارد و از ارادتمندان اهل بیت(ع) در میان طریقت نقشبندیه است که در این نظریه از ابن عربی پیروی می نماید. بر اساس این نظریه حقیقتِ وجود، یکی است و اصالت با وحدت می باشد. کثرت های ظاهری جهان، اموری اعتباری و جلوه های مختلف آن حقیقت واحد هستند. به بیانی دیگر این کثرت ها از جنس خواب و خیال و یا سایه و تصویرهای داخل آینه اند. هستی کتاب حقّ تعالی است و موجودات اسماءالله و کلمات الهی هستند. در این مقاله با روش تاریخی یا سندی و بررسی منابع دست اول به موضوع پرداخته می شود و جنبه نوآوری آن معرفی دیدگاه خاص جامی در نظریه وحدت وجود است که پرداخت جدیدی را با دسته بندی خاص خود از موضوع ارائه می دهد و در بیان تمثیل ها در مضمون و در قالب بیانی، از خود ابتکار نشان می دهد
تحلیل مقام توبه در حکایت پیرزن و ملکشاه «مصیبت نامه عطار» بر اساس کهن الگوی «بازگشت قهرمان» جوزف کمپبل(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
داستان رمزیِ پیرزن و ملک الب ارسلان در مصیبت نامه عطار، ظرفیت های بسیاری برای انواعِ خوانش های رمزگشایانه دارد. داستان پیرزن و ملکشاه را می توان مبتنی بر آرای کمبل بررسی کرد. یکی از شیوه های مناسب برای درکساختار رمزی این داستان، کهن الگوی سفرِ قهرمان کمپبل است. قهرمان داستان با ندای فراخوان به سرزمین دیگری کشیده می شود و سفرش را آغاز می کند. او در جریان سیر در آفاق تنها داشته معیشت خود را از دست می دهد و در نبردی متهورانه در مقابل ملکشاه می ایستد و او را به باز پس دادن حق رعیت تذکار می دهد و در ادامه او را از خوف گذر از پل و رویارویی با هیبت و ابهت نیروی الهی می ترساند؛ در پایان در حالی که به حق خود دست یافته است؛ در پیشگاه الهی تضرع و دعا می کند که از قصور شاه در گذرد تا او به نوعی کمال و پختگی دست یابد، ملکشاه در اثر خواب متحول می شود و به مقامِ پیشین خویش باز می گردد، در حالی که اکسیر حیات را نیز به همراه دارد تا افاضه رعایا و یاران کند. در این سفر ها، سالک قهرمان با اجابت ندای فراخوان ییر زال برای نجات رعیت ایران، پای در سفری پر مخاطره و دشوار می نهد و با گذر از مراحل نبرد، ضمن توفیق در مأموریت خود و کسب مواهب مادّی، به نوعی خودشناسی و کمال معنوی نائل می شود که این امر، علاوه بر خویشکاری قهرمان اصلی؛ مطابق با آرای کمبل درباره کهن الگوی «سفر قهرمان» با دعا وکرنش در مقابل ایزد و استعانت از حضرتش، به تحول حاکمیت سرزمین خود نایل می گردد.
الگویی از روش اجتهاد در عرفان مأثور (مطالعه موردی: روش کتاب سرالاسراء)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
ارتباط معنوی عارفانه و عاشقانه با حضرت پروردگار که عرفان به آن توصیه می کند، نیاز بنیادی انسان در تمام زمان ها بوده و هست؛ اما متاسفانه در روزگار ما شورابه هایی ناگوار به جای عرفان حقیقی و خوش گوار به کام انسان معنویت خواه ریخته می شود و احیاناً آموزه های وحیانی نیز با روش هایی نادرست و غیراجتهادی به اسم عرفان اسلامی فرآوری می شود. استاد عرفان عصر حاضر، آیت الاهی مرحوم استاد سعادت پرور از عارفان مجتهدی است که همواره سعی کرده است روش تفقه اجتهادی را در استنباط آموزه های عرفانی به کار گیرد؛ و از این رو پژوهه فرارو با شیوه اسنادی- کتابخانه ای به استخراج الگوی روش اجتهاد در عرفان مأثور بر اساس شیوه اجتهاد فقاهتی و طبق روش های موجود در پس زمینه تبیین های استاد سعادت پرور در کتاب سرالاسراء دست یازیده است. نتیجه تحقیق، ارائه الگویی کثیرالاضلاع شامل تحلیل سندشناختی، تحلیل تفسیری و فقه الحدیثی با محوریت قواعد عام، قواعد ادبی و اصولی و روش های حل اختلاف روایات متعارض و تفسیر روایات مشکل و نیز تحلیل عقلانی آیات و روایات عرفانی با ابتکار در تاکید بر آیات قرآنی و بهره وافر از ادعیه در منابع و بهره بردن از قواعد بلاغی در استنباط است.
قاریانِ قرآن در نگاهِ عارفان در سده های پنجم تا هشتم(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
ادیان و عرفان سال ۵۰ پاییز و زمستان ۱۳۹۶ شماره ۲
293 - 322
حوزههای تخصصی:
بخش قابل توجهی از متون منظوم و منثور ادبیات فارسی را مضامین عارفانه تشکیل می دهد. در متون عرفانی نیز مانند دیگر آثار ادبی، از طبقات و پیشه های گوناگون مردم جامعه به بیان های مختلف سخن گفته شده و هر نویسنده و شاعر، با توجه به سبک شخصی و یا متأثر از محیط اجتماعی و سیاسی عصری که در آن زیسته، نگاه متفاوتی از اقشار مختلف جامعه ارائه کرده است. یکی از این اقشار، قاریان قرآن هستند. در دوره زمانی قرن پنجم تا هشتم هجری که دوره اوج و نضج متون عرفانی به شمار می آید، به دلیل ملازمت و معاشرت عرفا با طبقه مزبور، به تناسب بحث، از قاریان و نیات و عملکرد آن ها سخن گفته شده است. هدف این پژوهش که به روش توصیفی- تحلیلی برای نخستین بار در دست انجام است، تبیین جایگاه قاریان در چهار سده مهم رشد و اعتلای عرفان است، که ضمن آن قاریان به دو دسته مثبت و منفی تقسیم شده اند، البته شواهد دیگری وجود دارد که قاریان حضور دارند و قضاوتی نسبت به آنان صورت نگرفته به همین جهت این گونه شواهد ذیل عنوان خنثی، مورد ارزیابی قرار گرفته است. یافته ها و حاصل تحقیق که از احصای بسامدها به دست آمده، حاکی از آن است که تحت تأثیر عوامل سیاسی اجتماعی، هرچه از قرن پنجم به سده های متأخرتر نزدیک می شویم، به نسبت دوره های قبل که به ویژگی های مثبت قاری توجه می شده، به ویژگی منفی قاریان قرآن تأکید می شود و به تعبیری عنایت و توجه عارفان در سده های هفت و هشت در پی کاهش محبوبیت این قشر، به ویژگی منفی این دسته معطوف بوده است. البته فارغ از عوامل سیاسی اجتماعی، نوع نگاه و مشرب عرفانی شاعر یا نویسنده نیز، در تعیین منزلت قاری مؤثر بوده است.
آموزه های عرفانی پیران در الهی نامه عطار(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
الهی نامه، پس از منطق الطیر یکی از ارجمند ترین مثنوی های عطار است. این مثنوی، یک داستان بلند است که از 22 مقاله و با بهره گیری از عنصر «گفت وگو»، میان پدری با شش پسر خود، که هر یک آرزویی دارد، تشکیل شده است.آرزوهایی که برای ارجاع به حقایقشان تأویل می شوند و پدر آن ها را تأویل می کند.
عطار برای بیان اندیشه های عرفانی خویش، از حکایت های تمثیلی بسیاری استفاده کرده است. بخشی از این حکایت ها که از زبان عارفان نقل می شود، مفیدترین ابزار برای تجسّم آموزه های عرفانی عطار به شمار می آید.
این مقاله سر آن دارد که پس از معرفی الهی نامه، حکایت عارفان را، برای ردیابی اندیشه های عطار، که حاوی مقوله هایی مشخص نظیر معنی گرایی، ترک و بی توجهی به خیال اندیشی، دنیا، کم خواری، پاکبازی و مرگ است را دسته بندی نماید.
این پژوهش که از رهگذر باز خوانی حکایات عارفان شکل می گیرد، نشان می دهد که عطار کما بیش به تمام آن چه سالک برای طی طریق با همرهی پیر نیازمند است، اشاره کرده و در تمام این مسیر به گذر دادن مخاطب از نقص به کمال کوشیده است.
مقایسه انسان شناسی در اندیشه عزیزالدین نسفی با حکمت ایران باستان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
انسان شناسی، یکی از مسائل اساسی در عرصه معارف بشری است. که مکاتب مختلف از زاویه های گوناگون به آن پرداخته اند. هدف این مقاله، که با روش تحلیلی و با مراجعه به منابع کتابخانه ای انجام می پذیرد آن است؛ که بهمقایسه آراء و اندیشه های عزیزالدین نسفی با زرتشت دراین مسأله بپردازد. در فرآیند تحقیق با مراجعه و اتکا بر آثار نسفی و زرتشت به این مسأله دست یافته ایمکه دو طرف مقایسه در مسائلی مانند پذیرش اینکه انسان موجودی مخلوق خداست دارای ابعادی وجودی مانند جان و روان و خرد و بعد فیزیکی است. آدمی موجودی است برخوردار از نیروی اراده و اختیار، خیر و یا شر نیزبه گزینش او باز می گردد و اینکه علم و عمل انسان است که سازنده حقیقت اوست. دارای ظرفیت وجودی ویژه است که موجودات دیگر آز آن بی بهره اند و به دلیل همین ظرفیت وجودی است که نماینده و خلیفه الهی و یاور آفریدگار(به اصطلاح زرتشت) در جهان هستی می باشد. گل سر سبد خلقت و از همه برتر است و زمام اختیار و رهبری دیگر موجودات به وی سپرده شده است. از سویی دیگر به تفاوت هایی نیز دست یافته ایم که موجب تمایز دو نوع انسان شناسی می گردد مانند اینکه در اندیشه زرتشت، مسأله ای به نام فطرت مطرح نشده است اما در اندیشه نسفی این مسأله به خوبی نمود دارد. همچنین در این مسأله که معرفت آدمی نسبت به مبدأ هستی به چه میزان و چگونه میسر است؛آیا انسان می تواند نسبت به آفریننده، معرفت اکتناهی داشته باشد؟ نسفی به روشنی این نوع معرفت را نفی کرده است اما زرتشت ساکت است. در اندیشه وی چیزی به چشم نمی خورد. همچنین نسفی نگاهی شریعتمدارانه به حوزه رفتار آدمی دارد و پای بندی به شریعت را در مراحل سلوکی یک ضرورت می شمرد.
مؤلفه های فکری فخرالدین ابراهیم عراقی در غزلیات وی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
شیخ فخرالدین عراقی یکی از شاعران عارف و خوش ذوق قرن هفتم هجری است. او با روی آوردن به عرفان به ویژه اعتقاد وحدت وجودی محی الدین بن عربی که از طریق زکریای مولتانی به او رسیده و از سوی دیگر توجه ویژه به اندیشه های احمد غزالی و مغانه های سنایی و با پشت پا زدن به ظواهر اجتماعی و اعتقادی عامه، غزلیاتی پرشور و زیبا با شیوه ای متفاوت از شاعران دیگر سرود. مفاهیم عرفانی بن مایه اصلی سخن او را تشکیل می دهد موضوعاتی همچون وحدت وجود، جمال پرستی، قلندریات، ملامتی، عشق درد آمیخته، زهدگریزی و معشوق مذکری محورهای اصلی مکتب آفرین او هستند او در زمره آخرین کسانی است که دستی چیره در غزل داشته. در غزلیات او افزایش بسامد اصطلاحات تصوف دیده می شود اما این بدین معنی یعنی برابر دانستن کلام او با سخنان نظم گونه وابستگان مکتب تعلیمی و مدرسی تصوف نیست در این مقاله، این مولفه ها به عنوان شناسنامه شعری عراقی مورد بررسی قرار گرفته اند.
مفهوم جذبه در نظام معرفتی عرفان اسلامی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
ادیان و عرفان سال ۵۰ بهار و تابستان ۱۳۹۶ شماره ۱
29 - 46
حوزههای تخصصی:
نظر به گستردگی تعاریف و مفاهیمی که از جذبه در متون عرفانی مطرح است، این پژوهش به بررسی، طبقه بندی و تحلیل موضوع جذبه در متون نثر عرفانی تا قرن هفتم هجری می پردازد. نتایج این بررسی نشان می دهد که جذبه در متون عرفانی همیشه به یک معنا به کار نرفته است؛ برخی از این مفاهیم عبارتند از: مشاهده و معاینه، وجد و اخذ، سیر در احوال، اجتبا و اصطفا، طلب، توفیق و عنایت و آزاد شدن از بندگی نفس. در اغلب این تعاریف جذبه کششی از جانب حق تعالی است و در برخی تعاریف هم جذبه کشش بنده به سمت حق و به مفهوم طلب تعبیر شده است. بررسی سیر مفهوم جذبه نشان می دهد اگرچه جذبه موهبتی الهی است، بدون مقدمه بر فرد وارد نمی شود. در واقع بنده با پاک سازی درون، زمینه دریافت جذبه الهی را فراهم می کند، همچنین جذبه در کلام عرفا درجات مختلفی دارد؛ به گونه ای که در هر مقامی نوعی از جذبه بر فرد وارد می شود. در یک تقسیم بندی کلی جذبه به انواع عام و خاص تقسیم می شود. از دیگر اقسام جذبه کششی است که حق تعالی در روز ازل نصیب ذریّه انسان می کند و آن را بر فطرت خداجو می آفریند.
جذبه های عرفانی در قصاید شیخ عبدالمحمود جیلی(حفیان)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
شیخ عبدالمحمود جیلی، شاعر معاصر سودانی در قصاید عرفانی خود که موضوع اصلی آنها شور و عشق و دلدادگی به ساحت مقدس ختمی مرتبت است، با استفاده از رموز عرفانی به توصیف و ستایش وجود مقدس پیامبر اکرم(ص) می پردازد. از این رو نویسندگان در صددند تا در این پژوهش به تبیین معانی و مفاهیم پنهان و ظاهری اشعار بپردازند. این پژوهش از نوع کیفی بوده و روش تحقیق اسنادی (کتابخانه ای) را برای بیان موضوع برگزیده است. همچنین نویسندگان از روش تحلیل محتوا نیز به صورت کیفی برای واکاوی اشعار شاعر بهره گرفته اند تا مفاهیمی ماوراء معنای ظاهری اشعار را دریابند. از یافته های تحقیق به دست می آید که شاعر بحث های اسلامی و فنون تصوف را در قصاید خود جای داده و در این گرایش با پایبندی به دیدگاه بزرگانی چون ابن فارض، ابن عربی و... گوی سبقت را از دیگر رقبای زمان خود ربوده است. همچنین باید گفت که جیلی در غزل های خود به شیوه قدما تمسک جسته و با ذکر اطلال و دمن، از سبک های خاص خود نیز بهره برده و مدح را واسطه، معنای شعری خویش قرار داده است.
بررسی تربیت دینی صلح محور مبتنی بر کثرت گرایی دینی عرفانی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
ادیان و عرفان سال ۵۰ بهار و تابستان ۱۳۹۶ شماره ۱
147 - 170
حوزههای تخصصی:
شاخصه های مؤثّر ارتباطی جهان حاضر در پی واکاوی اصولی معیّن برای حل منطقی تعارضات فعلی و یا به تعبیری دیگر، ایجاد صلح میان انسان هاست. با توجّه به نقش دین در زندگی جوامع و وجود کثرت های روزافزون دینی، استفاده از رویکردی فعّال و صلح محور در عرصه تربیت دینی یعنی عرفان، ضروری می نماید، از این رو مقاله حاضر بر آن است تا با استفاده از یک روش توصیفی تفسیری، تربیت دینی صلح محور مبتنی بر کثرت گرایی دینی عرفانی را بررسی کند و پرسش های اصلی آن عبارتند از: 1) منظور از کثرت گرایی دینی مبتنی بر عرفان چیست؟ 2) تربیت دینی صلح محور مبتنی بر کثرت گرایی دینی عرفانی چگونه تربیتی است؟ نتایج پژوهش حاضر نشان می دهد که بر اساس نوع نگاه تربیت دینی صلح محور مبتنی بر کثرت گرایی دینی عرفانی، می توان مؤلّفه ها و پیش زمینه هایی نظیر ایجاد روحیّه ی هم دلی و مهرورزی، گفتمان دینی، تساهل و تسامح یا مدارا و ایجاد روحیّه مسئولیّت پذیری میان پیروان ادیان را در نظر گرفت که در زمینه تربیت دینی، زمینه ساز آشتی و تفاهم میان آن ها گردیده و به صلح و هم زیستی مسالمت آمیز بینجامد.
تأملی پیرامون تحولات انسان شناختی در سنت مسیحی و تاثیر آن بر الهیات سیاسی مدرن(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
ادیان و عرفان سال ۵۰ پاییز و زمستان ۱۳۹۶ شماره ۲
201 - 221
حوزههای تخصصی:
گسترش و بسط قلمروهای الهیاتی مقوله ای است که همواره در مجاورت و موانست مؤلفه هایی همسو تفسیر شده است. تحولات انسان شناختی، به ویژه در پارادایم سنت مسیحی، از جمله عوامل مهمی است که بر هستی شناسی الهیات مدرن و رابطه آن با امر سیاسی تأثیر می گذارد و اشکالی نهایی شده از زیست انسان معاصر را توضیح می دهد. هدف اصلی مقاله حاضر بررسی تحولات الهیاتی عصر مدرن است که به مثابه یافته ای نظری، تکنولوژی ساخت انسان مسیحی را در دیالکتیک دین و امر سیاسی بررسی می کند. در این صورت با این پرسش مواجه هستیم که تحولات هستی شناسانه و انسان شناختی الهیات مسیحی چه تأثیری بر تکوین الهیات سیاسی مدرن نهاده است؟ در پاسخ به سؤال مذکور و با بهره از روش توصیفی تحلیلی کوشیده ایم این فرضیه را مورد ارزیابی قرار دهیم که از آنجا که الهیات سیاسی مسیحی بر اساس نقش مفهومی [جایگاه کانونی] انسان در هستی منسجم شده است و امکان مطالعه پارادایمی آن وجود ندارد، بنابراین با ملاحظه تحولات الهیات مسیحی می توان دریافت که فرایند شکل گیری الهیات سیاسی مدرن محصول گسست و پیوست هایی در حوزه فلسفه، الهیات و امر سیاسی است که به صورت نظریه هایی مدون و سیستم های مفهومی متناظر صورت بندی می گردد
رستگاری از طریق معرفت به نفس در فلسفه بابا افضل کاشانی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
بابا افضل، فرزانه سده ششم، در عین آنکه نقطه مرکزی هستی یا وجود انسان را نفس وی می انگارد، در همان حال او را هم صاحب خرد می بیند به گونه ای که جدا کردن این دو؛ یعنی نفس و خرد ره یافته از هم امری محال است. در دیدگاه بابا افضل ادراک و دریافت همان حقیقت است؛ از این رو در اندیشه این حکیم، خودآگاهی حرکتی است که انگیزه و شوق آن در خود نفس انسان پدید می آید. نفس به جهت هم سرشت بودن(همجنسی) با اسباب یاری دهنده روحانی، فقط از این اسباب می تواند بهره مندی شایسته یابد تا با شایستگی از نقصان و فرا افتادگی در چاه سار دنیا رهایی یابد و به جاودانگی و رستگاری دست پیدا کند. در اندیشه بابا افضل از آنجا که هر موجودی خاصیّتی دارد که فقط در مرتبه همان خاصیت می تواند کمال خاص خود را پیدا کند؛ با سعادت ها و شقاوت هایی که نه سعادت محض اند و نه شقاوت محض رو به رو می شویم. اماانسان متفکر خردمند در نهایت سلوک معرفتی خود و در پناه خرد می تواند به امن مطلق دست یابد.
نقد تطبیقی دیدگاه مشایخ صوفیه در باب وصف حُسنِ معشوق(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
از زمان ورود تصوّف به شعر فارسی و درآمیختن مضامین عاشقانه و عارفانه و کاربرد الفاظ و اصطلاحات عاشقانه به عنوان نماد و رمزی برای بیان مفاهیم عرفانی، در میان مشایخ صوفیه اختلاف آراء پدید آمد و هر کدام بر آن شدند تا با تدوین کتب و رسائل، بر آیین مکتب و مشرب عرفانی خود تعریف و توجیهی از این الفاظ به دست دهند. این مقاله قصد دارد تا به روش نقد تطبیقی، به بررسی آراء مشایخ صوفیه از جمله هجویری، احمد غزالی و عین القضات همدانی، در باب الفاظ و مضامین شعری در وصف معشوق بپردازد. محدوده این مقاله الفاظی چون زلف و چشم و خدّ و خال و ابرو را در بر می گیرد. دیدگاه هجویری در باب این الفاظ و توصیفات به ویژه در بحث سماع بیشتر صبغه شرعی و فقهی دارد، احمد غزالی احوال عاشق و صفات معشوق را به گونه ای منسجم برای بیان یک نظام خاص توصیف می کند و عین القضات همدانی با نقل ابیاتی از دیدگاه تصوّف به تعریف شاهد پرداخته این الفاظ را در مقام ها و معانی مختلف شرح می دهد.
آبشخورهای فکری شاه داعی شیرازی در سرودن مثنوی «چهارچمن» (ردّ پای هفت شهر عشق عطار در چهارچمن)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
«شاه داعی شیرازی» یکی از شاعرانِ عارف و از مبلّغان اندیشه وحدت وجودی ابن عربی در قرن نهم است که آثار متعدّدی به نظم و نثر از وی باقی مانده است. یکی از آثار منظوم وی «ستّه شاه داعی» است. مثنوی «چهارچمن»، چهارمین منظومه از ستّه شاه داعی شیرازی است که شاعر در سرودن آن به طور ضمنی به آثار پیشین، ازجمله «منطق الطیر» عطار نظر داشته است. از آنجا که درباره این مثنوی و افکار و اندیشه های شاه داعی در آن، تاکنون پژوهشی صورت نگرفته است، در این مقاله با بهره گیری از روش توصیفی تحلیلی و کتابخانه ای، تأثیرپذیری سراینده این مثنوی از متقدّمان، به ویژه عطّار، مطمح نظر قرارگرفتهاست. شاه داعی علاوه بر ساختار اثر (استفاده از شیوه مناظره و قالب داستان منظوم، انتخاب شخصیّت های داستان و...) از نظر پرداختن به هفت وادی سلوک و مبحث وحدت وجود از عطّار تأثیر پذیرفته است. حاصل سخن این که، پیروی شاه داعی از ابن عربی و بازتاب چشمگیر اندیشه هستی شناختیِ وی در ساختار اثر، از جمله در بسامد واژه ها و اصطلاحات و همچنین در محتوا قابل تأمّل است. مثنوی «چهارچمن» با وجود تأثیرپذیری هایی که داشته است، از نظر ساختار هنری و ادبی، اثری ابداعی و مستقل است؛ چرا که سراینده با بهره گیری از قوه تخیّل خویش توانسته است، اندیشه های پراکنده پیشینیان را در شیوه شاعری خود ذوب کرده و اثری جاودانه خلق کند
ارتباط انسان و خدا در آراء رویسبروک(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در این نوشتار، مفاهیم خدا، انسان و رابطه میان آن دو، در آراء «یان فان رویسبروک»، عارف برجسته کلیسای کاتولیک قرون وسطی، با روش تحلیلی بررسی شده است. رویسبروک، علی رغم باور به بساطت نفس، برای آن قوایی نیز در نظر می گیرد. به باور او، انسان بر صورت و شباهت خداوند خلق شده است و خداوند در وی، حقیقتی معنوی و جاودانه ودیعت نهاده است. رویسبروک در انسان شناسی خویش، می کوشد برای بازیابی شباهت از دست رفته انسان، طریقی عملی ارائه دهد. در باب خداشناسی، اگرچه او ذات ورای اقانیم را با اصطلاحاتی سلبی همچون: «غسق و برهوت» توصیف می کند؛ اما تصریح می کند که طبیعت الهی در مرحله اقانیم ثلاثه متشخص است؛ از این رو، معتقد به برقراری رابطه میان انسان و خدا است. در نگاه رویسبروک، آغازگر این رابطه، خداوند است و مواهب روح القدس و جنبه الوهی و انسانی مسیح، نقشی اساسی ایفا می کنند. ارتباط میان انسان و خدا درجات و مراتبی دارد: ارتباط از طریق مناسکِ ظاهری، مرتبه آغازین و اتحاد بی واسطه با خداوند در حیات مراقبه ای، حد اعلای این رابطه است. نتیجه این اتحاد، نفی تمایز میان خالق و مخلوق نیست؛ بلکه اتحاد در «محبت» است.
گناه، آغازِ رجوع به خویشتن (نقد سخنِ اعتراضیِ عارف در تئوری گناه)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات عرفانی پاییز و زمستان ۱۳۹۶ شماره ۲۶
63-82
حوزههای تخصصی:
«گناه» حاصل تنازع یا تعامل نیروهای اقلیم وجود بشر است و «معرفت» ققنوسی است که از خاکستر آن تقابل ها زاده می شود. اگر حیات برای کمال و ارتقاست، پس همیشه به گناه آبستن خواهد بود تا معارفِ کمال زاید. این نتیجه و دستاوردی است که عارف از تفسیر «تئوری گناه» بدان دست یافته و به زبانِ ابداعی و خاص خود بیان می کند و بر پایه همین دیدگاه می گوید: «تا گناهی نباشد، رحمت پروردگار آشکار نمی گردد.» نویسنده در این پژوهش، به روش توصیفی و تحلیلی، به نقد و بررسی این تئوری پرداخته و معتقد است: تعبیر عارف از «گناه» سازگارتر با فطرت بشر است و می تواند او را با گناه آشتی دهد و به حیات او معنا ببخشد؛ زیرا آنان بر این باورند که گناه را گرچه متغیرهایی از بیرون در بشر تقویت و بیدار می کنند، خودِ آن، تعبیه در سرشت آدمی است. هبوط را عصیان و گناه بشر موجب شد و عصیان معرفتی است که بشر از خزانه «شجره ممنوعه» به دست آورد و بدان معرفت، دریافت که او بشری است که با سرشتی آمیخته به مَفسده و سَفک، حامل امانت پروردگارش می شود.