چکیده گزاره های اخلاقی موجود در آیات قرآن را به دو شکلِ جملات خبری و انشایی می توان یافت. در جملات انشایی، انشاء گاهی به صورت انشاء طلبی و گاهی در قالب انشاء غیرطلبی بیان شده است. انشاء طلبی، شامل امر، نهی، استفهام، تمنّی، ندا، عرض و تحضیض و انشاء غیرطلبی، اقسامی همچون افعال مدح و ذم، تعجب، قَسَم، رجاء و صیغه های عقود را در بر می گیرد. از آن جا -که گزاره های اخلاقی را بیشتر، از راه محمول آن ها یعنی مفاهیم اخلاقیِ«باید، نباید، خوب، بد، درست، نادرست و وظیفه»، می توان تشخیص داد، این تحقیق بر آن است با بررسی انشائات طلبی، چگونگی دلالت آن ها را بر مفاهیم اخلاقی روشن سازد تا در نتیجه، گزاره های اخلاقی نیز معلوم گردد. حاصل این پژوهش، مؤیّد این ادعاست که انشائات طلبی، در کاربرد اصلی و غیر اصلی شان، بیانگر مفاهیم اخلاقیِ باید ونباید و خوب و بد هستند، که بدین وسیله، بخش زیادی از گزاره های اخلاقی قرآن، قابل فهم خواهند بود.
اسباب نزول در «نظریه تفسیری» طباطبایی موقعیت خاص و متفاوتی دارد به گونه ای که این نظریه را هم از تلقیِ پیشینیان و معاصران متمایز می دارد. ازاین رو، دیدگاه وی در بابِ چیستیِ سبب نزول، معنای سببیت، نسبت اسباب نزول با متن قرآنی و نقش اسباب نزول ـ ثبوتی و اثباتی ـ در مقام «تکون» و «تفسیر» متن قرآنی درخور تحلیل و نقد است و سر این دیدگاه در انگاره های وی از متن قرآنی نهفته است. دغدغه وافر طباطبایی آن است که متن قرآنی را از بستگی به عناصر و مولفه های بیرونی برهاند.
نسخ آیات قرآن از جمله مسائلی است که در عرصه فقه، حدیث و تفسیر همواره مورد توجه مفسران و دانشمندان اسلامی بوده است.
درباره هویت نسخ چهار مدرسه: رفع، دفع، خطاب و بیان وجود دارد که در این میان، مدرسه رفع با فرهنگ قرآن سازگارتر است. برای نسخ از نظر ناسخ چهار قسم: نسخ قرآن به قرآن، نسخ قرآن به سنت، نسخ سنت به قرآن و نسخ سنت به سنت وجود دارد که روایات ناظر به نسخ آیات به آیات، مصداق عینی نسخ قرآن به قرآن است.
شیعه به خلاف اهل سنت که به سه نسخ: حکم، تلاوت و حکم و تلاوت معتقد است، فقط درباره قسم نخست اتفاق نظر دارد. ازاین رو روایاتی که در آن شائبه نسخ تلاوت وجود دارد لزوما به معنای نسخ تلاوت نمی باشد.
مقصود از آیات مستثنیات، وجود آیه مدنی در سوره مکی و آیه مکی در سوره مدنی است. در قرون اول و دوم هجری از این موضوع اثری در منابع دیده نمی شود. اما در قرن سوم، نمونه های اندکی وجود دارد، و به تدریج در قرن چهارم و پنجم افزایش یافته و در قرن ششم و هفتم به اوج خود می رسد. از این رو در منابع تفسیری و علوم قرآنی از وجود 197 آیه مدنی در سوره های مکی، و 26 آیه مکی در سور مدنی نام برده شده است. اندیشمندان علوم قرآنی در تعریف مکی و مدنی بودن سوره ها، تعاریف خویش را بر اساس مبانی مختلفی مانند: خطاب، مکان و زمان مبتنی ساخته اند که به نظر نگارنده، زمان بهترین مبنا در تعریف آیات مکی و مدنی است.
در این مقاله ضمن ارائه دلائل استثناء و تداخل آیات مدنی در سور مکی و آیات مکی در سور مدنی و نقد و بررسی آنها دلایل بطلان این استثناها ارائه شده است.
چکیده : سیّد مرتضى در باب اعجاز قرآن، معتقد است که خدا علومى را که عرب فصیح مى توانست با آنها با قرآن معارضه کند، در زمان قصد معارضه، از آنان مى ستاند و چون سلب علمْ تنها در اختیار خداست، آنان درمى یافتند که قرآن معجزه الهى است؛ یعنى نزد سیّد مرتضى، قرآن از آن رو معجزه است که به این صرف و سلب دلالت مى کند. وى فصاحت عالى قرآن را پذیرفته و نظم آن را بى سابقه خوانده؛ امّا فصاحت و نظم و دیگر وجوه مشهور را وجه اعجاز قرآن ندانسته است. نزد نگارنده، اشکال مهمّ نظریّه سیّد مرتضى اختصاص حصول «علم وجدانى» به الهى بودن قرآن، به عرب فصیح است؛ آن هم در هنگام قصد معارضه.