در بین نظرات مختلفی که در حوزه ماهیت حروف مقطعه ارائه شده است، نظر فخر رازی بر روابط معنایی بین این حروف و دیگر مفاهیم قرآنی تأکید دارد. وی معتقد است که بین حروف مقطعه ابتدای سوره ها و مفاهیم کتاب، قرآن و تنزیل باهم آیی وجود دارد. سوره هایی که با حروف مقطعه آغاز می شوند، مفاهیم کتاب، قرآن و تنزیل را در خود جای داده اند و برعکس هر سوره ای نیز که با این مفاهیم آغاز شده است، مقدم بر آن ها حروف مقطعه ای در ابتدای این سوره ها ذکر شده است. بر پایه بخشی از این نظر می توان با لحاظ باهم آیی حروف مقطعه با مفاهیم کتاب و قرآن و روابط معنایی بین آن ها به ترسیم حوزه معنایی این حروف در قرآن پرداخت.
این مقاله با طرح نظر فخر رازی و نقد آن با در نظر گرفتن روابط معنایی حاکم بر این حروف به تبیین حوزه معنایی این حروف در قرآن می پردازد.
«تکرار» نقش های بلاغی و معرفتی مهمی در قرآن کریم ایفا می کند. تکرارهای قرآنی را می توان در گونه های لفظی، معنایی و لفظی ـ معنایی دسته بندی کرد. این تکرارها، گاه پیوسته و بدون فاصله اند و گاه در یک سوره با فاصله هایی منظم و گاه در دو سورة مختلف.
این مقاله آیه برگردان هایی را پی می گیرد که با قالب های زیباشناختی منظمی در قرآن تکرار شده اند و با گزینش نام «تکراربند» برای آن درصدد است تا آن را به عنوان یک قالب ادبی زیبا، ویژة قرآن معرفی کند و جایگاهش را در میان شکل های مشابه ادبی بازشناسد.
در تکراربندهای قرآنی، پس از آیه ها یا مقطعی از سوره، آیه یا عبارتی با نظمی ویژه تکرار گشته و چهرة سوره را همبسته و آراسته می سازد. این نوشتار، چند و چون این تکرارها را به همراه حکمت ها و نکات زیباشناختی آن در هفت سورة الرحمن، مرسلات، شعراء، قمر، صافات، نمل و کهف بررسی کرده است.
ترجمه قرآن کریم و انتقال و شفاف سازی معانی والای آن، برای مخاطبان فارسی زبان از دیرباز موضع اهتمام محققان و اندیشمندان این کتاب الهی بوده است. یکی از مترجمانی که شمار کثیری از پژوهشگران،ترجمه او را در زمره بهترین ترجمه های معاصر قرآن بشمار آورده و آن را به لحاظ مطابقت با متن آیات و بکارگیری واژگان مأنوس زبان فارسی و مراعات قواعد زبانی و بیانی و نیز به لحاظ نگرش نوین به ترجمه و روزآمدسازی بسیاری از مفاهیم پرچالش قرآن کریم، مُتقن و قابل استناد می دانند، ترجمه فولادوند است. اما با وجود همه این محاسن، با اعمال نظری ژرف در فحوای ترجمه– دست کم در حوزه آیات مورد بحث- به نظر می آید که مخاطب با مواردی از لغزش یا سهو مواجه می شود که نشان از تسامُح یا احیاناً برداشتی ناهمگون از پاره ای ظرایف بدیع دستوری، واژگانی و ادبی قرآن دارد که در برخی موارد عدم رویکرد متناسب به این ظرافت های قرآنی، خواننده را در معرض برداشتی غیرهمسو با آیات شریفه قرار داده و علاوه بر مستور ماندن بخش هایی از وجوه اعجازی و تصاویر مبتکرانه آیات، جلوه ضعیف تری از بلاغت قرآنی در ترجمه فارسی نمود می یابد. این پژوهش درصدد است که با توجه به امکان سنجیِ میزان خطاپذیری، در ترجمه آیات مورد بحث، این موارد را با استناد به مبانی علمی دقیقِ حوزه های صرفی، نحوی، بلاغی، لغوی و واژگانی، به بوته نقد و بررسی گذاشته و راه های اصلاحی جایگزین نیز پیشنهاد شود تا بدین واسطه نمایه هایی از رویکردهای تحلیلی معنامحوردر چارچوب های مذکور فراروی محققان قرار گرفته و راه برای پژوهش های غنی تر و کاربردی تر در این حوزه ها گشوده بماند.