فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱٬۴۰۱ تا ۱٬۴۲۰ مورد از کل ۱۳٬۹۹۷ مورد.
حوزههای تخصصی:
Examining the orthography of the Qurʼan shows that the letter alif was omitted in some words, while it was not omitted in similar words. Scholars have offered various reasons for eliminating alif since the early centuries. Some of them regarded the way of writing the Qurʼan as sacred or proposed ideological explanations for it. However studying these justifications shows that they are not subject to scientific linguistic rules and are mostly personal opinions. Because based on the ancient manuscripts of the Qurʼan, we can find many contradictions for the proposed reasons, which shows that they are not general and true in many cases. Using the reasons presented in the books of Qurʼanic sciences and some interpretations of the Qurʼan and comparing them with the orthography in the manuscripts, this study shows that the orthography of the Qurʼan, especially in the case of writing alif, is a linguistic and scribal phenomenon subjected by some factors that developed the Arabic script in its early stages.
نقش شناخت در ترجیح امیال متعالی انسان از دیدگاه قرآن با تأکید بر دیدگاه علامه مصباح یزدی(مقاله پژوهشی حوزه)
حوزههای تخصصی:
مقاله حاضر به بررسی نقش شناخت در ترجیح امیال متعالی انسان با تأکید بر دیدگاه علامه مصباح یزدی پرداخته است. یافته های پژوهش نشان می دهد که شناخت های بنیادین بر حسب متعلقاتش در شناخت مبدأ، معاد، راهنما و انسان خلاصه می شود. انسان با شناخت اسما و صفات الهی، تمسک به آنها، شناخت رابطه بین خالق و مخلوق و در نتیجه افزایش محبت به خداوند، هنگام تزاحم امیال، انتخاب صحیح تری خواهد داشت. شناخت ماهیت و ویژگی های زندگی اخروی، مثل آگاهی از ارجحیت حیات اخروی، بروز ملکات در آن عالم و تجسم اعمال و نیز آگاهی نسبت به ثواب و عقاب الهی موجب ترجیح امیال متعالی خواهد بود. آگاهی از جایگاه راهنمایان دین و شاهد بودن آنان نسبت به اعمال جوانحی و جوارحی و نیز آگاهی از تعالیم آنان زمینه ترجیح امیال عالی را برای انسان فراهم می سازد. کسب آگاهی نسبت به سرشت مشترک انسان و کرامت ذاتی و اکتسابی او نقش بسزایی در هنگام تزاحم امیال ایفا می نماید. این مقاله به شیوه مطالعه کتابخانه ای و روش توصیفی و تحلیلی این موضوع را بررسی می کند.
تبیین مبانی فلسفی انسان صبور در قرآن کریم و راهکارهای تقویت صبر(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
سراج منیر سال ۱۳ پاییز و زمستان ۱۴۰۱ شماره ۴۵
55 - 84
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با هدف تبیین مبانی فلسفی انسان صبور در قرآن کریم و راهکارهای تقویت صبر در معلمان ابتدایی انجام شده است. روش پژوهش حاضر کیفی و از نوع تحلیل محتوا و الگوی تحلیلی فرانکنا بوده است. جامعه پژوهش حاضر را کلیه آیات قرآن کریم که به صبر و انسان صبور پرداخته است تشکیل می دهد که با روش نمونه گیری هدفمند و مراجعه به تفسیرهای آن (تفسیرجوادی آملی) مورد مطالعه و تجزیه و تحلیل قرار گرفت. به منظور جمع آوری اطلاعات از فیش جمع آوری اطلاعات استفاده شد. نتایج تحلیل محتوای عرفی و تحلیل استنتاجی پژوهش حاضر نشان داد که مبانی فلسفی انسان صبور در مبانی هستی شناسی، معرفت شناسی، انسان شناسی، ارزش شناسی و زیباشناسی مصادیقی را در آیات نشان داده است. راهکارهای تقویت انسان صبور در معلمان ابتدایی شامل یاری خواستن از خداوند و عبادت و راز نیاز، سفارش به صبر و ایستادگی، الگوگیری و پیروی از الگوهای صبر و یادآوری آثار و فواید صبر و شکیبایی بوده است که می توان با آموزش و توانمندسازی معلمان در این راهکارها، منجر به تقویت صبر در آنان شد.
چیستی «تفسیر فلسفی» و ارزیابی تلقّی های ناصواب از آن(مقاله پژوهشی حوزه)
حوزههای تخصصی:
«تفسیر فلسفی»، تعبیر مستحدثی است که فارغ از صحت و سقم این ترکیب، گاه به معنای «تحمیل باورهای فلسفی بر قرآن» و گاه به معنای «کاربرد معلومات فلسفی در فهم و تفسیر قرآن» و گاه به معنای «تفسیر موضوعی آیات فلسفی» و امثال آن به کار می رود. این مقاله به روش توصیفی تحلیلی و در بخش هایی به روش «تاریخی تطبیقی» تلقی های گوناگون از عنوان «تفسیر فلسفی» را بررسی و نیز منطق به کارگیری آنها در مقام تفسیر آیات قرآنی را به اجمال ارزیابی کرده است. حاصل پژوهش نشان می دهد: تعبیر «تفسیر فلسفی» مسامحی بوده و تلقی آن به عنوان گونه یا روشی تفسیری موجه نیست. در میان اندیشمندان مسلمان، صدرالمتألهین با اصرار بر «ظاهرگرایی طریقی»، ظاهر را به کمک معلومات فلسفی، طریقی به سوی کشف حقایق قرآنی قرار داد و بدین سان، هم بر ضرورت کاربرد معلومات فلسفی تأکید کرد و هم با تحفظ بر ظواهر قرآن، گرایش به تحمیل آراء فلسفی بر آیات را نفی نمود. او به تفسیر موضوعی آیات فلسفی غنای جدیدی بخشید و معلومات فلسفی را قرینه ای برای فهم مقصود و مراد برخی آیات قرآنی قرار داد. علامه طباطبائی در تفسیر «المیزان» در جهت روشمند کردن آن کوشید. ایشان معلومات فلسفی را طریقی به سوی فهم لایه های معارف قرآنی می دانست و بر ضرورت بهره مندی از معلومات فلسفی در کشف دلالت ها و فهم معنای مراد برخی آیات، بدون تحمیل و ضمیمه کردن تأکید داشت. حکمای مفسر از معلومات فلسفی در جهت یافتن موضوعات فلسفی در آیات و انسجام بخشی به آنها و نیز به عنوان «قرینه صارفه» در کشف تحلیل منطقی مضامین قرآنی و استنباط لایه های معنایی برخی آیات و کشف استلزامات معنایی تعدادی از آیات استفاده کرده اند. نیز لزوم پرهیز از تحمیلِ آراء فلسفی بر آیات قرآنی و بهره مندی از حقایق وحیانی در تنقیح و تکمیل اندیشه ورزی های فلسفی از دستاوردهای جانبی این پژوهش است.
بررسی تطبیقی «اعتراف به ظلم» در لسان پیامبران در قرآن کریم از دیدگاه آیت الله جوادی آملی و فخرالدین رازی
منبع:
مطالعات علوم قرآن سال چهارم زمستان ۱۴۰۱ شماره ۴ (پیاپی ۱۴)
119 - 147
حوزههای تخصصی:
«عصمت» به معنای پاکی از هرگونه گناه و نیز مصونیت از خطا در دریافت و ابلاغ وحی، از امتیازات و ویژگی های خاص و لازمه رسالت پیامبران الهی می باشد که به دلیل اهمیت بالایی که دارد، مورد بحث و توجه بسیاری از عالمان و اندیشمندان مکتب های مختلف کلامی قرار گرفته است. یکی از مسائلی که بحث های زیادی را برانگیخته، آیاتی از قرآن کریم است که حاوی عبارات «اعتراف به ظلم» از لسان پیامبرانی چون حضرت آدم، حضرت موسی و حضرت یونس(ع) می باشد که برخی با استناد به این آیات عدم عصمت پیامبران الهی را نتیجه گرفته اند. این پژوهش با روش توصیفی و تحلیلی و به صورت تطبیقی، در پی پاسخ به این پرسش است که منظور از «ظلم» و اعتراف به آن از دیدگاه آیت الله جوادی آملی و فخرالدین رازی چیست و چه ارتباطی با «عصمت» پیامبران دارد؟ نتایج پژوهش حاکی از آن است که آیت الله جوادی آملی به عنوان نماینده مکتب کلامی شیعه، «عصمت» را برای تمام دوران پیامبران ثابت می کند و «ظلم» را با ذکر ادله و شواهد متعدد، بر معنای لغوی آن یعنی ستم، نقص و محرومیت حمل می کند؛ اما فخرالدین رازی به عنوان نماینده مکتب کلامی اشاعره، در تحلیل خود «عصمت» را به دوران پس از نبوت و «ظلم» را به پیش از نبوت مربوط می شمارد.
شأن شناختی قصص قرآن در زبانِ دین، از منظر علامه طباطبایی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات قرآنی دوره ۱۳ زمستان ۱۴۰۱ شماره ۵۲
49 - 64
حوزههای تخصصی:
از منظر ناشناخت گرایان گزاره های دینی توصیف گر حقایق معنوی و واقعیات عینی نیستند و در برخی آراء معنادار هم تلقی نمی شوند. در این نگرش داستان های دینی نیز اشاره ای به واقعیت ندارند؛ بلکه به مقاصد دیگری بیان شده اند. در این راستا توجه به جنبه های عملی گزاره های دینی اهمیت بیشتری دارد. عمده متفکران اسلامی مانند علامه طباطبایی معتقد به شأن شناختی زبان دین هستند. از منظر علامه طباطبایی تمام گزاره های دینی، معنادار و حقیقی قلمداد می شوند و قصص قرآن نیز از جمله گزاره های تاریخی هستند که به عنوان اِخبار از حقایق گذشته یا تمثیل از نوع حقیقی بیان شده اند. این نوشتار با روش توصیفی_ تحلیلی به یک سؤال اصلی پاسخ می دهد: از منظر علامه طباطبایی قصص قرآنی دارای چه شأنی در زبان دین است؟ جهت پاسخ به این سؤال اصلی، پس از بررسی شأن شناختی زبان دین از منظر متفکران اسلامی و غربی به نظرات علامه طباطبایی پیرامون زبان دین در قصص قرآنی پرداخته می-شود.
گونه شناسی افزوده های تفسیری در ترجمه «علی مشکینی» با رویکرد انتقادی (مورد کاوی سوره الرحمن)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
افزوده های تفسیری ازجمله لوازم مورد نیاز هر مترجم است؛ زیرا در برخی موارد، ترجمه واژگانی قرآن، افاده کامل معنای آیه را نمی کند و مفاهیم عمیق کلام الهی به خواننده منتقل نمی شود؛ بنابراین، مترجمان ناچارند گاهی افزوده هایی به متن ترجمه اضافه کنند تا شفاف سازی معنایی و ساختاری متن ترجمه شده به خوبی انجام شود. ازجمله ترجمه های فارسی معاصر قرآن کریم که در آن افزوده های تفسیری جایگاه ویژه ای دارد، ترجمه تفسیری «علی مشکینی» است. این پژوهش درصدد است با استفاده از روش تحلیل انتقادی، گونه های افزوده های تفسیری را در ترجمه مشکینی از سوره «الرحمن» بررسی و تحلیل کند. بررسی ها نشان دادند هرچند مترجم تلاش کرده است تا با بیان افزوده های تفسیری، زمینه ارتباط بهتر خواننده با آیات کلام وحی را فراهم آورد، لغزش هایی نیز صورت گرفته است. گونه های افزوده های تفسیری با رویکرد انتقادی در ترجمه مشکینی، در حوزه ارجاع ترجمه الفاظ آیه به آیات بعدی، انحصاری پنداشتن الفاظ و گزاره های قرآنی، استفاده از پیش فرض های علوم تجربی در ترجمه آیات، بیان مصداقی خاص از آیات، بی توجهی به قواعد زبان عربی همانند قاعده تغلیب، استفاده از برخی از تفاسیر باطنی در ترجمه آیات و ... است.
پژوهشی در آیات متشابه قرآن با تأکید بر دیدگاه آیت الله مصباح یزدی
منبع:
تفسیرپژوهی سال ۹ پاییز و زمستان ۱۴۰۱ شماره ۱۸
83 - 121
حوزههای تخصصی:
قرآن کریم دارای امتیازات و اختصاصاتی است که آن را از دیگر کتب جدا می سازد. بهره گیری و دریافت معارف بلند این کتاب آسمانی که برای هدایت انسان ها نازل شده است در گرو مجموعه ای از امور است که هر کدام به گونه ای در فهم صحیح آن نقش دارد که از جمله این موارد آشنایی با محکم و متشابه است همانطورکه قرآن کریم در آیه هفتم سوره آل عمران، آیاتش را به این دو دسته تقسیم می کند، که در طول ادوار مختلف مورد توجه مفسران و قرآن پژوهان قرار گرفته است، فهمیدن دلایل، هدف و موارد این تقسیم، نقش مهمی در ترسیم مسیر اعتقادی و تصور درستی از محتوای ارزشمند این کتاب آسمانی خواهد داشت که پژوهش حاضر با روش توصیفی و تحلیلی با استناد به آثار آیت الله مصباح یزدی و نگاهی به نظرات ابن تیمیه، تحقیقی در این زمینه در اختیار علاقه مندان قرار خواهد داد که طبق نظر آیت الله مصباح یزدی، فواتح سوره ها و آیات دارای معانی متعالی، مصداق آیات متشابه هستند و فلسفه وجود این آیات را تعالی محتوا، تشابه طبیعی و تشابه عارضی می داند و ابن تیمیه نیز آیات صفات را از متشابهات می خواند و ضمن معنادار دانستن متشابهات، آنها را به معنای ظاهری حمل می کند. وی رویکردهای مواجهه با زبان دین را به اهل تجهیل، اهل تأویل و اهل تخییل تقسیم می کند.
نقد دیدگاه المنار درباره معجزات حضرت عیسی (ع) با تکیه بر آرای آیت الله جوادی آملی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
تبیین پدیده های فرا طبیعی در قرآن از سوی پیامبران و اولیای الهی که به عنوان معجزه یا کرامت به وقوع پیوسته، یکی از موضوعات اختلافی مفسران است؛ در این پژوهش معجزات حضرت عیسی (ع) از دیدگاه دو مفسر معاصر جوادی آملی در تسنیم و عبده و رشید رضا در المنار و با محوریت آیه ۴۹ آل عمران به روش تحلیل و توصیف مورد نقد و بررسی قرار گرفت. نتایج تحقیق نشان داد همه مفسران بر این عقیده اند که معجزات یادشده در آیه از حضرت عیسی (ع) صادرشده اند اما عبده با رویکرد عقل گرا به انکار این معجزات پرداخت. این در حالی است که استدلال وی در انکار معجزات حضرت عیسی (ع) تمام نیست، علاوه بر این وجود تناقض در دیدگاه رشید رضا در ردّ معجزات حضرت عیسی (ع) و دلایلی در بیان آیت الله جوادی آملی مبنی بر خلاف ظاهر آیه یا خلاف ظهور لفظی آیه بودن و این که حکایت حال ماضی در آیه سوره مائده دلالت بر وقوع دارد و فعل های مضارع بر استمرار دلالت دارند، آمده اند، مورد پذیرش قرار نگرفته اند.
نور هدایت در تفسیر «برهان رب»(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات تفسیری سال سیزدهم تابستان ۱۴۰۱ شماره ۵۰
۱۴۶-۱۲۵
حوزههای تخصصی:
«برهان رب» از موضوعات مطرح در قصه حضرت یوسف× و یکی از عبارت های مورد مناقشه در قرآن کریم است که مفسران، اظهارنظرهای گوناگونی درباره آن ارائه داده اند. برخی از مفسران مشاهده ناظر بیرونی را به عنوان «برهان رب» دانسته اند که برگرفته از روایات مجعول و دور از شأن مقام نبوت و عصمت حضرت یوسف× است. دیگر مفسران امداد غیبی، مشاهده جمال الهی و عصمت را به عنوان «برهان رب» معرفی کرده اند. از میان نظرهای متعدد ارائه شده، این نظرها پرتکرارترین و قابله عرضه ترین آنهاست؛ پژوهش حاضر در صدد است تا «عصمت» به عنوان مهمترین نظر مطرح شده از سوی اکثر مفسران خاصه را به تفصیل مورد نقد و بررسی قرار دهد. بر این پایه با استفاده از شواهد و قرائن عقلی و نقلی، ادله دیدگاه های بالا ناکافی هستند و «برهان رب» نور هدایت و توفیق است.
نظریه انقباض جهان از منظر قرآن (با محوریت آیه 104 سوره انبیاء)
منبع:
مطالعات قرآن و علوم سال ششم بهار و تابستان ۱۴۰۱ شماره ۱۱
179 - 212
حوزههای تخصصی:
اندیشمندان و عالمان برای تفسیر قرآن و درک مفاهیم الهی از روش تفسیر علمی استفاده می کنند که در این روش با استفاده از علوم قطعی شده یا نظریه های قوی، به تطبیق آیات قرآن می پردازند در این پژوهش نیز با استفاده از تفسیر علمی به انقباض جهان و برگشت آن از منظر سوره های (انبیا/104) و (زمر/67) پرداخته شد کیهان شناسان فرضیه ها و مدل هایی را در این زمینه ارائه دادند که از آن جمله نظریه پرکاربرد انیشتین، (انقباض جهان) می باشد که در این زمینه ارائه شده است بر مبنای این نظریه، جهان چرخه ای را طی می کند که شامل انفجارهای بزرگ (Big bangs) و انقباض های بزرگ ((Big crunches است بر اساس نظریه ی «انقباض بزرگ»، جهان در حال انبساط است و نیروهای جاذبه بین مواد باعث کند شدن این انبساط می شوند. هرچه جرم جهان متراکم تر باشد، انبساط آن کندتر می شود؛ و هنگامی که چگالی جهان بیشتر از چگالی بحرانی شود، انبساط جهان، به انقباض تغییر یافته و کل جهان و اجزایش دچار فروریختگی می گردد و یک انفجار بزرگ (Big Bangs) دیگر رخ می دهد و منجر به بازسازی جهان می گردد. قرآن کریم با کاربست ترکیب (نَطوِی الًسماء) در آیه 104 انبیاء به معنای (درهم پیچیده شدن آسمان) به مرحله ای از پایان جهان، واژه (خَلقٍ نُعیدُهُ) به معنای (برگشت جهان) اشاره می فرماید در این نوشتار با روش تحلیلی- توصیفی به این انطباق پرداخته شده است. یافته ها و نتایج علمی در این پژوهش نشان می دهد نظریه انقباض جهان با آیه 104 سوره انبیاء و آیه 67 سوره زمر که به در هم پیچیده شدن جهان و برگشت جهان به حالت نخستین اشاره می کند تطابق دارد و پس از اثبات قطعی این نظریه می توان آن را به عنوان مدلی در تفسیر علمی این آیات دانست.
تبیین ضرورت و چرایی توکل به خداوند متعال بر مبنای تحلیل محتوای آیات قرآن کریم(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
آموزه های قرآنی پاییز و زمستان ۱۴۰۱ شماره ۳۶
143 - 172
حوزههای تخصصی:
خداوند متعال در قرآن کریم به صورت امر ارشادی، بندگانش را به توکل بر خود امر کرده و در موارد متعددی به طور مستقیم و یا ضمنی، به بیان صفات و اسماء مبارکه خویش در ذیل آیات متضمن مفهوم توکل پرداخته است تا به این روش، مٶمنان را به توکل بر ذات پاکش مجاب سازد. از آنجا که مفهوم توکل، یکی از واژگان دارای ابهام در نظام معارف اسلامی بوده است، لذا ضروری به نظر رسید که در پژوهشی مستقل به تبیین ضرورت این امر از منظر آیات قرآن کریم پرداخته شود و بدون هیچ پیش فرض مفهومی و دسته بندیِ از پیش تعیین شده، به تحلیل آیات قرآن کریم در این زمینه پرداخته شود. به همین منظور در این پژوهش تلاش شده با استفاده از روش «تحلیل محتوا» به مثابه یکی از روش های تحقیق میان رشته ای متن محور، به تحلیل آیات قرآنی متضمن اسماء و صفات الهی برای کشف ضرورت توکل پرداخته شود و ضرورت مسئله توکل با توجه به ماهیت اسمایی که در آیات توکل بدان ها اشاره شده، تحلیل و تبیین گردد. تحلیل محتوای آیات قرآنیِ مستخرج به عنوان جامعه آماری نشان می دهد که صفات الهیِ بیان شده در قرآن کریم، بیانگر آن است که خداوند مسلط بر کل هستی، آگاه به تمام مخلوقات، مهربان به بندگان، مبدأ و مقصد هستی، یاریگر مخلوقات و جزادهنده بندگان است و این صفات، مهم ترین عامل برای درک ضرورت توکل بر خداوند است که توجه به آن ها می تواند ما را با مفهوم توکل حقیقی به خداوند متعال آشنا کند.
عوامل افزایش و کاهش پذیری ایمان از دیدگاه قرآن و احادیث (تحلیل کلامی)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
ایمان عبارت از تصدیق قلبی است که اقرار زبانی بیانگر آن و عمل جوارحی از آثار و نتایج آن است. یکی از ویژگی های مهمّ و اساسی ایمان، ویژگی افزایش و کاهش پذیری آن است که از نظر عدّه ای از متکلّمان مسلمان وصفی ذاتی برای حقیقت ایمان است، و از نظر عدّه ای دیگر وصفی متعلِّق به اعراض و امور زائد بر اصل ایمان بشمار می آید. کسانی که افزایش و کاهش پذیری ایمان را وصف ذاتی ایمان می دانند، این تحوّل پذیری را هم در حوزه عناصر مندرج در ماهیّت ایمان می پذیرند، و هم در حوزه ی اقوال و اعمال ایمانی به عنوان اعراض و نتایج آن . مقاله پیش رو با روش توصیفی- تحلیلی به بررسی ماهیّت ایمان و عوامل افزایش و کاهش آن از منظر قرآن و احادیث می پردازد. این عوامل در دو قسمِ عوامل معرفتی، و عوامل اخلاقی رفتاری مورد بررسی قرار می گیرند. عوامل معرفتی افزایش ایمان؛ یقین و ظنّ عالمانه، و در مقابل، عوامل کاهش ایمان عبارت از؛ جهل و نادانی و تکیه بر ظنّ و گمان جاهلانه معرّفی گردیده و در ادامه عوامل اخلاقی-رفتاری افزایش و کاهش ایمان بررسی شده است. در بررسی نقش عوامل معرفتی در ایمان، به اثبات می رسد که افزون بر یقین نظری و نیز یقین روانشناختی یا شهودی، ظنِّ عالمانه نیز می تواند در ایمان ورزی انسانها نقش مهمّی را ایفاء کند و هر دو عناصری افزایش و کاهش پذیر برای ایمان بشمار آیند.
بررسی ابعاد توسعهو توسعه نیافتگی در علم اقتصاد و مصادر اسلامی (قرآن و نهج البلاغه)
حوزههای تخصصی:
توسعه» دارای ابعاد گوناگونی است؛ ابعاد توسعه شامل تمامی بخش های اقتصادی، سیاسی، اجتماعی و فرهنگی جامعه می باشد. از این حیث در علم اقتصاد، تفاوت مفهومی با مقوله «رشد» دارد. بنابراین برای پیشرفت همه جانبه جوامع لازم است به توسعه با این معنای جامع اهتمام شود. در این میان دولت ها که اصلی ترین نقش را در توسعه ایفا می کنند، در کشورهای مختلف با نواقصی روبرو هستند چرا که تعریف آنها از توسعه دارای کاستی است؛ مثلاً در دول غربی به رشد اقتصادی به جای توسعه پرداخته شده است. و در ایران نیز، نیل به توسعه هنوز محقق نشده است. برای تحقق توسعه ی مطلوب، به بررسی ابعاد «توسعه نیافتگی» پرداخته و «فقر» و «اتلاف منابع» به ویژه اتلاف منابع انسانی بررسی شده است. این تحقیق با روی آورد بین رشته ای و با روش توصیفی- تحلیلی به آموزه های قرآن و نهج البلاغه در زمینه ی توسعه نیافتگی و حصول شواهد دینی آن نیز پرداخته است. آیات قرآن و عبارات امیرالمؤمنین(ع) بر إبعاد از فقر فردی و اجتماعی و بهره وری درست و کامل از تمامی منابع به عنوان نعمات و مواهب الهی دلالت دارد که این خود موجب تحقق «توسعه» می-شود. در این پژوهش جمع آوری اطلاعات و داده ها به روش کتابخانه ای صورت پذیرفته است.
سبک شناسی «علی هدی» و «فی ضلال» در قرآن (با تأکید بر لایه فکری)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
یکی از بنیادی ترین مفاهیم وارده در قرآن کریم موضوع هدایت و ضلالت است. از جمله ویژگی های سبک شناختی این دسته از آیات همنشینی حرف «علی» با مفهوم هدایت (علی هدی) و حرف «فی» با مفهوم ضلالت (فی ضلال) است که در پژوهش حاضر تلاش شده با روش توصیفی_تحلیلی لایه فکری این این نوع تعابیر مورد بررسی قرار گیرد. از رهگذر این پژوهش می توان ضمن تحلیل بعد لفظی و بیانی دسته ای از آیات قرآن، به عمق بیشتری از فهم و تفسیر قرآن رسید. تحلیل دلالت های حروف علی و فی، در کنار هم آیی آن ها با مفاهیم هدایت و ضلالت در قرآن نشانگر آن است که قرآن حکیم انسان های مؤمن را بسان کسی که سوار بر مرکب و در مسیری حرکت می کند، حاکم بر سرنوشت خویش می داند، بطوری که این افراد در مسیر هدایت به پیش می روند و در نهایت به سرمنزل مقصود خواهند رسید. در مقابل مشرکان و کافران غرق در زندگی دنیوی و غوطه ور در تاریکی ها و بازیچه شیطان و حیات دنیوی شده و در پایان ناکام خواهند ماند. نیز افرادی که به تعبیر قرآنی «بر هدایت اند» از «منبع کنترل درونی» برخوردارند. اینان در قبال اقدامات و زندگی خود مسئولیت پذیرند، در مقابل نظرات دیگران و محرک های بیرونی کمتر تأثیر می پذیرند، عملکرد بهتری در مشاغل و مسئولیت های خود دارند و تمایل به حفظ سلامت روانی و جسمانی خود دارند. برعکس افراد گمراه که دارای «منبع کنترل بیرونی» هستند، عوامل بیرونی را در موفقیت یا شکست خود دخیل می دانند و تمایل کمتری به مسئولیت پذیری دارند.
مؤلفه های شناسای داده های تمدنی قرآن(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
آموزه های قرآنی پاییز و زمستان ۱۴۰۱ شماره ۳۶
25 - 49
حوزههای تخصصی:
نخستین چالش فراروی مفسر موضوعی در فرایند مراجعه قرآن، شناسایی و استخراج داده های قرآنی مربوط به مسئله است. این مقاله کوشیده است با تعیین مؤلفه های شناسای داده های تمدنی قرآن و ساخت الگوی کشف و استخراج داده های تمدنی قرآن، اولین چالش فراروی به سخن درآوردن قرآن درباره نظریه تمدن را حل کند. نتیجه کاربردی تعیین مؤلفه های شناسای داده های تمدنی در قرآن، کشف و استخراج بیشینه و بهینه داده های تمدنی در کتاب الهی است. مقاله بر داده های اصل تمدن متمرکز است و به ویژگی های آن نمی پردازد. پژوهش با روش تحلیلی و توصیفی، مؤلفه های شناسای داده های تمدنی قرآن را تعیین و الگوی استخراج آن ها را ارائه کرده است. به طور معمول، قرآن پژوهان داده های تمدنی قرآن را به روش استقرایی گردآوری و تدوین می کنند و روش قیاسی را به کار نمی گیرند. مقاله با استفاده توأمان از دو روش استقرایی و قیاسی، مؤلفه های شناسای داده های تمدنی را به لحاظ ظرف، موضوع و محمول، تعیین و الگوسازی می کند. مؤلفه های شناسا از این قرارند: به لحاظ ظرف «دنیایی بودن»، به لحاظ موضوع «انسانی بودن»، «اجتماعی بودن» و «بزرگ بودن» و به لحاظ محمول «ساخته اختیاری».
تجلی آیات قرآنی در مناجات شعبانیه (مطالعه موردی اوصاف الهی)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
سراج منیر سال ۱۳ پاییز و زمستان ۱۴۰۱ شماره ۴۵
185 - 216
حوزههای تخصصی:
در میان دعاهای مأثور، مناجات شعبانیه، از مناجات های خاصّ امام علی است که دارای معارف بلند عرفانی است، از آنجا که وجود امام علی به مثابه قرآن ناطق با حقیقت قرآن عجین است، بی تردید مناجات ایشان نیز ارتباط عمیق با قرآن کریم به عنوان قرآن صامت دارد. بخش قابل توجهی از این دعا درباره اوصاف الهی است که ارتباط وثیق و معنادار با قرآن کریم دارد. در پژوهش حاضر با رویکرد شیوه های اثرپذیری متون، به تبیین تبادل محتوایی اوصاف الهی بیان شده در این مناجاتِ عارفانه، با قرآن کریم پرداخته می شود. نتایج پژوهش بیانگر آن است که جلوه های تجلّی آیات در این مناجات به طور عمده در قالب تأثیرپذیری غیرمستقیم است و شیوه های مختلف تأثیرپذیری شامل واژگانی، گزاره ای، گزارشی و الهامی در بخش اوصاف الهی قابل مشاهده است که بیشترین تأثیرپذیری واژگانی و از نوع برآیندسازی است. علم، عفو، قدرت، رحمت، جود، رزق و حمد از مهمترین اوصاف الهی بیان شده در این مناجات است که براساس قرآن تجلّی یافته است.
قاعده مفروغ و مستانف و نقش آن در تاویل و فهم و جمع بندی آیات الهی (از منظرعبدالکریم شهرستانی)
منبع:
پژوهشنامه تأویلات قرآنی دوره ۵ پاییز و زمستان ۱۴۰۱ شماره ۹
102 - 119
حوزههای تخصصی:
شهرستانی، صاحب ملل و نحل در تفسیر خود به نام مفاتیح الاسرار و مصابیح الابرار چند قاعده از جمله قاعده ی مفروغ و مستانف، تشخیص خاص،ترتب،تضاد و... را به عنوان مفاتیح و کلیدهایی برای فهم معانی قرآنی و تاویل صحیح آن مطرح می کند . از دیدگاه او عدم توجه به برخی از قواعد مزبور می تواند زمینه ساز پندار تعارض و ناسازگاری بین آیات قرآنی مانند آیات موهم جبر یا موهم تفویض یا آیات مشوق به ابلاغ دین و آیات یاس از ایمان کفار و ..باشد.اما از دیدگاه او ، وجه جمع بین این دو سنخ از آیات هنگامی بدست می آید که به قاعده مفروغ و مستانف توجه شود . بدینسان مخاطب قرآن درک می کند که از دو دسته آیاتی که بظاهر مفاد متضاد دادند؛یکی از منظر زمانی- مکانی ،انسانی ، این جهانی ، سبب بینی ، ظاهر ، لوح محو و اثبات ، تکلیف و شریعت (حکم مستانف) بحث می کند و دیگری از منظر الهی ، فرا زمانی ، مسبب بینی ، باطن، ام الکتاب ، تقدیر و قیامت (حکم مفروغ) . هر دو منظر هم درست است هر یک در جای خویش . در این مقال به منشاء، ابعاد ، اهمیت و مبانی قاعده و نمونه هایی از کاربرد آن از جمله در قضیه موسی(ع) و خضر پرداخته می شود.
نقش آکسان ها در انتقال معانی و تلاوت معنامحور قرآن کریم(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
یکی از مؤلفه های مشترک حوزه تلاوت قرآن با مطالعات زبانی و موسیقایی، آکسان ها هستند. زمانی که سخن از آوا، خوانش متون و قرائت می شود، یکی از گزاره های مورد توجه آکسان است؛ بنابراین، قرآن کریم، چه به عنوان یک متن مصوّت و چه به عنوان کلام خواندنی - آن طور که از ریشه آن بر می آید - با مطالعات میان رشته ای زبان شناسی، آواشناسی و موسیقی در ارتباط خواهد بود. آکسان ها به منزله مؤلفه ای که در میان همه این علوم و زیرشاخه های آن عنصری مشترک به شمار می آید، از جایگاه ویژه ای برخوردارند. به واسطه شناخت مبانی موسیقی و مباحث زبان شناسی رعایت برخی مؤلفه ها مانند مواضعی که آکسان بر واژگان و عبارات قرآنی قرار می گیرد، می توان به نحو دقیق تر و بهتری در انتقال معنا از آن بهره جست و این مهم در انتقال پیام الهی به مخاطبان قرآن بسیار حائز اهمیت است؛ به گونه ای که رعایت نکردن آن می تواند موجب اختلال در بروز معنای آیه و مخدوش کردن پیام الهی و هرگونه دگرگونی معنایی شود که مدنظر نبوده است. با توجه به اینکه آکسان، هم در زبان شناسی و هم در موسیقی دارای مفهوم است، در این پژوهش به ماهیت آن در هر یک از این علوم پرداخته شده و یافته ها گویای این است که اگر قاری در کنار توجه به معنا، آکسان های هر واژه و عبارت قرآنی را به درستی تشخیص دهد و لحن الاداء را رعایت کند، تلاوت معنامحور رقم خواهد خورد و فهم بهتری از مفاهیم قرآنی به دست می دهد. علت ماندگاری برخی تلاوت ها رعایت لحن الاداء در حین تلاوت بوده که به پیوند ریتم درونی و بیرونی (ظاهری و باطنی) الفاظ قرآن، منجر و مایه مانایی برخی تلاوت ها شده که در تاریخ بی نظیر یا کم نظیر است.
Analysis of Extremist Feeding by Abrār in Surah Al-Insān(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
In the Sabab-e-Nuzūl of verse 8 of Surah Al-Insān, it is stated that the Ahl al-Bayt (AS) gave their food for three consecutive days while they were fasting and in need of that food. Apparently, the way of giving alms here is extremist and moderation is not observed in it. Therefore, there is a contradiction between the quality of food by the Infallibles (AS) and the verse Make not thy hand tied (like a niggard’s) to thy neck, nor stretch it forth to its utmost reach, so that thou become blameworthy and destitute. (Isrāʼ/29) It is necessary to investigate this suspicion in order to protect the infallibility of Abrār. Therefore, this research has analyzed the mentioned conflict from two perspectives with a descriptive-analytical method: 1- The difference of context in the two verses 2- The difference in the existential capacity of human beings and the relativity of concepts. In the end, it is stated that the context of the word in Surah Al-Insān is praise and it cannot be contrary to verse 29 of Isrāʼ, in which moderation in almsgiving is recommended. Also based on the verse "On no soul doth Allah place a burden greater than it can bear." (Baqarah/286) and the differences in the existential capacity of human beings, the range of moderation in charity is different for each human being. Therefore, in the method of feeding, Abrār has observed moderation, but moderation at its highest level.