فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۸۰۱ تا ۸۲۰ مورد از کل ۱۳٬۹۹۷ مورد.
حوزههای تخصصی:
The study of the dimensions of the Qur’an's miraculous nature has been a central focus of Qur’anic scholars since the time of its revelation. Numerous aspects have been identified as facets of the Qur’an's miraculousness. One such aspect, arguably first significantly claimed by Rashad Khalifa, is the mathematical structure or numerical miraculousness of the Qur’an. Khalifa published his findings in a book titled "Qur’an: Visual Presentation of the Miracle," wherein he outlined 52 examples of the Qur’an's mathematical miracles. These examples include 21 cases of word and letter repetitions, 2 cases of abjad letter calculations, and 29 cases involving the Qur’an's disjointed letters (al-ḥurūf al-muqaṭṭaʿāt), all connected to the number 19, which Khalifa considered a divine code. This study first reflects on the concept of the Qur’an's numerical miracle and outlines criteria for its verification. Subsequently, it examines Khalifa's computational criteria and evaluates all 52 of his claims. Upon thorough review, it was determined that Khalifa's calculations and conclusions are either incorrect or lack at least one necessary condition for establishing a numerical miraculousness.
نسبت سنجی جهاد و آزادی از منظر قرآن کریم
حوزههای تخصصی:
برخی از مخالفان اسلام و مستشرقین، آیات جهاد، قتال با مشرکین و برخورد با آنان را مورد استناد خود قرار می دهند و بر این باورند که این آیات، جایی برای آزادی، انتخاب مخالفین و غیر مسلمین در نظام اسلامی باقی نمی گذارد و چیزی به نام آزادی، بی معنی است. این مقاله به نسبت سنجی جهاد و آزادی از منظر قرآن کریم می پردازد و این شبهه را که جهاد، جلوی آزادی و انتخاب فکر، عقیده و رفتار سیاسی-اجتماعی شهروندان را می گیرد، بررسی می کند، در فرضیه بر این امر تاکید شده است که با توجه به ادبیات و منطق قرآن کریم و مبانی هستی شناختی و انسان شناختی آن و لحاظ اهداف جهاد، حکم به آن برای دفاع از ستمدیدگان، برداشتن موانع و بسترسازی برای انتخاب آگاهانه شهروندان و مقابله با آغازگران جنگ و رهاسازی مردم از یوغ طاغوتها بوده است، آزادی ارزشی بنیادین است که با وجود آن، شهروندان می توانند با در نظر داشتن معیارها و موازین شرعی، بدون تحمیل و فشار قدرت حاکم، آزادانه، رفتار سیاسی-اجتماعی انجام دهند و به حقوق سیاسی خود دست یابند، روح حاکم بر آیات و حکم جهاد نیز در راستای آزادی مردمانی بوده است که زیر سیطره مستبدین و مستکبرین قرار داشته اند، جهاد به معنای تحمیل عقیده نبوده است تا آزادی از میان رود، بلکه برای مسلمین چاره ای جز دفاع و رویارویی با دشمن نمانده بود، حقیقت جهاد، دفاع در برابر هجوم دشمن بوده است. در کنار بهره از روش توصیفی-تحلیلی در بررسی داده ها این مهم با روش تفسیر اجتهادی انجام شده است.
بررسی جلوه های مقاصدالشریعه در آیات الاحکام جزایی بر پایه نظریه شاطبی
منبع:
الاهیات قرآنی سال ۱۱ بهار و تابستان ۱۴۰۱۲ شماره ۲۰
121 - 99
حوزههای تخصصی:
قرآن منبع اصلی احکام الاهی است و از دیگر سو، اصل هدف مندی احکام در فقه، مورد پذیرش علما است. بنابراین، آیات الاحکام جزایی قرآن که شالوده حقوق کیفری جوامع اسلامی است، دربردارنده مقاصد و مصالح خاصی هستند. هدف پژوهش حاضر، مطالعه و بررسی رابطه هر کدام از آیات الاحکام جزایی با مقاصد پنج گانه ضروری شریعت است و بر این اساس، سوال اصلی تحقیق این طور صورت بندی شده است که هر کدام از آیات الاحکام جزایی قرآن کریم، مخاطبان خود را به طور دقیق، به کدام یک از مقاصد پنج گانه تعریف شده در نظریه مقاصدالشریعه شاطبی رهنمون می نماید. به این منظور، پژوهش کیفی حاضر با روش کتاب خانه ای به گردآوری مطالب و داده پرداخته است. نتیجه تأمل در دلالت های تفاسیر به کار رفته در پژوهش حاضر، مبیّن این معنا است که مقصد حفظ نسل در آیات مربوط به مساحقه، لواط، زنا و قذف؛ مقصد حفظ دین در آیات مربوط به زنا، قذف، محاربه و قصاص؛ مقصد حفظ مال در آیات مربوط به سرقت و محاربه؛ مقصد حفظ نفس در آیات مربوط به محاربه، حرمت قتل نفس و قصاص؛ مقصد حفظ عقل در آیات مربوط به محاربه قابل ردیابی است. با تطبیق تمام آیات الاحکام جزایی با مقاصد ضروری پنج گانه، اعتبار این مصالح کلان در حقوق کیفری قطعی است و ضروری به نظر می آید که در استنباط های مربوط به مسائل و موضوعات نوپدید در حوزه فقه کیفری که دلیل محرز و قطعی برای استخراج حکم آن ها وجود ندارد، این مقاصد پنج گانه در فرایند استنباط و اجتهاد بیش از پیش مورد توجه باشد.
نقد و بررسی شبهات آیات موهم ناسازگاری ادبی در قرآن کریم با استناد به قواعد رایج در شعر و نثر عربی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
کتب و مقالات زیادی در گذشته و حال پیرامون شبهه تناقض و تعارض آیات قرآن نوشته شده، لکن این آثار هرکدام از زاویه ای به موضوع نگاه کرده و بعضاً گونه ای خاص از شبهه اختلاف و تعارض را مورد بررسی قرار داده اند. ادعای ناسازگاری ادبی در قرآن زمانی می تواند مطابق با واقع باشد که با نظم و اسلوب موجود در شعر و نثر عرب سازگاری نداشته باشد. ازاین رو هنوز ضرورت دارد تا با بررسی شبهات محققان و مستشرقین معاصر پیرامون ناسازگاری ادبی آیات گونه های مختلف این شبهه را احصا نموده و ادعای مدعیان این شبهه را بصورت مصداقی مورد نقد و بررسی قرار گیرد. این مقاله به روش تحلیلی و انتقادی با استفاده از نظر ادیبان و مفسران، موضع شبهه برخی آیات موهم ناسازگاری ادبی را با قواعد رایج در متون عربی تطبیق و مورد نقد و تحلیل قرار داده است. یافته های پژوهش نشان میدهد بخشی از شبهات مربوط به ناسازگاری ادبی در قرآن به عدم تسلط کافی بر قواعد کم کاربرد موجود در شعر و نثر عربی برمی گردد چرا که قواعد ادبی و بلاغی قرآن از دو بخش عمومی و تخصصی تشکیل شده است که در سروده ها و متون عربی رایج و مرسوم است. ترکیب و نظم رایج در بسیاری از آیات موهم شبهه ادبی با قواعد کم کاربرد و ظریف، در شعر و نثر عربی مطابقت دارد. مبرهن است، منتقدان قرآن، تنها قواعد عام ادبیات عرب را معیار و ملاک ناسازگاری ادبی در آیات قرآن قرار داده اند.
نظام نیازهای انسان در پرتو تفسیر نیایشی آیه «انتم الفقراء» با بهره گیری از نیایش های صحیفه سجادیه(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
از جمله اوصافی که قرآن کریم انسان را بدان وصف می کند صفت «فقر» است، که در آیه 15 سوره فاطر با عبارت «انتم الفقراء» از آن یاد شده است. برای شناخت انسانِ فقیر باید مصادیق فقر را شناخت، تا هم با شناخت مصادیق اوج احتیاج انسان نمایانده شود و هم به راهکارهای رفع نیازها برسد. مراجعه به تفاسیر ذیل این آیه تنها کلیاتی در باب انواع فقر به دست می دهند و مصادیق دقیق و ابعاد نیازمندی را روشن نمی سازند، اما سؤال اصلی این است که مصادیق این فقر و نیازمندی چیست. نیایش ها، از جمله نیایش های پربار صحیفه سجادیه، مصادیق دقیق تری از فقر را بیان می کنند و در پرتو تفسیری نیایشی آیه، نظام نیازهای انسان شناخته می شود، نظامی که در یک نگاه قابل دسته بندی به نیازها، از جمله: نیازهای بنیادین مانند روزی، نیرو، انگیزشی: مانند عفو، امید، انس و عملکردی مانند بصیرت، اطاعت، توکل، ذکر و فرانیازها، از جمله: رحمت، بخشش و محبت هستند. این پژوهش بر آن است تا با روش تحلیل محتوای مضمونی و با گردآوری مطالب به صورت کتابخانه ای، به تفسیر نیایشی این آیه و ترسیم یک نوع از نظام نیازها، با کاربست نیایش های صحیفه بپردازد و ظرفیت این نوع تفسیر را در حد توان خویش روشن سازد.
ارزیابی نظریات مفسران پیرامون «لسان عربیّ مبین» در قرآن کریم(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
آموزه های قرآنی بهار و تابستان ۱۴۰۲ شماره ۳۷
293 - 314
حوزههای تخصصی:
مسئله اصلی پژوهش، تبیین معنای «لسان عربیّ مبین» در قرآن کریم با توجه به آرای مفسران و کارکردهای معنایی واژگان است. اختلاف دیدگاه مفسران و استناد نظرات آنان به دلایل متفاوت، انجام این تحقیق را ضروری نموده است. مقاله حاضر با روش توصیفی تحلیلی به بررسی و سنجش آرای مفسران در تفسیر آیه شریفه پرداخته و نظرات آنان را درباره «لسان عربیّ مبین» در چهار بخش مورد توجه قرار داده است. این موارد شامل: مسئله تحدی، زبان مخاطبان و مکان نزول، شرافت و ظرفیت های زبان عربی، فصاحت و صراحت و آشکاری زبان اختصاصی قرآن است. نتایج پژوهش نشان می دهد که «لسان عربیّ مبین» فراتر از نظریات مفسران، یک فهم مشترک بین الاذهانی است که با اسلوب محاوره انسانی، از زبان فرابشری وحی پرده برداشته است و در عین اینکه شرایط و درک و فهم مخاطب را در نظر داشته، ویژگی جهان شمولی، فرابشری و فراتاریخی قرآن کریم را هم لحاظ کرده است. توجه به معنای قرآنی واژگان و روایات مرتبط و نیز دیدگاه زبان شناسی سوسور می تواند مؤید معنای اخیر باشد.
بازنمایی اخلاقی گفتمان انبیاء(ع) در قرآن کریم با خوانش سبک شناسی نحوی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
آموزه های قرآنی پاییز و زمستان ۱۴۰۲ شماره ۳۸
297 - 326
حوزههای تخصصی:
در میان گفتمان های قرآنی، کنش گفتاری انبیاء(ع) از بسامد بالایی در کاربست تکنیک های سبک ساز جهت بازنمایی آموزه های اخلاقی برخوردار است.در میان سبک های آوایی، واژگانی، نحوی و بلاغی، لایه نحوی با خوانش روابط پرتکرار نظام های نشانه ای دستوری، به معانی نهفته ای اشاره دارد که مدلی روشمند در تفسیر و ترجمه گفتمان های قرآنی فراهم می آورد. پژوهش حاضر با تکیه بر روش توصیفی تحلیلی، به دنبال پاسخ به این سٶال است که چگونه تکنیک های برجسته ساز نحوی، زوایای اخلاقی گفتمان انبیاء(ع) را در موقعیت های گوناگون برجسته می سازد؟ رهیافت های حاصل آنکه واکاوی گزینش های سبک ساز در قالب سازه هایی جهتمند، مانند «حذف صدای دستوری»، «افزایش ظرفیت جمله»، «تقدیم و تأخیر»، «ضمیرگردانی» و «نوعیت جمله»، آموزه هایی اخلاقی همچون «حفظ قداست حریم الهی»، «تسلیم کامل در برابر حق»، «ادب و عفت رفتاری»، «خشوع و تواضع» و «تمسک شدید به آیین الهی» را به تصویر کشیده که افزون بر تبلور سیره انبیاء و ارائه الگوی رفتاری قرآنی، در روشمندسازی تحلیل قرآن یاری می رساند. همچنین این امر، ابعادی از اعجاز زبانی قرآن را در زایش ظرافت های معنایی نمایان می سازد.
بازخوانی و بررسی تطبیقی آیات جاهلیت از منظر علامه طباطبایی و سید قطب(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات تفسیری سال ۱۴ تابستان ۱۴۰۲ شماره ۵۴
۶۰-۴۱
حوزههای تخصصی:
جاهلیت اصطلاحی قرآنی است و بیانگر ویژگی های رفتاری، اخلاقی و اعتقادی مردم حجاز در دوره تاریخی پیش از اسلام می باشد. سید قطب پس از تقسیم جاهلیت به قدیم و مدرن و تفکیک جوامع به جاهلی و اسلامی، در تبیین اصطلاح جاهلیت، جهل و کفر را مقابل یکدیگر قرار می دهد و در نتیجه جامعه جاهلی را جامعه ای کافر می داند. اما از نظر علامه طباطبایی کفر و ایمان دارای درجات و مراتب اند و هر جهلی کفر نیست از نظر ایشان طبق آیات قرآن کریم کفر و بت پرستی یکی از آثار و نتایج جهل است نه عین آن. بر این اساس کافر دانستن جامعه جاهلی و باورمندی به تکفیر آنان مورد قبول علامه طباطبایی نیست. نظریه مختار این پژوهش که با روش توصیفی تحلیلی انجام گرفته است مؤید نظریه علامه طباطبایی است. از نظر مقاله پیش رو خطای سید قطب در خلط معنایی بین قانون و حاکمیت در آیه «أ فحکم الجاهلیه یبغون» است.
Investigating the Connection between Hermeneutics and the Method of Understanding the Qur’an in two General and Specific Areas(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
Quran and Religious Enlightenment, Volume ۴, Issue ۱, ُ۲۰۲۳
135 - 150
حوزههای تخصصی:
Today, hermeneutics and its related debates in the field of the Qur’an are discussed more than past. This research tries to investigate the relationship between hermeneutics and the Qur’an or the method of understanding the Qur’an in two general and special areas, and the questions that: What is the general and special understanding of the Qur’an and what are the criteria for a specific understanding of the Qur’an?<br /><br />Gathering materials in this research is in the form of a library and the method in this research is descriptive and analytical.<br /><br />After the investigations, it became clear that this is not true to consider every understanding correct in philosophical hermeneutics.<br /><br />Also, the Qur’an has levels of understanding, the types of which were mentioned in the article; moreover special understanding of the Qur’an has outward and inward manners. Performing ablution and keeping the mouth clean, etc., are outward manners, and the word of God, knowing the Qur’an, thinking about it, etc. are inward manners. Also, there are rules and criteria for a special understanding of the Qur’an, which can be considered the hermeneutics of the Qur’an.
Rijālī Review of Isnād in the Interpretation Attributed to Imām ʿAskarī (AS) from Sheikh Sadūq to ʿAskarī(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
The Tafsīr book attributed to Imām Hassan ibn ʿAlī ʿAskarī (AS) or Tafsīr of Abū Muḥammad Uṭrūsh is one of the Tafsīr al-Ma’thūr (traditional interpretation) of early Shi’a, which has long been the subject of controversy and discussion among Imāmī Shiite thinkers, especially the later scholars; and even some consider it as fabricated which has been attributed to Imāmayn ʿAskarīyayn (AS). Controversies about this book are multidimensional; that is, it includes both the date of authorship and attribution of the book to the author, and also includes the Isnād, narrators, and content of the book. Therefore, it is necessary to examine this interpretation from various aspects; one of these dimensions is the rijālī review of the narrators of this work to find out how is its chains of transmitters? Is there any vacancy and anxiety in these chains of narrators? And also, what is the rijālī status of these narrators? Since the review of the narrators of Isnād up to Sheikh Sadūq has been discussed in other articles, in this article, only the rijālī review of ten of the narrators of this Isnād is discussed from Sheikh Sadūq to ʿAskarī Uṭrūsh. In this rijālī review of the narrators, it was found that the majority of the narrators of this part of the Tafsīr Isnād are unknown in the Imāmī sources, and the rest have not been confirmed.
نقش هوش معنوی درمدیریت با تکیه برآیات قرآن و روایات(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات قرآنی دوره ۱۴ بهار ۱۴۰۲ شماره ۵۳
146 - 161
حوزههای تخصصی:
کاوشی در مفهوم آسیب شناسی تربیت اخلاقی انسان در سوره ماعون(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات قرآنی دوره ۱۴ تابستان ۱۴۰۲ شماره ۵۴
41 - 56
حوزههای تخصصی:
زندگی در عصر حاضر با چالش ها و بحران های عمیق اخلاقی، تربیتی و اجتماعی انسان همراه است. از این رو پژوهش حاضر با هدف کاوشی در جهت مفهوم آسیب شناسی تربیت اخلاقی انسان در سوره ماعون صورت گرفت. در همین راستا روش پژوهش توصیفی – تحلیلی و از نوع تحلیل محتوای کیفی بود. ابزار جمع آوری اطلاعات، فیش برداری و تهیه فرم بر اساس آیات قرآن کریم و نیز اسناد و مدارک معتبر مرتبط با موضوع می باشد. یافته ها بر اساس نمودار درختی سوره ماعون در قالب سه نوع آسیب (عدم توجه به ایتام، سهل انگاری در نماز و ریا) قابل دسته بندی بود. یافته های تحلیل نشان داد بر اساس مضامین این سوره سه نوع آسیب شامل: آسیب ریا، سهل انگاری در نماز و عدم توجه به ایتام شناسایی و دسته بندی شد. درنتیجه به دلیل اهمیت تربیت اخلاقی انسان راهکارهای پیشنهادی جهت پیشگیری از آسیب ها مشخص شد.
واکاوی مفهوم «معاشرت به معروف» در آیه 19 سوره نساء و نقش آن در تکالیف حقوقی زوجین(مقاله پژوهشی حوزه)
منبع:
پژوهش های قرآنی سال ۲۸ زمستان ۱۴۰۲ شماره ۴ (پیاپی ۱۰۹)
27 - 44
حوزههای تخصصی:
منبع اصلی قاعده معروف «معاشرت به معروف»، امر قرآنیِ «و عاشروهنّ بالمعروف» است. با تحلیل واژگانی «معروف» پی می بریم که مراد از امر مذکور، معاشرت به نحو متعارف است، نه حسن معاشرت به معنای معاشرت با صفا و صمیمیت. آنچه این برداشت را تأیید می کند، تقابلی است که در قرآن میان رفتار به معروف و رفتار ضراری برقرار شده است. نویسندگان قواعد فقه برای ضرار دو تعریف عمده بیان کرده اند. برخی آن را به همان معنای ضرر، و برخی دیگر ضرار را به معنای ضیق و حرج ترجمه نموده اند. نتیجه این استنباط آن است که در زندگی زناشویی، ایجاد ضمانت اجرایی و مسؤولیت حقوقی ترک معاشرت به معروف، مشروط به معاشرت غیرمتعارف یا همان معاشرت ضراری است. در نتیجه، بر خلاف تعریفی که حقوقدانان از حسن معاشرت ارائه نموده و آن را به معنای مهربانی و صمیمیت در خانواده دانسته اند، به اطلاق خود دارای ضمانت نمی باشد؛ مگر اینکه ترک حسن معاشرت به نشوز زوجین یا رفتار ضرری منتهی شود. این پژوهش، با هدف ارائه تعریفی جدید از قاعده معروف، پس از گردآوری منابع به شیوه کتابخانه ای، با روش توصیفی، به تحلیل مفهومی داده ها پرداخته است.
نگرشی تحلیلی به آرای مفسّران در آیه 84 سوره اسراء : «کل یعمل علی شاکلته»(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات تفسیری سال ۱۴ پاییز ۱۴۰۲ شماره ۵۵
7 - 30
حوزههای تخصصی:
مفسّران از آغاز تاکنون، ذیل آیه 84 سوره اسراء، در بیان معنای «شاکلته» مواضع چندی داشته اند؛ برخی آیه را بی نیاز از تفسیر دانسته اند اما بیشتر مفسّران به اجمال برای «شاکله» معانی ای چون: نیت، خُلق و خوی، عادت، دین و مذهب، ذات و طبیعت را مطرح کرده اند ولی توضیح بیشتری نداده اند و فقط در تفاسیر قرن 14 به پیام های اعتقادی و ابعاد انسان شناختی «شاکله» توجّه اندکی شده است. بیشتر تفاسیر عامّه در تفسیر «شاکله» به اقوال پیشینیان اکتفا کرده و فاقد داوری و تحلیل است و اگر توضیحی داده شده ا ست، بیان آنان موهم جبر بوده است. چنان که بیشتر مفسران امامیه نیز تا اواخر قرن 14 همانند بقیه تفاسیر، به اجمال از کنار آیه گذشته اند، ولی آنان با الهام از روایات اهل بیت^ در تفسیر «شاکله» از اندیشه جبر مطلق مصون مانده اند. نخستین تفسیری که در قرن 14به اهمیت بحث شاکله توجّه کافی کرده و به تفصیل، شبهه جبر را از حریم آیه زدوده و تأثیر جدّی در اندیشه مفسّران پس از خود داشته، تفسیر المیزان است، هر چند این تحوّل به تفاسیر عامّه راه نیافته است.
Being Awake at Dawn: A Religious Austerity or a Hygienic Recommendation (A Scrutiny Based on the Holy Qur’an, Traditional Persian Medicine and Modern Medicine)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
بررسی اختلافات تفسیری فریقین درباره آیات تشریعی حوزه نکاح(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات تفسیر تطبیقی سال ۸ پاییز و زمستان ۱۴۰۲ شماره ۱۶
88 - 111
حوزههای تخصصی:
با توجه به اختلافات تفسیری که در حوزه آیات الأحکام نکاح در دیدگاه فریقین وجود دارد، مقاله پیش رو بر اساس پرسش پیرامون مصادیق اختلافات تفسیری در حوزه مذکور با رویکرد تطبیقی سامان یافته است.آیات الأحکام نکاح حول محورهای مشروعیت، محرمات و لوازم و توابع آن احصاء می شوند و در هر یک از محورها و موضوعات مذکور، اختلافات متعددی نیز قابل دستیابی است. این پژوهش مبتنی بر روش توصیفی بوده و گردآوری اطلاعات بر اساس روش کتابخانه ای صورت گرفته است. یافته های این پژوهش نشان می دهد که در بحث مشروعیت، فریقین در جواز ازدواج موقت اختلاف دارند به طوری که امامیه قائل به جواز و معظم اهل سنت قائل به عدم جواز آن می باشند. در محرمات نکاح، دیدگاه های مربوط به ایجاد رحم از طریق وطی نامشروع و ازدواج با زنان اهل کتاب متفاوت است و در لوازم و توابع نکاح، مباحث مهریه و مقدار آن، پرداخت متاع و نفقه و همچنین موضوع نگاه خصوصا نگاه به مخطوبه و برخی از احکام وطی، اختلافی است.
بازخوانی محدوده فقهی راهکار سوم آیه نشوز در صورت نشوز زن
منبع:
تفسیرپژوهی سال ۱۰ پاییز و زمستان ۱۴۰۲ شماره ۲۰
117 - 148
حوزههای تخصصی:
یکی از مسائل مطرح در مورد همسر، حکمِ زدن او از طرف شوهر در جریان نشوز او، به جهت تأدیب او در راستای اعمال قوامیت مرد است. قریب به اتفاق، صاحب نظران برآن اند که مرد، بر اساس راهکار سوم آیه نشوز، حق زدن او را دارد، ولی کیفیت ضرب او در فتاوای فقیهان مقید است به «رفیق» بودن، دیه آور نبودن، خون آلود نساختن، فاسد نکردن پوست و گوشت، شکسته نشدن استخوان و «عدم تبریح». تحقیق حاضر می کوشد، با بررسی ادله دیدگاه های پیش گفته، با سنجه فهم عرف از ضرب با لحاظ جنبه بازدارندگی و اصلاح گری آن به داوری بنشیند. به باور نویسنده شرایط تقیید ضرب در آیه محقق نیست و قیود گفته شده نیز اگر بر اساس ارائه تفسیر از ضرب «غیر مبرح» در اخبار باشد، علاوه بر عدم اعتبار آن اخبار، تمام نیست. از طرف دیگر ملاحظه سیره عقلا در فلسفه تأدیب اصلاحی و حد و مرز آن و انصراف این آیه در محدوده ارتکازات عقلایی، دلیل بر جواز این ضرب در همان محدوده عقلایی است و دلیل دیه و ضمان نیز صلاحیت تخصیص را ندارد.
تأمّلی در مصادیق علم پیامبر(ص) بر اساس آیه 113 سوره نساء(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مفسّران در برداشت حقیقی از گزاره «وَ عَلَّمَکَ ما لَمْ تَکُنْ تَعْلَمُ » در آیه 113 سوره نساء اختلاف نظر دارند. توجه به علم پیامبر (ص) به مثابه موضوعی مهم، قدمتی همزاد با نزول وحی دارد و همواره مورد توجه اندیشمندان قرآنی بوده است. رابطه"علم" پیامبر (ص) با مسأله وحی و اجتهاد آن حضرت محورهای قابل توجه در دیدگاه مفسران مسلمان در طول تاریخ به شمار آمده است. جستار پیش رو با روش توصیفی- تحلیلی در پی واکاوی مراد خداوند از" علم " در گزاره مورد نظر است. با بررسی تفاسیر فریقین با گرایش ها و روش های گوناگون درباره مقصود خداوند از "علم" با دیدگاه های متعددی مواجه می شویم که می توان آنها را تحت 7 عنوان دسته بندی کرد که عبارت است از: علم اولین و آخرین، علم به امور پنهان، احکام الهی، قوانین شرع و مکنونات ضمائر، تعلیم ویژه، دریافت صحیح تطبیق قواعد کلی بر موارد جزئی، عدم اطلاع از نزول وحی، علم لدنی. با توجه به سیاق آیه 113 سوره نساء دستاورد پژوهش بیانگر آن است خداوند به پیامبر(ص) قدرت استنباط قضایای کلی و تطبیق آن بر جزیئات امور از جمله قضاوت برای حل و فصل مسائل میان امت و بیان احکام کلی شریعت که نوعی تعلیم ویژه به آن جناب از راه وحی بود عنایت نموده است و این غیر از کتاب قرآن و حکمت است که در آیه به آن اشاره شده است. یکی از مصادیق بارز این علم، بینش ویژه پیامبر(ص) و عصمت آن حضرت می باشد که رابطه ای تنگاتنگی میان این دو برقرار است.
کارکرد انواع هوش قلبی در شناخت و سلامت جسم و روان انسان در نهج البلاغه
منبع:
قرآن و عترت سال ۶ پاییز و زمستان ۱۴۰۲ شماره ۱۲
89 - 116
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر به شکل وصفی تحلیلی با تکیه برنظریه هوارد مارتین و داک چیلدر درصدد بررسی و تحلیل هویت هوش قلبی در آموزه های کلام امیرالمومنین (ع)در نهج البلاغه و نگاهی نو به قلب و جایگاه آن در تصمیم گیری ها است.قلب انسان، بسیار پیشرفته تر از آن است که فقط وظیفه ی پمپاژ خون انسان را بر عهده داشته باشد، قلب مرکز تبلور انرژی و نمایانگر شخصیت متعالی است که آگاه سازی آحاد جامعه به آن ، می تواند مارا در جهت بکاربست سیستم هوشی آن یاری کند. روش پژوهش با یافته های پژوهش های مرتبط با ریاضیات قلب در آموزه ها ی نهج البلاغه بصورت تطبیقی صورت گرفته و راهکارهای مستخرج از بیان امیرالمومنین (ع)جهت بکارگیری برای سلامت جسمی- روانی قلب و در نهایت سلامت روان را ارائه کرده است که نتایج، بیانگر آن است که هویت دینی قلب در نهج البلاغه ، اهمیت و جایگاه آن را در تصمیم گیری ها که نقش مهمی در یاری انسان دارد را نشان می دهد و تقسیم بندی آن در پژوهش های هوارد مارتین و داک چیلدر به قلب فراتر و قلب فروتر و تناقضات تصمیم گیری متکی بر انواع قلب در مواجهه با ذهن و ارائه راهکارهای رویارویی منطقی با آن ؛جهت های علمی را آشکار می سازد که با اقسام راه های شناخت معرفت در علوم اسلامی که یکی از آن ها شهود است؛ سازگاری دارد.
مفهوم شناسی عبارت قرآنی «اسمُه أحمَدُ» با رویکرد تحلیل قراین لفظی و غیر لفظی
منبع:
قرآن، فرهنگ و تمدن سال ۴ بهار ۱۴۰۲شماره ۱ (پیاپی ۱۱)
39 - 62
حوزههای تخصصی:
آیه 6 سوره مبارکه صف، از زبان حضرت عیسی (ع) به ظهور پیامبر موعود بشارت می دهد. اکثر پژوهشگران عبارت «اسمُهُ أحمَدُ» را بیانگر نامگذاری خاص پیامبر (ص) به «أحمد» دانسته اند و برای اثبات نبوت وی دنبال این اسم یا معادل معنایی آن در انجیل گشته اند و مواردی را بیان نموده اند. برخی خاورشناسان درصدد انکار این مساله شده اند. پژوهش حاضر با رویکرد توصیفی- تحلیلی و با بهره گیری از قراین لفظی مثل کشف بن معنایی واژگان، معنای اسم علم، سبک زبانی قرآن و عهدین در معرفی شخصیات و توسعه معنایی و قراین غیر لفظی مثل ادله تاریخی، روایی و عقلی در صدد کشف معنای این عبارت مهم و چالش انگیز بوده است. نتیجه اینکه معنای واژگان «اسم» و «أحمد» صرفاً به معنای (نام او احمد است) نیست؛ بلکه می توان معنای (صفات او ستوده تر است) را از آن اراده کرد که این اوصاف برجسته یکی از دلایل روشن بر تمایز و شناخت آن حضرت از دیگران شده است. از طرفی الزاما آیه 6 سوره صف دلالت بر وجود این نام در انجیل ندارد بلکه ممکن است بشارت با این نام در سنت شفاهی حضرت عیسی(ع) باشد. با بررسی قراین یادشده، شایسته است معنای این عبارت را به مفاهیمی والاتر از صرف ارجاع به اسم علم آن حضرت(ص) تعبیرکرد و می توان با لحاظ نمودن توسعه معنایی هم معنای نام و هم صفات اخلاقی و رفتاری رسول اکرم (ص) را از عبارت اراده کرد که وی را سرآمد دیگر پیام آوران الهی کرده است.