فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۲٬۱۸۱ تا ۲٬۲۰۰ مورد از کل ۱۳٬۹۹۷ مورد.
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر می کوشد با بررسی تطبیقی دو مورد از پرکاربردترین جلوه های زبان در قرآن یعنی «قول» و«کلام» بر اساس نظریه استعاره مفهومی، روشن سازد که اولاً این دو مفهوم، چگونه با استعاره مفهومی بازنمایی شده اند ثانیاً به تأثیر این دیدگاه بر نحوه فهم گزاره های دینی پردازد. بررسی173 عبارات استعاری مرتبط با واژه های «قول» و «کلام»بیانگر آن است که این دو واژه در قرآن با استفاده از حوزه های مبدأ همسان شئ و ظرف مکان، حوزه های مبدأ متفاوت حرکت و مظروف و همچنین دو حوزه مقصد مشترک(آفرینش و قضاء حتمی) ساختاربندی شده است. به علاوه از آنجا که سخن گفتن، رویدادی بشری و تجربه پذیر برای انسان است، اموری انتزاعی مانند خلقت و قطعیت قضاء الهی در قرآن کریم به کمک کلام و قول در جایگاه حوزه مبدأ، مفهوم سازی شده است که همین امر یکی از اصول نظریه استعاره مفهومی یعنی یکسویگی را نقض می نماید.
Investigating the semantic relationship between Jihad and the words of its semantic field in the Qur'an based on the Syntagmatic (co - occurrences) component(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
Jihad as one of the central words of the Qur'an, meaning praiseworthy and condemned war and enduring hardship in the field of semantics has a close semantic relationship with the words "Qatl (murder), Harb (war), Jadal (dispute), Qalz (severity), Nafar (go forth), Sabr (patience)" in the form of synonyms. This semantic model, which considers the conceptual range of the word "Jihad" to consist of smaller components called syntagmatic semantic components, by analyzing the semantic components, expresses similarities and differences of the word Jihad with its synonymous terms. And it also plays a crucial role in explaining synonymy. Based on this vital point, the author in the present article tries to use this semantic hypothesis to examine the semantic coordinates of "Jihad" with words that have a possible synonymy; represents the semantic similarities and differences of each of them and explains the role of these elements in determining the specific situation and differentiating the context (Siyaq) and linguistic context of the mentioned words. Therefore, each context requires a combination of specific syntagmatic components that is the unit of word differentiation in different contexts. Hence, it is not possible to replace the word "Jihad" with words that have a relative synonymy; because this leads to a deviation from the intended meaning in "Jihad" and the terms that have a synonymy with Jihad.
نقد معادل انگاری «کمال» با «اقتدار دولتی دین» درآیه اکمال(مقاله پژوهشی حوزه)
حوزههای تخصصی:
در تبیین معنای کمال دین در آیه سوم سوره مائده، سه دیدگاه متفاوت در میان مفسران قابل مشاهده است. عده ای آن را محصول «جامعیت دین» بعد از اتمام نزول فرامین وحیانی تلقی نموده و عده ای دیگر، «حاکمیت دین» با گسترش دامنه شیوع و نفوذ اسلام را معادل با کمال انگاشته اند، و گروه سوم که بیشتر مفسران شیعی هستند، «جاودانگی دین» با امر ولایت را مترادف با کمال قلمداد نموده اند. با توجه به اینکه آیه اکمال دین ازجمله آیات دارای شأن نزول خاص می باشد و از طرف دیگر، متعلق کمال محذوف و ظاهر آیه حداقل در نگاه اول دلالت آشکاری بر آنچه کمال بدان مبتنی است ندارد، بیشتر مفسران در تبیین معنای کمال به ذکر روایات تفسیری ناظر به شأن نزول بسنده نموده و در راستای روشن نمودن متعلق کمال، کمتر به جست وجویی عمیق تر از قراین درون متنی روی آورده اند. ازاین رو نوشتار پیش رو، دیدگاه مفسران گروه دوم را بر اساس ارائه برخی قراین درون متنی، تحلیل و بررسی نموده است.
روش استنباط ائمه از قرآن(مقاله پژوهشی حوزه)
حوزههای تخصصی:
اهمیت روش شناسی ناشی از نقش تأثیرگذار روش در موفقیت و شکست یک پژوهش است. به همان اندازه که روش در پژوهش اهمیت دارد، روش شناسی به عنوان علم درجه دو در داوری، گزینش و الگوگیری از روش ها نقش دارد. یکی از عرصه هایی که نیازمند روش شناسی است، عرصه استنباط های ائمه: از قرآن است. اگر این پیش فرض را بپذیریم که ائمه احکام شرعی را از قرآن استنباط کرده اند، آن گاه این پرسش مطرح می شود که شیوه استنباط آنان چگونه بوده است؟ چه مبانی و قواعدی را به کار گرفته اند؟ و چه ویژگی هایی در شیوه آنان وجود دارد؟ این پژوهش که خود به روش توصیفی- تحلیلی سامان یافته، در صدد است به این پرسش پاسخ دهد و بکوشد تا حد توان، مختصات روش استنباط ائمه را بیان نماید. دستاورد این پژوهش آن است که استنباط های ائمه مبتنی بر پیش فرض های خاصی نسبت به قرآن و غیر قرآن بوده است و قواعد گوناگونی را که قدر مشترک همه آنها عقلایی بودن است و بعضاً در علوم مقدماتی اجتهاد مورد بحث قرار نگرفته، به کار برده اند. ازاین رو ائمه را می توان بنیانگذار قواعد استنباط شریعت دانست.
مبانی قرآنی و روایی مقاومت در کلام مقام معظم رهبری (مد ظله العالی)
منبع:
مطالعات علوم قرآن سال دوم بهار ۱۳۹۹ شماره ۱ (پیاپی ۳)
145 - 164
حوزههای تخصصی:
مقاومت ایستادگی و سازش ناپذیری با ظلم و آمادگی همه جانبه برای حفظ داشته های مادی و معنوی و به دست آوردن ارزش های مادی و معنوی، چه در وجه فردی و چه در وجه جمعی برای رسیدن به مقصودها و مقصدهای مادی و معنویِ تعریف شده در هویت فرهنگی و دینی و تمدنی یک جامعه یا یک امت کبیر است. وقتی چنین آمادگی ای به وجود آید، دیگر آن فرد و جامعه «مقاومت یافته» به آرامش مطلوب رسیده و هیچ عامل درونی و بیرونی نمی تواند آن فرد یا جامعه را به نابودی و ازهم پاشی بکشاند. در این مقاله بر آنیم تا مبانی قرآنی و روایی پیدایش چنین مقاومتی را در کلام مقام معظم رهبری بررسی و تحلیل کنیم؛ البته در کلام رهبری مباحث مهم مربوط به مقاومت مطرح شده است، لیکن در این مقاله فقط به مباحث مربوط به مبانی قرآنی و روایی مقاومت به اختصار می پردازیم. معظم له تنها راه برون رفت از مشکلات موجود در جهان اسلام را ایستادگی و مقاومت امت اسلامی دانسته است؛ زیرا از سنت های الهی، حصول پیروزی قاطع به دنبال مقاومت است. این مبانی از مجموع کلام ایشان برای مقاومت به دست می آید: 1. ایمان به خدا؛ 2. دستور خدا به مقاومت؛ 3. اتکا و توکل به خدا؛ 4. اعتماد به وقوع حتمی وعده های الهی؛ 5. بصیرت؛ 6. عزم و اراده قوی در راستای رسالت انسانی در دفاع از هم نوع و رفع مظالم. روش این مقاله مبتنی بر روش تحلیلی - توصیفی و متکی به کلام رهبری است.
ظرفیت سنجی جامعه شناسی دین در بازسازی بافت دینی عصر نزول قرآن(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
آموزه های قرآنی پاییز و زمستان ۱۳۹۹ شماره ۳۲
35 - 62
حوزههای تخصصی:
اگر کلمات را ظاهر و جسم متن به حساب بیاوریم، بافت، باطن و روح آن محسوب می شود. کلمات بر اساس بافت معنا می پذیرند و بی توجهی به آن به منزله تفسیر به رأی متن است. اما چگونه می توان به بافت دست یافت؛ به ویژه در متنی چون قرآن که فاصله زمانی گسترده ای با عصر ما دارد؟ این هدف چگونه محقق می شود و با چه سازوکاری می توان به نمایی بازسازی شده از آن اعصار دست یافت؟ رسیدن به این هدف بسیار پیچیده است و همکاری علوم متعددی را می طلبد. در بازسازی یک بافت، زمینه های متعددی چون سیاست، اقتصاد، فرهنگ و دین دخیل می باشند که هر کدام از آن ها ابزارهایی مخصوص به خود را برای بازسازی نیاز دارد. در این بین اگر به دنبال بازسازی بافت دینی باشیم، دانشی چون جامعه شناسی دین، ظرفیت مناسبی را برای این هدف دارا می باشد. نویسندگان این مقاله، متکی بر همین قابلیت سعی کرده اند تا با استفاده از یکی از روش های موجود در جامعه شناسی دین به عنوان روش تحلیل کارکردگرایی، قابلیت این دانش را در بازسازی بافت بت پرستی عصر جاهلیت به آزمون گذارند. بر همین اساس مشخص شد که بت پرستی در جزیرهالعرب سه کارکرد امنیتی، میثاقی و هنجاری را دارا بوده است و به سبب همین ویژگی های مثبت بوده که عرب جاهلی اقبالی زیاد به آن داشته است.
تحلیل انتقادی انگاره خطاهای نحوی (مرفوعات و منصوبات) قرآن در کتاب نقد قرآن
حوزههای تخصصی:
شیوه کاربرد نحویِ برخی از کلمات در قرآن با قواعد رایج علم نحو، همخوانی نداشته و این امر، دستاویزی برای معارضان قرآن از نزول آن تاکنون بوده تا با انتساب خطاهای ادبی در ساختار کتابی که به اعجاز ادبی و کمال فصاحت و بلاغت مشهور است، آن را از وحیانی بودن خارج ساخته و گرایش انسانها به اسلام را کمرنگ سازند. از جمله آنها، کتابی به نام «نقد قرآن» است که اخیراً منتشر شده و در بخشی از آن، شبهات ناظر به اغلاط قرآنی با ادبیاتی نوین ارائه گردیدهاست. پژوهش حاضر، ضمن دستهبندی و انتخاب برجستهترین شبهات نحوی کتاب مذکور پیرامون مرفوعات شامل: «عدم تناسب فعل با فاعل»، «مرفوع بودن اسم (لکنّ)»، «مرفوع بودن اسم (إنَّ)» و «مذکر بودن خبر اسم مؤنث» و منصوبات شامل «مبتدای منصوب»، «کاربرد استثناء نامعقول»، «استثناء اکثریت از اقلیت» و «جمع آوردن معدود»، آنها را با روش توصیفی تحلیلی، بررسی و مهمترین نقدهای مرتبط را بر اساس دلایل متقن، تبیین مینماید. بر اساس نتیجه پژوهش، آسیبهای نگرشی (غرضورزی و تلاش برای ساختگی نمایاندن قرآن) و روشی (عدم تسلط بر ادبیات عرب، عدم توجّه به قرآن به عنوان منبع قواعد عربی، توجه صرف به ظاهر قرآن و عدم رعایت ضوابط پژوهش) مؤلف/مؤلفان کتاب «نقد قرآن» را دچار لغزش کرده تا برداشتهای اشتباه خود را دستمایهای برای نفی الهی بودن قرآن و برساخته دانستن آن از سوی پیامبرJ سازند.
رابطه فقه القرآن و تربیت جسمانی
منبع:
مطالعات علوم قرآن سال دوم تابستان ۱۳۹۹ شماره ۲ (پیاپی ۴)
34 - 55
حوزههای تخصصی:
تربیت فرایند پرورش دادن و به فعلیت درآوردن استعدادهای گوناگون انسان در ابعاد مختلف آن با اصول و برنامه ای از پیش تعیین شده است، به گونه ای که انسان ها در حرکتی آزادانه و آگاهانه با پذیرش درونی، رشد و بالندگی خویش را در مسیر حرکت به کمال و ارزش های مطلوب استمرار بخشند. تربیت از منظرهای گوناگون به انواعی تقسیم می شود که یکی از آنها تربیت جسمانی است. پرسش اصلی این است که چه رابطه ای میان احکام فقهی قرآنی و تربیت جسمانی وجود دارد؟ به بیان دیگر آیا احکام فقهی قرآنی به گونه ای تشریع شده اند که در راستای تربیت جسمانی هم باشند یا تنها به تربیت روحی و عقلانی توجه کرده اند. پژوهش پیش رو به روش توصیفی- تحلیلی و براساس منابع کتابخانه ای به این پرسش پاسخ می دهد و به این نتایج دست یافته است: 1. فقه القرآن سه مبنا دارد: اختیار تکوینی، توانایی فردی و سرشت تشخیص خوبی از بدی و درستی از نادرستی. 2. قرآن کریم در سه بُعد تغذیه، بهداشت و ورزش احکامی را در راستای تربیت جسمانی مطرح کرده است. 3. از دیدگاه قرآن طیب بودن و ضررنداشتن تغذیه معیار تغذیه برای تربیت سالم جسمانی است؛ بنابراین احکامی که موجب ضرر به جسم باشد، از دیدگاه قرآن وجود ندارد، به جز موارد تزاحمِ با اهم مانند جهاد. رویکرد فقهی - قرآنی می تواند بیانگر نوآوری و اهمیت پژوهش پیشِ روی باشد.
نقد شبهه خیانت برخی پیامبران به خلق
منبع:
مطالعات علوم قرآن سال دوم تابستان ۱۳۹۹ شماره ۲ (پیاپی ۴)
56 - 80
حوزههای تخصصی:
پیامبران در ایفای رسالت الهی و خیرخواهی برای مردم هیچ گونه کوتاهی نداشتند؛ اما برخی با استناد به شماری از روایات ناصحیح درباره برخی پیامبران، مانند حضرت داوود و پیامبر اکرم9 سخن از خیانت به میان آورده اند؛ درحالی که آنان از خیانت به خدا و مردم پیراسته اند. افزون بر حکم کلی قرآن درباره پیراستگی پیامبران از خیانت به مردم، این کتاب آسمانی از برخی پیامبران مانند اسماعیل بن حزقیل، یوسف، موسی و پیامبر اکرم9، با نام یاد می کند که از خیانت به مردم پیراسته بودند. درباره خیانتِ فرستادگان الهی شبهه ای مطرح شده است که از سر ناآگاهی یا غرض ورزی است. در نوشتار پیش رو شبهه خیانت به خلق که به برخی پیامبران نسبت داده شده، بررسی و پاسخ داده شده است و پیراستگی آنان از خیانت به مردم ثابت و روشن شده است. پیامبران از رفتارهایی که قرآن کریم آنها را خیانت به مردم شمرده از قبیل تصرف ناروا در اموال مردم، هتک ناموس، کشف و افشای اسرار و بدعهدی با مردم، به دورند. در این مقاله که با صبغه شبهه پژوهشی و به روش کتابخانه ای و تحلیلی اسنادی انجام گرفته است، ضمن پاسخ به دو مورد از شبهه خیانتِ مطرح شده درباره حضرت داوود و پیامبر اکرم9، نتیجه گرفته شده است پیامبران از خیانت به مردم پیراسته اند.
سکنا یا اُنس گرفتن مردان به زنان در قرآن و حدیث با رویکرد ریشه شناسی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
سکنا یا انس گرفتن مردان به زنان در قرآن کریم و احادیث بارها گوشزد شده است، ولی فهم این آموزه، نه تنها امروز که در سده های متقدم نیز با ابهاماتی نزد مفسران و شارحان حدیث روبه رو بوده است. امروز هم برای مخاطبان حاضر این پرسش در میان است که در این نصوص سخن از چه نوع نسبتی میان مردان با زنان است و محتوای این نصوص تا چه اندازه به استوارسازی مبانی خانواده و تا چه اندازه به لذت جویی مردان مربوط می شود و چرا گرانیگاه این نسبت زنان است. در مقاله حاضر کوشش شده است تا با ریشه شناسی و استفاده از روش های زبان شناسی تاریخی به تحلیل آیات و احادیث مربوط پرداخته شود و در موارد نیاز از مطالعات تطبیقی متون ادیان نیز استفاده شده است. به عنوان دستاورد پژوهش می توان گفت آموزه قرآنی سکنا، کاملاً ناظر به استوارسازی مبانی خانواده است و آموزه انس در احادیث، یا برآمده از آن است که ماده قرآنی «س ک ن» به ماده «ا ن س» نقل به معنا شده و تحولات اجتماعی به موازات تحولات زبانی مسیر این آموزه را تغییر داده است؛ یا به موازات آموزه قرآنی سکنا، نسبت انس میان مرد و زن به عنوان یک آموزه دیرین در ادیان ابراهیمی و نه تفسیر سکنا، در روایات اسلامی مطرح گشته است.
جایگاه وجودشناختی اسماء الهی در عرفان نظری(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در عرفان، فقط حق وجود دارد و موجودات کثیر، تعینات و تجلیات او هستند. حال، مسئله اینست که اسماء با پذیرش اصل وحدت وجود در منظومه» فکری عرفا از چه جایگاهی برخوردارند؟ آیا وجود دارند یا خیر؟ اگر وجود دارند، وجودشان چگونه است؟ و اگر وجود ندارند و عدمی هستند، عدمی بودن آنها به چه معناست؟ اسماء الهی واسطه ظهور حق در مراتب غیب و شهادتند. اسماء در تعین اول (مرتبه غیب اول) با ذات حق وحدت دارند اما در تعین ثانی، با ظهور اعیان ثابته، ظهور علمی پیدا میکنند و نسبت اسماء و اعیان ثابته، در مرتبه غیب دوم آشکار میشود. در مرتبه شهادت، اسماء بر اساس استعداد اعیان ثابته به آنها وجود خارجی میبخشند و نسبت وجودی (اعیان خارج و اسماء فعل) ظهور می یابد. اما خود اسماء از آنجا که ظهور وجودند در خارج وجود مستقل ندارند بلکه از نسب وجودی هستند و بر اساس مظاهر (یک طرف نسبت)، ظهور خارجی دارند و هرگاه مظاهر، استعداد جزئی دریافت ظهور عینی را داشته باشند، اسماء (طرف دیگر نسبت) نیز ظاهر میشوند و اگر استعداد نباشد، اسماء به اصل خود (مرتبه» غیب) رجوع میکنند. در واقع اسماء، معدومالعین و موجودالاثرند.
گستره حکایت مفاهیم ماهوی، بر مبنای اصالت وجود از منظر مفسران معاصر حکمت صدرایی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
اصالت وجود و اعتباریت ماهیت، مبنای اصلی فلسفه ملاصدرا و نظریات خاص اوست. از طرفی او در نظام فلسفیش تصوری روشن و دقیق از اصالت وجود و اعتباریت ماهیت ارائه نداده و از ماهیت با تعابیر مختلف یاد نموده است. هریک از مفسران معاصر حکمت متعالیه، براساس ظن و مبانی مطلوب خود، بنحوی ماهیت و چگونگی حکایت آن از وجود را تفسیر کرده و نظر صدرالمتألهین را بر آن حمل نموده اند. در حالیکه با توجه به نقش اساسی ماهیت و مفاهیم ماهوی در کسب معرفت حصولی، اختلاف در تفاسیر ماهیت، در نحوه» حکایت علم حصولی نیز مؤثر خواهد بود. از اینرو پژوهش حاضر با روش توصیفی تحلیلی در تلاش است با ارائه تفسیر صحیح ماهیت از منظر مفسران معاصر حکمت صدرایی، این مسئله را بررسی کند که آیا شناخت ما از موجودات در علم حصولی که از طریق مفاهیم ماهوی حاصل میشود شناختی ایجابی است یا سلبی؟ بر همین اساس، تفاسیر شارحان معاصر حکمت صدرایی در باب ماهیت و نوع حکایت آن از وجود، نقد و بررسی میگردد. پاسخ اجمالی اینست که بنظر میرسد بنابر نظر صحیح که همان نظر استاد جوادی آملی است ماهیت، ظهورِ وجودِ متعین بوده و مفاهیم ماهوی حاکی از وجودِ محدودند؛ البته حکایتی ایجابی نه سلبی و تنزیهی.
بررسی نقادانه تقریرات حکیم سبزواری از برهان صدیقین و برخی برداشتهای متأخر از آنها(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
حکیم سبزواری در کوشش برای ارائه تقریرهایی از برهان صدیقین که از تقریرهای پیشین مستحکمتر و در عین حال دارای مقدماتی کمتر باشد، سه تقریر عمده بدست داده که از این سه، دو تقریر را میتوان از نوآوریهای فلسفی وی بشمار آورد. این تقریرها که مورد توجه و تدقیق محققان پس از وی قرار گرفته و الهامبخش کسانی چون علامه طباطبایی در ارائه تقریراتی پیشرفته تر گردیده در گشودن افقهایی جدید فراروی این بحث فلسفی پیشرو بوده اند و از این نظر، از نقاط عطف در سیر تکاملی برهان صدیقین محسوب میشوند. این امر، بررسی نقادانه تقریرهای یادشده و نیز برداشتهایی که از آنها صورت گرفته را ضروری میسازد. مقاله حاضر، در این راستا، به گزارش و تحلیل و نقد تقریرهای سبزواری و تأمل در نکات و اشکالاتی که در برداشتهای معاصر از این تقریرها مطرح شده، پرداخته است.
شبکه معنایی احباط در قرآن کریم
منبع:
تفسیرپژوهی سال هفتم پاییز و زمستان ۱۳۹۹ شماره ۱۴
167 - 143
حوزههای تخصصی:
یکی از حوزه های جدید در عرصه مطالعات زبان شناسی، روش معناشناسی است. معناشناسی واژه های قرآن یکی از مهم ترین حیطه ها در این عرصه به شمار می رود. این پژوهش به روش ایزوتسو به کشف شبکه معنایی احباط در قرآن، می پردازد. «احباط» به معنای فاسد شدن و در فرهنگ دینی، از بین رفتن حسنات با سیئات است. با نگاه کلی به حوزه معنایی «احباط» در روابط همنشینی مشخص شد که کفر، شرک، تکذیب آیات الهی، ارتداد، دنیاطلبی و نفاق به عنوان عوامل حبط و مفاهیمی همچون؛ بی ارزش شدن، محرومیت از شفاعت، خلود در آتش و خسران به عنوان آثار آن محسوب می شوند. تنها معنای جانشین حبط در قرآن واژه باطل است که در همنشینی با بت پرستی، حوزه معنایی جدیدی برای حبط عمل می سازد. تکفیر در تقابل معنایی با احباط به معنای ابطال سیئات به واسطه حسنات به کار می رود و در همنشینی با مفاهیمی چون ایمان، عمل صالح، تقوا، هجرت و جهاد، موانع حبط عمل را آشکار می سازد.
بررسی مقایسه یی دیدگاه ملاصدرا و ویلیام کرایگ درباره حدوث زمانی عالم(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
یکی از عمیقترین مباحث هستی شناسی که از دیرباز معرکه آراء اندیشمندان و فلاسفه بوده، مسئله حدوث یا قدم عالم است. در سنت اسلامی، ملاصدرا کوشش نموده با طرح نظریه حرکت جوهری، حدوث تجددی عالم ماده را بنحوی بتصویر بکشد که ضمن برخورداری از انسجام، با هیچیک از آموزه های دینی در تعارض نباشد. بر اساس دیدگاه وی، تجدد عین هستی موجودات است و هر نو شدنی، حدوثی مستقل است که در بستر زمان، بیوقفه در ذات موجودات بوقوع میپیوندد. سلسله حوادث بدلیل عدم انقطاع فیض، به نقطه معینی نمیرسد؛ بدین ترتیب، همه اجزاء عالم، حادث زمانیند. در نتیجه عالم که بعنوان یک کل اعتباری، وجودی جداگانه از حوادث ندارد نیز حادث زمانی خواهد بود. ویلیام کریگ، متفکر دیندار مسیحی، در فضای فکری معاصر غرب، نیز برهان کیهان شناختی کلامی خود را بر مبنای رویکرد جدیدی از حدوث زمانی عالم ارائه کرده است. او معتقد است عالم با همه اجزائش، از جمله زمان، در لحظه یی خاص، با اراده آزاد الهی، از عدم خلق شده و از آن پس، خداوند که قبل از آغاز خلقت در موقعیتی فرازمانی قرار داشت، بدلیل نسبت واقعی خود با حوادث زمانی، در معرض زمان قرار گرفته است. مسئله اصلی پژوهش حاضر اینست که کارآمدی تقریر ملاصدرا از حدوث زمانی عالم را در مقایسه با تلقی جدید کریگ، نشان دهد. رهیافتهای بدست آمده از مقایسه این دو دیدگاه نشان میدهد که کوشش کریگ برای ارائه این رویکرد جدید، گرچه در جای خود درخور توجه است اما در مقایسه با دیدگاه ملاصدرا نه تنها دارای انسجام لازم نیست بلکه آشکارا با مبناییترین آموزه های دینی از جمله عدم اتصاف ذات خداوند به تغییر، ازلیت خداوند، معیت قیومیه خداوند با مخلوقات و دوام فیض تعارض دارد.
تبیین انسان شناختی مرگ در دو نظام وحدت تشکیکی و وحدت شخصی وجود ملاصدرا(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
این پژوهش، بر اساس دو نظام وحدت تشکیکی و وحدت شخصی ملاصدرا به بحث از مرگ پرداخته و نگارندگان درصددند با استفاده از مبانی انسان شناختی به تبیین مرگ بپردازند؛ مهمترین این مبانی عبارتند از: چند ساحتی بودن انسان، اشتداد وجودی، حدوث جسمانی نفس و بقای روحانی آن، مسئله» نفس و رابطه» آن با بدن، مقامات انسانی و مظهر اسماء الهی بودن. ملاصدرا مرگ را به سه نوع طبیعی، اخترامی و ارادی تقسیم کرده است. بعقیده» او نفس در مرگ نقش اصلی و فعال دارد. پرسش اساسی پژوهش حاضر اینست که مبانی انسان شناختی مرگ از دیدگاه ملاصدرا چیست؟ مرگ از نظر او، امری وجودی و بمعنای اِعراض ارادی یا اجباری یا تکوینی نفس از عالم محسوسات است. مرگ در دو نظام فلسفی صدرالمتألهین، دارای دو چهره» متفاوت است؛ در نظام وحدت تشکیکی، قطع رابطه با بدن در پرتو اشتداد وجودی و در نظام وحدت شخصی، قطع رابطه از اسمی و پیوستن به اسمی دیگر در پرتو تجلیات متنوع است. کلیدواژگان: مرگ، حدوث جسمانی و بقای روحانی، وحدت تشکیکی، وحدت شخصی، ملاصدرا.
ملاک شناسی مقربان در آثار تفسیری و فلسفی صدرالمتألهین(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
قرآن کریم برای گروهی از اهل ایمان، بنام مقربان، جایگاه بسیار ویژه یی قائل شده و جنات و پاداشهای اخروی آنها با نعمتهایی که به گروه مؤمنان صالح و متوسط اختصاص دارد، متفاوت است. پژوهش درباره اینکه مقربان چه ویژگیهایی دارند که آنان را از سایر اهل ایمان و دیگر سعادتمندان بویژه اصحاب میمنت و ابرار متمایز میسازد، لازم و ضروری است. خصایلی چون معرفت و کمالات علمی، اعمال صالح و عبادات، تقوا و ارزشهای اخلاقی، خدمات اجتماعی و خیرخواهانه در شخصیت مقربان قابل مشاهده است. مطابق مبانی صدرایی، انسان با ادراک حقایق و عدالت اخلاقی، از حیث قوای نظری و عملی به کمال میرسد و در نتیجه این کمال، به لذات حقیقی و انسانی دست می یابد. ملاصدرا برای شناسایی مقربان از سایر مؤمنان، به ملاکهای مختلفی اشاره کرده است؛ از جمله: کمال از حیث علمی و نزاهت اخلاقی، شهود ملکوت و عظمت خدا، استغراق در محبت الهی و برخورداری از عرفان و زهد حقیقی. در عین حال، دیدگاه صدرالمتألهین درباره برخی پرسشها و مباحث مربوط به مقربان، گاهی مبهم است و گاهی درباره آن سکوت اختیار کرده است. نوشتار حاضر با رویکردی انتقادی به تحلیل دیدگاههای ملاصدرا در اینباره پرداخته است.
سازگاری فهم ملاصدرا از قاعده «امتناع علم به معلول بدون علم به علت» با مبانی وجودشناختی حکمت متعالیه(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
بر اساس قاعده «امتناع علم به معلول بدون علم به علت»، کسب هرگونه علم یقینی نسبت به معلول پیش از علم به علت آن، امکانپذیر نیست. بر اساس روایت منطقدانان از این قاعده، تنها علم ما به علوم حصولی که از طریق برهان حاصل میشود، مشمول این قاعده است اما ملاصدرا تحلیلی بدیع از آن دارد و برخلاف منطقدانان، نتیجه میگیرد که همه علوم اعم از حصولی و حضوری یا بدیهی و نظری مشمول این قاعده اند. این فهم نوین ملاصدرا از قاعده، بنظر برخی از شارحان او صحیح نیست و اشکالاتی دارد اما مقاله پیش رو نشان میدهد که فهم ملاصدرا با مبانی وجودشناختی او سازگار است و انتقادات شارحان ناشی از عدم توجه آنها به این مبانی است.
بینامتنیت قرآنی در نسخه خطی مرآه الخیال(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات قرآنی سال یازدهم پاییز ۱۳۹۹ شماره ۴۳
85 - 103
حوزههای تخصصی:
یکی از دستاوردهای تازه در حوزه نقد ادبی، بینامتنیت(Intertextualite) یعنی بررسی رابطه متون و میزان تأثیرپذیری آن ها از یکدیگر است. بر اساس این نظریه از آنجا که تراوش افکار آدمی حاصل مطالعات، تجربیات و آموخته های قبلی اوست؛ پس تمام متون بشری خواسته یا ناخواسته وام دار آبشخور افکار و آثار پیشینیان اند و پر واضح است که این تأثیرگذاری با توجه به جایگاه متون و میزان ارزشمندی آنان نزد جوامع متفاوت است. در جوامع مذهبی به دلیل اعتقاد و باورمندی مردم به متون مقدس میزان بهره مندی نویسندگان و شاعران از این متون بسیار بیش تر از آثار دیگر است. قرآن کریم به عنوان کتاب مقدس مسلمانان یکی از این متون پرطرفدار است که تأثیر مضامین آن در نوشته ها و سروده های شاعران و ادیبان مسلمان از دیرباز آشکارا به چشم می خورد. مضامین قرآنی به عنوان عالی ترین مفاهیم که مستقیماً از سرچشمه وحی مایه گرفته اند، بیش از هر متن دیگر در تار و پود آثار نویسندگان و شعرای مسلمان تنیده شده است. از جمله متونی که می توان تأثیرپذیری از منبع وحی را به وضوح در آن دید، نسخه خطی «مرآه الخیال» اثر میکراج ملتانی از نویسندگان شبه قاره هند است.
کارکردهای روان شناختی- تربیتی درد و رنج از دیدگاه قرآن کریم(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات قرآنی سال یازدهم پاییز ۱۳۹۹ شماره ۴۳
465 - 478
حوزههای تخصصی:
دنیایی که ما در آن زندگی می کنیم همراه با رنج ها، دردها، گرفتاری ها و مشکلات است. دردها و رنج هایی از قبیل تنهایی، نا امیدی، افسردگی و شکست که همانند سایه ما را تعقیب می کنند. در ادبیات قرآنی مسأله سختی ها و دشواری ها و نقش آن ها در زندگی مورد توجه قرار گرفته است. بسیاری از مردم در زندگی خود این حقیقت را تجربه کرده اند که هنگام بروز مشکلات طاقت فرسا و هجوم طوفان های سخت زندگی، در زمان هایی که انسان دیگر امیدی برای رهایی از آن شرایط سخت و دشوار برای خود تصور نمی کند راه نجات بر رویش گشوده می شود. یکی از کارکردهای دین و کتاب آسمانی ما قرآن کاهش درد و رنج انسان است. در این مقاله، هدف اصلی پاسخگویی به این سؤالات است که درد و رنج از دیدگاه قرآن کریم دارای چه کارکردهای روان شناختی و تربیتی است؟ و آن ها چگونه موجب تقویت و تحکیم خداباوری و معرفت انسان به خداوند می شود؟