"در عصر صادقین علیهماالسلام دست کم پنج شاخه فکری در میان شیعیان وجود داشت: 1. شیعه سیاسی و مردمی: تبری از خلفای پیش از امام علی علیهالسلام و طبعا از عثمانیه، و انتظار بازگشت و تغییر اوضاع به نفع خاندان پیامبر که در عقاید رجعت و مهدویت ظهور میکرد، از معتقدات این شاخه از تشیع بود. 2. فقیهان معتدل: گروهی از برجستهترین دانشمندان فقیه، همچون ابان بن تغلب، زراره و ابوبصیر که دیدگاهی معتدل و محتاط با قضایا داشتند. 3. متکلمان شیعه: افرادی همچون قیس ماصر، هشام بن حکم و مؤمن در این گروه جای میگیرند. 4. غالیان: افرادی نظیر مغیرة بن سعید، بیان بن سمعان، و مهمتر از همه، أبوالخطاب اسدی از جمله غالیان معروف میباشند که در این دوران فعالیت میکردند. 5. مفوّضه یا غلات درون گروهی: به باور این افراد، ائمه علیهمالسلام تمام کارهایی را که باید خدا انجام دهد انجام میدهند، با این تفاوت که قدرت خدا اصلی است و قدرت آنها تبعی.
"
"با توجه به آیات قرآن از جمله آیات «إِنَّ إِلَیْنَا إِیَابَهُمْ» و «ثُمَّ إِنَّ عَلَیْنَا حِسَابَهُمْ» (غاشیه: 25ـ26) مرجع اصلی بازگشت مردم در روز قیامت، خداوند متعال است؛ اما طبق روایاتی فراوانی که در منابع حدیثی شیعه وجود دارد و طبق عباراتی از زیارت «جامعه کبیره» که میفرماید: «وایاب الخلق الیکم و حسابهم علیکم» بازگشت مردم و محاسبه اعمال در روز قیامت بر عهده پیامبر صلیاللهعلیهوآله و امامان معصوم علیهمالسلام است.
در نگاه بدوی ممکن است این شبهه پیش آید که امامان شیعه، همان منزلتی را که خدا دارد دارند و این نوعی شرک در الوهیت میباشد؛ اما این شبهه چنین پاسخ گفته شده که چنین تصوّری در صورتی است که دو عمل در عرض هم باشند، اما اگر حسابرسی و بازگشت به خداوند اصل باشد سپس خداوند فردی را معین کند تا مردم به او مراجعه کنند و حساب اعمال مردم را نیز به آن فرد واگذارد، منافاتی با فعل خداوند متعال ندارد؛ مانند شفاعت و هدایت که در اصل از آن خداست؛ ولی خداوند اذن میدهد افراد شایسته مانند پیامبران و اولیای الهی شفاعت و هدایت نمایند."