فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۴۲۱ تا ۴۴۰ مورد از کل ۱٬۷۳۵ مورد.
حوزههای تخصصی:
مدیریت فرهنگی در سالیان اخیر از جمله مقولات جذاب و پرمخاطب از سوی پژوهشگران سازمانی محسوب شده است. به دیگر سخن سرمایه های فرهنگی، متضمن توسعه روابط پایدار و سازنده میان کشور ها، ملت ها و سازمان ها است. هدف از پژوهش حاضر تعیین اولویت های توسعه روابط برون سازمانی مبتنی بر تحلیل خوشه های فرهنگی است. به این منظور از ابزار های خوشه بندی سلسله مراتبی و فرایند تحلیل سلسله مراتبی بهره گیری شده است. داده های پژوهش از دو منبع نظرسنجی با فرایند تحلیل سلسله مراتبی از اساتید دانشکده مدیریت دانشگاه تهران و داده های ثانویه مرتبط با ابعاد ارزشی در مطالعات گلوب گردآوری شده است. نتایج پژوهش نشان از این امر دارد که ارزش های فرهنگی فاصله قدرت، عملکرد گرایی و جمع گرایی گروهی (خانوادگی)، واجد بالاترین میزان اهمیت در تعیین خوشه ها است. همچنین نتایج حاصل از خوشه بندی برخلاف نتایج مطالعات پیشین، مؤید همگرایی فرهنگی میان کشور های ایران، ترکیه، مراکش است. هرچند از دیرباز ارزش های فرهنگی عاملی در تقویت و توسعه روابط میان دولت ها، ملت ها و سازمان ها انگاشته شده اند؛ در توسعه روابط خارجی بایسته است به دیگر مؤلفه های نقش آفرین در توسعه سیاست خارجی ازجمله مؤلفه های سیاسی، اقتصادی، فناوری، ... نیز توجه شود.
رابطه بین فناوری اطلاعات و توانمندسازی کارکنان
حوزههای تخصصی:
هدف از این پژوهش بررسی رابطه بین فناوری اطلاعات و توانمندسازی کارکنان ستادی آموزش وپرورش شرق مازندران می باشد روش تحقیق پژوهش توصیفی _پیمایشی و به شکل میدانی انجام گرفت. جامعه آماری شامل 440 نفر از کارکنان ستادی می باشند که با استفاده از جدول کرجسی و مورگان 205 نفر به عنوان نمونه آماری انتخاب شدند. برای جمع آوری اطلاعات از پرسشنامه توانمندسازی کارکنان اسپریتزر (1995) شامل 13 سؤال و پرسشنامه محقق ساخته فناوری اطلاعات شامل 65 سؤال استفاده شد. روایی این پرسشنامه ها توسط اساتید صاحب نظر این رشته مورد تائید قرار گرفته اند. همچنین پایایی پرسشنامه ها با آلفای کرونباخ (فناوری اطلاعات 784/0 و پرسشنامه توانمندسازی 916/0 ) به دست آمد. برای تجزیه وتحلیل داده ها و اطلاعات، در سطح آمار توصیفی از شاخص هایی نظیر فراوانی و درصد و رسم جداول و نمودارها و در سطح آمار استنباطی از آزمون نرمالیته و ضریب همبستگی پیرسون و رگرسیون و واریانس استفاده شده است. نتایج نشان داد که بین فناوری اطلاعات و توانمندسازی کارکنان ستادی ادارات آموزش وپرورش شرق مازندران رابطه معنی داری وجود دارد. همچنین رابطه بین فناوری اطلاعات و ابعاد توانمندسازی کارکنان آزمون شد و این نتیجه به دست آمد که بین فناوری اطلاعات با چهار بعد احساس شایستگی، احساس مؤثر بودن، احساس معنی دار بودن، احساس خودمختاری در ادارات آموزش وپرورش شرق مازندران ارتباط مثبت و معناداری وجود دارد.
بررسی نقش فرهنگ خوش بینی علمی در توانمندسازی ساختار مدارس ابتدایی شهر تهران
حوزههای تخصصی:
هدف این پژوهش بررسی رابطه فرهنگ خوش بینی علمی معلمان با ساختار توانمندساز مدارس ابتدایی شهر تهران است. روش تحقیق از نوع همبستگی است. جامعه آماری موردنظر، کلیه معلمان مدارس ابتدایی شهر تهران و نمونه آماری شامل 250 نفر است که به روش تصادفی چندمرحله ای انتخاب شده اند. ابزار تحقیق، پرسشنامه فرهنگ خوش بینی علمی و ساختار توانمندساز هوی و همکارانش است. نتایج تحقیق حاکی از رابطه ی مثبت و معنی دار بین فرهنگ خوش بینی علمی و عوامل آن با ساختار توانمند ساز است و همچنین از میان عوامل خوش بینی علمی، عامل اعتماد به دانش آموزان و والدین بالاترین همبستگی(616.) را با ساختار توانمند ساز داشته و عوامل حس کارآمدی با ضریب همبستگی(612.) و تأکید علمی با ضریب همبستگی(601.) در رتبه های بعدی قرار دارند. درآخر تشکیل انجمن های خبرگی و داشتن نماینده ای از اولیا در مدرسه نیز پیشنهاد می گردد.
رابطه اخلاق کاری اسلامی، انصاف و علاقه به پول با رضایت شغلی معلمان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
این پژوهش با هدف بررسی رابطه بین اخلاق کاری اسلامی، انصاف تطبیقی و علاقه به پول با رضایت شغلی و رضایت از پرداخت در میان معلمان به مرحله اجرا درآمد. جامعه آماری پژوهش را معلمان پنج شهر یزد، شهرکرد، لردگان، اصفهان و کرمان تشکیل داده اند که از بین آنها 617 نفر به شیوه ی چند مرحله ای برای پاسخگویی به پرسشنامه های پژوهش انتخاب شدند. پرسشنامه های مورد استفاده در پژوهش شامل پرسشنامه اخلاق کاری اسلامی (Ali & Al-Kazemi,2007)، پرسشنامه علاقه به پول و پرسشنامه انصاف تطبیقی(Luna-Arocas &Li-Ping Tang, 2004)، پرسشنامه رضایت از پرداخت و پرسشنامه ورضایت شغلی (Kim & Leung, 2007) بودند. داده های حاصل از پرسشنامه های پژوهش با استفاده از تحلیل همبستگی پیرسون و تحلیل رگرسیون سلسله مراتبی تعدیلی مورد تحلیل قرار گرفت. نتایج حاصله نشان داد که پس از کنترل متغیرهای سن، سابقه شغلی، تحصیلات، جنسیت و وضعیت تأهل، از بین ابعاد علاقه به پول، اخلاق کاری اسلامی و انصاف تطبیقی، بودجه (بعنوان یکی از ابعاد علاقه به پول با ضریب بتا استاندارد (19/0) و اخلاق کاری اسلامی (با ضریب بتا استاندارد 119/0) قادر به پیش بینی رضایت شغلی هستند. امّا برای رضایت از پرداخت، پس از کنترل متغیرهای جمعیت شناختی، بودجه و شرارت آمیزی پول (به ترتیب با ضرایب بتا استاندارد 088/0- و 09/0) و انصاف تطبیقی (با ضریب بتا استاندارد 567/0) قادر به پیش بینی معنادار این متغیر بودند.
اخلاق در متخصصین فناوری اطلاعات (کارکنان اداری) شهر بندرعباس
حوزههای تخصصی:
عصر حاضر به عصر اطلاعات شهرت دارد، کاربران به واسطه بهره گیری از فناوری اطلاعات حجم زیادی از اطلاعات را در کمترین زمان در فواصل مکانی بسیار دور به راحتی جابه جا می کنند. بااین حال، فناوری اطلاعات در کنار مزایایی بالقوه ای که برای کاربران داشته است، پیامدهای اخلاقی را نیز به همراه داشته و نیاز به سازگاری با ارزش های انسانی جامعه دارد. هدف این مطالعه تعیین سطح تکامل اخلاقی کارکنان فناوری اطلاعات با بهره گیری از تئوری رشد اخلاقی شناختی لارنس کلبرگ است که به روش توصیفی- پیمایشی انجام شد. داده های تحقیق از طریق پرسشنامه تعیین تکامل اخلاقی (که مشتمل بر 6 سناریو است)، از 112 نفر از کارمندان واحد فناوری اطلاعات در 19 شرکت و سازمان، دولتی و خصوصی شهر بندرعباس با روش نمونه گیری تصادفی جمع آوری شده است. برای تجزیه وتحلیل داده ها از آزمون های t مستقل، پیرسون و ANOVA استفاده شد. نتایج نشان داد که 84/11 درصد کارمندان در سطح پیش عرفی، 53/36 درصد در سطح عرفی و 64/51 درصد در سطح پس عرفی قرار دارند. این امر نشان دهنده لزوم توجه بیشتر به تکامل اخلاقی کارکنان در حوزه فناوری اطلاعات است.
• تأثیر پذیری نیازهای روانشناختی محیط کار از آموزش ضمن خدمت؛ آزمون نقش میانجی جامعه پذیری کارکنان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با هدف بررسی تأثیرپذیری نیازهای روانشناختی محیط کار از آموزش ضمن خدمت؛ آزمون نقش میانجی جامعه پذیری کارکنان انجام شده است. روش تحقیق، توصیفی و طرح پژوهشی همبستگی از نوع مدل یابی معادلات ساختاری است. جامعه آماری شامل کلیه کارکنان دانشگاه ارومیه می باشد که با استفاده از روش نمونه گیری تصادفی طبقه ای متناسب با حجم هر طبقه 260 نفر به عنوان نمونه آماری جهت مطالعه انتخاب شدند. برای گردآوری داده های پژوهش از سه پرسشنامه آموزش ضمن خدمت، جامعه پذیری سازمانی و نیازهای روانشناختی محیط کار استفاده شد. نتایج الگویابی معادلات ساختاری نشان داد که رابطه بین آموزش ضمن خدمت با نیازهای روانشناختی محیط کار و جامعه پذیری سازمانی مثبت و معنی دار است. رابطه بین جامعه پذیری سازمانی و نیازهای روانشناختی محیط کار مثبت و معنی دار است. همچنین رابطه آموزش ضمن خدمت و نیازهای روانشناختی محیط کار با نقش میانجی جامعه پذیری سازمانی مثبت و معنی دار می باشد.
نقش کنترل هیجانات و تحمل ابهام در تصمیم گیری حکیمانه(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با هدف بررسی تأثیر متغیرهای رفتاری کنترل هیجانات و تحمل ابهام بر تصمیم گیری حکیمانه در سازمان انجام شده است. از آنجا که افراد در شرایط یکسان و تحت تأثیر حالات رفتاری، تصمیمات متفاوتی می گیرند، بنابراین مسئله پژوهش این است که چگونه متغیرهای رفتاری می تواند تصمیم گیری حکیمانه را تحت تأثیر قرار دهد. پژوهش از لحاظ روش تحقیق از نوع توصیفی- پیمایشی است. جامعه آماری پژوهش کارکنان دانشگاه اصفهان است که تعداد نمونه آماری تحقیق نیز با استفاده از فرمول نمونه گیری از جامعه محدود و واریانس نامعلوم انتخاب شد. برای جمع آوری داده ها از پرسشنامه استفاده شد. پایایی ابزار به وسیله ضریب آلفای کرونباخ و روایی آن از طریق تحلیل عاملی تأییدی مورد پذیرش قرار گرفت. برای آزمون فرضیه ها از نرم افزار لیزرل و مدل تحلیل مسیر استفاده شد. نتایج نشان داد کنترل هیجانات و تحمل ابهام تأثیر مثبت و معنی داری بر تصمیم گیری حکیمانه دارد. همچنین طبق نتایج به دست آمده، روان رنجوری اثر منفی و معنی داری بر کنترل هیجانات و تحمل ابهام داشت. با وجدان بودن اثر مثبت و معنی داری بر کنترل هیجانات و تحمل ابهام داشت، امّا اثر کنترل هیجانات بر تحمل ابهام معنی دار نبود. بر این اساس می توان گفت در صورتی که افراد برهیجانات خود کنترل داشته باشند و بتوانند شرایط مبهم را تحمل کنند، انتظار می رود تصمیات حکیمانه ای بگیرند که منافع همه گروه ها را در نظر گرفته باشد.
رابطه هوش سازمانی با خودکارآمدی و رضایت شغلی دبیران متوسطه شهر جیرفت(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف از این تحقیق تبیین رابطه هوش سازمانی با خودکارآمدی و رضایت شغلی دبیران متوسطه بوده است. روش تحقیق همبستگی می باشد. جامعه آماری این پژوهش شامل تمامی دبیران متوسطه شهر جیرفت است. حجم نمونه 234 نفر بوده است. ابزار اندازه گیری در این تحقیق شامل سه پرسشنامه هوش سازمانی (Alberkht,2003) خود کارآمدی (sherr,1982) و رضایت شغلی (Candal & Halin 1969) بوده است. جهت تجزیه و تحلیل از روش های آمار توصیفی (جدول توزیع فراوانی، تداوم نمودار، میانگین و انحراف استاندارد) و در سطح آمار استنباطی از آزمون همبستگی و رگرسیون استفاده شده است نتایج پس از تجزیه و تحلیل نتایج نشان داد که بین هوش سازمانی با خودکارآمدی و رضایت شغلی رابطه معناداری وجود دارد. بین ابعاد هوش سازمانی (چشم انداز استراتژیک، سرنوشت مشترک، میل به تغییر و روحیه) با رضایت شغلی رابطه معناداری وجود دارد. بین ابعاد هوش سازمانی با خودکارآمدی رابطه معناداری وجود دارد. هم چنین متغیر چشم انداز استراتژیک نسبت به دیگر متغیرها پیش بینی کننده قوی تری برای رضایت شغلی می باشد. متغیر روحیه نسبت به دیگر متغیرها پیش بینی کننده قوی تری برای خودکارآمدی می باشد.
تعیین معیارهای ارزیابی عملکرد کارکنان یک شرکت تولیدی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف از پژوهش حاضر، توسعه یک نظام ارزیابی عملکرد کارکنان است که این قابلیت را دارا باشد تا در راهبرد های مختلف، به ارزیابی عملکرد کارکنان بپردازد. شیوة پژوهشٰ پیمایشی بوده و گروهی متشکل از خبرگان حوزه مدیریت راهبردی منابع انسانی و مدیران ارشد یک سازمان فعال در زمینة تولید فولاد به عنوان نمونه، در تحقیق مشارکت داده شدند. ابزار گردآوری داده ها پرسشنامه بود که بر اساس شاخص های نظام ارزیابی عملکرد سازمان مورد بررسی، طراحی شد. داده های گردآوری شده با استفاده از روش تحلیل سلسله مراتبی فازی، مورد تجزیه وتحلیل قرار گرفت. نتایج پژوهش نشان داد که در راهبرد رهبری هزینه، معیار های رعایت سلسله مراتب کاری، کمیت کار و توانایی تصمیم گیری، بیشترین ضرایب اهمیت را به خود اختصاص دادند، در حالی که در راهبرد تمرکز، معیار های همکاری و شرکت در کار گروهی، قدرت سرپرستی و اداره امور و توانایی تصمیم گیری بیشترین اهمیت را داشتند. در راهبرد تمایز نیز معیار های ابتکار و خلاقیت، کیفیت و ارائه پیشنهادهای سازنده از معیار های دیگر امتیاز بیشتری کسب کردند. در پایان، نظام ارزیابی عملکرد توسعه داده شده به صورت آزمایشی برای ارزیابی عملکرد تعدادی از کارمندان مورد استفاده قرار گرفت.
بررسی اثر جامعه پذیری بر جو اخلاقی، تعهد، هویت و رفتار شهروندی سازمانی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف این مقاله، تبیین ارتباط بین جامعه پذیری و رفتار شهروندی سازمانی و متغیرهای جو اخلاقی، هویت و تعهد سازمانی بود. در این راستا جامعه آماری را کارکنان بیمارستان امیرالمؤمنین (ع) شهر اراک بالغ بر ۷۵۰ نفر تشکیل داد و با استفاده از روش نمونه گیری تصادفی ساده، ۳۱۵ نفر به عنوان نمونه آماری انتخاب شد. برای جمع آوری داده ها، از پرسشنامه استفاده به عمل آمد و روایی سازه آن با استفاده از تحلیل عاملی تأییدی و پایایی آن، به روش آلفای کرونباخ تأیید شد. آزمون فرضیه های پژوهش، با مدل سازی معادلات ساختاری، در نرم افزار لیزرل انجام گرفت. نتایج نشان داد که جامعه پذیری سازمانی با جو اخلاقی سازمانی، هویت سازمانی، تعهد سازمانی و رفتار شهروندی سازمانی رابطه مثبت و معنا دار دارد و این رابطه مثبت و معنادار بین جو اخلاقی با متغیرهای سه گانه هویت، تعهد و رفتار شهروندی سازمانی نیز برقرار است. همچنین ارتباط بین هویت و تعهد بر رفتار شهروندی سازمانی تایید شد.
پیش بینی کننده های شخصیتی اشتیاق شغلی دبیران(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
اشتیاق شغلی به عنوان حالت ذهنی مثبت و خوشایند مرتبط با کار تعریف می شود. هدف این پژوهش پیش بینی اشتیاق شغلی دبیران از روی ابعاد شخصیت هگزاکو بود. روش پژوهش، توصیفی از نوع همبستگی و پس رویدادی و جامعه آماری شامل کلیه دبیران زن ومرد مقطع دبیرستان استان اردبیل در سال تحصیلی 91-90 بود. نمونه مورد مطالعه شامل280 نفر (142 زن و 138 مرد) می شد که از طریق نمونه گیری خوشه ای چند مرحله ای انتخاب شدند. برای جمع آوری اطلاعات از پرسشنامه ابعاد شخصیتی هگزاکو (60 آیتمی) و پرسشنامه اشتیاق شغلی اوترچت (17 آیتمی) استفاده شد. داده های بدست آمده با استفاده از مدل یابی علی در قالب مدل های رگرسیونی و با استفاده از آزمون t مستقل تحلیل شد. نتایج نشان داد که مدل پیش بینی اشتیاق شغلی دبیران از روی صفات شخصیتی آنها معنی دار است بطوریکه اشتیاق شغلی تحت نفوذ معنی دار پنج بعد شخصیتی گشودگی به تجربه، وظیفه شناسی، توافق، برون گرایی و صداقت- تواضع قرار داشت. این درحالی است که ضریب مسیر از تهییج پذیری به طرف اشتیاق شغلی، معنی دار ظاهر نشد. هم چنین معلوم شد که زنان دبیر در مقایسه با مردان دبیر از اشتیاق شغلی بیش تری برخوردارند. نتایج بدست آمده در چهارچوب تحقیفات قبلی و تئوری های موجود مورد بحث قرار گرفته اند.
رابطه هوش سازمانی با شادکامی و رضایت شغلی کارکنان دانشگاه آزاد اسلامی واحد مرودشت(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
این پژوهش با هدف بررسی رابطه هوش سازمانی با شادکامی و رضایت شغلی کارکنان دانشگاه آزاد اسلامی واحد مرودشت انجام شد. روش پژوهش توصیفی از نوع همبستگی بوده است. جامعه آماری تحقیق شامل کلیه کارکنان این واحد دانشگاهی به تعداد 230 نفر می باشد که به روش تصادفی طبقه ای و بر اساس جدول مورگان تعداد 151 (78 نفر زن و 73 نفر مرد) به عنوان نمونه آماری انتخاب شدند. برای جمع آوری اطلاعات این پژوهش از سه پرسشنامه هوش سازمانی آلبرخت، شادکامی آکسفورد و رضایت شغلی اسمیت استفاده گردید. داده ها با استفاده از ضریب همبستگی پیرسون و رگرسیون چندگانه با روش همزمان، مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند. یافته ها نشان داد بین هوش سازمانی با شادکامی و رضایت شغلی، رابطه معناداری وجود دارد و در بین ابعاد هوش سازمانی، مؤلفه های سرنوشت مشترک و روحیه قادر به پیش بینی شادکامی و مؤلفه های چشم انداز استراتژیک، روحیه و میل به تغییر قادر به پیش بینی رضایت شغلی می باشند. ضمن اینکه بر اساس نتایج به دست آمده بین ابعاد هوش سازمانی، بعد روحیه قوی ترین پیش بینی کننده برای شادکامی و رضایت شغلی می باشد.
بررسی تأثیر صدای کارمند بر خلاقیت و عملکرد کارکنان با میانجیگری درگیری شغلی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در چند سال اخیر، محققان و مدیران به صدای کارمند به دلیل نقشی که در کسب مزیت رقابتی ایفا می کند، توجه فراوان کرده اند. این پژوهش با هدف طراحی شاخصی بومی برای صدای کارمند و بررسی تأثیر صدای کارمند بر خلاقیت و عملکرد فردی کارکنان از طریق نقش میانجی درگیری شغلی انجام گرفت. پژوهش حاضر از نظر هدف کاربردی و از نظر نحوة گردآوری داده ها توصیفی- همبستگی است. کارکنان شرکت کاله جامعة آماری این تحقیق را تشکیل داده اند. نمونه گیری به روش سرشماری انجام گرفت و 234 پرسشنامه برای جمع آوری داده ها توزیع شد. برای تحلیل داده ها تحلیل عاملی اکتشافی، تحلیل عاملی تأییدی و مدل ساختاری به کار گرفته شد. طبق نتایج این پژوهش، صدای کارمند بر درگیری شغلی تأثیر مثبت و معنادار دارد. همچنین، نتایج، نشان داد درگیری شغلی هم به طور مستقیم و هم غیرمستقیم، از طریق خلاقیت بر عملکرد کارکنان تأثیر مثبت و معنادار دارد.
بررسی تاثیر توانمندسازهای مدیریت دانش بر فرایند خلق دانش (مورد مطالعه: شرکت های تعاونی منتخب استان یزد)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
امروزه اساس رقابت پذیری در اقتصاد جهانی، از منابع مادی به سمت دارایی های دانشی سوق داده شده است؛ به گونه ای-که دانش به عنوان تنها منبع استراتژیک مزیت رقابتی شناخته می شود. ازاین رو، کسب وکارهایی که بتوانند دانش موجود در سازمان را به شکلی مناسب در فرایندها، محصولات و خدمات به کار ببندند، نسبت به رقبا برتری نسبی خواهند داشت. تحقیق حاضر با هدف بررسی رابطه بین توانمندسازهای مدیریت دانش بر فرایند خلق دانش و با استفاده از تکنیک رگرسیون خطی چندگانه انجام شده است. نتایج حاصل از جمع آوری اطلاعات از شرکت های تعاونی استان یزد که به روش نمونه گیری تصادفی ساده انتخاب شدند، نشان دهنده تاثیر مثبت اعتماد، همکاری، یادگیری، مهارت T شکل کارکنان و فناوری اطلاعات بر فرایند خلق دانش بود. همچنین، تاثیر منفی بین رسمیت و فرایند خلق دانش را مورد تایید قرار داد. از نتایج این پژوهش می توان برای تقویت سیستم مدیریت دانش در شرکت های دانش محور، با تاکید بر آن دسته از معیارهایی که در مدل های رگرسیونی، ضریب تعیین بالاتر، و توان بیشتر در تبیین واریانس متغیرهای وابسته دارند، بهره برد.
مقایسه عملکرد کارکنان ادارات دارای ثبات و بدون ثبات مدیریت کشور(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف از انجام این تحقیق، مقایسه عملکرد کارکنان در ادارات کل تربیت بدنی دارای ثبات مدیریت و ادارات کل بدون ثبات مدیریت در کلیه استان های کشور بوده است. نمونه آماری در گروه مدیران با توجه به جامعه آماری مدیران (90 نفر) به صورت سرشماری برابر با جامعه تحقیق انتخاب شد. جهت نمونه گیری در گروه کارکنان ادارات کل تربیت بدنی، با توجه به اینکه تعداد کل جامعه آماری کارکنان در ادارات دارای ثبات مدیریت، 2779 نفر می باشد (مربوط به 16 استان)، نمونه گیری تصادفی کارکنان، 338 نفر و از 2475 نفرکارکنان در ادارات کل بدون ثبات مدیریت (مربوط به 14 استان)، تعداد 331 نفر به عنوان نمونه آماری در نظر گرفته شدند. ابزار اندازه گیری تحقیق، پرسش نامه استانداردعملکرد کارکنان بر اساس مدل اچیو می باشد. جهت تجزیه و تحلیل داده ها، از روش های آماری استنباطی، آزمون کلموگروف اسمیرنوف، آزمون لون، آزمون تی (t) مستقل و فریدمن بهره گرفته شد. نتایج تحقیق نشان داد که، بین ابعاد و خرده مقیاس های عملکرد کارکنان (توانایی کارکنان، وضوح نقش، کمک و حمایت سازمانی، انگیزه کارکنان، ارزیابی، اعتبار و محیط) و در نهایت عملکرد کارکنان در ادارات دارای ثبات مدیریت و بدون ثبات مدیریت در ادارات کل تربیت بدنی کشور، تفاوت معناداری وجود دارد.
بررسی رابطه میان ویژگی های شخصیتی و احتمال بروز رفتارهای ناکارآمد شغلی با استفاده از مدل پنج عاملی شخصیت(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
با ورود علم روانشناسی به ادبیات مدیریت، شناسایی ابعاد گوناگون شخصیتی انسان و تأثیر آن بر پیامدهای مختلف سازمانی، مورد توجه قرار گرفت. در همین راستا، پژوهش حاضر به منظور بررسی رابطه بین ویژگی های شخصیتی و احتمال بروز رفتارهای ناکارآمد شغلی با استفاده از مدل پنج عاملی شخصیت در بین کارکنان سازمان تأمین اجتماعی شهر ارومیه، به انجام رسید. روش تحقیق این پژوهش از حیث هدف کاربردی بوده و با توجه به ماهیت روش، در حیطه تحقیقات توصیفی- پیمایشی قرار می گیرد. جامعه آماری پژوهش را کلیه کارکنان شاغل در سازمان تأمین اجتماعی شهر ارومیه تشکیل داده و از این بین، 97 نفر با استفاده از روش نمونه گیری تصادفی، به عنوان نمونه تحقیق انتخاب شدند. به منظور بررسی ویژگی های شخصیتی، پرسشنامه 44 سوألی مدل پنج عاملی شخصیت و برای سنجش رفتارهای ناکارآمد شغلی از پرسشنامه استاندارد رفتارهای ناکارآمد اسپکتور و همکاران استفاده شد. تجزیه و تحلیل داده ها نشان داد افرادی با درجات بالاتر برونگرایی و روان رنجوری، رفتارهای ناکارآمد شغلی بیشتر و افرادی با امتیاز بالاتر وجدانگرایی و سازگاری، رفتارهای ناکارآمد شغلی کمتری را از خود بروز می دهند. همچنین بین بعد گشودگی و رفتارهای مذکور ارتباط معناداری دیده نشد.
آسیب شناسی نظام آموزش کارکنان با استفاده از الگوی سه شاخگی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش حاضر، آسیب شناسی نظام آموزش کارکنان یکی از شرکت های مادر تخصصی تابعه وزارت نیرو با استفاده از الگوی سه شاخگی است. در الگوی مذکور، سازمان ها از سه منظر ساختاری، رفتاری و زمینه ای مورد بررسی قرار می گیرند. این پژوهش به لحاظ روش شناسی، رویکردی کیفی دارد که به کمک ابزارهایی از جمله مصاحبه و پرسشنامه های باز پاسخ صورت گرفته است. روایی ابزار از طریق آزمون کرونباخ و پایایی آن به کمک روش بررسی همتایان مورد تأیید قرار گرفت. از روش سرشماری در نمونه گیری و گردآوری داده ها و از روش تحلیل محتوا در تحلیل یافته ها استفاده شده است. تحلیل یافته ها نشان داد بیشترین چالش ها، نقاط قوت و فرصت های قابل بهبود در مقوله ساختار قرار دارد. هم چنین بیشترین انتظارات دست اندرکاران بخش آموزش از مراجع بالادستی در شاخه ساختار جای می گیرد. این بدان معناست که در نظام آموزشی فعلی کانون توجه به سمت مسایل درون سازمانی است. بر این اساس می توان گفت در حال حاضر مقوله های رفتاری و محیطی کمتر مورد توجه واقع شده اند. در پایان پیشنهادهایی به منظور رفع آسیب های نظام آموزشی موجود ارایه شده است.
مطالعه تجربی رابطه بین انعطاف پذیری سازمانی و عدالت سازمانی در محیط های دانشگاهی: مطالعه موردی دانشگاه شیراز(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
از منظر تئوری های آموزش عالی، دانشگاه مانند سایر سازمان ها، باید قادر به ارائه پاسخ های متعدد به محیط پیرامون خود باشد. این رفتار منعطف در مبانی نظری با عنوان انعطاف پذیری سازمانی، مفهوم سازی شده است. سازمان های منعطف به موضوع عدالت سازمانی نیز توجه ویژه ای دارند. هدف از این پژوهش، بررسی رابطه بین انعطاف پذیری سازمانی و عدالت سازمانی از دیدگاه کارکنان دانشگاه شیراز بود. جامعه آماری شامل کارکنان رسمی و پیمانی دانشگاه شیراز در سال 93-92 بود که با نمونه گیری تصادفی ساده، 181 نفر به عنوان نمونه انتخاب شدند. ابزار جمع آوری داده ها دو پرسشنامه عدالت سازمانی و انعطاف پذیری سازمانی (محقق ساخته) بود که روایی آن به ترتیب 93/0 و 94/0محاسبه شده است. داده ها با استفاده از آمار توصیفی و آمار استنباطی، همبستگی و آزمون تحلیل واریانس چند متغیره تحلیل شدند. نتایج نشان داد که:
1) بین انعطاف پذیری سازمانی و ابعاد عدالت سازمانی رابطه معناداری وجود دارد.2) بین جنسیت و ادراک کارکنان از انعطاف پذیری سازمانی با ادراک آنان از عدالت سازمانی رابطه تعاملی وجود ندارد.3) بین سابقه خدمت و ادراک کارکنان از انعطاف پذیری سازمانی با ادراک آنان از عدالت سازمانی رابطه تعاملی وجود ندارد.4) بین مدرک تحصیلی و ادراک کارکنان از انعطاف پذیری سازمانی با ادراک آنان از عدالت سازمانی رابطه تعاملی وجود ندارد.
رابطه بین اعتماد کارکنان به مدیران خود و اثربخشی سامانه ارزیابی عملکرد(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
تاکنون، در پژوهش های حوزه ارزیابی و مدیریت عملکرد، بیشتر به تأثیر عوامل سامانه ای بر اثربخشی این گونه سامانه ها توجه شده و تأثیر تعاملات انسانی کمتر مد نظر بوده است. همچنین به نظر می رسد در سازمان ها نیز، در طراحی سامانه های ارزیابی و مدیریت عملکرد، به عوامل سامانه ای، بیشتر از تعاملات انسانی اهمیت داده می شود. هدف این پژوهش بررسی رابطه اعتماد کارکنان به مدیر به عنوان یک پدیده تعاملی با اثربخشی نظام ارزیابی عملکرد و مقایسه آن با رابطه سهولت استفاده از سامانه به عنوان یک پدیده نظام مند با اثربخشی این سامانه است. این پژوهش در دو سازمان ایرانی در دسترس و دارای سامانه ارزیابی عملکرد، انجام شده است. تعداد 170 پرسشنامه بین کارشناسان و مدیران میانی پخش شد که در مجموع 146 پرسشنامه قابل استفاده گردآوری شد. تحلیل عاملی اکتشافی برای مشخص نمودن عوامل اصلی، تحلیل واریانس برای آزمون توافق گروهی و رگرسیون چندگانه برای یافتن روابط بین متغیرها انجام شد. نتایج پژوهش، همبستگی آماری معنی داری از اثربخشی این سامانه را بین دیدگاه های مدیران و کارکنان نشان نمی دهد؛ این نتیجه، نشان دهنده تفاوت دیدگاه این دو گروه درباره این موضوع است. اعتماد کارکنان به مدیران شان، برخلاف سهولت استفاده از سامانه، رابطه آماری معنی داری با اثربخشی سامانه از دیدگاه کارکنان دارد. در مقابل، سهولت استفاده از سامانه، رابطه معنی داری با اثربخشی سامانه از دیدگاه مدیران دارد. همچنین، براساس نتایج تحقیق، گرایش کارکنان به اعتماد، تنها متغیر این پژوهش است که با هر دو دیدگاه سنجیده شده از اثربخشی سامانه ارزیابی عملکرد رابطه دارد.
سنجش و اندازه گیری چرایی فعالیت متناسب استعداد(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
آنچه سرمایه گذاری برای کشف استعداد ذاتی، منحصربه فرد و برتر و زمینه سازی برای فعالیت مبتنی بر آن را قابل دفاع می کند، چرایی فعالیت متناسب استعداد است. لذا، با هدف مشخص نمودن چرایی فعالیت متناسب استعداد، با رویکردی کیفی- اکتشافی، مبانی علمی معتبر، مورد پژوهش قرار گرفت. نتایج نشان می دهد مفهوم چرایی فعالیت متناسب استعداد توسط متغیرهای پنج گانه: عمل به علم، خلاقیت، جلوگیری از اسراف، آزادی و خود بودن، اندازه گیری می شود. چنانچه تلاش آدمی بر محور استعداد برترش بچرخد و روی موج استعدادش تنظیم شود، به خوبی از عهده جذب، پردازش و استفاده از داده های مرتبط با آن برمی آید، زیرا محرک های محیطی، حواس، اعصاب، ساختار مغز و محتوای ذهن به نحو مؤثر با هم مرتبط و مکمل شده و به نوعی انسان را متصل به وجود لایتناهی درون خود کرده و موجودیت او را با نظم و سازمانِ نظام هستی هماهنگ و همسو می نماید که این خود رفتار موفقیت آمیز را نتیجه می دهد. به این صورت که فرد و کارش، همانند قفل و کلید با هم یکی شده و هر چه بیشتر «عمل به علم»، «خلاقیت»، «جلوگیری از اسراف»، «آزادی» و «خود بودن» را تجربه می نماید.