"یکی از رویدادهای جنبش مشروطیت، ورود نیروی ایلی خان های بختیاری به عرصه کارزار با طرفداران استبداد و حمایت موثر ایشان از مشروطه خواهان و مشارکت فعال و همراهی آنان با نیروهای متحد مشروطه خواه در فتح تهران در تیرماه 1287 هـ.ش. است. این اقدام، با توجه به اینکه ضرورت ها و اهداف این جنبش سیاسی- اجتماعی متوجه نیازهای جامعه شهرنشین می شد و سنخیتی با الگوی رایج جامعه ایلی نداشت، تعجب ناظران رویدادها و تحلیل گران تاریخ مشروطیت ایران را برانگیخت. در واقع، در حالی که مولفه هایی چون مبارزه با استبداد، محدود نمودن قدرت مطلقه حکومت و تاسیس مجلس شورای ملی، از مهمترین اهداف این جنبش بودند؛ این حرکت ملی مورد پشتیبانی خان ها که به صورت مطلق و بدون هرگونه محدودیتی بر جامعه ایلیاتی تحت فرمانروایی خود حکومت می کردند، قرار گرفت. جامعه ای که از ضرورت ها، فلسفه و تحولات جهان نو که پیش فرض مشروطه خواهی است، بی خبر بود و نابرابری های اجتماعی و سیاسی از اجزا ساختاری آن به شمار می رفت. بنابراین حدس و گمان های گوناگونی در مورد علل این اقدام مطرح شد.
این مقاله تلاش نموده است از طریق شناسایی ویژگی های ساختار جامعه ایلیاتی، ظرفیت های نظامی که در درون این ساختارها تولید می شد و باعث تسلط نیروهای قبایل و ایلات بر حکومت در ایران می گردید، و نیز مناسبات قدرت در ایران؛ به تحلیل اقدام خان های بختیاری در پیوستن به نیروهای مشروطه خواه بپردازد."
روش مقایسه ای از دیرینه ترین روش های تحقیق در علوم اجتماعی است. با این حال، روش مقایسه ای هنوز در حال گسترش و تکمیل رویه های خود است. این مقاله ابتدا به تشریح یکی از روش های مقایسه به نام روش تحلیل مقایسه ای کیفی (QCA) که توسط چارلز راگین مطرح شده است، می پردازد و کاربرد آن را در علوم اجتماعی نشان می دهد. سرانجام، به تکمیل این روش به صورت تحلیل مقایسه ای چند ارزشی کیفی (MQCA) که توسط کرانکویست ارایه شده است، خواهیم پرداخت.
دولت یکپارچه ایران، که به دست صفویه تاسیس یافت، وجود خود را مدیون جماعتی از مردان است که بر اساس عقاید و افکار مذهبی شکل گرفته بود. در واقع، شیوخ صفوی در طول سال های متمادی، برای خود مریدانی فراهم کرده بودند که خاضعانه از آنها حمایت می کردند. آنها بار دیگر هویت ایرانی را، در پی گذشت چندین قرن از امپراطوری ساسانی، به دست شاه اسماعیل و با تشکیل آرمان سیاسی تشیع در دل فرهنگ و جامعه ایرانی و سازمان دهی همه اقوام ایران زمین در چهارچوب آن، بنیان نهادند. در این میان، دولت صفوی با توجه به ساختار نوین، موقعیت حساس و وزن ژئوپلیتیکی اش، هم در قبال رقبای قدرتمند خود از توان عملیاتی قابل توجهی برخوردار بود و هم به شدت از آنها تاثیر می پذیرفت. در واقع، همین موقعیت ژئوپلیتیکی بود که دولت صفوی را وارد عرصه رقابت های جهانی و منطقه ای کرد؛ به طوری که دولت های اروپایی سعی کردند برای کاستن از فشارهای دولت عثمانی در اروپا، با دولت صفوی همکاری راهبردی داشته باشند. این مقاله، ضمن بررسی خانقاه و خاندان صفوی، بررسی جغرافیای سیاسی کشور، مطالعه ماهیت دولت صفوی و تحلیل ژئوپلیتیکی روابط خارجی آن، پاسخگوی این سوال است که نقش دولت صفوی در تکوین و تثبیت هویت ایرانی معلول چه عواملی بوده است؟
رهیافتهای پژوهشی در علوماجتماعی یا شیوههای منظم و سیستماتیک بررسی پدیده اجتماعی حداقل در چندین دهه اخیر بسیار متنوع و گوناگون بودهاند و رهیافت کیفی برای رجوع به پدیده اجتماعی یکی از آنها است. منابع روششناسی علوماجتماعی حاوی قابلیتها و امتیازات بسیار و همچنین نقاط ضعف و انتقادات متعددی برای روشهای کیفی است. از نظر تاریخی، ریشههای بحث در اینباره به دوران نیمه دوم قرن نوزدهم باز میگردد. تمایز میان روشهای کمی و روشهای کیفی را میتوان از منظر پارادایمهای حاوی این دو روش، یا بر اساس مقایسه میان کیفیات و ویژگیهای یافتهها برای آن دو و تفاوتهای هستیشناختی و معرفتشناختی بین دو رویکرد نیز مورد بررسی قرار داد. این نوشتار در پی طرح خصوصیات پارادایمی هر روش و مقایسه روشها از دیدگاه فرضیات اساسی هر پارادایم و ارائه یک گونهشناسی از ویژگیهای روشهای یاد شده است.
مجموعه های فازی مقوله هایی با حد و مرزهای نامعین و همپوشان هستند. در مجموعه های کلاسیک، هر شئی یا عضو مجموعه است یا نیست، ولی اشیا می توانند در آن واحد تا حدی عضو بیش از یک مجموعه فازی باشند. بسیاری از مفاهیم علوم اجتماعی همین ویژگی را دارند. نظریه مجموعه های فازی روش هایی را برای بررسی سیستماتیک چنین مفاهیمی ارایه می کند. در این مقاله، مزیت های تکنیک فازی بر روش های مرسوم تحلیل آماری در پژوهش های اجتماعی با تحقیق در مورد یکی از کلیدی ترین و پرمناقشه ترین متغیرهای اجتماعی، یعنی مفهوم منزلت شغلی، بررسی شده است. در این مقاله، یک رتبه بندی فازی از منزلت مشاغل در شهر رشت ارایه می شود که هم صرفا مبتنی بر نتایج به دست آمده از قضاوت ذهنی پاسخگویان و مطابق با نظر آنان بوده و هم در همان حال با توزیع فازی امکان بین صفر و یک، رتبه بندی جزیی درون هر مقوله اصلی را نیز به دست می دهد. نتیجه نهایی ماتریسی 92×5 است که در آن 92 تعداد مشاغل و 5 تعداد مقولات اصلی رتبه بندی منزلتی هستند. در این دسته بندی ماتریسی، هر شغل در عوض اشغال تنها یک جایگاه در طیف «عالی تا خیلی پایین» تا حدی به همه این جایگاه ها تعلق دارد. به این ترتیب، این اشکال اساسی در متدهای تحلیل خوشه ای، که در آن ها تغییر در متد و تعداد مشاغل منجر به دسته بندی های متفاوتی می شود، تا حد زیادی برطرف گردیده و در واقع بازنمایی بهتری از واقعیت ممکن می شود
"والیان فیلی در سال 1006 هـ ق به دستور شاه عباس حاکم لرستان شدند. آن ها تا اوایل دوره قاجار بر سراسر لرستان پیشکوه و پشتکوه حکمرانی می کردند؛ اما فتحعلی شاه، پیشکوه لرستان را از زیر سلطه آن ها خارج نمود و قلمروشان را محدود به پشتکوه کرد. آن ها تا سال 1307 هـ ش در پشتکوه حکمرانی نمودند. در این سال پشتکوه به تصرف نیروهای دولتی درآمد و غلامرضاخان، آخرین والی پشتکوه، به نحو مسالمت آمیزی به عراق رفت و با رفتن او حکمرانی والیان فیلی خاتمه یافت.
به واسطه حکمرانی والیان فیلی بر لرستان پیشکوه، و پشتکوه به ایلات و عشایر آن مناطق فیلی می گفتند که از نظر لهجه به سه دسته لر، لک و کرد تقسیم می شوند؛ لرها و لک ها در لرستان پیشکوه و کردهای فیلی در پشتکوه و مناطق شرقی عراق سکونت دارند. تقریبا نیمی از کردهای فیلی عراق از ساکنان اصلی مناطق شرقی عراق می باشند که بعد از تعیین حدود مرزهای ایران و عثمانی در دوره صفویه در آن سوی مرزهای ایران قرار گرفتند و نیمی دیگر از ایلات پشتکوه می باشند که به عراق مهاجرت می کردند. این نوشتار، تنها به بررسی اوضاع سیاسی و اجتماعی کردهای فیلی پشتکوه در دوره والیان و علل مهاجرت آن ها به عراق می پردازد."