این مقاله با رویکردی منطقی ‐ فلسفی به بررسی سه مسئلة بنیادی در موضوع جایگاه ارزش ها در علم، یعنی مسئلة «است ‐ باید»، نسبیت گرایی ارزشی و بی طرفی یا جانبداری ارزشی می پردازد. روشن است که اگر جامعه شناسی اسلامی بخواهد به عنوان یک پارادایم توانمند و تأثیرگذار در عرصة علوم اجتماعی ظاهر شود، ناگزیر باید موضع خود را نسبت به این گونه مسائل پارادایمی به گونه ای مشخص کند که امکان مقایسه با پارادایم های موجود فراهم شود. محورهای اصلی مورد تأکید این مقاله عبارت است از: امکان استنتاج احکام هنجاری از گزاره های توصیفی و بالعکس، رد نسبیت گرایی ارزشی بر پایة پذیرش مبانی فطری برای ارزش های اخلاقی و حقوقی و لزوم جانبداری ارزشی در علم به عنوان یک آرمان و در عین حال، تلاش برای افزایش عینیت در مباحث توصیفی و تبیینی علم.
دین واقعیتی اجتماعی است و مناسک دینی، ناظر بر نیازهای اجتماعی ریشه دار انسان است. اعمال دینی حس همبستگی و اتکا به گروه و خلاصه، حس بودن در جامعه را نشان می دهد. دین زبان مشترک اخلاقی جامعه است. این مقاله در جستجوی پاسخ به این سوالات است که میزان دینداری شهروندان تهرانی چگونه است؟ دینداری در گروه های مختلف برپایه سن، جنسیت، منطقه محل سکونت، محل تولد، وضعیت تأهل، میزان تحصیلات چه تفاوتی دارد و رابطه دینداری با متغیر پایگاه اقتصادی ـ اجتماعی خانواده چگونه است؟
تحقیق حاضراز نوع توصیفی ـ مقایسه ای است و از روش پیمایشی استفاده شده است. جامعه آماری شامل کلیه شهروندانی است که در نیمه اول آبان ماه 1388 ساکن شهر تهران بوده اند . حجم نمونه با استفاده از فرمول کوکران 391 نفر و انتخاب نمونه باتلفیق نمونه گیری خوشه ای و طبقه بندی نامتناسب صورت گرفته است . جهت بررسی اعتبار و قابلیت اعتماد پرسشنامه، از اعتبار محتوایی و ضریب آلفای کرونباخ استفاده شده است. متغیر دینداری در این تحقیق با سه شاخص اعتقادات، اخلاقیات و اعمال، در سطح سنجش رتبه ای، در غالب طیف لیکرت مورد سنجش قرار گرفته است.
برخی از یافته های تحقیق حاکی از آن است که دینداری بین دوگروه زنان و مردان و دو گروه متولدین تهرانی و شهرستانی تفاوت معناداری ندارد؛ اما در بین گروه های سنی ، وضعیت تاهل، سطح تحصیلات و ساکنین مناطق مختلف، تفاوت معناداری دارد.
مدل اندازه گیری دینداری جوانان؛ ابتدا بر پایه ابعاد پنجگانه مدل گلاک و استارک شاخص سازی شده؛ سپس با استفاده از تحلیل عاملی اکتشافی به دنبال شناسایی دقیق ابعاد پنجگانه فوق مورد بررسی قرار گرفته است. روابط بین ابعاد پنجگانه دینداری بر پایه رویکرد هیجانی روان شناسانی نظیر ماندلر، شاختر، آرنولد و انطباق دیدگاه های آنان با تربیت اسلامی مورد مطالعه و مقایسه قرار گرفته است. مطالعه این روابط و تأثیر و تأثر بین این متغیرها با استفاده از نرم افزار لیزرل که به نوعی به آن تحلیل عاملی تأییدی یا مدل معادلات ساختاری می گویند، مورد اندازه گیری قرار گرفته است.
مقدار RMSEA=0/053 برای این مدل، نشان می دهد که این مدل از برازش قابل قبولی برخوردار است. به طوری که می توان اذعان نمود که دینداری یک پدیده سه بعدی است که شامل بعد اول؛ بعد ذهنی و شناختی دین، بعد دوم؛ بعد احساسی یا عاطفی دین و بعد سوم؛ بعد عملی و رفتاری دین می باشد. روابط اثرگذاری بین ابعاد دینداری طوری است که ابتدا از فیلتر ذهنی و شناختی عبور کرده و پس از آن در حالت عاطفی و احساسی شناسایی شده و سپس با عبور از آن فیلتر، در شکل رفتاری نمایان می گردد.
هدف از انجام این پژوهش بررسی اثربخشی دعا درمانی بر سلامت عمومی دانشجویان دانشگاه افسری امام علی(ع) است. سؤال اصلی پژوهش عبارت است از اینکه تأثیر دعادرمانی بر سلامت عمومی دانشجویان چگونه است؟ جامعة آماری برای انجام این پژوهش عبارت است از 700 نفر از دانشجویان دانشگاه افسری است که به صورت داوطلب خواهان شرکت در جلسات دعا درمانی بوده اند. ابتدا به روش تصادفی، 40 نفر از این تعداد انتخاب شدند و سپس به صورت تصادفی در دو گروه 20 نفری (20 نفر گروه آزمایش و 20 نفر گروه کنترل) قرار گرفتند. در شرایط برابر، از دو گروه پیش آزمون به عمل آمد. آنگاه برای گروه آزمایش، هشت جلسه دعا درمانی گروهی یک و نیم ساعتی برگزار شد. در این مدت هیچ گونه مداخله ای در گروه کنترل صورت نگرفت. در پایان از دو گروه در شرایطی برابر، پس آزمون به عمل آمد.
روش تحقیق در این پژوهش از نوع نیمه آزمایشی پیش آزمون – پس آزمون با گروه کنترل است. ابزار مورد استفاده برای سنجش، پرسشنامة سلامت عمومی می باشد و داده های جمع آوری شده در دو سطح آمار توصیفی و استنباطی با نرم افزار spss مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند که در سطح آمار توصیفی از شاخص هایی مانند نمودارها، میانگین، انحراف استاندارد، میانه و نما استفاده شد. در سطح آمار استنباطی نیز شاخص های آماری مانند ضریب همبستگی پیرسون، آزمون t مستقل و آزمون همگنی واریانس ها مورد استفاده قرار گرفتند. یافته های پژوهش نشان داد که بین نمرات پیش آزمون و پس آزمون سلامت عمومی رابطة معناداری در سطح 01/0 وجود دارد
( 001/0 sig = و65/29 t =). بنابراین فرضیة اول پژوهش تأیید می شود و نتیجه می گیریم که دعا درمانی بر سلامت عمومی اثر داشته و باعث افزایش آن شده است. در مورد مؤلفه های سلامت عمومی نیز در نمرات پیش آزمون و پس آزمون مؤلفه های «نشانه های بدنی، اضطراب و بی خوابی، نارساکنش وری اجتماعی و افسردگی» تفاوت معناداری مشاهده شد؛ بنابراین می توان نتیجه گرفت که دعا درمانی بر «نشانه های بدنی، اضطراب و بی خوابی، عدم تعامل با محیط و افسردگی» اثر دارد.
در مقاله حاضر جایگاه رسانه و به طور خاص تلویزیون در امر تعلیم و تربیت اسلامی، متکی بر آموزه های قرآن کریم، سنت نبوی و با تأکید بر فرمایش های امیرالمؤمنین علی(ع) مورد بررسی قرار می گیرد. برای فهم نحوه حضور رسانه در امر تربیت، باید ابتدا شناخت نسبتاً کاملی از موضوع تعلیم و تربیت و ضرورت آن کسب نمود؛ در ادامه تلاش می شود که مبانی تعلیم و تربیت از دیدگاه اسلام مورد بررسی قرار گرفته و پس از بررسی نظریات اندیشمندان غربی و مسلمان مطرح در این عرصه، وضعیت تربیت در تلویزیون جمهوری اسلامی ایران مطرح و وضعیت رسانه ملی مورد ارزیابی قرار گیرد. در نهایت پس از طرح اصولی به عنوان اصول تربیتی، ذیل دو عنوان تولیدات رسانه ای و مخاطبان، نحوه بازنمایی اصول تربیتی در یکی از تولیدات سیمای جمهوری اسلامی ایران (سریال تلویزیونی اغماء) مورد ارزیابی قرار خواهد گرفت.
تغییرهای عمیق، ساختاری و چندبعدی که در پی فتح ایران رخ نمود، برخی از مهم ترین عنصرهای تشکیل دهندهٔ هویت ایرانی در عهد باستان را دگرگون کرد یا به نابودی کشاند. با از میان رفتن برخی از این عوامل مانند سرزمین /جغرافیا و دولت ایرانی و در پی آنها تغییر یکی از مهم ترین پایه های هویت ایرانی در عهد باستان یعنی دین، هویت ایرانی دچار بحران شد. ایرانیان را با توجه به پاسخی که به بحران پیش رو دادند می توان به سه دستهٔ ایران گرایان، اسلام گرایان و ایران ـ اسلام گرایان تقسیم کرد. این مقاله ضمن برشمردن مهم ترین ویژگی های اسلام گرایان، به بررسی نگرش هویتی ابوریحان بیرونی پرداخته و هویت اسلامی این دانشمند ایرانی را با توجه به آثارش نشان داده است.
ارزش ها از بنیادی ترین عوامل جهت دهنده رفتارهای انسانی در هر جامعه ای به شمار می آیند و نقش مهمی را در رشد و توسعه اقتصادی، اجتماعی و سیاسی ایفا می کنند. این مطالعه در صدد شناخت جهت گیری ارزشی توسعه محور معلمان و عوامل اجتماعی و اقتصادی تأثیرگذار بر آن است. داده های پژوهش به شیوه پیمایشی و با استفاده از پرسشنامه، از تعداد343 معلم شاغل در اداره آموزش و پرورش شهرستان بروجن، که به شیوه تصادفی چند مرحله ای انتخاب شده بودند؛ گردآوری شده است. نتایج حاصل از یافته های پژوهش نشان می دهند که 1/72 درصد از معلمان دارای حد متوسطی از جهت گیری ارزشی توسعه محور بودند. نتایج نشان می دهد که سطح سواد والدین، وضعیت اقتصادی خانواده در دوران نوجوانی، درآمد، وضعیت اشتغال و میزان استفاده از وسایل ارتباط جمعی ارتباط معناداری با جهت گیری ارزشی توسعه محور نداشتند. احساس امید به زندگی و احساس رضایت از زندگی (رضایت شغلی، رضایت از زندگی خانوادگی، رضایت از امکانات زندگی و رضایت از وضعیت سلامت) رابطه معناداری با جهت گیری ارزشی توسعه محور داشتند؛ به این معنا که با افزایش احساس امید به زندگی و رضایت از زندگی، جهت گیری ارزشی توسعه محور افزایش می یابد.
تعلق مذهبی و مذهبی بودن (به عنوان عوامل فرهنگی) در بررسی موضوعات جمعیتی، به خصوص باروری، کمتر (دست کم در ایران) مورد توجه قرار گرفته است. سؤالات اصلی تحقیق حاضر این است که آیا میان دو گروه مذهبی سنّی و شیعه در زمینه باروری تفاوت وجود دارد؟ آیا این تفاوت معنی دار است؟ و آیا با کنترل مشخصه های اجتماعی، اقتصادی و جمعیتی این تفاوت معنی دار خواهد ماند؟ جامعه مورد تحقیق، شهر گله دار از توابع شهرستان مهر واقع در استان فارس می باشد. از جامعه مورد نظر تعداد 306 نفر زن ازدواج کرده 49-15 ساله (از دو گروه مذهبی شیعه و سنّی) به صورت نمونه انتخاب شدند و رفتار باروری آن ها با توجه به فرضیات تحقیق مورد بررسی قرار گرفت. جهت تبیین باروری از سه فرضیة خصایص و ویژگی ها، الهیات ویژه ، و موقعیت گروه اقلیت استفاده شده است. در تحلیل داده ها از روش تحلیل طبقات چندگانه استفاده شده است. زنان سنّی میزان باروری بالاتری را نسبت به زنان شیعه داشته اند. هر چند بعد از ورود متغیرهای کنترل، از تفاوت باروری دو گروه مذهبی کاسته شد، اما تفاوت باروری هم چنان معنی دار باقی ماند. این تفاوت می تواند از طریق پایبندی به ارزش های (مذهبی و غیرمذهبی) گروه خودی در مقابل گروه بیرونی تبیین شود.
بدون شک دین، یکی از مهم ترین نظام های ارزشی هر جامعه است که برای استواری خود نیاز به بازتولید آن در نسل های بعدی دارد. عوامل گوناگونی می توانند در این فرایند تأثیرگذار باشند که از میان آنها جامعه پذیری یکی از مهم ترین هاست و از میان عناصر جامعه پذیری، خانواده از اهمیت زیادی برخوردار است. در این مقاله، با استفاده از نظریه های نظم اجتماعی ـ به طور عام ـ که ریشه در کارکردگرایی دارد، و نظم خُرد ـ به طور خاص ـ که از نظریات پارسونز و چلبی استخراج شده است؛ تأثیر خانواده بر دین داری جوانان شهر یزد سنجیده می شود. شهر یزد، شهری کویری و از شهرهای کهن ایران زمین است که پیش از اسلام وجود داشته و «ایساتیس» نامیده می شده و پس از ظهور اسلام و گرایش مردم به این دین، «دارالعباده» لقب گرفته است. شهر یزد به شهر بادگیرها، نگین کویر، شهر خشت خام و شهر قنات، قنوت و قناعت نیز معروف است. به نظر می رسد در دهه های اخیر فرایند نوسازی بر ویژگی های فرهنگی و نهادهای اجتماعی این شهر تأثیر گذاشته باشد که البته دین داری و نهاد خانواده نیز از این امر مستثنی نبوده اند. پژوهش حاضر به روش پیمایشی انجام گرفته و با استفاده از فرمول کوکران از میان 136 هزار خانوار یزدی، حجم نمونة آماری به تعداد 325 خانوار انتخاب شد. در تحلیل داده ها از رگرسیون چندمتغیری، تحلیل واریانس و ضریب همبستگی استفاده شده است. نتایج نشان می دهد بین متغیر وابستة دین داری و متغیر مستقل همگامی مشترک در خانواده رابطة معنا داری برقرار است. این رابطه مستقیم و مثبت است به طوری که با زیاد شدن میزان همگامی مشترک در خانواده، دین داری جوانان نیز بالا می رود.
عدالت از دیدگاه صدر، ارزشی ذاتی و نهایی دارد که برای تحقق سایر ارزش ها در جامعه به آن نیاز است؛ از مطالبات فطری انسان است و تابع قرارداد افراد جامعه نیست و به شرایط تاریخی اجتماعی ویژه ای تعلق ندارد. در نظریة صدر اصولاً مفهوم تساوی از ماهیت شناسی عدالت، نفی شده، «کار» معیاری برای برخورداری های متفاوتِ عادلانه است. محور اصلی مسئله عدالت اجتماعی به سطح روابط انسان با انسان در توزیع منابع و منافع و به تضاد میان قوی و ضعیف ارجاع دارد؛ نزاعی که در سطحی عمیق تر به تناقضی عمده، یعنی جدل درونی میان جنبه های الهی و مادی انسان بازمی گردد و تا ابعاد الهی انسان در این جدال پیروز نشود، تضادهای اجتماعی جریان خواهد داشت. به نظر صدر شکل اسلامی عدالت اجتماعی دارای دو اصل عمومی «تکافل عمومی» و «توازن اجتماعی» است، هر یک راهکارهایی نیز دارد.
از دیدگاه او، دین از دو راه، میان معیارهای فطری فردگرا (غریزه حب ذات) و جمع گرا، هماهنگی ایجاد کرده، رفاه اجتماعی و عدالت را تأمین می کند:
1. اعطای تفسیری دقیق و واقعی از حیات و اشاعه آن (عوامل شناختی)؛
2. تربیت اخلاقی انسان، پرورش عواطف و احساس های اخلاقی (عوامل انگیزشی).
در این مقاله درصدد بررسی مبانی هستی شناسانة جامعه شناسی از دیدگاهی قرآنی هستیم. با استفاده از آیات قرآن، چهار عنصر «خدا»، «انسان»، «زمین» و «پیوند میان انسان با این عناصر و انسان های دیگر»، پایه های اصلی (و البته حداقلی)، برای تشکیل جامعه انسانی تشخیص داده شد. با محور قرار دادن دو عنصر «انسان» و «پیوند»، ماهیت هر یک را تحلیل کرده، سپس به عناصر دیگر و نحوه اثرگذاری آنها بر این دو عنصر پرداخته ایم. چنین نگاهی، جامعه شناسیِ موجودِ انسان ‐ محور را به یک جامعه شناسیِ خدا ‐ محور تبدیل کرده، انسان را فقط امانتدار تلقی می کند. در این نگاه قرآنی، انسان موجودی دوبُعدی است: حیوانی ‐ ملکوتی؛ یعنی میلی بی نهایت، هم به پستی ها و هم به فضیلت ها دارد. همین وضعیت در جامعة انسانی که محصول گرایش ها، روحیه ها، اخلاقیات، افکار و اندیشة افراد است، نیز رخ می دهد و درجه ای از هویت پست یا متعالی را در صحنة اجتماعی از خود به نمایش می گذارد. در این رویکرد، وجود سه عنصر قدرت، معرفت و گرایش های متضاد، میدانی برای ظهور متمایزترین ویژگی انسان، یعنی اختیار دانسته شده است. این ویژگی، خود را در سطوح مختلف فردی، گروهی و اجتماعی نشان می دهد. از دیدگاه قرآنی، مشغولیت زیاد انسان و جامعة انسانی به گرایش های حیوانی و نیز امور خارج از وی (طبیعت و زمین)، از یک سو و فراموشی و بی توجهی به خود ملکوتی و نیز خداوند، از سوی دیگر، باعث بیگانگی فردی و جمعی انسان ها می شود. مهم ترین عامل برای برطرف کردن این حالت، توجه به خدا و خود واقعی است. با توجه به این رویکرد، برای اینکه تحلیل کاملی از جامعة انسانی داشته باشیم، همواره باید به دو عنصر اصلی جامعه (فرد و جمع)، توجه داشته باشیم. همچنین، توجه به نوع رابطة این دو با خداوند و هستی (طبیعت و زمین) نیز تأثیر بسزایی در فهم رفتار فردی و اجتماعی انسان دارد.