فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱٬۹۶۱ تا ۱٬۹۸۰ مورد از کل ۲٬۵۹۵ مورد.
حوزههای تخصصی:
مقدمه: «علف» از نخستین فیلم های مستندی است که درون مایه مردم نگارانه دارد، فیلمی به کارگردانی مریان کوپر، شود ساک و هریستون امریکایی که در سال1304 هجری شمسی (میلادی1925) ساخته شد. هدف پژوهش: هدف این فیلم، روایت تصویری کوچ طایفه بابااحمدی از ایل بختیاری به سرپرستی حیدر خان و پسرش لطفعلی بعنوان شخصیت اصلی است، که از نوع تحقیقات میدانی مشاهده همراه با مشارکت محسوب می شود. روش شناسی تحقیق: پژوهش حاضر به نقد جامعه شناختی و بررسی فیلم با استفاده از روش «اتنوگرافی» متاثر از نظریه رمانتیک آمریکایی و مقایسه آن با نظریه مالینوفسکی در گینه نو پرداخته است. روش پژوهش، اسنادی و تاریخی و بر اساس تحلیل محتوی، فیلم «علف» به شکل «تاویل گرایانه» است. قلمروجغرافیایی پژوهش: محدوده مورد مطالعه شهرستان های کوهرنگ، لالی و مسجدسلیمان می باشد. بر اساس فیلم علف، تعداد افراد کوچ رو بیش از پنجاه هزار نفر زن و مرد به همراه احشام زیادی، کوچ را از خوزستانبه سمت چهارمحال و بختیاری به فاصله بیش از 500 کیلومتر در فصل بهار(اوایل اردیبهشت ماه) آغاز نمودند. یافته ها و بحث: بر اساس تحلیل ثانویه، یافته های مرتبط با فیلم «علف» مورد بررسی و نقد قرار گرفت، سپس با تطبیق یافته های بدست آمده و مقایسه آن با اصل محتویات فیلم، به شکل انتقادگرایانه درون مایه آن بررسی و تحلیل شد. در نهایت ضمن بررسی و انتقادات وارده بر فیلم مشخص شد که: «عدم رعایت بازتابندگی» در قوم نگاری مشهود است. نتایج: بر اساس روش «امیک» در روش قوم نگارانه می توان گفت که کوپر و همکارانش وقایع پیرامون را بیشتر از زاویه دید خود می نگریستند تا مردمان کوچرو ایل بختیاری. همچنین بر اساس رویکرد «اتیک»(نگاه درونی به اتفاقات پیرامون)، درون مایه فیلم مورد نقد قرار گرفت، چرا که مطابق دیدگاه ژرژلاپاساد، مشاهده گری فعال و همراه با مشارکت همواره باید در میدان تحقیق شکل گیرد. همچنین می توان گفت که فیلم «علف» از یک نوع نگاه «اورینتالیستی»(از دیدگاه ادوارد سعید) برخوردار است، چون، «اورینتالیسم»، تاریخ دروعینی از شرق به شیوه دلخواه و مورد علاقه غربیان است.
شناسایی عوامل زمینه ای اثرگذار بر توسعه کارآفرینی زنان روستایی در شهرستان آبادان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر به شناسایی عوامل زمینه ای اثرگذار بر توسعه کارآفرینی زنان روستایی از دیدگاه اعضا صندوق های اعتباری خرد زنان روستایی در شهرستان آبادان پرداخته است. این مطالعه کاربردی بوده و به رو ش پیمایش توصیفی بر روی نمونه 100 نفری از اعضای صندوق های اعتباری خرد زنان روستایی آبادان انجام شده است . به منظور گردآوری داده ها، پرسشنامه محقق ساخته تهیه و طی سه مرحله با اعمال نظرات متخصصان موضوعی، روایی آن تأیید گردید. به منظور تعیین پایایی ابزار تحقیق نیز ضریب آلفای کرونباخ محاسبه شد که مقدار آن 83/0 به دست آمد. بر اساس یافته های پژوهش، 37 متغیر به عنوان عوامل زمینه ای اثرگذار بر اقدامات کارآفرینانه اعضاء صندوق های اعتباری خرد زنان روستایی شناسایی شد، که با بررسی وضعیت این متغیر ها در شرایط حال حاضر زنان روستایی، این نتیجه حاصل شد که هیچ یک از متغیر های شناسایی شده در وضعیت مطلوبی قرار ندارند. به طوری که بالاترین امتیاز، 80/2، مربوط به اقدامات انجام شده در حوزه بسترسازی در جامعه و آماده سازی خانواده ها و جامعه جهت تشویق زنان به تولید و اشتغال بود. افزون بر این، نمونه موردمطالعه در اولویت بندی وضعیت مطلوب متغیر های زمینه ای اثرگذار، ایجاد و توسعه مراکز رشد کارآفرینی در مناطق روستایی، ارائه کمک های مالی در قالب سوبسید و دسترسی آسان کارآفرینان به اطلاعات موردنیاز، دانش و فناوری ها را سه اولویت نخست خود برشمردند. همچنین بر اساس نتایج آزمون تحلیل عاملی نیز متغیر های زمینه ای اثرگذار بر توسعه کارآفرینی زنان روستایی در پنج دسته عوامل زیرساختی نهادی، آموزشی، فنی، فرهنگی و اجتماعی دسته بندی شدند که درمجموع، این عوامل حدود 67 درصد از واریانس کل متغیر ها را تبیین می نمودند.
تحلیل رابطه عوامل جمعیتی با وضعیت اشتغال بخش کشاورزی (مورد مطالعه: روستاهای استان اصفهان)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
توسعه روستایی مرهون بهبود شاخص های مختلفی است که یکی از مهمترین آن ها، اشتغال زایی است. اشتغال زایی در طی چند دهه گذشته اهمیت بیشتری داشته است؛ چرا که روستاها با معضلات مختلفی از جمله مهاجرت، نابرابری، تخلیه جمعیتی رو به رو بوده اند. ریشه بسیاری از این مشکلات، بیکاری و نبود یک اشتغال پایدار است. عواملی گوناگونی در اشتغال زایی موثر است که از ان جمله می توان به شاخص های جمعیتی اشاره نمود. هدف اصلی این تحقیق، بررسی عوامل موثر جمعیتی بر اشتغال بخش کشاورزی در روستاهای استان اصفهان است. روش تحقیق توصیفی- تحلیلی و مبتنی بر آمار سازمانی مربوط به اشتغال روستایی استان اصفهان است. تجریه و تحلیل در نرم افزار Eviews 10 مبتنی بر تدوین یک معادله رگرسیونی لگاریتمی متشکل از نرخ باسوادی، تعداد مهاجران، بارتکفل خالص، جمعیت فعال و متغیر مجازی میزان استقبال روستائیان از طرح های مشارکتی در بخش کشاورزی انجام شده است. نتایح تحقیق نشان می دهد که به ازای یک درصد افزایش در نرخ باسوادی در روستاها، اشتغال در بخش کشاورزی 5/0 درصد کاهش می یابد. این موضوع استفاده از روش های غیرعلمی و سنتی بودن کشاورزی در روستاهای منتخب را نشان می دهد. همچنین با افزایش یک درصد مهاجرت از روستاهای استان اصفهان، اشتغال در بخش کشاورزی 06/0 درصد کاهش می یابد. نتایج نشان دهنده این است که با افزایش یک درصد بار تکفل خالص، 5/0 درصد اشتغال بخش کشاورزی در منطقه کاهش و با افزایش یک درصد جمعیت فعال، اشتغال در بخش کشاورزی 64/0 درصد افزایش می یابد. این درصد برآورد شده تایید کننده ی اشتغال 65 درصدی روستائیان در بخش کشاورزی استان اصفهان است. ضریب متغیر مجازی مثبت برآورد شده ، نشان می دهد با افزایش یک درصد استقبال روستائیان از طرح های مشارکتی، اشتغال در بخش کشاورزی 6/0 افزایش می یابد. دلیل اصلی این امر، ایجاد اشتغال جدید در اجرای طرح های مشارکتی و افزایش ارزش افزوده در بخش کشاورزی به کمک این نوع طرح ها است.
تبدیل روستا به شهر و ابعاد اثرات آن در فضا (مورد مطالعه: شهرهای زیارت و لوجلی شهرستان شیروان)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
روستا و توسعه پایدار فضا دوره دوم زمستان ۱۴۰۰ شماره ۴ (پیاپی ۸)
101 - 123
حوزههای تخصصی:
چند سالی است که در سطح ایران کانون های بزرگ روستایی برای تطور و تبدیل روستا به شهر مورد توجه نظام برنامه ریزی و برنامه ی ساخت کشور قرار گرفته است. با تبدیل شدن روستا به شهر، تاثیرات متفاوتی بر ابعاد مختلف زندگی ساکنان منطقه روستایی ایجاد می شود که یکی از این نواحی کشور که در حوزه تبدیل روستا به شهر گام برداشته است، دو شهر زیارت و لوجلی در شهرستان شیروان می باشد. در این پژوهش هدف، بررسی تاثیر تبدیل روستا به شهر بر ابعاد اقتصادی، اجتماعی، زیست محیطی و کالبدی شهرهای لوجلی و زیارت در شهرستان شیروان می باشد. روش تحقیق در این پژوهش بر اساس ماهیت، توصیفی و تحلیلی و از لحاظ دستیابی به حقایق از نوع تحقیقات توصیفی-پیمایشی و از لحاظ هدف کاربردی می باشد. جامعه ی آماری تحقیق شامل خانوارهای ساکن شهرهای زیارت و لوجلی در شهرستان شیروان می شدند که تعداد آن ها 1479 خانوار می باشد. حجم نمونه با توجه به فرمول کوکران 195 خانوار تعیین و به نسبت جمعیت و بعد خانوار در دو شهر پرسش گری انجام شد. سپس با استفاده از روش نمونه گیری تصادفی ساده نمونه ها انتخاب شدند. در مرحله بعد اطلاعات وارد نرم افزار spss شد؛ سپس با انتخاب آزمون توزیع دو جمله ای به ارزیابی شاخص های تحقیق از جنبه ی آمار استنباطی پرداخته شد. نتیجه گیری کلی تحقیق از تاثیرگذاری تبدیل روستا به شهر در ابعاد مختلف اقتصادی، اجتماعی، زیست محیطی و کالبدی اشاره دارد ومبین این است که این تاثیرگذاری زیادبوده است.
شناسایی موانع توسعه کشت گیاهان دارویی در نواحی روستایی شهرستان نهاوند با رویکرد تحلیل مضمون(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های روستایی دوره یازدهم پاییز ۱۳۹۹ شماره ۳ (پیاپی ۴۳)
592 - 603
حوزههای تخصصی:
این تحقیق با هدف شناسایی موانع توسعه کشت گیاهان دارویی در شهرستان نهاوند و در سال 1398 انجام شده است. حجم نمونه 11 نفر از کارشناسان مرتبط به کشت گیاهان دارویی و 5 نفر از کشاورزان در شهرستان نهاوند بوده است که از طریق نمونه گیری هدفمند گلوله برفی انتخاب شده اند. برای گردآوری داده ها مصاحبه های نیمه ساختارمند صورت گرفت که با تحلیل مضمون به بررسی موضوع پرداخته شده است. نتایج حاصل 22 مضمون اصلی بود که با دسته بندی این مضامین و تلخیص آن ها به اصول مجردتر مضامین سازمان دهنده حاصل شد و درنهایت توسط نرم افزار کیفی MAXQDA10 نحوه اتصال و ارتباط مضامین به تصویر کشیده شد. مضامین اصلی در این تحقیق عبارت بودند از «موانع حمایتی - نظارتی» و «موانع مدیریتی». نتایج این تحقیق نشان داد ناکافی بودن صنایع تبدیلی و تکمیلی، عدم اطلاع کشاورزان از بازار هدف، عدم توانایی کشاورزان در بسته بندی و فروش بازارپسند محصولات ازجمله موانع توسعه کشت گیاهان دارویی در شهرستان نهاوند هستند. در جهت کاهش موانع و توسعه کشت راه اندازی یک سیستم جامع حمایتی (مالی- اطلاعاتی) می تواند مؤثر واقع گردد. این سیستم می تواند قسمت عمومی، اطلاعاتی و مالی را داشته باشد. در قسمت «اطلاعات فردی» این سیستم می توان نسبت به ثبت تمام مشخصات فردی و اقتصادی متقاضیان کشت اقدام شود. در قسمت «اطلاعات اختصاصی» می توانند تمام مناطق مستعد را برای کشت انواع مختلف گیاهان دارویی و نحوه کاشت و برداشت را مشخص نماید و در قسمت «کانال های ارتباطی» می توانند تمام کارشناس های مرتبط را جهت مشاوره معرفی کنند.
تحلیل اثربخشی مؤلفه های اقتصادی در رفاه خانوارهای روستایی مورد: بخش مرکزی شهرستان اسلام آباد غرب(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
از شاخص های مهم توسعه در بحث کیفیت زندگی، شاخص رفاه اقتصادی است که دارای اهداف کلانی از جمله ایجاد درآمد و اشتغال در نواحی روستایی در جهت رفاه و کاهش فقر روستائیان است. این پژوهش به تعیین اثربخشی مؤلفه های اقتصادی در رفاه خانوارهای روستایی پرداخته است. روش تحقیق پیمایشی و ابزارگردآوری داده ها پرسشنامه است. جامعه آماری تحقیق حاضر، کل سرپرستان خانوارهای روستایی بخش مرکزی اسلام آبادغرب است که شامل 4265 خانوار بوده است. برای تعیین حجم نمونه از فرمول کوکران استفاده شده است که حجم نمونه لازم جهت تکمیل پرسشنامه 352 خانوار محاسبه گردید و با استفاده از مدل تاپسیس مورد تحلیل قرار گرفت. نتایج بررسی های صورت گرفته در این مقاله نشان می دهد مؤلفه های اقتصادی در روستای قلعه شیان با میزان 9997/0 رتبه یک و در روستای چنگرجلیلوند با میزان 8334/0 رتبه آخر را دارد و این نشان از وجود نابرابری ها در بخش شاخص های اقتصادی مورد مطالعه در بین نواحی روستایی است.
بررسی اثرات تحریم اقتصادی ایالات متحده آمریکا بر اقتصاد نواحی روستایی ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
ایران بعد از پیروزی انقلاب از سوی کشورهای غربی به ویژه ایالات متحده آمریکا تحت تاثیر تحریم های بسیاری قرار گرفته است که اقتصاد کشور به ویژه اقتصاد روستایی را تضعیف نموده است. هدف از این تحقیق بررسی اثرات تحریم اقتصادی آمریکا علیه ایران بر اقتصاد روستایی در بازه زمانی 1391 -1397 است. برای رسیدن به این هدف از روش توصیفی-تحلیلی و استفاده از داده های مرکز آمار جمهوری اسلامی ایران در این بازه زمانی بهره گرفته شد. یافته های تحقیق نشان می دهد که تحریم ها دارای تاثیرات قابل توجهی بر بعد اقتصادی به ویژه در بخش کشاورزی و درآمدی است. این اقدامات سبب شده است تا بخش کشاورزی که منبع اصلی درآمدی مردم روستایی است با کاهش روبرو گردد و از این رو شکاف درآمدی بین بخش شهری و روستایی در این دوره زمانی افزایش یابد. البته در سال 1392 به علت برجام می توان روند رو به بهبودی در شرایط موجود را مشاهده نمود. بعد از این سال به علت تحریم های ایالات متحده شرایط مانند قبل بحرانی گردیده است. نتایج تحقیق نشان داد بخش کشاورزی دارای بیشترین تاثیرپذیری از تحریم ها بوده و روند سرمایه گذاری از سال 90 تا 98 نشان می دهد که تحت تاثیر شوک های برون زای اقتصادی که مهمترین آن تحریم ها بوده است، رشد سرمایه گذاری اعم از دولتی و خصوصی کاهش یافته است. از اینرو، تدوین برنامه هایی به منظور کاهش اثرات تحریم ها بر اقتصاد روستایی و مهاجرت روستاییان به نواحی شهری ضروری است. بعلاوه با توجه به اهمیتی که نواحی روستایی برای امنیت غذایی دارد به حمایت های ویژه اقتصاد کشاورزی در نواحی روستایی نیاز دارد.
دانش بومی و پایداری فضاهای روستایی در مقابل مخاطره خشکسالی (مورد مطالعه: شهرستان نیک شهر)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
استان سیستان و بلوچستان به ویژه شهرستان نیک شهر از مناطق خشک و کم آب ایران است، خشکسالی ها در این فضاهای جغرافیایی معمولا اثرات مخرب شدیدی نسبت به سایر مناطق کشور دارند. در راستای تعدیل این مشکل چاره ای جز استفاده از تجربیات پیشینیان و تلفیق آنها با دانش مدرن نیست. به این ترتیب فعالیت مطالعاتی حاضر بر آنست که به بررسی نقش دانش بومی در کاهش اثرات خشکسالی در محدوده مورد مطالعه بپردازد. تحقیق حاضر از حیث ماهیت توصیفی تحلیلی و از حیث هدف در زمره تحقیقات کاربردی قرار دارد. برای گرد آوری داده ها از پرسشنامه محقق ساخته استفاده شده است. جامعه آماری پژوهش کلیه روستاهای شهرستان نیک شهر است که از طریق نمونه گیری غیر احتمالی جمعیت روستایی با حداقل ۴۰ سال سن، به عنوان نمونه تحقیق انتخاب شده اند. نمونه گیری در مرحله اجرای پرسشنامه تصادفی ساده بوده که با استفاده از فرمول کوکران تعداد ۳۰۸ پرسشنامه تعیین گردید. نتایج بدست آمده حاکی از آن است که دانش بومی مربوط به منابع آبی در حد متوسط، دانش بومی زراعی و باغی در مقابله با خشکسالی با تاثیر زیاد و دانش بومی دامداری در مقابله با خشکسالی در حد متوسط تاثیر گذار بوده اند. نتایج حاصله همچنین نشان می دهد، میزان استفاده از روش های سنتی و بومی برای کاهش اثرات خشکسالی و مدیریت آب در مقابله با خشکسالی در حد متوسط بوده است.
Evaluating the Effectiveness of Resettlement Patterns in Improving Quality of Life Indicators in the Earthquake-Stricken Villages (Case Study: Varzeghan County)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
Purpose - Nowadays due to the variety of hazards and inappropriate location of some villages, the necessity of their displacement and resettlement is sometimes unavoidable. In order to resettle the villages, they should consider a wide range of social, economic, environmental and political issues so that resettled villages can survive. The present study was conducted to investigate the effect of resettlement on the quality of life of the earthquake-stricken villages and explain the factors affecting it in the resettled villages of Varzaghan County. Design/methodology/approach - The research methodology is descriptive and analytical and the required data were collected using the questionnaire instrument. The study population was 7975 people living in 11 resettled villages in Varzeghan County. The sample size was 382 people who were randomly selected. The validity of questionnaire was confirmed by experts and its reliability was also obtained 0.921 using Cronbach Formula. Finding- Results indicate that the quality of life of villages in Likert six-point scale was equal to 3.47, and the highest and lowest levels of satisfaction are related to the areas of infrastructure, employment and income. In addition, the results of the factorial analysis were identified in four dimensions for quality of life. In this regard, the four factors of physical, economy, psychology, and housing clearly explain the 90.95% of the variance of quality of life. The results of T, Tukey, and Scheffe tests also showed a significant difference between the resettlement patterns and the quadruple dimensions of quality of life. Practical implications- With respect to the importance of quality of life in the development and welfare of human societies in resettlement projects, it is necessary to considerate the effects and consequences concerning the quality of life in addition to selecting the optimal rural site in order to improve the residents’ wellbeing while identifying the strengths and weaknesses of these projects.
Assessing the Feasibility of Rural Participation Based on Good Governance Indicators (Case Study: Abarkooh County)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
Purpose- since governance has a direct and close relation to democracy and socio-economic development everywhere, and it is considered to be the main discussion of the discourse of sustainable rural development, the purpose of the present study is to examine the position of governance indicators in rural areas of Abarkooh town and its impact on the villagers' higher participation. Methodology - the present research has been conducted using a descriptive-analytical method and the data were obtained through survey methods. The statistical population of this study were rural district governors, members of Islamic councils and residents of Abarkooh town. Chi-square test, Wilcoxon signed-rank test, Pearson correlation coefficient and regression coefficient were used to analyze the data. Research findings- the results indicate that the villagers had the highest participation of villagers is in manpower and participation in land donation is in the second place and financial aids is in the last place due to the weak financial strength of the villagers. According to the results of the T-test, the scores of the items related to the indicators of rural governance in Abarkooh town are at a desired level and the highest values belong to social trust and social justice indicators and the lowest value belongs to rule of law indicator. The results of Wilcoxon test show that, the impact of feasibility of governance indicators on public participation in this area has been at a high level. Pearson correlation coefficient and regression analysis were used to examine each of the governance indicators "transparency and accountability, efficiency and effectiveness, social justice, awareness, social trust, rule of law, acceptance of participation" as independent variables on villagers' participation in the dimensions of "manpower, financial assistance, land donation, (which were aggregated) as dependent variables and determine the effect of each of these dimensions. The correlation test value equal to 0.712 shows a significant, positive and direct relationship between independent and dependent variables of the present research. The modified determination coefficient indicates that, 69.4% changes in villagers' participation level is related to feasibility of principles of governance in the study area; therefore, holding meetings for rural people, rural district governors and members of councils for more interaction and informing people about their rights, clarification of financial and income issues and identification of capabilities of human society can play an essential role in feasibility of this matter.
نقش شبکه های روستایی در مدیریت مشارکتی جوامع محلی (مورد مطالعه: دهستان بالا دربند شهرستان کرمانشاه)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در زمینه توسعه روستایی، مشارکت مردمی از اهمیت بسزایی برخوردار است. شبکه های اجتماعی می تواند در توسعه مشارکت های مردمی روستاها نقش داشته باشد. در پژوهش حاضر مساله اساسی این است که آیا شبکه های روستایی در مدیریت مشارکتی جوامع روستایی نقش دارد؟ در این تحقیق از روش نیمه آزمایشی و طرح (پیش آزمون- پس آزمون با گروه آزمایش و کنترل) استفاده شده است. جامعه آماری این پژوهش را کلیه ی سرپرستان خانوار روستایی دهستان بالا دربند در شهرستان کرمانشاه تشکیل می دهند که عضو شبکه های اجتماعی دایر در کشور هستند. نمونه آماری شامل 40 نفر بود که از طریق نمونه گیری در هدفمند انتخاب می شود و در دو گروه کنترل(20نفر) و آزمایش (20نفر) قرار گرفته اند. نتایج بیانگر آن است که شبکه های روستایی در مدیریت مشارکتی جوامع روستایی اثرگذار بوده است. شبکه های اجتماعی نظیر تلگرام شبکه ای پرقدرت است که می تواند بر تعاملات اجتماعی تأثیر بسزایی داشته باشد. مشارکت اجتماعی حاصل تعاملات و هنجارهای گروهی و اجتماعی است و دریچه ی تازه ایی را در تحلیل و علت یابی مسائل فرهنگی و اجتماعی روستاها گشوده است. اجرای شبکه های روستایی بر مدیریت مشارکتی جوامع روستایی تأثیر مثبت و معناداری دارد. بر اساس ضریب تأثیر (210/0) تفاوت دو گروه آزمایش و کنترل در میزان نمرات مربوط به تأثیر اجرای شبکه های روستایی بر مدیریت مشارکتی جوامع روستایی معنادار بوده است.
شناسایی و ارزیابی عوامل ساماندهی بصری موثر بر بهبود سیمای کالبدی روستاهای ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های روستایی دوره دوازدهم پاییز ۱۴۰۰ شماره ۳ (پیاپی ۴۷)
572 - 589
حوزههای تخصصی:
سیما و منظر روستایی به عنوان عناصر مؤثر بر درک بصری مردم از محیط، یکی از مسائل مهم امروزی بوده که در حال حاضر برای متولیان و برنامه ریزان روستایی قابل تأمل است. از آنجایی که ماهیت طراحی و نظارت بر جنبه های بصری مؤثر در غنی سازی و شکل گیری محیط روستایی و تجربه روستاییان از سیمای کالبدی آن، با کاستی هایی رو به رو است، جهت تشریح بیشتر، شناسایی عوامل ساماندهی بصری و بررسی میزان اثرگذاری آن بر سیمای کالبدی روستا ضرورت دارد. این پژوهش از لحاظ ماهیت، اکتشافی و از حیث روش گردآوری داده ها، توصیفی - پیمایشی است. داده های موردنیاز تحقیق از طریق تحلیل محتوای اسنادی و پیمایش دلفی گردآوری شد. جامعه آماری در بخش دلفی، 21 نفر و در بخش پیمایشی، 265 نفر متخصص است که پس از تأیید روایی و پایایی پرسشنامه توسط اساتید و تکنیک آلفای کرونباخ، مورد پرسشگری قرار گرفتند. در این پژوهش جهت تحلیل داده ها از آزمون T تک نمونه ای، ضریب همبستگی پیرسون و تحلیل رگرسیون استفاده شد که نتایج نشان داده است؛ از 53 شاخص ارزیابی شده در ابعاد چهارگانه شامل: زیبایی شناختی - فرمی، کارکردی - فعالیتی، ادراکی - شناختی و طبیعی - زیستی، شاخص های تزیینات و مواد و مصالح با امتیاز وزنی کل (52/4) بیشترین اثرگذاری و شاخص تعادل با امتیاز (24/2) کمترین اثرگذاری را بر ساماندهی بصری روستا دارند. همچنین نتایج حاصل از تحلیل رگرسیون نشان داده است؛ 61 درصد از عوامل ساماندهی بصری، موجب بهبود سیمای کالبدی روستا می شود، که از میان عوامل چهارگانه، عامل ادراکی-شناختی با ضریب تأثیر 378/0 بیشترین اثر را بر بهبود سیمای کالبدی روستا دارد.
تحلیل سطوح توسعه امکانات و خدمات کشاوزی در سکونتگاه های روستایی استان کهگیلویه و بویراحمد(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مدیریت و برنامه ریزی متوازن توسعه کشاورزی مستلزم شناخت نابرابری ها، فاصله ها و اتّخاذ رویکرد منطقه ای و تمرکززدایی به منظور هدایت مناسب امکانات، سرمایه ها و نیروی انسانی است. بنابر این پژوهش حاضر با رویکرد توصیفی – تحلیلی در پی رسیدن به دو هدف صورت گرفته است: الف. مشخص کردن وضعیت توسعه یافتگی کشاورزی شهرستان های استان کهگیلویه و بویراحمد با استفاده از تکنیک های چند معیاره (تاپسیس، ویکور و ساو) ب. ارائه یک مدل تلفیقی بر اساس نتایج این سه مدل با استفاده از تکنیک کپ لند. جامعه آماری شامل 8 شهرستان استان بر اساس سرشماری سال 1395 می باشد. داده های موردنیاز پژوهش (34 متغیر) با استفاده از سالنامه آماری سال 1394 و سرشماری سال 1390 جمع آوری شده است. همچنین وزن هرکدام از متغیر ها با استفاده از روش AHP (مقایسه دوبه دو) مشخص و نقشه های مربوط به وضعیت توسعه یافتگی شهرستان ها با استفاده از نرم افزار Gis ترسیم شده است. نتایج پژوهش بیانگر آن است که در سطح استان هیچ شهرستانی به لحاظ امکانات کشاورزی در سطح توسعه یافتگی بسیار بالا قرار ندارد، همچنین میان شهرستان های استان شکاف توسعه ای و ناهمگنی آشکاری وجود دارد زیرا شهرستان بویراحمد با مقدار شاخص تلفیقی 797/0 در رتبه اول (وضعیت نسبتاً توسعه یافته) و شهرستان باشت با اختلاف 653/0 و مقدار شاخص تلفیقی 144/0 در رتبه هشتم (وضعیت کاملاً محروم از توسعه) قرار دارد. 5/37 درصد شهرستان ها نسبتاً توسعه یافته، 25 درصد شهرستان ها در وضعیت توسعه یافتگی متوسط، 25 درصد شهرستان ها نسبتاً محروم از توسعه و درنهایت 5/12 درصد شهرستان های استان کاملاً از توسعه محروم هستند.
سیر تحول معماری روستاهای دوره سیلک I-II در شمال مرکزی ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های روستایی دوره یازدهم تابستان ۱۳۹۹ شماره ۲ (پیاپی ۴۲)
396 - 409
حوزههای تخصصی:
یکی از موضوعات مهم در مورد جوامع پیش از تاریخ مسئله سکونت انسان ها بوده است که تغییر و تحولات و مراحل پیچیده را طی کرده است و در نهایت منجر به دست یابی به آثار بدیع معماری در روستاها شده است. از آنجایی که معماری می تواند بازگوکننده وضعیت اقلیم، اقتصاد، معیشت و ساختار جوامع گذشته باشد، مطالعه و بررسی سیر تحولات معماری روشی مناسب برای روشن کردن وضعیت حاکم بر جوامع روستایی است. شمال مرکزی ایران از جمله حوزه های جغرافیایی است که می توان سیر تحولات معماری در ادوار مختلف را در آن مطالعه کرد. مهم ترین پرسش ها درزمینه بررسی سیر تحولات معماری روستاهای پیش از تاریخ شمال مرکزی ایران در این مقاله بدین شرح است: آثار معماری روستاهای اولیه در محوطه های شمال مرکزی در این دوران دارای چه ویژگی هایی است؟ در فرآیند گذر از دوره سیلک I به II در معماری این روستاها چه تغییراتی ایجاد شده است؟ دلایل ایجاد این تغییرات در معماری محوطه های موردمطالعه چه بوده است؟با مقایسه معماری روستاهای دوره های سیلک I و II ضمن بررسی سیر و تحولات و معرفی معماری این دوران، می توان معماری دوره های سیلک I و II را به عنوان سندی برای معرفی، قدمت و پیشرفت معماری بومی در فلات مرکزی ایران محسوب کرد. با مطالعه دقیق سیر تحول معماری مردمان روستانشین ساکن در شمال مرکزی ایران در این دوران تغییرات و پیشرفت درونی به وضوح مشخص است.
حفر بی رویه چاه ها و بسترسازی ناپایداری فضا در دشت قاین(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
انتقال آب های زیرزمینی به سطح زمین از ادوار بسیار دور رایج و متداول بوده است. از جمله روش هایی که با استفاده از آنها اقدام به این امر می کنند حفر قنات، چاه های عمیق و نیمه عمیق و چاه های دستی است. از دهه 1320 در شهرستان قاینات حفر چاه های عمیق و نیمه عمیق آغاز شد و به تدریج در تمام دشت ها به ویژه دشت قاین به سرعت و بی رویه گسترش یافت. حفر بی رویه چاه ها مشکلات زیست محیطی را برای این دشت ایجاد نمود. هدف اصلی مقاله حاضر بررسی اثرات زیست محیطی چاه های عمیق و نیمه عمیق بر سکونت گاه های روستایی دشت قاین بوده است. پژوهش حاضر بر مبنای هدف جزء تحقیقات کاربردی بوده و به روش توصیفی- تحلیلی انجام شده است. نتایج نشان داد که بهره برداری های بی رویه از منابع آب زیرزمینی در دشت قاین با حفرچاه های عمیق و نیمه عمیق باعث به وجود آمدن مشکلات زیست محیطی در سکونت گاه های روستایی در دشت قاین از جمله خشک شدن قنوات قدیمی، افت سطح آبخوان و کاهش کیفیت منابع آب شده است. در حقیقت گسترش چاه ها در دشت قاین منجر گردیده با برهم خوردن تعادل محیط زیست، موج شدید ناپایداری در سکونتگاه های انسانی فضا از جمله نقاط روستایی پدیدار گردد.
سطح توسعه کارآفرینی کشاورزی در بین کارآفرینان خرد و نقش عوامل فردی موثر بر آن در مناطق روستایی شهرستان مشهد(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
کارآفرینی در کشاورزی به معنای بکارگیری خلاقیت و نوآوری در فعالیت های مرتبط با کشاورزی و راهبرد کلیدی در حل چالش های بخش کشاورزی نواحی روستایی است. پژوهش حاضر به بررسی سطح توسعه کارآفرینی کشاورزی در بین کارآفرینان خرد و نقش عوامل فردی موثر بر آن می پردازد. روش تحقیق توصیفی- تحلیلی و از نظر هدف در زمره تحقیقات کاربردی است. در این پژوهش 55 روستا که دارای کارآفرین خرد کشاورزی در شهرستان مشهد هستند، شناسایی و تمامی کارآفرینان خرد کشاورز (90 کارآفرین) مورد بررسی قرار گرفت. لذا چه در سطح روستا و چه در سطح واحد تحلیل، تمام شماری انجام شد. توسعه کارآفرینی در میان کارآفرینان کشاورزی خرد به کمک 4 بعد نوسازی، پیشگامی، ریسک پذیری و نوگرایی و 18 شاخص به کمک ابزار پرسشنامه کمی شد. آلفای کرونباخ 0.83 بیانگر پایایی مطلوب ابزار پژوهش است. نتایج نشان داد میانگین بعد نوسازی با 3.26، بعد پیشگامی با 3.24، بعد ریسک پذیری با 3.48، بعد نوگرایی با 3.19 به طور معنی داری بالاتر از میانه نظری در حد متوسط می باشد. همچنین میانگین سازه توسعه کارآفرینی در بین کارآفرینان کشاورز با 3.29 از میانه نظری بالاتر است؛ لذا میزان توسعه کارآفرینی در بین کارآفرینان خرد کشاورزی نواحی روستایی شهرستان مشهد در سطح متوسط ارزیابی شده است. نتایج حاصل از همبستگی پیرسون نشان داد رابطه مستقیم و معنی داری بین سابقه فعالیت کشاورزی، رضایت از کسب و کار کارآفرینانه و درآمد با سازه توسعه فعالیت های کارآفرینانه کشاورزی وجود دارد. همچنین تفاوت معناداری بین میانگین توسعه فعالیت های کارآفرینانه کشاورزی بر اساس بومی/غیربومی بودن، جنسیت، تاهل، دارا بودن/نبودن تحصیلات تخصصی، شرکت/عدم شرکت در دوره های آموزشی مشاهده نشد.
Addressing Barriers of Rural Development under Drought(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
Purpose - Several models of rural development have been proposed but they have failed to adequately explain why development stagnates in certain regions. To fill this knowledge gap, this qualitative research was conducted. Design/methodology/approach- Based on focus group interviews with farmers and semi-structured interviews with rural managers and experts from two sub-counties in Kherameh, Fars province, the barriers of rural development under drought were investigated. Finding- Various adaptation strategies, such as changing cropping pattern, developing greenhouses and rising mushroom, quail and ostrich, have been applied by farmers in order to reduce the negative impacts of drought and water scarcity. However, different barriers including climate variability, quantitative and qualitative reduction of water resources, unemployment and lack of sustainable job opportunities, limitation of financial resources and investment, inefficiency of institutional supporting policies, limitation of budgets and loans, and uncertainty about future of agriculture have prevented rural areas from development. Practical implications - Continuous monitoring of drought and developing early warning systems, consensus about distribution of common water resources, water conveyance from other regions and considering water subsides, local participation in development planning, encouraging research institutes to focus their research on investigating and producing water resistance crops, improving drought management information through effective extension services and linking urban-based businesses with small-scale crop producers are offered to improve rural development in this drought prone area. Originality/value- Given that a similar study has not been conducted about rural development traps under drought, the findings of this study can be used by rural development planners and practitioners.
تبیین عوامل اقتصادی و اجتماعی مؤثر بر تغییرات کاربری اراضی روستاهای پیراشهری رشت(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
امروزه بحث ها و نگرانی در مورد تغییرات محیطی و تغییرات کاربری زمین به طور جدی مورد توجه قرار گرفته است. هدف اصلی از انجام این پژوهش شناسایی عوامل اقتصادی و اجتماعی تأثیرگذار بر تغییرات کاربری اراضی روستاهای پیرامون شهر رشت. بر این اساس 37 روستای پیرامون این شهر به عنوان نمونه موردی بررسی شدند. روش پژوهش توصیفی و تحلیلی بود. برای گردآوری اطلاعات از ابزار پرسشنامه و برای تجزیه و تحلیل اطلاعات نیز از آزمون تی و روش تحلیل عاملی تأییدی استفاده شد. نتایج نشان داد در بین عوامل اقتصادی کاهش درآمد بخش کشاورزی در روستاها، با نمره میانگین 93/4 بیشترین تأثیرگذاری را بر تغییرات کاربری اراضی روستاها داشته است. عوامل کاهش سطح زیر کشت، نداشتن بودجه کافی برای خرید ماشین آلات کشاورزی، نبود حمایت مالی در مراحل تولید و نداشتن بودجه کافی برای خرید بذر ، کود و سم نیز در رتبه های بعدی قرار داشتند. در بین عوامل اجتماعی عامل بیکاری با نمره میانگین 98/3 در رتبه اول و بیشترین تأثیرگذاری را داشته است. همچنین عوامل تمایل نداشتن نسل جدید به فعالیت کشاورزی، نگرش کشاورز به لزوم رفاه در زندگی و افزایش جمعیت گردشگران در رتبه های بعدی قرار داشتند. نتایج روش تحلیل عاملی تأییدی نشان داد که عوامل اقتصادی در مقایسه با عوامل اجتماعی از اهمیت و تأثیرگذاری بیشتری بر مسئله پژوهش دارند. در بین عوامل اقتصادی خشکسالی و کمبود آب کشاورزی مسائل زیادی را برای کشاورزان دامن زده و مانع انجام فعالیت های کشاورزی شده است.
تحلیل عوامل مؤثر بر ارتقای بهره وری منابع آب در اقتصاد نواحی روستایی مورد: حوضه آبریز قلعه چای(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
توجه به ارتقای بهره وری آب به منظور تضمین ادامه حیات سکونتگاه های روستایی و تأمین امنیت غذایی کشور اهمیت دارد. عوامل مؤثر بر بهره وری آب در روستاها، تحت تأثیر عوامل متعدد طبیعی و انسانی است که در صورت شناخت صحیح و برنامه ریزی مبتنی بر آن می توان زمینه را برای استفاده بهینه از آب فراهم ساخت. پژوهش حاضر با هدف بررسی وضعیت بهره وری آب در 36 روستای واقع در حوضه آبخیز قلعه چای صورت گرفته است. نوع پژوهش کاربردی و ماهیت آن توصیفی- تحلیلی و استنباطی است. در این خصوص 19 متغیر محیطی و انسانی مؤثر بر بهره وری آب شناسایی شده و داده های آن از طریق سالنامه های آماری جهاد کشاورزی، آب منطقه ای و سرشماری عمومی نفوس و مسکن به دست آمد. با استفاده دادهای به دست آمده در محیط نرم افزار ArcGIS پایگاه داده تشکیل شده و با استفاده از آزمون های خودهمبستگی فضایی موران محلی و آزمون رگرسیون وزنی جغرافیایی اقدام به تحلیل فضایی گردید. یافته های پژوهش با استفاده از آزمون موران نشان داد که متغیرهای ارزش تولیدات کشاورزی و دامی و باسوادی دارای خودهمبستگی فضایی و متغیرهای تعداد منابع آب و میزان بهره وری نهایی در هر روستا فاقد خودهمبستگی هستند. نتایج آزمون رگرسیون وزنی نشان داد که هر دو گروه از متغیرهای محیطی، انسانی با میزان بهره وری آب در سطح روستاهای موردمطالعه ارتباط معناداری دارد و شدت همبستگی تحت تأثیر میزان آب بهای پرداختی، شیب زمین، تعداد منابع آب و دوری یا نزدیکی به مرکز شهرستان است. درنهایت، متناسب با یافته های تحقیق پیشنهاد می شود رویکرد فضایی به عنوان یک روش مناسب برای بهبود بهره وری آب در روستاها موردتوجه قرار گیرد.
واکاوی شاخص ها و الگوهای ذهنی غالب متخصصان در ادراک بصری مردم از سیمای محیط روستایی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های روستایی دوره یازدهم پاییز ۱۳۹۹ شماره ۳ (پیاپی ۴۳)
422 - 439
حوزههای تخصصی:
سیمای محیط به عنوان بخشی از منظر روستایی، تعریف کننده شخصیت عملکردی فضاها است که در ادراک بصری افراد از محیط روستایی نقش موثری دارد. همانطور که در فرآیند شکل گیری منظر، محیط داخلی زندگی انسان بایستی از کیفیت لازم برخوردار باشد محیط بیرونی آن نیز می بایست معیارهای لازم بصری را داشته باشد. لذا به منظور بهبود سیمای روستایی، شناسایی معیارهای مؤثر بر ادارک بصری مردم از محیط روستایی هدف انجام این پژوهش است. این پژوهش دارای روش آمیخته (کمی-کیفی) است که بر حسب هدف بنیادی، به لحاظ ماهیت پژوهش اکتشافی و از حیث گردآوری داده ها، توصیفی پیمایشی است. جامعه مورد مطالعه 21 متخصص در حوزه معماری، شهرسازی و روستایی است که از طریق پرسشنامه حاصل از تحلیل محتوای اسنادی و پیمایش دلفی به صورت غیرتصادفی شبکه ای مورد پرسشگری قرار گرفتند. شاخص های استخراجی مراحل دلفی، با استفاده از نرم افزار SPSS و از طریق تحلیل عامل کیو و محاسبه میانگین وزنی و انحراف معیار مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند. نتایج نشان داد چهار الگوی ذهنی غالب برای متخصصین به ترتیب اولویت شامل: زیبایی منظره، انسجام ساختاری، وضوح پذیری و خوانش محیط است که بیشترین درصد واریانس تبیین شده، مربوط به عامل زیبایی منظره با 568/35 % بوده که حاکی از اهمیت و ارجعیت این عامل دارد. از میان شاخص های مطرح شده در این الگوهای ذهنی نیز، به ترتیب شاخص های نشانه (619/7)، چشم انداز (476/7) و فرم (381/7) بیشترین میانگین وزنی و بیشترین تأثیر را از دیدگاه جامعه متخصصین در ادراک بصری مردم از سیمای محیط روستا دارد.