فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۲٬۲۸۱ تا ۲٬۳۰۰ مورد از کل ۲٬۵۹۵ مورد.
حوزههای تخصصی:
امنیت موضوعی استنباطی است که مفهوم آن ثابت اما محتوای جغرافیایی- سیاسی آن تابع شرایط زمان و مکان تغییر می کند. در گذشته امنیت ملی عمدتا از نظر تهدید نظامی خارج از مرزها مورد توجه قرار می گرفت که مقابله با آن نیز ساز و کار نظامی داشت. اما امروزه این مفهوم از حوزه تعاریف کلاسیک خود خارج شده و رابطه تنگاتنگی با توسعه یافته است. در گذشته پیشرفت و اعتلای واحدهای سیاسی با حاکمیت عقلانیت ابزاری با نگرشی محدود و تک سویه مترادف ایجاد و تداوم رشد اقتصادی در نظر گرفته می شد. اما توسعه مفهومی فراتر از رشد اقتصادی و به بیان دیگر محیط بر رشد است. این نگرش از اواخر دهه 1960 دچار تغییر و تحولات اساسی در مفهوم خود گردید. به طوری که پس از کنفرانس جهانی استکهلم، گزارش براتلند و همچنین گزارش ریودوژانیرو، در پارادایم جدید خود با عنوان توسعه پایدار، تمامی زوایای زندگی انسان را با تاکید بر عدالت اجتماعی و توزیع عادلانه منابع، مورد توجه قرار می دهد. بنابراین توسعه نابرابر در فضاهای سیاسی یک سرزمین می تواند بستر مناسبی را برای ایجاد متغیرهای اثرگذار بر مولفه های امنیت ملی و تکوین نواحی بحرانی فراهم نماید.امروزه این تهدید بیشتر متوجه نظام های سیاسی متمرکز است که ساختار مرکز- پیرامون را شکل می دهند. این ساختارها عمدتا شامل حاشیه کمتر توسعه یافته نسبت به مرکز می باشند. در ایران نیز چنین ساختاری منجر به برهم خوردن تعادل و توازن منطقه ای بین مرکز و پیرامون گردیده است و مهمتر آنکه نواحی پیرامونی اکثرا منطبق بر نواحی قومی- مذهبی می باشد. در چنین شرایطی تمایزات افزایش می یابد و عامل واگرایی تقویت می گردد. با توجه به رهیافت فوق، این تحقیق با در نظر گرفتن ارتباط مستقیم میان امنیت ملی و توسعه ملی، به بررسی سطح توسعه یافتگی استان های کشور به منظور مقایسه استان های مرزی و مرکزی با تاکید بر استان سیستان و بلوچستان پرداخته است. این تحقیق به روش توصیفی- تحلیلی و با استفاده از مدل تاکسونومی عددی، نشان می دهد که شکاف عمیقی میان سطح توسعه یافتگی استان سیستان و بلوچستان نسبت به دیگر نواحی وجود دارد
نقش چاهک ها در متنوع سازی اقتصاد روستایی (مطالعه موردی: شهرستان زهک در استان سیستان و بلوچستان)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
چاهک ها در سالیان اخیر در اقتصاد روستایی شهرستان زهک اهمیت ویژه ای یافته اند.حفر چاهک ها از جمله تکنیک های مردم این منطقه در مقابله با خشکسالی و تنوع بخشی به محصولات کشاورزی است. شهرستان زهک به دلیل موقعیت جغرافیایی آن در مقایسه با دیگر نقاط کشور دارای رطوبت و بارندگی بسیار کمی (60 میلی متر در سال) است. فقدان سفره های آب زیرزمینی (به جز جریانات زیرسطحی و زهاب کشاورزی) و نوسانات آب هیرمند، کشاورزان این منطقه را همواره با مشکلات عدیده ای روبه رو می سازد. اما آنان در خشکسالی های اخیر با حفر چاهک ها و به کارگیری الگو های کشت امروزین نه تنها بر مشکل کم آبی فائق آمده اند، بلکه توانسته اند به سطح درآمدزایی نیز برسند. این مقاله ضمن بیان مبانی نظری تنوع بخشی در فعالیت های اقتصاد روستایی، به بیان نقش چاهک ها در بخش هایی مانند: آبزی پروری، کشت گلخانه ای، دامپروری و مانند اینها می پردازد. در مبانی نظری به رویکرد متنوع سازی و تجربیات کشورهای مختلف به عنوان راه کار مقابله با خشکسالی پرداخته شده و در نهایت مقایسه ای در زمینه تنوع محصولات کشاورزان و تغییر الگوی کشت منطقه ناشی از آب چاهک ها صورت گرفته است.روش تحقیق در این پژوهش ترکیبی از روش های توصیفی -تحلیلی و موردی- میدانی است و نمونه گیری از طریق تکمیل پرسشنامه و مصاحبه بوده است. همچنین برای تجزیه و تحلیل داده ها از روش ها و تکنیک های آماری و تحلیل همبستگی استفاده شده است. بر اساس یافته های این پژوهش، در مناطقی از شهرستان زهک که به آب تابستانه چاهک ها دسترسی دارند، تنوع محصولات کشاورزی و سطح نسبتا بالای درآمد به چشم می خورد و ساکنان آنها به آینده شغلی شان نیز امید بیشتری دارند.این در حالی است که روستاهایی که به آب چاهک ها کمتر دسترسی دارند، فقط به کشت گندم و جو اکتفا کرده اند. کشاورزانی که از چاهک ها استفاده می کنند، در مقایسه با دیگران مشارکت های اقتصادی و اجتماعی بیشتری دارند و چاهک ها توانسته اند منابع آبی مطمئن برای فعالیت های اقتصادی فراهم سازند.
تبیین رابطه رهیافت حکمروایی خوب و توسعه پایدار روستایی در مناطق روستایی استان مازندران(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
حکمروایی خوب در واقع رهیافتی تطبیقی در برنامه ریزی و مدیریت منابع در قلمرو سرزمین (کشور، منطقه، شهر، روستا، و مانند اینها) برای دستیابی به توسعه پایدار به شمار می آید که از طریق رفتار و قاعده مند و نهادینه شدن پاسخگویی، مشارکت مردمی، شفافیت، قانونمندی، مسئولیت پذیری، اجماع و مانند اینها دست یافتنی است. به همین دلیل حکمروایی خوب روستایی چنین تعریف شده است: فرایند کنش و واکنش متقابل مسئولان و برنامه ریزان در سطح کلان تا خرد است، برای اجتماعات محلی با مردمی که از برنامه های توسعه ای متأثر می شوند. در ایران، به ویژه در مناطق روستایی، فرایند تعامل دولت و ملت در مدیریت های توسعه از شکل گیری نظام دولت ملت، به خصوص از دوره مشروطیت به این سو مشاهده می شود. این تعامل توسعه ای در دوره های مختلف تاریخی با تحولات اندیشه ای توسعه و برنامه ریزی در ایران نیز متفاوت است؛ به طوری که پارادایم حاکم توسعه پایدار روستایی در سپهر علوم جغرافیایی و برنامه ریزی و مدیریت، از مدیریت توسعه ای به حکمروایی توسعه ای تغییر جهت داده است. با این توصیف، مقاله حاضر در پی پاسخگویی به این پرسش است که: ""آیا با تحقق بخشی رهیافت حکمروایی خوب در مناطق روستایی، توسعه پایدار روستایی محقق می شود؟"" برای پاسخگویی به این پرسش از روش توصیفی تحلیلی به شیوه کتابخانه ای و پیمایشی استفاده شده است. نتایج آزمون های آماری و کیفی نشان می دهند که رهیافت حکمروایی خوب روستایی می تواند به چالش مدیریتی توسعه روستایی در ایران پاسخی درخور دهد و توسعه پایدار روستایی را سرعت بخشد.
رابطه بین سرمایه¬ی اجتماعی و رضامندی شغلی کشاورزان شهرستان کرمانشاه(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
امروزه رضامندی را که یکی از شاخص¬های مهم رفاه اجتماعی است تابعی از سرمایه¬ی اجتماعی می¬دانند. رضایت شغلی احساس عاطفی مثبتی است که در نتیجه¬ی انجام کار در فرد ایجاد می¬شود از سویی سرمایه¬ اجتماعی سرمایه¬ ناملموسی است که بسیاری از امور زندگی روزانه¬ی مردم را در بر می¬گیرد و به بهبود شرایط زندگی اجتماعی منجر می¬شود. بدین منظور تحقیق توصیفی- همبستگی حاضر با هدف کلی بررسی رابطهی بین سرمایه¬ی اجتماعی و رضامندی از شغل کشاورزی در بین کشاورزان شهرستان کرمانشاه انجام شده است. جامعه¬ آماری این تحقیق کشاورزان سرپرست خانوار ساکن روستاهای شهرستان کرمانشاه بودند (24391 = N) که تعداد350 نفر از آنان با استفاده از فرمول کرجسی و مورگان با روش نمونه-گیری خوشه¬ای دو مرحله ای انتخاب شدند. ابزار گردآوری داده ها پرسشنامه ای بود که روایی ابزار با استفاده از پانل متخصصان تعیین شد و پایایی آن به وسیلهی آزمون کرونباخ آلفا مورد آزمون قرار گرفت که ضرایب آلفای محاسبه شده برای کلیه بخش ها بالاتر از 7/0 گزارش گردید. یافته¬ها حاکی از وجود سرمایه¬ی اجتماعی در حد نسبتاً پایینی (به ویژه از بعد شناختی آن) در بین کشاورزان بود که این میزان سرمایه ارتباط مثبتی با رضایت آنان از شغل کشاورزی داشت.
واکاوی عملکرد شوراهای اسلامی در مسیر توسعه پایدار روستایی (مطالعه موردی: شهرستان سمیرم)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
این پژوهش با دو هدف بررسی عملکرد شوراهای اسلامی به منظور توسعة پایدار روستایی و شناسایی تعیین کننده های عملکرد آنان در روستاهای شهرستان سمیرم صورت پذیرفت. برای این کار از روش پیمایش بهره گرفته شد. جامعة آماری پژوهش در برگیرندة 70 روستای دارای شورای اسلامی این شهرستان بوده، که به شیوة نمونه گیری تصادفی طبقه ای با انتخاب متناسب 47 روستا صورت گرفته است. آن گاه به مطالعه و بررسی اعضای شورای ده (سه نفر) در هر روستا پرداخته شد و در مجموع مطالعات لازم از 125 عضو شورا به عمل آمد. ابراز پژوهش، پرسشنامه ای بود، در بردارندة پرسش های باز و بسته، که روایی صوری آن تأیید گردید و پایایی آن نیز با انجام مطالعه ای راهنما انجام شد و مقدار آلفای کرونباخ بیش از 75/0 برای متغیرهای گوناگون به دست آمد. یافته ها نشان داد که عملکرد شوراهای اسلامی روستاهای مورد مطالعه در مسیر توسعة پایدار و همه جانبة روستا، در حد متوسطی است. فزون بر آن، وضعیت شوراهای اسلامی مورد مطالعه در ابعاد شش گانه عملکرد (اجتماعی- فرهنگی، اقتصادی و منابع، زیست محیطی، عمرانی و زیربنایی، ارتباط با سازمان ها و نهادها، و طرح هادی) نیز در سطح متوسطی قرار داشت. نتایج تحلیل رگرسیون سلسله مراتبی حاکی از آن بود که از میان سازه ها و ویژگی های مورد مطالعه، «حمایت دولت»، «سرمایة اجتماعی اعضا»، و «مشارکت مردم در امور روستا» به عنوان عواملی تعیین کننده پراهمیت و معنادار در پیش بینی عملکرد پایدار شورای اسلامی روستایی شناسایی شدند.
سنجش پایداری روستایی با استفاده از الگوی راهبردی مطالعه موردی: روستاهای شهرستان خدابنده(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
با تغییر پارادایم توسعه از رویکردهای سنتی و کلاسیک به پارادایم جدید توسعه پایدار و رویکردهایی چون مشارکت، توانمندسازی، ظرفیت سازی و ...، ادبیات برنامه ریزی و مدیریت نیز تحول یافته و به برنامه ریزی و مدیریت راهبردی جهت دهی شده است. بر این اساس امروزه برای پیاده سازی پارادایم توسعه پایدار نیاز به مدل ها و الگوهای جدید برنامه ریزی است تا با یک نگاه همه جانبه و آینده نگر بتواند پاسخگوی نیازهای توسعه ای در سطوح مختلف برنامه ریزی باشد. برای رسیدن به این امر نیاز به سنجش و ارزیابی میباشد که بتواند وضعیت پایداری را در نقاط روستایی با در نظر گرفتن همزمان عوامل اقتصادی، اجتماعی و اکولوژیکی در دو محیط درون و بیرون جامعه روستایی تعیین کند. زیرا اگر پایداری را از منظر نسبی نگاه کنیم، در مکان ها و زمان های مختلف دارای درجات مختلفی از پایداری هستیم که دامنه آن از پایداری ضعیف تا پایداری قوی میباشد. بر این اساس در این مقاله با استفاده از الگوی راهبردی به ارزیابی پایداری در مناطق روستایی دهستان حومه شهرستان خدابنده پرداخته و از دیدگاه شوراها و مردم روستایی کانون های پایداری، مشخص شده است. روش شناسی مورد استفاده در مقاله پیمایشی و توصیفی- تحلیلی در قالب الگوی راهبردی تعدیل شده میباشد که نتایج به دست آمده از اجرای الگو نشان میدهد که از دیدگاه هر دو گروه روستاها دهستان حومه شهرستان خدابنده به لحاظ پایداری در سطح ضعیفی قرار دارند.
سنجش انتظارات کشاورزان از اعضای شرکت های خدمات مشاوره ای فنی و مهندسی کشاورزی (مطالعه موردی: شهرستان اسلام آباد غرب)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
کشاورزی به دلیل کارکردهای ویژه، همواره از محورهای توسعه کشورها به شمار می آید. یکی از تدابیر مناسب در این زمینه، به کارگیری دانش آموختگان کشاورزی در قالب شرکت های خدمات مشاوره ای فنی و مهندسی کشاورزی است، و پایداری این طرح در درازمدت متأثر از عوامل متعددی است مانند میزان پذیرش مهندسان مشاور از سوی کشاورزان و شناخت انتظارات آنها. هدف اصلی این تحقیق توصیفی پیمایشی «سنجش انتظارات کشاورزان از اعضای شرکت های خدمات مشاوره ای فنی و مهندسی کشاورزی» است. جامعه آماری این تحقیق را کشاورزان گندم کار تحت پوشش این نوع شرکت ها در شهرستان اسلام آباد غرب تشکیل داده اند. در واقع با استفاده از جدول کرجسی و مورگان تعداد 290 نفر از آنها به عنوان نمونه به روش نمونه گیری تصادفی طبقه بندی انتخاب شدند. داده ها با استفاده از پرسشنامه ای که روایی آن به وسیله گروهی از استادان و کارشناسان، و پایایی آن با استفاده از آلفای کرونباخ (84/0=?) مورد تأیید قرار گرفت گردآوری شد و با نرم افزار SPSS تجزیه و تحلیل گردید. نتایج حاصل از تحقیق نشان داد که انتظارات کشاورزان از مهندسان ناظر در پنج مقوله رفتاری، فنی، آموزشی، مربوط به طرح و دسترسی به منابع است که از دیدگاه آنان به ترتیب انتظارات رفتاری، آموزشی، فنی، مربوط به طرح و دسترسی به منابع تحقق یافته است.
ارزیابی نقش شورای اسلامی در توسعة روستایی (مطالعة موردی روستاهای شهرستان های خوی و نور)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
شوراهای روستایی از نهادهای محلی و مردمی هستند که با توجه به تمرکززدایی اداری و اجرایی، مدیریت امور روستایی را بر عهده گرفتند. به نظر میرسد شوراهای روستایی از توانایی لازم در مدیریت روستایی برخوردار نیستند و بیشتر کارگزار نهادهای دولتی هستند تا اینکه به صورت نهاد های مستقل و مردمی عمل کنند. سؤال اساسی تحقیق این است: چرا شورای روستاها، برخلاف انتظاراتی که از آن ها می رود، در توسعهیافتگی روستاها نقش چندانی ایفا نمی کنند؟ به منظور پاسخ به این سؤال، متغیر های رضایت، آگاهی و اختیارِ اعضای شورای روستایی دو شهرستان خوی (از شهرستان های استان آذربایجان غربی) و نور (از شهرستان های استان مازندران) بررسی شده است. روش تحقیق، توصیفی- تحلیلی و ابزار گردآوری اطلاعات، پرسش نامه است. پس از اثبات رابطة معناداری بین متغیرها مشاهده میشود که متغیر رضایت از نقشی که شوراها بر عهده دارند بیشترین تأثیر مستقیم را نسبت به متغیرهای آگاهی و اختیار بر توسعة روستایی دارد و میتواند به تنهایی 40 درصد از واریانس متغیر توسعة روستایی را تبیین کند. متغیر اختیار از طریق متغیر واسط عملکرد شوراها نیز بیشترین تأثیر غیرمستقیم را بر توسعة روستایی دارد. در مجموع، 68 درصد از شوراها اعلام کرده اند اختیارات آن ها محدود است و 57 درصد اظهار داشته اند به طور کامل از وظایف خود آگاهی ندارند و درنهایت 53 درصد بیان کرده اند از کار خود رضایت کامل ندارند. (این متغیرها براساس شاخص سنجیده شده و تحلیل علل آن در تحقیق تشریح شده است.)
بررسی ساختار سکونتگاه های روستایی در رابطه با عوامل مهم جغرافیایی در روستاهای آستارا
حوزههای تخصصی:
عوامل گوناگونی در انتخاب موقعیت، استقرار مکانی و تحولات سکونتگاه های روستایی دخالت دارند، که در بین عوامل طبیعی، زمین به عنوان زیستگاه انسان و بستر فعالیت های عمرانی در هر سرزمینی نقش بسزای را ایفا می نمایند. استان گیلان با توجه به موقعیت جغرافیایی و شرایط آب و هوایی (بارش، رطوبت)، پوشش گیاهی (جنگل و مرتع)، کوه و دریا در فرایند تحولات مساکن روستایی تحت تاثیر زیادی قرار گرفته است و روند این تغییر و تحولات در مساکن روستایی شهرستان مرزی آستارا به عنوان شمال غربی ترین شهرستان استان گیلان انگیزه انجام این مطالعه شد.
این تحقیق با استفاده از روش توصیفی – تحلیلی و مطالعات کتابخانه ای و مشاهدات میدانی به استناد شکل های توپوگرافی 1:50000 زمین شناسی 1:250000 و 1:100000 انجام شده است.
نتایج مطالعات نشان داد: به سبب ساز و کار عوامل و توان های محیط طبیعی شهرستان و چشم اندازه های زیبایی نظیر: سواحل دریا (روستاهای سیبلی، دربند، ویرمونی ...) جلگه های سرسبز (روستاهای شیخ محله، هردشت، بی بی یانلو ...) کوه پایه های نیمه جنگلی (روستاهای صیادلر، باسکم چال ...) و نهایتا آخرین سطوح ارتفاعی منطقه که جزء سحر انگیزترین مناطق کوهستانی جنگلی مرتعی شمال کشور می باشد (گردنه حیران، فندق پشته، آق مسجد ...) و البته در کنار همه توان های طبیعی، هم جواری با کشور آذربایجان، تغییر و تحول زیادی در نوع مصالح و فرم معماری در مساکن روستایی آستارا صورت گرفته است. گوناگونی محیط جغرافیایی، فروپاشی اتحاد جماهیر شوروری و تحولات اقتصادی و اجتماعی دو دهه اخیر سبب شده تا الگوی مسکن روستایی در آستارا متفاوت با دیگر نقاط کشور باشد
نقش سرمایه اجتماعی در توسعه روستایی (مطالعه موردی: منطقه پشت آب سیستان)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مفهوم سرمایه اجتماعی، یک مفهوم فرا رشته ای است که طی پانزده سال اخیر مورد توجه بسیاری از شاخه های علوم انسانی قرار گرفته است. این مفهوم به طورکلی بر روابط میان انسان ها تمرکز دارد. ادبیات سرمایه اجتماعی، تا به حال، علاوه بر طراحی نظری این مفهوم، در پی آن بوده که اهمیت این روابط را به لحاظ تجربی نیز به اثبات برساند. در راستای مطرح شدن مفهوم سرمایه اجتماعی شیوه های برنامه ریزی نیز با رویکرد به مشارکت مردمی و توسعه پایدار با تاکید بر شاخص هایی همچون سنجش سرمایه اجتماعی، پایداری، انعطاف پذیری و مشارکتی بودن شکل گرفته که در آن، هر منطقه در اعمال سیاست های اقتصادی همراه با درنظر گرفتن امتیاز نسبی، دارای آزادی عمل زیادی شده است. یکی از دیدگاه های توسعه که در قالب مفاهیم مطرح شده در «توسعه همه جانبه روستایی» شکل گرفته است. بنابراین، سه شاخص مورد توجه پانتام (اعتماد، مشارکت و شبکه ها) در ارتباط با سنجش سرمایه اجتماعی، در این تحقیق مورد استفاده و سنجش قرار می گیرد. با توجه به نتایج به دست آمده و 78.4 درصد امتیاز میان 106 تا 125، نشان دهنده آن است که میزان سرمایه اجتماعی در نواحی روستایی «پشت آب» زابل در حد متوسطی است. همچنین بالاترین میزان واریانس نیز در بین ابعاد سرمایه اجتماعی، مربوط به بعد شبکه بوده و این موضوع نشان از میزان بالای شبکه و پیوندهای اجتماعی در نواحی روستایی مورد مطالعه دارد. در یک جمع بندی کلی می توان گفت که میان سرمایه اجتماعی و توسعه روستایی، رابطه معناداری وجود داشته و در این رابطه، هر یک از این پارامترها می تواند نقش تاثیرگذاری داشته باشد. از این رو میزان سرمایه اجتماعی متوسط در منطقه مورد مطالعه، در صورت تقویت این سرمایه و بهینه نمودن آن می تواند نقش موثری در توسعه روستایی منطقه پشت آب داشته باشد.
سنجش میزان پایدار نواحی روستایی بر مبنای مدل تحلیل شبکه، با استفاده از تکنیک بردا مطالعه موردی: نواحی روستایی شهرستان فسا(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
امروزه توسعه روستایی به عنوان یکی از مباحث توسعه با چالش های فراوانی روبه روست و بدون انجام سنجش و برنامه ریزی و تصمیم گیری، پویایی از تصمیم گیری بهینه و فراند بازخورد توسعه پایدار حذف می گردد. در این تحقیق برای سنجش میزان پایداری نواحی روستایی از مدل تحلیل شبکه ای که یکی از تکنیک های تصمیم گیری چند معیاره به شمار می آید، استفاده شده است. مدل تجزیه و تحلیل شبکه از سلسله مراتب کنترل، خوشه ها، عناصر روابط بین بخشی، بین عناصر و بین خوشه ها تشکیل شده است که موضوع تصمیم گیری را به چند سطح مختلف تجزیه می کند و وابستگی درونی بین مولفه ها و درون شبکه را کنترل و مدیریت می کند. در این تحقیق از شاخص های در نظر گرفته شده مربوط به هر یک از ابعاد پایداری برای سنجش نواحی روستایی استفاده شده است. بر اساس چنین هدفی، فرضیه تحقیق این گونه صورت بندی شده است که بین ابعاد پایداری (اجتماعی، اقتصادی و محیطی) منطقه مورد مطالعه تفاوت معناداری وجود دارد. روش شناسی تحقیق توصیفی و تحلیلی است و با استفاده از تکنیک بردار 250 خانوار در 46 روستا در چهار بخش شهرستان فسا مورد بررسی قرار گرفته است، به گونه ای که بعد از محاسبه وزن ها با استفاده از تکنیک بردا، تفاوت در میزان پایداری ابعاد اقتصادی، اجتماعی و محیطی نواحی روستایی این شهرستان مشخص شود. یافته های تحقیق نشان می دهد به دلیل وجود هم پیوندی میان شاخص ها و معیارها در ابعاد مختلف برای سنجش دقیق پایداری، توجه به گروه ها و ابعاد مختلف پایداری به صورت مستقل از یکدیگر، همچنین استفاده از نظرسنجی ها و در نظر گرفتن نظریات کارشناسی الزامی است و از این رو شیوه تصمیم گیری گروهی با بهره گیری از روش بردا و پرسشنامه و ترکیب داده های آن در مدل ANP به خاطر توجه به ساختار شبکه ای و متقابل شاخص ها و معیارها در این مدل، دارای کارایی بالایی است.
بررسی اجمالی آثار گردشگری بر زندگی اقتصادی اجتماعی مردم روستای زیارت(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
توسعه روستایی فرآیندی چند بعدی است که موضوع آن بهبود و ارتقای کیفیت زندگی اقشار آسیب پذیر روستایی است. در دوره های اخیر توسعه روستایی در قالب توسعه مشارکتی مطرح شده که در بردارنده ابعاد توسعه روستایی یکپارچه و مشارکت مردم است. یکی از ابعاد این توسعه که می تواند تاثیری همه جانبه بر زندگی مردم روستایی داشته باشد، بسط و گسترش گردشگری روستایی است. گردشگری روستایی از طریق نفوذ و تاثیر بر کلیه جوانب زندگی روستایی، آن ها را چه از نظر اقتصادی و چه از نظر فرهنگی - اجتماعی به رشد می رساند. گردشگری روستایی در واقع شکلی از مشارکت همه اقشار جامعه روستایی در فرآیند توسعه است چرا که با ورود گردشگر به یک منطقه تمامی افراد نا خودآگاه در مسیر توسعه قرار می گیرند. در این تحقیق سعی شده است آثار اقتصادی و اجتماعی گردشگری در منطقه روستایی زیارت از توابع شهرستان گرگان که از پتانسیل نسبتا بالایی در این زمینه برخوردار است به طور اجمالی توسط مدل SWOT بررسی شود
ارزیابی و تحلیل مسکن روستایی استان سیستان و بلوچستان و پیشنهاد جهت گیری آتی(مقاله علمی وزارت علوم)
استان چهارمحال و بختیاری
نقش ظرفیت سازی در کاهش تاثیرات مخاطرات طبیعی (زلزله) در مناطق روستایی با تاکید بر روش های کمی (مطالعه موردی: مناطق زلزله زده شهرستان خدابنده)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
کشور ایران به لحاظ موقعیت جغرافیایی از مستعدترین مناطق جهان از نظر بروز مخاطرات طبیعی و به ویژه زمین لرزه است، به طوری که از نظر میانگین سالانه بیشترین تعداد مطلق جمعیت در معرض خطر زمین لرزه، در جایگاه هفتم آسیا و سیزدهم جهان قرار دارد. با نگاه اجمالی به نقشه های پهنه بندی زمین لرزه، می توان دریافت که بیشتر سکونتگاه های پرجمعیت روستایی و شهری کشور در دامنه های البرز و زاگرس واقع اند که از لحاظ تهدید مخاطرات طبیعی و به ویژه زلزله آسیب پذیری نسبتا بالایی دارند. از طرفی دیگر، تفاوت در ظرفیت های موجود سکونتگاه ها در میزان اثرپذیری متفاوت آنها از تاثیرات ناگوار زلزله، سطح آسیب پذیری شان را نیز از یکدیگر متفاوت می سازد. به همین خاطر تاکید این پژوهش، بررسی ظرفیت ها و آسیب پذیری سکونتگاه های روستایی در برابر خطر زمین لرزه در مناطق روستایی شهرستان خدابنده است. پژوهش حاضر درصدد اندازه گیری میزان ظرفیت های اجتماعی، اقتصادی، نهادی و کالبدی مناطق روستایی مورد مطالعه به منظور مقابله با تاثیرات مخاطره زلزله و تبیین عملی نقش ظرفیت سازی و یا تقویت ظرفیت های موجود با هدف کاهش تاثیرات زمین لرزه در منطقه روستایی مورد مطالعه است. برای دستیابی به اهداف تحقیق، از روش های اسنادی و میدانی با تاکید بر تکمیل پرسشنامه نزد 321 نفر سرپرست خانوار روستایی در 37 روستا، استفاده شده است. پس از جمع آوری داده ها، به تحلیل آنها در محیط SPSS اقدام گردیده است. نتایج تحقیق، از کافی نبودن ظرفیت های موجود در منطقه روستایی مورد مطالعه برای کاستن از تاثیرات و آسیب پذیری خطر زمین لرزه حکایت دارد.
فرایند شکل گیری خانه های دوم روستایی و عوامل موثر بر آن (مطالعه موردی: روستاهای ییلاقی غرب مشهد)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
امروزه ساکنان نواحی شهری برای فرار از انواع آلودگی های زیست محیطی که آنها را تهدید می کند، می کوشند تا پاره ای از وقت خود را در نواحی آرام و بکر و دست نخورده طبیعی سپری کنند. بنابراین گردشگری در شکل خانه های دوم روستایی از پدیده هایی است که در دهه های اخیر، نواحی روستایی و به ویژه روستاهای ییلاقی غرب شهر مشهد را تحت تاثیر قرار داده است. هدف از این تحقیق بررسی روند پیدایش و شناسایی عوامل موثر در شکل گیری خانه های دوم پیرامون کلان شهر مشهد بوده است. روش تحقیق در این مطالعه توصیفی ـ تحلیلی است که برای گرد آوری اطلاعات از روش های میدانی (پرسشنامه) کمک گرفته شده و بر اساس آن علاوه بر شوراها و دهیاران 24 روستا از 238 خانوار نمونه پرسشگری به عمل آمده است. نتایج نشان می دهد که ظهور خانه های دوم در نواحی روستایی مورد مطالعه به دهه های 70 و 80 برمی گردد، به نحوی که در دهه 1380 روند فزاینده ای به خود گرفته است، و رابطه معناداری بین عوامل طبیعی و انسانی در شکل گیری این خانه ها وجود نداشته است بلکه ضریب همبستگی بین تعداد خانه ها و مالکان غیربومی در روستاها به حداکثر خود یعنی 0.944 نزدیک می شود، که نشان از وجود انگیزه های اقتصادی و اجتماعی دیگری در زمینه حضور مالکان غیربومی در منطقه دارد. با توجه به یافته های پژوهش، پیشنهاد می شود که به شناسایی پیامدها و تاثیرات احتمالی پیدایش خانه های دوم در نواحی روستایی اقدام گردد.
امکانسنجی تجمیع تیپ روستاهای جلگهای به منظور توسعه پایدار در گیلان
حوزههای تخصصی:
تجمیع تیپ روستاهای بخش جلگه¬ای گیلان با هدف تغییر شیوه سکونت روستائیان این محدوده از حالت پراکنده به نیمه پراکنده و به منظور کاهش مسائل و مشکلات عدیده این روستاها و فراهم نمودن بستری مناسب برای الگوی جدید استقرار در قالب برنامهریزی توسعه کالبدی و به منظور دستیابی به توسعه پایدار روستایی است. از این رو پژوهش حاضر از نظر هدف کاربردی و مبنای روش آن توصیفی- تحلیلی میباشد. اطلاعات موردنیاز این پژوهش از طریق روشهای اسنادی و مطالعات میدانی بهصورت تکمیل پرسشنامه تخصصی مدیران ازسه ناحیه جلگهای شرق، مرکزی و غرب گیلان بدست آمده است. نتایج این پژوهش نشان میدهد که دیدگاه مدیران درزمینه تجمیع تیپ روستاها با توجه به اثرات، نتایج و پیامدهای آن در روستاهای جلگه¬ای، مثبت و امکانپذیر است ولی با توجه به ساختار اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی روستاهای این نواحی و موانع فرهنگی و اجتماعی موجود در سر راه آن، این برنامه در کوتاه مدت و یا میان مدت عملی و امکانپذیر نمیباشد. فرهنگ سازی، تهیه و تدوین قوانین و مقررات، حمایت مسئولین و دولت و استفاده از تجارب و نظریات متخصصین و کارشناسان امر برنامهریزی توسعه روستایی ازجمله راهکارها و اقداماتی است که میتواند مقدمات اجرای این برنامه را فراهم و روند عملی شدن آن را تسریع نماید