فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۲٬۲۶۱ تا ۲٬۲۸۰ مورد از کل ۲٬۵۹۵ مورد.
حوزههای تخصصی:
پدیده مهاجرت جوانان روستایی به شهرها، یکی از مهم ترین دلایل عدم تحقق اهداف توسعه روستایی محسوب می گردد. زیرا جوانان روستایی امروزه دارای تحصیلات دانشگاهی بوده و سرمایه انسانی مناسبی برای روستاها محسوب می شوند و با خروج آنها از روستا، عملاً توسعه روستایی با کندی مواجه می گردد. این تحقیق در جهت بررسی عوامل مؤثر بر مهاجرت جوانان روستایی شهرستان مرودشت و ارائه راهکارهای عملی برای توقف روند مهاجرت آنها نگاشته شده است. جامعه آماری مورد مطالعه روستاهای بخش مرکزی مرودشت می باشد. برای تحقق اهداف و فرضیات تحقیق، تعداد150 نفر از جوانان روستایی بعنوان نمونه آماری در نظر گرفته شد و با تدوین پرسشنامه ای با 18 سؤال نظرات آنها در خصوص مهم ترین عوامل مؤثر بر مهاجرت جوانان روستایی جمع آوری و داده های بدست آمده توسط نرم افزار SPSS مورد تحلیل قرار گرفت. نتایج بدست آمده نشان می دهد که عوامل اجتماعی و فرهنگی نقش مهمی در مهاجرت جوانان روستایی داشته است. هر چند که عوامل اقتصادی نیز بی تأثیر نبوده است. بررسی نتایج آزمون فرضیات تحقیق نیز نشان می دهد که متغیرهای نبود فرصتهای شغلی در مناطق روستایی، نبود درآمد کافی، سختی کار کشاورزی، نرخ بالای رشد جمعیت روستا و تبلیغات نادرست در خصوص زندگی مرفه شهری از نظر افرادِ مورد بررسی، از اهمیت کمتری در تبیین مهاجرت جوانان روستایی برخوردار بوده اند. لذا برای جلوگیری از روند روزافزون مهاجرت در منطقه پیشنهاد می گردد که دولت به موضوع فرهنگ روستایی و مقبولیت آن توجه بیشتری نموده و با معرفی زمینه های اشتغال در روستاهای مورد بررسی و پرداخت تسهیلات اشتغال زایی، نسبت به حمایت از ایجاد صنایع کوچک روستایی برای جلوگیری از خروج جوانان روستایی اقدام نماید
شناخت و تحلیل عوامل مؤثر بر رکود اقتصاد دامداری در نواحی روستایی (مطالعه موردی: روستاهای پریدر و مهدویه- شهرستان ملایر)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
تولید در بخش دامداری تفاوت هایی با دیگر زمینه های تولیدی و تجاری دارد که موجب می شود تا این صنعت در برخی از نقاط روستاییِ دارای سابقه دیرینه دامداری و دامپروری، رو به رکود نهد. هدف از این تحقیق، بررسی عوامل مؤثر بر رکود دامداری در روستاهای مورد مطالعه است. جامعه آماری تحقیق حاضر شامل خانوارهای کشاورز ساکن روستاهای پریدر و مهدویه از توابع دهستان کمازان سفلی شهرستان ملایر است. حجم نمونه، دربرگیرندة کلیه خانوارهای کشاورز در دو روستای مورد مطالعه به روش نمونه گیری کلی است. روش شناسی تحقیق به صورت اکتشافی، با استفاده ترکیبی از تکنیک های پژوهش کیفی و کمی است. نتایج به دست آمده از تحلیل عاملی بدین شرح اند: در میان عوامل فرهنگی، عامل آسیب پذیری شدید از بیماری های اجتماعی همانا عامل مهاجرت های روستا شهری و خروج نیروی کار از روستا با ضریب 910/0 بوده است. در عوامل اقتصادی، عامل ضعف توان مالی روستاییان در خرید دام هایی که بازدهی اقتصادی بالاتری دارند، با ضریب 805/0؛ در عوامل مدیریتی، عامل محدودیت واگذاری اعتبارات و تسهیلات بانکی به روستاییان کم درآمد برای تأسیس واحد های جدید و امروزین دامداری در خارج از بافت کالبدی روستا با ضریب 892/0 بوده است. سرانجام در میان عوامل زیست محیطی می توان به عامل آسیب پذیری شدید دامداری سنتی از خشکسالی و کمبود علوفه با ضریب 9/0 اشاره کرد. عوامل یاد شده، بیشترین تأثیرگذاری را بر رکود اقتصاد دامداری داشته اند.
بررسی اثربخشی رهیافت مدرسه در مزرعه در بین باغداران استان کرمانشاه بر مبنای مدل KASA(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
خاستگاه رهیافت مدرسه در مزرعه، همانا رهیافت های مشارکتی روستایی است. در استان کرمانشاه این رهیافت به منظور اجرای فعالیت های مدیریت تلفیقی آفات، از سال 1387 در بین باغداران اجرا شده است. به هر حال اثربخشی و تأثیرگذاری این رهیافت بر میزان دانش، نگرش، مهارت و تمایلات باغداران، جای پرسش دارد. این مطالعه به منظور تعیین اثربخشی رهیافت مذکور در کسب دانش، نگرش، مهارت و سطح آرزوها در بین باغداران شهرستان دالاهو انجام شد. مطالعه به صورت پیمایشی و با طرح تحقیق علّی- مقایسه ای و پس آزمون با گروه گواه است، که در بین 194 باغدار به اجرا درآمد. بر اساس روش نمونه گیری طبقه ای تصادفی 97 شرکت کننده و 97 غیرشرکت کننده به منظور انجام مطالعه انتخاب شدند. پرسشنامه ای محقق ساخته با توجه به مرور پیشینه نگاشته ها و جلسات غیررسمی با جامعة آماری طراحی شد. روایی پرسشنامه با کمک متخصصان مدیریت تلفیقی آفات سازمان جهاد کشاورزی و اعضای هیئت علمی گروه ترویج دانشگاه رازی تأیید گردید. پایایی پرسشنامه با استفاده از ضریب آلفای کرونباخ 86/0 محاسبه شد. بر اساس یافته های تحقیق مدرسه در مزرعه، منجر به ارتقای دانش، بهبود نگرش، مهارت و سطح آرزوهای باغداران شرکت کننده در قیاس با باغداران غیرشرکت کننده شده است، توصیه می شود که این رهیافت در دیگر شهرستان های استان کرمانشاه نیز گسترش یابد.
محدودیت ها و تنگناهای محیطی و تأثیر آن بر ناپایداری سکونتگاه های روستایی (مطالعه موردی: شهرستان سنندج)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
رویکرد جغرافیای نو آن است که قوانین ناظر بر فضا را براساس اصل علیت دریافت. در محیط ادراکی، انسان به عنوان عنصر اصلی در فضای جغرافیایی، همه پدیده های طبیعی و فرهنگی را در قالب های معینی اعتبار می بخشد. این تحقیق، هم سو با ادارک محیطی و اینکه محیط طبیعی تا چه اندازه بر رفتار و کارکردهای انسانی تأثیر می نهد ناپایداری محیطی را به وجود می آورد، صورت گرفته است. کردستان از استان های مرتفع کشور است که بیش از 82 درصد مساحت آن کوهستانی و کوهپایه ای است. منابع آماری نشان از آن دارند که جمعیت شهری سنندج طی سه دهه گذشته به بیش از سه برابر افزایش یافته است. چنین می نماید که یکی از عوامل مهم مهاجرت های روستایی استان کردستان، محدودیت های طبیعی آن باشد. این محدودیت ها در چهار بخش نقش آفرین اند: اقلیم، ارتفاع، شیب، و ناهمواری ها. روش تحقیق، پس رویدادی است که در تبیین آن از نقشه توپوگرافی همچنین GIS و پرسشنامه استفاده شده است. نتایج تحقیق، این را گوشزد می کنند که نظام استقرار در محیط روستایی استان- به طور خاص در شهرستان سنندج- با الزامات توسعه و تحولات امروزه سازگار نیست. در شهرستان سنندج عوامل طبیعی (اقلیم، ارتفاع زیاد، و شیب زیاد) با وجود محدودیت های مکانی- فضایی و معیشتی، فقدان ایده منطقی در برنامه ریزی روستایی، مشکلات حاشیه شهر سنندج را نیز دوچندان کرده است. از طرفی هم با توجه به پتانسیل های محیطی منطقه مطالعاتی در زمینه فعالیت های باغداری، ماهیگیری و توسعه گردشگری با وجود چشم اندازهای طبیعی و فرهنگی موجود در روستاها، می توان با برنامه ریزی های درست، ساختار اقتصاد منطقه را متحول کرده و بهبود بخشید.
تحلیل نقش گردشگری در توسعه ی ویژگی های کارآفرینانه و گرایش به کارآفرینی در بین جوانان روستایی (مطالعه ی موردی: روستای کندوان و اسکندان شهرستان اسکو)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
بیکاری و کمبود فرصت ها ی شغلی از مشکلات اصلی روستاها، به ویژه در بین جوانان روستایی است. کاهش شاغلان بخش کشاورزی این واقعیّت را نشان می دهد که در آینده، افزایش اشتغال در نواحی روستایی در گرو توسعه ی بخش های صنعت و خدمات است. کارآفرینی به عنوان موتور توسعه ی اقتصادی، می تواند یکی از راهبردهای اصلی حلِّ مشکلات روستایی، متنوّع سازی اقتصاد و استفاده ی بهینه از منابع روستاهای کشور باشد. گردشگری یکی از بزرگ ترین و سریع ترین صنایع در حال رشد است، درنتیجه تقاضاهای جدید گردشگران و نیاز به تنوّع محصولات و مقصدهای گردشگری، زمینه ای برای توسعه ی کسب و کارها، به ویژه کسب وکارهای کوچک و متوسّط و توسعه ی کارآفرینی فراهم می آورد. بنابراین، پژوهش حاضر با هدف بررسی آثار گردشگری بر توسعه ی کارآفرینی روستایی انجام شده، این پژوهش از نوع کاربردی و روش انجام آن تحلیلی تطبیقی است. در جمع آوری داده ها از روش های کتابخانه ای و میدانی (پرسش نامه) استفاده شده است. جامعه آماری پژوهش جوانان (15-29 سال) و تعداد نمونه ها 123 نفر بوده است. پایایی پرسش نامه از طریق آلفای کرونباخ (85 %) و در روایی آن از دیدگاه های صاحب نظران و اساتید استفاده شده است. تجزیه و تحلیل داده ها با استفاده از آزمون یومن ویتنی در نرم افزار SPSS انجام گرفته است. برای بررسی شاخص های کارآفرینی، ویژگی های کارآفرینی در بین جوانان روستای کندوان (گردشگرپذیر) با جوانان روستای اسکندان (روستای معمولی) واقع در یک دهستان مورد بررسی و مقایسه قرار گرفتند. نتایج حاصل نشان می دهد جوانان روستای کندوان نسبت به جوانان روستای اسکندان از ویژگی های کارآفرینانه بالاتری برخوردارند و دلیل آن تعاملات فرهنگی در اثر حضور گردشگران و همچنین شکل گیری زیرساخت های اوّلیّه و وجود فرصت های جدید در اثر گردشگری است.
توسعه روستایی و توسعه گردشگری
حوزههای تخصصی:
امروزه صنعت عظیم گردشگری به ویژه گردشگری داخلی جایگاه خاصی را در کشورها داشته و نقش فعال و موثری در ارتقاء ساختار اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی کشورها بخصوص در کشورهای روبه توسعه بعهده دارد. در این راستا گردشگری روستایی نیز جزیی از صنعت گردشگری به حساب می آید که می تواند نقش مهمی در توانمندسازی مردم محلی و تنوع بخشی به رشد اقتصادی و نیز خلق فرصتهای شغلی جدید در ارتباط تنگاتنگ با سایر بخشهای اقتصادی ایفا کند.
گردشگری روستایی یکی از زمینه های نسبتآ خوب در توسعه روستایی است که می تواند فرصتها و امکاناتی را به ویژه برای اشتغال و درآمد روستایی فراهم سازد و نقش موثری در احیاء و نوسازی نواحی روستایی داشته باشد.
بهره برداری بهینه از توانهای گردشگری روستاها به عنوان راهبرد مکمل توسعه روستایی می تواند گامی مطمئن برای ترقی و توسعه فضاهای روستایی کشور در همه ابعاد اقتصادی، اجتماعی-فرهنگی و زیست محیطی قلمداد گردد. بنابراین مقاله حاضر توانمندی های نواحی روستایی برای گردشگری روستایی و تاثیر گردشگری در توسعه روستایی را نشان می دهد.
تحلیلی جغرافیایی بر جریانات متقابل روستایی– شهری : مطالعه ی موردی: مرودشت و روستاهای پیرامونی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
ناحیه به منزلهی یک سیستم جغرافیایی که متشکل از شهرها و روستاهای پیرامون آنهاست، ضمن داشتن جریانات اقتصادی– اجتماعی و سیاسی- مذهبی با نواحی سکونتگاهی بالادست، عناصر و قسمتهای مختلف آن ناحیه به شکلی نظاموار دارای بدهبستان، ارتباط و پیوندهای متقابل با یکدیگر میباشند. اینگونه جریانات شهری– روستایی با تکیه بر نقش و کارکرد شهرها و روستاهای درون هر ناحیه موجبات تحول و تاثیرگذاری بر کلیه ابعاد فضایی سکونتگاهها را فراهم نموده است. این پژوهش بر آن است که به روش توصیفی– تحلیلی ارتباطات متقابل بین شهر مرودشت و روستاهای پیرامون آن را مورد بررسی و تجزیه و تحلیل قرار دهد. روستاهای کِناره، فتحآباد و مجدآباد از بخش مرکزی ناحیه؛ بهعنوان نمونه موردی تحقیق برگزیده شدهاند. روش جمعآوری اطلاعات مبتنی بر مطالعات کتابخانهای و میدانی از جمله تکمیل پرسشنامه، مشاهده، مصاحبه با اهالی روستاها و از جمله نظایر اینهاست. نتایج تحقیق نشان میدهد که: مرودشت بهعنوان یک شهر میانی و قطبی بزرگ به لحاظ تجمع امکانات، سرمایه و نیروی انسانی در منطقه ضمن تسلط و برتری نسبی بر ناحیه دارای ارتباطی دو سویه با نقاط روستایی پیرامون خود میباشد. بهعبارت دیگر مرودشت با ارائه خدمات و تسهیلات معیشتی- رفاهی مورد نیاز روستاهای حوزه نفوذ خود و نیز خرید محصولات تولیدی روستائیان؛ ضمن فراهمنمودن شرایط رشد و پویایی روستاها موجب ایجاد تغییرات کالبدی- فضایی در آنها را سبب شده است. از سوی دیگر ساکنین روستاهای مورد مطالعه نیز با برقراری جریانات اقتصادی و اجتماعی- فرهنگی، بدهبستانهای تجاری و سرمایهگذاری در بخشهای تولیدی، بازار و مسکن شهری زمینههای پویایی اقتصاد و رشد شهر مرودشت و نیز تغییر و توسعه در روستای خود را ضمن «وابستگی به شهر» به طور نسبی فراهم نمودهاند.
آسیب پذیری زنان روستایی مورد: روستاهای کوهپایه ای فومنات
حوزههای تخصصی:
آسیب پذیری شرایطی است که در رابطه با موقعیت جغرافیایی و محیطی، نیروهای اجتماعی، نهادها و ارزش های فرهنگی، انسان را در برابر خطرات متعدد طبیعی و اجتماعی حساس، ضعیف و بی دفاع می سازد. شواهدحاکی از آن است که زنان دارای موقعیت آسیب پذیرتری در جامعه روستایی می باشند. هدف اصلی تحقیق حاضر عبارت از بررسی، تجزیه و تحلیل موقعیت آسیب پذیری زنان روستایی، عوامل و عواقب آن می باشد. نواحی روستایی کوهپایه ای فومنات در گیلان ناحیه مورد مطالعه تحقیق را تشکیل می دهد. داده های تحقیق از طریق مشاهده ، تکمیل پرسشنامه در روستاهای منتخب نمونه و برخی اسناد در دسترس جمع آوری شده است. داده های تحقیق بر اساس آمار توصیفی، استنباطی، روابط کمی بین متغر ها (آزمون T، آزمون ویلکاکسون ، روش لیکرت) مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفته است. نتیجه نشان می دهد که ساکنان ناحیه مورد مطالعه در معرض انواع آسیب های محیطی، اجتماعی و اقتصادی قرار دارند. جمعیت آموزش ندیده، فاقد مهارت و فاقد بنیان های حفاظتی نمی تواند خود را با با بلایای طبیعی سازگار نماید ، بلکه آن را به آسیب های اجتماعی و اقتصادی مبدل می سازد. در این اکولوژی سیاسی زنان آسیب پذیری اجتماعی و اقتصادی به مراتب بالاتری را تجربه می کنند.
شناسایی مشکلات گردشگری روستایی استان چهارمحال وبختیاری با استفاده از تکنیک تئوری بنیانی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
راهبردهای گذشته در زمینة توسعه نواحی، نتوانسته اند در حل مسائل و معضلات موجود در زمینه هایی چون فقر، اشتغال، بهداشت، امنیت غذایی، پایداری محیط زیست و نظایر اینها به گونه ای موفقیت آمیز عمل کنند. یکی از راهبردهایی که اخیراً در بیشتر کشورهای جهان مورد توجه قرار گرفته، توسعه گردشگری در نواحی محروم و دارای پتانسیل های لازم برای گسترش گردشگری است. هدف این مقاله بررسی دیدگاه های متخصصان و آگاهان روستایی و جامعه گردشگران به منظور تدوین مدلی کاربردی برای رفع موانع و مشکلات گردشگری در استان چهارمحال و بختیاری است. جامعه مورد مطالعه تحقیق شامل سه دستة آگاهان روستایی، گردشگران داخل استان و خارج از آن، و متخصصان میراث فرهنگی بوده اند. روش نمونه گیری نیز به صورتی کاملاً هدفمند – با استفاده از روش گلوله برخی- بوده است. پس از انجام مصاحبه های عمیق، مصاحبه متمرکز و همچنین مصاحبه ساختاریافته و نیمه ساختاریافته- و در نهایت رسیدن به اشباع تئوری- اطلاعات جمع آوری شدند و سپس در مراحل کدگذاری و تحلیل داده ها، روش تحلیل محتوا به کار رفت. نتایج حاصل از تحقیق حاضر نشان داد این استان با مشکلات زیرساختی، بازاریابی، بهداشت و سلامت، کمرنگ شدن جاذبه های فرهنگی، عدم درک صحیح از گردشگری، فقدان انگیزه در مسئولان محلی، تعصبات قومی- قبیله ای، فقدان برنامه ریزی، همچنین پژوهش و نظارت، مشکلات مربوط به منابع انسانی، مشکلات گردشگری و مقوله دولت و مشکلات مربوط به صنایع دستی همراه است.
بازشناسی پرستشگاهی زرتشتی در روستای کله کاشان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در منابع سده های نخستین اسلامی، به آیین و پرستشگاهی با موقعیت طبیعی استثنایی در اردهار (اردهال) کاشان اشاره شده که زرتشتیان در روز سیزدهم تیرماه در آنجا آیینی برگزار می کردند. این آیین شامل کوفتن سنگ بر کوه و طلب آب از چشمه ای جاری برای شفابخشی بوده است. همچنین در یکی از منابع دوره ی قاجار نیز به قدمگاهی در منطقه ی اردهار با همان موقعیت طبیعی اشاره شده که در آن کم و بیش همان آیین توسط اهالی منطقه انجام می شده است. این موقعیت که اکنون شناسایی شده است، در کوهی معروف به کوه قدمگاه در روستای کله قرار دارد. در این موقعیت یک شکاف ایوان مانند قرار دارد که از سقف آن آب می تراود و همچنین چشمه ای که آب کمی دارد و مردم به آن آبجه کهره می گویند. همانندیهای موجود در دو گزارش متقدم و متأخر و تطبیق آن با موقعیت کنونی، نشان می دهد که به طور قطع، این دو گزارش به همین موقعیت اشاره دارند. بررسی ما نشان می دهد که این آیین در ابتدا به عنوان جشن تیرگان و آیین طلب باران در ارتباط با ایزد تیشتر انجام می گرفته است. همچنین از ایزد ناهید با عنوان بیدخت (بغدخت) درخواست آب و شفا می شده است. تقدس این مکان در دوره اسلامی نیز ماندگار شده اما با دگر کیشی، نامها و باورها، رنگی مطابق با باورهای اسلامی و شیعی گرفته است. این پدیدار شاید بتواند در مورد برخی دیگر از مناطق طبیعی که امروز در نزد مردم قداست دارند صادق باشد.
تحلیلی بر آسیب پذیری مساکن روستایی: مطالعه موردی : مساکن روستایی شهرستان بافت
حوزههای تخصصی:
کشور ما ایران به عنوان یکی از مستعدترین مناطق جهان برای زمین لرزه، نیازمند توجه دقیق به ساخت و سازهای مسکن و تامین ایمنی آنها از نظر فنی است. در این میان، توجه به مساکن روستایی به لحاظ استفاده از مصالح کم دوام یا غیر مقاوم، از اهمیت اساسی برخوردار است.
بر این اساس، این پژوهش مساکن روستایی شهرستان بافت را مورد بررسی و تحلیل قرار می دهد.
هدف از انجام پژوهش، شناخت نوع مساکن روستایی شهرستان با توجه به امکانات و پتانسیل های محیطی و نحوه ی استفاده از مصالح طبیعی موجود در منطقه در ساخت مسکن روستایی است؛ تا از این طریق شناختی جامع از میزان مقاومت مساکن روستایی در برابر بلایای طبیعی به ویژه زمین لرزه به دست آید. روش پژوهش «توصیفی، تحلیلی و پیمایشی» است که با بررسی تعدادی از روستاهای شهرستان و بهره گیری از مطالعات اسنادی و کتابخانه ای صورت گرفته است. یافته های پژوهش نشان می دهد، در اکثر روستاهای شهرستان از مصالح بومی بخصوص از خشت و گل بدون توجه به نکات فنی در ساخت مسکن استفاده گردیده که این مساله آسیب پذیری سکونتگاه های روستایی را در برابر خطرات زلزله بیش از پیش تهدید می نماید.
تحلیل جغرافیایی از امکانات و تنگناهای توسعه روستایی درناحیه خلخال(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در ناحیه خلخال با توجه به اقلیم نیمهخشک و مدیترانهای و پراکندگی عوامل طبیعی، میزان جمعیتو ساختار اقتصادی در استقرار و توزیع سکونتگاههای روستایی، نقش دارد و عملکرد فعالیت اقتصادی مبتنی بر بهره کشی از زمین بهویژه زراعت، باغداری و دامداری و دسترسی به منابع طبیعی بخصوص؛آب، خاک و مراتع تعیین کننده بودهاست.عوامل اجتماعیو اداری، بر جمعیتپذیری و ثبات روستاهای ناحیه تاثیر گذاشته و براساستحلیلرگرسیونیرابطه بین جمعیتو میزانبرخورداریاز انواع خدماتبسیار قوی و معنیدار است.تحت تاثیر عوامل اقتصادی نوعی رابطه سلسله مراتبی برای دسترسی بهخدمات بیشتر وسطح برتر از روستاهای کوچک به بزرگ و از روستاهای بزرگ به روستا- شهرها و شهر کوچک در ناحیه وجود دارد.سطوح مختلفی از سلسله مراتب از حداقل سه سطح در بخش مرکزی خلخال ( پیرامون شهر خلخال) تا حداکثر پنج سطح در سایر بخشهای ناحیه قابل تشخیص است و سلسله مراتب موجود در توزیع روستاها و امکانات آنها در سطح ناحیه ناهمگون و ناقص است.با توجه به امکانات و تنگناهای ناحیه به نظر می رسد که در صورت برنامه ریزی و سرمایه گذاری های لازم، مرتفع نمودن تنگناهای ناحیه و با بهره گیری از امکانات و قابلیت های آن می توان این ناحیه را به عنوان یکی از کانون های زیستی استان اردبیل و کشور فعال نمود تا ضمن کاهش مهاجرتهای بی رویه از ناحیه و کاهش رشد طبیعی جمعیت به نگهداشت و جذب جمعیت در سکونتگاههای شهری و روستایی ناحیه کمک کرد.الگوی پیشنهادی ارائه انواع خدمات براساس سلسله مراتب جغرافیایی و فضایی صورت گرفته است، بهطوریکه روستا (شامل؛ روستاهای بسیار کوچک ، کوچک، متوسط و بزرگ) به عنوان کوچکترین و ناحیه بزرگترین واحدجغرافیایی مورد توجه بوده و زیر منظومه روستایی ، منظومه روستایی و خرده ناحیه نیز بین این دو واحد واقع شده اند.
موقعیت ژئوپلیتیک ایران و تلاش های امریکا برای تثبیت هژمونی خود در جهان مطالعه موردی: طرح خاورمیانه بزرگ(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
پس از جنگ سرد و به دنبال حمله صدام به کویت، امریکا با اتکا به توانایی های سیاسی، اقتصادی و نظامی خود ایده نظم نوین جهانی را به رهبری خود مطرح کرد.پس از حادثه 11 سپتامبر 2001 نیز امریکا با استفاده از فرصت به دست آمده و با این پیش فرض که دارای رسالت تاریخی برای برخورد با تهدیدهای جهانی است، سیاستی یک سونگر و قدرت محور در پیش گرفت. با توجه به اهمیت و بیلان نفت و گاز در انرژی جهانی و با توجه به این واقعیت که امریکا با دارا بودن 2 درصد ذخایر نفت جهان حدود 25 درصد نفت جهان را مصرف می کند، انگیزه لازم را برای این کشور به منظور تامین امنیت منابع نفت و گاز و مسیرهای انتقال آنها فراهم کرد، تا علاوه بر تامین نیازهای انرژی خود از طریق حضور و ایفای نقش موثر در امنیت منابع انرژی و مسیرهای انتقال آن، رقبای خود را نیز کنترل کند. اهمیت منابع نفت و گاز خاورمیانه و خزر، که حدود 70 درصد ذخایر نفت و 40 درصد ذخایر گاز جهان را دربر می گیرد، موجب شده است تا امریکا برای ایجاد بسترهای سیاسی، اقتصادی و فرهنگی هم سو با منافع خود در منطقه خاورمیانه با هدف تثبیت هژمونی جهانی خود، طرح خاورمیانه بزرگ را مطرح سازد. این طرح به دلیل اینکه تهدیداتی را متوجه ایران می کند، مورد مخالفت ایران قرار گرفته است. بنابراین ایران با استفاده از وزن و جایگاه خود در خاورمیانه اجرای موفقیت آمیز طرح خاورمیانه بزرگ را با چالش مواجه می کند. مقاله حاضر به دنبال پاسخگویی به این پرسش است که: با توجه به اینکه طرح خاورمیانه بزرگ در مسیر کمک به تثبیت هژمونی جهانی امریکاست، عدم هماهنگی ایران با این طرح، با توجه به وزن و جایگاه آن در خاورمیانه، چه تاثیری بر این طرح خواهد گذاشت؟ نتایج تحقیق نشان می دهد که عدم هماهنگی و مخالفت ایران با طرح مذکور، آن را با چالش هایی مواجه می کند؛ و از آن سو، ایران نیز به دلیل این مخالفت هزینه هایی را متحمل می شود.
بررسی مهاجرت های روستایی و تأثیر آن بر مورفولوژی شهرها نمونه موردی : شهر سقز(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در برنامه ریزی های ناحیه ای یکی از اصول مسلم، پیوند ناگسستنی شهر و روستا و ارتباط آنها با یکدیگر است که درکالبد، اقتصاد، اجتماع و فرهنگ نقاط جمعیتی ملموس و مسجل می باشد. از این رو یکی از عوامل تأثیرگذار در مورفولوژی شهرها، حرکات جمعیت روستایی آنها است. این پدیده در شهرهای میانی و کوچک بخوبی مشهود است. حرکات ناسنجیده جمعیت روستایی می تواند عوارض نامطلوبی بر پیکر شهرها داشته باشد و مورفولوژی آنها را دچار دگرگونی ناهنجاری بنماید. همچنین چهره ی روستاها را نیز از رونق بیندازد و باعث رکود و انزوای جغرافیایی آنها گردد. این پژوهش روند فوق را برای روستاهای شهر سقز از توابع استان کردستان بررسی می کند. جامعه آماری در این پژوهش40 روستا در حوزه سقز می باشد. روش بررسی توصیفی- تحلیلی است که در آن مورفولوژی شهر سقز و گسترش فیزیکی آن در فاصله زمانی سالهای 1385- 1345 بررسی می شود. این روند در رابطه با مهاجرت جمعیت روستایی ارتباط معنی داری را به ذهن متبادر می کند که در نتیجه می توان گفت: مورفولوژی شهری در این مکان جغرافیایی بیش از همه از مهاجرت جمعیت روستایی پیرامون خود تأثیر پذیرفته است.
برنامه ریزی استراتژیک توسعه گردشگری روستایی (مطالعه موردی : مناطق روستایی استان کردستان)
حوزههای تخصصی:
در حال حاضر، صنعت گردشگری یکی از منابع مهم تولید، درآمد، اشتغال و ایجاد زیر ساخت ها برای نیل به توسعه پایدار بشمار می آید. گردشگری روستایی گرایشی نوین در صنعت گردشگری است، که از دهه 50 به بعد مطرح گردید. امروزه صنعت گردشگری روستایی به عنوان یک راهبرد می تواند با برنامه ریزی اصولی و شناسایی مزیت ها و محدودیت های گردشگری روستایی، نقش موثری در توسعه و تنوع بخشی به اقتصاد منطقه ای برعهده داشته باشد، مقاله حاضر با هدف شناسایی پتانسیل ها و محدودیت های توسعه گردشگری روستایی و راهبردها و راهکارهایی جهت توسعه گردشگری در مناطق روستایی استان کردستان(سنندج، سروآباد و مریوان) که منجر به توسعه روستایی می گردد ارائه نماید. روش تحقیق توصیفی- تحلیلی از نوع پیمایشی و مطالعات کتابخانه ای است. برای تعیین نقاط قوت، ضعف، فرصتها و تهدیدها از مدل SWOT استفاده شده است. جامعه آماری را 11آبادی با جمعیت بالغ بر10500 نفر است .همچنین حجم نمونه با استفاده از فرمول کوکران265 در سه گروه124 نفر ساکنین محلی، 21نفر از مسئولان و120نفرگردشگر مشخص گردید. نتایج یافته ها نشان می دهد که آستانه آسیب پذیری مناطق روستایی مناطق مذکوربسیار بالاست و نیازمند بازنگری و ارایه سیاست های مناسب در جهت رفع محدودیت ها و استفاده از مزیتهای نسبی موجود می باشد.
مشارکت و توسعه روستایی در دهستان سلگی بخش خزل
حوزههای تخصصی:
بررسى تطبیقى مشارکت هاى سنتى با مشارکت هاى نوین در جامعه ی روستایى ایران
حوزههای تخصصی:
جایگاه مدیریت در پیشبرد اهداف توسعه روستاییمطالعه موردی: روستای جوانمردی (شهرستان لردگان)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در فرایند توسعه روستایی، پرداختن به جایگاه و نقش مدیریت در توسعه روستایی الزامی است. توسعه روستایی فرایندی است که بهبود شرایط محیط روستا توأم با بهبود زندگی روستاییان را ضمن حفاظت از محیط زیست روستا هدفگیری می کند و در این جریان چند بعدی، سه عنصر اساسی (انسان، محیط و نظام سیاسی) به ایفای نقش می پردازند. در این راستا نحوه پیشبرد امور مختلف روستا اعم از اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی، سیاسی و کالبدی با همراهی و مشارکت روستاییان و مدیریت روستایی به انجام می رسد. مدیریت روستایی مجموعه ای درهمتنیده از امکانات، شرایط گوناگون طبیعی، انسانی، نهادی و ساختاری- کارکردی است که پرداختن کامل به آن مجال دیگری را می طلبد؛ بنابراین نمی توان مدیریت روستایی را منحصر به شورای اسلامی و دهیاری نمود. این نوشتار درصدد آنست تا ضمن اینکه جایگاه مدیریت نوین روستایی را در ایران تبیین می کند، این موضوع را در محدوده روستای جوانمردی در بخش خانمیرزا (شهرستان لردگان)، تحلیل نماید و با بررسی فعالیتهای انجام گرفته پس از تأسیس نهادهای شورای اسلامی و دهیاری در ابعاد اجتماعی- اقتصادی، کالبدی- فیزیکی و خدمات عمومی توأم با ارزیابی میزان رضایت ساکنین از فعالیتها در سه بعد یاد شده، نقش مدیرت روستایی را در این روستا روشن نماید، سپس با جمع بندی این موارد به ارایه راهکارها و پیشنهادات اجرایی بپردازد.
عوامل و موانع مؤثر در انگیزش همکاری زارعین بهره بردار با ناظرین طرح خودکفایی گندم
حوزههای تخصصی:
هدف کلی این مقاله بررسی و تحلیل برخی از عوامل و موانع اجتماعی- اقتصادی مؤثر در انگیزش همکاری زارعین بهره بردار با ناظرین طرح خودکفایی گندم بوده است. تحقیق از نوع کاربردی و به روش پیمایشی با انتخاب یک نمونه تصادفی ساده بین 100نفر از زارعین بهره بردار دشت اردل به انجام رسیده است. ابزار تحقیق پرسشنامه ای بوده و روایی آن براساس نظر جمعی از اساتید و کارشناسان مربوطه تایید و اعتبار آن با استفاده از فرمول آلفای کرونباخ )93/ 0(= محاسبه شده است. به منظور بررسی فرضیات و پاسخ به پرسشهای پژوهش از آزمون های همبستگی اسپیرمن و پیرسون استفاده شده است. از نتایج این پژوهش؛ عدم رابطه معنادار بین انگیزش همکاری زارعین بهره بردار با سن و متوسط درآمد ماهیانه ایشان، وجود ارتباطی مثبت و مستقیم بین انگیزش همکاری با سطح تحصیلات زارعین و میزان آگاهی ایشان از نتایج اجرای طرح و سرانجام همبستگی مستقیم اما ضعیف بین انگیزش همکاری با متوسط زمین تحت تملک هر زارع می باشد.