تصمیمات مدیران سازمان و تفکرات آن ها نقشی سرنوشت ساز در پیش برد اهداف سازمانی دارد. لذا شناسایی ویژگیهای شخصیتی مدیران به ویژه خودشیفتگی که تصمیمات آن ها را متأثر میسازد و میتواند دلیل عدم شایستگی و بیکفایتیهای مدیریتی در سطوح مختلف مدیریت و رهبری سازمان باشد، حایز اهمیت میباشد. در دهه های اخیر مباحث مربوط به خودشیفتگی مدیران در ادبیات مدیریت ظهور کرده و تأثیرات آن بر سبک مدیریتی مورد بحث قرار گرفته و افق های جدیدی را پیش روی محققان قرار داده است. در این مقاله تلاش میشود تا اثرات خودشیفتگی مدیران در سازمان ها و پیامدهای حاصل از آن تبیین شود.
موفقیت سازمان ها به اتخاذ و اجرای سریع تصمیمات صحیح بستگی دارد. چنین تصمیماتی در سازمان ها توسط گروهی از مدیران وخبرگان اتخاذ می گردد. تصمیم گیری گروهی، سازوکاری برای تلفیق دانش، تخصص، مهارت ها و رویکردهای متفاوت است که هم افزایی حاصل ازآن به اتخاذ تصمیماتی بهتر منتج می گردد؛ اما در بیشتر مواقع تصمیم گیری گروهی با مسائل و مشکلاتی مواجه است که نتایج مورد انتظار را تولید نمی کند. از این رو محققان و گردانندگان سازمان ها، همواره بدنبال پاسخ به این سوال هستند که چگونه می توان بهره وری تصمیم گیری گروهی و درنتیجه بهره وری سازمان ها را بهبود داد. از این رو محققان، ابزارها و تکنیک ها مختلفی برای بهبود بهره وری تصمیم گیری طراحی نموده اند. در این مقاله، با یک رویکرد سیستمی، عوامل مؤثر بر بهره وری تصمیم گیری گروهی را با طراحی یک مدل مفهومی مورد تحلیل و مداقه قرار می دهیم.
پژوهش سازمانی مثبت، جنبشی نو در مطالعات سازمانی است که مسیر کاری ویژه ای را در سازمان ها و دانش اجتماعی ترسیم می کند. واژه مثبت بر پویایی در سازمان، که منجر به افزایش قدرت نیروی انسانی، جهش و تجدید ساختار سازمان، سرزندگی و پرورش اشخاص خاص می شود تمرکز دارد...
این مقاله به معرفی مختصر و مقایسة تحلیلی دو نظریة عمدة روانسنجی، یعنی نظریة آزمون کلاسیک (CTT) و نظریة سؤال-پاسخ (IRT) همراه با محسنات و محدودیت های هر کدام از آنها پرداخته است.
هرچند نظریة آزمون کلاسیک در اوایل قرن بیستم پایه ریزی شد اما به دلیل داشتن محدودیت های متعدد، همواره متخصصان را برآن می داشت تا جهت رفع این محدودیت ها تلاش کنند. در فرآیند پیدا کردن راه حل هایی برای از بین بردن نقاط ضعف نظریة کلاسیک، نظریة جدیدی به نام نظریة سؤال-پاسخ در حدود دهة پنجاه شروع به رشد کرد و علی رغم این که سالهای بعد رفته رفته تکمیل شد و در ظاهر محدودیت های نظریة کلاسیک را نداشت اما خود این نظریه هم هیچگاه فارغ از محدودیت نبوده و همواره ایراداتی به آن وارد شده است.
هم اکنون هر کدام از این نظریه ها در بین متخصصان تربیتی و روانشناسی و افراد مرتبط با اندازه گیری های روانی-تربیتی، کم و بیش طرفدارانی دارد، اما در کشور ما هیچ کدام از این نظریه ها آن گونه که باید و شاید شناخته شده نیست. به همین دلیل مقالة حاضر سعی کرده هر چند مختصر، به معرفی نظریه های مذکور پرداخته و نقاط ضعف و قوت همچنین وجوه اشتراک و افتراق هر کدام از آنها را ارائه کند.