تغییر کاربری زمین، یکی از مهم ترین چالش های برنامه ریزی کاربری زمین است که در برابر برنامه ریزان، تصمیم گیران و سیاست گذاران قرار دارد و تأثیر مستقیمی بر بسیاری از مسائل از قبیل رشد اقتصادی و کیفیت محیط دارد. مطالعه حاضر، روند تغییرات کاربری اراضی شهر بهبهان برای سال های 1392 و 1406 با استفاده از LCM در محیط سامانه اطلاعات جغرافیایی را بررسی می کند. تجزیه و تحلیل و بارزسازی تغییرات کاربری ها، به کمک دو دوره از تصاویر ماهواره لندست سال های 1378 و 1392 انجام شد و نقشه های پوشش اراضی برای هر سال تهیه شد. مدل سازی پتانسیل انتقال، به کمک الگوریتم پرسپترون چندلایه شبکه عصبی مصنوعی با استفاده از شش متغیر مستقل صورت پذیرفت و میزان تخصیص تغییرات کاربری ها به همدیگر، به روش زنجیره مارکف مورد محاسبه قرار گرفت. نتایج پیش بینی نشان داد بیشترین کاهش تغییرات شامل تخریب مراتع و بیشترین افزایش مساحت در کاربری کشاورزی می باشد. با توجه به نتایج جدول بندی افقی نقشه سال 1406 می توان بیان کرد که از مجموع کل مساحت منطقه، 22/28336 هکتار از اراضی بدون تغییر و 78/33223 هکتار از اراضی تغییر کاربری داده اند. همچنین روند تخریب مراتع و جنگل در طی این بازه زمانی می تواند زنگ خطری برای مدیران و برنامه ریزان شهری و منابع طبیعی باشد.
مدیریت و برنامه ریزی آب شهری، به ویژه در کلان شهر ها، اهمیت بسیار زیادی دارد. توسعة مناطق شهری، تبدیل شهرها به کلان شهر و افزایش پیچیدگی عوامل تأثیرگذار در مصرف آب در شهر ها سبب دشواری مدیریت مصرف، تأمین و توزیع آب شده است. بنابراین، استخراج قوانین نقش مهمی در کشف الگو های حاکم بر مجموعة داده و کاهش پیچیدگی ها دارد. اصل نظریة مجموعه های راف، که پائولاک در دهة 80 مطرح کرد، روشی توانمند و انعطاف پذیر در پردازش داده های دارای عدم قطعیت شمرده می شود و در این تحقیق، به منظور استخراج قوانین حاکم بر مصرف آب، به کار رفته است. در این تحقیق، از روش ترکیب الگوریتم های مجموعه های راف و ژنتیک از روش های داده کاوی، برای بهبود استخراج قوانین و طبقه بندی داده های آب مصرفی، با کاربری مسکونی در شهر تهران به منزلة منطقة مورد مطالعه استفاده شده است. داده های مورد استفاده در این تحقیق شامل داده های اجتماعی اقتصادی، محیطی، اقلیمی و فنی مدیریتی می شوند. این داده ها به دو زیرمجموعه، شامل 60 %با هدف آموزش و 40 %به قصد ارزیابی نتایج، تقسیم شدند. نتایج نشان می دهند که تلفیق الگوریتم های ژنتیک و مجموعه های راف کارآیی بالاتری برای استخراج مؤثر قوانین از داده های مصرف آب شهر تهران را دارند. دقت طبقه بندی مجموعه دادة آزمون، ازطریق قوانین استخراج شده از مجموعه های راف، 77 %بود. پس از بهینه سازی قوانین با استفاده از الگوریتم ژنتیک در مجموعه های راف، دقت طبقه بندی در نسل ششم، با سرعت همگرایی متوسط، به 88 %و در نسل دهم، به 92 %افزایش یافت. براساس قوانین استخراج شده، عوامل مؤثر در مصرف سالیانة آب به ترتیب میزان تأثیرگذاری، جمعیت ساکن، آب بها، تراکم جمعیت در واحد سطح، بعد خانوار، موقعیت مکانی (عرض جغرافیایی)، تحصیلات ساکنان و سرانة فضای سبز به شمار می روند.
اجرای موفقیت آمیز انواع مدل های در مقیاس منطقه ای به انتخاب نوع داده و الگوریتم مناسب بازمی گردد. این نکته، در کنار ممکن نبودن اندازه گیری تمامی اجزای طبیعت، منجر به شکل گیری تحولی بزرگ در شیوه درک پدیده ها شده است. در این شیوه، می توان هر جزء از طبیعت را به صورت یک عدد کمّی هندسه فراکتال درآورد. در پژوهش حاضر، به منظور بررسی بعد فراکتال شبکه زهکشی روی سازندهای زمین شناسی حوضه دشت یزد اردکان، هم زمان روی الگوریتم های جریان یک سویه و چندسویه و DEMهای SRTM و استر (ASTER) و نقشه های توپوگرافی 25000/1 تمرکز شده است تا، در نهایت، مقادیر بعد فراکتال از نقشه شبکه زهکشی نزدیک به واقعیت زمینی استخراج شود. با مقایسه نتایج، کمترین اختلاف، در مقادیر طول و رتبه آبراهه، متعلق به نقشه های توپوگرافی 25000/1 و بعد از آن، مدل رقومی استر و الگوریتم چندسویه است. هرچند الگوریتم چندسویه جزئیات بیشتری از شبکه زهکشی نشان می دهد؛ از نظر تعداد رتبه های آبراهه ، به ویژه رتبه 1، با نقشه واقعیت زمینی تفاوت دارد. بنابراین، با توجه به حساسیت بعد فراکتال به کوچک ترین تغییر در شبکه زهکشی، شبکه زهکشی نقشه های توپوگرافی با بیشترین انطباق با واقعیت زمینی انتخاب شد. میانگین بعد فراکتال 149/1 و 16/1 و 207/1، به ترتیب، نشان دهنده سازند آهک تفت، گرانیت و کهر است. درواقع، بین بعد فراکتال و حساسیت سازندهای زمین شناسی ارتباط معنی داری وجود دارد (سطح 0.99)؛ به نحوی که، با افزایش حساسیت سنگ شناسی و به تبع آن، تراکم زهکشی، عدد فراکتال افزایش می یابد. بنابراین، می توان ادعا کرد که تحلیل ابعاد فراکتال شبکه زهکشی روی سازندهای زمین شناسی بررسی سریع و دقیقی از فرسایش پذیری واحدها ارائه می کند.
Studying global warming and assessing its impacts is very important due to economic and social consequences and financial losses. Changes in extreme temperatures can cause enhancement of demands for energy, increase mortality, reduce biodiversity and damage to crops, which makes it essential to be studied. The aim of this study is predicting the changes of extreme temperatures in west of Iran during 2015-2045 period under climate change conditions according to the RCP emission scenarios. To this purpose, the SDSM model under the RCP 8.5 scenario is used for statistical downscaling and data generation of future period, using the GCM models of the CanESM2 and Mann-Kendall nonparametric test is used to analyze trends. From 27 extreme indices of climate change which are defined by ETCCDI, 6 indices of extreme temperatures were selected including diurnal temperature range (DTR), warm and cold days, warm and cold nights, and number of summer days. The results showed that in the predicting period (2015-2045), except Shahr-e-Kord station, the DTR index has a decreasing trend. There was an increasing trend in number of summer days index in all stations, except Hamedan station. In cold night index a decreasing trend is observed in all stations except Shahr-e-Kord station. A significant decreasing trend is observed in number of cold days index in all stations except Sahr-e-Kord. In warm days index, a significant increasing trend is observed in all station. Generally it was found that the significant trend of cold extreme and warm extreme temperatures were decreasing and increasing respectively. Also in most of the studied indices the rate of changes were associated with latitude of the weather station.
فعالیتهای مستمر و درازمدت نهادهای اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی بر سطوح مختلف توسعه اقتصاد منطقهای اثر گذار است. یکی از مهمترین شاخصهایی است که سطح رفاه یک کشور یا منطقه را نشان میدهد، خط فقر است. لذا هدف این مطالعه بررسی تاثیر شاخص های توسعه سواحل مکران (استانهای کرمان، سیستان و بلوچستان و هرمزگان) بر توسعه اقتصاد منطقه ای با تاکید بر فقر زدایی است. دوره زمانی مورد استفاده در این پژوهش از سال ۱۳۶۴ تا ۱۳۹۶ است. بدین منظور از شاخص خط فقر محاسبه شده در مطالعه محمدی (1398) به عنوان شاخص توسعه اقتصاد منطقهای استفاده شده است. شاخصهای توسعه مکران نیز به چهار دسته شاخصهای اقتصادی – اجتماعی، آموزشی- فرهنگی، بهداشتی- درمانی و شاخصهای صنعتی تقسیم شدند. نتایج تحقیق نشان داد که بجز شاخصهای صنعتی که تاثیر معنیداری بر خط فقر به عنوان شاخص توسعه اقتصاد منطقهای مکران نداشت، دیگر متغیرهای تحقیق تاثیر منفی و معنیداری بر خط فقر سواحل مکران داشتند؛ یعنی با بهبود این شاخصها خط فقر کاهش مییابد. همچنین با توجه به ضرایب شاخصها در بلندمدت میتوان نتیجه گرفت که بهبود شاخصهای آموزشی - فرهنگی در مقایسه با دیگر شاخصهای تاثیری بیشتری بر کاهش خط فقر در سواحل مکران دارد.
مسئولیت اجتماعی شرکت، مفهومی که چندی است در دنیای امروز و به ویژه سازمان های بزرگ جایگاهی برای خود پیدا کرده است. مسئولیت اجتماعی شرکت ها در پیوند با مسئولیت شرکت در برابر جامعه، انسان ها و محیطی است که شرکت در آن فعالیت می کند و این مسئولیت از اهداف اقتصادی و مالی فراتر می رود. در نتیجه تحقیق حاضر به بررسی تأثیر مسئولیت اجتماعی شرکت بر وفاداری مشتری و جایگاه برند با درنظرگرفتن متغیر میانجی ارزش مشتری در شرکت های گردشگری مستقر در شهر تهران پرداخته است. این پژوهش از نظر هدف، کاربردی و روش پژوهش، توصیفی- همبستگی است. جامه آماری، مراجعه کنندگان شرکت های گردشگری مستقر در شهر تهران در تابستان 1396 بود. حجم نمونه برابر با 200 نفر، به روش نمونه گیری در دسترس و آسان، انتخاب شده است. ابزار جمع آوری اطلاعات متغیرهای تحقیق، پرسشنامه استاندارد بوده که به منظور سنجش روایی آن از روش های روایی همگرا و روایی واگرا و برای بررسی میزان پایایی از دو معیار آلفای کرونباخ و پایایی ترکیبی استفاده گردید. داده ها با استفاده از روش مدل سازی معادلات ساختاری و با بهره گیری از نرم افزارهای SPSS و PLS تجزیه و تحلیل شده است. نتایج تحقیق بیانگر اثر مثبت مسئولیت اجتماعی شرکت بر وفاداری مشتری و جایگاه برند و همچنین اثر مثبت ارزش مشتری بر وفاداری مشتری و جایگاه برند در شرکت های گردشگی شهر تهران است. نتایج همچنین نشان می دهد که ارزش مشتری متغیری میانجی است که در رابطه بین مسئولیت اجتماعی شرکت و وفاداری مشتری و جایگاه برند نقش دارد.
هدف این پژوهش بررسی اثرات احداث مدرسه طبیعت در زیست پذیری شهری در پارک پردیسان تهران است. پژوهش از نوع توصیفی- تحلیلی است که تحلیل های آن با استفاده از تکنیک دلفی انجام شده است. نتایج بررسی نشان می دهد که آموزش محیط زیستی به صورت مدارس طبیعت اثر مستقیم و غیرمستقیم در مؤلفه های زیست پذیری شهری پایداری دارد. مقدار اثرگذاری کل ابعاد مدارس طبیعت به ترتیب برای شاخص های زیست محیطی 538/0، اقتصادی 521/0 و اجتماعی 429/0 است، لذا ایجاد و توسعه مدارس طبیعت موجب بهبود زیست پذیری در شهر خواهد شد. علاوه بر این مقدار، اثر مستقیم که بیان کننده تأثیر شاخص بر زیست پذیری بدون دخالت سایر شاخص ها است، کمی متفاوت از اثر کل است و گویای این مطلب است که شاخص ها به طور مستقیم تأثیر زیادی بر زیست پذیری دارند.
حکمروایی هوشمند شهری سبکی از مدیریت است که بر مبنای مشارکت هوشمند شهروندان از درگاه فناوری اطلاعات و ارتباطات شکل می گیرد. این شکل جدید از حکمروایی، شهروندان را از مصرف کنندگان منفعل خدمات شهری به بازیگران فعال تبدیل می کند که می توانند درباره نوع خدماتی که به آن نیاز دارند اظهارنظر کنند. هدف این تحقیق ارائه راهبردهای کلان و قابل تعمیم برای حکمروایی هوشمند در شهرهای ایران است. نوع تحقیق حاضر از لحاظ هدف، کاربردی و از نظر ماهیت و روش، پیمایشی است. جامعه آماری این پژوهش شامل 170 نفر از مدیران شهری و متخصصین دانشگاهی در حوزه برنامه ریزی شهری است که با استفاده از روش نمونه گیری هدفمند (170 نفر) انتخاب شده است. اطلاعات لازم از طریق پرسشنامه گردآوری و خروجی با استفاده از مدل آماری نرم افزار Minitab و معادلات ساختاری (EQS) مدلسازی شدند. در نهایت راهبردهای پیشنهادی در قالب مدل استراتژیک SOAR استخراج شدند. نتایج به دست آمده از تجزیه و تحلیل اطلاعات نشان می دهد که در وضع موجود بیشترین امکان تحقق پذیری مربوط به شاخص های اجتماعی – شهروندی و تصمیم سازی هوشمند است؛ همچنین یافته های تحقیق بیانگر این است که میزان اثرگذاری متغیرهای مستقل بر روی متغیر وابسته تا سطح 51 درصدی قابل پیش بینی می باشد و معنی داری بین متغیرهای مستقل و وابسته تا سطح 95 درصدی معناداری را نشان داده و در بین مؤلفه های مربوط به حکمروایی هوشمند شهری، مؤلفه های مدیریتی سازمانی با ضریب بتا 363 درصدی و عوامل فناوری با ضریب بتا 206 درصدی دارای بیشترین تأثیرگذاری بر حکمروایی هوشمند در شهرهای ایران می باشد.
تبیین موضوع: در عصر جهانی شدن و رقابت پذیری مراکز شهری، طبقه خلاق به مثابه یکی از پیشران های اصلی رشد و توسعه کلان شهرها به حساب می آید. در این رابطه جذب و نگهداشت این گروه اجتماعی گریزپا، از طریق شناسایی و برآوردن ترجیحات فضایی ایشان، در دستورکارهای برنامه ریزی توسعه فضایی شهرها و کلان شهرها قرار گرفته است. بر این اساس هدف پژوهش پیش رو به تبیین رابطه میان طبقه خلاق به مثابه پیشران و رشد و توسعه فضایی به مثابه دستاورد و نیز شناسایی ترجیحات فضایی متنوع طبقات خلاق کلان شهر تهران به تفکیک نیازهای سکونتی، فراغتی، فعالیتی و ارتباطاتی اختصاص یافته است.روش: این پژوهش از لحاظ روش شناسی در زمره پژوهش های ترکیبی (کیفی و کمی) مبتنی بر تحلیل عینیت ها به استناد آمارهای رسمی و تحلیل ذهنیت ها به تفکیک گروه های مختلف خلاق قرار دارد؛ در گردآوری اطلاعات از روش های تحلیل های اسنادی، آماری و پیمایش های اجتماعی به شیوه مصاحبه و پرسش نامه و نیز در طبقه بندی گروه های خلاق از روش سناریونگاری به یاری نرم افزار سناریو ویزارد استفاده شده است.یافته ها: نتایج پژوهش نشان می دهد که طبقه خلاق به مثابه نیروی پیشران رشد و توسعه کلان شهر تهران به شمار می روند. هم بستگی بالای میان سهم نیروی انسانی خلاق با برون داد ارزش افزوده مؤیدی بر این ادعاست. همچنین، تحلیل های انجام شده امکان تشخیص چهار گروهِ متمایز طبیعت گرا، شهرگرا، دانشی و هنری برحسب تفاوت در ویژگی های فعالیتی و ترجیحات فضایی طبقه خلاق را میسر می سازد.نتایج: برنامه ریزی جذب و نگهداشت طبقه خلاق در کلان شهر تهران مستلزم شناسایی تفاوت ها، ویژگی ها و ترجیحات فضایی متمایز هر یک از این گروه ها است. بر این اساس ترجیحات فضایی - فعالیتی ایشان شناسایی و در قالب راهکارهایی نیز ارائه شد.
با توجه به نقش تعاونی های کشاورزی در توسعه روستایی و کشاورزی، شناسایی و واکاوی عوامل تأثیرگذار بر عملکرد این شرکت ها به ویژه در بُعد مؤلفه های کارآفرینی سازمانی ضروری است. هدف از انجام این پژوهش، بررسی تأثیر مؤلفه های کارآفرینی سازمانی بر عملکرد تعاونی ها از دیدگاه اعضای تعاونی های مرغداران استان کرمانشاه است. جامعه آماری این تحقیق، 1012 نفر از اعضای تعاونی های مرغداران گوشتی فعال استان کرمانشاه است. روش نمونه گیری به صورت طبقه ای، با روش انتساب متناسب حجم صورت گرفت و اعضای نمونه با استفاده از فرمول کوکران 220 نفر تعیین شدند. به منظور جمع آوری اطلاعات از پرسش نامه ساختاریافته بهره گرفته شد و روایی محتوایی پرسش نامه مربوطه به تأیید متخصصان و کارشناسان در زمینه موضوع پژوهش رسید. به منظور سنجش پایایی مؤلفه های محوری پرسش نامه از آلفای کرونباخ استفاده شد (88/0=α1، 80/0=α2). برای تحلیل داده ها از روش های آمار توصیفی و استنباطی بهره گرفته شد که به این منظور از نرم افزار SPSS نسخه 20 استفاده شد. یافته های حاصل از همبستگی نشان داد بین مؤلفه های کارآفرینی سازمانی و عملکرد تعاونی ها در سطح اطمینان 99 درصد رابطه مثبت و معناداری وجود دارد. همچنین، نتایج حاصل از رگرسیون چندمتغیره به روش گام به گام (رگرسیون تا سه گام پیش رفت) نشان داد حدود 37 درصد از تغییرات متغیر عملکرد تعاونی، ناشی از متغیرهای »نوسازی راهبردی،« «پیشگامی« و »ریسک پذیری« است. بنابراین، بر اساس نتایج، پیشنهاد می شود مدیران تعاونی ها با تقویت و توسعه کارآفرینی سازمانی، زمینه را برای بهبود عملکرد تعاونی های کشاورزی مهیا سازند و در پی آن، در راستای توسعه پایدار روستایی و کشاورزی گام بردارند.
فرم شهری برآیند شرایط محیطی و تصمیمات برنامه ریزی در بستر زمان می باشد. مطالعه و پژوهش در فرم شهری به دلیل تاثیرات آن بر عملکرد های شهری از جمله کیفیت دسترسی شهروندان به خدمات مستقر در شهر دارای اهمیت می باشد. هر کدام از انواع فرمها شهری فشرده و یا پراکنده، در دسترسی شهروندان به خدمات تاثیر گذار هستند. هدف از این تحقیق شناسایی الگوی فرم شهری محلات شهری مراغه و نحوه دسترسی شهروندان به خدمات شهری می باشد. تحقیق از نظر ماهیت از نوع توصیفی-تحلیلی که از طریق مطالعه اسنادی- کتابخانه ای انجام گرفته است.در تحلیل داده ها از روش فازی و نرم افزارهای GIS و SPSS استفاده شده است. یافته های تحقیق نشان می دهد که الگوی فرم شهری مراغه بصورت فشرده و پراکنده توسعه یافته است. بدین صورت که شهر در مرکز و بافتهای قدیمی دارای الگوی فشرده و متراکم و در پیرامون و بافتهای حاشیه ای بصورت پراکنده و نیمه پراکنده می باشد.از طرفی نتایج تحلیل همبستگی میان فرم متراکم و شاخص دسترسی حاکی از وجود همبستگی معنی دار میان این دو متغیر می باشد. بگونه ای که ضریب دسترسی محلات و نواحی مرکزی بهتر از بافتهای حاشیه ای و جدید می باشد. وجود این شرایط در فرم شهری عدم تعادل فضایی در توزیع جمعیت و فعالیتها در سطح نواحی و به ویژه محلات شهری را موجب گردیده است. از طرفی برخی از شاخصهای دسترسی نظیر نسبت شبکه ارتباطی در محلات مرکزی از سهم پایینتری نسبت به محلات حاشیه ای برخوردار هستند. این عامل در کنار استقرار بسیاری از فعالیتها و امکانات در این قسمت از شهرموجب هدایت حجم انبوهی از سفرهای درون شهری به مقصد محلات مرکزی شهر و در نتیجه مشکلات ازدحام و ترافیک سنگین را ایجاد کرده است.
آب و هوا تأثیر زیادی بر شرایط راحتی بشر دارد. در معماری سنتی ایران، طراحان تلاش نموده اند تا با به کارگیری اصول اقلیمی در ابنیه و فضاهای شهری شرایط آسایش را برای ساکنان و کاربران بنا فراهم آوردند. توجه به طراحی اقلیمی عناصر تشکیل دهنده ی بنا همچون سقف، کف، بازشو و جداره های متناسب با اقلیم می تواند کیفیت آسایش را ارتقا بخشد. بازار از جمله فضاهای شهری است که در معماری سنتی ایران همواره با رعایت اصول اقلیمی پدیدار شده است. تأمین آسایش حرارتی در بازار به سبب خلق محیطی آسوده با هدف رشد اقتصادی شهر ضروری می نماید. در این پژوهش آسایش حرارتی در بازار وکیل شیراز با استفاده از روش های PMV و PPD بررسی می شود. در صورت راحت نبودن شرایط آسایش حرارتی می توان تمهیداتی در نظر گرفت که در فصول مختلف سال، با استفاده از ترکیب روش های فعال و غیرفعال شرایط بهتر آسایش حرارتی را پدید آورد. روش این تحقیق، پژوهش تجربی می باشد. داده های مورد نیاز به وسیله ی ابزار اندازه گیری به صورت میدانی اندازه گرفته شده است. نتایج حاصل از این پژوهش نشان داد که آسایش حرارتی در زمستان از نظر درجه تنش فیزیولوژیک، بدون تنش سرما و حساسیت حرارتی از درجه راحت برخوردار می باشد و کمتر از 15 درصد کاربران بازار از این شرایط ناراضی هستند.
بخش تعاون می تواند با جاذبه های خود موجبات ایجاد تشکل های مردمی را فراهم آورد و حلقه های مفقود شده را که در زنجیره اقتصادی کشور وجود دارد به یکدیگر پیوند دهد. در این میان ضروری است پیشران های موثر بر عملکرد تعاونی های مسکن در توسعه مسکن شهری مورد بررسی قرار بگیرد؛ چرا که فعالیت این شرکت ها می تواند به عنوان یکی از پارامترهای شتاب دهنده به توسعه کالبدی- فضایی شهرها مدنظر قرار گیرد. با این رویکرد تاکید این نوشتار بر روی چالش موثر بر عملکرد تعاونی های مسکن شهر تبریز در اثربخشی بر بازتولید مسکن شهری با رویکرد آینده پژوهی خواهند بود. روش تحقیق پژوهش به لحاظ هدف کاربردی و به لحاظ ماهیت توصیفی- تحلیلی می باشد. همچنین استفاده از اسناد و مدارک و روش میدانی (مصاحبه با 30 نفر از اعضای تعاونی های مسکن شهر تبریز از طریق ابزار پرسشنامه نیمه ساخت یافته به روش نمونه گیری غیراحتمالی (گلوله برفی)) صورت گرفته است . نتایج نشان داد پیشران های« تدابیری منسجم به منظور خارج شدن بازار مسکن از رکود؛ مشارکت دادن نهادهای سرمایه گذاری مسکن، انبوه سازان و تعاونیها در تولید مسکن؛ و رضایتمندی از کارایی سود مسکن » در حاشیه بردار قرار دارند. این روند نشان می دهد که این شاخص ها گرایش به بهبود ندارد و با روند فعلی، وضعیت در سازمان همچنان نامطلوب خواهد بود. در نتیجه لازمه تحولات عملکردی تعاونی های در تحولات کالبدی فضایی مبتنی بر برنامه ریزی غیرمتمرکز و تأمین کننده نیازهای تمامی شهروندان در آینده، ارتقاء شاخص های فوق می باشد .
گردشگری رابطه تنگاتنگی با توان های محیطی دارد؛ بنابراین قابلیت سنجی پهنه های مستعد گردشگری موجب شناخت ظرفیت ها، اصلاح برنامه های توسعه ای، حفظ محیط زیست و توسعه پایدار می شود. هدف این پژوهش، ارزیابی توان توسعه گردشگری و پهنه بندی آن در شهرستان فسا با تحلیل فضایی - مکانی جاذبه های گردشگری است. این فرایند در قالب مراحل تحلیل فضایی گردشگری تاریخی، فرهنگی، مذهبی، علمی، روستایی و طبیعی برمبنای تراکم سنجی منابع و جاذبه ها، پهنه بندی گردشگری ورزش های کوهستانی و کشاورزی انجام شد. در این زمینه نخست با شناسایی انواع جاذبه ها، تعیین موقعیت مکانی، طبقه بندی و تراکم سنجی آنها در واحد سطح و سپس تفکیک نواحی با تراکم حداکثری، پهنه های مستعد گردشگری با محوریت جاذبه ارائه شد. برای پهنه بندی گردشگری ورزشی، عامل ناهمواری در قالب مؤلفه های شیب بیش از 25درصد و ارتفاعات بیش از 1700 متر ملاک قرار گرفت. پهنه بندی گردشگری کشاورزی براساس مناطق دارای سبزینگی مستخرج از شاخص پوشش گیاهی تفاضلی نرمال شده (NDVI) با مقادیر بیش از 05/0 انجام شد. نتایج نشان داد وسعتی برابر با 69/2606 کیلومترمربع (11/62درصد) از کل شهرستان فسا برای انواع گردشگری مستعد است که در این میان پهنه های گردشگری ورزشی، طبیعی، ورزشی - طبیعی، تاریخی - فرهنگی - روستایی و تاریخی - فرهنگی - روستایی - طبیعی به ترتیب با مساحت 95/1479، 05/267، 82/225، 89/132 و 35/129 کیلومترمربع (26/35، 36/6، 38/5، 17/3 و 08/3درصد)، بیشترین گستردگی را دارند. درمجموع نتایج پژوهش حاضر، نمایش گرافیکی مکانی از شهرستان فسا در قالب پهنه های مستعد انواع مصادیق گردشگری است که از یک سو راهنمایی جامع برای گردشگران و تورگردانان و از سوی دیگر سندی علمی برای مدیران و برنامه ریزان به منظور تصمیم گیری ها و اجرای سیاست های توسعه ای به شمار می آید.
استفاده فراگیر افراد از فضا به منظور فعالیت های اختیاری و اجتماعی بیانگر میزان موفقیت فضاهای شهری است. الگوهای استفاده از فضا شامل الگوهای مکث و حرکت استفاده کنندگان، عوامل تعیین کننده کارآمدی این فضاها محسوب می شود. بررسی رابطه پیکربندی فضایی و الگوهای رفتاری استفاده کنندگان نشان می دهد این عوامل از ساختار فضایی بستر پیرامونی فضا و میدان های دید ناشی از پیکربندی فضا متأثر هستند. در این میان، کارآمدی فضاهای شهری از دو عامل جذابیت فضا برای حضور و مکث و پشتیبانی ویژگی های بصری از فعالیت های افراد تأثیر می پذیرد. این نوشتار بر یافتن ارتباط ویژگی های بصری پیکربندی فضایی و کیفیت حضور انتخابی و ایستای افراد در میدان ها متمرکز است. این رابطه به کمک داده های حاصل از جریان طبیعی حرکت افراد، میزان دسترس پذیری و وضوح فضا در محدوده نارمک شهر تهران سنجش می شود. در این راستا، پس از مقایسه تطبیقی میدان های شهری شناخته شده محدوده و انتخاب میدان نبوت به عنوان نمونه مطالعه، با تقسیم فضای میدان به ریزفضاهای کوچک تر، رابطه میان ویژگی های پیکربندی فضایی شامل شاخص های ارتباط پذیری، هم پیوندی بصری، آنتروپی بصری، کنترل و کنترل پذیری بصری و کیفیت حضور انتخابی و ایستای افراد در فضا مطالعه شده است. به منظور دستیابی به این هدف، این نوشتار بر هم زمانی مشاهدات و مطابقت نتایج حاصل تأکید دارد و از تکنیک های مشاهده، ثبت الگوهای رفتاری و تحلیل بصری در روش نحو فضا با استفاده از نرم افزار Depthmap بهره می گیرد. نتایج این پژوهش بیان کننده رابطه شاخص های کنترل و کنترل پذیری بصری و الگوهای حضور ایستا در بخش میانی میدان نبوت است.
In recent decades, the role-playing of the media has paved the way for the emergence of a new discourse named popular geopolitics that has the potential to link public opinion to geographical policies. Researchers in the context of popular geopolitics seek to evaluate methods of representing geographical phenomena and geopolitical events in media such as cinema. The current study, given the significance of The Concept of the Political as a kind of discourse in popular geopolitics and its impact on public opinion, seeks to choose the Middle East geopolitical region as the subject of the Hollywood cinema representation to examine the structures that try to guide public opinion and increase its power in the region with the help of The Political tools such as political romanticism and political theology. In this context, selected works of cinema made during the presidencies of George W. Bush and Barack Obama between 2000 and 2015 have been selected for this analysis.
هدف از پژوهش حاضر تحلیلی بر نقش پیاده راه ها در سرزندگی شهری در خیابان فردوسی شهر اصفهان می باشد. پژوهش حاضر ازنظر روش انجام دادن تحقیق (فنون گردآوری داده ها)، یک تحقیق توصیفی (غیرآزمایشی) است. درواقع روش مورد استفاده در این تحقیق یک روش توصیفی – تحلیلی است. جامعه آماری مورد پژوهش شامل کلیه متخصصین حوزه شهری در اصفهان به تعداد 2865 نفر می باشند. حجم نمونه بر اساس جدول مورگان تعیین شده است و بر این اساس تعداد حجم نمونه معادل 256 نفر می باشند که برای تجزیه وتحلیل مناسب تر تعداد 305 نفر انتخاب شد. برای تجزیه وتحلیل داده ها از نرم افزار spss و آزمون کولموپروف- اسمیرنف و تی تست استفاده شده است. بر مبنای آنچه مورد بررسی قرار گرفت، مشاهده گردید که افزایش و بهسازی مسیر پیاده راه ها در خیابان فردوسی شهر اصفهان زمینه ساز افزایش رضایت ساکنان، بهبود آرامش روحی و روانی ساکنین و به تبع بهبود سرزندگی فضای شهری و با توجه به افزایش تردد انسان در محدوده خیابان زمینه را برای رونق کسب وکارها فراهم می آورد. بر همین مبنا پیشنهاد می گردد که مدیریت شهری با کاربست مؤلفه های پیاده مدار و بر مبنای تجارب سایر کشورهای موفق در این زمینه به تدوین سند راهبردی و عملیاتی در پیاده مدار نمودن این خیابان و به تبع سایر خیابان های با نقش اداری، گردشگری، تجاری و... اقدام نموده که نتایج مطلوب آن برای مردم و مسئولین در سرزندگی آن ها نقش خواهد داشت.
پیش بینی های اولیه در مورد سهم ایران از نفت خزر 20 میلیارد بشکه است که در میادین نفتی سردار جنگل، چالوس، نورو رویان، رامسر و رودسر و چند منبع دیگر واقع است. قراردادهای مختلفی برای بهره برداری از میادین نفتی منعقد می شود که عبارت اند از: قراردادهای امتیازی، قراردادهای مشارکتی و قراردادهای بیع متقابل. سؤال اصلی مقاله این است که نقاط قوت و ضعف قرارداد بیع متقابل از نظر حقوقی در بهره برداری از مناطق نفت و گاز دریای خزر کدامند؟ علاوه بر این سؤال اصلی سؤالات فرعی دیگری نیز در این مقاله مطرح می شود از جمله اینکه منابع انرژی ایران در دریای خزر چه میزان است؟ و تاریخچه و انواع قراردادهای نفتی کدامند؟ با توجه به محدودیت های موجود در قوانین و نیز اصول 44 و 45 قانون اساسی که هر گونه قرارداد مشارکت را که منجر به مالکیت خارجیان بر منابع و نیز مالکیت نفت استحصالی بر سر چاه را ممنوع اعلام کرده و تنها خرید خدمت برای اکتشاف توسعه و تولید را مجاز دانسته است مکانیسم بیع متقابل مورد توجه قرار گرفته است و بر این اساس قرارداد طرح های فوق الذکر بر اساس تسهیلات مندرج در قانون برنامه دوم و سوم توسعه و قوانین بودجه های سال ۱۳۷۷ تا سال ۱۳۸۳ منعقد شده است. از زمان انعقاد اولین قرارداد در سال 1373 تاکنون صنعت نفت و گاز جمهوری اسلامی ایران در پروژه های بالادستی نفت و گاز، نسل سوم این نوع قراردادها را در دستور کار خود قرار داده است. با توجه به این مقدمه در مقاله با استفاده از منابع کتابخانه ای و نیز مقالات علمی و پژوهشی و نیز استاد بالادستی سعی خواهد شد نقاط قوت و ضعف قرارداد بیع متقابل از نظر حقوقی در بهره برداری از مناطق نفت و گاز دریای خزر با تأکید بر حفظ تمامیت ارضی ایران تحلیل و تبیین گردد.
پویایی و تحول در سکونتگاه های انسانی متاثر از عوامل درونی و بیرونی است که میزان تاثیرگذاری و تاثیرپذیری در شهرها رابطه مستقیم با وسعت و جمعیت دارد اما سکونتگاه های روستایی عموماً تاثیرپذیر هستند. این تاثیرپذیری علاوه بر ساختار فضایی – کالبدی بر روابط اجتماعی، فرهنگی و اقتصادی نیز است. ضمن تاکید بر این موضوع که تغییرات اقتصادی در روستاها نیز تابعی از شرایط عمومی در سطح ماکرو همچون؛اقتصاد جهانی، سیاستهای بین المللی، ملی و ناحیه ای است، میزان پذیرش این تغییرات در نقاط مختلف متفاوت و با سرعت های متغیر صورت می پذیرد که با فاصله از شهر رابطه مستقیم دارد. پژوهش حاضر با هدف بررسی روند تحولات اقتصادی روستاهای پیرامونی شهر سقز به منظور شناخت و تجزیه و تحلیل و آسیب شناسی، انجام گرفته که در آن تغییرات گویه های مرتبط با ساختار اقتصادروستایی مانند؛ وضعیت اراضی زراعی و باغی، تعداد شاغلین و بیکاران، وضعیت ساختار شغل اصلی و داشتن شغل دوم مورد ارزیابی قرارگرفته همچنین در ادامه میزان اثرات توسعه کالبدی یک شهر میانه اندام (سقز) بر آنها بویژه؛ کاهش مساحت اراضی کشاورزی، کاهش فعالیتهای زراعی و دامی، بهبود و ضعیت اشتغال و اشتغال در شهر، پس از پیروزی انقلاب اسلامی مورد سنجش، ارزیابی و آزمون قرار گرفته است. نتایج و یافته های پژوهش نشان از سرعت تحولات می دهد که نمود آن علاوه برمسائل اقتصادی، ویژگی های کالبدی و اجتماعی- فرهنگی را نیز در بر می گیرد که در این خصوص می توان به کاهش مساحت اراضی کشاورزی بدلیل الحاق به شهر (ادغام روستاهای صالح آباد و قوخ در داخل شهر پس از انقلاب) و یا تبدیل شدن به خانه باغی هایی به منظور گذران اوقات فراغت شهرنشینان اشاره نمود. همچنین می توان به از بین رفتن دامداری سنتی در روستاها، اشتغال اهالی روستاها در شهر بعنوان شغل دوم، تغییر در ساختار اشتغال اهالی از بخش کشاورزی به خدمات و صنعت نیز اشاره نمود. روستاهای پیرامونی شهر سقز که دارای مرز بلافصل هستند به عنوان جامعه نمونه انتخاب گردیده و شیوه جمع آوری اطلاعات به روش کتابخانه ای و میدانی انجام شده است.