فهم انگاره (خانه بهتر) در بستر مسکن مهر با مدل سروکوال (ادراک - انتظار) (مطالعه موردی: مسکن مهرشهر بیجار)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
توسعه پایدار محیط جغرافیایی سال ۷ زمستان ۱۴۰۴ شماره ۱۵
121 - 133
حوزههای تخصصی:
مقدمه: مسکن مقرون به صرفه و پایدار از دیرباز یکی از دغدغه های اصلی دولت ها و سیاست گذاران در سراسر جهان بوده است. افزایش تقاضا برای سرپناه مناسب، همراه با گسترش شتابان شهرنشینی و رشد هزینه های زندگی، موجب شده است که تأمین مسکن مطلوب و قابل پرداخت به یکی از اهداف اساسی سیاست های عمومی تبدیل شود. اهمیت پاسخ گویی به نیازهای مسکن و ایجاد ثبات سکونتی سبب شده بسیاری از دولت ها نهادهای اداری و سیاسی ویژه ای را برای مدیریت امور مسکن، به ویژه در زمینه طرح های اجتماعی و مسکن اقشار کم درآمد، ایجاد کنند. در این راستا، طرح مسکن مهر به عنوان یکی از گسترده ترین و بلندپروازانه ترین برنامه های ملی در ایران شکل گرفت و با هدف تأمین مسکن برای اقشار کم درآمد و متوسط جامعه در سراسر کشور طراحی و اجرا شد. با وجود تلاش های فراوان و سرمایه گذاری های کلان در راستای حمایت از اقشار محروم از طریق طرح مسکن مهر، پژوهش های اندکی به بررسی میزان رضایت مندی ساکنان و میزان انطباق واحدهای مسکونی با نیازهای واقعی آنان پرداخته اند. شکاف میان اهداف اولیه این طرح و تجربه زیسته بهره مندان آن، ضرورت درک عمیق تر از ادراکات و انتظارات ساکنان را برجسته می سازد. بر همین اساس، پژوهش حاضر با هدف بررسی میزان رضایت ساکنان طرح مسکن مهر شهرک آفتاب در شهر بیجار (استان کردستان) انجام شده است. در این مطالعه تلاش شده است ابعاد ملموس و ناملموس کیفیت مسکن و ادراک ساکنان از کیفیت زندگی مورد واکاوی قرار گیرد تا بدین وسیله زمینه ای برای تدوین سیاست های مؤثرتر در حوزه مسکن در آینده فراهم آید. مواد و روش ها: ین پژوهش از رویکردی آمیخته با ماهیت توصیفی–تحلیلی بهره مند است و در زمره پژوهش های کاربردی قرار می گیرد. مطالعه در شهریورماه سال ۱۴۰۳ (سپتامبر ۲۰۲۴) انجام شده است. داده های مورد نیاز از طریق دو روش کتابخانه ای و میدانی گردآوری گردید؛ در بخش میدانی، پرسش نامه های ساختاریافته ای میان ساکنان توزیع شد. جامعه آماری شامل سرپرستان خانوار ساکن در فازهای ۱ و ۲ طرح مسکن مهر شهرک آفتاب در شهر بیجار بود که در مجموع ۲۳۰۰ خانوار را دربر می گرفت. حجم نمونه با استفاده از فرمول کوکران تعیین شد و در نهایت ۳۲۶ نفر به عنوان نمونه انتخاب گردیدند. انتخاب پاسخ دهندگان به روش تصادفی ساده و بر اساس نمونه گیری احتمالی انجام گرفت تا نمایندگی کافی از جامعه آماری حاصل شود. پرسش نامه طراحی شده به سنجش ابعاد مختلف رضایت از مسکن و ادراک ساکنان از کیفیت محیط مسکونی اختصاص داشت و شاخص هایی همچون محیط فیزیکی، دسترسی پذیری، تعاملات اجتماعی، خدمات مدیریتی و میزان پاسخ گویی به نیازهای ساکنان را دربر می گرفت. داده های گردآوری شده با استفاده از نرم افزار SPSS و به کارگیری روش های آماری توصیفی و استنباطی تحلیل شدند. در این راستا، از توزیع فراوانی، میانگین و تحلیل همبستگی برای بررسی روابط میان متغیرهای جمعیت شناختی، میزان رضایت و شکاف میان انتظارات ساکنان استفاده شد. نتایج و بحث: یافته های پژوهش نشان می دهد که شاخص «همدلی و شناسایی نیازها» بالاترین امتیاز را در میان تمامی شاخص های مربوط به شکاف انتظارات کسب کرده است. این امر بیانگر آن است که از دیدگاه ساکنان، میزان همدلی و درک متقابل مدیران و متولیان طرح مسکن مهر بیجار در سطحی نسبتاً مطلوب قرار دارد. با این حال، سایر شاخص های کلیدی نظیر «پاسخ گویی»، «قابلیت اعتماد» و «کیفیت ملموس» در سطح رضایت متوسط ارزیابی شده اند که نشان دهنده وجود زمینه برای بهبود عملکرد در این حوزه هاست. نتایج همچنین حاکی از آن است که ساکنان، انسجام اجتماعی، احساس امنیت و دسترسی به خدمات شهری را از مهم ترین عوامل مؤثر بر رضایت کلی خود می دانند. افزون بر این، تحلیل داده ها نشان می دهد که ویژگی های جمعیت شناختی از جمله میزان درآمد و سطح تحصیلات خانوار تأثیر معناداری بر سطح رضایت دارند؛ به گونه ای که ساکنان دارای تحصیلات بالاتر حساسیت بیشتری نسبت به کیفیت محیطی و خدماتی از خود نشان داده اند. این یافته ها بر پیچیدگی تعامل میان زیرساخت های فیزیکی و پویایی های اجتماعی در شکل دهی به ادراک ساکنان تأکید دارد. در بخش بحث و نتیجه گیری نیز اشاره می شود که رضایت از مسکن پایدار تنها به ساخت وساز فیزیکی محدود نمی شود، بلکه مستلزم مدیریت کارآمد، حاکمیت مشارکتی و پاسخ گویی به نیازهای اجتماعی و روانی ساکنان است. نتیجه گیری: نتایج پژوهش نشان می دهد که اگرچه جنبه های فیزیکی و بصری طرح مسکن مهر بیجار به طورکلی با انتظارات ساکنان هم خوانی دارد، اما ابعاد ناملموس آن به ویژه تعاملات رفتاری، احساس تعلق مکانی و شناسایی حقوق شهروندی نتوانسته اند سطح رضایت مطلوبی را کسب کنند. برای ارتقای اثربخشی و پایداری کلی چنین طرح هایی، ضروری است سیاست گذاران رویکردی ساکن محور اتخاذ کنند که بر مشارکت اجتماعی، تقویت شبکه های حمایتی محلی و ارزیابی مستمر پس از اسکان تأکید داشته باشد. هم سویی طراحی، مدیریت و سیاست های مسکن با نیازها و ادراکات واقعی ساکنان می تواند در آینده به افزایش رضایت مندی، انسجام اجتماعی و پایداری بلندمدت در پروژه های مسکن منجر شود.