ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۳۶٬۶۰۱ تا ۳۶٬۶۲۰ مورد از کل ۳۶٬۹۷۰ مورد.
۳۶۶۰۱.

تحلیل فضایی توسعه بوم گردی کارآفرینی محور در سکونتگاه های روستایی استان کهگیلویه و بویراحمد(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۰ تعداد دانلود : ۲۹
هدف: امروزه بوم گردی مبتنی بر کارآفرینی به عنوان راهکاری پایدار برای توسعه اقتصادی-اجتماعی و حفظ محیط زیست، با تأکید بر مشارکت جوامع محلی مطرح است. مناطق روستایی استان کهگیلویه و بویراحمد با چالش هایی نظیر بیکاری، فقر، مهاجرت، نابرابری در توزیع منابع، ناپایداری محیطی و ... مواجه اند. لذا این پژوهش با هدف تحلیل فضایی شاخص های بوم گردی کارآفرینی محور در سکونتگاههای روستایی انجام شده است. روش پژوهش: پژوهش از نوع توصیفی-تحلیلی و همبستگی است. از بین کلیه روستاهای گردشگری و بوم گردی استان (30 روستا) باتوجه به شاخص های بوم گردی پژوهش (معماری بومی، میراث طبیعی، میراث معنوی، میراث تاریخی، امکانات و خدمات، مزیت ها-فرصت ها و قابلیت های بوم گردی) و با روش نمونه گیری هدفمند، 14 روستای دارای قابلیت بوم گردی انتخاب شدند و بر اساس فرمول کوکران از بین کلیه خانوارهای روستاهای دارای قابلیت بوم گردی (2167 خانوار) به روش نمونه گیری تصادفی طبقه ای (به نسبت تعداد خانوار هر روستا) تعداد 281 خانوار به طور تصادفی انتخاب شدند. تحلیل داده ها با مدل های تصمیم گیری چندمعیاره (MARCOS و MEREC) و سامانه اطلاعات جغرافیایی (GIS) انجام شده است. یافته ها: یافته ها نشان داد میانگین تمام ابعاد و شاخص های بوم گردی (اقتصادی، اجتماعی-فرهنگی، زیست محیطی، نهادی-مدیریتی، زیرساختی-فنی و فردی-روان شناختی) پایین تر از حد متوسط نظری (۳) است. بیشترین ضعف در شاخص های «حمایت نهادهای دولتی» (۲.۶۸) و «زیرساخت های فنی» (۲.۶۲) مشاهده شد. نتایج تحلیل فضایی تفاوت های چشمگیری را بین روستاها نشان داد: روستای دره شهنیز به دلیل دسترسی به مرکز استان، زیرساخت های مناسب و مشارکت نهادی، بالاترین امتیاز را کسب کرد؛ درحالی که روستای میمند به دلیل انزوای جغرافیایی و کمبود حمایت ها، کمترین امتیاز را داشت. نتیجه گیری: در مجموع لزوم برنامه ریزی مبتنی بر عدالت فضایی، تقویت نهادهای محلی، سرمایه گذاری در آموزش و زیرساخت ها، و توسعه مشارکت جامعه محلی برای تبدیل پتانسیل های طبیعی و فرهنگی به فرصت های اقتصادی پایدار نمایان است. کلیدواژه ها: بوم گردی، تحلیل فضایی، کارآفرینی، کهگیلویه و بویر احمد، مدل مارکوس و مرک.
۳۶۶۰۲.

ارزیابی فضاهای شهری برای کودکان براساس اصول شهر دوستدار کودک (مطالعه موردی: شهر اهواز)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۹ تعداد دانلود : ۲۹
کودکان به عنوان بخشی از جامعه بشری نسل آینده هر کشوری را شکل داده اند و تعامل کودک با محیط پیرامون نیازمند رشد جسمانی و ذهنی اوست. ایجاد شهرهای دوستدار کودک کلیدی دربرنامه ریزی استراتژیک شهری است.با این حال ایجاداین شهرها با چالش هایی روبرو است که برای رفع آنها و ایجادشهرهای دوستدار کودک لازم است عوامل کلیدی مؤثر بر ایجاد فضاهای عمومی دوستدارکودک بررسی و شناسایی شوند. درپژوهش حاضر به ارزیابی فضاهای شهری برای کودکان براساس اصول شهر دوستدار کودک در کلان شهر اهواز پرداخته شد.پژوهش حاضر از نظر هدف، کاربردی و از نظر روش ترکیبی (کمی و کیفی) است. جامعه آماری کارشناسان/خبرگان و مدیران شهری درکلان شهر اهواز بوده است.با استفاده از روش نمونه-گیری غیراحتمالی و به صوت هدفمند و با اشباع نظری 30 کارشناس انتخاب شد. برای گردآوری داده ها و اطلاعات از پرسش نامه و مصاحبه ساختاریافته استفاده شد. جهت تجزیه و تحلیل داده ها از آزمون تعقیبی (Post Hoc) و آزمون توکی (Tukey HSD)، و تحلیل کیفی با استفاده از روش گروند تئوری استفاده شد. نتایج پژوهش گویای آن بود که از نظر شاخص های دوستدار کودک در مناطق 8 گانه شهر اهواز تفاوت معنی داری وجود دارد.به طوری که وضعیت منطقه ۶، منطقه ۷ و منطقه ۸ از نظر شاخص های دوستدار کودک در حد نامطلوب، وضعیت مناطق ۳ و منطقه ۵ شهر اهواز در سطح متوسط و مناطق ۱، منطقه ۲ ومنطقه ۴ نسبت به سایر مناطق اهواز در وضعیت بهتری بوده است.نتایج در زمینه عوامل کلیدی مؤثر بر ایجاد فضاهای عمومی دوستدار کودک نشان داد که 8 عامل 1) امنیت و ایمنی فضاهای مخصوص کودکان، 2) دسترسی فراگیر کودکان به فضاها، 3) وجود فضاهای سبز و باز برای کودکان، 4) وجود فضای بازی و اوقات فراغت کودکان، 5) مشارکت و ارتباط کودکان در جامعه، 6) پایداری و نگهداری فضاهای کودکان، 7) آموزش و فرهنگ سازی در جامعه، 8) انعطاف پذیری فضاها و حریم خصوصی کودکان هستند
۳۶۶۰۳.

بررسی اهمیت- عملکرد شاخص های بازآفرینی شهری با تأکید بر مولفه های زیست محیطی (نمونه موردی: منطقه 11 کلان شهر تهران)(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰ تعداد دانلود : ۲۲
هدف اصلی این پژوهش بررسی اهمیت- عملکرد شاخص های بازآفرینی شهری با تأکید بر مولفه های زیست محیطی در منطقه 11 کلان شهر تهران می باشد. پژوهش حاضر توصیفی-تحلیلی بوده و دارای هدفی کاربردی می باشد که جمع آوری اطلاعات به دو صورت میدانی و کتابخانه ای صورت گرفته است. جامعه آماری این پژوهش ساکنین منطقه 11 کلان شهر تهران می باشد که مطابق آمار دارای جمعیتی معادل 308176 نفر می باشد که حجم نمونه با استفاده از فرمول کوکران مقدار 384 عدد برآورد شده است که به صورت تصادفی ساده در محدوده توزیع شده است. روایی پرسشنامه توسط 15 نفر از متخصصین حوزه شهری (برنامه ریزان شهری، شهرسازان و طراحان شهری) و پایایی پرسشنامه ها با مقدار ضریب آلفای کرونباخ 737/0 مورد تأیید قرارگرفته است. تجزیه وتحلیل داده های گردآوری شده به صورت کمی و با استفاده از نرم افزارهای آماری SPSS و EXCEL صورت گرفته است؛ به طوری که جهت احصا وضعیت کلی شاخص های بازآفرینی شهری با تأکید بر مولفه های زیست محیطی از آزمون آماری تی تک نمونه ای و در جهت ارزیابی میزان اهمیت- عملکرد شاخص های بازآفرینی شهری با تأکید بر مولفه های زیست محیطی از تکنیک IPA استفاده شده است. در نهایت پس از اولویت بندی شاخص بر اساس مدل IPA به بررسی ارتباط درونی این شاخص ها از طریق مدل تصمیم گیری چندمعیاره DEMATEL پرداخته شده است تا ارتباط درونی این شاخص ها با یکدیگر مشخص گردد. یافته های این پژوهش نشان می دهد که بر اساس نتایج آزمون تی تک نمونه ای، شاخص های مربوط به وضعیت بهداشت آب و دسترسی مناسب به آن و مدیریت پسماند و جمع آوری بهینه آن، در مقایسه با سایر شاخص ها در وضعیت مطلوب تری قرار دارند. در ادامه، تحلیل مدل IPA نیز نشان داد که شاخص هایی نظیر کاهش آلاینده های محیطی، مبارزه با آلودگی صوتی و بهبود شرایط زندگی و آسایش، بهره وری از انرژی و استفاده از انرژی های تجدیدپذیر و محافظت و مدیریت مؤثر از فضای سبز و درختان، به دلیل برخورداری از سطح اهمیت بالا و عملکرد پایین، باید در اولویت سیاست گذاری ها و اقدامات مدیریتی قرار گیرند. علاوه بر این، نتایج مدل DEMATEL نشان داد که شاخص کاهش آلاینده های محیطی، بیشترین نقش را به عنوان شاخصی هم تأثیرگذار و هم تأثیرپذیر در میان سایر شاخص های مورد بررسی ایفا می کند. به دلیل تأثیرات گسترده این مؤلفه و پیوند عمیق آن با سایر ابعاد زیست محیطی، این شاخص باید به عنوان محور اصلی در برنامه ریزی ها و سیاست گذاری های مرتبط با بازآفرینی شهری در منطقه ۱۱ مدنظر قرار گیرد.
۳۶۶۰۴.

قابلیت سنجی مناطق جهت شکل گیری خوشه های فناوری (نمونه موردی: استان فارس)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۱ تعداد دانلود : ۲۷
خوشه های علم و فناوری قادرند بخشی از لوازم ایجاد جریان های نوآوری و ابداع را فراهم سازند. خوشه ها به مجموعه ای از شرکت ها و سازمان ها اطلاق می شوند که در یک منطقه جغرافیایی خاص قرار دارند و از طریق وابستگی های درونی، ارتباطات و تعاملات متقابلی را در زمینه محصولات و خدمات ایجاد می کنند. هدف اصلی این پژوهش، قابلیت سنجی مناطق استان فارس جهت شکل گیری خوشه های فناوری است. مسئله این پژوهش این است که به نظر می رسد کل مناطق ظرفیت یکسانی در شکل گیری خوشه های فناوری ندارد. در این مطالعه، با استفاده از 48 شاخص، قابلیت های مناطق استان فارس در زمینه تشکیل خوشه های فناوری موردبررسی قرار گرفته است. این تحلیل با بهره گیری از روش آنالیز تاکسونومی عددی انجام شده است. روش این پژوهش، توصیفی- تحلیلی است و با اس تفاده از منابع اسنادی و تحلیل محتوا و بهره گیری از تکنیک تاکسونومی عددی و تحلیل خوشه ای، تحلیل ها صورت گرفته است. جامعه آماری تحقیق حاضر همه شهرستان های استان فارس است. در این قابلیت سنجی، شهرستان مرودشت برخوردارترین شهرستان و شهرستان سرچهان بر اساس مدل تاکسونومی عددی محروم ترین شهرستان استان شناسایی شده است. نتایج پژوهش، نشان می دهد حد پایین و بالا به ترتیب معادل 4.34 و 7.61 است و همه شهرستان های استان در این دامنه قرار گرفته اند و خارج از آن نیستند و با توجه به تحلیل ها شهرستان مرودشت از میان بقیه شهرستان ها دارای ci کمتری است و معادل 15.01 است که این خود نشان بالا بودن مزیت نسبی آن است می و همچنین شهرستان سرچهان دارای ci بیشتری و معادل 23.89 است که نشان از عدم برخورداری آن است.
۳۶۶۰۵.

پیش بینی هوشمند جریان رودخانه با ترکیب الگوریتم های فراکاوشی شیطان تاسمانی و شاهین دم قرمز در حوضه ی دهگلان کردستان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۳ تعداد دانلود : ۳۱
پیش بینی دقیق جریان رودخانه نقش مهمی در مدیریت منابع آب، به ویژه برای کاهش مخاطرات ناشی از سیل، هشدار خشکسالی و بهره برداری از مخازن سدها ایفا می کند. در این پژوهش از آمار 20 ساله ( از سال 1380 لغایت 1400) بارش، دبی رودخانه و دمای میانگین در مقیاس روزانه در حوضه آبریز دهگلان استان کردستان استفاده گردید. برای انتخاب ترکیب بهینه و سناریوهای مدل از مقادیر بارش (Pt)، دمای میانگین (Tt) و دبی از یک تا سه روز تاخیر (Qt-1 تا Qt-3) با استفاده از ضریب همبستگی پیرسون استفاده شد. جهت انجام مدل سازی و پیش بینی جریان رودخانه نیز از مدل های هیبریدی شبکه عصبی مصنوعی-شیطان تاسمانی (ANN-TDO)، ماشین بردار پشتیبان رگرسیونی- شاهین دم قرمز (SVR-RTH) و مدل یادگیری عمیق حافظه طولانی کوتاه مدت - شکارچیان دریایی (LSTM-MPA) استفاده گردد. سپس نتایج مدل سازی بر اساس معیارهای ارزیابی (R2-MAE-RMSE-KGE) مورد سنجش قرار گرفت. یافته های این پژوهش نشان داد که مدل های هیبردی تا حد بسیار خوبی دقت مدل های منفرد را بهبود بخشیدند. همچنین نتایج نشان داد که عملکرد مدل ها بسیاز نزدیک است اما مدل ANN-TDO نسب به سایر مدل ها عملکرد بهتری داشته است. همچنین این مدل در فاز آموزش توانست در سناریوهای یک تا پنج (M1 تا M5) به ترتیب 10.66، 40.25، 39.19، 79.45 و 82.44 درصد عملکرد مدل منفرد ANN را بهبود بخشد.
۳۶۶۰۶.

شناسایی مناسب ترین مکان های احداث سازه های آبخیزداری در مناطق مرطوب و نیمه مرطوب با استفاده از روش تحلیل سلسله مراتبی (AHP)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۲ تعداد دانلود : ۳۴
مکان یابی احداث سازه های آبخیزداری به صورت سنتی و بر مبنای بازدیدهای صحرایی، مستلزم صرف هزینه و زمان زیاد است. در این پژوهش، جهت شناسایی مکان های مناسب اجرای اقدامات سازه ای آبخیزداری، از روش تحلیل سلسله مراتبی (AHP) استفاده شد. جهت انجام تحقیق سه حوضه آبریز آق اولر تالش، ماسوله فومن و توتکابن رودبار استان گیلان انتخاب شدند. سپس با بهره گیری از نظرات کارشناسی، 21 معیار تاثیرگذار بر مکان یابی اقدامات سازه ای آبخیزداری در 8 دسته کلی مشخص و به صورت دودویی مقایسه شده و نقشه های نهایی با سه طبقه بدون پتانسیل، پتانسیل متوسط و پتانسیل بالا جهت احداث سازه تهیه شد. نتایج نشان داد که معیارهای دبی، بارش، ارتفاع رواناب و شیب، اهمیت بالایی در مکان یابی مناطق مناسب احداث سازه دارند. صحت عملکرد این روش با استفاده از منحنی مشخصه عملکرد (ROC) تعیین و سطح زیر منحنی (AUC) برای حوضه های آق اولر، ماسوله و توتکابن به ترتیب برابر 945/0، 958/0 و 788/0 بدست آمد. مقایسه مکان سازه ها با نتایج تحقیق نشان داد که به ترتیب 90 و 5/99 درصد سازه های سنگی–ملاتی و گابیونی در طبقه با پتاسیل متوسط و بالای نقشه های حاصل شده از این روش قرار گرفتند که موید دقت عملکرد این روش در تعیین مکان مناسب احداث سازه های آبخیزداری است. بنابراین توصیه می شود سازمان منابع طبیعی و آبخیزداری کشور از این مدل به صورت سیستماتیک در طرح های مکان یابی سازه ها استفاده نماید.
۳۶۶۰۷.

تاثیر عناصر و المان های فرهنگی در ساماندهی ورودی شهر، نمونه موردی: ورودی خوی-قطور

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۸ تعداد دانلود : ۲۸
پژوهش حاضر با هدف تحلیل تأثیر عناصر فرهنگی-هویتی بر ساماندهی ورودی خوی-قطور و ارائه راهکارهای بهبود آن انجام شد. این مطالعه کاربردی با رویکرد توصیفی-تحلیلی، داده های گردآوری شده از طریق پیمایش (۳۸۰ پرسشنامه معتبر از مردم و کارشناسان) را با استفاده از آزمون تی تک نمونه ای و تکنیک دیمتل تحلیل کرده است. نتایج آزمون تی تک نمونه ای نشان داد که تمامی شاخص های ساماندهی، به ویژه «نمادین بودن»، از دیدگاه هر دو گروه اهمیت بالایی دارند. در میان نمادهای فرهنگی، «شمس»، «آفتاب گردان» و «آیت الله خویی» به عنوان برجسته ترین و مورد پذیرش ترین عناصر هویتی شناسایی شدند، در حالی که نمادهایی مانند «زنبورعسل» و «مساجد مهم» از اقبال کمتری برخوردار بودند. تحلیل دیمتل آشکار ساخت که «نمادین بودن»، «نقش انگیزی» و «حضور عناصر طبیعی» متغیرهای علّی و محرک اصلی سیستم هستند که بر شاخص های معلول مانند «زیبایی شناسی»، «ارتقای کیفیت منظر» و «نظم فضایی» تأثیر مستقیم می گذارند. در سطح نمادها نیز، «شمس» و «آیت الله خویی» ماهیت علّی و محوری دارند. این یافته ها مؤید آن است که تقویت مؤلفه های نمادین، پیش نیاز اصلی ارتقای کیفیت بصری و عملکردی ورودی شهر است و ساماندهی کالبدی صرف، بدون توجه به لایه های معنایی و فرهنگی مورد پذیرش جامعه، به ایجاد فضایی پایدار و هویت بخش منجر نخواهد شد.
۳۶۶۰۸.

ارزیابی مقایسه ایی کیفیت مورفولوژیکی رودخانه های دامنه شمالی و جنوبی البرز ، مطالعه موردی رودخانه واز و حاجی ماهرود (چمستان نور)، حبله رود (گرمسار) و شاهرود ( رجایی دشت الموت)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۴ تعداد دانلود : ۲۶
مورفولوژی رودخانه در چند دهه اخیر به طور مکرر به دلیل تغییرات آب و هوا و عوامل انسانی تغییر کرده است. در ایران رودخانه ها به واسطه ی مداخلات گسترده انسانی نظیر برداشت شن و ماسه، ساخت سدها، تغییرات مسیر، تثبیت سواحل و بهره برداری از منابع آب، تحت فشارهای شدید قرار گرفته اند. یکی از ابزارهای مهم در این حوزه، شاخص کیفیت مورفولوژیکی اصلاح شده (rMQI) است که با هدف تحلیل دقیق تر فرآیندهای فیزیکی رودخانه ها توسعه یافته است. هدف این مطالعه درک فرآیندهای پویا شکل دهنده کانال و تغییرات مورفولوژی رودخانه های واز، حاجی ماهرود، حبله رود و شاهرود در طول زمان است. در این پژوهش از روش شاخص کیفیت مورفولوژیک بازبینی شده(rMQI) به منظور ارزیابی از کیفیت مورفولوژیکی رودخانه های مورد مطالعه استفاده گردید. این روش با به کارگیری شاخص های فشار(PI) و تعدیل کانال و عملکرد کانال (AI) به بررسی وضعیت کیفی رودخانه می پردازد. بررسی کیفیت مورفولوژیکی رودخانه های مورد مطالعه با استفاده از روش rMQIنشان داد که بازه های مورد مطالعه در رودخانه واز و حاجی ماهرود دارای کیفیت متوسط است. این وضعیت نتیجه وجود سه فشار شدید و یک فشار متوسط انسانی همچنین شرایط نامناسب در تغییرات مورفولوژیک و عملکرد کانال است. در بازه های مورد مطالعه در رودخانه حبله رود نیز شرایط مشابه رودخانه واز حاکم بوده و باعث شده این بازه ها در وضعیت کیفیت مورفولوژیک متوسط باشند. بازه های مورد مطالعه در رودخانه شاهرود به دلیل وجود فشارهای انسانی جزئی و شرایط مناسب در عملکرد و تغییرات پلانفرم کانال در طول زمان دارای کیفیت مورفولوژیک خوب است. نتایج بررسی رودخانه های واز، حبله رود و شاهرود نشان داد که مداخلات انسانی مانند برداشت شن و ماسه، دیوار کشی و برداشت های نامناسب آب تاثیرات منفی زیادی بر وضعیت هیدورژئومورفولوژیکی رودخانه ها برجای می گذارد.
۳۶۶۰۹.

نقش راه به عنوان عامل دسترسی در جهت توسعه پایدار منطقه ای در دوران اسلامی در شمال غرب ایران

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۶ تعداد دانلود : ۳۳
زمینه و هدف: راه یکی از بنیادی ترین وسیله ارتباطی بین انسان ها، دولت ها و فرهنگ ها به شمار می رود. در طول ادوار مختلف تاریخی، راه ها همواره نقش مهمی در ایجاد پیوند میان جوامع انسانی و انتقال فرهنگ ها ایفا کرده اند و وجود آن ها از الزامات سیاسی توسعه تمدن ها بوده است. روش شناسی: پژوهش حاضر با رویکرد تاریخی باستان شناختی به واکاوی الگوی فضایی و کارکردهای نظام راهداری در شمال غرب ایران طی دوره های سلجوقی و تیموری می پردازد. این منطقه، به سبب قرارگیری در محل تلاقی فلات مرکزی ایران با قفقاز و آسیای صغیر، همواره در کانون تحولات سیاسی و اقتصادی ایران قرار داشته است. نتایج و یافته ها: یافته های پژوهش حاضر بیانگر این بوده است در دوره سلجوقی، تمرکز قدرت و اقتدار دیوانی موجب شکل گیری شبکه ای منسجم از راه های ایمن و پایگاه های راهداری تابع الگوی شعاعی- متمرکز شد؛ در حالی که در دوره تیموری با انتقال مرکز سیاسی به سلطانیه و گسترش نقش اقتصادی تبریز، شبکه راه ها ماهیتی چند کانونی یافته و پهنه های ارتباطی متنوعی را در برگرفت. تحلیل فضایی و کارکردی داده ها گویای آن است که پویایی شبکه راهی بیش از هر چیز تابع سه عامل کلیدی بوده است: ثبات حکومت مرکزی، انطباق کالبد مسیرها با ویژگی های طبیعی و سطح رونق تجارت شهری؛ در نهایت، الگوی راهداری شمال غرب ایران را می توان بازتابی از سازمان فضایی قدرت و سازوکار تداوم امنیت و اقتصاد در قرون میانه اسلامی دانست.
۳۶۶۱۰.

تدوین سناریوهای مؤثر بر کاهش نابرابری در ارائه خدمات عمومی در مناطق شهری ارومیه با رویکرد آینده پژوهی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۶ تعداد دانلود : ۲۵
زمینه و هدف: خدمات عمومی شهری از عناصر کلیدی در شکل دهی به ساختار کالبدی، اجتماعی و فضایی شهرها محسوب می شود. در بسیاری از شهرها، به ویژه در کشورهای در حال توسعه، سطح دسترسی شهروندان به خدماتی نظیر بهداشت، آموزش و زیرساخت های شهری به طور چشمگیری نابرابر است. از این رو، هدف اصلی این پژوهش، شناسایی عوامل کلیدی مؤثر بر نابرابری در ارائه خدمات عمومی در محدوده مورد مطالعه، شهر ارومیه، و تدوین سناریوهای آینده محور با استفاده از ابزارهای آینده پژوهی است. روش شناسی: پژوهش حاضر از لحاظ هدف از نوع کاربردی - آینده پژوهانه بوده و روش بررسی آن، توصیفی- تحلیلی و اکتشافی می باشد. به طوری که در مرحله نخست، با استفاده از مدل رتبه بندی تاپسیس، مناطق پنج گانه شهر از نظر سطح خدمات عمومی رتبه بندی شدند. سپس با بهره گیری از نرم افزارهای میک مک و سناریو ویزارد، سناریوهای محتمل آینده استخراج گردید. نتایج و یافته ها: یافته ها نشان می دهد که منطقه پنج دارای بالاترین مطلوبیت، مناطق یک و چهار در وضعیت متوسط، و مناطق دو و سه در وضعیت نامطلوب قرار دارند. تحلیل سناریوها دو مسیر متضاد را ترسیم می کند: سناریوی مطلوب با ویژگی هایی چون شفافیت، فسادستیزی، بازتوزیع عادلانه منابع، و... به کاهش شکاف های خدماتی و دسترسی برابر به امکانات شهری منجر می شود. در حالی که سناریوی بحرانی با تمرکز بودجه در مناطق خاص و ضعف نهادی، نابرابری ها را تشدید می کند. تحلیل حاضر بر اهمیت اقدام فوری برای رفع نابرابری ها در توزیع خدمات عمومی تأکید دارد تا از حرکت به سمت سناریوی بحرانی جلوگیری شود و همه شهروندان بدون توجه به موقعیت جغرافیایی یا شرایط اقتصادی، به امکانات اساسی دسترسی داشته باشند.
۳۶۶۱۱.

برنامه ریزی راهبردی جهت دستیابی به شهر خلاق (مطالعه موردی: شهر اردبیل)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۷ تعداد دانلود : ۳۱
زمینه و هدف: خلاقیت شهری یکی از محرک های اساسی برای دستیابی به توسعه پایدار است. این امر مستلزم دارا بودن صنایع خلاق، کارکنان خلاق، دانش خلاق و غنای فرهنگی است. مطالعه حاضر با هدف برنامه ریزی راهبردی جهت دستیابی به شهر خلاق در شهر اردبیل انجام گرفت. روش شناسی: پژوهش حاضر از لحاظ هدف کاربردی و از نظر روش به صورت توصیفی- تحلیلی است. روش گردآوری داده ها به صورت کتابخانه ای پیمایشی می باشد. براساس شاخص های شهر خلاق و داده های گردآوری شده 34 راهبرد دستیابی به شهر خلاق در پنج معیار اصلی(مردم، بنگاه های اقتصادی، فضاهای شهری، پیوند و ارتباطات و چشم انداز و آوازه شهر) تقسیم بندی شدند که برای تعیین اهمیت آن ها(نظرات 50 نفر کارشناسان) از آزمون معادلات ساختاری در نرم افزار SMART-PLS استفاده گردید. یافته و نتایج: معیار بنگاه های اقتصادی (ضریب 937/0)، معیار مردم (ضریب 936/0)، معیار فضاهای شهری (ضریب 918/0)، معیار پیوند و ارتباطات (ضریب 896/0) و معیار چشم انداز و آوازه شهر (ضریب 875/0) بهترین راهبردهای دستیابی به شهر خلاق می باشند. همچنین از بین معیار بنگاه های اقتصادی، حمایت تخصصی از کسب وکارهای خلاق (ضریب 87/0)، از بین معیار مردم، توسعه ظرفیت خلاقیت در کلیه سطوح آموزش عمومی(ضریب 85/0)، از بین معیار فضاهای شهری، ایجاد فضاهای با ثبات و مطمئن برای فعالیت های فرهنگی و هنری(ضریب 76/0)، از بین معیار پیوند و ارتباطات، فراهم کردن زیرساخت های مجازی و تسهیل کننده در ارتباطات الکترونیکی(ضریب 82/0) و از بین معیار چشم انداز و آوازه شهر، برنامه ریزی برای ارتقاء موقعیت منطقه ای و فرامنطقه ای شهر و تسهیل حضور گردشگران(ضریب 83/0) مهم ترین راهبردهای دستیابی به شهر خلاق در اردبیل می باشند.
۳۶۶۱۲.

بازخوانی انتقادی رویکرد برنامه ریزی جامع عقلانی: مبانی، چالش ها و درس هایی از تجارب جهانی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۰ تعداد دانلود : ۲۴
زمینه و هدف: برنامه ریزی جامع عقلانی به عنوان یکی از رویکردهای مسلط برنامه ریزی شهری در نیمه دوم قرن بیستم، بر مفروضاتی چون عقلانیت ابزاری، امکان شناخت جامع، پیش بینی پذیری آینده و وجود مصلحت عمومی واحد استوار بوده است. با این حال، تحولات اجتماعی، اقتصادی و نهادی شهرهای معاصر، به ویژه در کشورهای درحال توسعه، کارایی این رویکرد را با تردیدهای جدی مواجه کرده است. هدف این پژوهش، بازخوانی انتقادی برنامه ریزی جامع عقلانی و ارزیابی ظرفیت ها و محدودیت های نظری و عملی آن در مواجهه با پیچیدگی های امروز شهرها است. روش شناسی: پژوهش حاضر با استفاده از روش مرور انتقادی ادبیات و بر پایه چارچوب SALSA انجام شده است. در این راستا، آثار نظری کلاسیک و مطالعات تجربی جدید مرتبط با برنامه ریزی جامع عقلانی، به ویژه در بازه های زمانی ۱۹۵۰ تا ۱۹۸۰ و ۲۰۲۰ تا ۲۰۲۵، از پایگاه های معتبر علمی گردآوری، غربالگری و ارزیابی انتقادی شده و سپس در قالب یک سنتز مفهومی تحلیل شده اند. نتایج و یافته ها: یافته ها نشان می دهد که مفروضات بنیادین برنامه ریزی جامع عقلانی در عمل، به دلیل محدودیت داده ها، تعارض منافع، نقش قدرت، پویایی اجتماعی و عدم قطعیت آینده، قابل تحقق نیستند. تجارب جهانی به ویژه در کشورهای درحال توسعه حاکی از آن است که اجرای نسخه های تکنوکراتیک این رویکرد اغلب به شکاف میان طرح و واقعیت، ناکارآمدی اجرایی، گسترش سکونتگاه های غیررسمی و مقاومت اجتماعی منجر شده است. نتایج پژوهش نشان می دهد که مسئله برنامه ریزی جامع عقلانی صرفاً ضعف اجرا نیست، بلکه محدودیتی ساختاری در بنیان نظری آن وجود دارد. با این حال، احیای کارایی این رویکرد از طریق بازتعریف آن و تلفیق تحلیل فنی با رویکردهای انطباقی، مشارکتی، یادگیرنده و زمینه محور امکان پذیر است؛ رویکردی که می تواند پاسخ گوی واقعیت های پیچیده شهرهای معاصر باشد.
۳۶۶۱۳.

بررسی توزیع زمانی-مکانی محوطه های باستانی در حوضه رودخانه قزل اوزن، منطقه شرق استان کردستان ایران (هزاره اول پیش از میلاد)، با تأکید بر سامانه اطلاعات جغرافیایی (GIS)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۳ تعداد دانلود : ۳۳
زمینه و هدف: جوامع بشری همواره با ایجاد محیط های قابل سکونت و الگوهای زیستگاهی متناسب با محیط استقرارها را ممکن می سازد. بر اساس این رویکرد در باستان شناسی، عوامل محیطی در ارزیابی سکونتگاهها در هر دوره نقش مهمی را ایفا می کنند. این عملکرد علاوه بر تشخیص میزان تاثیرات محیطی، درجه سازگاری زیستگاهها با شرایط محیطی غالب را آشکار می سازد. با قدرتمندتر شدن ابزارهای مکانی، باستان شناسی GIS نیز تکامل یافته است و امکان تجسم سکونتگاه های باستانی و تجزیه و تحلیل تغییرات در استفاده از فضا در طول زمان را فراهم می کند. روش شناسی: این پژوهش با استفاده از تجزیه و تحلیل عوامل محیطی، توسط سیستم اطلاعاتی GIS به چگونگی الگوی استقرار و پراکندگی 161 محوطه باستانی در حوضه قزل اوزن پرداخته شده است. پس از تحلیل نقشه های GIS برای بررسی و توزیع این سکونتگاهها در رابطه با محیط طبیعی با تمرکز بر منابع آبی ، ارتفاع، شیب و کاربری اراضی می پردازد. نتایج و یافته ها: 1: توزیع سکونتگاه ها از هزاره اول ق.م.از مناطق دشت و کوهپایه ای گسترش یافته است. 2:سکونتگاه های هزاره اول ق.م. عمدتاً در ارتفاعات2000-؛. با شیب متوسط10-5، فواصل نزدیک به رودخانه ها کمتر از500- متر، و انتخاب نوع زمین شکل گرفته است. ارتفاع زیاد - شیب تند در حاشیه رودخانه ها( دشت –کوهپایه ها) دال بر کاهش جمعیت و نوع استقرار های کوچرو را نشان می دهد.3:کاربری اراضی: ظهور و پیشرفت کشاوررزی و مواصلاتی راه ها در مسیر منابع آبی، مبادلات تجاری، ارتباطات منطقه ای و فرامنطقه ای دال به توزیع پراکنش مکان های باستانی در حوضه قزل اوزن است. منطقه شرق کردستان از عصر مس و سنگ تا دوران اسلامی تکامل سکونتگاه ها، نشان دهنده سازگاری و رقابت ساکنان با محیط طبیعی در حوضه قزل اوزن است. علاوه بر این، بینش هایی را در مورد توسعه اجتماعی پیچیده در منطقه ارائه می دهد.
۳۶۶۱۴.

بررسی چند بعدی امنیت اجتماعی در محیط های شهری با تأکید بر عوامل کالبدی، اجتماعی و نهادی–حکمرانی (مطالعه موردی: شهرک آزادشهر یزد)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۳ تعداد دانلود : ۲۶
زمینه و هدف: تحولات سریع کالبدی و اجتماعی در شهرهای ایران طی دهه های اخیر، امنیت محلات شهری را به پدیده ای چندبعدی و پیچیده تبدیل کرده است که بررسی آن مستلزم توجه هم زمان به ویژگی های فضایی، روابط اجتماعی و سازوکارهای نهادی–حکمرانی است. هدف پژوهش حاضر، بررسی چندبعدی امنیت اجتماعی و سنجش میزان تأثیر و قدرت تبیین ابعاد کالبدی، اجتماعی و نهادی–حکمرانی در شهرک آزادشهر یزد است. روش شناسی: . این مطالعه با رویکرد آمیخته اکتشافی–تبیینی و در دو مرحله انجام شد. در مرحله کیفی، با استفاده از مصاحبه های نیمه ساختاریافته با ساکنان، کارشناسان امنیتی و متخصصان شهری و به کارگیری تحلیل مضمون، شاخص های بومی امنیت اجتماعی شناسایی گردید. در مرحله کمی، داده ها از طریق پرسشنامه و از ۳۶۷ نفر از ساکنان گردآوری و با استفاده از مدل سازی معادلات ساختاری تحلیل شد. یافته و نتایج: نتایج نشان داد که هر سه بعد کالبدی، اجتماعی و نهادی–حکمرانی تأثیر مثبت و معناداری بر امنیت اجتماعی دارند و مدل پژوهش از برازش مناسبی برخوردار است. در این میان، بعد اجتماعی بیشترین قدرت تبیین امنیت اجتماعی را دارا بود (β = 0.56، t = 11.74، p < 0.001؛ R² = 0.57)، که شاخص هایی مانند روابط همسایگی، سرمایه اجتماعی و حس تعلق نقش برجسته تری در آن ایفا می کنند. بعد کالبدی نیز با تأثیری متوسط تا نسبتاً قوی (β = 0.31، t = 4.21، R² = 0.23) بیشترین ارتباط را با کیفیت فضاهای عمومی و نورپردازی نشان داد. بعد نهادی–حکمرانی نیز اگرچه تأثیر معناداری داشت (β = 0.29، t = 3.98، R² = 0.19)، اما در مقایسه با دو بعد دیگر از قدرت تبیین کمتری برخوردار بود. در مجموع، این سه بعد در قالب مدل یکپارچه توانستند 63 درصد از واریانس امنیت اجتماعی را تبیین کنند. بر این اساس، نتایج پژوهش بر اهمیت توجه هم زمان به ابعاد اجتماعی، کالبدی و نهادی در برنامه ریزی و سیاست گذاری ارتقای امنیت اجتماعی محلات شهری، به ویژه در شهرهای متوسط ایران، تأکید دارد.
۳۶۶۱۵.

تحلیل نقش عوامل ژئومورفولوژی در روند توسعه فیزیکی شهرها (مطالعه موردی: شهر ایلام)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۵ تعداد دانلود : ۲۹
روند افزایشی جمعیت و مهاجرت از روستا به شهر سبب توسعه فیزیکی بسیاری از شهرها از جمله شهر ایلام شده است. با توجه به اینکه شهر ایلام از نظر ژئومورفولوژی داری محدودیت های زیادی است لذا، در این پژوهش به بررسی روند توسعه فیزیکی این شهر طی سال های اخیر و همچنین نقش عوامل ژئومورفولوژی در جهات توسعه فیزیکی این شهر پرداخته شده است. در این تحقیق از مدل رقومی ارتفاعی 30 متر SRTM، تصاویر ماهواره لندست و لایه های رقومی اطلاعاتی به عنوان داده های میدانی استفاده شده است. مهم ترین ابزارهای تحقیق ArcGIS، ENVI و IDRISI بوده است که از نرم افزار ArcGIS برای تهیه نقشه های مورد نظر، از نرم افزار ENVI برای تهیه نقشه های کاربری اراضی و از نرم افزار IDRISI برای آنالیز تغییرات کاربری اراضی استفاده شده است. این تحقیق در 3 مرحله انجام شده است که در مرحله اول به بررسی وضعیت ژئومورفولوژی منطقه پرداخته شده است. در مرحله دوم، نقشه های کاربری اراضی منطقه تهیه شده است و در مرحله سوم نیز به آنالیز روند توسعه نواحی سکونتگاهی و نقش عوامل ژئومورفولوژی در آن پرداخته شده است. از جمله مهم ترین یافته های این تحقیق این که؛ نواحی سکونتگاهی محدوده مطالعاتی در سال 1992، 3/7 کیلومترمربع وسعت داشته است که این میزان طی سال های 2002، 2012 و 2022 به ترتیب به 6/10، 7/17 و 7/20 کیلومترمربع افزایش یافته است. بر این اساس، محدوده شهری و حاشیه شهری ایلام طی سال های 1992 تا 2022 تا 4/13 کیلومترمربع توسعه فیزیکی مواجه شده است. بررسی جهات توسعه یافتگی شهر ایلام بیانگر این است که بیش ترین میزان توسعه یافتگی مربوط به مناطق غربی و شمال غربی این شهر بوده است چراکه شهر ایلام از سمت شمال، شمال شرق، شرق و جنوب شرق به واحد کوهستانی منتهی می شود و این واحد مانع از توسعه یافتگی این شهر شده است.
۳۶۶۱۶.

امکان سنجی توسعه فتوتوریسم در استان گیلان با تأکید بر ظرفیت های محیطی و تحلیل " PESTEL

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۹ تعداد دانلود : ۳۲
هدف این پژوهش، امکان سنجی توسعه گردشگری عکاسی (فتوتوریسم) در استان گیلان با تمرکز بر سنجش ظرفیت های محیطی و پیش شرط های لازم برای ترویج آن می باشد. این مطالعه از نظر هدف، کاربردی و از نظر ماهیت، توصیفی-تحلیلی است که با رویکرد آمیخته (کیفی و کمی) و در قالب یک طرح سه مرحله ای (مطالعه اسنادی، مصاحبه با متخصصان و تکمیل پرسشنامه محقق ساخته) انجام شده است. داده ها با استفاده از مدل PESTEL و ارزیابی شش شاخص کلیدی ظرفیت محیطی (تنوع منظر، پدیده های طبیعی، عکاسی نجومی، معماری تاریخی، سازه های مهندسی و پویایی فرهنگی-اقتصادی) تحلیل شده اند. یافته ها پژوهش نشان می دهد، استان گیلان از ظرفیت های محیطی استثنایی (مانند چشم اندازهای متنوع، پدیده های طبیعی منحصربه فرد و غنای فرهنگی) برخوردار می باشد. از سوی دیگر تحلیل مدل PESTEL نشان داد که در ارتباط با توسعه گردشگری عکاسی، بُعد اجتماعی (با میانگین 3/14) به عنوان نقطه قوت اصلی و بستر مساعد برای توسعه عمل خواهد کرد، در حالی که ابعاد فناوری (1/96) و سیاسی (1/94) به عنوان اصلی ترین چالش های توسعه فتوتوریسم می باشند. همچنین نتایج تحقیق نشان داد وجود همبستگی قوی بین فناوری و قوانین (0/82) بر ضرورت اصلاح همزمان این دو حوزه تأکید دارد. در مجموع نتایج این پزوهش نشان داد، با وجود ظرفیت های بی نظیر محیطی، توسعه پایدار فتوتوریسم در استان گیلان مستلزم تقویت فوری زیرساخت های فناورانه، ثبات در سیاست گذاری و تدوین چارچوب های قانونی شفاف است.
۳۶۶۱۷.

تحلیل فضایی تغییرات کاربری اراضی سکونتگاه های روستایی مورد مطالعه خرم آباد

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۵ تعداد دانلود : ۳۱
این پژوهش به تحلیل روند تغییرات کاربری اراضی در شهرستان خرم آباد طی دوره ۲۵ ساله (۲۰۰۰-۲۰۲۵) و پیش بینی وضعیت آن تا سال ۲۰۵۰ می پردازد. هدف اصلی، بررسی پویایی های مؤثر بر توسعه سکونتگاهی و اثرات زیست محیطی ناشی از این تغییرات است.برای این منظور، تحلیل سری زمانی بر روی مساحت شش طبقه کاربری اراضی (کشاورزی، جنگل، پوشش گیاهی، پهنه های آبی، زمین های بایر و شهری) با استفاده از داده های ۲۵ ساله انجام شد. سپس، مدل رگرسیون خطی ساده برای ارزیابی کمی روندها و اطمینان از معنی داری آماری آن ها برازش داده شد. بر اساس نرخ های تغییرات تاریخی، وضعیت آتی کاربری ها در افق ۲۰۵۰ با همین مدل پیش بینی گردید.نتایج تحلیل سری زمانی نشان دهنده ناهمگونی چشمگیر در رفتار طبقات مختلف کاربری بود. طبقه شهری (انسان ساخت) با افزایش سالانه ۱۳۵ هکتار (۴.۵٪) و رسیدن از ۲۹۸۶ به ۶۲۹۷ هکتار، بالاترین رشد نسبی را نشان داد. در مقابل، عرصه های جنگلی با کاهش سالانه ۴۵ هکتار (۱۱.۲٪ از کل مساحت دوره)، روند نزولی و نگران کننده ای داشتند. اراضی کشاورزی و مراتع نیز رفتاری غیرخطی با نوسان و روند احیای نسبی از خود بروز دادند.تحلیل رگرسیون خطی تایید کرد که تنها روندهای مشاهده شده در طبقات جنگل (کاهش معنی دار آماری با شیب ۴۴.۷- هکتار در سال، P<0.01) و شهری (افزایش معنی دار آماری با شیب ۱۳۵.۴+ هکتار در سال، P<0.01) از نظر آماری در سطح اطمینان ۹۹٪ معنی دار بودند. این دو روند، دینامیسم های فضایی غالب منطقه را منعکس می کنند.پیش بینی های مدل رگرسیون نشان می دهد که روند توسعه شهری تا سال ۲۰۵۰ ادامه یافته و مساحت آن به ۱۰۱۱۰ هکتار خواهد رسید (افزایش ۳۸۱۳ هکتاری). همچنین، تخریب جنگل ها منجر به کاهش مساحت آن ها به ۶۰۷۱ هکتار (کاهش سالانه ۴۹ هکتار) خواهد شد که پیامدهای زیست محیطی جدی دارد. در مقابل، مراتع و زمین های بایر افزایش سطح خواهند داشت که ممکن است نشان دهنده گذار کاربری از کشاورزی کم بازده به مراتع نیمه طبیعی باشد.
۳۶۶۱۸.

اولویت بندی راهبردهای توسعه گردشگری ورزشی با رویکرد تاب آوری شهری (نمونه موردی: شهر اهواز)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۷ تعداد دانلود : ۳۳
شهر اهواز به واسطه قرارگیری در حاشیه رودخانه کارون و برخورداری از ظرفیت های طبیعی و فضاهای مستعد، از قابلیت قابل توجهی برای توسعه گردشگری ورزشی (به ویژه ورزش های آبی و تفریحات ساحلی) برخوردار است. با این حال، چالش هایی همچون تغییرات اقلیمی، وقوع سیلاب های دوره ای و محدودیت های زیرساختی، ضرورت برنامه ریزی پایدار و تاب آور در این حوزه را بیش از پیش آشکار ساخته است. در این چارچوب، بهره گیری از رویکرد تاب آوری شهری می تواند نقش مؤثری در هدایت توسعه زیرساخت های گردشگری ورزشی و تقویت پایداری محیطی، اقتصادی و اجتماعی شهر ایفا کند. بر این اساس، پژوهش حاضر با هدف اولویت بندی راهبردهای توسعه گردشگری ورزشی با رویکرد تاب آوری شهری (نمونه موردی: شهر اهواز) انجام شده است. این پژوهش با رویکردی ترکیبی (کیفی–کمّی) صورت گرفته است؛ به گونه ای که در بخش کیفی، شاخص های اولیه از طریق مصاحبه با خبرگان و متخصصان حوزه های گردشگری ورزشی، برنامه ریزی شهری و مدیریت بحران در کلان شهر اهواز شناسایی شدند و در بخش کمّی، به منظور وزن دهی و اولویت بندی شاخص های استخراج شده از روش چندمعیاره SIWEC بر اساس نظرات خبرگان استفاده شد. جامعه آماری پژوهش شامل خبرگان، اساتید دانشگاه، مدیران و کارشناسان فعال در حوزه های مدیریت ورزشی، گردشگری، مدیریت شهری و تاب آوری شهری در شهر اهواز بوده است که نمونه ها در بخش کیفی به صورت هدفمند و در بخش کمّی با استفاده از روش نمونه گیری قضاوتی انتخاب شدند. نتایج پژوهش نشان داد که توسعه گردشگری ورزشی تاب آور در کلان شهر اهواز نیازمند اتخاذ یک «رویکرد مرحله ای و اقتصادمحور» است؛ در این راستا، تقویت بُعد اقتصادی (شامل تنوع درآمد، اشتغال زایی و جذب سرمایه) اولویت و موتور محرک اصلی محسوب می شود.
۳۶۶۱۹.

بررسی و ارزیابی میزان رضایتمندی و ادراک شهروندان از اصل نوشهرگرایی پیاده مداری در شهر اهواز

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۶ تعداد دانلود : ۲۲
زمینه و هدف: پیاده روی به عنوان یکی از مهم ترین شیوه های جابه جایی پایدار، دارای آثار مثبت گسترده ای در ابعاد اقتصادی، اجتماعی، زیست محیطی و فردی است و در ادبیات برنامه ریزی شهری نوین به عنوان یکی از اولویت های اساسی و در عین حال حلقه مفقوده توسعه شهری مطرح می شود. پیاده راه ها به عنوان یکی از مهم ترین فضاهای عمومی شهری، کارکردهای متنوعی از جمله گذران اوقات فراغت، خرید روزانه، تعاملات اجتماعی، دیدارهای روزمره، ادراک محیطی، تقویت هویت مکان و ارتقای ایمنی، امنیت، سرزندگی و زیست پذیری شهری را بر عهده دارند. در این میان، بافت مرکزی شهر اهواز با چالش هایی همچون معابر کم عرض و نامنظم، ضعف زیرساخت های شهری، ریزدانگی قطعات، کاهش کارکرد مراکز محلی، کمبود کاربری های خدماتی، فرسودگی کالبدی، افزایش ترافیک و آلودگی های صوتی و همچنین ضعف در توجه به فضاهای پیاده محور و سبز مواجه است. این شرایط ضرورت توجه به بازآفرینی و ارتقای کیفیت فضاهای شهری را دوچندان می سازد. روش بررسی: روش پژوهش با توجه به هدف نظری- کاربردی و از لحاظ ماهیت و روش، توصیفی- تحلیلی است. اطلاعات مورد نیاز در این بررسی از طریق روش های میدانی و اسنادی گردآوری شده اند. پژوهش حاضر با هدف ارزیابی رضایتمندی شهروندان از فضاهای پیاده راه در شهر اهواز انجام شده است. جامعه آماری شامل ساکنان، کسبه و استفاده کنندگان محدوده مورد مطالعه بوده و حجم نمونه با استفاده از روش کرجسی مورگان تعیین گردیده است. داده ها با بهره گیری از نرم افزار SPSS و آزمون فریدمن مورد تحلیل قرار گرفته اند. یافته ها و نتیجه گیری: نتایج پژوهش نشان می دهد که بعد کالبدی بیش ترین نقش را در رضایتمندی شهروندان ایفا می کند، پس از آن ابعاد اجتماعی، اقتصادی و در نهایت زیست محیطی در رتبه های بعدی قرار دارند. به طور کلی، یافته ها بیانگر آن است که ارتقای کیفیت فضاهای پشتیبان می تواند نقش مؤثری در افزایش رضایتمندی شهروندان و بهبود عملکرد شبکه های پیاده راهی در بافت مرکزی شهر اهواز داشته باشد. با توجه به اهمیت بعد کالبدی در افزایش رضایتمندی شهروندان، پیشنهاد می شود در طرح های پیاده راه سازی آینده، توجه ویژه ای به کیفیت طراحی بدنه ها، مبلمان شهری، نورپردازی و بهسازی جداره های شهری صورت گیرد تا جذابیت بصری و عملکردی فضا تقویت شود. با توجه به رضایت نسبتاً مطلوب شهروندان از بعد اجتماعی، پیشنهاد می شود برنامه ریزی برای برگزاری رویدادهای فرهنگی، هنری و اجتماعی در این محور افزایش یابد تا سطح تعاملات اجتماعی و حس تعلق شهروندان تقویت شود.
۳۶۶۲۰.

شناسایی عوامل درآمدزا بر توسعه گردشگری اسب در استان خوزستان

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰ تعداد دانلود : ۱۵
زمینه و هدف: توسعه اقتصادی گردشگری اسب در خوزستان با تکیه بر نژاد اصیل عرب، راهکاری استراتژیک برای عبور از اقتصاد نفتی، اشتغال زایی روستایی و بهبود زیرساخت های استانی است. این رویکرد از طریق ایجاد زنجیره ارزش و جذب درآمدهای ارزی، خوزستان را به قطب بین المللی گردشگری ورزشی و تجاری تبدیل می کند. در همین راستا پژوهش حاضر با هدف شناسایی عوامل درآمدزا بر توسعه گردشگری اسب در استان خوزستان انجام شده است. متدلوژی: پژوهش حاضر در دو فاز کیفی (شناسایی شاخص ها از طریق مصاحبه) و کمی (وزن دهی به روش SIWEC) سازماندهی شده است. هدف از این رویکرد، استخراج و رتبه بندی دقیق عوامل مؤثر بر موضوع پژوهش با تکیه بر دانش خبرگان حوزه گردشگری و سوارکاری استان خوزستان بود. فرآیند انتخاب مشارکت کنندگان نیز در بخش های مختلف بر پایه نمونه گیری های هدفمند و قضاوتی صورت پذیرفته است تا از غنای داده های تخصصی اطمینان حاصل شود. یافته ها و نتایج: یافته های پژوهش نشان می دهد توسعه گردشگری اسب در خوزستان نیازمند یک سلسله مراتب منطقی است که در آن سرمایه گذاری و مالی با اولویت تسهیلات بانکی، به عنوان سنگ بنا و حیاتی ترین پیشران اقتصادی عمل می کند. در مرتبه دوم، زیرساخت های تخصصی و تجارت مرزی با تأکید بر حمل ونقل مدرن و ثبت جهانی نژادهای بومی، بسترهای کالبدی و دیپلماتیک لازم را برای جهش درآمدی فراهم می سازند. در نهایت، اشتغال زایی و رونق رویدادها نتایج ثانویه ای هستند که تنها در صورت تغییر استراتژی کلان از رویکردهای سنتی به سمت تثبیت امنیت سرمایه گذاری و توسعه صادرات محور محقق خواهند شد.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان