سطح زمین عموماً به وسیلة خاک و نهشتههای سطحی پوشیده شدهاست . خاک ، محیط طبیعی پویائی از ترکیب موادّ ریزدانهای است که گیاهان در آن رویش مییابند و حاوی موادّ معدنی و آلی است . امروزه فرسایش خاک یکی از مهمترین مسائل و مشکلات نواحی است . در این میان دستیازیها و بهرهبرداریهای روزافزون انسان از محیط طبیعی نیزتأثیر زیادی در تشدید روند تخریب و فرسایش خاک دارد؛ به طوری که گاهی کشاورزان در گسترههای وسیعی ، سطوح شیبدار را به زیر کشت برده و با شخم زدن در جهت شیب ، موجب ایجاد بریدگیهای عمودی در دامنهها شدهاند . شخم زدن دامنهها و احداث شبکة آبیاری در امتداد منحنیهای میزان و نیز حفر کانالهادر امتداد شیب دامنهها موجب فرسایش و از دست رفتن خاک میگردد . در این تحقیق وضعیّت فرسایش و تولید رسوب در حوضههای آبریز منتهی به تنگةهرمز مورد بررسی قرار میگیرد. رودخانههای شور ، حسنلنگی، جلابی ، میناب ، مزابی ، گز و حیوی شبکة هیدروگرافی و زهکشی این حوضهها هستند . در این تحقیق ضمن بررسیهای میدانی، اسناد و مدارک مختلفی از جمله نقشههای توپوگرافی ، زمینشناسی ، منابع و قابلیّت اراضی، پوشش گیاهی ، آمارهای مختلف مربوط به ایستگاههای هیدرومتری ، رسوبسنجی ، هواشناسی ، بارانسنجی، عکسهای هوائی وتصاویر ماهوارهای به عنوان ابزار تحقیق مورد استفاده قرار گرفتهاست . جهت برآورد میزان فرسایش و رسوب در محدودة مطالعاتی ، از مدل اصلاح شدة پسیاک1 استفاده شده و با بررسی عوامل نهگانة مؤثّر در این مدل ، میزان تولید رسوب و فرسایش در هریک از حوضهها ، زیرحوضهها و واحدهای هیدرولوژیک برآورد شدهاست . بر این اساس میزان فرسایش و رسوب در کلّ محدودة مطالعاتی به ترتیب برابر با 95/25435 و 48/5458 تن در سال برای هر کیلومتر مربّع برآورد شدهاست.
از آنجا که بهرهبرداریهای کشاورزی در کشور عمدتاًًَ در قطعات کوچک صورت می گیرد و کشاورزان با سرمایههای اندک و به تعداد فراوان در اقصی نقاط کشور پراکندهاند، در تولید، بازاریابی، تأمین اعتبار و تهیّة نهادههای تولید دارای مشکلات فراوانی هستند. آنان مجبورند تا دسترنج خود را به واسطه ها و سلف خواران فروخته و از حدّاقل سود بهرهمند شوند که بعضاًَ در این بین متضرّر میشوند. برای جلوگیری از این امر، آنان به تشکیل تعاونیهای تولیدی مبادرت ورزیده و زمینهای را بوجود میآورند تا با مشارکت فعّال، سرنوشت سیاسی، اقتصادی و اجتماعی خویش را بدست گرفته و توسع? مناطق روستایی را محقّق گردانند. در این راستا، تحقیق حاضر با استفاده از روشهای توصیفی- تحلیلی در میان اعضای تعاونیهای تولیدی مناطق روستایی شهرستان مشگین شهر به بررسی تأثیر تعاونیهای تولیدی در توسع? مناطق روستایی پرداخته است. نتایج حاصل که از طریق تجزیه و تحلیل آماری بدست آمده، نشان میدهد که عضویّت در تعاونیهای تولیدی به ایجاد اشتغال و افزایش درآمد روستائیان و در نهایت به توسع? مناطق روستایی شهرستان مشگین شهر انجامیده است.
کارکرد اقتصادی یکی از مهمترین کارکردهای جوامع روستائی است که نقشی اساسی در مکانگزینی و پایداری سکونتگاهها، تولید اقتصادی، معیشت، درآمدزائی و ایجاد فرصتهای شغلی دارد. این کارکرد علیرغم نقش گستردة بخش کشاورزی، صرفاً در این بخش خلاصه نشده و بنظر میرسد که حرکت این جوامع به سمت تنوّع سازی زمینههای اشتغال، معیشت و درآمد اجتناب ناپذیر باشد. در این رابطه هر ناحیة روستائی به تناسب شرایط جغرافیایی و قابلیّتهای درونی خویش، قادر به پیمودن این راه و تحقّق اهداف کمّی و کیفی اقتصاد خویش است. این مقاله چکیدهای از یک کار تحقیقی و بر مبنای امکان سنجی تحوّل در کارکرد اقتصادی روستاها و بهصورت موردی در یکی از نواحی روستایی شهرستان رودبار (بخش خورگام) تهیّه شده است.
در این پژوهش آشنایی با روشهای عملی موجود و قابل استفاده در جهت فراهم آوردن شرایط آسایش و درنهایت نحوه بکاربستن آنها در نمونه های امروزی و در مناطق مختلف آب و هوایی ایران مدنظر بوده است تا به این وسیله محیطی مطلوب و با قواعد طبیعی و مطابق با زمان خود طراحی شود. فصل اول مربوط به حوزه های آب و هوایی ایران است که تقسیم بندی دکتر گنجی ، کسمایی و پهنه بندی جدید اقلیمی ایران را بیان کرده است. در فصل دوم به بررسی تحلیلی ابزار و روشهای طراحی اقلیمی در ابنیه سنتی محدوده آب وهوایی D,C.B.A پرداخته است. فصل سوم در مورد هماهنگی با اقلیم است که تدابیر طراحی منطبق با اقلیم درگروه اقلیمی ۸و۷و۶و۵و۴و۳و۲و۱ را بیان کرده است و شیوه های بکارگیری اهداف عمده طراحی اقلیمی در گروههای ۸ گانه ایران را مطرح کرده است فصل چهارم در مورد آنالیز و طراحی است که به طراحی در گروه اقلیمی ۲و بررسی لایه های طراحی در زیر گروه اقلیمی ۴-۲ ، کلیات ساختار کالبدی بنا، طراحی پلان و نمای ساختمان، محوطه سازی، جزییات خاص ساختمانی ، بررسی لایه های طراحی در زیر گروههای اقلیمی پردخته است.
هدف از این پژوهش شناسایی پدیدههای ژئومورفولوژی موجود در حوضه با تاکید بر حرکات دامنهای و فرسایش میباشد و بررسی ارتباط آنها با سایر پارامترهای طبیعی مانند زمینشناسی سطحی، اقلیم، منابع آب و خاک و پوشش گیاهی و ویژگیهای فیزیکی حوضه و فرایند تاثیر این عوامل بر رسوبخیزی حوضه کوهزن میباشد. در این راستا برآورد رسوب حوضه به روش MPSIAC و تهیه نقشه ژئومورفولوژی انجام شد. با توجه به روش تحقیق در علوم طبیعی یعنی مشاهده - فرضیه - آزمون و استنتاج کوشش گردیده تا با حداقل امکانات و استفاده از منابع مختلف (تحقیقات کتابخانهای) و بررسیهای میدانی (تحقیقات مشاهدهای) به اهداف این پژوهش دست یافته شود. در این پژوهش مشخص گردید که در حوضه آبخیز کوهزن انواع مختلف فرسایش از جمله فرسایش سطحی شیاری و خندقی و کنار رودخانهای به وفور یافت میشود و از لحاظ حرکات دامنهای با لغزش و ریزش مواجه میباشد که در رسوبخیزی حوضه نقش عمدهای دارند و از بین عوامل نه گانه موثر در فرسایش و رسوب به روش MPSIAC، فرسایش کنار رودخانهای بیشترین تاثیر را دارد. و همچنین با مقایسه برآورد رسوب حوضه به روش ترسیم منحنی دوام و برآورد رسوب حوضه به روش MPSIAC که عامل ژئومورفولوژی و سنگشناسی و... در آن بررسی میشود، در نتیجه ژئومورفولوژی در رسوبخیزی حوضه تاثیر عمدهای دارد.
هدف پژوهش بررسی آماری نابهنجاری های دمای کممینه مطلق، دمای بیشینه مطلق، فشار کمینه، فشار میانگین، فشار بیشینه، مجموع بارندگی سالانه، سمت و تندی باد غالب، میانگین رطوبت نسبی سالانه و تعداد روزهای همراه با گردو خاک و ارائه پیش بینی آماری برای اقلیم سواحل خلیج فارس می باشد. بعضی از روش های آماری استفاده شده عبارتند از : تجزیه دیده بانی ها ( تعیین میانگین، میانه، دامنه، کمترین وبیشترین مقدار و انحراف معیار )، بررسی همگنی و چولگی داده ها ، رسم نمودارهای سری زمانی، بافتنما ، برازش توزیع احتمال نرمال، نمره استاندارد، خودهمبستگی ، میانگین روان، نمودار ویژه ، روند درجه دوم و خط برگشت . دوره آماری مورد مطالعه در این پژوهش، دوره ای ۳۰ ساله ( از سال ۱۹۷۱ تا سال ۲۰۰۰ ) می باشد و روشهای استفاده شده مطابق با اسناد WMO و IPCC و مقالات معرفی شده در بخش مراجع است. در تدوین این رساله قسمت عمده اطلاعات موجود از سازمان هواشناسی جمهوری اسلامی ایران با استفاده از جداول اقلیمی و همدیدی به دست آمده است. از جمله نتایج می توان به روند افزایشی در دما ( کمیته مطلق، میانگین، بیشینه مطلق )، روند کاهشی در فشار ( کمیته ومیانگین ، بیشینه )، روند کاهشی میانگین رطوبت نسبی، عدم تعیین روند مشخص افزایشی یا کاهشی برای مجموع سالانه، روندکاهشی تندی باد غالب و روند کاهشی تعداد روزهای همراه با گردو خاک اشاره کرد.
یکی از مهمترین شواهد ژئومرفولوژیکی میزان و نحوه عملکرد خطوط گلی – ویژگی های ژئومرفولوژیک عوارض پیرامون آنها و به ویژه مرفولوژی مخروط افکنده و سلسله مراتب آنها از نظر زمانی – مکانی و توپوگرافی است . محدوده تحت بررسی – چاله مرفوتکتونیکی کویر میقان اراک می باشد . از آنجا که متغیر های موثر در تکامل ژئومرفولوژیکی این حوضه فراتر از خط تقسیم پیرامون آن عمل نموده اند . بنابراین محدوده تحت بررسی به چهار گوش نقشه زمین شناسی قم تعمیم داده است . فرضیه تحقیق ارتباط هیدرولوژیکی دو حوضه مسیله و چاله میقان اراک را حکایت می کند . بر اساس این فرضیه – حوضه میقان تا اواخر پلیوستوسن یکی از زیر حوضه های چاله مسیله بوده است . سرانجام فعالیت گسل های حاشیه ای ( گسل های تلخاب و تبریه ) و جهش گرابنی آنها موجب تفکیک چاله میقان از حوضه مسیله شده است . بررسی شواهد موجود از جمله مرفولوژی مخروط افکنه های قدیمی و جدید – موفقیت – جهات و جهش گل ها – رسوب شناسی چاله میقان و همچنین بررسی اختلاف ارتفاع موجود بین سطوح مخروط افکنه ای قدیمی و خط تقسیم بین حوضه های میقان و چاله مسیله از مهمترین شواهدی هستند که فرضیه فوق را اثبات می کنند.
واژه باد در ذهن شنونده غالبا تداعی کننده چشم اندازه ای عام در مناطق خشک و بیابانی است گرچه چنین ذهنیتی بخش مهمی از فراورده های مرفیک عملکرد باد تلقی می شود ولی نمی توان آن را همه صور فرایند باد در چنین حوزه ای دانست امواج آب دریا که بعضا خود معلول آزاد شدن انرژی باد در سطوح آب های راک د است بخش مهمی از چشم اندازهای رفت و روب و فرم های تراکمی ماسه ها را در محیط هایمجاور ساحلی بهوجود می آورد این محیط ها ازنظر اقلیمی دارای رطوبت نسبی بالائی نسبت به منتاطق خشک و بیابانی هستند و همین امر نقش مهمی در کنترل میزان جابجائی و تثبت ماسه ها دارد محیط های ساحلی تنها محیط های متضاد با شرایط محیط بیابانی و خشک که قلمرو اصلی فعالیت باد به شمار می آید قلمداد نشده و مناطق یخچالی و مجاور یخچالی نیز می تواند صحنه عملکرد باد محسوی گردد ÷دیده لس ها از جمله ره آوردهای عملکرد باد در چنین مناطقی است این مقاله که نتیجه و حاصل بشی از تحقیقات مربوط به رساله دکتری ژئومرفولوژی ساحلی در منطقه بندر عباس است ضمن ÷رداختن به نحوه عملکرد امواج و رابطه آن با فعالیت باد باتمسک بهتحلیل های آماری سعی بر آن دارد تا ارتباط مکانی فرم زائی های ناشی از باد و الگوهای فرمیک آن را با مکانیسم امواج در یا در نوار ساحلی منطقه بیان دارد از جمله نتایج شاخص به دست آمده در این ÷ژوهش عبارت است از صحت اصل اول ژیلوستروم در مورد عملکرد باد برای دانه های کمتر از 150 میکرون – تاثیر ÷ذیری بیشتر چهره ÷ردازی ÷دیده های مرفیک ساحلی از حاکمیت بادهائی با فرکانس کم و شدت زیاد به جای عملکرد بادهای غالب و معمول در منطقه
سرزمین یک محیط فیزیکی شامل آب وهوا – توپوگرافی – خاک – هیدرولوژی و پوشش گیاهی می شود . همه این عوامل برای بعینع سازی کاربردی اراضی بر مبنای توان اکولوژیک مناطق استفاده می شوند . در این مطالعه که در منطقه خرم اباد صورت گرفته است – عوامل محیطی از جمله شیب – جهت – زمین شناسی – پوشش گیاهی – ارتفاع – میزان بارندگی و نوع خاک با استفاده از سیستم اطلاعات جغرافیایی و تصاویر سنجش از دور تولید و جمع آوری شده اند . با بهرهگیری از توابع ویژه ساج از جمله همپوشانی و بافرینگ و ارزیابی چند عامله با استفاده از روش وزن دهی CRITIC – تناسب اراضی منطقه برای کاربردی های مختلف از جمله کشاورزی – ترسیم – جنگل کاری و مرتعداری تعیین شده است . نتایج این مطالعه نشان می دهد که در منطقه مورد بررسی امکان توسعه اراضی کشاورزی – مرتع و جنگلداری به ترتیب تا میزان 26-35-20 درصد از وسعت منطقه وجود دارد .
یکی از مهمترین نشانه های هواشناسی که در مقیاس جهانی بر فراسنجهای آب و هوایی در مناطق مختلف کره زمین تاثیر میگذارد، پدیده ENSO یا النینو- نوسانات جنوبی است. نوسانات این پدیده باعث ایجاد نوسانات معنیداری در وضعیت بارش و دمای برخی نقاط کره زمین می شود. در این پژوهش به منظور بررسی میزان ارتباط تغییر آب و هوا با پدیده ENSO و ارتباط آن با تغییرات فراسنجهای آب و هوایی و امکان پیش بینی وقوع خشکسالی در استان خراسان ،ابتدا با استفاده از رابطه همبستگی سالانه و فصلی شاخص نوسانات جنوبی (SOI) با داده های بارش به دست آمده و سپس به منظور مطالعه دقیقتر نحوه تاثیر پدیده ENSO بر نحوه تغییرات بارش مناطق مختلف استان خراسان ، نقشه های پهنه بندی مربوط ترسیم شد. به طور کلی میتوان نتیجه گرفت بارش کلیهمناطق استان (به ویژه نوار مرکزی و تا حدودی شمالی) نسبت به پدیده ENSO واکنش معنیداری نشان میدهند. به عبارت دیگر میانگین ضرایب همبستگی بارش با مقادیر SOI به طور سالانه و فصلی منفی است، یعنی با افزایش مقادیر SOI ، مقادیر بارش در سطح استان خراسان در فصول و سالهای مختلف کاهش مییابد.بنابراین در مناطق مختلف استان خراسان در زمان فعالیت فاز منفی ENSO (شرایط النینو)، تغییرات بارش به صورت افزایشی می باشدو این شرایط را میتوان با دگرگونی الگوی وقوع پدیده ENSO در سطح جهان مرتبط دانست.
داده های حرارتی و رطوبتی برای یک دوره چهارده ساله (80-1367) مربوط به ایستگاههای کرمانشاه، سرپل ذهاب و کنگاور ،به عنوان نمایندگان سه نوع آب وهوای معتدل، گرمسیری و سردسیری در استان کرمانشاه از سازمان هواشناسی در یافت شد.برخی از داده های مورد نیاز هم از طریق نمودارهای سایکرومتری به دست آمد.بر اساس معیارهای آسایش ماهونی، همدمای مؤثر و شاخص دما - نم، وضعیت آسایش حرارتی در سه ایستگاه مذکور محاسبه گردید. فرض بر این است که با توجه به گرمسیری بودن اقلیم ایستگاه سرپل ذهاب، میزان آسایش حرارتی در این ایستگاه نسبت به دو ایستگاه دیگر کمتر است ولی نتایج این مطالعه نشان میدهد که میزان آسایش حرارتی در ایستگاه سرپل ذهاب بیشتر از ایستگاههای کرمانشاه و کنگاور است.