ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۲۸٬۷۰۱ تا ۲۸٬۷۲۰ مورد از کل ۳۶٬۹۷۰ مورد.
۲۸۷۰۱.

مدلسازی و پیش بینی پدیده گرد و غبار استان سیستان و بلوچستان بر اساس مدل برون یابی منحنی روند سری های زمانی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۳۸ تعداد دانلود : ۲۴۴
منطقه جنوب شرق کشور از جمله مناطقی است که سالانه شاهد توفان های گرد و غبار فراوان در محدوده سرزمینی خود است. بر اساس همین ضرورت، هدف نهایی پژوهش حاضر تحلیل سری های زمانی توفان های گرد و غباری استان در مقیاس های ماهانه، فصلی و سالانه، شناسایی مدل احتمالی مولد داده ها و در نهایت الگوسازی برای اظهار نظر در مورد رفتار آینده سری توفان های گرد و غبار می باشد. برای انجام پژوهش از آمار هفت ایستگاه بالای 20 سال دوره آماری (2008-1986) استفاده گردید. ابتدا تعیین روند توفان های گرد و غبار برای ایستگاه ها در مقیاس های مختلف (ماهانه، فصلی و سالانه) توسط روش های ناپارامتری صورت گرفت. برای برازش مدل مناسب جهت برآورد تغییرات توفان های گرد و غبار در سطح استان در سال های آتی با استفاده از روش های کمی یک متغیره سری های زمانی (برون یابی منحنی روند، هموار کردن نمایی، روش هلت-وینترز و روش باکس- جنکینز) اقدام به تحلیل سری ها گردید و در نهایت مدل مناسب جهت برازش توفان های گرد وغبار استان سیستان و بلوچستان مدل برون یابی منحنی روند مشخص گردید. نتایج پژوهش نشان داد که حداکثر روند به صورت افزایشی در فصول تابستان و پاییز در سطح استان مشاهده می گردد و روند صعودی در سطح اطمینان 99 درصد به حداکثر خود در این فصول می رسد. طی فرآیند تعیین روند و جهت آن برای فصول مشخص گردید که در سطح استان تنها در بخش شرقی در محدوده ایستگاه های خاش و سراوان روند معنی دار مشاهده نمی گردد و سایر بخش های استان دارای روند معنی دار وجود دارد.  
۲۸۷۰۲.

بررسی ویژگی های عملکردی رویشگاه های بوته ای در اقلیم خشک (مطالعه موردی: جنوب غرب استان اصفهان)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۷۱ تعداد دانلود : ۲۷۴
اکوسیستم های مرتعی از قطعات متنّوعی تشکیل شده اند که میزان عملکرد هر یک از آن ها با یکدیگر تفاوت دارد. خصوصیات ساختاری و عملکردی قطعات مرتعی در اثر فعالیت های مدیریّتی تغییر می کند و از این خصوصیات می توان برای تفسیر آثار مدیریّت استفاده کرد. بدین منظوردر منطقه جنوب غربیاستان اصفهان نمونه برداری در سطح چشم انداز که شامل دو گونه Bess Artemisia sieberi (درمنه دشتی) و Anabasis aphylla. L(شپشو) است، انجام شد و ویژگی های عملکردی مرتع مورد نظر، مطالعه و سپس با ویژگی های فیزیکی و شیمیایی خاک حاصل از تشریح پروفیل خاک مقایسه شد. نمونه برداری در دو ترانسکت 50 متری انجام شد و با استفاده از مدل LFA سه ویژگی پایداری، نفوذپذیری و چرخه مواد غذایی تعیین گردید.  نتایج نشان داد که دو گونه مورد بررسی دارای عملکرد تقریباً یکسانی بوده و این دو قطعه از نظر آماری تفاوت معنی داری ندارند، اما به مقدار بسیار ناچیزی، گونه.L    Anabasis aphylla دارای ویژگی عملکردی بالاتریاست. منطقه مورد مطالعه از نظر پایداری در حد متوسّطی قرار داشته، در حالی که از نظر ویژگی های چرخه عناصر غذایی و نفوذپذیری در سطح نامناسبی بوده که شاخص نظام سازمان یافتگی در حدود 18/0 حاکی از ساختار نامناسب منطقه است. همچنین نتایج تشریح پروفیل خاک در منطقه، حاکی از نفوذ پذیری و چرخه عناصر نامناسب و پایداری متوسّط در منطقه مطالعاتی است.  
۲۸۷۰۳.

بررسی الگوی فضایی شهر و کارآمدی دسترسی های شهری (مورد مطالعه شهر دامغان)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۵۶ تعداد دانلود : ۲۶۶
گسترش سریع شهرها، باعث تغییرات شدید در الگوی فضایی آن ها شده است که  به اقدامات سریع عمرانی نیاز دارند. عدم شناخت و درک الگوی فضایی و کالبدی شهرها و عدم تلاش در حفظ احیا و سامان دهی آن ها، مشکلات فراوانی را در پی دارد. پژوهش حاضر با هدف شناخت الگوی فضایی شهر دامغان و کارآمدی دسترسی ها به خدمات شهری (خرید و آموزشی) انجام شده است. روش تحقیق، پیمایشی- توصیفی است و داده ها از طریق پرسش نامه محقق ساخته گردآوری شده است. جامعه آماری تحقیق، کلیه ساکنین 25 سال به بالای شهر دامغان بوده که 385 نفر انتخاب و به روش نمونه گیری تصادفی ساده کنترل شده مورد مطالعه قرار گرفتند. نتایج با استفاده از مدل های آنتروپی نسبی و آنتروپی شانون، مدل هلدرن و ضریب سطح زیربنا نمایش و داده ها با استفاده از نرم افزار SPSS تجزیه و تحلیل شده اند. نتایج نشان داد که الگوی ساختار فضایی شهر دامغان متمایل به الگوی نامتمرکز، پراکنده و اسپرال می باشد. هم چنین، اختلاف معناداری بین ساختار فضایی شهر دامغان با ناکارآمدی دسترسی های شهروندان به مراکز خرید و آموزشی با اطمینان 95/0 و سطح خطای کوچک تر از 05/0  وجود دارد.
۲۸۷۰۴.

بهسازی کالبدی_ محیطی بافت مرکزی شهر با رویکرد توسعه شهری پایدار مطالعه موردی: بافت مرکزی شهر خرم آباد(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۴۱ تعداد دانلود : ۵۵۳
مراکز شهرها با سابقه  قدیمی، به دلیل مرکزیت جغرافیایی، سهولت دسترسی، مرکزیت ثقل اقتصادی و ویژگی های تاریخی _ فرهنگی دارای پتانسیل بالقوه بالایی  می باشند؛ علی رغم ویژگی های مثبت قسمت مرکزی شهرها، بافت آنها از لحاظ مشکلات کالبدی(فرسودگی)،  زیست محیطی، درهم پیچیدگی بافت و ضعف زیرساخت ها رنج می برند .یکی از مراکز شهری با چنین مشخصه ای مرکز شهر خرم آباد می باشد. بافت هسته مرکزی این شهر عمدتاَ فرسوده است و نیاز به اقدامات ساماندهی و بهسازی دارد. هدف اصلی این تحقیق با توجه به وسعت دامنه مشکلات این بافت ها، رسیدن  به اهداف توسعه پایدار در بهسازی آن می باشد. در همین راستا، تحقیق حاضر به چگونگی تحقق ابعاد کالبدی و محیطی توسعه پایدار در بهسازی بافت های هسته مرکزی شهر خرم آباد پرداخته است. این پژوهش از لحاظ هدف، کاربردی و از لحاظ روش ، توصیفی _ پیمایشی می باشد و نحوه جمع آوری اطلاعات در بخش معرفی مفاهیم اولیه از روش کتابخانه ای و در بخش جمع آوری مستندات از طریق مطالعات میدانی(پرسشنامه، مصاحبه و مشاهده) است. جامعه  آماری مورد نظر، ساکنین قسمتی از بافت هسته مرکزی شهر خرم آباد با جمعیتی بالغ بردو هزارو 797 نفر می باشد. با توجه به بررسی ویژگی های اقتصادی، اجتماعی، کالبدی و زیست محیطی محدوده  مورد مطالعه و تجزیه و تحلیل اطلاعات از روش ترکیبیAHP-SWOT ، نتایج به دست آمده از ارزیابی نهایی عوامل SWOT در چارچوب مدل AHP نشان می دهد که در گروه نقاط قوت، وجود عنصر تاریخی با ارزش(وزن نهایی، 272/0)، وجود محور فعالیت در راستای خیابان های امام خمینی و شهدا (وزن نهایی، 176/0) و امکان دسترسی آسان به سایر نقاط شهر (وزن نهایی، 134/0) به ترتیب مهمترین نقاط قوت و پایین بودن کیفیت ابنیه (وزن نهایی،206/0)، ریزدانگی قطعات (وزن نهایی، 161/0) و وجود معابر تنگ و نفوذناپذیر (وزن نهایی،135/0) به ترتیب مهمترین نقاط ضعف هستند. در عین حال پتانسیل بالای فضاهای بایر (وزن نهایی، 239/0)، پتانسیل ایجاد فضاهای تفریحی _ گردشگری (وزن نهایی، 183/0) و تاریخی بودن حوزه فراگیر و ارتقای فرهنگی (وزن نهایی، 139/0) به ترتیب مهمترین فرصت های محدوده  مورد مطالعه، همچنین بی توجهی به تغییر محله برای انطباق با نیازهای روز (وزن نهایی، 266/0)، نا امنی و نفوذ ناپذیری معابر (وزن نهایی، 194/0) و تعریف نشدن فضای باز عمومی در محله ها (وزن نهایی، 143/0) از جمله مهمترین تهدیدهای محدوده مورد نظر به شمار می آیند. به طور کلی نتایج تحقیق بیانگر آن است که مشکلات کالبدی و پس از آن، به ترتیب مشکلات زیست محیطی، معضلات اجتماعی، معضلات اقتصادی، مدیریتی بیشترین درصد معضلات را به خود اختصاص داده است. همچنین در بررسی ابعاد کالبدی، پایین بودن کیفیت ابنیه، ریزدانگی قطعات و نفوذناپذیری معابر از جمله مهمترین مشکلات بافت مورد مطالعه است. بر اساس تحلیل های نهایی در این پژوهش، پیشنهادهای اساسی به منظور بهره برداری از این قوت ها ، فرصت ها، کاهش ضعف ها و تهدیدات  در قالب راهبرد های رهگشای مدل SWOT برای بهسازی بافت فرسوده  مرکزی  شهر خرم آباد در متن مقاله به تفصیل بیان می شود که در آنها از مؤلفه های توسعه پایدار شهری بهره گرفته شده است. در بحث توسعه پایدار هدف، رسیدن به شهری پایدار است و توسعه شهری در صورتی پایدار خواهد بود که کیفیت بالایی از زندگی را برای تمام ساکنانش ارائه دهد و بدین منظور در راستای ارتقای کیفیت زندگی بر بهسازی با راهبردهای ارائه شده به عنوان راهنمای تصمیمات، ابزار عمل برنامه ریزی و ایجاد کننده  ارتباط میان عوامل تصمیم سازی، تصمیم گیری و اجرا تأکید شده است.
۲۸۷۰۵.

تدوین و الویت بندی راهبردهای ارتقای کیفیت زندگی شهری در محلات مسکونی کلانشهرها، با استفاده از مدل هایSWOT و ANP. مطالعه موردی: کلانشهر تبریز(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۷۹ تعداد دانلود : ۴۰۰
استراتژی توسعه شهری فرآیند تهیه چشم انداز توسعه بلندمدت یک شهر است که بر اساس آن برنامه های اجرایی در مقیاس کوتاه مدت و بلند مدت تهیه می شوند. دست یافتن به چشم اندازهای واقعی که مورد توافق عمومی قرار گرفته باشند در این شیوه از برنامه ریزی شهری اولویت و ارجحیت یافته است، زیرا تجربه نشان داده است که موفق ترین اهداف و سیاست ها، در مرحله اجرا، آنهایی هستند که از طرف مردم، مدیریت شهری و دولت مرکزی در مورد آنها توافق و تفاهم وجود دارد. در واقع در اینجا سعی می شود برای دستیابی به اهداف کلان توسعه شهری، همه جناح ها و گروه های ذی نفع, ذی نفوذ, ذی مدخل, ذی ربط و ذی صلاح به نوعی گرد هم آمده و برای آینده شهر تصمیم بگیرند، تصمیمی که در ادامه تبدیل به برنامه ها، طرح های اجرایی می شوند. تدوین راهبردهایی جهت ارتقاء کیفیت زندگی شهری در محلات مسکونی کلانشهر تبریز بر پایه همین مبانی تئوریک و بر اساس مشارکت مردم در جهت رسیدن به چشم اندازهای برنامه توسعه ای تبریز1404 می باشد. در پژوهش حاضر از روش های پرسشنامه و مصاحبه برای جمع آوری اطلاعات استفاده شده و جهت تحلیل داده ها از نرم افزارهایی مانند SPSS و Super Decisions بهره برده می شود. رتبه بندی راهبردها الویت مداخله را در راستاء ارتقاء کیفیت زندگی در کلانشهر تبریز مشخص می کند . در نهایت روند این تحقیق می تواند به عنوان یک مدل جهت استفاده در سایر کلانشهرها مطرح گردد. بر اساس نتایج حاصل شده، راهبرد "استقرار مدیریت بحران شهری متخصص و کارآمد و کسب سطح بالایی از آمادگی جهت مقابله با حوادث غیرمترقبه" بیشترین وزن را به خود اختصاص داده و در الویت اول راهبردهای کلانشهر تبریز قرار گرفته است.
۲۸۷۰۶.

تدوین چشم انداز سازمانی در چارچوب برنامه ریزی راهبردی؛ نمونه موردی: شهرداری ساوه

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۶۷ تعداد دانلود : ۲۲۲
هدف مقاله حاضر تدوین چشم انداز سازمانی شهرداری ساوه در چارچوب فرایند برنامه ریزی راهبردی می باشد. هدف از تدوین چشم انداز شهرداری، ایجاد یک تصویر یا آرمان مشترک در درون سازمان برای رسیدن به اهداف آن می باشد. به عبارت دیگر هدف از تدوین چشم انداز سازمانی و ایجاد آرمان مشترک، رسیدن به جواب این سؤال بوده است که ما (یعنی مجموعه شهرداری) چه چیزی (چگونه شهری) می خواهد خلق کند؟ برای همین تدوین چشم انداز شهرداری در راستای تدوین چشم انداز خودِ شهر و مکمل آن خواهد بود. در این مقاله فقط به چشم انداز شهرداری پرداخته شده است. نوعِ تحقیق بر اساس هدف مقاله، کاربردی و براساس نحوه گردآوری مواد و اطلاعات مورد نیاز توصیفی- تحلیلیِ زمینه یاب می باشد. مدل مورد استفاده در چارچوب فرایند تحلیل راهبردی؛ ماتریس ارزیابی عوامل داخلی و خارجی می باشد. برای تدوین چشم انداز شهرداری از روش پیشنهادی آمس استفاده شده است. بر اساس نتایج تحقیق شهرداری ساوه در افق 20 ساله، شهرداری ای خواهد بود مشارکت محور و پژوهش محور. شهرداری ارایه دهنده خدمات متمایز به شهروندان با ایجاد شهرداری الکترونیک خواهد بود. شهرداری ساوه تلاش خواهد که تا از طریق ایجاد ارتباطات خواهرخواندگی، دارای روابط متقابل و سازنده با دیگر شهرها در سطح ملی و بین المللی باشد. حمایت از فعالیت های ورزشی و جشنواره ای در شهر و نیز داشتن نقش محوری در مدیریت یکپارچه شهر از دیگر محورهای شهرداری در چشم انداز آن می باشد.
۲۸۷۰۷.

شهرهای خلاق:رویکردی فرهنگی در توسعه شهری(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۷۵ تعداد دانلود : ۲۱۷
1- مقدمه در عصر جهانی شدن و اطلاعات رقابت اصلی برای دستیابی ایده هاست و شهرها به عنوان مراکز اصلی پرورش و جذب ایده ها نقشی محوری در این رقابت دارند. از این رو شهرها سعی می کنند زمینه را برای بروز ابتکارات، نوآوری ها و خلاقیت ساکنین خود و نیز جذب نیروهای فکری و خلاق فراهم آورند. برای اینکه محیط شهری بتواند منجر به ظهور خلاقیت افراد شده و نیز افراد خلاق را از بیرون جذب نماید باید حائز شرایط و ویژگی های خاصی باشد. در این تحقیق سعی بر آن است که مفهوم، ویژگی ها و ابعاد شهر خلاق مورد بررسی قرار گیرد. 2- روش های مورد استفاده در تحقیق: این تحقیق با روش توصیفی- تحلیلی به بررسی رویکرد شهرهای خلاق در برنامه ریزی پرداخته و در این راستا از شیوه های اسنادی و کتابخانه ای جهت جمع آوری اطلاعات استفاده کرده است. 3- بحث و یافته ها: فلسفه وجودی شهر خلاق این است که همیشه در یک مکان پتانسیل های خلاقی وجود دارد. لیکن باید شرایط به گونه ای باشد که مردم فکر کنند برنامه ریزی نمایند و در استفاده از فرصت های بوجود آمده، ابتکار عمل داشته باشند و مسائل شهری مهار نشدنی را اداره نماید. زیرساخت های خلاق محدود به مواردی چون شبکه راهها ، فاضلاب، ساختمان و... نیست بلکه ترکیبی از سخت افزار و نرم افزار است . نرم افزارهای شهر خلاق شامل نیروی کار ماهر و انعطاف پذیر، متفکران پویا، خالقان آثار و مجریان می باشد. خلاقیت نه تنها داشتن ایده است بلکه ظرفیت کاربرد این ایده ها نیز هست. شهر خلاق، استعداد ها را شناسایی، پرورش و جذب می کند و امکان تداوم آن را نیز فراهم می سازد. شهر خلاق را می توان رویکردی جایگزین برای احیای شهری دانست.نقطه کانونی شهر خلاق، فرهنگ، آموزش، جو یا فضای خلاقیت است. خلاقیت در احیا و توسعه مجدد شهری بسیار مهم است . در این رویکرد اقتصاد فکری یا اقتصاد خلاق از اهمیت بسزایی برخوردار است. به عبارتی دیگر شهر خلاق تغییر از اقتصاد کارخانه ای به اقتصاد فکری یا خلاق و دوری از رویکرد دولت محوری به حکمروایی یا همکاری مابین دولت، شرکت ها و NGO هاست. پایه های شهر خلاق را می توان در سه زمینه اقتصاد، فرهنگ و مکان در نظر گرفت. محیطهای قابل اعتماد شهری با آزادی های تفریحی و فرهنگی مدیریت می شوند تا افراد خلاق را جذب و حفظ کنند.این نیروی کار در عوض، ثروت را در اقتصاد دانش بنیان گسترش می دهد. شهرها برای تولید ثروت، باید محیطهای شهری قوی از نظر فرهنگی از طریق برنامه های بهتر که بین مکان، اقتصاد و فرهنگ یکپارچگی، ایجاد نماید، بسازند. با توجه به اهمیت بالای فرهنگ در شهر خلاق برنامه ریزان شهری باید رویکردی فرهنگی در برنامه ریزی هایشان داشته باشند و از منابع فرهنگی شهر برای توسعه آن استفاده نمایند. «منابع فرهنگی در افراد شامل خلاقیت، مهارت و استعداد می باشد. آنها مانند ساختمانها، شی نیستند بلکه مانند نمادها، فعالیتها و مجموعه ای از تولیدات محلی در هنر، خدمات و صنایع می باشند. خلاقیت شیوه بهره برداری از این منابع و کمک به رشد آنهاست. وظیفه برنامه ریز شهری نیز شناسایی، مدیریت و بهره برداری از این منابع است. به طور خلاصه شهرهای خلاق را می توان با واژگانی چون تحمل پذیرش گروههای مختلف اجتماعی، قومی وفرهنگی،قدرت حل مسائل مختلف مدنی، ایجاد محیطی برای جذب افراد خلاق و مبتکر، ایجاد فضایی برای پرورش خلاقیت ها و ایده ها به کارگیری ایده های ساکنین در جهت حل مسائل، رشد اقتصادی و توسعه معرفی نمود. همچنین با توجه به اهمیتی که رویکرد شهر خلاق به ایده ها و نوآوری افراد دارد از نظر مدیرتی می توان مدیریت این شهر ها را بر پایه حکمروایی دانست بطوریکه همه افراد می توانند در تصمیم گیری های توسعه شهری شراکت داشته باشند. 4- جمع بندی و نتیجه گیری: شهرهای خلاق ، مراکزی هستند که ویژگی های منحصر به فردی را در خود جای داده اند و محیطی جذاب برای فعالیت و زندگی افراد متخصص، هنرمند، پژوهشگر و در یک کلام افراد خلاق فراهم می سازند. فرهنگ، نقطه کانونی شهرهای خلاق است؛ به طوری که سایر بخش ها متاثر از این بخش است. اقتصاد این شهرها پیوند خورده با فرهنگ و منابع فرهنگی است اصطلاحاتی چون صنعت هنر، صنایع فرهنگی و صنایع خلاق -که خمیرمایه آن فرهنگ و هنر است- واژگان رایج در اقتصاد این شهرهاست. این شهرها برای رسیدن به خلاقیت باید بتوانند افراد خلاق یعنی نویسندگان، شاعران، پژوهشگران، هنرمندان ، مهندسین و... را جذب کنند. این عده افرادی هستند که به دنبال محیطهای جذاب می گردند و از این رو در مکانهایی مستقر می شوند که شرایط محیطی و فرهنگی و اقتصادی به بهترین شکل فراهم باشد. از این رو باید محیطی جذاب از لحاظ کالبدی، نهادی، اقتصادی و فرهنگی برای بروز خلاقیت افراد ساکن و نیز جذب افراد متخصص و خلاق از بیرون مهیا سازند. در نهایت، در یک جمع بندی کلی می توان موارد زیر را به عنوان ویژگی های عمده شهرهای خلاق، برشمرد: الف: قدرت جذب گروههای مختلف انسانی با فرهنگ های مختلف ب: فراهم نمودن بستری مناسب جهت ظهور ایده های ساکنین و تبادل این ایده ها و در نهایت استفاده از آن ها جهت حل مشکلات و مسائل و نیز توسعه اقتصادی، اجتماعی و شهری پ: دسترسی شهر خلاق به استعدادها و منابع انسانی و فکری(طبقه خلاق) ت: دسترسی این شهرها به فناوری های سطح بالا و داشتن اقتصادی خلاق ث: قدرت و توان ویژه این شهرها در مواجهه با بحران هایی چون فقر، بی خانمانی، بافت های فرسوده و... ج: وجود حمکروایی خوب در این شهرها: بطوریکه می توان سه عنصر، دولت محلی، NGO ها و بخش خصوصی را در کنار هم و در تعامل با هم دید. چ:جایگاه ویژه فرهنگ در ابعاد مختلف شهر و نیز سیاستها و برنامه های شهری و استفاده موثر از تمام منابع فرهنگی ح: وجود رویکردی جهانی-محلی به توسعه در شهرهای خلاق: بدین صورت که برای موفقیت در رقابت اقتصادی در عرصه جهانی به پتانسیل ها و مسائل درونی خود به دیدی جهانی می اندیشند و سعی می کنند حداکثر استفاده را از ویژگی های منحصر به فرد خود داشته باشند. چرا که هر مکان ویژگی هایی دارد که در سایر مکان ها ممکن است وجود نداشته باشد و همین ویژگی منحصر به فرد می تواند مزیتی رقابتی برای یک شهر باشد.
۲۸۷۰۸.

شناخت و تحلیل عوامل موثر بر رکود فعالیت فرشبافی در نواحی روستایی( مطالعه موردی: شهرستان ملایر)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۹۰ تعداد دانلود : ۲۳۸
فرشبافی یکی از کهن ترین و برجسته ترین صنایع دستی ایرانیان به شمار می آید که در نواحی روستایی همواره در کنار بخش کشاورزی به عنوان یکی از مهمترین منابع تامین درآمد مردم بوده است. در دوره معاصر، به ویژه در چند دهه گذشته به دلیل تغییرات ساختاری در اقتصاد ملی، رشد شهرنشینی، گسترش صنایع و بوروکراسی مبتنی بر درآمدهای نفتی به تحولات گسترده اجتماعی و اقتصادی از جمله در نواحی روستایی انجامید. این شرایط رکود فعالیت های اقتصادی سنتی در بسیاری از نواحی روستایی همچون فرشبافی را در پی داشته است. براین پایه پژوهش حاضر به شناخت و تحلیل علل رکود صنعت فرشبافی در سه روستا از توابع دهستان جوزان شهرستان ملایر می پردازد. روش تحقیق ترکیبی و اکتشافی است. نخست با استفاده از تکنیک مصاحبه نیمه ساختار یافته شناخت علل رکود فعالیت فرشبافی از دیدگاه کارشناسان در منطقه مورد مطالعه با استفاده از روش کدگذاری باز تجزیه و تحلیل گردید و16 علت اصلی اثر گذار در رکود فرشبافی در روستاهای مورد مطالعه شناسایی گردید؛ سپس نتایج این بخش از پژوهش اساس طراحی پرسشنامه در مرحله بعد قرار گرفت. با طراحی پرسشنامه در چارچوب طیف لیکرت دیدگاه فرشبافان روستایی در ارتباط با علل ذکر شده درباره رکود فعالیت فرشبافی مورد بررسی قرار گرفت و روش خوشه بندی سلسله مراتبی برای تجزیه و تحلیل داده های پرسشنامه به کار رفت . بر اساس دیدگاه پاسخگویان مهمترین علت رکود فعالیت فرشبافی در روستاهای مورد مطالعه "گرایش خانواده های روستایی به سبک، شیوه و فرهنگ زندگی شهرنشینی و ناهمخوانی آن با سبک و شیوه زندگی و معیشت سنتی در روستا" و کم اهمیت ترین علت نیز "مشکلات بهداشتی فرشبافی به سبک سنتی در خانه" است.
۲۸۷۰۹.

پدیداری زبان معماری و شهرسازی اسلامی در بروز حقیقت اثر معماری؛ رویکردی کیهان شناختی و شناخت شناختی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۹۲ تعداد دانلود : ۲۲۶
رویکردهای کیهان شناختی و شناخت شناختی بر این نکته تاکید دارند که زمینه بروز حقیقت یک پدیده در ماهیت معرفتی زبان اثر که بوسیله هنرمند خود را به جلوه می رساند، بروز پیدا می کند. این مفهوم به این نکته اشاره دارد که برپایی اثر معماری اسلامی را عمل تبیین در بروز حقیقت معماری منتسب به صفت اسلامیت یا همان معماری اسلامی می توان دانست. از سویی دیگر، نظام صورت بخش معماری می تواند به مثابه دستگاهی زبان گونه، بر وجود ابزارهای زبان گونه و مبتنی بر بیان معماری اسلامی دلالت داشته باشد که تحقق «تبیین در اثر» را سبب می شود و بنظر می آید که تحلیل کیفی آثار معماری اسلامی را می توان به مثابه متونی نگاشته شده متصور شد که در رویکردهای زبان شناسانه به شناخت ماهیت تبیین معمارانه بواسطه ابزارهای بیانی میسر می شود که این بیان در قالب زبان معماری نمادین و معنایی معماری اسلامی ممکن می شود؛ و می تواند ترسیم گر ظهور حقیقت برتر معماری اسلامی در معماری فاقد معنا و بی هویت امروز قلمداد شود. بر این اساس می توان گفت که در ساختار شهر اسلامی موجودیت عینی معماری را انتزاع و حقیقت بنیادین نقشهای عملکردی، روانی و معنوی معماری رقم می زند.
۲۸۷۱۰.

ارائه روشی برای تعیین حداکثر تراکم ساختمانی در مقیاس قطعات مسکونی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۳۰ تعداد دانلود : ۲۶۵
تبیین روشی کاربردی جهت تعیین حداکثر تراکم ساختمانی با اتکا به ویژگی های قطعات و تاثیر این ویژگی ها بر تراکم ساختمانی از موضوعات جالب توجه و کاربردی است که بدان کمتر پرداخته شده است. اعمال سلیقه و دیدگاه های غیر علمی در تعیین تراکم ساختمانی پیشنهادی وعدم تناسب این پیشنهادات با ویژگی های قطعات مسکونی را می توان از دلایلی دانست که سبب کاهش کیفیت سکونت در شهرهای ایران شده است. این پژوهش می کوشد با بررسی و تعیین شاخص های اثرگذار بر تراکم ساختمانی (در مقیاس قطعات مسکونی) در بافت های ساخته شهری، روشی کاربردی در چگونگی تعیین تراکم ساختمانی بر اساس محدودیت های کالبدی قطعات شهری ارائه دهد. این روش در محله ولی عصر قصرالدشت در شهر شیراز مورد بررسی قرار گرفت و نتایج زیر حاصل گردید: 1- ضوابط پیشنهادی طرح های توسعه شهری شهر شیراز در حوزه تراکم دارای پشتوانه علمی کافی نمی باشد. 2- عامل اصلی در تعیین تراکم ساختمانی، طول سایه اندازی ابنیه و فضای باز به ازای هر واحد مسکونی است و تراکم ساختمانی، سطح اشغال و تعداد طبقات می تواند مقادیر متفاوتی داشته باشند.
۲۸۷۱۱.

بررسی عملکرد شهرداری در چهارچوب حکمرانی خوب شهری (نمونه مورد مطالعه: شهر بابلسر)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۷۱ تعداد دانلود : ۳۳۲
نگاه یکسونگر و سوژه انگار به شهر مشکلات زیادی را به بار خواهد آورد که تنها راه برای رفع آن، نظارت عموم (پاسخگویی) و عمل مشارکتی و با تکیه بر این دو مؤلفه، بالا بردن سطح کارایی است. هدف این تحقیق، تعریف و تحلیلی جامع از حکمرانی خوب شهری و همچنین ارائه مجموعه ای از شاخص ها برای توسعه حکمرانی خوب شهری در ایران و بررسی این شاخص ها در مدیریت شهری، شهر بابلسر است. روش تحقیق و گردآوری مطالب، پیمایشی، توصیفی، تحلیلی، مبتنی بر پرسشنامه است. فرضیات تحقیق مبتنی بر این است که به نظر می رسد سه مؤلفه مشارکت، پاسخگویی و کارایی در شهر بابلسر در سطح مناسبی نباشد و بین نظرات افراد تحصیل کرده و سایر شهروندان خصوصاً در رابطه با مشارکت تفاوت معناداری وجود داشته باشد. که با بررسی فرضیات، مشارکت با میانگین (0.024- x=) و همچنین کارایی با میانگین (0.025-x=) ارزیابی شده اند. این اعداد بیانگر این هستند که مشارکت و کارایی شهرداری بابلسر در سطحی پایین قرار دارند. اما شهروندان تحصیل کرده با میانگین (0.05x=) نسبت به سایر گروه ها از رغبت بیشتری نسبت به همکاری با شهرداری برخوردار هستند. اما میزان پاسخگویی شهرداری بابلسر با میانگین (0.094(x= در سطحی متوسط توسط شهروندان ارزیابی شده است. با توجه به بررسی های صورت گرفته صحت فرضیه اصلی و فرضیه های فرعی ما جز فرضیه دوم که پاسخگویی را نیز در سطح نامناسبی بیان داشته بود (که با توجه میانگین ها در سطحی متوسط است) تایید می شود. برای بررسی فرضیات بالا از آزمون های سطح معنی داری (ANOVA) و همچنین روش آمار استنباطی ((LSD استفاده شده است. کل جامعه آماری متشکل از 65 درصد مرد، 35 درصد زن با طیف سنی 18 سال به بالا، میانگین سنی 38.8 و میانگین سواد تقریبی بالاتر از دیپلم تشکیل شده است که به سه گروه: 1. افراد تحصیل کرده مقیم بابلسر، 2. مراجعه کنندگان به شهرداری بابلسر، 3. کسبه مقیم بابلسر، تقسیم و به صورت نمونه گیری ساده انتخاب و بررسی شده اند.
۲۸۷۱۲.

سنجش سطوح توسعه یافتگی شهرستان های استان همدان (با تأکید بر رویکرد تحلیل منطقه ای)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۳۲۸ تعداد دانلود : ۶۶۲
شناخت وضعیت موجود مناطق از لحاظ شاخص های توسعه و مقایسه آنها با یکدیگر، اولین مرحله در برنامه ریزی های منطقه ای و ایجاد تعادل و تأمین عدالت اجتماعی بین مناطق بشمار می رود. هدف از تحریر این مقاله، تعیین درجه توسعه یافتگی شهرستان های استان همدان و تحلیل نابرابری های منطقه ای در این استان می باشد. روش پژوهش، توصیفی– تحلیلی است. شاخص های مورد بررسی متشکل از 39 شاخص، شامل شاخص های بهداشتی– درمانی، آموزشی، فرهنگی– اجتماعی، اقتصادی، صنعتی، کالبدی و زیربنایی می باشد. جهت تعیین درجه توسعه یافتگی شهرستان ها، از مدل های تاکسونومی عددی، موریس و امتیاز استاندارد شده استفاده شده است. هم چنین با استفاده از روش تحلیل خوشه ای، شهرستان های استان از نظر سطح توسعه یافتگی، در 3 گروه همگن طبقه بندی شدند. در این راستا برای تجزیه و تحلیل داده ها، از نرم افزارهایSPSS ، Excel و برای ترسیم نقشه ی سطوح برخورداری شهرستان ها از نرم افزار10 Arc GIS استفاده شده است. نتیجه ی حاصل از پژوهش نشان داد که: شهرستان همدان به عنوان برخوردارترین و شهرستان کبودرآهنگ در دو تکنیک امتیاز استاندارد شده و موریس و شهرستان فامنین در تکنیک تاکسونومی به عنوان محروم ترین شهرستان های استان می باشند. هم چنین نتایج سطح بندی مناطق نشان می دهد که: الگوی حاکم بر ساختار فضایی استان همدان، الگوی مرکز- پیرامون می باشد، که این مسئله لزوم توجه به برنامه ریزی منطقه ای را ضرورت می بخشد.
۲۸۷۱۳.

سطح بندی دهستان های شهرستان بندرانزلی بر اساس تغییرات کاربری اراضی روستایی (با استفاده از مدل فرایند سلسه مراتبیAHP)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
  1. حوزه‌های تخصصی جغرافیا فنون جغرافیایی روش های کمی در جغرافیا
  2. حوزه‌های تخصصی جغرافیا رشته های جغرافیای عمومی جغرافیای کشاورزی و کاربری اراضی برنامه ریزی و توسعه ناحیه ای
تعداد بازدید : ۸۹۵ تعداد دانلود : ۶۶۳
سطح بندی دهستان ها بر اساس تغییرات کاربری اراضی روستایی معیاری برای تعیین مرکزیت بیشترین تغییرات کاربری اراضی روستایی و کشاورزی به کاربری های ساخته شده و یکی از مسائلی است که امروزه بیش از پیش مورد توجه قرار گرفته است. دغدغه اصلی زمین، موانع و محدودیت برای تأمین آن است. به خصوص مرغوبیت زمین های کشاورزی و ایجاد تعادل میان حفاظت و فشارهای توسعه، موضوعی است که باید بدان پرداخته شود. در این پژوهش هدف اصلی بهینه سازی استفاده از زمین است که با استفاده از سطح بندی دهستان ها می توان عوامل مؤثر را شناسایی و آنها را رتبه بندی نمود. بدینوسیله برای رسیدن به توسعه پایدار مشکلات مشخص شده و اقدامات لازم جهت برطرف نمودن آن انجام می گیرد. پژوهش حاضر که با هدف بررسی عوامل مؤثر بر روند تغییرات کاربری اراضی روستایی در شهرستان بندرانزلی صورت گرفته از روش توصیفی- تحلیلی کاربردی استفاده شده است و جامعه آماری در نظر گرفته شد کل روستاهای بندرانزلی (27روستا) است، که حجم جامعه آماری برابر با 6968 و حجم نمونه که با استفاده از روش کوکرال تعیین شده برابر با 364 است. همچنین شاخص های که مورد ارزیابی قرار گرفته شامل: گردشگری، رشد جمعیت، توسعه کالبدی فضایی شهر و اقدامات عمرانی دولت می باشد. برای سطح بندی دهستان ها از مدل فرایند تحلیل سلسله مراتبی Ahp استفاده شده است، که با توجه به محاسبات انجام شده دهستان لیجارکی حسن رود رتبه یک که بیانگر بیشترین میزان تغییرات است را دربر داشته. همچنین از نرم افزارExpert choice برای تحلیل داده های مدلAhp ، نرم افزارArc Gis برای رسم نقشه و مدل نهایی استفاده شده است. نتایج حاکی است که از میان شاخص های مورد بررسی گردشگری با توجه به قدمت و عملکرد در محدوده مطالعاتی نسبت به سایر شاخص ها فعالتر بوده و با وزن نسبی 444/0 بالاترین اولویت را از لحاظ تأثیرگذاری در تغییر کاربری اراضی نسبت به سایر شاخص ها در محدوده مطالعاتی داشته است.
۲۸۷۱۴.

ارزیابی عملکرد دهیاریها درتوسعه کالبدی - فضایی سکونتگاههای روستایی (مطالعه موردی: بخش کردیان - شهرستان جهرم)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
  1. حوزه‌های تخصصی جغرافیا جغرافیای انسانی جغرافیای روستایی مدیریت روستایی
  2. حوزه‌های تخصصی جغرافیا جغرافیای انسانی جغرافیای روستایی مسکن روستایی
تعداد بازدید : ۱۲۴۳ تعداد دانلود : ۵۹۰
از سال 1377 که نخستین اقدامات برای ایجاد مدیریت روستایی در کشور انجام شد تاکنون فعالیت های گسترده ای از سوی دهیاری ها در روستاهای کشور صورت گرفت. تا حدی که در سال های اخیر دهیاری ها محرک و زمینه ساز توسعه کالبدی- فضایی روستاها شناخته می شوند. هدف اصلی این پژوهش بررسی عملکرد دهیاری ها در توسعه کالبدی- فضایی سکونتگاه های روستایی در بخش کردیان شهرستان جهرم است. روش تحقیق در این پژوهش توصیفی- تحلیلی است و برای گرداوری اطلاعات از مطالعات کتابخانه ای و میدانی استفاده شده است. ابزار پژوهش پرسشنامه مربوط به دهیاران و سرپرست خانوار است که قبل و بعد از تشکیل دهیاری آن را مطالعه کرده است. جامعه آماری ساکنان روستاهای بخش کردیان و جامعه نمونه از 6 روستای منتخب با 1672 خانوار تعیین شده و بر اساس روش نمونه گیری کوکران حجم نمونه برابر 300 نفر برآورد گردید. برای تحلیل داده های از نرم افزار spss استفاده شده است. یافته ها نشان می دهد از دیدگاه دهیاران، تغییرات چشمگیری در روستاها در شاخص های کیفیت ساخت و ساز و تثبیت و سند دار شدن املاک در روستا صورت گرفته و در زمینه شاخص های اداری- انتظامی و خدمات آموزشی تغییرات اندکی مشاهده می شود. از دیدگاه خانوارهای ساکن روستا، در بررسی عملکرد دهیاران، بهسازی و مقاوم سازی مساکن و کیفیت خدمات عمومی روستا مثبت و مکانیابی خدمات و تأسیسات منفی بوده است.
۲۸۷۱۵.

بررسی تغییرات شاخص اقلیم گردشگری (T.C.I) در استان اصفهان دوره زمانی (2005 -1976)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۵۳ تعداد دانلود : ۷۲۵
نظر به رابطه تنگاتنگ گردشگری و تغییرات اقلیمی، سازمان های گردشگری، ضروری است تا در برنامه ریزی ها و طراحی های آینده خویش پتانسیل تأثیرات تغییر اقلیم را در این ارتباط مدنظر قرار دهند. در این پژوهش بمنظور تعیین روند تغییرات شاخص اقلیم گردشگری استان اصفهان جهت برنامه ریزی و توسعه گردشگری، داده های مورد نیاز از سایت هواشناسی طی دوره آماری (2005-1976) استخراج و سپس با میانگین گیری ماهیانه و فصلی، داده ها به دو دوره 15 ساله تقسیم گردید. در ادامه با استفاده از شاخص T.C.I تحلیل ها برای تک تک فصول انجام شد. این شاخص از شرایط غیر قابل تحمل تا شرایط ایده آل برخوردار می باشد. نتایج به دست آمده جهت پهنه بندی و مشخص نمودن میزان تغییرات به محیط GIS فراخوانی و نقشه ها ترسیم گردیدند. نقشه ها حاکی از آن است که در فصل زمستان، دوره دوم نسبت به دوره اول با کاهش شرایط قابل قبول در غرب استان و افزایش شرایط خوب و خیلی خوب در مرکز و شرق استان مواجه بوده است. در فصل بهار شرایط خیلی خوب که در دوره اول محدوده بسیار کوچکی از غرب استان را در برگرفته در دوره دوم در محدوده استان مشاهده نمی گردد و شرایط عالی در دوره دوم افزایش یافته و شرایط ایده آل کاهش یافته است. شرایط خوب در دوره دوم در فصل تابستان در استان وجود نداشته و بر شرایط ایده آل و عالی در استان افزوده شده و از شرایط خیلی خوب در شرق استان کاسته شده است. در فصل پاییز با کاهش شرایط خوب طی دوره دوم در غرب استان بر دیگر شرایط به خصوص شرایط عالی در گستره اصفهان افزوده شده است. اما آزمون t-test ایستگاه نمونه اصفهان نشان دهنده آن است که شرایط اقلیم گردشگری در فصول (زمستان، بهار و پاییز) دچار تغییر نشده و تنها در فصل تابستان شرایط تغییر کرده است.
۲۸۷۱۶.

روشهای نوین ناحیه بندی در فضاهای جغرافیایی(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۷۴۵ تعداد دانلود : ۷۷۲
روش های نوین ناحیه بندی فضاهای جغرافیایی با هدف شفاف سازی زوایای پنهان در برنامه ریزی توسعه ناحیه ای صورت گرفت. تحلیل فضایی با لحاظ دیدگاه غالب مطالعات ناحیه ای در همگونی، فشردگی و برابری درونی و تمایز برون ناحیه ای امکان پذیر می شود. به طور معمول ناحیه بندی به واسطه شاخص های متعدد اقتصادی، اجتماعی، سیاسی صورت گرفته است. اما در این مقاله عوامل ارزشی و هنجاری برای تعیین درجه توسعه یافتگی ناحیه در اولویت قرار گرفتند. بازاندیشی، تفکر و خلاقیت از ویژگی های پارادایم ارزشی- هنجاری از مکتب آرمان باوری است. در این روش ها از اصول میان رشته ای نظیر اصول مثلثات و قوانین علمی محیط زیست استفاده شده است. روش تحقیق نیز ترکیبی از روش های بنیادی و میان رشته ای است. بر اساس نتایج تحقیق، سه روش نوین قطب بندی فضای ارزشی- هنجاری، جبهه بندی فضا و ناحیه بندی مثلثاتی فضا کشف شدند. در این روش ها بر رویکردهای عمده «بیشینه سازی عوامل مثبت، سازنده و پیشرو»، «کمینه سازی عوامل منفی، مخرب و بازدارنده» و «میانه گرایی» تأکید شد. همچنین چهار منطقه و هشت ناحیه طراحی شدند. منطقه І (1و 5) با سطوح پیشرو- سازنده حائز درجه مطلوبیت و توسعه یافتگی است. منطقه П ( 2و6) با سطوح سازنده – بازدارنده بر توقف توسعه و امکان تحول دلالت دارد. منطقه Ш (3و 7) با سطوح بازدارنده – مخرب حائز درجه نامطلوب و توسعه نیافته است. منطقه IV (4 و 8) د رکشاکش با سطوح مخرب- پیشرو بر رکود و سکنی در فضاهای جغرافیایی دلالت دارد.
۲۸۷۱۷.

بررسی تراکم، ژئومورفولوژی و پهنه بندی ارتفاعی نبکاهای حاشیه غربی دشت لوت و تأثیرات پوشش گیاهی بر مورفولوژی آنها(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
  1. حوزه‌های تخصصی جغرافیا جغرافیای طبیعی جغرافیای زیستی
  2. حوزه‌های تخصصی جغرافیا جغرافیای طبیعی ژئومورفولوژی
تعداد بازدید : ۱۴۷۹ تعداد دانلود : ۶۶۴
نبکاها به دلیل ترکیب دو علم اکولوژی و ژئومورفولوژی (پوشش گیاهی و تپّه ماسه ای)، همواره مورد توجّه اندیشمندان این علوم هستند. این پژوهش به بررسی تراکم، ژئومورفولوژی و پهنه بندی ارتفاعی نبکاهای غرب دشت لوت پرداخته است. پژوهش از نوع توصیفی، تحلیلی، برپایه روش های میدانی، آماری و کتابخانه ای است، به این گونه که پس از شناسایی پهنه مطالعاتی با استفاده از تصاویر ماهواره ای و عکس های هوایی، با بررسی میدانی منطقه و از طریق ترانسکت و پلات، نبکاهای مورد نظر انتخاب و ویژگی های مورفومتری نبکاها و نوع گیاه در هر پلات اندازه گیری شده و با استفاده از نرم افزار اس.پی.اس.اس. تحلیل آماری آنها شامل تحلیل همبستگی و فراوانی انجام شده و با یکدیگر مقایسه شدند. در مرحله بعد با استفاده از نرم افزار ARC GIS توزیع و پراکندگی نبکاهای هر یک از گونه ها نقشه سازی شده و به پهنه بندی ارتفاعی نبکاها در منطقه پرداخته شد. نتایج به دست آمده از تحلیل همبستگی عناصر مورفومتری نبکاها نشان می دهد که نبکاهای هر گونه گیاهی در دو پلات مجاور، ویژگی های متفاوتی دارند که این موضوع تأثیرات متفاوت عوامل تأثیرگذار نبکاها، از جمله اندازه پوشش گیاهی و فرآیندهای بادی بر قسمت های مختلف منطقه را نشان می دهد. پراکندگی نبکاهای هر یک از گونه های گیاهی از الگوی خاصی پیروی می کند، بدین صورت که بعضی گونه ها مانند خارشتر، فقط در قسمت های جنوبی منطقه مشاهده شدند. همچنین از لحاظ پهنه بندی ارتفاعی نبکاها، پلات های مورد نظر با یکدیگر تفاوت دارند، به طوری که برخی گونه ها در شمال منطقه نبکاهای بلندتری را تشکیل داده و برخی دیگر در قسمت های مرکز و جنوبی متمرکز شده اند.
۲۸۷۱۸.

مقایسه کارایی مدل های WEPP و EPM در برآورد فرسایش خاک و میزان رسوب دهی حوضه آبخیز سولاچای(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
  1. حوزه‌های تخصصی جغرافیا جغرافیای طبیعی جغرافیای خاکها
  2. حوزه‌های تخصصی جغرافیا فنون جغرافیایی روش های کمی در جغرافیا
تعداد بازدید : ۱۹۸۴ تعداد دانلود : ۱۱۴۳
خاک یکی از مهم ترین منابع طبیعی هر کشور است. امروزه فرسایش خاک به منزله یک خطر جدی برای بخش کشاورزی مطرح است و بررسی فرسایش خاک و کنترل آن، امری بسیار ضروری در حوضه های آبخیز به شمار می رود. ارزیابی کمّی و کیفی فرسایش خاک با استفاده از مدل های برآورد فرسایش و رسوب، یکی از راهکارهایی است که از طریق آن می توان فرسایش خاک را تا حدودی کنترل و مقدار آن را به حداقل رساند. هدف از این پژوهش، ارزیابی کارایی مدل های WEPP و EPM در برآورد فرسایش و رسوب حوضه آبخیز سولاچای است. روش کار در مدل WEPP بدین شرح است. پس از آنکه فایل های مربوط به هریک از پارامترهای مدل ساخته شدند، وارد نرم افزار GeoWEPP می شوند، سپس مدل WEPP از طریق نرم افزار فوق به اجرا درمی آید و درنهایت مقدار رسوب محاسبه می شود. مقدار فرسایش ویژه نیز با استفاده از ضریب نسبت تحویل رسوب (SDR) برآورد می شود. در مدل EPM نیز، ابتدا نقشه ضرایب تهیه شده و سپس با توجه به این ضرایب، نقشه شدت فرسایش ترسیم می شود. درنهایت مقدار فرسایش و رسوب تولیدشده با توجه به معادلات ارائه شده به دست خواهد آمد. مقدار رسوب مشاهده ای نیز با استفاده از گرادیان دبی و رسوب محاسبه شده است. مدل WEPP دارای سه روش دامنه، حوضه آبخیز و مسیرهای جریان است. مقدار رسوب برآوردشده به وسیله هریک از روش های فوق، به ترتیب 213/0، 178/0 و 785/0 با مدل EPM، 033/0 و برای رسوب مشاهده ای، 241/0 تن در هکتار در سال محاسبه شد. بنابراین نتیجه می گیریم که مقدار رسوب برآوردشده با مدل WEPP، به مقدار رسوب مشاهده ای نزدیک تر بوده و این مدل از کارایی بالاتری نسبت به مدل EPM در برآورد فرسایش خاک و رسوب منطقه مورد مطالعه برخوردار است.
۲۸۷۱۹.

ارزیابی و تهیه نقشه آسیب پذیری آلودگی آبخوان کارستی مانشت با استفاده از مدل ریسک(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
  1. حوزه‌های تخصصی جغرافیا جغرافیای طبیعی ژئومورفولوژی
  2. حوزه‌های تخصصی جغرافیا رشته های جغرافیای عمومی ارزیابی مخاطرات طبیعی
تعداد بازدید : ۹۵۲ تعداد دانلود : ۶۲۷
ارزیابی آسیب پذیری و تهیه نقشه پهنه بندی خطر، راهکاری مهم در مدیریت منابع آب کارست به شمار می رود. با توجه به وجود ژئومورفولوژی کارست توسعه یافته در مناطق نیمه خشک غرب ایران و دیگر شرایط طبیعی منطقه، انتشار آلودگی در این منابع کارستی سریع و گسترده است. هدف از این پژوهش، ارزیابی آسیب پذیری و تهیه نقشه آسیب پذیری آبخوانِ تاقدیسِ مانشتِ غرب ایران، در برابر انتشار آلودگی با استفاده از مدل ریسک و ارائه راهکارهای مدیریتی برای حفظ این منابع است. این مدل با استفاده از پنج پارامتر سنگ مادر آبخوان، میزان نفوذ، نوع خاک، تحول کارست و اپی کارست، به ارزیابی آسیب پذیری منابع آب کارست در برابر آلودگی می پردازد. نتایج نشان می دهد بخش هایی که آسیب پذیری متوسط، زیاد و خیلی زیاد دارند، 73/96 درصد مساحت منطقه را در بر گرفته اند که از آسیبپ پذیری بالای این آبخوان در برابر آلودگی محیطی حکایت دارد. مناطق با آسیب پذیری بالا، در رأس تاقدیس و در محدوده سینکول ها و چاله های بسته قرار دارند و این امر مؤید نقش ژئومورفولوژی کارست و توسعه کارست در میزان آسیب پذیری بالای آبخوان است. این مدل از کارایی مطلوبی برای انجام مطالعات آسیب پذیری منابع آب کارست برخوردار است. در این راستا عوامل مدیریتی، همچون تعیین حریم سینکول ها و چاله های بسته و جلوگیری از ورود عوامل آلاینده به این مناطق، جلوگیری از تخریب جنگل ها، انجام محاسبات هیدرولوژیکی و تعیین حریم آبخوان برای اقدامات مدیریتی پیشنهاد می شود.
۲۸۷۲۰.

پهنه بندی خطر رخداد زمین لغزش به روش رگرسیون چند متغیره با استفاده از داده های گسسته در حوضه رودخانه ماربر(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
  1. حوزه‌های تخصصی جغرافیا فنون جغرافیایی روش های کمی در جغرافیا
  2. حوزه‌های تخصصی جغرافیا رشته های جغرافیای عمومی ارزیابی مخاطرات طبیعی
تعداد بازدید : ۱۱۰۱ تعداد دانلود : ۶۷۱
زمین لغزش از جمله پدیده هاییاست که امروزه تحت عنوان بلای طبیعی از آن یاد می شود.در سال های اخیر خسارت های ناشی از اینپدیده با دخالت روز افزون بشر در طبیعت افزایش یافته است. پهنه بندی خطر زمین لغزش ها با استفاده از روش های متفاوتی مانند روش ارزش اطلاعاتی، روش تراکم سطح، روش تحلیل سلسله مراتبی، منطق فازی و برخی از روش های دیگر انجام می شود. هدف از این تحقیق پهنه بندی خطر رخداد زمین لغزش در حوضه رودخانه ماربر در جنوب استان اصفهان با استفاده از روش رگرسیون چند متغیره خطیمی باشد. با تفسیر عکس-هایهوایی، تصاویر ماهواره ای و بازدیدهای میدانی، نقشه پراکنش زمین لغزش ها تهیه گردید. در مرحله بعد با توجه به موقعیت زمین لغزش ها و نظرات کارشناسی، 9 عامل موثر در رخداد زمین لغزش های منطقه شناسایی شدند و پس از تهیه لایه های رقومی عوامل موثر در محیط GIS،نقشه پهنه بندی خطر زمین لغزش تهیه گردید. در این روشرابطه متقابل بین متغیرهای مستقل(عوامل موثر) نسبت به هم و نسبت بهمتغیر وابسته(وقوع زمین لغزش) بطور یکجا در نظر گرفته می شود.ارزیابی مدل با استفاده از نسبت تراکمی(DR) و شاخص زمین لغزش(LI) صورت گرفته است.روند صعودی نسبت تراکمی و شاخص زمین لغزش برای گستره های مواجه با خطر خیلی کم تا گستره های مواجه با خطر زیاد نشان از صحت نقشه تهیه شده از طریق این روش دارد. با توجه به ضرایب رگرسیونی به دست آمده کلاس فاصله از گسل(1500-0 متر)بیشترین تاثیر را در وقوع زمین لغزش های منطقه داشته است.نتایج نشان دادکه از مجموع مساحت 800 کیلومترمربعی حوضه ماریر، گستره های لغزشی با خطر متوسط و کم به ترتیب با دارا بودن 32 و 31 درصد، بیشترین مساحت را به خود اختصاص داده اند. از طرفی پهنه با خطر زیاد با 5/25درصد مساحت در رده بعدی قرار گرفته است.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان