فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۲٬۹۰۱ تا ۲٬۹۲۰ مورد از کل ۳٬۷۹۷ مورد.
کلیت ادبیات تطبیقی
حوزههای تخصصی:
هزار و یک شب در اروپا بررسی و تحقیق درباره مترجمان، مفاهیم اجتماعی و تاثیرات آن(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
خوشبختانه امروز مطالعه قصه های هزار و یک شب سرگرمی صرف نیست و اثر رابرت ایروین، که به بررسی آن می پردازیم، موید این معنی است. وی، در تحلیلی از هزار و یک شب، نشان داده است که این کتاب برای تاریخ اجتماعی خاورمیانه در قرن های میانه و اوایل دوره جدید ماخذ ارزشمندی است. به علاوه، آنچه موجب شد جمعی از خاورشناسان اروپایی به آن توجه کنند و درصدد یافتن نسخه های کاملی از آن برآیند خود به بررسی های انتقادی پرارزش و بررسی های تطبیقی و مطالعه تاثیر داستان های این کتاب بی نویسنده در ادبیات غرب انجامید. تحلیل ایروین نیز، که در تاریخ سلاطین مملوک مصر تخصص دارد، دقیقا حاوی همین زمینه هاست. در طول تاریخ ترجمه سه قرنی هزار و یک شب، همیشه نام آنتوان گالان (1715-1646) با عنوان آن همراه بوده است. خاورشناسان بزرگی همچون ژان ژاک آنتوان کوسن دو پرسوال و لویی ماتیو لانگلس نیز در قرون هجدهم و نوزدهم میلادی در تکوین خاورشناسی فرانسه از جمله در چاپ و ترجمه الف لیله و لیله نقش داشته اند.
حافظ در فاوست گوته(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در دوران حیات گوته، یکی از جریانهای مهم فکری و فرهنگی آلمان رویکرد جامعه علمی و ادبی به سوی شرق و مطالعه و تحقیق در آثار ادبی و دینی مشرق زمین خصوصا ایران و هند، و ترجمه آنها به زبان آلمانی بود. گوته خود چنان به فرهنگ اسلامی ایران و ادبیات عرفانی فارسی دل بسته بود که پیرانه سر به آموختن خط و زبان فارسی پرداخت. وی حافظ را در حدی نزدیک به الوهیت می ستود و کلام او را، همچون ابدیت، بزرگ و بی انجام می دانست. دیوان غربی شرقی گوته، که یکی از مهمترین آثار ادبی قرن نوزدهم اروپا و از نتایج دوران کمال و پختگی فکر و ذوق این شاعر و متفکر بزرگ است، سراسر ستایش کلام و اندیشه حافظ و نمودار تاثیر ژرف و شگرف حافظ در جان و روان این نابغه جهان غرب است. اما، از سوی دیگر، شاهکار جاویدان گوته منظومه معروف فاوست اوست که یکی از گرانقدرترین آثار هنری و ادبی مغرب زمین و همطراز حماسه های همری، کمدی الهی دانته و تراژدیهای شکسپیر است. گوته، از روزگار جوانی، تا آخرین سال عمر، همواره با داستان فاوست همراه بوده و، در طول این سالیان دراز، به تصنیف و ترتیب اجزا و آرایش و پیرایش صحنه های آن اشتغال داشته است، چنانکه نخستین صورت ابتدایی آن یا، به اصطلاح Urfaust در 1773 تحریر شد و آخرین صحنه بخش نهایی در 1831، یعنی پس از نزدیک به شصت سال به پایان رسید. از این روست که منظومه فاوست را شرح احوال خود گوته و بازتاب تجربه های گوناگون و تحولات روحی و فکری او در طول شصت سال از عمر او دانسته اند. بخش اول این درام در 1808 انتشار یافت و بخش دوم، چنانکه گفته شد، در 1831، یک سال پیش از مرگ گوته پایان گرفت. تفاوتهای بزرگی که میان این دو بخش دیده می شود، در حقیقت، حاکی از تفاوتهایی است که میان افکار و روحیات گوته جوان در نیمه آخر قرن هجدهم و گوته سالخورده در نیمه اول قرن نوزدهم روی داده است. در بخش اول، شور و جوش جوانی و هیجانات عاشقانه و کوشش بیصبرانه برای دانستن بیشتر و توانستن بیشتر بر صحنه ها حاکم است.
منوچهری و تاثیرپذیری او از ادبیات دوران جاهلی عرب
حوزههای تخصصی:
در این نوشته سعیبر آن بوده که تاثیر شعر جاهلیعرب بر شعر منوچهریمورد بررسیقرار گیرد. از آن جا که بسیاریاز مضامین شعر منوچهریبرگرفته از شعر شاعران جاهلیاست، پرسشیکه مطرح میشود این است که اگر شعر جاهلیدر اختیار منوچهرینمیبود، آیا بازهم شاهد چنین تعابیریدر شعر منوچهریبودیم یا نه. در ضمن پاسخ به این پرسش، شواهد تاثیر مضامین شعرایعرب بر شعر منوچهریآورده میشود.
از منظومه فنیکس تا منطق الطیر عطار و استرالیا(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
ورود منظومه های داستانی و حکایات تمثیلی (از زبان پرندگان و حیوانات) به کشورهای اروپایی، انگیزه ای شد که شاعران غربی همانند شعرای مشرق زمین این گونه داستان ها و حکایت ها را به شکل تمثیل در آوردند و برای اهداف آموزشی خود به کار برند. در میان این منظومه ها، منطق الطیر عطار با درون مایه رمزی و تمثیلی، افق های تازه ای از فرهنگ و ادب و عرفان را به روی علاقه مندان گشود و سبب شد که بسیاری از خاورشناسان به ترجمه و تحقیق در این باره بپردازند. در این نوشتار، منطق الطیر استرالیا، سروده «آن فربرن» (Anne Fairbarin)، با منطق الطیر عطار مقایسه و ارزیابی شده و شباهت ها و همانندی ها و وجوه اختلاف و تمایز این دو منظومه، بیان گردیده است. منظومه فنیکس (phoenix) هم اگرچه در قرن نهم میلادی سروده شده و از نظر زمانی بر دو منظومه دیگر تقدم دارد، اما شباهت ها و همانندی هایی که با منظومه عطار دارد، گویای این است که شاید همچون منطق الطیر عطار، مأخذ آن، داستان پرندگان در دوران پیش از اسلام و سده های اول پس از حمله اعراب باشد.
پیغامهایی به هیچ کجا (بررسی مشابهت های زندگی و شعر بلندالحیدری و مهدی اخوان ثالث)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در نوشتار حاضر کوشش شده است، آثار دو شاعر معاصر ایرانی و عراقی، مهدی اخوان ثالث و بلند الحیدری، بررسی و وجوه شباهت آن ها باز نموده شود. بویژه آن که هم عصر بودن دو شاعر و نیز برخورداری از زمینه های فرهنگی و اجتماعی و سیاسی مشترک، موجب شده است تا هر دو شاعر در موقعیت های مشابه، رفتار و بیان های احساسی و زبانی بسیار نزدیک اختیار کنند. همسانی دو شاعر در جلوه های زیر برشمردنی است: 1- هر دو از ارکان مهم شعر نو در کشور خود محسوب می شوند. 2- سه دوره متمایز شعری را تجربه کرده اند. 3- ساختار شعری و درون مایه های مشترک در زمینه های بیان روایی، اشاره به اساطیر و افسانه های ملی، وزن و قافیه مشابه در بیان شعری، دارند. 4- بن مایه های مشترکی چون: اندوه، تنهایی، ناامیدی، راه، غربت، در شعر هر دو شاعر حضور تام دارد.
مقایسه تطبیقی وصف طبیعت در دیوان صنوبری و منوچهری دامغانی (عنوان عربی: دراسة مقارنة لوصف الطبیعة فی دیوانی الصنوبری و منوتشهری دامغانی)
حوزههای تخصصی:
در مقاله حاضر، وصف طبیعت در دیوان دو شاعر، صنوبری و منوچهری دامغانی، در چند قسمت، مقایسه و بررسی شده است:در قسمت اول، جایگاه و رسالت ادبیات تطبیقی بررسی و در قسمت دوم، مختصری از زندگینامه صنوبری و منوچهری بیان شده است. در بخش بعدی، ویژگی های ادبی، فرهنگی و محیطی عصر صنوبری و منوچهری به طور جداگانه آورده شده است. برای آشنایی با محیط و شرایط زندگی این دو شاعر، شخصیت آنها و انعکاس آن در دیوانشان بررسی و در ادامه، اغراض و ویژگی های ادبی صنوبری و منوچهری مطالعه می شود.وصف طبیعت، مهم ترین موضوع ادبی در دیوان دو شاعر است که صنوبری آن را در ادبیات عربی به یک نوع ادبی مستقل تبدیل ساختت. در پایان این قسمت، با توجه به تاثیر بسیاری که ادبیات عربی و شعرای عرب بر اشعار منوچهری داشته اند، تاثیر ادبیات عربی به طور عام و صنوبری به طور خاص در دیوان منوچهری بررسی شده است.چکیده عربی:درس هذا المقال وفی عدة أقسام، وصف الطبیعة فی دیوان الشاعرین، الصنوبری ومنوتشهری دامغانی، دراسة مقارنة:ألقی القسم الأول الضوء علی مکانة الأدب المقارن ووظائفه کما أن القسم الثانی تناول نبذة عن سیرة الشاعرین الصنوبری ومنوتشهری. وفی قسم آخر تم معالجة السمات الأدبیة، والثقافیة، والبیئیة فی عصر الشاعرین کلٍّ منها علی حدة. وللتعرف علی بیئة الشاعرین وظروف حیاتهما کان الاعتماد علی شخصیتهما وانعکاسها فی أشعارهما ثم عولجت مضامینهما الشعریة وسماتهما الأدبیة.یعتبر وصف الطبیعة من أهم الأغراض الشعریة فی دیوان الشاعرین والصنوبری جعل هذا الغرض کفرع أدبی مستقل فی الأدب العربی. وأخیرا وبالنظر إلی تأثیر الأدب العربی وشعراؤه علی منوتشهری، درس المقال تأثیر الأدب العربی علی هذا الشاعر بشکل عام وتأثیر الصنوبری علیه بشکل خاص فی دیوانه.
زن: خاقانی، جان دان (عنوان عربی: المرأة: خاقانی، جان دان)
حوزههای تخصصی:
ادبیات سنجشی، شاخهای از ادبیات است که ما را قادر می سازد با وجود گسستهای مکانی و زمانی موجود بین فرهنگها و ملل مختلف، به مانندگی هایی میان اندیشمندان و ادیبان این سرزمینها پی ببریم. همین مساله ما را بر آن داشت تا به مقایسه خاقانی شروائی ــ شاعر ایرانی ــ و جاندان ــ شاعر انگلیسی ــ دو ادیب بزرگ از دو کشور و دو دوره متفاوت با دو فرهنگ گونه گون مبادرت کنیم. با وجود فاصله زمانی و مکانی موجود میان این دو شاعر برجسته، میتوان شباهتهایی در نگاه آن دو به زنان یافت که در نوع خود باعث شگفتی است. این دیدگاههای مشترک در مدیحه های این دو شاعر، و ویژگی های پسندیده ممدوح در نگاه آنها نمود بارزی می یابد. در جستار حاضر، تلاش بر آن است تا با بررسی دو مدیحه برجسته از این دو شاعر، به سیمای زن آرمانی در باور آنها پی ببریم و با اشاره به پاره ای اشعار پراکنده، به دیدگاه حقیقی آنها درباره زن عینیت بخشیم. در این میان، به وجوه مشترکی در این دیدگاهها برمی خوریم که اساس این جستار را تشکیل می دهد.چکیده عربی: یعتبر الأدب المقارن من الدراسات التی تکشف اللثام عن المشابهات الموجودة بین المفکرین والأدباء بالرغم من المفارقات الزمنیة والمکانیة الناتجة عن اختلاف الثقافات فی المجتمعات البشریة. وبناء علی هذا حاولنا فی هذا المقال القیام بدراسة مقارنة بین شاعرین کبیرین وهما: خاقانی الشروانی الشاعر الإیرانی وجان دان الشاعر الانجلیزی حیث ینتمی کلّ منهما إلی عصرین مختلفین وثقافتین مختلفتین وبلدین متباعدین. ولکن بالرغم من تباعدهما الزمانی والمکانی إلا أن هناک مشابهات بینهما فی نظرتهما إلی المرأة ما یثیر الدهشة والعجب. وتتجلّی آراءهما المشترکة فی المدائح وما یستحسنانه لدی الممدوح.نحاول فی هذا المقال أن نهتدی إلی صورة المرأة المثالیة بعد دراسة مقارنة بین أشهر قصیدتیهما فی المدیح کما نتوخی تجسید نظرتهما الحقیقیة إلی المرأة بعد إشارة إلی عدد من أشعارهما وعندئذ نلاحظ مشابهات فی هذه الآراء تمثّل روح المقال.
از یمگان تا لاهور
حوزههای تخصصی:
تأثر اقبال از حافظ
حوزههای تخصصی:
گنج در مغازه (جستاری در معنی شناسی تاریخی)
منبع:
ادبیات تطبیقی جیرفت تابستان ۱۳۸۷ شماره ۶
144 - 152
حوزههای تخصصی:
برپایه معنی شناسی تاریخی سنجشی. سرگذشت د«وام واژه » ها را نیز _مانند واژه های ناب و نژاده در زبان _ می توان کاوید و بررسید و به دست داد. بدین سان. چگونگی راه بردن واژه از زبانی به زبان یا زبان های دیگر اشکار خواهد شد و دگوگونی های که واژه درگشت وگذار خویش یافته است. پدیدار یکی از وام واژه های ایرانی در زبان های تازی و اروپای که سرگذشتی شگفت داشته، واژه «گنج» است. در این جستار، سرگذشت معنی شناختی آن به دست داده شده است.
بررسی تطبیقی آثار صمد بهرنگی و شل سیلورستاین (عنوان عربی: دراسة مقارنة لنتاجات صمد بهرنگی وشل سیلورستاین)
حوزههای تخصصی:
ادبیات تطبیقی نوعی فعالیت در حوزه نقد نقد ادبی محسوب می شود که در آن، ادبیات در مفهوم کلی آن مقایسه و درباره تلاقی ادبیات در دو یا چند فرهنگ و زبان مختلف پژوهش می شود. در بررسی تطبیقی آثار، می توان به چگونگی تاثیر و تاثر دیدگاه های فکری و نقاط وحدت اندیشه بشری در زمینه های مختلف پی برد.در مقاله حاضر نخست مفاهیم و تعاریف کلی ادبیات تطبیقی و مبانی آن بیان شده است. سپس از دیدگاه محتوایی و ساختاری، درونمایه های آثار صمد بهرنگی، منتقد و نویسنده ادبیات کودک در ایران و شل سیلورستاین، شاعر و نویسنده ادبیات کودک در امریکا را بررسی کرده ایم. نقاط اشتراک و افتراق این دو نویسنده از لحاظ فضای زمانی و مکانی، نگرش قالب، تطابق ساختاری، شخصیت پردازی و دیگر عوامل به اجمال بررسی و تحلیل شده است. گرچه ممکن است این دو نویسنده اثر مستقیم بر یکدیگر نداشته باشند، از نظر توارد می توان وجوهی مشترک در بین آنها یافت و این امر سبب می شود تا ما دو نویسنده را دریابیم و تلاقی افکار آن دو را در حوزه های خاص بررسی کنیم.اگرچه زمان و بستر متفاوت اجتماعی، به بروز تفاوت هایی بنیادین در نگرش این دو نویسنده منجر شده است، زمینه کودکانه نوشته های آنها به سمت تربیت خانوادگی و مسائل اجتماعی، سیاسی و فرهنگی، قدرت تخیل و توصیف بسیار بالا، عشق، توجه به مردم، فقر، حرکت و پویایی، همدلی و نگریستن به جهان از دریچه چشم کودک از ویژگی ها و درونمایه های مشترک بهرنگی و استاین است.توضیح اینکه استاین فرجام کار شخصیت های بهرنگی را به تصویر می کشد، بنابراین شاید بتوان چنین نتیجه گرفت که اندیشه استاین رشدیافته و به تکوین رسیده تفکر بهرنگی است.چکیده عربی: یقدم هذا المقال أولا تعاریف کلیة عن الأدب المقارن وأصوله. ثم یقارن بین نتاجات صمد بهرنگی الکاتب والمنتقد الإیرانی فی مجال أدب الأطفال ونتاجات شل سیلورستاین الشاعر وکاتب أدب الأطفال الأمیرکی من حیث الشکل والمضمون. کما یتطرق إلی وجوه الاشتراک والافتراق بینهما من حیث الأجواء الزمانیة والمکانیة، الأشکال، والتراکیب، وخلق الشخصیات، وغیرها. وبالرغم من عدم تأثر مباشر بین الکاتبین إلا أن هناک وجوها مشترکة بینهما علی سبیل التوارد ما جعلنا ندرس تلاقی أفکارهما فی الحوزات الخاصة.وبالرغم من وجود مفارقات أساسیة بین رؤی الکاتبین بسبب التباعد الزمانی والظروف الاجتماعیة المختلفة بینهما إلا أن هناک تشابهات فی مضامینهما: کالمیل إلی التربیة الأسریة، وتناول الموضوعات الاجتماعیة، والسیاسیة، والثقافیة، وکقوة التخیل، والوصف العالی، والحب، والاهتمام بالشعب، والفقر، والحرکة والنشاط، والوفاق، ورؤیة العالم من منظار الأطفال. تجدر الإشارة إلی أن استاین یصور عواقب شخصیات صمد بهرنگی، ما یجعلنا نستنتج أن أفکار صمد بهرنگی تنضج وتتکامل لدی شل سیلور ستاین.
یک حکایت، چند روایت نقد و نظری تطبیقی بر داستان «نگریستن عزراییل بر مردی...» در مثنوی و الهی نامه، با نگاهی به چند ماخذ دیگر (عنوان عربی: حکایة واحدة، روایات متعددة دراسة نقدیة مقارنة لقصة «نظرة عزراییل إلی رجل...» فی المثنوی و إلهی نامه، خلال دراستها فی مصادر أخری)
حوزههای تخصصی:
توضیح و تفسیر قصه ها و تمثیل ها در مثنوی مولانا، کلید شناخت این حماسه عرفانی بزرگ است؛ زیرا مولوی، قصه و تمثیل را برای اثبات دعاوی و آشنایی ذهن مخاطب با عقیده و نظر حکمی و عرفانی خود به کار می برد.در مقاله حاضر سعی شده است با مقایسه یکی از حکایات مثنوی به نام «نگریستن عزراییل بر مردی...» با چند ماخذ دیگر قبل از مثنوی، وجوه برتری قصه پردازی مولانا بر سایرین تبیین شود. به همین منظور، این حکایت از دفتر اول مثنوی با همین حکایت در آثاری مانند کیمیای سعادت غزالی، الهی نامه شیخ عطار، کشف الاسرار میبدی، ترک الاطناب فی شرح الشهاب ابن قضاعی و جوامع الحکایات عوفی، به شیوه نقد تطبیقی مقایسه شده است.مخاطب با مطالعه این آثار درمی یابد این حکایت در مثنوی، طرب انگیزتر و جامع تر از سایر آثار است و رابطه منطقی تری میان اجزای آن وجود دارد.چکیده عربی:إن المفتاح الحقیقی لمعرفة المثنوی بوصفه أکبر حماسة عرفانیة، یتمثل فی توضیح قصصه وتمثیلاته وتفسیرها؛ لأن مولانا جلال الدین یستخدم القصة والتمثیل لإثبات عقائده الحکمیة والعرفانیة وتعرّف المخاطب علیها. ومن هذا المنطلق یحاول هذا المقال جوانب تفوق مولانا فی تناول القصة علی الآخرین بعد مقارنة إحدی حکایات مثنوی بعنوان «نظرة عزراییل إلی رجل...» بمصادر أخری تسبق المثنوی. وتحقیقا لهذا الهدف تم دراسة تلک الحکایة الموجودة فی الدفتر الأول من المثنوی مع أخواتها الموجودة فی نتاجات أخری: ککیمیاء السعادة للغزالی، وإلهی نامه للعطار، وکشف الأسرار لمیبدی، وترک الإطناب فی شرح الشهاب لابن القضاعی، وجوامع الحکایات للعوفی علی سبیل الدراسات النقدیة المقارنة.والقارئ بعد قراءة تلک النتاجات یدرک أن الحکایة المذکورة فی المثنوی ألطف وأجمع من مثیلاتها فی باقی النتاجات وأن هناک انسجاما أکثر بین أجزاءها إذا ما قورن بتلک النتاجات.
بررسی تطبیقی اندیشه های ولتر و آخوندزاده (بررسی چگونگی ورود آرای ولتری به مرزهای ایران از طریق آخوندزاده) (عنوان عربی: دراسة مقارنة بین آراء فولتیر و آخوند زاده (کیفیة دخول آراء فولتیریة إلی الحدود الإیرانیة بواسطة آخوندزاده))
حوزههای تخصصی:
آخوندزاده متاثر از ادبیات غرب، به خصوص فرانسه، با جریان نوگرایی آشنا شد و با نگارش آثاری انتقادی و ادبی، در تحول اجتماعی ایران کوشید. او که به زبان روسی آشنایی کامل داشت، با مطالعه آثار «پوشکین»، «بلینسکی»، «گوگول» و...، با اندیشه های ولتر به صورت غیرمستقیم آشنا شد، و در خلق نمایشنامه هایی کمیک از «مولیر» تاثیر پذیرفت و توانست با خلق نمایشنامه هایش، تحولی در ادبیات فارسی و نقد تاریخی و ادبی به وجود آورد. این تحول، سرآغازی برای نویسندگان نوگرای ایرانی شد، تا با تغییر در نگره های خود، ادبیات را در مسیر تازه و پویایی هدایت کنند که فرد را روی زمین در کنار سایر عوامل طبیعی مورد بررسی قرار دهد، نه به عنوان موجودی انتزاعی در عالم علوی و کسی که دست یافتن به آن تنها ازطریق صیرورت در خلق خیال صورت می گرفت. خیال در منظر جدید خود، در محتوای انسان اجتماعی با نگره های جدید خلاصه می شد و این مهم را آخوندزاده با تحلیل آرا و عقاید متفکران اروپایی به ویژه ولتر انجام داد.مقاله حاضر، تحلیلی از ورود نگره های ولتری از طریق مسیر روسیه به قفقاز و اثرپذیری آخوندزاده از آن اندیشه ها است که از درون شناسی آثار این دو نویسنده، به ویژه داستان «کاندید» ولتر و «تمثیلات» آخوندزاده شکل گرفته است.چکیده عربی: تعرف آخوند زاده علی الحداثة متأثرا بالآداب الغربیة سیما الأدب الفرنسی، وبذل جهوده فی التغییر الاجتماعی فی إیران بتصنیف نتاجات نقدیة وأدبیة. وبما أنه کان یتقن اللغة الروسیة تعرف علی آراء فولتیر بشکل غیر مباشر عبر قراءته لنتاجات بوشکین، وبیبلینسکی، وغوغول، و...کما أنه تأثر بمولیر فی خلق بعض المسرحیات واستطاع أن یحدث تطورا فی الأدب الفارسی والنقد التاریخی والأدبی فی إیران.وکان هذا التطور بدایة خیر للأدباء الحداثیین الإیرانیین لیدلوا الأدب الفارسی علی مجراه الحدیث والنشط لیکون قادرا علی دراسة الفرد فی أرض الواقع إلی جانب باقی الأسباب الطبیعیة ولیس بوصفه کائنا انتزاعیا فی العالم العلوی لایمکن الوصول إلیه إلا عن طریق الهبوط فی الخیال. فالخیال فی ثوبه الجدید ینحصر فی الإنسان الاجتماعی بآراءه الجدیدة واستطاع آخوند زاده أن ینجز هذا التطور بعد دراسته لآراء المفکرین الأوروبیین وعقائدهم خاصة فولتیر.یقوم هذا المقال بتحلیل تسرب الآراء الفولتیریة عن طریق روسیا إلی قوقاز وتأثر آخوند زاده بها وتم معالجة هذا التأثر بعد دراسة لمضامین نتاجاتهما، ولاسیما قصة «کاندید» لفولتیر و «التمثیلات» لآخوند زاده.
بررسی و تحلیل کهنالگوی ایمان ابراهیمی در نگاه مولوی و سورن کرکهگور(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
ادب پژوهی ۱۳۸۷ شماره ۵
حوزههای تخصصی:
نگارنده در این مقاله سعی میکند با توجه به اهمیت مولوی و کرکهگور در جهانبینی عرفان اسلامی و مسیحیت؛ نوع قرائت آن دو را در زمینه کهن الگوی ایمان ابراهیمی بررسی و اشتراکات و افتراقات آن دو را در هنگام خوانش این واقعه (متن) نشان دهد. مهمترین اشتراک مولوی و کرکهگور در این زمینه، گذر از سطوح ظاهری واقعه و رسیدن به حقیقت عمل قربانی فرزند است که حاصل نگاه ویژة آن دو در ساحت دینی و فراتر رفتن از ساحت اخلاقی عمل است. مولوی و کرکهگور- علیرغم اختلاف در برخی نکات- با گذر از صورت قصه به ویژگی خود عمل و نتایج آن پرداختند و وظیفة انسان مؤمن را در ساحت دینی تسلیم شدن در برابر خدا میدانند. تسلیم و ایمانی که نوعی حالت دلسپردگی شورمندانه به خداوند است. کرکهگور دربارة عمل قربانی فرزند، چهار تصویر ارائه میکند که نگاه مولوی از میان آنها تا حدودی به تصویر دوم نزدیک است و آن اینکه ابراهیم یقین دارد فرزندش زنده خواهد ماند. ابراهیم بر این اساس رمز خلوص، از خود گذشتگی، تسلیم و توکل، و مظهر عاشقان از جان و مال و فرزند گذشته معرفی شده که در اصل مقاله به صورت تطبیقی بدان خواهیم پرداخت.