فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱٬۰۰۱ تا ۱٬۰۲۰ مورد از کل ۱٬۱۴۳ مورد.
منبع:
مدیریت سلامت دوره ۱۴ زمستان ۱۳۹۰ شماره ۴۶
۵۶-۴۷
حوزههای تخصصی:
مقدمه: استفاده صحیح از نظام های اطلاعات مراقبت بهداشتی باعث بهبود ایمنی، بروندادها وکیفیت مراقبت، بهبود کارایی و بهره وری، کاهش هزینه ها و رضایت مندی می شود. هدف اصلی هر سازمان مراقبت بهداشتی، به خصوص موسسات بیمارستانی، بهبود کیفیت مراقبت است. چون کاربران اصلی نظام اطلاعات به خصوص نظام اطلاعات بالینی، پزشکان هستند، لذا، بررسی تأثیر استفاده از نظام های اطلاع رسانی پزشکی بر کیفیت مراقبت و عوامل مؤثر بر استفاده پزشکان از این نظام ها ضروری به نظر می رسد. روش کار: این پژوهش از نوع توصیفی - تحلیلی است. برای انتخاب نمونه از روش نمونه گیری در دسترس استفاده شد، که شامل 74 نفر از پزشکان بیمارستان های آموزشی بود. گردآوری داده ها با استفاده از پرسشنامه خود ساخته انجام گرفت که روایی پرسشنامه توسط اساتید متخصص و پایایی آن از طریق آزمون مجدد (test-retest) به تایید رسید. در نهایت داده ها با استفاده از آمار توصیفی و استنباطی مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. یافته ها: یافته های پژوهش نشان داد که نظام های " اطلاعات آزمایشگاه "با میانگین 4.61 و " بررسی علائم حیاتی آنلاین " با میانگین 4.28 و" بررسی اثرات متقابل دارویی " با میانگین 4.08 به ترتیب بیشترین تأثیر را در بهبود کیفیت مراقبت داشته اند. عوامل " نگرانی از امنیت اطلاعات " با میانگین 4.05، " ارتقاء مداوم نظام " با میانگین 4.04، " کمبود اطمینان به کیفیت خدمات نیروهای پشتیبان فناوری اطلاعات " با میانگین3.97 بیشترین تأثیر را در استفاده پزشکان از نظام های اطلاعات پزشکی داشته اند. بحث: پزشکان بیان کردند که نظام های اطلاعاتی در افزایش کیفیت مراقبت نقش مؤثری داشته اند. آن ها نگرانی از امنیت اطلاعات، کمبود مهارت های کامپیوتری، کمبود آموزش جهت استفاده بهینه از تمامی قابلیت های نظام اطلاعاتی و سرعت پایین انتقال اطلاعات را مؤثرترین عوامل در عدم استفاده از نظام های اطلاعاتی بیان کردند. لذا، بهینه سازی نظام های اطلاعاتی، بخصوص در حیطه عوامل مذکور جهت بهبود کیفیت مراقبت سلامت ضروری است.
شناسایی و رتبه بندی عوامل مؤثر بر یکپارچه سازی کتابخانه های دیجیتالی در دانشگاه های علوم پزشکی کشور با روش تاپسیس فازی(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)
منبع:
مدیریت سلامت دوره ۲۰ تابستان ۱۳۹۶ شماره ۶۸
۶۴-۵۳
حوزههای تخصصی:
مقدمه: برای دستیابی به «نظام سلامت مطلوب» در جامعه، دستیابی یکپارچه به سیستم های اطلاعاتی در مراحل مختلف تصمیم گیری، امری ضروری است. کتابخانه دیجیتال یکپارچه از به هم متصل شدن کتابخانه های دیجیتالی پراکنده و ارائه خدمات تحت یک شبکه واحد ایجاد می شود. هدف پژوهش حاضر شناسایی و رتبه بندی عوامل مؤثر بر یکپارچه سازی کتابخانه های دیجیتالی در دانشگاه های علوم پزشکی کشور بوده است. روش کار: این پژوهش به لحاظ هدف کاربردی و از نظر ماهیت از نوع پژوهش های کتابخانه ای و دلفی است. در این پژوهش با استفاده از روش کتابخانه ای، مجموعه عوامل مؤثر بر یکپارچه سازی کتابخانه های دیجیتالی شناسایی شدند. سپس با نظر اعضا هم اندیشی خبرگان، بررسی و نهایی شدند. اعضای هم اندیشی به تعداد 15 نفر، با روش نمونه گیری گلوله برفی انتخاب شدند و با استفاده از نرم افزار تاپسیس فازی وزن عوامل تعیین شد. یافته ها: عوامل مؤثر بر یکپارچه سازی کتابخانه های دیجیتالی به ترتیب تأثیرگذاری عبارتند از: عوامل راهبردی، فنی، دیجیتالی، سازمانی و انسانی. هر کدام از این عوامل شامل مجموعه ای از زیرعامل ها می باشند که اهمیت هر کدام از آن ها نیز به ترتیب اثرگذاری مشخص شده است. نتیجه گیری: عوامل مؤثر در اکثر موارد همان عواملی هستند که در یکپارچه سازی سیستم های اطلاعاتی و کتابخانه های دیجیتالی شناسایی شده اند. اما بر اساس نظرات ابراز شده از سوی هم اندیشی خبرگان در خصوص عوامل مؤثر بر یکپارچه سازی، مجموعه عوامل راهبردی در اولویت اول هستند.
مطالعه ساختار موضوعی مدارک مرتبط با حوزه درمان دیابت نوع دو طی در پایگاه پاب مد: 2014- 2005(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)
منبع:
مدیریت سلامت دوره ۱۹ تابستان ۱۳۹۵ شماره ۶۴
۵۵-۴۳
حوزههای تخصصی:
مقدمه: حوزه دیابت از حوزه های تخصصی است که محققان با تلاش علمی خود، در جهت درمان و بهبود وضعیت فعلی آن در جهان می کوشند. شناسایی زمینه های پژوهشی فعال این حوزه و حدود موضوعاتی که در عرصه علمی در چند ساله اخیر مطرح شده است و نیز ترسیم ارتباط میان این موضوعات در قالب یک نقشه علمی مهم به نظر می رسد. هدف از این پژوهش، بررسی ساختار موضوعی مقالات مرتبط با درمان دیابت نو ع دو است. روش کار: پژوهش حاضر توصیفی با رویکرد علم سنجی و با استفاده از روش تحلیل هم رخدادی واژگان و تکنیک تحلیل شبکه انجام شد. توصیف گرهای مقالات مرتبط، با جستجوی عبارت «Diabetes Mellitus, Type 2» در سرعنوان موضوعی «مش»، با تقسیم فرعی «Therapy» از پایگاه پاب مد در تاریخ (27/12/1393) برای بازه زمانی 1393-1384، استخراج شدند. تحلیل داده ها و ترسیم نقشه علمی با استفاده از نرم افزارهای Ucinet، Netdraw و Ravar Matrix انجام شد. یافته ها: رشد تولیدات علمی در حوزه درمان دیابت نوع دو در بازه زمانی پژوهش سیر صعودی دارد است. بیشترین تولیدات علمی به ترتیب به کشورهای آمریکا، انگلستان، آلمان تعلق دارد. با توجه به شاخص های مرکزیت نزدیکی و بینابینی، مفاهیمی از قبیل: درمان دارویی، دیابت و بیماری های عروقی، از پرکاربردترین موضوعات این حوزه به شمار می روند. نتیجه گیری: تحلیل هم واژگانی می تواند از موضوعات پژوهشی، اصطلاحات مهم و رابطه بین آنها، تحلیل قابل قبولی ارائه دهد. همچنین کاربران و سیاستگذاران بهتر می توانند از وضعیت پژوهشی یک رشته آگاهی یابند و برنامه ریزی مناسب به منظور افزایش کمی و کیفی تولیدات علمی داشته باشند.
کارآیی ادارات کل سازمان بیمه خدمات درمانی با استفاده از روش رتبه بندی کامل تحلیل پوششی داده ها (AP-DEA): 1388(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)
منبع:
مدیریت سلامت دوره ۱۴ زمستان ۱۳۹۰ شماره ۴۶
۴۶-۳۹
حوزههای تخصصی:
مقدمه: سازمان بیمه خدمات درمانی یکی از مهم ترین منابع تأمین مالی حوزه درمان کشور است که با دریافت حق سرانه، برای افراد تحت پوشش خود خرید هوشمند خدمات را انجام می دهد؛ تضمین استفاده بهینه از این منابع، سنجش کارایی این سازمان را ضروری ساخته است. تحلیل پوششی داده ها روش مناسبی در این زمینه محسوب می گردد. محاسبه کارایی و رتبه بندی ادارات کل سازمان بیمه خدمات درمانی با استفاده از روش تحلیل پوششی داده ها هدف پژوهش حاضر بود. روش کار: مطالعه حاضر توصیفی، از نظر زمانی به صورت مقطعی و اهداف آن کاربردی بود. ادارات کل بیمه خدمات درمانی مستقر در استان های کشور جامعه آماری این پژوهش بودند(31 اداره کل). نهادهای پژوهش حاضر شامل نیروی انسانی، هزینه های بالاسری، متراژ ساختمان و زمین و ستاده ها شامل نسبت جمعیت بیمه شده به کل جمعیت هدف، نسبت مؤسسات طرف قرارداد به کل مؤسسات فعال، نسبت بار مراجعات به هزینه های درمانی بود. به منظورتعیین کارایی با روش تحلیل پوشش داده ها، اطلاعات مربوط به نهاده ها و ستاده ها در سال 1388 از دفتر آمار و اطلاعات سازمان بیمه خدمات درمانی بوسیله فرم های طراحی شده توسط پژوهشگر گردآوری شد. سپس در نرم افزار EMS کارایی نسبی ادارات کل سازمان بیمه خدمات درمانی کشور با استفاده از مدل AP مبتنی بر مدلCCR و BCC ورودی محور محاسبه گردید و در نهایت رتبه بندی کامل صورت پذیرفت. یافته ها: میانگین کارایی فنی 31 اداره کل سازمان بیمه خدمات درمانی کشور 0.5093، کارایی مدیریتی 0.5851 و میانگین کارایی مقیاس 0.8292 بود. به عبارت دیگر با تکیه بر نتایج مدل APتحلیل پوششی داده ها با فرض متغیر به مقیاس (DEA-VRS) ظرفیت ارتقای کارایی در ادارات کل سازمان بیمه خدمات درمانی کشور بدون هیچ گونه افزایشی در هزینه ها و به کارگیری همان میزان از نهاده ها در حدود 17 درصد می باشد. از کل ادارات مورد مطالعه 9.7 درصد دارای حداکثر کارایی فنی یک و بالاتر، 32.3درصد دارای کارایی فنی 0.5 تا 1 و کارایی 58 درصد ادارات کل کمتر از 0.5 بود. بحث: یافته ها نشان داد استفاده از مدل AP-DEA مناسب تر از مدل های پایه ای تحلیل پوششی داده ها است. ادارات کل بیمه خدمات درمانی استان هایی که دارای کارایی کمتر از یک می باشند از نظر مقادیر اولیه و بهینه نهاده متراژ فضای فیزیکی، نیروی انسانی و هزینه های بالاسری متفاوت هستند و دارای مازاد نیروی انسانی، فضای فیزیکی و هزینه های بالاسری می باشند لذا برای به حداکثر رسیدن کارایی این سازمان ها باید از میزان مازاد نهاده های مذکور در قالب یک برنامه جامع کم شود تا به سطح مطلوبی از کارایی دست یابند.
رابطه عوامل ساختاری و فرهنگی سازمان با استراتژی مدیریت دانش در مراکز آموزشی درمانی و عمومی دانشگاه علوم پزشکی تهران: 1390(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)
منبع:
مدیریت سلامت دوره ۱۴ پاییز ۱۳۹۰ شماره ۴۵
۹۴-۸۷
حوزههای تخصصی:
مقدمه: در طی چند سال گذشته در جوامع مختلف بحث های زیادی در مورد اهمیت مدیریت دانش صورت گرفته است .از این رو مدیریت دانش به یکی از مهمترین وظایف سازمان هایی تبدیل شده است که تلاش می کنند به سازمان یادگیرنده تبدیل شوند. این پژوهش با هدف بررسی رابطه عوامل ساختاری و فرهنگی سازمان با استراتژی مدیریت دانش در مراکز آموزشی درمانی و عمومی دانشگاه علوم پزشکی تهران صورت گرفته است. روش کار: پژوهش حاضر به روش توصیفی تحلیلی و مقطعی در سال 1390 انجام شده است. جامعه پژوهش را کارکنان مراکز آموزشی درمانی و عمومی دانشگاه علوم پزشکی تهران (9 مرکز) تشکیل می دادند که 200 نفر از آنان به روش تصادفی انتخاب شدند. ابزار گردآوری داده ها پرسشنامه بود که روایی آن با استفاده از روش نظرات متخصصان و روایی آن با استفاده از روش آلفای کرونباخ (0.88) تأیید شده است. داده های جمع آوری شده با استفاده از نرم افزار SPSS به طریق روش آماری توصیفی (از جمله جدول، میانگین و واریانس) و با استفاده از ضریب همبستگی اسپیرمن مورد تحلیل قرار گرفت. یافته ها: نتایج حاکی از متوسط بودن وضعیت مدیریت دانش به دلیل رسمیت و تمرکز زیاد در ساختار سازمانی مراکز مورد پژوهش است. همچنین ضریب همبستگی نشان داد که بین ابعاد ساختاری و ابعاد فرهنگی سازمان و مدیریت دانش ارتباط معناداری وجود دارد (p<0.005)، بطوری که این ارتباط با تمرکز و رسمیت، منفی (به ترتیب با ضریب همبستگی 0.272- و 0.144-) و با جریان ارتباطات و تسهیم دانش و یادگیری مستمر، مثبت (به ترتیب با ضریب همبستگی 0.223، 0.217 و 0.162) است. بحث: با توجه به همبستگی بین عوامل ساختاری و فرهنگی سازمان با مدیریت دانش و همچنین نقش دانش در کیفیت خدمات درمانی ارائه شده توسط مراکز، توصیه می شود در استقرار مدیریت دانش در مراکز درمانی به ابعاد ساختاری و فرهنگی سازمان توجه لازم و همه جانبه صورت گیرد و تاحد امکان با دادن آزادی عمل به کارکنان و عدم اعمال محدودیت های بیش از حد، فضا را برای ارتباطات همه جانبه و تبادل اطلاعات بصورت مداوم فراهم نموده و فرهنگ اعتماد را تقویت و حمایت کنند.
مصورسازی شبکه همکاری علمی پژوهشگران فصلنامه مدیریت سلامت با رویکرد علم سنجی: 1392 تا 1396(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)
منبع:
مدیریت سلامت دوره ۲۱ زمستان ۱۳۹۷ شماره ۷۴
۵۰-۳۵
حوزههای تخصصی:
مقدمه: امروزه مجلات علمی معتبر به عنوان موتور محرک تاثیرگذار بر توسعه جوامع شناخته شده اند. در این بین ارتباط علمی به عنوان مهم ترین و موثرترین ابزار برای توسعه علم و دانش در جامعه اطلاعاتی به شمار می رود. از آن جا که فصلنامه مدیریت سلامت دومین نشریه برتر(طی سنوات مورد بررسی) دراتخاذ ضریب تاثیر در حوزه نشریات علوم پزشکی می باشد پژوهش حاضر با نگاه علم سنجی به بررسی و مصورسازی شبکه های همکاری علمی پژوهشگران این فصلنامه می پردازد. روش ها: پژوهش حاضر، علم سنجی و از نوع کاربردی است. جامعه پژوهش شامل 165 مقاله ای است که در سال های 1392 تا 1396 در نشریه مدیریت سلامت منتشر شده است. ترسیم و تحلیل شبکه های هم نویسندگی، با استفاده از نرم افزار تحلیل شبکه های اجتماعی یو.سی.آی.نت و همچنین، ترسیم نقشه های چگالی با کمک نرم افزار وی.او.اس.ویوور انجام شد. یافته ها: در مبحث مشارکت علمی، پژوهشگران فصلنامه تمایل زیادی به مشارکت گروهی داشته و همکاری علمی در این فصلنامه بالا بوده است. بیشترین میزان چگالی در شبکه هم تالیفی نویسندگان فصلنامه مذکور به رضاپور، سیدین، باقری فرادنبه، ابوالقاسم گرجی و نورایی مطلق اختصاص داشت. بررسی شبکه هم نویسندگی دانشگاه ها و موسسات همکار نشان داد که دانشگاه علوم پزشکی ایران ، دانشگاه علوم پزشکی تهران و دانشگاه شهید بهشتی به عنوان قطب شبکه شناخته می شوند. نتیجه گیری: مشارکت گروهی در فصلنامه مدیریت سلامت از سطح بالایی برخوردار بوده و 94 درصد از مقالات مجله به صورت مشارکت گروهی است. این امر بیانگر افزایش تمایل نویسندگان به تولید مدارک مشارکتی بوده است.
خوشه بندی فازی دانشگاه های علوم پزشکی کشور بر اساس شاخص های تجویز دارو در سال 1387(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)
منبع:
مدیریت سلامت دوره ۱۷ بهار ۱۳۹۳ شماره ۵۵
۵۰-۴۳
حوزههای تخصصی:
مقدمه: تلاش در راستای بهبود تجویز و مصرف بهنجار و علمی دارو یکی از وظایف متولیان عرصه سلامت می باشد. فعالیت های انجام شده با هدف ارتقاء سطح نسخه نویسی پزشکان و فرهنگ مصرف دارو در بین مردم، شاخص های مربوط به تجویز و مصرف منطقی دارو در کشور کاهش داده است. هدف از این بررسی شناسایی قطب های همگن در بین دانشگاه های علوم پزشکی کشور با توجه به تفاوت بافت اجتماعی، اقتصادی و فضای فرهنگی حاکم بر مناطق مختلف بود. روش کار: در این مطالعه مقطعی– تحلیلی، خوشه های همگن در بین دانشگاه های علوم پزشکی کشور با به کارگیری تکنیک خوشه بندی فازی بر مبنای شاخص های تجویز دارو در کشور در سال 1387 به دست آمد که توسط کمیته کشوری تجویز و مصرف منطقی دارو گردآوری شده است. تحلیل آماری داده ها با استفاده از نرم افزار بر روی داده های 30 دانشگاه علوم پزشکی کشور انجام گردید. یافته ها: دانشگاه های علوم پزشکی بر اساس روش خوشه بندی فازی به چهار خوشه تقسیم شدند که هر خوشه دربردارنده عناصری است که به لحاظ شاخص های مورد بررسی دارای شباهت بیشتری به هم هستند و ساختاری متفاوت با دیگر خوشه ها دارند. در بین خوشه های به دست آمده، خوشه چهارم یعنی استان گلستان بیشترین متوسط تجویز اقلام دارویی را بین سایر استان ها و در خوشه های مختلف داربود. نتیجه گیری: شناسایی و طبقه بندی مناطق همگون و شناسایی قطب های همگن کشور در تجویز و مصرف منطقی دارو به منظور مطالعه ویژگی های هر یک از این قطب ها و دستیابی به نقاط ضعف و قوت هر یک صورت می پذیرد که بر اساس یافته های این پژوهش خوشه چهارم یعنی استان گلستان نیاز به تغییر فرهنگ پزشکان و مردم منطقه دارد.
کاربست مدل تحلیل تفسیری _ ساختاری در بازنگری اولویت های طرح تحول سلامت: سیاست گذاری مبتنی بر شواهد(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)
منبع:
مدیریت سلامت دوره ۲۲ پاییز ۱۳۹۸ شماره ۷۷
۲۷-۹
حوزههای تخصصی:
مقدمه: با توجه به گذشت پنج سال از اجرای طرح تحول نظام سلامت، لزوم ارزیابی مجدد برنامه و انطباق این برنامه ها با نیازها و سیاست های کلان جامعه ضروری به نظر می رسد. هدف پژوهش حاضر، استفاده از شواهد علمی مرتبط با حوزه سلامت و تلفیق این شواهد با تجربیات، قضاوت و تخصص خبرگان این حوزه جهت دستیابی به اولویت های بازنگری در طرح تحول نظام سلامت به منظور انطباق این طرح با نیازهای آینده کشور است. روش ها: مطالعه حاضر پژوهشی کیفی است. در ابتدا با استفاده از مطالعات کتابخانه ای به جمع آوری شواهد علمی در رشته های مرتبط با حوزه سلامت در سال 1397 پرداخته شد. سپس مصاحبه های نیمه ساختاریافته ای با 15 نفر از خبرگان و کارشناسان حوزه سلامت که با روش نمونه گیری گلوله برفی انتخاب شده بودند، انجام شد. یافته ها: تعداد 12خط مشی حاصل از مطالعات کتابخانه ای و مصاحبه ها با روش تحلیل تم استخراج و با استفاده از روش تحلیل تفسیری – ساختاری اولویت بندی گردید نتیجه گیری: سیاست گذاری مبتنی بر شواهد باید به عنوان رویکرد اصلی در نظام سلامت مورد استفاده قرار گیرد. در راستای این رویکرد می باید بر چهار حوزه پیونددهنده و محرک در نظام سلامت یعنی سیاست های مرتبط با سالمندی، سیاست های پیشگیری از بیماری ها و سلامت روان، سیاست های مرتبط با حوادث و سوانح و سرانجام سیاست های مرتبط با توسعه و اصلاح فرآیندهای درونی مانند پرونده الکترونیک، تدوین خطوط راهنمای درمانی و نظام ارجاع و پزشک خانواده، توجه شود.
رابطه رهبری تحول گرا و عملکرد شغلی کارکنان در بیمارستان فارابی(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)
منبع:
مدیریت سلامت دوره ۱۹ پاییز ۱۳۹۵ شماره ۶۵
۳۰-۲۲
حوزههای تخصصی:
مقدمه: در محیط پویای کنونی رهبران تحول گرا نقشی تعیین کننده در تغییر و تحولات سازمان ها دارد. هدف از انجام این پژوهش شناسایی رابطه رهبری تحول گرا و عملکرد شغلی کارکنان در بیمارستان فارابی بوده است. روش کار: پژوهش حاضر از نوع توصیفی و همبستگی است. جهت انتخاب نمونه، 57 نفر از مدیران به روش سرشماری، سپس از بین کارکنان زیرمجموعه این مدیران، 216 نفر انتخاب شدند. داده ها با استفاده از پرسشنامه چند عاملی رهبری و استاندارد عملکرد شغلی پاترسون جمع آوری گردید. تحلیل داده های پژوهش از طریق آزمون پارامتری ضریب همبستگی پیرسون و رگرسیون خطی چندگانه با استفاده از نرم افزار SPSS انجام شد. یافته ها: میانگین عملکرد شغلی کارکنان بیمارستان فارابی برابر با 39/0± 7/4 و میانگین رهبری تحول گرا در بین مدیران از دیدگاه کارکنان 4/4 بدست آمد. نتایج حاصل از آزمون هبستگی نشان داد که رابطه معنی داری (P-value<0.05) بین مؤلفه های چهارگانه سبک رهبری تحول گرا و عملکرد شغلی کارکنان وجود دارد. ضریب همبستگی برای هریک از مولفه های رهبری تحول گرا به ترتیب نفوذ آرمانی (59 درصد)، انگیزش الهام بخش (48 درصد)، ترغیب ذهنی (56 درصد) و ملاحظات فردی (43 درصد) بدست آمد. همچنین بررسی اثر همزمان ابعاد رهبری تحول گرا بر عملکرد شغلی با استفاده از رگرسیون چندگانه نشان داد که متغیرهای نفوذ آرمانی 42 درصد و ترغیب ذهنی 39 درصد بر روی عملکرد شغلی کارکنان تأثیر مثبت داشته اند. نتیجه گیری:ایجاد و توسعه ابعاد و عوامل مرتبط با رهبری تحول گرا می تواند زمینه را برای استفاده افراد از رهبری تحول گرا فراهم سازد و منجر به ارتقای عملکرد سازمان های سلامت شود.
بررسی میزان همکاری های علمی در مقالات قلب و عروق ایران در وبگاه علوم : 2002 تا 2011(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)
منبع:
مدیریت سلامت دوره ۱۷ تابستان ۱۳۹۳ شماره ۵۶
۵۵-۴۶
حوزههای تخصصی:
مقدمه: همکاری علمی فرآیندی است که طی آن دو یا چند نویسنده با هدف خلق اثری مشترک، منابع و استعدادهای خود را به اشتراک می گذارند. یکی از اشکال همکاری علمی، هم تألیفی است. این مطالعه به بررسی میزان هم تألیفی در مقالات حوزه قلب و عروق ایران طی سال های 2002 تا 2011 در وبگاه علوم ( ( WOS ) Web of Science ) می پردازد. روش کار: این پژوهش از نوع پیمایشی و به روش توصیفی- تحلیلی است. جامعه پژوهش شامل کلیه مقالات حوزه قلب و عروق ایران است که در سال های مذکور در وبگاه علوم نمایه شده اند. شاخص همکاری، درجه همکاری و ضریب همکاری جهت بررسی میزان همکاری محاسبه شدند. یافته ها: تولید علم در حوزه قلب و عروق در طول این سال ها روندی صعودی داشته است و تعداد مقالات از سال 2002 به بعد افزایش یافته است. مقالات سه نویسنده ای بیشترین و مقالات تک نویسنده ای کمترین تعداد مقالات را به خود اختصاص داده اند. همچنین مشخص گردید محققان ایرانی به همکاری های داخلی تمایل بیشتری دارند. به لحاظ شاخص های همکاری نیز، همکاری علمی در میان نویسندگان حوزه قلب و عروق در سطح مطلوبی قرار دارد و روندی رو به رشد داشته است. نتیجه گیری: سال 2002 به نوعی نقطه شروعی برای افزایش فعالیت علمی محسوب می شود. تمایل افراد، به ویژه در سال های اخیر به انجام فعالیت های پژوهشی در گروه های علمی است. با توجه به بین رشته ای بودن حوزه قلب و عروق، همکاری و اشتراک دانش متخصصان این حوزه با یکدیگر و متخصصان سایر حوزه ها می تواند در بهبود و ارتقاء تولیدات علمی موثر واقع شود.
ارائه ی معماری سیستم توصیه گر پژوهشی براساس عوامل زمینه ای شناسایی شده در حوزه علوم پزشکی(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)
منبع:
مدیریت سلامت دوره ۲۱ بهار ۱۳۹۷ شماره ۷۱
۹۳-۷۹
حوزههای تخصصی:
ﻣﻘﺪﻣﻪ: سیستم های توصیه گر در حوزه پژوهش های علمی، یکی از ابزارهای هوشمندی هستند که مقالات علمی مناسب را براساس نیاز پژوهش گران پیشنهاد می دهند. پژوهش های پیشین نشان داده است که عوامل زمینه ای شامل کاربران، محیط و سیستم، در کیفیت طراحی و پیاده سازی سیستم های توصیه گر اثرگذار است؛ بنابراین، هدف این پژوهش شناسائی عوامل زمینه ای کاربرمدارنه تأثیرگذار بر فرآیند پیشنهاد دهی مقاله های علمی به پژوهش گران حوزه علوم پزشکی و در نهایت ارائه معماری برای طراحی و ساخت این سیستم هاست. روش ها: عوامل زمینه ای تاثیرگذار بر پیشنهاددهی سیستم های توصیه گر، از 50 مصاحبه نیمه ساختاریافته با دانشجویان مقطع دکتری و اساتید حوزه علوم پزشکی شناسایی شدند و در سه مرحله با روش های کدگذاری باز، محوری و انتخابی، با استفاده از رویکرد موسوم به نظریه زمینه ای تحلیل شده اند. سپس عوامل زمینه ای شناسایی شده بر طبق معماری چند لایه ای برای طراحی سیستم توصیه گر پژوهشی به کار گرفته شدند. یﺎﻓﺘﻪﻫﺎ: نتایج نشان می دهد که هدف، سواد و مهارت های پیشین، وضعیت روحی روانی، انتظارات و تصورات، شبکه شغلی و اجتماعی از عوامل تأثیرگذار در طراحی سیستم های توصیه گر مقالات علمی در حوزه علوم پزشکی هستند. ﻧﺘﯿﺠﻪﮔﯿﺮی: دراین مطالعه معماری طراحی و ساخت سیستم های توصیه گر مقالات پژوهشی با به کارگیری عوامل یاد شده ارائه شد و انتظار می رود نتایج این پژوهش بتواند برای سایر سیستم های اطلاعاتی در این حوزه نیز سودمند باشد.
تاثیر استقرار طرح تحول نظام سلامت بر پرداخت رسمی بیماران بخش قلب: مطالعه موردی(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)
منبع:
مدیریت سلامت دوره ۲۱ تابستان ۱۳۹۷ شماره ۷۲
۹۸-۹۰
حوزههای تخصصی:
مقدمه: سلامت از جمله حقوق طبیعی و نیازهای اساسی انسان ها بوده و به عنوان یکی از پیش شرط های اصلی نظام های رفاه اجتماعی شناخته شده است. با این وجود نبود محافظت مالی در سلامت به عنوان یکی از بیماری های نظام های سلامت شناخته شده است. پس از روی کار آمدن دولت یازدهم، وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی طرح تحول سلامت را به دنبال محافظت مالی از مردم تدوین کرد. روش ها: پژوهش حاضر، مطالعه ای مقایسه ای از نوع مقطعی می باشد. جامعه آماری پژوهش صورتحساب کلیه بیماران بخش قلب مرکز در بازه زمانی مشخص شده بودند. با استفاده از جدول مورگان و روش نمونه گیری تصادفی طبقه ای به ترتیب تعداد 120 و 154 نمونه از پرونده های بخش قلب در سال های 92 و 93 انتخاب شد. داده های مورد نیاز از صورتحساب مالی بیماران استخراج و با استفاده از روش آماری t-test و من ویتنی تحلیل شد. برای تحلیل داده ها از نرم افزار SPSS v.22 استفاده گردید. یافته ها: با افزایش زیاد تعرفه های خدمات درمانی طی اجرای طرح، میزان پرداخت رسمی بیماران کاهش چشمگیری نداشته است. همچنین، سازوکارهای بیمه ای مانع از رسیدن طرح تحول به هدف کاهش میزان پرداخت مستقیم بیمار شده است. نتیجه گیری: نتایج مطالعه بیانگر تأثیر عوامل مختلفی همچون سازوکارهای بیمه ای، تعرفه خدمات درمانی، نوع بیمه فرد، سرپایی یا بستری بودن می باشد؛ بنابراین، شایسته است دولت نتایج حاصل از مطالعه را در برنامه ریزی به منظور افزایش پوشش و محافظت مالی مردم به کار گیرد.
ارائه یک الگوی برای نظام ملی ثبت سرطان ایران
منبع:
مدیریت سلامت بهار ۱۳۸۳ شماره ۱۵
۱۵-۳
حوزههای تخصصی:
مقدمه: در هزاره جدید، مردم با چالش های جدی در مراقبت بهداشتی از جمله روند رو به رشد بیماری های غیرواگیر مواجه هستند. از میان بیماریهای غیرواگیر، بیماری های قلب و عروق، سرطان و دیابت به ترتیب سهم بیشتری را به خود اختصاص داده اند. از آنجا که بیماری سرطان در سنین بالا رخ می دهد باتوجه به جوان بودن جمعیت کشورمان و همچنین افزایش امید به زندگی انتظار می رود که میزان بروز این بیماری در سالهای آینده به سرعت افزایش یابد. در دهه گذشته در کشورمان به رغم تحولات مثبت در بسیاری از زمینه های بهداشت و درمان به مقوله ثبت سرطان بر پایه استانداردهای بین المللی کمتر توجه شده است. تحقیقات موثر کاربردی به ویژه در زمینه علت شناسی تحقق اهداف پیشگیری برنامه های غربالگری در نظام بهداشت و درمان کشور و ارزیابی میزان کارایی استراتژی های مربوط به آنها وقتی میسر است که نظام ملی ثبت سرطان ایجاد و داده های آن کامل و بهنگام جمع آوری گردد. این پژوهش به منظور مطالعه تطبیقی نظام ملی ثبت سرطان انگلیس، دانمارک، مالزی و ایران و ارائه الگوی مناسب برای ایران در سال 1382 به صورت مقطعی – مقایسه ای انجام گرفت. روش پژوهش: در این پژوهش با استفاده از منابع کتابخانه ای، اینترنت، مشاوره با متخصصان داخل و خارج کشور نظام ملی ثبت سرطان انگلستان، دانمارک و مالزی مورد ارزیابی قرار گرفت و باتوجه به شرایط اقتصادی، فرهنگی و جغرافیایی کشور الگویی برای نظام ملی ثبت سرطان کشورمان پیشنهاد گردید. این الگو با روش دلفی طی سه مرحله آزمون شد. برای هر مرحله پرسشنامه ای ساخته شد. نهایتا پس از تجزیه و تحلیل الگوی نهایی ارائه گردید. یافته ها: یافته های پژوهش نشان داد که به منظور بهینه سازی ثبت سرطان در کشور و کاهش هزینه ها، می بایست درساختار عناصر اطلاعاتی معیار ثبت فرایند گردآوری داده ها سیستم طبقه بندی و همچنین کنترل کیفیت داده ها در نظام فعلی ثبت سرطان کشور تجدیدنظر به عمل آید. نتایج مقایسه محورهای نظام ملی ثبت سرطان کشورهای منتخب در شش جدول و الگوی پیشنهادی اولیه و نهایی در دو دیاگرام نشان داده شده است. بحث ونتیجه گیری: مقایسه عناصر اطلاعاتی نظام ملی ثبت سرطان کشور با کشورهای تحت بررسی نشان داد که عناصر اطلاعاتی که در حال حاضر جمع آوری می شود نه تنها نیازهای ملی را برآورد نمی کند، بلکه با توصیه های موسسات بین المللی تحقیقات سرطان شناسی نیز مطابقت ندارد. در این پژوهش با بررسی های انجام شده مجموعه داده های ضروری نظام ملی ثبت سرطان که بتواند نیازهای ملی و بین المللی را برآورده سازد توصیه شده است. امید است با ساختار پیشنهادی، در آینده نزدیک شاهد یک فرایند کارامد در گردآوری داده ها باشیم.
کاربرد روش های تحلیل شبکه ای و تاپسیس فازی در تحلیل کیفیت خدمات الکترونیک بخش مراقبت های بهداشتی(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)
منبع:
مدیریت سلامت دوره ۱۷ بهار ۱۳۹۳ شماره ۵۵
۲۸-۱۷
حوزههای تخصصی:
مقدمه: کاهش هزینه های خدمات بهداشتی و درمان و نیز ارائه خدمات بهداشتی و درمان با کیفیت، به یک اولویت جهانی تبدیل شده است. هدف از این تحقیق به کارگیری مفهوم کیفیت خدمات الکترونیک در بخش مراقبت های بهداشتی بر اساس رویکرد سروکوال و ارائه چارچوبی برای تحلیل و ارزیابی خدمات مراقبت بهداشتی الکترونیکی می باشد. روش کار: در این تحقیق مدلی بر اساس روش تصمیم گیری چند معیاره ساخته شد که شامل ترکیب فرآیند تحلیل شبکه ای برای به دست آوردن وزن معیارهای کیفیت خدمات الکترونیکی و تاپسیس فازی جهت ارزیابی و اولویت بندی ارائه دهندگان مراقبت بهداشتی الکترونیکی است. ابزار گردآوری اطلاعات پرسشنامه فرآیند تحلیل شبکه ای و تاپسیس فازی می باشد که در چهار بیمارستان شهر رشت مورد ارزیابی قرار گرفته است و تحلیل داده ها به وسیله نرم افزار Super decision صورت گرفت. زمان مربوط به گردآوری داده ها و انجام مطالعه سالهای 1391 تا 1392 بود. یافته ها: معیارهای مربوط به ابعاد سنجش سروکوال الکترونیک استفاده شده در این تحقیق دارای شش معیار اصلی و 19 زیرمعیار می باشد که رتبه بندی شدند. چهار بیمارستان گلسار، قائم، آریا و پورسینا به ترتیب رتبه یک تا چهار را کسب کردند و معیارها و زیرمعیارهای تحقیق که مورد شناسایی قرار گرفتند هر کدام رتبه ای را به خود اختصاص دادند که نشان دهنده اهمیت آن ها در ارزیابی کیفیت خدمات الکترونیک در مراقبت های بهداشتی می باشد. نتیجه گیری: با اجرای این پژوهش می توان با معرفی معیارها و زیر معیارهای مربوط به کیفیت خدمات الکترونیک اهمیت هر کدام از آن ها را مشخص کرد و به بهتر شدن هر چه بیشتر عملکرد خدمات مراقبت های بهداشتی کمک کرد.
ارزیابی انتظارات و ادراکات بیماران بستری در بخش های جراحی قلب و عروق بیمارستان های خصوصی شهر مشهد از کیفیت خدمات، با استفاده از مدل سرویوس در سال 1395(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)
منبع:
مدیریت سلامت دوره ۲۰ تابستان ۱۳۹۶ شماره ۶۸
۸۵-۷۵
حوزههای تخصصی:
مقدمه: در حوزه خدمات سلامت، اعتلای کیفیت از اهمیت فراوانی برخوردار است و باعث افزایش رضایتمندی بیماران می شود. بهبود کیفیت خدمات بیمارستانی، نخست مستلزم ارزیابی انتظارات و ادراکات بیماران از کیفیت خدمات است. هدف از این مطالعه، تعیین انتظارات و ادراکات بیماران از کیفیت خدمات بخش های جراحی قلب بیمارستان های خصوصی مشهد بوده است. روش کار: این مطالعه مقطعی بر روی 136 بیمار بستری در بخش های جراحی قلب بیمارستان های خصوصی شهر مشهد انجام شده است. ابزار جمع آوری داده ها پرسشنامه استاندارد شده «سرویوس» (SERVUS) است. کیفیت خدمات در شش حیطه و در دو مقطع زمانی متفاوت (زمان پذیرش و ترخیص) ارزیابی و برای تحلیل داده ها از آمار توصیفی و تحلیلی استفاده شده است. یافته ها: کیفیت خدمات در هر دو بخش انتظارات و ادراکات و در همه شش حیطه در حد رضایت بخش بود. این حیطه ها شامل: عوامل ملموس، قابلیت اعتماد، پاسخگویی، تضمین، همدلی و قابلیت استفاده بود. همچنین در هر شش حیطه و در کل شکاف منفی بین انتظارات و ادراکات وجود داشت، یعنی کیفیت خدمات دریافت شده، پایین تر از انتظارات بود. شکاف بین انتظارات و ادراکات کل برابر 0.73- بوده و از لحاظ آماری معنی دار بود. بین انتظارات کل با سن همبستگی معکوس معنی دار وجود داشت. همچنین بین انتظارات کل با رضایت بیمار همبستگی مستقیم معنی دار مشاهده گردید. نتیجه گیری: با توجه به شکاف منفی مشاهده شده در هر شش حیطه و ماهیت بیشتر این حیطه ها که به نوعی متاثر از نحوه تعامل بیمار و کارکنان هستند، اتخاذ تدابیری نظیر آموزش روابط بین فردی به کارکنان، می تواند در کاهش این شکاف موثر باشد.
بررسی وضعیت ابربرچسب ها در ساختار وب سایت های کتابخانه های مرکزی دانشگاه های علوم پزشکی ایران(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)
منبع:
مدیریت سلامت دوره ۱۵ تابستان ۱۳۹۱ شماره ۴۸
۲۳-۱۳
حوزههای تخصصی:
مقدمه: یکی از راه های پیشنهادی برای سازماندهی اطلاعات وب سایت ها، استفاده از ابربرچسب هاست. استفاده از انواع ابربرچسب ها می تواند در میزان دقت بازیابی موتورهای کاوش و همچنین بالا بردن رتبه وب سایت در لیست نتایج موتورهای کاوش تأثیرگذار باشد. هدف از این مطالعه بررسی وضعیت ابربرچسب ها در ساختار وب سایت های کتابخانه های مرکزی دانشگاه های علوم پزشکی ایران بود. روش کار: این مطالعه به روش پیمایش توصیفی و بر روی 31 وب سایت انجام شد که در کل 342 صفحه وب را تشکیل می دادند. تعداد صفحات از طریق نقشه سایت شمارش شد و داده ها با استفاده از سیاهه وارسی جمع آوری شده و با استفاده از نرم افزار SPSS مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. یافته ها: از میان 15 نوع ابربرچسب مورد بررسی، ابربرچسب های عنوان (98.53 درصد) و مجموعه نویسه ها ) 89.47 درصد) بیشترین میزان استفاده و ابربرچسب تجدیدکردن ) صفر درصد) کمترین میزان استفاده را در میان ابربرچسب های دیگر داشتند. میزان استفاده ابربرچسب های کلیدواژه و توصیف نیز به ترتیب 55.6 و 55.2 درصد بود. در کل، 100 درصد وب سایت های مورد بررسی، حداقل از یکی از ابربرچسب ها استفاده کرده بودند. بحث: ابربرچسب های عنوان، مجموعه نویسه ها، روبات، کلیدواژه و توصیف مورد توجه بیشتر طراحان وب سایت های کتابخانه های مرکزی دانشگاه های علوم پزشکی بوده، در حالی که ابربرچسب های موثر گوگل بوت، تجدید کردن، اقلام بی اعتبار، حافظه نهان کمتر مورد عنایت واقع شده اند. مشارکت کتابداران در ایجاد وب سایت های کتابخانه ها و توجه به استفاده از انواع ابربرچسب های مورد نیاز نقش فزاینده ای در بازیابی اطلاعات الکترونیکی خواهد داشت.
پیش بینی تولد نوزاد نارس در مادران باردار شده از طریق فن آوری های کمک باروری با استفاده از شبکه عصبی(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)
منبع:
مدیریت سلامت دوره ۱۸ زمستان ۱۳۹۴ شماره ۶۲
۵۱-۴۲
حوزههای تخصصی:
مقدمه: امروزه فن آوری های کمک باروری به طور گسترده ای برای درمان ناباروری زوجین مورد استفاده قرار می گیرد. میزان تولد نارس در نوزادان مادرانی که از طریق فن آوری های کمک باروری باردار گردیده اند، بیش تر از بارداری های طبیعی می باشد. هدف این مطالعه پیش بینی تولد نوزادان نارس در مادران باردار شده از طریق فن آوری های کمک باروری می باشد. روش کار: در این مطالعه گذشته نگر، ابتدا 45 متغیر تاثیرگذار بر تولد نارس در مادران باردار شده از طریق فن آوری های کمک باروری شناسایی شدند و از پرونده بالینی این مادران در بیمارستان صارم از سال 1377 تا شهریور 1393، در پاییز 1393 استخراج شد. متغیرهای تاثیرگذار با استفاده از الگوریتم انتخاب ویژگی و درخت تصمیم در نرم افزار SPSS Clementine شناسایی شد. شبکه عصبی پرسپترون چند لایه در نرم افزار Matlab طراحی گردید. ارزیابی شبکه بر اساس ماتریس آشفتگی و معیارهای ویژگی، حساسیت و صحت انجام گردید. یافته ها: با استفاده از الگوریتم انتخاب ویژگی و درخت تصمیم، 15 متغیر تاثیرگذار به عنوان ورودی شبکه عصبی انتخاب گردید. شبکه پرسپترون چند لایه طراحی و ارزیابی شد. شبکه عصبی طراحی شده در داده های تست دارای صحت2/87 درصد، حساسیت 0/80 درصد، ویژگی 2/88 درصد و در کل داده ها دارای صحت 4/95 درصد، حساسیت 0/95 درصد و ویژگی 5/95 درصد بود. نتیجه گیری: با توجه به نتایج به دست آمده از این پژوهش، استفاده از شبکه پرسپترون چند لایه برای پیش بینی نتیجه زایمان از نظر تولد نوزاد ترم یا نوزاد نارس در مادران باردار شده از طریق فن آوری های کمک باروری می تواند در پیشگیری از عوارض تولد نوزاد نارس کمک کننده باشد.
ترسیم شبکه های هم تألیفی حوزه طب اورژانس ایران با استفاده از تحلیل خوشه ای(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)
منبع:
مدیریت سلامت دوره ۱۵ تابستان ۱۳۹۱ شماره ۴۸
۸۰-۶۹
حوزههای تخصصی:
مقدمه: ساختار شبکه های هم تألیفی ( co-authorship ) از گرهها/نویسندگان و روابط بین گرهها تشکیل شده است. فنون تحلیل شبکه اجتماعی برای کشف الگوهای این روابط به کار می رود. هدف از این پژوهش، ترسیم شبکه علمی حوزه طب اورژانس ایران طی سالهای 2001 تا 2011 است. روش کار : پژوهش حاضر با استفاده از فنون تحلیل شبکه اجتماعی و تحلیل خوشه انجام شده است منبع گردآوری داده ها، پایگاه اطلاعاتی web of science است. گردآوری داده ها به دو صورت جستجوی موضوعی و جستجو با نام تک تک متخصصین صورت گرفت. برای تعیین الگوهای استنادی از دو شاخص، عامل تأثیر و تعداد استنادات استفاده شد . تجزیه و تحلیل داده ها از طریق نرم افزار های Histcite ، Bibexcel و Pajek صورت گرفت. یافته ها: یافته ها نشان دادند که روند صعودی مقالات حوزه طب اورژانس، در سه سال اخیر بوده است. بیشترین همکاری بین المللی در سال 2011 با هفت مقاله مشاهده شد. بیشترین تعداد مقالات در سال2011 با 37 مقاله و بیشتیرین میزان استناد در سال 2007 با 84 استناد بود. ترسیم شبکه حوزه طب اورژانس از هفت خوشه و شبکه متخصصین طب اورژانس از 11 خوشه تشکیل شده است. بحث: به علت بین رشته ای بودن حوزه طب اورژانس، همکاری و اشتراک دانش متخصصین طب اورژانس با متخصصین سایر رشته ها در پیشرفت این حوزه می تواند موثر واقع شود
دیدگاه کارکنان مدارک پزشکی نسبت به مهارت های لازم در بخش مدارک پزشکی (بیمارستان های آموزشی -درمانی دانشگاه علوم پزشکی تبریز: 1386)(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)
منبع:
مدیریت سلامت ۱۳۸۷ شماره ۳۴
۴۸-۴۳
حوزههای تخصصی:
مقدَمه: پیشرفت های علوم پزشکی و فناوری اطَلاعات ، سازمان های ارائه کننده ی خدمات سلامت را به محیط های رقابتی و مشتری گرا مبدل کرده است. در چنین محیط هایی فرصت های زیادی در اختیار متخصصان مدارک پزشکی قرار می گیرد که فقط برای کسانی قابل استفاده است که دارای مهارت های لازم باشند. هدف این پژوهش بررسی دیدگاه کارکنان مدارک پزشکی درباره ی مهارت های لازم در بخش مدارک پزشکی بیمارستانهای و آموزشی درمانی دانشگاه علوم پزشکی تبریز بود. روش بررسی: این مطالعه از نوع توصیفی -مقطعی در سال 1386 انجام گرفت. نمونه ی مورد مطالعه 12 مسئول بخش مدارک پزشکی و 48 نفر از کارکنان بخش مدارک پزشکی در 12 بیمارستان دانشگاه علوم پزشکی تبریز (60 نفر) است. داده ها از طریق یک پرسشنامه ی محقق ساخته با استفاده از متون موجود و با مراجعه حضوری به مراکز جمع آوری گردید. اولویت بندی مهارت های مورد نیاز با توجَه به پاسخ نمونه ها و نمره گذاری انتخاب های پنج گانه صورت گرفت. تجزیه و تحلیل اطَلاعات با نرم افزار آماری SPSS انجام شد. یافته ها: اکثر پاسخ دهندگان مونث(73درصد) ؛ میانگین سابقه ی کاری 6 پاسخ دهندگان /8 سال بود. مهمترین مهارت های لازم برای کارکنان مدارک پزشکی به تفکیک سه نوع مهارت اصلی به ترتیب عبارت بودند از: مهارتهای عمومی (شامل توانایی به کارگیری رایانه، سرعت عمل همراه با سرعت بالا، مسئولیت پذیری، خود یاد گیری و مدیریَت تغییر)، مهارتهای ارتباطی(شامل توانایی ارتباط با مدیران، بیماران، پزشکان)، و مهارتهای اختصاصی (شامل گزارش دهی، پردازش داده ها، مستند سازی، آشنایی با HIS ، بازیابی اطَلاعات و کد گذاری صحیح). نتیجه گیری: نیاز حیاتی نظام سلامت به اطلاعات و حرکت به سوی پرونده الکترونیک سلامت باعث شده که کارکنان بخش مدارک پزشکی به مهارت های جدیدی نیاز داشته باشند. بازنگری دروس دوره های آموزشی و برگزاری دوره های ضمن خدمت جهت کسب مهارت های مود نیاز و تغییر روش مدیریَتی از پرونده ی کاغذی به پرونده الکترونیک سلامت ضروری ست
مدل پیشنهادی بازنمائی مکانی مجموعه منابع کتابخانه با استفاده از جی آی اس (مطالعه موردی: کتابخانه مرکزی دانشگاه تهران)(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)
منبع:
مدیریت سلامت دوره ۱۶ پاییز ۱۳۹۲ شماره ۵۳
۳۵-۲۲
حوزههای تخصصی:
مقدمه: با توجه به مشکلات کاربران کتابخانه ها در جستجو و یافتن مکان منابع موجود در کتابخانه و عدم آشنائی آن ها با نظام های رده بندی، این تحقیق با هدف کلی ارایه مدل پیشنهادی بازنمایی مکانی مجموعه منابع کتابخانه با استفاده از سیستم اطلاعات جغرافیایی(جی آی اس) و هدف فرعی به کارگیری جی آی اس در بازنمایی مکانی مجموعه منابع کتابخانه در سطح قفسه، انجام شده است. روش کار: روش پژوهش حاضر تلفیقی از روش پیمایشی- توصیفی و روش طراحی سیستم است. در این پژوهش به منظور گردآوری داده های مورد نیاز از روش پیمایشی-توصیفی و برای پیاده سازی و ورود اطلاعات و داده ها به نرم افزار آرک جی آی اس و همچنین تحلیل داده ها و نمایش نتایج بر روی نقشه های طبقات کتابخانه از روش طراحی سیستم استفاده شد و طراحی پایگاه اطلاعات مکانی با استفاده از منابع و نقشه ساختمان کتابخانه مرکزی دانشگاه تهران به عنوان نمونه موردی انجام شده است. یافته ها: یافته ها نشان داد در هنگام جستجوی منابع در پایگاه اطلاعات مکانی ایجاد شده، مکان منبع جستجو شده بر روی نقشه طبقات کتابخانه در سطح طبقه، بخش و قفسه قابل مشاهده است. در نهایت با استفاده از یافته های تحقیق مدل پیشنهادی بازنمایی مکانی مجموعه منابع کتابخانه با استفاده از جی آی اس، بر اساس واقعیت اجرایی مراحل مختلف پژوهش ترسیم گردید. نتیجه گیری: استفاده از این مدل به کاربران در تعیین مکان دقیق منابع کتابخانه کمک می کند و در نتیجه موجب صرفه جویی در وقت آن ها می شود. همچنین کاربران می توانند دسترس پذیری منابع (در شکل های مختلف آن ها، و در مکان های مختلف کتابخانه) را تنها با نشستن در پای رایانه دریابند.