مسئله تصادفات رانندگی در ایران یک معضل جدی است و ایران جزو کشورهایی است که آمار بالایی از مرگ ناشی از تصادفات رانندگی را به خود اختصاص می دهد. با نگاه پویا به مسئله یادشده در ایران و بررسی متغیرهای مهمی مثل تعداد تلفات سالیانه ناشی از تصادفات می توان بیشتر به اهمیت موضوع پی برد. به طورکلی مسئله تصادفات رانندگی ابعاد گوناگونی دارد و یک موضوع چندبُعدی یا چندوجهی و دارای پیچیدگی های خاص خود است. در این پژوهش با استفاده از رویکرد پویایی های سیستم، ابتدا پس از بیان مسئله در طول زمان، با توجه به پیشینه و مصاحبه های صورت گرفته چهار دسته عامل اصلی به عنوان عوامل یا متغیرهای مهم و اثرگذار لحاظ شده و با توجه به عوامل شکل دهنده هر یک از متغیرها، روابط علّی - معلولی استخراج می شود. در این راستا سیستم موردبررسی به چندین زیرسیستم یا بخش اصلی تقسیم شده و برای هر بخش یا زیر بخش نمودار علّی- معلولی ارائه و در پایان سیاست های راهبردی بهبوددهنده رفتار متغیرهای اصلی سیستم، مانند فعال سازی یا راه اندازی سازمان متولی با نام سازمان راهبر پیشنهاد می شود.
امروزه شرکت ها به علت تغییرات سریع محیطی، انتظارات مشتری و رقبا، به ناچار با استفاده از تکنیکهای جدید بهبود دهنده، به بازنگری در الگوی کاری و فرایندی زنجیره تامین می پردازند. مدیریت زنجیره تامین با رویکرد پنج گانه تلاش دارد رویکردهای ناب، چابک، تاب اور،سبز و پایدار را در فضای مدیریت زنجیره تامین کنار هم بنشاند تا از مزایای تک تک آنها بهره مند شده و همزمان کاستی های آنها را بپوشاند. از این رو طراحی مدل زنجیره تامین با رویکرد پارایم های پنج گانه در ارائه ی محصولات و خدمات می تواند مؤثر باشد. این پژوهش با هدف طراحی مدل ترکیبی زنجیره تأمین با رویکرد پارایم های پنج گانه در شرکت لاستیک سازی دنا-شیراز صورت گرفته است. برای تجزیه و تحلیل داده ها از روش حداقل مجذورات جزئی (VIKOR, FAHP & PLS) استفاده شده است. نتایج حاصل از تحقیق نشان داده است که پارادایمهای پنجگانه، در موفقیت عملکرد زنجیره تامین نقش بسزایی دارند. بنابراین ادعای توسعه مدل لارج به لارجس از اعتبار بالایی برخوردار است. همچنین نتایج مدل کلی حاکی از این است که ابعاد عملکرد در کسب مزیت رقابتی نقش تعیین کننده دارند. در نتیجه بر اساس یافته های این پژوهش می توان دریافت که استفاده از مدل ترکیبی پارادایم پنجگانه لارجس می تواند تاثیر مثبتی برعوامل عملکردی جهت کسب مزیت رقابتی داشته باشد. این مدل توسعه یافته می تواند الگو و راهکاری برای شرکت مذکور و شرکت های مشابه، و حتی برای دیگر صنایع هم کارامد باشد.
با استفاده گسترده از فلسفه های تولید مانند تولید به موقع، امروزه بیش از گذشته بر در نظر گرفتن همزمان داده های اصلی و ترتیبی در فرایند انتخاب تأمین کننده تأکید می شود. به طور سنتی، بسیاری از مدل های بهینه سازی انتخاب تأمین کننده فرض را بر این می گذارند که قیمت متوسط مخارج مربوط به آن ثابت است. ولی در واقع، وضعیت اصلاً به این صورت نیست. در حقیقت، تأمین کنندگان معمولاً تخفیف های حجمی می دهند تا خریداران را به سفارش بیشتر ترغیب کنند. برای انتخاب بهترین تأمین کنندگان در محیط های تخفیف حجمی در حضور هر دو نوع داده های اصلی و ترتیبی، این مقاله رویکرد نوآورانه ای را پیشنهاد می کند. در این مقاله نخست از دو دیدگاه خوشبینانه و بدبینانه، کارایی های تأمین کنندگان تحت ارزیابی به دست می آورده می شود. دیدگاه خوشبینانه، هر تأمین کننده را با مجموعه ای از مطلوب ترین وزن ها ارزیابی می کند و کارایی های اندازه گیری شده از دیدگاه خوشبینانه، کارایی های خوشبینانه نامیده می شوند. دیدگاه بدبینانه، هر تأمین کننده را با مجموعه ای از نامطلوب ترین وزن ها ارزیابی می کند و کارایی های اندازه گیری شده از دیدگاه بدبینانه، کارآیی های بدبینانه نامیده می شوند. سپس، نشان داده می شود که این دو نتیجه ارزیابی با یکدیگر تعارض دارند و بدون تردید یک سویه، غیرواقع گرایانه و غیرمتقاعد کننده هستند. برای غلبه بر این مشکل، یک اندازه عملکرد کلی جدیدی را پیشنهاد می کنیم که برای ادغام اندازه های به دست آمده از دیدگاه های خوشبینانه و بدبینانه استفاده می شود و آن را برای شناسایی تأمین کننده دارای بهترین عملکرد به کار خواهیم برد. یک مثال عددی کاربرد روش پیشنهادی را نشان خواهد داد.
بسیاری از پژوهش ها در علم مالی بر پیش بینی دقیق بازده شرکت ها با در نظر داشتن ریسک سرمایه گذاری در سهام آن ها تمرکز داشته اند. هدف این پژوهش،بررسی امکان توضیح بازده غیرعادی(تفاوت بازده مورد انتظار حاصل از مدل قیمت گذاری دارایی های سرمایه ای و بازده واقعی) بااستفاده ازنسبت های مالی وانتخاب ابزاربهتر برای پیش بینی آن از بین دومدل رگرسیون چندگانه با رویکرد تحلیل مؤلفه های اصلی (PCA) وشبکه های عصبی مصنوعی(ANN) است. بر این اساس توانایی مدل شبکه های عصبی مصنوعی پیش خور با الگوریتم پس انتشار خطا (BPN) در پیش بینی برون نمونه ایِ بازده غیرعادی سهام مورد معامله در بورس اوراق بهادار تهران در سال های 1384 تا 1391 به طور معناداری بیشتر از توانایی رگرسیون خطی با رویکرد تحلیل مؤلفه های اصلی بوده است.
"یکی از استراتژیهای توسعه صنعتی سازمان یونیدو در دو دهه اخیر، گسترش پیمانکاری فرعی صنعتی و مبادله های مشارکتی (spx) در سطح جهان بوده است و این استراتژی، یک عامل پیوند بین صنایع کوچک و بزرگ و باعث تداوم تولید، افزایش تقاضا برای کالاهای واحدهای صنعتی کوچک و تامین قطعه های مورد نیاز صنایع بزرگ است.
در این مقاله، مدل مناسبی از پیمانکاری فرعی صنعتی بین صنایع کوچک و بزرگ ارائه شده است و در آن انواع سازمانها و نهادهایی که به انجام بهینه پیمانکاری فرعی بین واحدهای صنعتی کمک می کنند، لحاظ شده است. به نظر می رسد با عملی کردن چنین مدلی بتوان پیمانکاری فرعی صنعتی را در بین صنایع کوچک و بزرگ ایران گسترش داد.
"
در هزاره سوم آموزش عالی از تک نقشی و تک نهادی به سوی چند نقشی و چند بعدی در حرکت است. به همین دلیل چالش های جدیدی بروی آموزش عالی گشوده می گردد جهت مقابله با این چالش ها بهترین رهیافت ممکن کیفیت است. مدیریت کیفیت جامع با نتایج بسیار چشمگیر در صنعت و تجارت اکنون وارد نظام آموزش عالی می گردد. کیفیت آموزشی و پژوهشی ازجمله دغدغه هایی است که همیشه نظام های دانشگاهی برای دستیابی به آن تلاش می کنند.ارتقای مستمر کیفیت آموزش عالی مستلزم استفاده از ارزیابی آموزشی است . کوشش های قابل توجهی در دو دهه اخیرجهت ارتقای کیفیت آموزش عالی و دستیابی به هدف های نظام های دانشگاهی در بسیاری از کشورها به عمل آمده است . هدف اصلی این تحقیق تعیین میزان آمادگی مدیران دانشگاه برای استقرار مدیریت کیفیت و بهره وری جامع بوده است. در این تحقیق، شش اصل تعهد، مشتری گرایی(تأمین رضایت ارباب رجوع)، واقع گرایی، مشارکت و همکاری، آموزش و بهبود مستمر به عنوان اصول مدیریت کیفیت جامع در نظر گرفته شد. جامعه آماری پژوهش شامل کلیه کارکنان دانشگاه آزاداسلامی واحد زنجان تشکیل می دهند که از بین آنها باروش نمونه گیری تصادفی تعداد 111 نفر انتخاب شدند. برای تجزیه و تحلیل داده ها از نرم افزار spss استفاده شده است و داده ها در دو سطح توصیفی و استنباطی تجزیه و تحلیل شدند. نتایج تحقیق نشان داد که آمادگی کارکنان دانشگاه برای استقرار مدیریت کیفیت جامع در حد مناسبی نیست.
تحقیق در بازار خرید و انتخاب مناسب ترین تامین کننده، یکی از مهمترین فعالیت ها در سازمان های امروزی است. عدم توجه به شرایط تامین قطعات و مواد اولیه در هر سیستم و همکاری با تامین کنندگان ممکن است به افزایش هزینه های خرید و خدمات نهائی منجر گردد. رتبه بندی و انتخاب تامین کنندگان به منظور همکاری در تامین قطعات باید با توجه به چندین معیار و شاخص صورت گیرد. در مقاله حاضر جهت ارزیابی و رتبه بندی تامین کنندگان شرکت تراکتورسازی ایران، به بررسی روشها و مدل های تصمیم گیری چند معیاره و در نهایت انتخاب مدل مناسب پرداخته ایم.
جامعه آماری تحقیق حاضر، کارشناسان بخش تامین قطعات شرکت تراکتورسازی ایران را شامل می شود. در تحقیق حاضر ابتدا معیارهای مهم در ارزیابی و رتبه بندی تامین کنندگان شرکت تراکتورسازی ایران بر اساس مطالعات کتابخانه ای و مصاحبه با کارشناسان تعیین و سپس با استفاده از پرسش نامه و بر اساس روش انتروپی شانون درجه اهمیت هریک از معیارها تعیین گردید. با توجه به شرایط مساله، بررسی مدل های تصمیم گیری چند معیاره، نشان داد که تکنیک برترین پیشنهاد از راه حل ایده آل 1 TOPSIS مناسب ترین مدل تصمیم گیری چند معیاره به منظور رتبه بندی تامین کنندگان شرکت تراکتورسازی ایران می باشد.
قطعات مورد نیاز شرکت تراکتورسازی ایران در سال 1384 به شش گروه عمده:
بخش های خانگی و تجاری بیشترین سهم مصارف گاز طبیعی در کشور را به خود اختصاص داده است. بنابراین، پیش بینی میزان مصارف این دو بخش برای شرکت ملی گاز ایران بسیار حائز اهمیت است. در این مقاله، برای مصارف خانگی و تجاری گاز طبیعی شهر اصفهان ساختار مناسبی از مدل شبکه عصبی انتخاب و طراحی شده است. برای یافتن یک ساختار مناسب شبکه عصبی، سه ساختار متفاوت با نام های دینامیک، هرس کامل و شبکه شعاع براساس تابع بررسی شده است. داده های واقعی مصارف گاز 10 سال (1381 تا 1390) برای پیش بینی مصارف (1391 تا 1395) استفاده شده است. به منظور پیش بینی مصارف خانگی و تجاری گاز طبیعی، متغیرهای مستقل جمعیت، دما، تعداد مشترکین و قیمت گاز انتخاب شده اند. ساختارهای شبکه عصبی با یکدیگر و با سایر روش های سنتی پیش بینی از جمله رگرسیون و سری های زمانی مقایسه گردید. نتایج حاکی از آن است که ساختار منتخب هرس کامل مدل شبکه عصبی برای این داده ها از سایر ساختارها و مدل های پیش بینی سنتی کارآمدتر و دقیق تر است و این مدل تا سال 1395 برای بخش خانگی افزایش مصرف و برای بخش تجاری کاهش در مصرف گاز طبیعی شهر اصفهان را پیش بینی کرده است. براساس بررسی های انجام شده، تاکنون پژوهشی برای پیش بینی مصارف گاز طبیعی خانگی و تجاری شهر اصفهان با مقایسه بین ساختار های مختلف طراحی مدل شبکه عصبی و انتخاب بهترین ساختار، صورت نگرفته است.
موضوع شناخت و بررسی رفتار قیمت سهام، همواره یکی از موضوع های مهم و مورد توجه محافل علمی و سرمایه گذاری بوده است. اخیراً تعداد زیادی از پژوهشگران در پژوهش های خود بازار سهام را به عنوان یک سیستم پویای غیرخطی در نظر گرفته اند. در این پژوهش، تلاش شده است با استفاده از تبدیل موجک و شبکه عصبی مدلی ارایه شود که پیش بینی دقیق تر و با خطای کمتری از بازده شاخص بورس اوراق بهادار داشته باشد. در این مدل ترکیبی، از خاصیت هموارسازی تبدیل موجک برای کاهش سطح نویز داده ها استفاده و سپس به وسیله شبکه عصبی پیش بینی شده است. مقایسه خطای پیش بینی مدل های آریما، شبکه عصبی و شبکه عصبی موجکی نشان می دهد که کاهش نویز عملکرد پیش-بینی بازده شاخص را بهبود می بخشد. به بیان بهتر، مدل شبکه عصبی موجکی (نویززدایی سیگنال) عملکردی بهتر از مدل های آریما و شبکه عصبی دارد. همچنین، مدل های شبکه عصبی قدرت پیش بینی کنندگی بهتری را نسبت به مدل های آریما نشان می دهد. مقادیر مربوط به آزمون دایبولد – ماریانو نیز این نتایج را تایید می نماید.
همسویی فناوری اطلاعات و کسب وکار یکی از اساسی ترین مسائل موردنظر مدیران فناوری اطلاعات و مدیران ارشد سازمان هاست. پژوهش حاضر با هدف بررسی میزان هم راستایی فناوری اطلاعات در بین مدیران و مهندسان واحدهای تولیدی و در یکی از بزرگ ترین شهرک های صنعتی در ایران یعنی شهرک های صنعتی استان سمنان به اجرا درآمده است. این تحقیق به دید هدف از نوع مطالعات کاربردی و از دید جمع آوری داده های تحقیق از نوع توصیفی پیمایشی محسوب می شود. نمونه آماری از طریق نمونه گیری به شیوه ی تصادفی طبقه ای به تعداد 300 نفر از بین مدیران و مهندسان واحدهای تولیدی انتخاب شده است. برای جمع آوری داده ها از روش اندازه گیری خودساخته با 35 سؤال در چهار بعد اصلی بهره برداری شده است. روایی ابزار سنجش با استفاده از تحلیل عاملی اکتشافی شامل شاخص KMO برابر 827/0 و برای آزمون بارتلت 000/0 نشان از تأیید روایی سنجش مورد استفاده دارد. برای پایایی هم از آلفای کرونباخ استفاده شده که 90/0 به دست آمده است. برای تجزیه وتحلیل داده ها هم از نرم افزار مدل یابی معادلات ساختاری لیزرل 80/8 استفاده شد. نتایج نشان می دهد بیشترین تأثیر را در بین چهار مؤلفه ی اصلی شاخص مشارکت و همکاری کسب وکار و کمترین تأثیر را آینده نگری دارند. همچنین در بین زیر متغیرهای فرعی شاخص شناسایی قابلیت ها و پرورش فرصت ها بالاترین تأثیرگذاری را دارد.