در این مقاله سعی شده است تا با استفاده از روش تحلیل پوششی داده ها و شاخ ص مال م ک وئی ست بهره وری کشورهای در حال توسعه منتخب طی دوره 1998-2007 مورد اندازه گیری و تجزیه و تحلیل قرار گیرد، و سپس رابطه بهره وری و رشد اقتصادی در کشورهای با رشد بهره وری بالا بررسی شده است. نتایج حاصل از این مطالعه نشان می دهد که تعداد 17 کشور دارای کارائی کمتر از 9/0 هستند و از نظر کارایی فنی، فقط کشور کویت روی تابع مرزی تولید قرار دارد. همچنین از نظر کارایی مدیریتی، کشورهای آذربایجان، بلغارستان، گرجستان، قزاقستان، کویت، قرقیزستان، لتونی، مغولستان، اوکراین و تونس بالاترین مقدار کارایی را به خود اختصاص داده اند.
سامانه های برنامه ریزی منابع سازمان با تسهیل عملیات سازمان ها و یکپارچه سازی و اهرمی کردن عملیات پردازش داده های کسب وکار، مزیت رقابتی مهمی را برای سازمان ها حاصل کرده اند. به منظور اجرای موفقیت آمیز یک سامانه برنامه ریزی منابع سازمان لازم است سامانه ای انتخاب شود که بتواند با نیازهای سازمان هم راستا شود؛ بنابراین یک رویکرد تصمیم گیری مناسب برای انتخاب این سامانه نیازمند است به نحوی که هم نیازهای سازمان و هم ویژگی های سامانه و همچنین تعامل بین آن ها را در نظر بگیرد. بدین منظور در این مطالعه یک چارچوب تصمیم گیری ترکیبی برای انتخاب سامانه برنامه ریزی منابع سازمان مبتنی بر مفهوم گسترش عملکرد کیفیت، فرآیند تحلیل سلسله مراتبی فازی و ویکور ارائه شده است. چارچوب ارائه شده باعث می شود هم نیازهای سازمان و هم ویژگی های سامانه لحاظ شود. برای اعتباربخشی مدل، مدل طراحی شده در یک مورد مطالعاتی بکار گرفته شده است. نتایج حاصل از این مطالعه نشان می دهد که از میان معیارهای شناسایی شده هزینه و کارکرد سامانه بیشترین اهمیت را دارند و از میان گزینه های پژوهش گزینه ششم از لحاظ تمام معیارهای مدنظر مناسب ترین مورد است.
مدیریت پروژه، برنامه ریزی و هدایت پروژه در چهارچوب زمان، هزینه و کیفیت مشخص به سوی ایجاد نتایج مشخص آن است. هدف از این پژوهش، توسعه مدل های ریاضی در موازنه زمانی، هزینه ای، کیفی و ریسک پروژه هایی است که پارامترهای فعالیت های آن به صورت تصادفی و با اعداد خاکستری تخمین زده شده اند. در پروژه ها برای انجام یک سری فعالیت ها به دنبال ترکیب بهینه برای زمان، هزینه و کیفیت پروژه و لحاظ کردن ریسک هستند؛ درحالی که اطلاعات در این زمینه ناکافی و محدود است. استفاده از روش پیشنهادی تحقیق یعنی لحاظ عدم قطعیت در داده های برنامه ریزی پروژه با اعداد خاکستری، می تواند راهنمایی برای مدیریت بهتر پروژه در این گونه شرایط باشد. برای حل این مدل، پس از به دست آوردن مدل برنامه ریزی خطی اعداد خاکستری، نسبت به حل آن اقدام شد. با بررسی پاسخ های به دست آمده، به نظر می رسد که با برنامه ریزی آرمانی امکان بهبود آن ها وجود دارد؛ ازاین رو مراحل تکمیلی با برنامه ریزی آرمانی برای پاسخ های رضایت بخش بهتری به منظور ارائه به مدیر پروژه صورت پذیرفت. برای مطالعه موردی، یک پروژه انتخابی در «شرکت ایران خودرو»، به طور نمونه ارائه می شود
این مقاله به معرفی یک مدل ریاضی چند هدفه جهت تخصیص افزونگی در سیستم های تولیدی می پردازد. در بسیاری از خطوط تولید و مونتاژ در صنعت، توابع توزیع ورود قطعات، مدت زمان های پردازش، مدت زمان تابازمانی ماشین ها و مدت زمانهای تعمیر از توابع توزیع عمومی تبعیت میکنند. روش پیشنهادی این مقاله با استفاده از رویکرد تلفیقی شبیهسازی کامپیوتری و متدولوژی سطح پاسخ، قابلیت درنظرگیری پارامترهای زمانی مبتنی بر توابع توزیع عمومی در خطوط تولید را داراست. در مدل ریاضی این مقاله سه هدف حداکثرکردن نرخ تولید، حداقل کردن هزینه ها و حداکثر کردن کیفیت محصولات در نظر گرفته شده است. جهت حل مدل ریاضی چند هدفه پیشنهادی، از دو الگوریتم فراابتکاری تکاملی الگوریتم ژنتیک با مرتب سازی نامغلوب و بهینه سازی ازدحام ذرات چند هدفه استفاده شده است. نتابج محاسباتی مؤثر بودن دو الگوریتم فوق در تولید جواب های نامغلوب برای مسئله تخصیص افزونگی در سیستم های تولیدی نامطمئن را نشان می دهد. به علاوه، نتایج حاصل از مقایسه این دو الگوریتم نشان دهنده کیفیت بالاتر جواب های الگوریتم ژنتیک با مرتب سازی نامغلوب در این مسئله است.
تحولات سال های اخیر و تشدید رقابت در عرصه صنعت، سازمان ها را بر آن داشته است تا تلاش های خود را در جهت کسب مزیت رقابتی معطوف سازند. به طور کلی بسیاری از صاحب نظران بر این باورند که بهبود سطح عملکرد سازمان، افزایش سودآوری را به دنبال دارد که همین امر موجب می شود تا جایگاه رقابتی سازمان نسبت به دیگر رقبا به طور چشمگیری ارتقاء پیدا کند. در این صورت می توان گفت که تحقق این امر به شرایط محیطی، منابع و اقداماتی نیاز دارد که به واسطه آن سازمان بتواند برای خلق ارزش و رسیدن به سودآوری، توانایی های خود را ارتقا دهد. بنابراین با توجه به این که منابع سازمان در تحقق ارتقای سطح عملکرد، نقش مهمی را ایفا می کنند، در مطالعه حاضر تلاش شده است تا با بررسی نتایج حاصل از پژوهش های گذشته و نیز با توجه به نظر خبرگان، منابع کلیدی اثرگذار بر عملکرد سازمان ها استخراج شده و سپس با استفاده از روش طراحی آزمایش های تاگوچی، چارچوب مناسبی از عوامل در نظر گرفته شده، ارائه شود.
نتایج حاصل از تجزیه و تحلیل داده ها در این مطالعه نشان می دهد که سهم مشارکت هر یک از عوامل تعداد کل شاغلان، میزان موجودی انبار، ارزش اموال سرمایه ای، نسبت شاغلان تولیدی به کل شاغلان و هزینه تبلیغات در عملکرد بنگاه، به ترتیب برابر 373/39، 699/11، 891/16، 848/27 و 441/3 درصد می باشد.
هدف تحقیق حاضر شناسایی خوشه ها، ابعاد و مؤلفه های انتخاب تأمین کننده برای شرکت های کاشی و سرامیک در ایران می باشد. به این منظور معیارهای انتخاب تأمین کننده که بیشترین فراوانی را در بین معیارهای مطرح شده در مطالعات گذشته را داشته اند، مبنای تعریف ابعاد مورد نظر قرار گرفتند. در این تحقیق، 86 شرکت کاشی و سرامیک در ایران انتخاب گردیدند و ابتدا با استفاده از تحلیل خوشه ای به خوشه بندی شرکت های مزبور پرداخته شد و سپس با استفاده از تحلیل تشخیصی ترکیب خطی مناسب از این ابعاد تعیین گردید. نتایج نشان داد که شرکت-های کاشی و سرامیک در ایران را می توان در سه خوشه از نظر معیارهای انتخاب تأمین کننده قرار داد و استراتژی های غالب مورد استفاده توسط شرکت های کاشی و سرامیک در ایران جهت انتخاب تأمین کننده مناسب در یک صفحه روی دو بعد «تکنولوژی- کیفیت» و «هزینه» قابل ارائه می باشد. همچنین در این تحقیق عملکرد کسب و کار این شرکت ها مورد بررسی قرار گرفت و نتایج نشان داد که سه خوشه استخراج شده از شرکت های کاشی، از نظر عملکرد کلی کسب و کار تفاوت معنی داری با یکدیگر دارند.
کنترل و کاهش هزینه را می توان مقوله ای متاثر از دوعامل دانست. یکی در سطح کلان قابل بررسی است که به مدیریت کشور و ساختار ها و سایر عوامل آن مربوط می شود ولی دیگری به مدیریت خود کسب و کار و عملکرد صاحبان کسب کار مربوط می شود این مقاله با پرداختن به مورد دوم یعنی عملکرد صاحبان کسب و کار ابتدا با بررسی مبانی نظری و مطالعات گذشته صورتحساب ارزش مشتری شناسائی و معرفی گردید وبعدا با معرفی موداهای موجود در زنجیره ارزش و روش شناسائی موداها که با بررسی تک تک فعالیتهای زنجیره ارزش یک واحد تولیدی امکان پذیر است تکنیکهایی برای مدیریت بر آنها ارائه و معرفی گردید و بعدا دستورالعمل های ویژه ای هم برای هر یک از اجزا طبقه بندی طبیعی هزینه ها ( مواد– دستمزد - سربار- هزینه های توزیع و فروش و اداری تشکیلاتی) ذکر گردید که بدین وسیله، رویه و الگویی برای حسابداران جهت شروع عملیات مدیریت و کاهش هزینه ارائه گردید.