فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۶۴۱ تا ۶۶۰ مورد از کل ۴٬۸۵۷ مورد.
منبع:
توسعه تکنولوژی صنعتی سال ۱۹ تابستان ۱۴۰۰ شماره ۴۴
69 - 86
حوزههای تخصصی:
یکی از شاخص های توسعه یافتگی اقتصاد کشورها، میزان توسعه صنعت بیمه در آن کشورها است. در سال های اخیر، توجه سیاست گذاران بر فراگیری فناوری مالی به ویژه در بخش بیمه به عنوان یکی از ارکان صنعت مالی و یکی از بخش های کلیدی اقتصاد معطوف شده است. استفاده از فناوری در صنعت بیمه به منظور دسترسی بیشتر افراد به خدمات مالی، بیش از پیش مورد توجه قرار گرفته، به گونه ای که کسب وکارهای نوپای بیمه یا همان اینشورتک ها با خلق ارزش پیشنهادی یکتا و بهبود مدل کسب وکار وارد عرصه رقابت با شرکت های سنتی بیمه ای شده اند. اینشورتک ها با استفاده از فناوری های هوش مصنوعی، یادگیری ماشینی، اینترنت اشیا، بلاک چین و سایر فناوری های نوین منجر به کاهش هزینه ، بهبود تجربه مشتری، ارائه محصولات جدید و مدیریت ریسک موثر می شوند. در این پژوهش بر اساس مرور نظام مند متون و گزارش های موسسات مشاوره معتبر جهانی و موسسات مطرح در حوزه بیمه به بررسی روندهای کلان صنعت بیمه، چالش های صنعت بیمه و ارائه راهکارهایی به منظور حل این چالش ها پرداخته شده است. یافته های پژوهش نشان داد که روندهای کلان صنعت بیمه شامل هفت محور مشتری گرایی، تغییرات اجتماعی و محیطی، تغییرات فناورانه و دیجیتالی شدن، رقابت شدید، نیاز به سرمایه انسانی و استعداد از سایر بخش ها، مشارکت و همکاری راهبردی، ظهور مدل های کسب وکار جدید و چالش های کلیدی نیز شامل قدرت خرید محدود، شناخت محدود، اعتماد پایین، ارتباط ضعیف مشتریان و بیمه گران، محصولات نامتناسب، توزیع نامناسب و مدل های کسب وکار نامناسب هستند. در نهایت برای هر کدام از چالش های قدرت خرید محدود، شناخت محدود، اعتماد پایین، ارتباط ضعیف مشتریان و بیمه گران، محصولات نامتناسب، توزیع نامناسب و مدل های کسب وکار نامناسب، براساس روندهای بیان شده، راهکارهایی ارائه شده اند.
مرزگستری در پروژه های کلان پژوهشی شرکت ملی نفت: فراترکیب ادبیات موضوعی و ارائه جهت گیری تحقیقات آتی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
این مطالعه با به کارگیری روش فراترکیب کیفی، عناصر و مؤلفه های اصلی ادبیات مرزگستری را شناسایی و چهارچوب نظری را در این حوزه ارائه و شکاف های موجود در ادبیات و جهت گیری تحقیقات آتی را تبیین کرده است. به همین منظور و با استفاده از رویکرد پریسما، پس از شناسایی 5500 منبع اولیه و انتخاب 900 منبع مرتبط با حوزه مدیریت و کسب وکار، پس از دو مرحله غربالگری، 17 منبع مورد بررسی و تحلیل عمیق قرار گرفت. در این پژوهش مفهوم مرز، تعاریف مرزگستری، فعالیت های مرزگستری، سطوح و ساختار مرزگستری و مفهوم موارد مرزی تشریح شده اند. یافته های حاصل از این مطالعه نشان می دهد تحقیقات مرزگستری در حال گرایش به سمت حوزه های مدیریت نوآوری، مدیریت همکاری ها و مدیریت دانش است. همچنین شکاف های نظری در ارتباط با مکانیزم های مرزگستری و به ویژه انتقال پدیده مرزگستری در سطوح مختلف فردی، تیمی و شبکه در این پژوهش شناسایی شده و در انتها با ارائه مدل مفهومی، پیشنهادات و جهت های تحقیقات آتی در این زمینه ذکر شده است.
مدل نیازسنجی آموزشی شرکت پالایش نفت آبادان با رویکرد تحقق استراتژی های سازمان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف این تحقیق ارائه مدل نیازسنجی آموزشی شرکت پالایش نفت آبادان با رویکرد تحقق استراتژی های سازمان صورت پذیرفته است . تحقیق از نوع تحقیقات کاربردی و از نظر روش آمیخته (کیفی و کمّی) است . جامعه مورد بررسی شامل خبرگان شرکت پالایش نفت آبادان است. با استفاده از نمونه گیری هدفمند، پانل دلفی شامل 15 نفر تشکیل شد. سپس با طراحی پرسش نامه دلفی باز و تأیید روایی و پایایی شش عامل اصلی در پایان دور دوم دلفی شناسایی شد. درنهایت، 33 شاخص با ضریب پایای مناسب مورد اجماع قرار گرفت . پس از اولویت بندی، شش عامل اصلی شامل عوامل زیرساختی، محیطی، مدیریتی، رفتاری، ساختاری، عملکردی و 33 شاخص شناسایی شد. در مرحله کمّی با استفاده از فرمول کوکران تعداد 384 نفر از مدیران ارشد بر اساس نمونه گیری تصادفی ساده انتخاب شدند . سپس با استفاده از نرم افزار PLS مدل نیازسنجی آموزشی شرکت پالایش نفت آبادان با رویکرد تحقق استراتژی های سازمان استخراج شد.
طراحی الگوی نظام ارتقای بهره وری نیروی انسانی در شرکت ملی نفت ایران (مورد مطالعه: شرکت ملی نفت ایران)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف تحقیق ، طراحی الگوی نظام ارتقای بهره وری نیروی انسانی در شرکت ملی نفت ایران است . این تحقیق از حیث مبانی فلسفی پژوهش در پارادایم تفسیرگرایی ، از منظر هدف جزء تحقیقات اکتشافی و روش اجرای کار به صورت کیفی است؛ داده ها با انجام مصاحبه نیمه ساختاریافته جمع آوری شده است . برای تجزیه و تحلیل از راهبرد پژوهشی داده بنیاد با رهیافت نظامند و کدگذاری باز ، محوری و انتخابی استفاده شد . جامعه آماری تحقیق با توجه به اشباع نظری داده ها 14 نفر از مدیران منابع انسانی شرکت ملی نفت ایران بود . برای ارزیابی اعتبار یافته ها ، از راهبرد بررسی همکاران و راهبرد اعتبارسنجی توسط اعضا و برای پایایی مصاحبه روش توافق درون موضوعی دو کدگذار با محاسبه درصد توافق استفاده شد . نتایج پژوهش نشان دهنده استخراج 36 مقوله فرعی و 13 مقوله اصلی در قالب الگوی پارادیمی است .
کاربرد تئوری پیچیدگی اقتصادی در سیاست گذاری صنعتی(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
حوزههای تخصصی:
پیچیدگی اقتصادی ابزاری قدرتمند و محبوب را برای درک مسائل کلیدی اقتصادی، اجتماعی و چالش های مرتبط با آنان ارایه می دهد . ایده اساسی این است که رشد و توسعه اقتصادی ،پایداری محیط زیست، نابرابری درآمدی و نابرابری فضایی نتایج مشهود روابط سیستمیک پنهان هستند. مطالعه پیچیدگی اقتصادی به دنبال درک ساختار این تعاملات و چگونگی شکل دادن فرآیندهای اجتماعی - اقتصادی مختلف است. این زمینه نوظهور به شدت به تکنیک های یادگیری ماشین و علم شبکه تکیه دارد. هدف این مقاله مروری بر کاربردهای پیچیدگی اقتصادی جهت کاربرد آن در زمینه های مختلف به ویژه سیاست گذاری صنعتی می باشد. در این راستا یک تحلیل موضوعی در مورد مقالات جمع آوری شده انجام گرفت. نتایج این برسی نشان داد که در دهه ی اخیر علی رغم برخی انتقادات، تکنیک های اندازه گیری پیچیدگی اقتصادی و شاخص های مرتبط با آن تکامل یافته و به یک روش معروف برای سیاست گذاری صنعتی در سطح بین الملل، کشورها و درون کشورها(ایالتی و شهری) تبدیل شده است.
ارزیابی مدیریت دانش در زنجیره تامین با استفاده از چارچوب EFQM و روشهای تصمیم گیری چند شاخصه فازی (FMADM) و برنامه ریزی چندهدفه(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات مدیریت صنعتی سال ۱۹ بهار ۱۴۰۰ شماره ۶۰
193 - 235
حوزههای تخصصی:
مدیریت دانش یکی از عوامل موثر در ارتقای عملکرد زنجیره تامین سازمان است که این عامل می تواند با استفاده از چارچوب هایی همچون مدل تعالی EFQM در راستای کسب مزیت رقابتی بهتر تقویت گردد. در این پژوهش، ابتدا توانمندسازهای مدیریت دانش بر اساس معیارهای توانمندساز EFQM دسته بندی می گردد و سپس، به منظور برآورد دقیق وزن (اهمیت) هر توانمندساز مدیریت دانش با استفاده از روش ANP فازی، روابط علت – معلولی میان معیارهای توانمندساز EFQM با استفاده از روش دیمتل فازی ارزیابی می گردد. همچنین، به منظور برآورد میزان اهمیت هر توانمندساز مدیریت دانش در تسهیم دانش میان افراد زنجیره از روش AHP استفاده می گردد. به منظور بهینه سازی مدیریت دانش و اتخاذ یک استراتژی مدیریت دانش در هرقسمت از زنجیره تامین و انتخاب افراد ذی صلاح جهت بهینه سازی نشر دانش در بخش تحقیق و توسعه از برنامه ریزی چند هدفه مختلط استفاده می گردد. نتایج این مدل نشان می دهد که هر بخش از زنجیره تامین باید بر توسعه برخی توانمندسازها تمرکز نموده و هر کدام استراتژی مشخصی را اتخاذ می نمایند. همچین این نتایج بر اثرگذاری توانمندسازها و توسعه آن ها در زمینه انتخاب افراد ذی صلاح تاکید دارد.
توسعه یک مدل ریاضی چندهدفه برای مسئله زمان بندی خدمه پرواز و حل آن توسط روش های MODE و NSGA-II(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
چشم انداز مدیریت صنعتی سال یازدهم بهار ۱۴۰۰ شماره ۴۱
247 - 269
حوزههای تخصصی:
در این پژوهش، یک مدل ریاضی چندهدفه برای مسئله زمان بندی خدمه پرواز چندمهارته ارائه شده است. در این مسئله، خدمه دارای دو مهارت سرمهمانداری و مهمانداری هستند و هر یک با توجه به تجربه ای که دارند، امکان تخصیص یافتن به پروازها و یا انواع هواپیما را پیدا می کنند. اهداف مدل پیشنهادی عبارت اند از: 1. بیشینه سازی مجموع انطباق روزهای مرخصی بر روزهای درخواستی افراد و 2. کمینه سازی مجموع جریمه انحرافات از حداقل و حداکثر ساعات کاری مجاز. با توجه به NP-Hard بودن مسئله زمان بندی خدمه، برای حل مدل پیشنهادی از دو الگوریتم فراابتکاری تکامل تفاضلی چندهدفه (MODE) و الگوریتم ژنتیک با مرتب سازی غیرمغلوب نسخه دوم (NSGA-II) استفاده شده است. پارامترهای دو الگوریتم توسط روش تاگوچی تنظیم شده اند. دو الگوریتم بر اساس چند معیار سنجش عملکردی چندهدفه مورد مقایسه قرار گرفتند. هر کدام از الگوریتم ها توانستند از نظر برخی از معیارهای سنجش عملکردی موفق تر عمل کنند. نتایج مقایسات الگوریتم ها و تحلیل حساسیت نشان داد که الگوریتم NSGA-II در زمان کمتر (حدود 18درصد) و کیفیت جواب های بهتری می تواند زمان بندی های مناسب تری برای مسئله زمان بندی خدمه پرواز ارائه کند.
طراحی سیستم استنتاج فازی برای ارزیابی زنجیره تأمین سبز شرکت های تولیدی صادراتی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
چشم انداز مدیریت صنعتی سال یازدهم تابستان ۱۴۰۰ شماره ۴۲
125 - 144
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش حاضر طراحی سیستم استنتاج فازی برای ارزیابی زنجیره تأمین سبز شرکت های تولیدی صادراتی است. این پژوهش از نظر هدف، کاربردی می باشد. جامعه آماری پژوهش شامل شرکت های تولیدی صادراتی در شمال غرب کشور است که نمونه آماری به صورت هدفمند و به تعداد 143 شرکت تعیین شد. برای جمع آوری داده ها از پرسشنامه پژوهشگر ساخته مبتنی بر مبانی نظری پژوهش استفاده شد. برای بررسی روایی پرسشنامه از روایی سازه بر اساس تحلیل عاملی تأییدی بهره گیری شد. برای بررسی پایایی پرسشنامه نیز از ضریب آلفای کرونباخ استفاده شده است. پرسشنامه های پژوهش، پس از تأیید روایی و پایایی در میان اعضای نمونه آماری پژوهش توزیع شد. به منظور ارزیابی زنجیره تأمین سبز شرکت ها از سیستم استنتاج فازی، بر اساس توابع عضویت مثلثی و استنتاج ممدانی، بهره گرفته شده است. نتایج نشان می دهد که سیستم طراحی شده قادر است میزان سبز بودن زنجیره تأمین شرکت های صادراتی را بر اساس مقادیر عددی و واژه های زبانی نشان دهد.
طراحی مدل زنجیره فولاد و برآورد میزان مصرف با رویکرد مدل سازی عامل بنیان(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
چشم انداز مدیریت صنعتی سال یازدهم بهار ۱۴۰۰ شماره ۴۱
33 - 52
حوزههای تخصصی:
این پژوهش با هدف ارائه مدلی عامل بنیان که بتواند با در نظرگرفتن عوامل کلیدی صنعت فولاد، زنجیره تأمین فولاد را شبیه سازی و میزان تولید و مصرف آن را برآورد کند، اجرا شده است. رویکرد پژوهش حاضر آمیخته (کمّی و کیفی) است که در این راستا در بخش نخست پژوهش (کیفی) عوامل تعیین کننده مدل برآورد میزان مصرف زنجیره فولاد از طریق مصاحبه با خبرگان از روش تحلیل تم به دست آمدند، در بخش دوم پژوهش(کمّی) برای درک و بررسی روابط علّی و معلولی عوامل استخراج شده از مصاحبه ها و روش تحلیل تم از پرسشنامه استفاده شده و سپس مدل روابط به روش دیمتل آزمون شده است. در انتها با استفاده از نرم افزار AnyLogic و کدگذاری به زبان جاوا مدل برآورد میزان مصرف زنجیره فولاد با رویکرد مدل سازی عامل بنیان طراحی شد و طبق نظر خبرگان شبیه سازی عامل بنیان، فرایند تبیین مدل نیز مورد تأیید قرار گرفت. با توجه به نتایج این شبیه سازی، مدل ارائه شده می تواند برآورد مناسبی از آتیه زنجیره تأمین فولاد و میزان مصرف زنجیره را ارائه دهد؛ همچنین ترکیب عامل های شناسایی و معرفی شده در این پژوهش منطبق بر تأثیر عوامل بر تولید، مصرف، واردات و صادرات زنجیره فولاد در مدل ساختاری است.
تدوین نقشه راه تامین و پشتیبانی از ناوگان هوایی کشور با استفاده از رویکرد ترکیبی SSM با ISM(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
حوزههای تخصصی:
صنعت هوایی کشور، متشکل از شرکتهای تولید کننده و پشتیبان در حوزه هوایی، به عنوان اصلی ترین قطب نگهداشت و ساخت مجموعه های هوایی شناخته می شود. شرکت هایی که در داخل کشور در امر نگهداری و تعمیر هواپیما فعالیت می کنند، می توانستند پیش از اعمال تحریم های ظالمانه آمریکا و کشورهای غربی، با امکاناتی که در دسترس خود بود مشکلات فنی این هواپیماها را حل نموده و پشتیبانی لازم را از ناوگان هوایی کشور داشته باشند، اما پس از اعمال تحریم ها، این شرکت های، با مشکلات مربوط به تامین قطعات و تجهیزات مورد نیاز برای تعمیر هواپیماها و بالگردها روبه رو شدند که باید اذعان داشت که مشکل مهمی است. همچنین محدودیت در دسترسی به کتابچه ها و اسناد پشتیبان فنی نیز در این امر مهم، تشدید کننده بود. با توجه به اینگه ناوگان هوایی کشور می تواند به عنوان یکی از استراتژیک ترین ارکان اصلی کشور در حوزه های حمل و نقل، دفاعی و ... باشد، پس می بایست برای حل این مشکل راه کار ارائه شود. در این پژوهش، سعی بر آن شده است تا با بررسی مسئله و مدل سازی آن از طریق رویکرد سیستم های نرم، نقشه راهی جهت نیل به این هدف با استفاده از روش ساختاردهی تفسیری ارائه گردد تا بتواند صنعت هوایی کشور را در این برهه از زمان که می بایست به خودکفایی برسد، هدایت و راهبری نماید.
تاثیر استفاده از فناوری واقعیت مجازی بر قصد رفتاری مصرفکننده در صنعت مسکن(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
توسعه تکنولوژی صنعتی سال ۱۹ تابستان ۱۴۰۰ شماره ۴۴
3 - 22
حوزههای تخصصی:
امروزه فناوری واقعیت مجازی به عنوان ابزاری نوین، توسط سازمانهای مختلف به کار گرفته شده و تحقیقات فراوانی نیز در خصوص چگونگی تاثیر آن بر رفتار مصرفکنندگان، انجام شده است. اما علیرغم مطالعات گسترده، در ایران و به ویژه در صنعت مسکن، تاکنون پژوهشی در این حوزه مشاهده نشده است و شکاف تحقیقاتی و عملی وجود دارد. از طرفی، با توجه به اپیدمی جهانی کرونا که تکرارشدنی هم به نظر میرسد، نیاز به توسعه بسترهای آنلاین و ابزارهایی در این حوزه، بیش از پیش احساس میشود. لذا با توجه به اهمیت موضوع، پژوهش حاضر برای اولین بار به بررسی تاثیر استفاده از فناوری واقعیت مجازی بر قصد رفتاری مصرفکننده پرداخته است. هدف پژوهش، تعیین رابطه عوامل اثرگذار بر حس حضور هنگام استفاده از فناوری واقعیت مجازی با قصد تبلیغات و قصد حمایت مصرفکننده، با نقش میانجی تجربه خرید و تغییر در ارزش درک شده در صنعت مسکن است. این پژوهش از نظر هدف، کاربردی و به لحاظ روش، توصیفی-پیمایشی است. جامعه آماری پژوهش، شامل تمامی خریداران مسکن در شهر تهران است که از سایت و اپلیکیشن مسکن مجازی استفاده کردهاند. برای انتخاب نمونه از روش نمونهگیری دردسترس استفاده شد و گردآوری دادهها توسط پرسشنامه انجام گرفت. جهت تجزیهوتحلیل دادهها، از روش مدل معادلات ساختاری با نرمافزار Amos استفاده شد. یافتهها نشان داد بین احساسات و حس حضور با واقعیت مجازی، و بین حس حضور و تجربه خرید، رابطه مثبت و معنادار وجود دارد. تجربه خرید بر تغییر در ارزش درک شده، و همچنین ارزش درک شده با قصد تبلیغات شفاهی و قصد حمایت، تاثیر مثبت و معنادار دارد. نقش میانجی تجربه خرید، در رابطه بین حس حضور و تغییر در ارزش درک شده و نیز نقش میانجی تغییر در ارزش درک شده در رابطه بین تجربه خرید با قصد تبلیغات شفاهی و قصد حمایت تایید شد. با توجه به جدید بودن فناوری واقعیت مجازی در ایران و به ویژه در زمینه بازار مسکن، نتایج حاصل از این پژوهش میتواند راهگشایی در زمینه استفاده از این فناوری نوین در حوزه بازاریابی باشد.
تأثیر مدیریت کیفیت زنجیره تأمین و عملکرد نوآوری بر عملکردعملیاتی کسب وکارهای فعال در صنایع غذایی استان گلستان(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات مدیریت صنعتی سال ۱۹ پاییز ۱۴۰۰ شماره ۶۲
67-98
حوزههای تخصصی:
اهمیت عملکرد نوآوری به عنوان یکی از ابعاد مهم عملکرد شرکت ها، در ادبیات مدیریت کیفیت زنجیره تأمین (SCQM) به اندازه کافی مورد تأکید و بررسی قرار نگرفته است. علاوه بر این، تحقیقات داخلی در مورد قابلیت های SCQM، به عنوان محرک اساسی SCQM، بسیار محدود بوده است. برای پر کردن این شکاف تحقیقاتی، این مقاله به بررسی اینکه چگونه قابلیت های SCQM و عملکردهای SCQM می توانند بر نوآوری و عملکرد عملیاتی شرکت تأثیر گذار باشد و نحوه تعامل آنها با یکدیگر چگونه است، پرداخته است. ب ه همی ن منظ ور اطلاع ات مورد نیاز از جانب م دیران و کارشناسان بنگاه های فعال در صنایع غ ذایی استان گلستان با استفاده از پرسش نامه گ ردآوری و مورد تجزی ه و تحلیل قرار گرفت. یافته های پژوهش نشان می دهد شیوه های SCQM تأثیر مثبتی بر قابلیت های SCQM دارد. از نتایج به دست آمده دیگر اینکه شیوه های SCQM تأثیر مثبتی بر عملکرد عملیاتی صنایع غذایی استان گلستان ندارد. همچنین نتایج نشان داد قابلیت های SCQM تأثیر مثبتی بر عملکرد نوآوری ندارد.
الگوریتم دوبعدی ثابت سازی–بهینه سازی برای حل مسئله تعیین اندازه انباشته در سیستم های تولیدی انعطاف پذیر با محصولات همبسته(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
امروزه بیشتر صنایع تولیدی، با موجودی های درخور توجهی از مواد خام، محصولات نیم ساخته و کالاهای نهایی و همچنین تجهیزات، ماشین آلات، قطعات یدکی و نیروی انسانی مواجه اند که به علت عدم تعادل بین تأمین یک کالا در یک محل با فروش یا مصرف آن ایجاد شده است. در برخی صنایع، تولید یک محصول به دلایل فیزیکی یا شیمیایی به تولید محصولات دیگر نیز منجر می شود که باید این همبستگی، در مدیریت موجودی ها لحاظ شود. همچنین با توجه به ویژگی هایی همچون زمان تحویل کوتاه، فشار هزینه ها و تغییرات متناوب در تقاضاها، صنایع بیش از گذشته به انعطاف پذیری در تولید نیاز دارند. با رشد سیستم های اتوماسیون صنعتی در کارخانه های تولیدی با محصولات همبسته، همچون پالایشگاه های نفت، نیاز به مدل سازی و ارائه راه حل برای این گونه مسائل، بیش ازپیش احساس می شود. در این مقاله، مسئله تعیین اندازه انباشته در سیستم های تولیدی انعطاف پذیر با محصولات همبسته، مدل سازی و سپس با استفاده از برخی روابط بین متغیرها، این مدل ساده سازی شده است. یکی از روش های رایج حل مسائل اندازه انباشته، الگوریتم ثابت سازی– بهینه سازی است که بیشتر به صورت تک بعدی به کار گرفته می شود. در این پژوهش، یک الگوریتم دوبعدی برای حل این مسئله، پیاده سازی و با دو الگوریتم رایج تک بعدی، به کمک ۶۳ سری داده شبیه سازی شده مقایسه شد؛ نتایج نشان می دهد زمان رسیدن به جواب های این الگوریتم، از سایر الگوریتم های رایج بهتر است.
توسعه مدل بهینه سازی سبد سهام مارکوییتز با توجه به ملاحظات غیرمالی سرمایه گذار و حمایت از تولیدات داخلی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مدیریت صنعتی دوره ۱۳ بهار ۱۴۰۰ شماره ۱
53 - 79
حوزههای تخصصی:
هدف: امروزه بازار سرمایه به عنوان منبع مهم تامین مالی شرکت ها محسوب می شود و درصورت طراحی مدل مناسب انتخاب سبد سهام با درنظرگرفتن ترجیحات متفاوت سرمایه گذاران می توان سرمایه های موجود را به سمت این بازار و در نتیجه حمایت از تولیدات داخلی کشور سوق داد. هدف این پژوهش توسعه مدل مارکوویتز به منظور لحاظ کردن ترجیحات غیرمالی سرمایه گذاران علاوه بر شاخص های مالی می باشد.
روش: برای سنجش نمره مسئولیت اجتماعی شرکت از مدل اندازه گیری با دامنه تعدیل شده و برای سنجش ریسک، مدل ارزش در معرض ریسک شرطی بر روی کارایی متقاطع استفاده شد، سپس با استفاده از روش معیار جامع مدل چندهدفه بهینه سازی سبد سهام پیشنهاد شد.
یافته ها: مدل های تک هدفه و چندهدفه (معیار جامع) با توآن های مختلف در نرم افزار گمز اجرا شد. بررسی عملکرد این مدل ها با استفاده از شاخص شارپ نشان داد که مدل های تک هدفه بیشینه سازی بازده وکمینه سازی ریسک به ترتیب دارای بالاترین عملکرد و مدل تک هدفه بیشینه سازی مسئولیت اجتماعی دارای پایین ترین عملکرد است. و مدل پیشنهادی حداقل 5/74 درصد از اهداف سه گانه و متناقض را براساس معیار شارپ برآورده نموده است.
نتیجه گیری: مدل پیشنهادی ضمن بهینه سازی همزمان سه تابع هدف و برقراری یک بده - بستان بین این اهداف متناقض، نمره شارپ مناسبی نسبت به سایر مدل ها و همچنین سبد بازار بدست آورده و سبد سهام مناسبی را در یک جبهه کارا (پاره تو فرانت)، از بین شرکت ها ی با بیشینه بازده و کمینه ریسک که نمره مسئولیت اجتماعی بالایی داشته اند، انتخاب و معرفی نموده است و اگر مدل با توآن های بیشتری اجرا شود، شرکت ها و سناریوهای بیشتری در اختیار سرمایه گذاران قرار می دهد.
ارائه مدل بهینه سازی استوار به منظور طراحی زنجیره تأمین خون جامع تحت شرایط عدم قطعیت عرضه و تقاضا(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
چشم انداز مدیریت صنعتی سال یازدهم بهار ۱۴۰۰ شماره ۴۱
81 - 116
حوزههای تخصصی:
خون یک کالای حیاتی است و کمبود آن در زنجیره تأمین نظام سلامت خون مسئله ساز و مصیبت بار خواهد بود. هرگونه پیشرفت در عملکرد زنجیره تأمین نظام سلامت به میزان زیادی باعث صرفه جویی در هزینه سیستم سلامت می شود و از همه مهم تر اینکه جان انسان های زیادی را نجات خواهد داد؛ بنابراین در این پژوهش زنجیره تأمین خون به صورت مدل ریاضی برنامه ریزی غیرخطی مختلط شامل مراحل جمع آوری، فرآوری و توزیع خون و محصولات خونی با درنظر گرفتن طول عمر و سن تقاضا، طراحی شده است که به دنبال کاهش هزینه های متحمل بر زنجیره تأمین و نیز کاهش کمبود محصولات خونی می باشد. ازآنجا که همواره احتمال تغییرات ذاتی در بسیاری از پارامتر های مسئله از جمله عرضه و تقاضا وجود دارد، از روش بهینه سازی استوار به منظور مقابله با این عدم اطمینان در زنجیره تأمین استفاده شده است. مدل طراحی شده ابتدا با مثال عددی و در اندازه های کوچک به صورت حل دقیق و در اندازه بزرگ توسط الگوریتم های فراابتکاری وال و رقابت استعماری حل شده و نتایج حل الگوریتم ها ارائه گردیده است. در پایان یک مطالعه موردی برای بررسی کاربرد مدل صورت گرفته است است.
شیوه های کاری کارا بر عملکرد سازمانی، با میانجی گری رضایت شغلی و رفتار شهروندی سازمانی در ستاد شرکت ملی پالایش و پخش فراورده های نفتی ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
علی رغم وجود تحقیقات متعدد در رابطه با عملکرد سازمانی، در زمینه ارائه یک روش ساخت یافته برای رفع ناسازگاری های موجود در راه بهبود و مدیریت اثربخش آن، پژوهشی در ستاد شرکت ملی پالایش و پخش انجام نشده است. لذا، سؤال اصلی تحقیق این است که شیوه های کاری با کارایی بالا از طریق بهبود رضایت شغلی و رفتار شهروندی سازمانی چه تأثیری بر عملکرد سازمانی شرکت ملی پالایش و پخش فراورده های نفتی دارد؟ روش انجام این تحقیق از نوع توصیفی پیمایشی بوده که جهت انجام آن از پرسش نامه استاندارد گرگ (2019)، با آلفای کرونباخ 81/0 و روایی 1، در نمونه ای 267 نفری از مدیران ارشد و صاحب نظران مدیریت و کارشناسان ارشد ستاد شرکت ملی پالایش و پخش مورد بررسی قرار گرفت. درنهایت، با تحلیل نتایج حاصله، شیوه های کاری با کارایی بالا بر عملکرد سازمانی، با توجه به نقش میانجی رضایت شغلی در شرکت پخش و پالایش فراورده های نفتی ایران مورد تأیید قرار گرفت و همچنین، شیوه های کاری با کارایی بالا بر عملکرد سازمانی با توجه به نقش میانجی رفتار شهروندی سازمانی در نمونه مورد تأیید قرار گرفت.
ارائه مدل تحلیل پوششی داده ها بر پایه ی برنامه ریزی آرمانی و محدودیت وزنی برای ارزیابی کارایی و رتبه بندی واحدهای تصمیم گیرنده در بانک قوامین(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مدیریت صنعتی دوره ۱۳ بهار ۱۴۰۰ شماره ۱
155 - 169
حوزههای تخصصی:
هدف: هدف این مقاله ارزیابی کارایی واحدهای تصمیم گیرنده با به کارگیری مدل برنامه ریزی آرمانی تحلیل پوششی داده ها با محدودیت وزنی و رتبه بندی واحدها با یک روش منحصربه فرد در بانک قوامین می باشد.
روش: در این پژوهش برای تعیین کارایی مدیریت شعب استان ها در بانک قوامین نخست مدل CCR کلاسیک به کارگیری شد. به منظور افزایش قدرت تفکیک پذیری واحدهای تصمیم گیرنده کارا از ناکارا، مدل برنامه ریزی آرمانی با محدودیت وزنی ترکیب شده و یک مدل جدید تحت عنوان برنامه ریزی آرمانی تحلیل پوششی داده ها با محدودیت وزنی ارائه گردید.
یافته ها: بر اساس مقادیر خروجی مدل CCR کلاسیک، 16 واحد از 32 واحد تصمیم گیرنده کارا و 16 واحد ناکارا شدند. در مرحله بعد برای تفکیک پذیری بیشتر واحدها مدل برنامه ریزی آرمانی تحلیل پوششی داده ها با محدودیت وزنی به کارگیری شد که نتایج حاصل از آن با نرم اقلیدسی مرتبه اول، از بین 32 واحد تصمیم گیرنده 7 واحد کارا و بقیه ناکارا شدند و نتایج حاصل از نرم بی نهایت، 1 واحد از 32 واحد کارا و بقیه واحدهای تصمیم گیرنده ناکارا شدند.
نتیجه گیری: نتایج نشان دادند که مدل برنامه ریزی آرمانی تحلیل پوششی داده ها با محدودیت وزنی مربوط به نرم بی نهایت در تفکیک و رتبه بندی واحدهای تصمیم گیرنده کارا از ناکارا، دارای قدرت تفکیک پذیری بالایی نسبت به مدل CCR کلاسیک و نرم اقلیدسی مرتبه اول است
آینده پژوهی سازمان های پروژه محور فعال در صنعت خدمات مالی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مدیریت صنعتی دوره ۱۳ پاییز ۱۴۰۰ شماره ۳
391 - 414
حوزههای تخصصی:
هدف: پژوهش حاضر به دنبال شناسایی آینده سازمان های پروژه محور فعال در صنعت خدمات مالی با رویکرد سناریونگاری است. روش: پژوهش حاضر از منظر مبانی فلسفی، پراگماتیسم، از حیث جهت گیری، کاربردی و از لحاظ گردآوری داده ها، پیمایشی محسوب می شود. از سوی دیگر، به علت استفاده از روش های کیفی و کمّی دارای روش شناسی آمیخته است. در این پژوهش برای تحلیل داده ها، آزمون آماری بینم، روش ویکور فازی اصلاح شده، ابزار تعاریف ریشه ای و تکنیک سکا به کار گرفته شد. از آزمون آماری بینم برای غربال پیشران های کلیدی، از روش ویکور فازی اصلاح شده برای تحلیل پیشران های کلیدی پژوهش، از ابزار تعاریف ریشه ای به منظور نگاشت سناریوهای پژوهش و از سکا برای تعیین سناریو محتمل استفاده شد. یافته ها: 25 پیشران از طریق مرور پیشینه و مصاحبه با خبرگان به دست آمد. این پیشران ها با به کارگیری آزمون بینم غربال شدند. در این گام، ۱7 پیشران دارای ضریب معناداری بالای 5 درصد بودند و از تحلیل کنار گذاشته شدند. 8 پیشران باقی مانده با استفاده از ویکور فازی اصلاح شده بررسی شد و دو پیشران محیط قانونی صنعت خدمات مالی و نوع تعامل مؤسسه های مالی سنتی با فین تک ها، بیشترین اولویت را داشتند. بر اساس این دو پیشران، چهار سناریو برای آینده سازمان های پروژه محور فعال در صنعت خدمات مالی با عناوین سرزمین رؤیاها، عصر پارانویا، دنیای بی بنیاد و عصر یخبندان توسعه یافت. در نهایت با به کارگیری تکنیک سکا، سناریو دنیای بی بنیاد به عنوان محتمل ترین سناریو انتخاب شد. نتیجه گیری: در نهایت، پیشنهادهای کاربردی پژوهش بر اساس محتمل ترین و بدترین سناریو با رویکرد دیالکتیک منفی توسعه یافت.
ارائه چارچوبی برای برنامه ریزی استراتژیک سبد پروژه با استفاده از روش تحلیل مضمون(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مدیریت صنعتی دوره ۱۳ زمستان ۱۴۰۰ شماره ۴
634 - 663
حوزههای تخصصی:
هدف: با توجه به اینکه برنامه ریزی سبد پروژه، اقدامی استراتژیک در سازمان های پروژه محور محسوب می شود، اجرای صحیح آن به پیروی از مراحلی ساختاریافته نیازمند است. این پژوهش بر آن است که با شناسایی عوامل مؤثر بر برنامه ریزی استراتژیک سبد پروژه به ویژه خلأهایی که چارچوب ها و مدل های پیشین به آن توجه نکرده اند، چارچوبی مرحله بندی شده برای اجرا ارائه کند.روش: در این پژوهش با به کارگیری روش تحلیل مضمون، ابتدا مضامین مربوطه از ادبیات موضوع شناسایی و سپس مضامین شناسایی شده در قالب شبکه مضامین تحلیل شدند. در مرحله بعد، این یافته ها به روش دلفی و همچنین مصاحبه با 12 نفر از خبرگان به روش گلوله برفی بررسی و تأیید شدند. در ادامه، چارچوب اولیه ای برای برنامه ریزی استراتژیک سبد پروژه تهیه و با تکرار فرایند دلفی و اخذ نظر خبرگان، در نهایت به صورت چارچوب ارائه شده تکمیل شد.یافته ها: در این پژوهش برای برنامه ریزی استراتژیک سبد پروژه 12 مضمون پایه، 4 مضمون سازمان دهنده و 1 مضمون فراگیر شناسایی شده است. بر مبنای عناصر سازمان دهنده، عناصر کلیدی برنامه ریزی استراتژیک سبد پروژه عبارت اند از: 1. سناریو محوربودن برنامه ریزی استراتژیک سبد پروژه، 2. تعیین چشم اندازهای واگرا از آینده پورتفولیوها، 3. ترسیم مسیر تغییرات سبد از گذشته به امروز و آینده در قالب نقشه راه، 4. پایش و تحلیل هم زمان تغییرات در سناریوها و وضعیت سبد به عنوان مبنای برنامه ریزی مجدد پورتفولیو. نتیجه گیری: بر مبنای عناصر کلیدی برنامه ریزی استراتژیک سبد پروژه و یافته های دیگر پژوهش، پژوهشگر چارچوبی «مفهومی»، «فراین دی» و «توصیفی تج ویزی» برای برنامه ریزی استراتژیک سبد پ روژه ارائه داد و به کارگیری آن را در این شش گام تش ریح کرد: 1. مستندسازی پیشینه سبد پروژه؛ 2. مستندسازی وضع موجود (کنونی) سبد پروژه؛ 3. تعیین چشم اندازهای سبد پروژه در قالب سناریوهای مختلف؛ 4. تهیه نقشه راه برای حرکت از وضع کنونی به وضع چشم انداز سبد؛ 5. ارزیابی تحقق سناریوها و 6. پایش، تحلیل و برنامه ریزی مجدد سبد.
طراحی مدل خدمات پس از فروش در کلاس جهانی با رویکرد روش شناسی سیستم های نرم: مورد مطالعه صنعت گاز مایع ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات مدیریت صنعتی سال ۱۹ بهار ۱۴۰۰ شماره ۶۰
1 - 49
حوزههای تخصصی:
صنایع در ایران در خصوص ویژگی های خدمات پس از فروش و تاثیر آن در رابطه با رضایت مشتری آگاهی ندارند. علی رغم تحقیق پیشه روی، یک مدل منسجم در خصوص موضوع حیاتی خدمات پس از فروش در صنعت گاز مایع در ایران توسعه داده نشده است. با توجه به پیچیدگی های طراحی مدل خدمات پس از فروش در صنعت گاز مایع در سطح کلاس جهانی، از رویکرد متدلوژی سیستم های نرم بهره برداری شده است. در این پژوهش با استفاده از رویکرد مذکور، مسئله ساختار نیافته یعنی طراحی مدلی در سطح کلاس جهانی تبیین شده و سپس با تعیین حدود آن، تصویر گویای بازیگران مختلف سیستم و منافع آنها ترسیم شده است. در مرحله سوم، جهت تبیین تعریف ریشه ای مدل خدمات پس از فروش در این صنعت از رویکرد CATWOE استفاده شده و در مرحله چهارم، یک مدل مفهومی، از فعالیت ها، با استفاده از تعریف ریشه ای ارائه شده است. محقق در این مرحله از تلفیق ISM-Fuzzy Delphi در مراحل حل بهره برداری می کند. در مرحله پنجم، مدل توسعه داده شده با دنیای واقعی مقایسه گردیده است. در مرحله ششم، تغییرات مطلوب و امکان پذیر در قالب شناسایی محدودیت ها سیستم با روش IPA، تبیین و در نهایت در مرحله آخر، با بهره گیری از نتایج مرحله قبل و برای توسعه مدل برای رسیدن به سطح کلاس جهانی به مسئولین و ذی نفعان پیشنهاداتی ارائه شده است.