فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۵۰۱ تا ۵۲۰ مورد از کل ۴٬۸۵۷ مورد.
منبع:
مدیریت صنعتی دوره ۱۴ پاییز ۱۴۰۱ شماره ۳
359 - 390
حوزههای تخصصی:
هدف: سرمایه گذاران خطرپذیر، در تعامل با شرایط عدم اطمینان، توانمندی های منحصر به خود را دارند. با وجود افزایش سطح ریسک در عصر توسعه استارتاپ های نوآورانه و مبتنی بر فناوری های نوظهور، مشکل سرمایه گذاری در این حوزه های نوظهور و استارتاپ ها، مسئله استراتژیکی برای سرمایه گذاران خطرپذیر است و به ارزیابی و تحلیل همه جانبه در این خصوص نیاز دارد. ﻧﯿﺎز ﺑﻪ ﻣﻌﯿﺎر و اﻟﮕﻮﯾﯽ ﺑﺮای ﺗﺸﺨﯿﺺ ﮔﺰﯾﻨﻪهایی با ﭘﺘﺎﻧﺴﯿﻞ ﻣﻮﻓﻘﯿﺖ بیشتر از ﻣﯿﺎن اﻧﺒﻮه اﺳﺘﺎرﺗﺎپ ها، مسئله ای ﭼﺎﻟﺶ برانگیز اﺳﺖ ﮐﻪ اﯾﻦ پژوهش در ﭘﯽ دستیابی به پاسخ و اراﺋﻪ راه کاری ﺑﺮای آن اﺳﺖ. بر این اساس، هدف اصلی پژوهش حاضر، تدوین ﻣﻌﯿﺎرهایی ﺑﺮای ﺗﺸﺨﯿﺺ اﺳﺘﺎرﺗﺎپ های با ﭘﺘﺎﻧﺴﯿﻞ زیاد ﺑﺮای ﺳﺮﻣﺎﯾﻪگذاری است. روش: در این پژوهش، ضمن همکاری و تعامل با 10 خبره در صنعت سرمایه گذاری خطرپذیر، به پرسش اصلی پژوهش پاسخ داده شد. ابتدا به استخراج مؤلفه های همکاری از طریق مطالعات کتابخانه ای اقدام شد؛ سپس مؤلفه های استخراج شده، بر اساس تحلیل مارکوفی، میانگین مدت زمان تحلیل های چندبُعدی در تصمیم گیری ارزیابی و تحلیل شدند. سپس بر اساس یافته های تحلیل مارکوفی، ارزیابی و غربالگری دو بُعدی عامل های شناسایی شده بر اساس روش دلفی فازی انجام شد. یافته ها: بر اساس یافته های پژوهش، از میان 62 شاخص مشارکت متقابل میان سرمایه گذاران و استارتاپ ها، 41 شاخص کلیدی و 21 شاخص غیرکاربردی شناخته شد؛ سپس بر اساس روش FBWM ارزیابی و ارزش گذاری شاخص ها انجام گرفت. نتیجه گیری: مدل حاصل روی شش استارتاپ موفق در زمینه جذب سرمایه با استفاده از مولتی مورای فازی بررسی شد و در نهایت، این مدل، رتبه بندی هر شش استارتاپ را برای اولویت سرمایه گذاری ارائه داد.
بهینه سازی زنجیره تأمین هوشمند تحت سیاست مدیریت موجودی توسط فروشنده با رویکرد انتخاب فناوری مرتبط با اینترنت اشیا(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مدیریت صنعتی دوره ۱۴ پاییز ۱۴۰۱ شماره ۳
458 - 483
حوزههای تخصصی:
هدف: هدف این پژوهش مدل سازی ریاضی زنجیره تأمین هوشمند، تحت سیاست مدیریت موجودی توسط فروشنده با رویکرد اینترنت اشیا، برای بهینه سازی و رفع چالش های زنجیره تأمین سنتی، از قبیل عدم اطمینان، هزینه و تغییر تقاضای مشتریان است. روش: بر اساس نیازها و اهداف، یک مدل ریاضی دوهدفه ارائه شد که هدف های اول و دوم آن، به ترتیب حداقل ساختن هزینه و حداقل ساختن زمان زنجیره تأمین است. در این مدل، یک زنجیره تأمین چهارسطحی در نظر گرفته شده است که ارتباط مستقیم از تأمین کننده به تولیدکننده و از تولیدکننده به خرده فروش و از خرده فروش به مشتری را امکان پذیر می کند. ماهیت این زنجیره هوشمند است و سطوح زنجیره از فناوری های شبکه حسگر بی سیم (WSN)، شناسایی فرکانس رادیویی (RFID)، بلاکچین و فروش اینترنتی بهره می برد. یافته ها: در این پژوهش، پس از اعتبارسنجی مدل به کمک نرم افزار گمز، یک مسئله پایه ای با روش constraint- حل شد که نتایج حاصل از حل مدل و نمودار پارتو ارائه شده است. بهینگی پیاده سازی فناوری های مزبور و همچنین واکنش زمان و هزینه به این پیاده سازی، کارآمدی مدل را نشان می دهد. نتیجه گیری: در این پژوهش یک مسئله پایه ای با روش constraint- حل شده است. مقادیر توابع هدف و نمودار پارتو، نتایج مطلوبی را نشان می دهد. با حل مدل در ابعاد کوچک و متوسط در نرم افزار گمز، مقادیر توابع هدف و زمان حل ارائه شده است که نتایج گویای اعتبار مدل است و می توان آن را در ابعاد بزرگ تر حل کرد. به دلیل کمبود حافظه نرم افزار گمز، برای حل ابعاد بزرگ مدل، باید از نرم افزار متلب و الگوریتم های فراابتکاری استفاده شود.
اولویت بندی حوزه های کاربردی به منظور جاری سازی فناوری هوش مصنوعی با روش تحلیل مضمون و کپراس(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
امروزه فناوری های نوظهور، یکی از دغدغه های اصلی جامعه شده است. حکومت ها و جوامع به خوبی دریافته اند که آینده اقتصادی شان و البته بقا در دنیای پر از تغییر امروزی، با فناوری های نوین به ویژه فناوری هوش مصنوعی گره خورده است. فناوری هوش مصنوعی که به دنبال بهره برداری از هوش انسانی برای تجزیه و تحلیل مسائل مختلف و تقلید از مغز انسان و تصمیم گیری همانند انسان در شرایط و موقعیت های مختلف است، در زمره مقولاتی قرار گرفته است که به شدت مطمح نظر مدیران، کارورزان و سیاست گذاران است. هدف از این مقاله نیز کمک به افراد مذکور در جهت اولویت بندی پیاده سازی فناوری هوش مصنوعی در حوزه های کاربردی، مانند حمل ونقل، بهداشت و سلامت، امنیت، آموزش و پژوهش است. جامعه آماری این پژوهش، کارشناسان، استادان و مدیران مدیریت صنعتی، فناوری اطلاعات و نیز متخصصان عرصه سیاست گذاری در حوزه فناوری های نوظهورند. در این پژوهش، پس از تتبع نسبتاً کامل در پژوهش های حوزه هوش مصنوعی، معیارهای اولویت بندی فناوری های نوظهور به روش فریدمن احصا و وزن دهی شد؛ پس از آن نیز حوزه های کاربردی به روش تحلیل مضمون شناسایی و در فرجام به کمک تکنیک تصمیم گیری چندمعیاره COPRAS حوزه های کاربردی هوش مصنوعی رتبه بندی شد. با توجه به رتبه بندی صورت گرفته، سه حوزه اقتصاد، حمل ونقل و حکمرانی به ترتیب، اولویت بالاتری را برای کاربست فناوری هوش مصنوعی به خود اختصاص دادند؛ بنابراین نوآوری اصلی این مقاله، ارائه یک اولویت بندی اتکاشدنی از حوزه های کاربردی، با استفاده از معیارهای علمی و مناسب است.
بررسی عوامل مؤثر بر رضایتمندی مشتری با استفاده از رویکردهای دلفی فازی و پویایی شناسی سیستم(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در اقتصاد نوین شرکت ها، سلول های حیاتی تبدیل منابع زمین به ثروت اند و اهمیت و جایگاه ویژه ای در ایجاد پیامدهای اقتصادی، اجتماعی و زیست محیطی دارند؛ بنابراین پایداری سیستم، سبک نوین مدیریت در جهت متوازن کردن جنبه های اجتماعی، اقتصادی و زیست محیطی شناخته شده است. رویکرد جدید نسبت به مسئله پایداری می تواند توسط سازمان های خصوصی و دولتی به عنوان یک راه حل برای تصمیم گیری بهتر، برای بهبود کسب و کار، با توجه به افزایش انعطاف پذیری و سازگاری استفاده شود. در این میان با توجه به اینکه صنع ت گردش گری مناف ع فرهنگ ی و اقتص ادی و اجتماع ی چش مگیری دارد، می تواند ب ا توجه ویژه به پایداری سیستم، ب ه مزی ت رقابت ی، مدیریت هزین ه، عملک رد مال ی س ودآور و درنهایت رضایتمندی مشتری دس ت یابد. هدف از انجام این تحقیق، بررسی سطح رضایتمندی مشتریان در گذر زمان در چارچوب پایداری سیستم در هتل های چهار و پنج ستاره استان یزد، با استفاده از رویکرد پویایی شناسی سیستم است. در این تحقیق ابتدا با روش دلفی فازی متغیرهای تأثیرگذار بر مدل تعیین شد و سپس با استفاده از پویایی شناسی سیستم و با بهره گیری از روابط علت و معلولی بین متغیرهای مسئله و حلقه های بازخور، نشان داده شد که متغیرهای مذکور بر رضایتمندی مشتریان و پایداری سیستم تأثیرگذارند ؛ همچنین سعی بر آن شده است تا مدل جامعی ارائه شود که بتواند دیدگاه های مختلف کیفیت خدمات، رضایتمندی و پایداری سیستم را هم زمان سنجش کند. نتایج بررسی سناریوهای ارائه شده نشان می دهد سیستم به تعداد برند حساس است و با افزایش تعداد برند، اگر هتل در راستای بهبود عملکردهای خود اقدام نکند، مشتریان خود را از دست خواهد داد و همچنین بهترین سرمایه گذاری در بحث نقدینگی، سرمایه گذاری در تبلیغات است؛ زیرا تبلیغات علاوه بر معرفی محصول، به طور غیرمستقیم بر شکل گیری انتظارات مشتریان تأثیرگذار است و به معرفی سازمان منجر می شود و همین امر تعداد مشتریان را افزایش می دهد.
قیمت گذاری کاهشی محصولات فسادپذیر با تقاضای وابسته به قیمت و زمان و در نظر گرفتن دو بار تخفیف در طول دورۀ فروش (مطالعۀ موردی: فروشگاه های زنجیره ای افق کوروش)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در این مقاله برای دستیابی به حداکثر سود حاصل از فروش محصولات فسادپذیر، سیاست کاهش قیمت به کار گرفته شده است. محصولات فسادپذیر پس از یک بازۀ زمانی دچار افت کیفیت می شوند و فساد در آنها شکل می گیرد؛ بنابراین نزد مشتری جذابیت لازم را ندارند و تقاضا برای خرید این محصولات کاهش می یابد. در این حالت سیاست کاهش قیمت یا ارائۀ تخفیف، یکی از راه های بالابردن میزان تقاضاست. همچنین افزایش تقاضا، ضایعات را نیز کاهش خواهد داد که باعث کم شدن هزینه ها و درنهایت افزایش سود کل خواهد شد. حال آنکه اگر میزان تخفیف بهینه نباشد، حداکثر سود حاصل نخواهد شد. هدف این مقاله پیداکردن مقادیر بهینۀ تخفیف و مقدار سفارش اولیه است؛ به طوری که سود کل بیشینه شود. تخفیف دوبار در طول دوره ارائه می شود؛ یکبار قبل از شروع فساد و کاهش جذابیت محصول برای خرید و تخفیف دوم بعد از شروع فساد در محصول. تابع تقاضا وابسته به دو عامل قیمت فروش و زمان می باشد و میزان فساد ثابت فرض شده است. پس از توسعۀ مدل و حل آن با رویکرد تحلیلی ، ثابت شده است که مسئله دارای حداکثر سراسری است؛ سپس اعتبار مدل پیشنهادی در قالب مطالعۀ موردی در فروشگاه های زنجیره ای افق کوروش بررسی شده است. به منظور تجزیه وتحلیل رفتار مدل و توصیف رویۀ حل، تحلیل حساسیت پارامترهای کلیدی مدل انجام شد. درنهایت استراتژی قیمت گذاری کاهشی با قیمت گذاری ثابت مقایسه گردید.
طراحی شبکۀ توزیع دارو با استفاده از الگوریتم ژنتیک دوسطحی و کدینگ مبتنی بر اولویت (مطالعۀ موردی: شرکت پخش سراسری آدورا طب)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
توزیع دارو علاوه بر تأثیر ذاتی آن بر حوزۀ سلامت، جنبۀ مطالعات اقتصادی نیز دارد؛ به این معنا که یکی از تصمیمات استراتژیک پیش روی شرکت های پخش دارویی، طراحی زنجیرۀ تأمین دارو است، به نحوی که با کمترین هزینه بهترین پوشش دهی و عملکرد را داشته باشند. به این منظور در این پژوهش، مدلی بر پایۀ کمینه سازی هزینۀ توزیع و هزینۀ احداث و مبتنی بر فرضیات نزدیک به قواعد حاکم بر زنجیرۀ تأمین دارویی کشور توسعه داده شده است. به دلیل پیچیدگی حاصل از مدل و نیز بالابودن ابعاد مسئله در شرایط واقعی، با استفاده از الگوریتم ژنتیک دوسطحی و ترکیب آن با کدینگ مبتنی بر اولویت و نیز روش های خوشه بندی، مدل حل شد. به منظور بهینه سازی عملکرد الگوریتم از تنظیم پارامترها به روش تاگوچی استفاده شده است. برای بررسی کارایی مدل در عمل، یک مطالعۀ موردی بر شرکت پخش دارویی آدوراطب اجرا شد. برای شرکت مطالعه شده، شبکۀ توزیع مناسب و نیز الگوی توزیع بهینۀ داروها مشخص شده و ازنظر هزینه با وضع موجود این شرکت مقایسه شده است. مکان یابی بهینۀ توصیه شده نسبت به وضع موجود، حکایت از کاهش چشم گیر سطح هزینه ها دارد.
شناسایی الزامات و چالش های بکارگیری فناوری زنجیره بلوکی در بیمه حوادث طبیعی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
توسعه تکنولوژی صنعتی سال ۲۰ بهار ۱۴۰۱ شماره ۴۷
73 - 84
حوزههای تخصصی:
بیمه حوادث طبیعی، نقشی کلیدی در پیاده سازی استراتژی های کاهش ریسک دارد و با فراهم سازی امکان انتقال ریسک برای بیمه گذاران، از هزینه های مالی قابل توجه مرحله بازیابی، جلوگیری می کند. گسترش سریع زیرساخت های دیجیتالی، پتانسیل عظیمی برای بکارگیری فناوری های تحول آفرین در مدیریت ریسک حوادث طبیعی ایجاد کرده است. با این حال، استفاده از فناوری های نوین علاوه بر مزایا، چالش هایی را برای بیمه گران به همراه دارد و نیازمند الزامات و زیرساخت هایی است. لذا هدف اصلی این پژوهش، شناسایی الزامات، زیرساخت ها و چالش های بکارگیری فناوری زنجیره بلوکی در بیمه حوادث طبیعی است. ابتدا فناوری زنجیره بلوکی و ویژگی های آن معرفی شده است. سپس کاربرد این فناوری در بیمه حوادث طبیعی از جمله زلزله، طوفان، سیل، فوران آتشفشان و بیمه کشاورزی و مزایای آن شامل پرداخت فوری خسارت، کاهش احتمال تقلب و غیره مورد بررسی قرار گرفته است. در نهایت به منظور شناسایی بهتر چالش ها و الزامات بکارگیری فناوری زنجیره بلوکی در بیمه حوادث طبیعی، پرسشنامه ای میان 50 فعال صنعت بیمه توزیع شد. نتایج به دست آمده نشان دادند که تصمیم گیرندگان در سطوح مختلف صنعت بیمه می بایست با ایجاد زیرساخت های لازم، ارائه چارچوب های نظارتی و قانونی مناسب، استفاده از نیروهای متخصص و غیره به تطبیق صنعت بیمه با فناوری های دیجیتالی نوظهور کمک کنند.
شناسایی و اولویت بندی شاخص های پایداری زنجیره تأمین و ارائه الگو جامع پایداری مرتبط با صنایع کاشی و سرامیک یزد با رویکرد داده بنیاد و روش بهترین-بدترین فازی(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
حوزههای تخصصی:
ضرورت رعایت عوامل توسعه پایدار (بخصوص مسائل زیست محیطی) در صنعت کاشی و سرامیک به علت سهم بالای کارخانجات این صنعت، همواره مورد تاکید بوده است. در این مقاله سعی شده است به بررسی عوامل موثر در توسعه پایدار زنجیره تامین صنعت کاشی و سرامیک استان یزد پرداخته شود. هدف از پژوهش حاضر شناسایی جامع شاخص ها و ارائه الگوی جامع پایداری زنجیره تامین در صنایع کاشی و سرامیک استان یزد و همچنین اولویت بندی شاخص ها می باشد. در ابتدا، ضمن مطالعه ادبیات تحقیق، تعداد 11 نفر از مدیران حوزه صنعت کاشی و خبرگان دانشگاهی انتخاب گردیدند. نمونه ها با روش نمونه-گیری غیراحتمالی نوع گلوله برفی انتخاب گردید و از طریق مصاحبه نیمه ساخت یافته مولفه ها مورد شناسایی قرار گرفت و نمونه گیری تا حصول اشباع نظری ادامه یافت. در بخش کیفی، از رویکرد داده بنیاد استفاده گردید که زیرشاخص های بدست آمده براساس تحلیل داده بنیاد در 91 کد، 19 مفهوم و 6 مقوله دسته بندی شدند و همچنین یافته های بخش کیفی منجر به ارائه ی الگوی جامع پایداری زنجیره تامین در صنایع کاشی و سرامیک استان یزد گردید؛ تجزیه و تحلیل اطلاعات در بخش کمی، با استفاده از روش بهترین- بدترین فازی از طریق نرم افزار Lingo17 اجرا گردید و نتایج بخش کمی منجر به محاسبه وزن و همچنین اولویت بندی ابعاد و شاخص ها گردید که مفهوم تجهیزات با وزن نهائی 0.2777 بعنوان مهمترین شاخص و مفهوم جهانی شدن با وزن نهائی 0.0027 بعنوان کم اهمیت ترین اولویت بندی شدند.
ارائه مدل ریاضی چند هدفه برنامه ریزی تولید فازی چند محصولی و چند مرحله ای برای چند دوره در نرم افزار گمز(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
منبع:
مدیریت راهبردی در سیستم های صنعتی سال ۱۷ بهار ۱۴۰۱ شماره ۵۹
99 - 112
حوزههای تخصصی:
در فرایندهای تولیدی و خدماتی مواجهه با شرایط عدم قطعیت و تغییر در مقدار داده های مورداستفاده در مدل باعث ایجاد پارامترهای متغیر می شود و بنابراین انتظار وجود چنین شرایطی در تصمیم گیری غیرعادی نیست. لذا عدم توجه به این گونه تغییرات، موجب انحراف در برنامه ریزی و دور شدن از شرایط واقعی شده و ضررهای فراوانی را در محیط های مذکور ایجاد می نماید. با توجه به اهمیت موضوع، در این مقاله از رویکرد بهینه سازی فازی جهت مقابله با عدم قطعیت در پارامترهای عدم اطمینان مراحل تولید و کیفیت محصول تولیدی در مرکز تولیدکننده و مرکز بازسازی مدل استفاده می شود. پژوهش حاضر درصدد است با طراحی مدل ریاضی برنامه تولید چندهدفه و بهینه سازی آن به گونه ای عمل نماید که هزینه موجودی، تولید و نیروی انسانی حداقل شود و میزان حداکثر کیفیت محصول تولیدی و حداکثر سازی بیشترین وقوع عدم اطمینان در هر مرحله از تولید که سبب تشخیص گلوگاه کاری می شود، موجب افزایش سودآوری شرکت قطعات بتنی بروجن استحکام شود. نتایج حاصل از حل مدل با کد نویسی در نرم افزار گمز و با استفاده از روش معیار جامع شامل مقادیر توابع هدف و متغیرهای تصمیم می باشدکه نتایج مورد تائید مسئولین شرکت قطعات بتنی بروجن استحکام واقع شدند.
مدل تعیین سیاست های پیش فروش در راستای تسهیل تولید مسکن و دستیابی به منافع مالی سازنده و خریدار بر اساس رویکرد پویایی سیستم(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
چشم انداز مدیریت صنعتی سال دوازدهم بهار ۱۴۰۱ شماره ۴۵
291 - 334
حوزههای تخصصی:
تأخیرهای طولانی در تکمیل واحدهای مسکونی، ناشی از عدم تأمین منابع مالی کافی و به موقع یکی از مشکلات سازندگان در فرآیند تولید مسکن است؛ بنابراین پژوهش حاضر با توجه به چالش هایی که مانع پیش فروش مؤثر واحدهای مسکونی برای تأمین منابع مالی هستند، بر آن است تا با ارائه مدلی بر اساس رویکرد پویایی سیستم، سیاست های پیش فروش مسکن را در راستای تأمین منابع مالی مکفی و به موقع، کاهش تأخیر در تکمیل، کاهش هزینه فرصت ازدست رفته و حصول توازن بین سود سازنده و سود خریدار تعیین کند. پس از ایجاد مدل دینامیکی و اعتبارسنجی آن، 48 سناریو متشکل از حالت های پنج متغیر اهرمی، شبیه سازی شده و پس از تحلیل نتایج، سیاست های بهبود مشتمل بر چهار راهکار استخراج شد. نتایج نشان می دهد برای تولید واحدهای مسکونی با قیمت متوسط، چنانچه درصد متراژ ارائه شده برای پیش فروش اولیه 30 درصد، ضریب تخفیف پیش فروش اولیه نسبت به قیمت واحد تکمیل شده 6 درصد، ضریب پیش پرداخت 30 درصد، ضریب قسط پیش از تحویل 30 درصد و عملکرد در تصمیم پیش فروش جبرانی در حالت عدم تأخیر قرار گیرد، به کاهش قابل توجه تأخیر در تکمیل و هزینه فرصت ازدست رفته و ایجاد توازن بین سود سازنده و خریدار منجر می شود.
طراحی یک شبکه زنجیره تأمین حلقه بسته در صنعت روغن خوراکی با استفاده از یک مدل برنامه ریزی استوار امکانی – تصادفی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات مدیریت صنعتی سال ۲۰ بهار ۱۴۰۱ شماره ۶۴
95 - 152
حوزههای تخصصی:
در سال های اخیر پیچیدگی های محیطی، رقابت های شدید سازمان ها و فشار دولت ها بر تولیدکنندگان برای مدیریت پسماند محصولات، فشارهای زیست محیطی و از همه مهم تر سود ناشی از بازیافت محصولات، بر اهمیت طراحی شبکه زنجیره تأمین معکوس و حلقه بسته افزوده است. همچنین وجود عدم قطعیت های ذاتی در پارامترهای ورودی، یکی دیگر از موارد مهمی است که عدم توجه به آن می تواند تصمیمات استراتژیک، تاکتیکی و عملیاتی سازمان را تحت تأثیر قرار دهد. به همین جهت این پژوهش به طراحی یک مدل شبکه زنجیره تأمین حلقه بسته چند محصولی و چند دوره ای در شرایط عدم قطعیت می پردازد. در همین راستا ابتدا یک مدل برنامه ریزی خطی عدد صحیح به منظور حداقل سازی هزینه های زنجیره تأمین ارائه می گردد. سپس جهت در نظر گرفتن عدم قطعیت های ترکیبی مدل که شامل عدم قطعیت شناختی و تصادفی می باشد، پنج مدل استوار امکانی- تصادفی مختلف توسعه داده شده و نقاط ضعف، قوت و کاربرد هر یک مورد ارزیابی و تحلیل قرار می گیرد و مناسب ترین مدل جهت پاسخگویی به عدم قطعیت های موجود در مدل پیشنهاد می شود. در پایان عملکرد و کاربردی بودن مدل پیشنهادی، از طریق مطالعه موردی در یک صنعت روغن خوراکی مورد ارزیابی قرار می گیرد.
شناسایی مقوله های موثر بر بازاریابی سبز محصولات ارگانیک و بررسی ارتباط بین این مقوله ها با استفاده از راهبرد نظریه مفهوم سازی بنیادی (مورد مطالعه: شرکت سینره در استان کهگیلویه و بویراحمد)(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
منبع:
مدیریت راهبردی در سیستم های صنعتی سال ۱۷ تابستان ۱۴۰۱ شماره ۶۰
146 - 162
حوزههای تخصصی:
این پژوهش با هدف شناسایی مقوله های موثر بر بازاریابی سبز محصولات ارگانیک و بررسی ارتباط بین این مقوله ها با استفاده از راهبرد نظریه مفهوم سازی بنیادی صورت پذیرفت؛ از آنجائیکه تحقیقات علمی که در این این زمینه انجام شده یا قابلیت اجرائی نداشته و یا دارای نقص هائی بوده اند، تصمیم به پژوهش در این زمینه گرفته شد. روش شناسی موردنظر در این پژوهش، روش داده بنیاد می باشد؛ جامعه آماری شامل 10 نفر از خبرگان می باشد که به صورت هدفمند انتخاب شدند، همچنین در گام دوم و مطالعات کتابخانه ای نیز، متون با کلیدواژه محیط زیست، مدیریت سبز و بازاریابی سبز مورد بررسی قرار گرفتند و در ابتدا با استفاده از روش داده بنیاد، به تحلیل داده ها و شناسائی مقولات پرداخته و سپس با استفاده از نمونه گیری گلوله برفی و نظرسنجیِ 15 نفر از خبرگان، در راستای تائید پایائی و روائی پژوهش و اعتبارسنجی نتایج، از نظرات آنان استفاده شد. تجزیه و تحلیل داده ها و شناسائی مقولات، در سه مرحله کدگذاری باز، محوری و انتخابی انجام گرفت، که بر اساس آن در پاسخ به سوال اصلی: « مقوله های موثر بر بازاریابی سبز محصولات ارگانیک کدامند؟»، مقولات پژوهش احصاء و نتایج شامل: 172 شناسه، 47 مفهوم، و 26 مقوله از نتایج پژوهش شد، که مقولات 26 گانه در طی یک ارتباط کاملا دوطرفه حول محور مقوله اصلی، یعنی بازاریابی سبز محصولات ارگانیک شناسائی شدند و در قالب مدل سیستماتیک ارائه گردیدند.
ارائه یک رویکرد فازی برای مساله مسیریابی وسایل نقلیه با گذاشت و برداشت همزمان و پنجره های زمانی با استفاده از الگوریتم PSO بهبودیافته (مطالعه موردی شرکت فراورده های لبنی رامک)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات مدیریت صنعتی سال ۲۰ بهار ۱۴۰۱ شماره ۶۴
215 - 250
حوزههای تخصصی:
اکثر مطالعات موجود در مسائل تصمیم گیری مساله را در محیطی از داده های قطعی فرض نموده اند و با توجه به اینکه عدم قطعیت در زنجیره ی تامین منجر به غیربهینه شدن تصمیماتی می گردد که با فرض قطعیت گرفته می شوند، لذا در این مقاله یک مدل فازی بر مبنای اعتبار برای مساله مسیریابی وسایل نقلیه با در نظر گرفتن گذاشت و برداشت همزمان و همچنین پنجره های زمانی (VRPSDPTW) ارائه می شود. هزینه اعزام وسایل نقلیه و پنجره های زمانی مشتریان در حالت عدم قطعیت و در قالب اعداد فازی ذوزنقه ای در نظر گرفته شده اند. همچنین از یک الگوریتم فراابتکاری ترکیبی با نام بهینه سازی ازدحام ذرات بهبود یافته (IPSO) برای حل مساله استفاده شده است. الگوریتم پیشنهادی ترکیبی از الگوریتم بهینه سازی ازدحام ذرات (PSO) و تکنیک های گذاشت و برداشت می باشد که موجب بهبود قابلیت جستجوی الگوریتم و همچنین حفظ تنوع جواب ها می گردد. در نهایت نیز برای نشان دادن کاربرد مدل ارائه شده در دنیای واقعی، به بررسی مساله توزیع محصولات لبنی توسط یک شرکت توزیع کننده بین مشتریان در استان فارس پرداخته ایم که نتایج محاسباتی نشان می دهد که توزیع کنندگان می توانند با استفاده از این شیوه، هزینه های عملیاتی شرکت را کاهش دهند.
یکپارچه سازی ارزیابی تامین کنندگان و طراحی زنجیره تأمین حلقه بسته تاب آور و رتبه بندی بر اساس روش فازی-مورا-نقطه مرجع(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
طراحی شبکه زنجیره تامین حلقه بسته با توجه به الزامات قانونی و منافع اقتصادی از اهمیت زیادی برخوردار گردیده است. تأمین کنندگان قطعات اولیه نیز از مهمترین بازیگران این زنجیره می باشند. بیشتر محققین مسئله طراحی را به صورت مجزا از ارزیابی تامین کنندگان مورد بررسی و تحلیل قرار داده اند. عوامل مختلفی به جز قیمت در رابطه با قطعه و فرایند و توان تامین پایدار تاثیر زیادی بر عملکرد زنجیره در بلندمدت دارد. در این مقاله یک شبکه زنجیره حلقه تأمین بسته شامل سایتهای تولید، جداسازی، بازسازی و دفع در نظر گرفته شده است. مدلی یکپارچه و دو مرحله ای ارائه شده است به نحوی که در مرحله اول روش "فازی-مورا-نقطه مرجع" برای ارزیابی تأمین کنندگان پیشنهاد و خروجی این مرحله به عنوان امتیاز ارزیابی در مرحله دوم مورد استفاده قرار گرفته است. در مرحله دوم، یک مدل برنامه ریزی خطی عددصحیح ترکیبی سه هدفه پیشنهاد گردیده بنحوی که تأمین کننده مناسب و مکان سایتهای نوسازی و همچنین جریانهای بین اعضای مختلف زنجیره مشخص می شود. در این مدل علاوه بر هدف ماکسیمم سازی تامین از تامین کنندگان شایسته، اهداف اقتصادی و تاب آوری زنجیره نیز مد نظر قرار گرفته است. از طرفی دیگر امکان وجود کمبود نیز در نظر گرفته شده است. نتایج عددی مربوطه نشان دهنده اعتبار مدل و نقش گزینه کمبود در رسیدن به جوابهای بهتر در تابع هدف ال-پی متریک می باشد.
عوامل مؤثر بر موفقیت کارراهه شغلی در شرکت ملی نفت(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
کارراهه به صورت مجموعه ای از مشاغل تعریف می شود که یک فرد در طی مسیر زندگی اش در پیش می گیرد و موفقیت آن به دو صورت رضایت ذهنی و عینی سنجیده می شود. هرچند موفقیت کارراهه به تنهایی مهم است ولی مهم تر از آن این است که سازمان ها برای بهبود بهره وری نیروی انسانی و داشتن نیروی انسانی رضایتمند، بدانند چه عواملی بر کارراهه تأثیر می گذارند. در این مقاله محقق به روش تحلیل محتوا و با انجام 40 مصاحبه با متخصصان اجرایی در صنعت نفت به شناسایی متغیرهای مذکور با استفاده از نرم افزار NVIVO پرداخته است. از روش ویلیام اسکات قابلیت اطمینان داده ها برابر 92/0 به دست آمد. 36 متغیر مؤثر بر کارراهه افراد در سه دسته رفتاری، زمینه ای و ساختاری دسته بندی شد. این تحقیق می تواند به عنوان معرفی الگویی در تحقیقات اجرایی مورد استفاده قرار گیرد. همچنین، متغیرهای شناسایی شده می تواند در تعریف روابط جدید در طراحی مسیرهای شغلی و مدل های کارراهه در سیستم منابع انسانی شرکت نفت استفاده شود.
قیمت گذاری و تبلیغ پویا در فروش بلیت رخدادهای ورزشی و تفریحی با استفاده از کنترل بهینه(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
چشم انداز مدیریت صنعتی سال دوازدهم پاییز ۱۴۰۱ شماره ۴۷
89 - 113
حوزههای تخصصی:
این مقاله حاصل پژوهشی درباره قیمت گذاری و تبلیغ پویا است و با استفاده از یک مدل کنترل بهینه، روشی برای تعیین تعداد بلیت برای فروش یک رویداد ورزشی یا تفریحی به دست می دهد تا سود برگزارکننده بیشینه شود؛ همچنین سعی شده است تا حد ممکن هزینه پشتیبانی در فروش بلیت این گونه رخدادها نظیر فروش غذا، نوشیدنی، کالاها، بیمه، امکان واگذاری رایگان بلیت و سایر خدمات به خریداران بلیت در نظر گرفته شود. این روش، علاوه بر تعیین تعداد بلیت ها برای فروش (برنامه ریزی ظرفیت)، تعیین قیمت پویای بهینه و درنظرگرفتن هزینه تبلیغ بهینه پویا، مواردی را که خارج از کنترل برگزارکنندگان است (به کمک تابع پیوسته تکه ای به نام شدت ورود)، با اضافه کردن تابع تغییرات فصلی در تابع تقاضا، در مدل اعمال می کند. از دیگر نکات برجسته این پژوهش، استفاده از دو تابع پیوسته تکه ای در مدل سازی کشش تبلیغ است. با این ترفند امکان تحلیل اثر تعداد بلیت های فروش نرفته بر رفتار خرید مشتریان، از طریق بروز کردن کشش تبلیغ در طول دوره فروش میسر می شود. در پژوهش های قبلی به این موارد کمتر پرداخته شده است.
ارائه یک مدل ریاضی برای مسئله ی مکانیابی- مسیریابی مواد غذایی فاسد شدنی با در نظر گفتن وابستگی مصرف سوخت به میزان بار(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات مدیریت صنعتی سال ۲۰ زمستان ۱۴۰۱ شماره ۶۷
159 - 201
حوزههای تخصصی:
در سالهای اخیر، درنظر گرفتن بحث محصولات فسادپذیر در زنجیره تامین سرد، ضرورت استفاده از سوخت های جایگزین در ناوگان سازمان های توزیع و حداقل نمودن میزان مصرف سوخت دارای اهمیت فراوانی در طراحی شبکه های توزیع دارد. از مهمترین سئوالات مطرح در سیستم های توزیع، تعیین مکان قرارگیری انبارها و طراحی بهترین مسیرها به منظور خدمت رسانی به مشتریان می باشد که در قالب مدلهای مکانیابی-مسیریابی مورد توجه قرار گرفته است. در این تحقیق، یک مدل مکانیابی - مسیریابی برای شبکه توزیع محصولات غذایی فاسد شونده چند محصولی در زنجیره تامین سرد با قابلیت سوخت گیری خودروها در جایگاههای سوخت گیری، مورد مطالعه قرار گرفته است. این مسئله، با درنظر گفتن وابستگی مصرف سوخت به میزان بار حمل شده بین رئوس، فساد پذیری محصولات در فرایند توزیع و بهره گیری از ناوگان با سوخت های مصرفی نامتعارف در جهت کاهش تولید دی اکسید کربن، بصورت یک مدل برنامه ریزی خطی عدد صحیح فرمول بندی گردیده است. مدل از طریق حل مثال های عددی در نرم افزار گمز اعتبارسنجی گردیده و به دلیل پیچیدگی مسئله در ابعاد متوسط و بزرگ، الگوریتم فراابتکاری ژنتیک به منظور حل مسائل در اندازه های واقعی با زمان محاسباتی قابل قبول توسعه و کارآیی آن مورد آزمایش قرار گرفته است.
تبیین سیستم مقدار سفارش اقتصادی در شرایط تقاضا و دریافت های گسسته(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
چشم انداز مدیریت صنعتی سال دوازدهم تابستان ۱۴۰۱ شماره ۴۶
113 - 133
حوزههای تخصصی:
کاهش هزینه های مرتبط با موجودی از مهم ترین استراتژی های هر بنگاه اقتصادی برای بقا و سوددهی در شرایط رقابتی امروزی است. در این راستا مدل های موجودی کلاسیک برای کاهش این هزینه ها مطرح شده اند؛ اما مدل های کلاسیک در کنار مزایای فراوان دارای فرضیه های محدودکننده ای هستند. در این پژوهش، یک زنجیره سه سطحی لجستیکی شامل یک تولیدکننده، یک توزیع کننده و یک خرده فروش در نظر گرفته می شود و مسئله بهینه سازی مدل موجودی برای توزیع کننده موردبررسی قرار می گیرد. در مسئله موردنظر، توزیع کننده محصولات موردنیاز خود را از تولیدکننده درخواست می کند؛ اما به علت عدم امکان ارسال محصولات درخواستی هر دوره به صورت یکجا، تولیدکننده محصولات را به صورت گسسته در چند مرحله ارسال می کند؛ به عبارت دیگر از استراتژی دریافت چندگانه استفاده می شود؛ همچنین تقاضای خرده فروش گسسته بوده و برابر مقدار ثابتی در فاصله های زمانی برابر است. در چنین حالتی، توزیع کننده در نظر دارد مقدار بهینه هر بار سفارش و مقدار بهینه ارسالی هر مرحله تولیدکننده را به گونه ای تعیین کند که هزینه های سیستم حداقل شود. درنهایت با بیان یک مثال عددی مسئله پیشنهادی بررسی و تحلیل شده و نتایج با مدل کلاسیک موجودی مقایسه می شود. نتایج نشان می دهد با افزایش هزینه های نگهداری و سفارش دهی، مدل پیشنهادی دارای کارایی بهتری است.
مدلی جهت بهینه سازی عملکرد پردازش اطلاعات در زنجیره تأمین مجازی، مبتنی بر اینترنت اشیا(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
امروزه، صنعت تولید با گسترش محدودیت های فیزیکی تجارت در سطح جهان، فناوری های مدرن اطلاعاتی را به منظور بهینه سازی روند تجارت و دستیابی به ادغام با شرکای زنجیره تأمین در پیش گرفته است که ازنظر جغرافیایی پراکنده اند. مدل های سنتی زنجیره تأمین، توجه اصلی را به بهینه سازی جریان های فیزیکی می دهد؛ با وجود این، اطمینان از اینکه واحدهای فیزیکی قابلیت پردازش اطلاعات مناسب را دارد نیز به همان اندازه مهم است. به این منظور در این پژوهش، بهینه سازی عملکرد پردازش اطلاعات در زنجیره تأمین مجازی حلقه بسته، با هدف حداکثرسازی سود و سرعت پردازش اطلاعات، با در نظر گرفتن هزینه های مجازی، امنیت اطلاعات و مصرف انرژی بررسی شده است. مدل برنامه ریزی خطی نهایی با استفاده از الگوریتم های فراابتکاری نسخه دوم الگوریتم ژنتیک، با مرتب سازی نامغلوب (NSGA-II) و نسخه دوم، مبتنی بر قوت پارتو (SPEA-II) بهینه سازی شده است. نتایج حل مدل با استفاده از الگوریتم های NSGA-II و SPEA-II، سود زنجیره تأمین مجازی را به ترتیب 106×93/9 و 106×23/4 و سرعت پردازش اطلاعات را به ترتیب 48/337 و 07/94 واحد نشان داد. به این ترتیب، الگوریتم NSGA-II در سودسازی زنجیره تأمین عملکرد بهتری دارد.
مطالعات راهبردی بهینه سازی انرژی در ایران با استفاده از روش های اقتصادسنجی و تجزیه داده های انرژی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در این تحقیق اطلاعات و داده های انرژی کشور از سال 1374 تا 1397 ارائه و از روش های تحلیل اقتصادسنجی و تحلیل تجزیه (لاسپیرز و میانگین لگاریتمی دیویژیا) برای شناسایی و تعیین سهم اثرات فعالیت، ساختاری و شدت انرژی بر مصارف انرژی استفاده شده است. نتایج تحلیل روش اقتصادسنجی نشان می دهد تابع برازش شده مصرف انرژی بر اساس دو متغیر جمعیت و ارزش افزوده با % 99=R2 معتبر بوده و عامل جمعیت تأثیر بیشتری از عامل ارزش افزوده در تغییرات مصرف انرژی دارد. همچنین، تحلیل نتایج این روش نشان می دهد اقدامات قیمتی اثری محسوس و فوری، اما مقطعی بر کاهش مصرف انرژی دارد. نتایج تحلیل تجزیه نیز نشان می دهد روش میانگین لگاریتمی دیویژیا نسبت به روش لاسپیرز از دقت بالاتری برخوردار بوده و طبق این روش و طی کل دوره به طور متوسط، اثر ساختاری 48%، اثر فعالیت 18% و اثر شدت انرژی 18% در افزایش مصرف انرژی مؤثر بوده اند.