فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۴۶۱ تا ۴۸۰ مورد از کل ۴٬۸۵۷ مورد.
منبع:
مطالعات مدیریت صنعتی سال ۲۰ بهار ۱۴۰۱ شماره ۶۴
183 - 214
حوزههای تخصصی:
از جمله ابزارهای ضروری مدیریت عملیات در فضای رقابتی کنونی، راهبرد عملیات است. راهبرد عملیات وظیفه تمرکز فعالیت های سطوح عملیاتی همراستا و هم جهت با اولویت های رقابتی سازمان را برعهده دارد. از همین رو پژوهش حاضر در پی بررسی و تدوین مناسب ترین راهبردهای عملیاتی برای افزایش کارایی صنعت قطعه سازی خودرو می باشد. چراکه این صنعت به عنوان موتور محرک صنایع و اقتصاد، نقش مهمی در رشد کشور دارد و همواره تحت فشارهای روزافزون و متنوعی بوده که می توان به دو نیروی پرتوان تغییرات مکرر در ذائقه مشتریان و پیشرفت سریع در نوآوری فناوری اشاره کرد که تعدیل تاثیر این فشارها بازنگری و تدوین راهبردهای عملیاتی را می طلبد. به همین منظور پس از تعیین اهداف یک ساله در خصوص هر یک از خروجی ها، سیستم تولیدی جریان پیوسته به عنوان سیستم مناسب جهت رسیدن به وضعیت مطلوب در شرکت مورد مطالعه شناخته شد؛ و درنهایت تعدیلاتی به منظور بهبود وضعیت شرکت مورد مطالعه در هر یک از اهرم های تولیدی ارائه شد. اولویت بندی خروجی ها با توجه به نظر خبرگان و توسعه تکنیک بهترین- بدترین فازی (FBWM) برای اولین بار صورت گرفت که شاخص هزینه به عنوان مهم ترین خروجی دارای بیشترین اهمیت شناخته شد و شاخص کیفیت در سطح دوم اهمیت قرار گرفت؛ و همچنین شاخص های انعطاف پذیری، عملکرد و تحویل در سطوح بعدی اهمیت جای گرفتند. نتایج حاصل از این پژوهش بیانگر این مطلب است که با بهره گیری صحیح از مدل میلتنبرگ می توان ضمن بررسی وضعیت جاری سیستم های تولیدی و کنکاش محیط رقابتی، به دنبال زمینه هایی بود که برای سازمان مزیت رقابتی ایجاد می نمایند.
ارائه مدل ساختاری تفسیری موانع به کارگیری فناوری بلاکچین در زنجیره تأمین صنایع غذایی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
امروزه، گستردگی روزافزون زنجیره تأمین صنایع غذایی، فرایند کنترل و تبدیل شعار «امنیت غذایی: از مزرعه تا سفره» را به واقعیت، سخت تر کرده است. فناوری بلاکچین، یک فناوری جدید و نوظهور است که شفافیت، قابلیت ردیابی و امنیت داده ها را در مسیر حرکتی محصولات غذایی از مزرعه تا سفره تضمین می کند و نویدبخش ارتقای امنیت غذایی در زنجیره های تأمینی است که تقلب و جعل به جزء جدانشدنی آنها تبدیل شده است؛ بنابراین به کارگیری فناوری بلاکچین در زنجیره تأمین صنایع غذایی، چه در حال حاضر و چه در آینده ای نزدیک، ضرورتی انکارناپذیر است. ازجمله مهم ترین الزامات به کارگیری هر فناوری، شناسایی موانع پیش روی آن است. نشناختن دقیق این موانع، نه تنها به عدم موفقیت در پیاده سازی مناسب این فناوری در زنجیره تأمین صنایع غذایی منجر می شود، هزینه های درخور توجهی را نیز بر آن تحمیل خواهد کرد؛ بنابراین این تحقیق با هدف شناسایی موانع کلیدی به کارگیری فناوری بلاکچین و تدوین مدل سلسه مراتبی آن در زنجیره تأمین صنایع غذایی تدوین شده است. به منظور دستیابی به این هدف، ابتدا مهم ترین موانع شناسایی شده است، سپس با استفاده از مدل سازی ساختاری تفسیری، مدلی ارائه شد که روابط بین این موانع را نشان دهد. نتایج تحقیق، موانع درون سازمانی و همچنین موانع قانونی را مهم ترین موانع به کارگیری فناوری بلاکچین در زنجیره تأمین صنایع غذایی نشان داد. بنابراین برای به کارگیری این فناوری، باید تمرکز اصلی مدیران بر رفع این دسته از موانع، در سطوح پایین مدل سلسله مراتبی ارائه شده در این تحقیق باشد. نظر به اینکه فناوری بلاکچین به عنوان فناوری جدید نسل4 صنعت، به تازگی در ایران درخور توجه قرار گرفته است، تحقیق حاضر اولین تحقیق در زنجیره تأمین صنایع غذایی در کشور قلمداد می شود که موانع به کارگیری فناوری بلاکچین را در یک زنجیره تأمین کامل (از مزرعه تا سفره) بررسی کرده است.
بررسی تاثیر هوش تجاری بر موفقیت مدیریت ارتباط با مشتری با استفاده از متغیر میانجی مدیریت دانش (موردمطالعه: صنعت کشتیرانی جمهوری اسلامی ایران)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
توسعه تکنولوژی صنعتی سال ۲۰ تابستان ۱۴۰۱ شماره ۴۸
35 - 52
حوزههای تخصصی:
زمینه: مدیریت ارتباط با مشتری، یک فرآیند چرخشی از تعامل سازمان با مشتریان خود می باشد که شامل تولید، جمع آوری و تجزیه وتحلیل داده های مشتری و به کارگیری نتایج برای ارتقاء خدمات باشد. سازمان ها به بهره گیری از هوش تجاری، این داده ها را به صورت مستمر جمع آوری کرده و با استفاده از مدیریت دانش، تحلیل نموده و در فرآیند تصمیم گیری و تصمیم سازی به کار می گیرند. هدف: شناسایی تاثیر هوش تجاری بر مدیریت ارتباط با مشتری با استفاده از مدیریت دانش در صنعت کشتیرانی جمهوری اسلامی ایران، هدف اصلی این تحقیق است. روش: پژوهش حاضر بر اساس هدف کاربردی و روش آن از نوع پیمایشی است. شیوه جمع آوری اطلاعات، آمیزه ای از روش های کتاب خانه ای، میدانی و پیمایشی است. ابزار پژوهش، پرسشنامه ساخته شده توسط محققان بود که پس از تائید روایی و پایایی توسط 15 نفر از خبرگان، با طیف پنج تایی لیکرت به کار گرفته شدند و در اختیار بالغ بر 127 نفر جامعه آزمون قرار گرفت. تحلیل عاملی متغیرها و آزمون فرضیه ها با استفاده از نرم افزارهای SPSS و Smart PLS انجام شد. یافته ها نشان داد، در صنعت کشتیرانی جمهوری اسلامی ایران، هوش تجاری بر موفقیت مدیریت ارتباط با مشتری با استفاده از متغیر میانجی مدیریت دانش تاثیرگذار است.
مطالعه تطبیقی مدل های کسب وکار شرکت های حمل ونقل هوشمند با تمرکز بر وضعیت حقوقی رانندگان در نظام های حقوقی ایران و فرانسه(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
توسعه تکنولوژی صنعتی سال ۲۰ پاییز ۱۴۰۱ شماره ۴۹
3 - 20
حوزههای تخصصی:
امروزه فناوری های نوین همواره در حال تغییر ساختار حقوقی صنایع مختلف هستند. در صنعت حمل ونقل و به طور خاص در شرکت های ارائه دهنده خدمات هوشمند حمل ونقل نیز وضعیت حقوقی رانندگان تحت تأثیر این موضوع قرار گرفته است. شرکت ها مدعی می باشند که صرفاً واسطه میان رانندگان و کاربران مسافر هستند و بیش از این نقشی در حمل ونقل ندارند اما در مقابل برخی حمل ونقل را بین شرکت و کاربر مسافر دانسته و شرکت و راننده را مشمول رابطه استخدامی دانسته اند. هدف این مقاله تعیین وضعیت حقوقی راننده در شرکت های مذکور بوده و ازاین رو در ابتدا به چگونگی کیفیت رابطه راننده با شرکت پرداخته شده است و سپس به این موضوع پرداخته ایم که چه قواعد حقوقی می تواند بر این رابطه حاکم باشد. نوشتار حاضر به روش تحلیلی-توصیفی انجام شده است. نتایج بیانگر این امر هستند علی رغم آنکه مدل کسب وکار شرکت های مذکور دارای منافع و مزایای زیادی می باشد اما با بعضی از قواعد حقوقی سنتی در برخی از بخش ها مطابقت نداشته و سبب اختلال در آن ها شده اند. رانندگان در این مدل کسب وکار در وضعیت مبهم و نامتناسبی قرار گرفته اند و از هرگونه حمایت های قانونی محروم شده و همچنین فاقد هرگونه رابطه استخدامی با شرکت می باشند. نظام حقوقی فرانسه در راستای ساماندهی این وضعیت، عملکرد رانندگان در این شرکت ها را نوعی تبعیت حقوقی تلقی کرده و رانندگان را کارگر مورد شناسایی قرار داده است. در نظام حقوقی ایران عملکرد رانندگان را نمی توان تبعیت حقوقی تلقی کرد ازاین رو رانندگان به عنوان خویش فرما مورد شناسایی قرار گرفته اند.
بررسی و ارزیابی عملکرد پایدار مبتنی بر روش های کارت امتیازی متوازن پایدار و تصمیم گیری چند معیاره فازی (مورد مطالعه شرکت های تولیدی مواد شوینده)(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
حوزههای تخصصی:
مدیران ارشد سازمان ها همواره در جستجوی راه حلی برای حصول اطمینان از انتخاب و اجرای استراتژیهای مناسبتر هستند که در این میان روش ارزیابی متوازن پایدار (SBSC) یک چارچوب سنجش عملکرد فراگیری است که با مجموعه ای از مقیاس های مالی و غیرمالی، نگاهی جامع با ابعادی کامل مانند زیست محیطی و مسئولیت پذیری اجتماعی به عملکرد می اندازد. هدف با استفاده از مدل های تلفیقی جهت شناسایی شاخص های کلیدی تاثیرگذار و تاثیرپذیر عملکردی برای ارزیابی صنعت مواد شوینده در چارچوب کارت امتیازی متوازن پایدار با لحاظ مجموعه ای متنوع از شاخص ها و تعیین وابستگی های بین آنها، توسط گروهی از تصمیم گیرندگان می باشد. بررسی و تحلیل داده ها با استفاده از تکنیک های تلفیقی جهت تعیین درجه ارجحیت مولفه های عملکردی نسبت به یکدیگر، شامل رویکرد جدید کارت امتیازی متوازن پایدار و با توجه به چندطرفه بودن رابطه بین گزینه ها و شاخص ها از روش های تصمیم گیری چند معیاره دنپ (DANP) و مولتی مورای فازی استفاده شده است. مزیت این رویکرد توجه به وابستگی متقابل و نسبتاً پیچیده عوامل موثر بر عملکرد می باشد. برای ابعاد و معیارهای اصلی ارزیابی عملکرد پایدار صنعت مورد بررسی مشخص شد، عوامل زیست محیطی و اجتماعی تاثیرگذارترین و عوامل فرایندهای داخلی و اقتصادی تاثیرپذیرترین عوامل اصلی هستند، همچنین معیارهای اقتصادی (239/0)، فرایندهای داخلی (21/0)، اجتماعی (188/0)، رشد یادگیری (183/0)، و محیطی (178/0) به ترتیب اهمیت در راهبردهای این صنعت قرار دارد.
تصمیمات قیمت گذاری و زمان تحویل در زنجیره تأمین دوکاناله با فروش سنتی و آنلاین در حالت متمرکزو غیرمتمرکز با سیستم های حمل متفاوت(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
چشم انداز مدیریت صنعتی سال دوازدهم بهار ۱۴۰۱ شماره ۴۵
135 - 159
حوزههای تخصصی:
با رشد سریع فناوری اطلاعات، تولیدکنندگان که در گذشته فقط به صورت سنتی و از طریق خرده فروشان محصولات خود را عرضه می کردند، می توانند به صورت مستقیم و آنلاین نیز محصولات خود را عرضه کنند. این پژوهش، یک زنجیره تأمین دو کاناله شامل یک تولیدکننده و یک خرده فروش را در نظر گرفته است که در آن تولیدکننده می تواند محصولات خود را از طریق دو کانال سنتی و آنلاین به فروش برساند. فرض می شود تولیدکننده محصول را در کانال آنلاین با دو روش حمل و درنتیجه دو زمان تحویل متفاوت عرضه می کند که قاعدتاً روی تقاضای یکدیگر تأثیر می گذارد. زنجیره تأمین موردنظر ابتدا در حالت غیرمتمرکز با فرض رهبری تولیدکننده و با استفاده از رویکرد استکلبرگ مدل سازی شده و متغیرهای تصمیم کلیدی شامل قیمت کانال های سنتی و آنلاین و زمان های تحویل کانال های آنلاین تعیین می شود؛ سپس فرض می شود که تولیدکننده و خرده فروش تصمیمات خود را به طور یکپارچه و متمرکز اتخاذ کنند. آنچه موجب نوآوری و منحصربه فرد شدن این پژوهش می شود، وجود دو کانال فروش آنلاین و رقابت بین آن ها و همچنین کانال فروش سنتی است. مثال های عددی ارائه شده نشان می دهد که یکپارچگی و هماهنگی تولیدکننده و خرده فروش به نفع تمام اعضای زنجیره تأمین است و به میزان زیادی سود کل زنجیره تأمین را افزایش می دهد.
طراحی و اعتبارسنجی مدل توانمندسازی مدیران(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف این پژوهش در گام نخست، طراحی مدل توانمندسازی مدیران و در مرحله بعدی، اعتبارسنجی آن مبتنی بر پژوهشی آمیخته و به روش توصیفی اکتشافی بود. جامعه آماری برای ارائه مدل، شامل خبرگان دانشگاهی و همچنین، مدیران ارشد بانک مرکزی و برای اعتبارسنجی آن،شامل مدیران صف و ستاد بانک مرکزی بود. نمونه آماری خبرگان تا مرحله اشباع نظری به تعداد 15 نفر به روش هدفمند قضاوتی و برای مرحله اعتبارسنجی مدل، به تعداد 210 نفر مبتنی بر قواعد حجم نمونه در روش معادلات ساختاری و به روش طبقه ای تصادفی انتخاب شد. ابزار گردآوری داده ها شامل مصاحبه نیمه ساختاریافته و پرسشنامه خبره مبنا برای مرحله مدل سازی و پرسشنامه با طیف لیکرت پنج تایی برای مرحله اعتبارسنجی بود. روایی پرسشنامه به روش همگرایی و واگرایی و پایایی آن به روش پایایی معرف ها و مرکب تأیید شد. ترکیب نتایج تحلیل مضمون و مدل سازی ساختاری تفسیری، منتج به ارائه مدل توانمندسازی مدیران شد که از هشت مقوله توان سازهای ساختاری، توان سازهای مدیریتی، توان سازهای دانشی، توان سازهای انگیزشی، کُنشگران توان ساز، توانمندسازی روانی، توانمندسازی تجربی و پیامدهای رفتاری تشکیل یافته است. همچنین، یافته های بخش کمّی، اعتبار مدل ساختاری پژوهش را تأیید و کلیه فرضیه ها (به غیر از اثر تعدیلگری کُنشگران توان ساز) اثبات شد.
استفاده از تحلیل پوششی داده ها در تخمین برابری سازمانی درک شده(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مدیریت صنعتی دوره ۱۴ پاییز ۱۴۰۱ شماره ۳
337 - 358
حوزههای تخصصی:
هدف: با وجود مقبولیت گسترده نظریه برابری آدامز و اجماع نظر روی توانایی این نظریه در تبیین عدالت توزیعی، دشواری در کمی کردن مفهوم برابری باعث شده است تا بهره مندی از این نظریه با چالش هایی مواجه شود. این پژوهش رویکردی را برای سنجش برابری درک شده توسط هر فرد در مقایسه با سایر کارکنان و تعیین میزان تغییر در ورودی ها/خروجی های یک فرد برای ایجاد حس برابری در وی، ضمن بروز کمترین نارضایتی در دیگر افراد ارائه می دهد. روش: بدین منظور، از مدل خروجی محور CCR تحلیل پوششی داده ها برای صورت بندی دو سناریوی خوش بینانه و بدبینانه و دستیابی به تخمینی بازه ای از میزان برابری درک شده توسط کارکنان استفاده می شود. برای اطمینان از کاربردی بودن رویکرد پیشنهادی، از آن برای تخمین برابری درک شده توسط اعضای هیئت علمی یک گروه آموزشی استفاده می شود. یافته ها: این رویکرد نشان داد که دیدگاه خوش بینانه یا بدبینانه، بر رتبه بندی افراد از لحاظ میزان برابری درک شده توسط آن ها اثر متفاوتی دارد. همچنین میزان برابری درک شده واقعی توسط افراد، لزوماً با میزان برابری تخمین زده شده برای آن ها با استفاده از دو دیدگاه خوش بینانه و بدبینانه تطابق ندارد؛ زیرا این دو دیدگاه حالت های حدی دو رویکرد را می سنجند. در عوض، میزان برابری درک شده توسط افراد با میانگین برابری درک شده از دو رویکرد خوش بینانه و بدبینانه تطابق بیشتری دارد. نتیجه گیری: قرارگیری میزان برابری های درک شده اظهارشده توسط افراد در بازه های محاسبه شده برای برابری های درک شده توسط رویکرد پیشنهادی حکایت از اعتبار آن دارد. بنابراین، می توان برابری درک شده توسط هر فرد را به صورت یک بازه تخمین زد و بر اساس آن، برای افرادی که پتانسیل احساس نابرابری زیادی دارند، تمهیدهایی اندیشید تا این پتانسیل کاهش یابد.
شناسایی ابعاد و مولفه های مؤثر وتعیین کننده در طراحی مدل سیستم مدیریت ایمنی و بهداشت شغلی در سازمان های دولتی ایران(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
حوزههای تخصصی:
هدف این تحقیق، شناسایی ابعاد و مولفه های مؤثرو تعیین کننده در طراحی مدل سیستم مدیریت ایمنی و بهداشت شغلی جهت سازمانهای دولتی ایران می باشد. این پژوهش از نظر غایت، پژوهشی کاربردی می باشد و در زمره تحقیقات کاربردی توسعه ای قرار دارد. جامعه آماری این پژوهش را دو گروه تشکیل می دهند.گروه اول تعداد 30نفر از خبرگان و گروه دوم را کلیه کارکنان سازمانهای دولتی استان کرمان به حجم 77528 نفر می باشندکه حجم نمونه در این حوزه با استفاده از فرمول کوکران به تعداد 384 نفر تعیین گردید. ابزار پژوهش، پرسشنامه محقق ساخته می باشدکه روایی آن توسط خبرگان تاییده شده و پایایی آن نیز مورد تایید قرار گرفته بطوریکه پایایی عناصر فضای سازمان0.994، مدیریت و رهبری 0.738، طرحریزی و سازماندهی 0.779، استقرار و اجرا0.971، ارزیابی 0.785 و بازنگری و اقدام برای بهبود 0.939 می باشد. داده ها با استفاده از نرم افزارspss و Smart Pls مورد تجزیه تحلیل قرار گرفته اند. مدل تحقیق برازش داده شده نشان می دهدکه همه عناصر شامل مدیریت و رهبری، طرح ریزی و سازماندهی، استقرار و اجرا، ارزیابی و بازنگری و اقدام برای بهبود بر سیستم مدیریت ایمنی و بهداشت شغلی تاثیر معنی داری دارند و کلیه مؤلفه ها بجزء یکپارچگی مکانیکی بر عناصر مربوطه تاثیری معنی داری دارند. با توجه به جامعیت تحقیق، نتایج این تحقیق می تواند به عنوان ابزاری برای توانمندسازی مدیران در زمینه دانش روز سیستم مدیریت ایمنی و بهداشت شغلی و استقرار آن در سازمانهای دولتی بشمار آید.
الگوی یکپارچه مشارکت سازمانی برای سازمان های دولتی ایران (مورد مطالعه شرکت ملی نفت ایران)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
با وجود مطالعات گذشته، نقصان نظریه جامع و اثربخش از مشارکت در سازمان های دولتی به عنوان چالشی اساسی مطرح بوده است. هدف ارائه یک الگوی مشارکت یکپارچه برای کمک به اداره امور سازمان های دولتی بوده و پژوهش به روش ترکیبی از نظریه داده بنیاد و پیمایش انجام شده و از لحاظ هدف اکتشافی و توصیفی بوده است. ابتدا 31 نفر به صورت هدفمند قضاوتی انتخاب شدند و با آنان مصاحبه صورت گرفت و تحلیل کیفی با نرم افزار مکس کیودا انجام شد. در کدگذاری باز، ۱۰۷۵ کد مفهومی شناسایی و با همگرایی آن ها، ۱۳مقوله محوری به دست آمد. نظام مشارکت سازمانی به عنوان پدیده محوری انتخاب و روابط آن با سایر مقوله ها تبیین و الگوی اولیه ارائه شد. سپس با توزیع 250 پرسشنامه در یک شرکت دولتی، شامل 545 نفر، ارزیابی و اعتبار مدل با آلفای کرونباخ 9/0 تأیید و الگوی یکپارچه مشارکت در 5 بخش، شامل وضعیت غایی، وضعیت فاعلی وضعیت مادی وضعیت صوری و مکانیزم ارزشیابی طرح ریزی شد.
مدل ارزیابی بهره وری منابع انسانی دانشگر در صنعت(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر به روش کیفی با رویکرد اکتشافی و با استفاده از تحلیل مضمون انجام شده است. جامعه آماری پژوهش، خبرگان حوزه مدیریت منابع انسانی و بهره وری است و نمونه آماری 16 نفر از خبرگان این حوزه هستند که به روش هدفمند قضاوتی و گلوله برفی معرفی و مصاحبه شده اند. برای تعیین پایایی کدگذاری مصاحبه ها از ضریب درون موضوعی کاپا (KAPA) استفاده شد. از کدگذاری داده ها، 258 مفهوم، 27 مضمون فرعی و 7 مضمون اصلی یافت شد و مدلی با 7 بُعد و 27 مؤلفه طراحی و به روش SWARA وزن دهی شد. ابعاد مدل عبارت اند از: عوامل سازمانی، فرایند تأمین، فرایند توسعه، فرایند نگهداری، فرایند کاربرد، بهره وری سازمان و بهره وری کارکنان و 27 مؤلفه که در مدل ارزیابی بهره وری کارکنان دانشگر در صنعت آورده شده است.
مدل سازی و حل مسئله زمانبندی کار کارگاهی منعطف دو هدفه با در نظر گرفتن ماشین های موازی و منابع دوگانه انسان- ماشین(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
چشم انداز مدیریت صنعتی سال دوازدهم پاییز ۱۴۰۱ شماره ۴۷
203 - 237
حوزههای تخصصی:
در این پژوهش مسئله زمان بندی کار کارگاهی منعطف با ماشین های موازی با درنظرگرفتن معیار تولید پاک تر، منابع دوگانه انسان-ماشین، زمان دسترسی کارها و زمان پردازش وابسته به سرعت ماشین ها بررسی می شود. اهداف مسئله شامل حداقل کردن مجموع جریمه های دیرکرد و زودکرد و مجموع افزایش سرعت است. سرعت ماشین ها افزایش داده می شود تا زمان تکمیل کارها کاهش یابد. درحالی که افزایش سرعت به افزایش آلودگی صوتی در محیط تولیدی منجر می شود و با توجه به رویکرد تولید پاک تر که نگرشی پیشگیرانه است، در اینجا سعی شده است با حداقل کردن افزایش سرعت، میزان آلودگی صوتی کاهش داده شود. به این منظور در اینجا ابتدا یک مدل برنامه ریزی عدد صحیح مختلط توسعه داده شد. همچنین با توجه به دوهدفه بودن و NP-hard بودن مساله، برای حل آن از الگوریتم NRGA استفاده و نتایج حاصله با نیز الگوریتم NSGAII با توجه به برخی از معیارهای کارایی چندهدفه مقایسه شد. نتایج حاصل از مقایسه الگوریتم ها نشان داد که الگوریتم پیشنهادی با توجه به معیار MID در نمونه های با 10 و 25 کار و در معیار RAS در نمونه های با 25 و 100 کار کارایی بهتری نسبت به الگوریتم NSGAII دارد. همچنین به منظور تجزیه وتحلیل دقیق تر از روش تاپسیس استفاده شد که نتایج کارایی الگوریتم پیشنهادی را نشان داد.
عوامل مؤثر بر شکل گیری اکوسیستم کارآفرینی دانشگاهی مبتنی بر فناوری (مطالعه موردی: دانشکدگان فنی دانشگاه تهران)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مدیریت صنعتی دوره ۱۴ پاییز ۱۴۰۱ شماره ۳
391 - 420
حوزههای تخصصی:
هدف: این پژوهش در پی شناخت عوامل اثرگذار بر شکل گیری اکوسیستم کارآفرینی، مبتنی بر فناوری در دانشکدگان فنی دانشگاه تهران انجام شد. روش: ابتدا با مرور ادبیات پیشین، عوامل اثرگذار در شکل گیری اکوسیستم کارآفرینی دانشگاهی مبتنی بر فناوری شناسایی شد؛ سپس از طریق مصاحبه های عمیق و اکتشافی با 17 نف ر از متخصص ان و خب رگان در جامع ه، پژوهش تکمیل شد و با روش کدگذاری باز و محوری، 9 عامل اصلی مؤثر بر شکل گیری اکوسیستم کارآفرینی دانشگاهی مبتنی بر فناوری به دست آمد. در ادامه با توزیع پرسش نامه های زوجی میان خبرگان و با کمک روش مدل سازی ساختاری تفسیری، پیکره بندی اجزای مدل در شش سطح صورت گرفت. یافته ها: مدلی متشکل از شش سطح به دست آمد. سطح اول: مؤلفه های زیرساخت های توسعه اکوسیستم کارآفرینی، سیاست گذاری و مدیریت منابع مالی، شدت و سطح آمادگی طراحی، توسعه و تجاری سازی، ایجاد و توسعه نهادهای حمایتی، و توسعه کسب وکار در منطقه. سطح دوم: مؤلفه سیاست و قوانین دانشگاه. سطح سوم: مؤلفه بازار. سطح چهارم: عوامل اقتصادی و محیط کسب وکار. سطح پنجم: عوامل حاکمیتی. سطح ششم: مؤلفه فرهنگ اکوسیستم کارآفرینی فناورانه دانشگاهی. همچنین نشان داده شد که مؤلفه فرهنگ تأثیرگذارترین عامل و مؤلفه های زیرساخت های توسعه اکوسیستم کارآفرینی سیاست گذاری و مدیریت منابع مالی، شدت و سطح آمادگی طراحی، توسعه و تجاری سازی، ایجاد و توسعه نهادهای حمایتی و توسعه کسب وکار در منطقه، تأثیرپذیرترین عوامل در شکل گیری اکوسیستم کارآفرینی دانشگاهی مبتنی بر فناوری در دانشگاه تهران هستند.
نتیجه گیری: توسعه فرهنگ و روحیه کارآفرینی، کالبد اساسی شکل گیری اکوسیستم کارآفرینی دانشگاهی مبتنی بر فناوری است که با سیاست گذاری های صحیح و مدیریت شایسته در سطح خرد و کلان اجراشدنی است.
تبیین عوامل مؤثر بر استقرار مدیریت زنجیره تامین سبز در صنعت ساخت و ساز با رویکرد فراترکیب(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات مدیریت صنعتی سال ۲۰ زمستان ۱۴۰۱ شماره ۶۷
237 - 266
حوزههای تخصصی:
همواره صنعت ساخت وساز اثرات مخرب قابل توجهی بر محیط زیست داشته است. بهره گیری از راهبردهای مدیریت زنجیره تأمین سبز برای دستیابی به ساخت وساز پایدار، رویکردی موثر برای کاهش آسیب های وارده بر محیط زیست است. با توجه به مبهم بودن ابعاد، در این پژوهش با اتکا بر رویکرد کیفی و پارادایم تفسیرگرا و روش هفت مرحله ای فراترکیب مولفه های موثر بر استقرار مدیریت زنجیره تامین سبز در صنعت ساخت وساز تبیین شد. به همین منظور 728 پژوهش مرتبط در حوزه مدیریت زنجیره تامین و به ویژه با پسوندهای پایدار، سبز، معکوس، شناسایی، بررسی، ارزیابی و غربال شد و در نهایت براساس پروتکل ورود و خروج، تعداد 37 مطالعه در سبد پژوهش کدگذاری شد که در مجموع 73 کد اولیه استخراج و در قالب 13 مفهوم و 4 مقوله دسته بندی شدند. پایایی طبقه بندی براساس ضریب کاپا تایید شد. یافته های پژوهش نشان داد مولفه های تاثیرگذار بر مدیریت زنجیره تامین سبز براساس چهار مقوله اصلی شامل: عوامل اصلی مدیریت زنجیره تامین سبز، عوامل تسهیل کننده، محرک ها و موانع داخلی و خارجی، شناسایی شدند و در نهایت پیشنهاداتی براساس نتایج استخراج شده از این پژوهش به پژوهشگران آتی ارائه گردید.
اولویت بندی و تحلیل عوامل موثر بر ارتقاء کارآیی مراکز تلفن شهری با استفاده از تکنیک ANP/DEA (مطالعه موردی: مخابرات منطقه آذربایجان شرقی)(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
حوزههای تخصصی:
پس از خصوصی سازی و پذیرش شرکت مخابرات ایران در بورس، اطلاع از وضعیت کارآیی مراکز تلفن شهری برای سهامداران امری اجتناب ناپذیر است. پژوهش حاضر در صدد پاسخ گویی به این سوال اساسی است که چگونه متغیرهای موثر بر کارآیی مراکز را شناسایی و مراکز ناکارا را به مرز کارایی رساند. بدین منظور با جمع آوری نظرات خبرگان در قالب پرسش نامه مقایسات زوجی و آنالیز داده ها به روش فرایند تحلیل شبکه ای، متغیرهای مؤثر در کارایی مشخص شده است. داده های خام از ادارات برنامه ریزی، بازرسی و ارزیابی و صورت های مالی سال 1396، تهیه شده است. در ادامه کارایی مراکز به روش تحلیل پوششی داده ها در شرایط بازده به مقیاس ثابت و متغیر محاسبه، رتبه بندی و راه کارهای بهبود عملکرد مراکز ناکارا ارائه شده است. مطابق یافته ها توان مندی کارکنان، رضایت مندی کارکنان، رضایت مندی مشترکین و مهارت های مدیریتی موثرترین متغیرها در کارآیی هستند. اختلاف تعداد مراکز ناکارا در مقیاس ثابت و متغیر، یعنی ناکارایی مقیاس، عدم کارکرد در مقیاس بهینه و اتلاف منابع توسط مراکز می باشد. رتبه پایین شهرستان ها، لزوم گزینش رؤسای مخابرات شهرستان ها مطابق شایستگی های فردی و تخصصی را ایجاب می کند. همچنین از عوامل مهم ناکارایی مراکز، عدم وجود فضای رقابتی انگیزشی، قدرت تصمیم گیری و ریسک پذیری و وجود محدودیت های مختلف سازمانی و قانونی می باشد.
طراحی مدلی برای زنجیره تأمین هوشمند خدمات با روش داده بنیاد (مورد مطالعه: صندوق کارآفرینی امید)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
چشم انداز مدیریت صنعتی سال دوازدهم تابستان ۱۴۰۱ شماره ۴۶
89 - 111
حوزههای تخصصی:
امروزه به دلیل شتاب روزافزون روند جهانی سازی در سراسر دنیا زنجیره تأمین ابعاد جدید به خود گرفته و بسیار پیچیده تر از قبل شده است. زنجیره تأمین هوشمند باید از طریق فناوری های مختلف و به خصوص اینترنت بتواند امکان تبادل اطلاعات سریع در کل زنجیره تأمین را فراهم کند. در پژوهش حاضر یک مطالعه کیفی به منظور ارائه مدل زنجیره تأمین هوشمند برای ارائه خدمات در صندوق کارآفرینی امید صورت گرفته است. در این پژوهش از روش داده بنیاد مدل اشتراوس و کوربین (1998)، استفاده شده و تا اشباع نظری مصاحبه شوندگان پیش رفته است. جامعه آماری به صورت هدفمند از خبرگان دانشگاهی و مدیران صندوق کارآفرینی امید انتخاب شده اند. در مجموع 14 مصاحبه عمقی نیمه ساختاریافته انجام شد. از متن مصاحبه ها 1165 کد باز احصا و درنهایت 38 مؤلفه اصلی انتخاب شدند. برای کدگذاری از نرم افزار Atlas TI نسخه 8 استفاده شده و مؤلفه ها شناسایی و مدل مفهومی پژوهش ترسیم شد. مهم ترین مقوله های محوری شامل جریان اطلاعات هوشمند، جریان منابع مالی هوشمند و فناوری اطلاعات، ارتباطات هوشمند، شفافیت، اشتراک گذاری و نیروی انسانی متخصص است. مؤلفه های سایر عوامل در ذیل مقوله های اصلی دسته بندی و سپس نتایج و پیامدها حاصل از اجرای زنجیره ی تأمین هوشمند در چهار سطح شرکت، مشتریان، جامعه و دولت تقسیم بندی شده است.
ارزیابی ریسک پروژه های تعمیرات اساسی در صنایع فرایندی بالادستی نفت با استفاده از یک روش تصمیم گیری چندشاخصه فازی ترکیبی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
چشم انداز مدیریت صنعتی سال دوازدهم تابستان ۱۴۰۱ شماره ۴۶
135 - 173
حوزههای تخصصی:
اجرای صحیح پروژه های تعمیرات اساسی کارخانه های فرایندی در صنایع بالادستی نفت که شامل تجهیزات و تأسیسات سرمایه بر بسیاری هستند، از اهمیت بالایی برخوردار است. شناسایی و ارزیابی صحیح ریسک های این نوع پروژه ها، گامی مهم در جهت کاهش چشمگیر خسارات مالی، انسانی و زیست محیطی آن ها محسوب می شود. در این پژوهش، چارچوبی جدید برای ارزیابی انواع ریسک های این نوع از پروژه ها ارائه شده است. بر این اساس ابتدا با استفاده از نظر خبرگان، ریسک های این نوع پروژه ها با استفاده از روش مصاحبه و طوفان فکری شناسایی شد. 10 مورد از این ریسک ها با استفاده از روش دلفی فازی به عنوان مهم ترین موارد انتخاب شده و با روش ترکیبی SWARA و EDAS فازی مبتنی بر اعداد فازی ذوزنقه ای مورد ارزیابی قرار گرفت. بر اساس یافته های پژوهش، از منظر خبرگان ریسک تأمین مالی به موقع از سوی کارفرما، با امتیاز ارزیابی 0/83 دارای بالاترین رتبه در میان ریسک ها است و ریسک شکست و نقص تجهیزات در حین عملیات، با امتیاز ارزیابی 0/04، پایین ترین رتبه را در میان ریسک های پروژه های تعمیرات اساسی صنایع فرایندی بالادستی نفت دارا است.
طراحی یک شبکه زنجیره تأمین بنزین پایدار و تاب آور تحت شرایط عدم قطعیت اختلال (مطالعه موردی: شبکه زنجیره تأمین بنزین استان خراسان رضوی)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مدیریت صنعتی دوره ۱۴ بهار ۱۴۰۱ شماره ۱
27 - 79
حوزههای تخصصی:
هدف: امروزه تحولات گسترده سیاسی، اقتصادی، اجتماعی و محیطی باعث شده است که طراحی شبکه زنجیره تأمین بنزین یکی از چالش های دولت ها شود و ابعاد مهم دیگری همچون پایداری و تاب آوری در طراحی این شبکه ضرورت یابد. هدف از پژوهش حاضر ارائه یک مدل ریاضی طراحی شبکه زنجیره تأمین بنزین سه سطحی با در نظر گرفتن رویکردهای پایداری و تاب آوری به صورت هم زمان است.
روش: روش این پژوهش، از نوع بنیادی کاربردی است و مدل ریاضی توسعه یافته در آن، یک مدل چند هدفه احتمالی دومرحله ای مبتنی بر سناریو است که ریسک های اختلال در زنجیره را در قالب سناریوهای احتمالی در نظر می گیرد. اختلال های در نظر گرفته شده در این پژوهش عبارت اند از: اختلال در تأمین به دلیل تخریب ظرفیت تولید پالایشگاه ها، کاهش واردات بنزین تحت تأثیر فشارهای سیاسی، تخریب تسهیلات ذخیره سازی و افزایش ناگهانی تقاضای برخی از نقاط. به منظور یافتن جواب های استوار در مقابل تغییرات ناشی از سناریوها، از روش بهینه سازی استوار آغزاف و برای یافتن جواب های کارای مدل چندهدفه از رویکرد ترابی حسینی بهره برده شده است.
یافته ها: کمّی سازی رویکردهای پایداری شامل هزینه ایجاد شبکه، اثرهای زیست محیطی ناشی از انتشار گاز 2 CO در اثر تولید و انتقال بنزین در شبکه و اثرهای اجتماعی توسعه شبکه بر بهبود فرصت های شغلی و ارتقای وضعیت اقتصادی مناطق محلی، یکی از یافته های مهم این پژوهش است. یافته مهم دیگر این پژوهش، توسعه رویکردی کمّی برای بهینه سازی ابعاد مختلف تاب آوری شبکه، یعنی کیفیت طراحی، قابلیت های پیشگیرانه و قابلیت های واکنشی در مقابل این اختلال هاست.
نتیجه گیری: مدل پیشنهادی ضمن بهینه سازی کمّی هر سه بٌعد اقتصادی، اجتماعی و زیست محیطی شبکه زنجیره تأمین بنزین، قادر است تاب آوری شبکه را نیز در مقابل اختلال تقویت کند. از سوی دیگر، کارایی رویکرد پیشنهادی از طریق به کارگیری آن در مطالعه موردی شبکه زنجیره تأمین بنزین در استان خراسان رضوی نشان داده شده است.
رقابت در جمع آوری محصولات بازگشتی بین تولیدکننده و خرده فروش تحت سبزسازی و بهبود کیفیت محصولات در زنجیرۀ تأمین حلقه بسته(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مدیریت تولید و عملیات سال سیزدهم پاییز ۱۴۰۱ شماره ۳ (پیاپی ۳۰)
137 - 158
حوزههای تخصصی:
در جامعۀ امروزی یکی از مسائل مهم، پایداری محیط زیست است. در این راستا، بازتولید محصولات بازگشتی و سبزسازی محصولات توسط تولیدکننده، باعث کاهش استفاده از مواد خام مصرفی و صرفه جویی در مصرف انرژی و کاهش آلودگی هوا شده است. در این مقاله، دربارۀ رقابت برای جمع آوری ضایعات الکترونیکی و الکتریکی بین تولیدکننده و خرده فروش برای بازیابی آ نها، با در نظر گرفتن بهبود کیفیت و سبزسازی محصولات جمع آوری شده، با هدف بالابردن سطح رضایت مشتری، افزایش سود و کاهش آثار خطرناک بر محیط زیست بحث شده است؛ علاوه بر این، تأثیر بهبود کیفیت و سبزسازی محصولات جمع آوری شده را بر سود مشارکتی خرده فروش و تولیدکننده بررسی می کند. به این منظور، یک زنجیرۀ تأمین دو حلقه بسته با سه مدل طراحی شده است. یک مدل متمرکز برای همکاری در کانال جمع آوری کل زنجیره با ادغام تولیدکننده و خرده فروش و دو مدل غیرمتمرکز برای رقابت در جمع آوری محصولات بازگشتی بین تولیدکننده و خرده فروش با لحاظ کردن دو سناریو در نظر گرفته شده است. به این ترتیب، تصمیمات بهبود کیفیت محصولات در یک محیط پویای ساده بررسی شده و ترجیحات مصرف کنندگان برای محصولات جدید و بازتولیدشده به عنوان عملکردی از کیفیت محصول جدید در نظر گرفته شده است.
طراحی مدلی برای بررسی تأثیر مداخله دولت در رقابت بین زنجیره تأمین سبز و غیر سبز عامل محور(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات مدیریت صنعتی سال ۲۰ پاییز ۱۴۰۱ شماره ۶۶
35 - 71
حوزههای تخصصی:
امروزه با توجه به آلودگی های زیست محیطی که محصولات مختلف ایجاد می کنند، اتخاذ سیاست-هایی از سوی دولتها در زمینه بهبود عملکرد زیست محیطی زنجیره تامین بیشتر مورد توجه قرار گرفته است. زنجیره تامین سبز منافع زیادی را مانند صرفه جویی در منابع انرژی، کاهش آلاینده ها و... در پی خواهد داشت. مداخله ی دولت برای توسعه این زنجیره ها به صورتهای مختلفی مانند پرداخت یارانه، اخذ مالیات، فروش مجوز و انجام تبلیغات است. در این پژوهش، دو تولیدکننده با زنجیره های تامین سبز و غیرسبز در بازار رقابتی با یکدیگر رقابت کرده و محصولات خود را از طریق یک خرده فروش مشترک به فروش می رسانند و دولت نیز به عنوان رهبر در بازی استاکلبرگ مداخله می کند. این زنجیره ها بر اساس انتخاب روش های قیمت گذاری عامل محور و عمده فروشی به چهار مدل مختلف طراحی شده است و دراین مدل ها دولت با انجام تبلیغات برای محصولات سبز در دو مدل اول و دوم و با اخذ مالیات از تولیدکننده محصول غیرسبز در مدل های سوم و چهارم درصدد حداکثر کردن رفاه اجتماعی و بهبود محیط زیست است. به منظور تجزیه و تحلیل و مقایسه مدلها از روش نظریه بازیها استفاده شد. نتایج نشان می دهد که به طور کلی دخالت دولت باعث بهبود وضعیت زیست محیطی و رفاه اجتماعی می شود و در حالت انجام تبلیغات، تأثیر بهتری بر روند کلی بازار و همچنین بر رفاه اجتماعی نسبت به استراتژی اخذ مالیات دارد.