فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۳۰۱ تا ۳۲۰ مورد از کل ۴٬۸۵۷ مورد.
منبع:
مدیریت بهره وری سال هفدهم تابستان ۱۴۰۲ شماره ۶۵
227 - 250
حوزههای تخصصی:
مطالعه سازمان ثبت احوال کشور) است. روش تحقیق حاضر توصیفی-پیمایشی و طرح تحقیق آمیخته است. جامعه آماری در بخش کیفی شامل خبرگان دانشگاهی و اعضای هیأت علمی و صاحب نظران حوزه مدیریت منابع انسانی به عنوان خبرگان آشنا می باشند که بر اساس روش نمونه گیری هدفمند 10 نفر هستند و در بخش کمی تمام مدیران سازمان های ثبت احوال تهران به تعداد 260 نفر می باشند به روش تمام شماری انتخاب شدند. ابزار جمع آوری اطلاعات مصاحبه و پرسشنامه محقق ساخته بوده است که نتایج تحلیل مصاحبه ها با به کارگیری روش دلفی نشان داد ابعاد مدل مدیریت منابع انسانی در سازمان های ارباب رجوع محور عبارتند از: مدیریت عملکرد، مدیریت استعداد، جذب، نگهداری و ارتقاء، جانشین پروری، حقوق و دستمزد و سیستم پاداش و تنبیه و آموزش و توسعه فردی. سنجش وضعیت سازمان های ثبت احوال تهران در ابعاد مدل نشان داد که به ترتیب ازنظر وضعیت: مدیریت عملکرد، حقوق و دستمزد، آموزش و توسعه فردی، جذب و نگهداری و ارتقاء، جانشین پروری و مدیریت استعداد قرار دارند. همچنین در تمام ابعاد مدل شکاف عملکردی بین وضعیت سازمان های ثبت احوال تهران در شاخص های مدل مدیریت منابع انسانی و اهمیت وجود دارد. به طورکلی نتیجه گیری می شود که در سازمان های ثبت احوال استان تهران ابعاد شش گانه مدل و زیرمؤلفه های آنها در زمینه مدیریت منابع انسانی وضعیت مناسبی ندارند.
مدل تصمیم گیری راهبردی مبتنی بر توانایی های شناختی مدیران سازمان مدیریت و برنامه ریزی استان اردبیل(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مدیریت بهره وری سال هفدهم تابستان ۱۴۰۲ شماره ۶۵
165 - 202
حوزههای تخصصی:
تصمیم گیری جزء مهم ترین و اصلی ترین وظیفه مدیران است. تلاش برای ارتقای این وظیفه همیشه در جریان بوده و شناخت و توسعه توانایی ها و قابلیت های مدیران نقش انکارناپذیری در بهبود تصمیمات دارد. ازآنجاکه سازمان های مدیریت و برنامه ریزی کشور در صدر مهم ترین ارگان های تصمیم گیری قرار دارد، در این تحقیق، به تبیین تأثیر توانایی شناختی بر تصمیم گیری راهبردی مدیران خواهیم پرداخت که چگونه این توانایی ها می توانند در پیشبرد، تعلل یا تأخیر و به ثمر رساندن برنامه های کلان این نهاد تعیین کننده باشند. این تحقیق از حیث هدف کاربردی و از نوع مطالعه موردی است. جمع آوری داده ها از مشارکت کنندگان این پژوهش که شامل مدیران سازمان مدیریت و برنامه استان اردبیل به تعداد 10 نفر بودند، از ابزار مصاحبه نیمه ساختاریافته انجام و تحلیل داده ها با کدگذاری باز به روش تحلیل محتوای کیفی انجام پذیرفت. نتایج نشان می دهند مدیریت در تصمیم گیری از روی دادن چالش ها و بحران ها پیش از وقوع بحران پیشگیری می کند؛ در صورت بروز بحران بیش از آنکه اطاله یابد یا به بهمنی از مشکلات تبدیل شوند، رفع می شود. توانایی حل مسأله روند و نیل به اهداف به صورت نظام مند را تسریع می کند. با خلاقیت پیش از آنکه مسائل و بحران ها سازمان را از پای درآورند از مسیرهای آسان، کم هزینه و سریع حل و تفکر انتقادی کارشناسان مباحث خسارت بار یا مخاطره آمیز را طرح و بستری برای حل آن ایجاد می کنند.
طراحی مدل منتورینگ در توسعه استارت آپ های صنایع غذایی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مدیریت بهره وری سال هفدهم تابستان ۱۴۰۲ شماره ۶۵
137 - 163
حوزههای تخصصی:
استارت آپ ها معمولاً حول ایده های نوآورانه و خلاقانه بنا می شوند و منتورها به عنوان دیده بان و هدایت گر کارآفرینان در ایجاد و رشد استارت آپ ها هستند. هدف پژوهش طراحی مدل منتورینگ جهت توسعه استارت آپ های صنایع غذایی است. روش پژوهش آمیخته با طرح متوالی-اکتشافی، روش گرانددتئوری و هدف کاربردی-توسعه ای است. با نمونه گیری نظری هدفمند در بخش کیفی:15 صاحب نظر دانشگاهی حوزه مدیریت کارآفرینی و صنایع غذایی کشور انتخاب شدند. در بخش کمّی: با نمونه گیری تصادفی- طبقه ای 384 کارآفرین، منتور و دانشجوی فعال در استارت آپ های صنایع غذایی، به پرسشنامه محقق ساخته پاسخ دادند. تحلیل کیفی با پنج دور مصاحبه تا رسیدن به اشباع و اجماع نظری جهت کدگذاری های باز، محوری و انتخابی مقوله های الگوی منتورینگ در استارت آپ های صنایع غذایی و تحلیل کمّی آن با نرم افزار آماریSmart pls(2) انجام شد. الگوی پارادایمی پژوهش در 4 محور؛29 مقوله، 193 گویه و 6 سازه: شرایط علّی، پدیده مرکزی، راهبردها، شرایط زمینه ای، شرایط مداخله گر و پیامدها جای گرفتند. رابطه بین سازه های شرایط علّی با پدیده مرکزی، پدیده مرکزی با راهبردها، شرایط زمینه ای با راهبردها، شرایط مداخله گر با راهبردها و راهبردها با پیامدهای توسعه منتورینگ مثبت و معنی دار (2/58≤T) و برازش مدل پژوهشی (0/682=GOF) قوی ارزیابی شد. مدیران و سیاست گذاران صنایع غذایی کشور می توانند با کاربرد پیش آیندهای مدل پژوهش و اجرای راهبردهای آن، از پیامدهای توسعه منتورینگ در استارت آپ های صنایع غذایی کشور بهره مند شوند.
شناسایی و ارزیابی مولفه های برند کارفرما در صنایع کوچک ایران (مطالعه موردی شرکتهای فعال شهرکهای صنعتی استان آذربایجان شرقی)(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
حوزههای تخصصی:
امروزه در سازمان ها تنها جلب رضایت مشتری یا تکریم ارباب رجوع و تمرکز بر فروش موفق و ارایه خدمات با کیفیت بالا برای ارتقاء دارایی های سازمان و حفظ جایگاه رقابتی در بازار کافی نبوده و از این رو سازمان ها باید تدابیر و استراتژی های لازم برای جذب و حفظ منابع انسانی کارآمد و اثرگذار را اتخاذ نمایند. بدیهی است بدون در اختیار داشتن منابع انسانی کارآمد، سازمان قادر به ایجاد تحول، توسعه و تعالی و نیل به اهداف تعیین شده نخواهد بود. راه دسیابی به این امر، توسعه مدیریت و راهبری سازمان و ایجاد ساختار اثربخش برای مدیریت برندکارفرما می باشد. این پژوهش با هدف بررسی و ارزیابی متغیرهای برند کارفرما در شرکتهای فعال شهرکهای صنعتی استان آذربایجان شرقی و اثرسنجی هر یک از مولفه ها در این شرکتها شکل گرفته است. پژوهش حاضر از نوع کمی و کیفی می باشد که ابتدا متغیرها بوسیله روش دلفی مورد غربالگری و تدقیق قرار گرفته و سپس در مرحله کمی با استفاده از نرم افزار جی ام پی (JMP) و روش علی-مقایسه ای و بهره گیری از آماره های توصیفی و استنباطی اثرسنجی عاملی متغیرهای برند کارفرما انجام شده است. نتایج نشان داد که مولفه آموزش برای بهبود کیفیت با مقدار ضریب تعیین (246/0) کمترین سهم عاملی را داشته و بیشترین سهم عاملی مربوط به استفاده از مدیریت مشارکتی با مقدار(000/1) می باشد. همچنین بیشترین همبستگی با دیگر مولفه ها مربوط به شاخصه آموزش متناسب با نیاز کارکنان با مقدار880/0 و کمترین همبستگی مربوط به استفاده از مدیریت مشارکتی با مقدار246/0 است.
استفاده از رویکرد QFD فازی جهت شناسایی مهم ترین مؤلفه های تاب آوری سازمانی با تأکید بر اهمیت روش های انتقال فناوری (مورد مطالعه: شرکت های سازنده یراق آلات خطوط انتقال نیرو)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
توسعه تکنولوژی صنعتی دوره ۲۱ پاییز ۱۴۰۲ شماره ۵۳
3 - 18
حوزههای تخصصی:
در جهان امروز سازمان ها با تکانه ها و اختلالاتی چون؛ تغییر در سطح انتظارات مشتریان، تغییرات فناوری، تحریم های بین المللی و کمبود منابع مواجه هستند که هم بر تاب آوری سازمانی و هم بر انتخاب روش های انتقال فناوری تأثیرگذار می باشند. ازاین رو این پژوهش باهدف شناسایی مهم ترین مؤلفه های تاب آوری سازمانی با توجه به اهمیت روش های انتقال فناوری در شرکت های طراح و سازنده یراق آلات خطوط انتقال نیرو انجام شده است. تحقیق حاضر تحقیقی کاربردی با متغیرهای کیفی با داده های توصیفی پیمایشی و از منظر زمانی مقطعی است که با کمک ابزارهای گردآوری داده ها شامل مطالعات کتابخانه ای، پرسشنامه و مصاحبه و با بهره گیری از تکنیک گسترش عملکرد کیفیت با جامعه آماری متشکل از خبرگان و متخصصان صنعت و دانشگاه که به صورت غیر تصادفی و با استفاده از روش های قضاوتی-هدفمند و شبکه ای انتخاب شدند، انجام شده است. در این پژوهش پس از شناسایی مهم ترین عوامل تأثیرگذار بر انتخاب روش انتقال فناوری، رایج ترین روش های انتقال فناوری و مؤلفه های تاب آوری سازمانی، روابط و میزان ارزش روش های انتقال فناوری و مؤلفه های تاب آوری سازمانی با استفاده از ماتریس خانه کیفیت، شناسایی و مورد تجزیه وتحلیل قرار گرفتند. طبق نتایج به دست آمده «ضرورت تملک فناوری» مهم ترین عامل تأثیرگذار در انتخاب روش انتقال فناوری، روش «مهندسی معکوس» بهینه ترین روش انتقال فناوری و «اعتماد بین بازیگران» تأثیرگذارترین مؤلفه تاب آوری سازمانی است.
ارائه مدل عوامل کلیدی موفقیت برای مقابله با اثر موجی در زنجیره تأمین فرش ماشینی ایران: نگاهی بر همه گیری کرونا(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
چشم انداز مدیریت صنعتی سال ۱۳ بهار ۱۴۰۲ شماره ۴۹
199 - 217
حوزههای تخصصی:
زنجیره های تأمین برای بقا باید بتوانند با اختلالات مقابله کنند. همه گیری کرونا یکی از مهم ترین اختلالاتی بود که توانست به اثر موجی در زنجیره تأمین منجر شود. اثر موجی به اختلالی اشاره دارد که اثر آن به صورت دومینویی سایر قسمت های زنجیره تأمین را تحت تأثیر قرار می دهد و احتمال وقوع آن کم، اما اثرگذاری آن بالا است. این پژوهش به دنبال شناسایی عوامل کلیدی موفقیت برای مقابله با اثر موجی در زنجیره تأمین فرش ماشینی ایران است. در این پژوهش بر اساس مصاحبه های عمیق عوامل کلیدی موفقیت شناسایی شد؛ سپس با رویکرد نقشه شناختی فازی، مدل عوامل کلیدی موفقیت ایجاد شد. جامعه آماری این پژوهش شامل خبرگان صنعت فرش ماشینی است. نتایج نشان داد که 23 عامل کلیدی موفقیت برای مقابله با اثر موجی وجود دارد که در میان آن ها «دیجیتال سازی زنجیره تأمین»، «مدیران توانمند و کارآمد» و «هماهنگی در زنجیره تأمین» به عنوان مهم ترین عوامل اثرگذار و «هماهنگی در زنجیره تأمین»، «برنامه ریزی مناسب» و «انعطاف پذیری در تولید» به عنوان مهم ترین عوامل مرکزی باید موردتوجه ویژه قرار گیرند؛ درنتیجه به سیاست گذاران توصیه می شود برای ارتقای این موارد به رفع مشکلات هوشمندی کسب وکار و زنجیره تأمین، مأموریت گرا کردن دانشگاه ها، برگزاری کارگاه های توانمندسازی مدیران و رفع موانع رفتاری زنجیره تأمین توجه داشته باشند.
روش تحلیل پوششی داده های متمرکز برای اندازه گیری مقادیر کارایی شعب ارزی بانک ها(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات مدیریت صنعتی سال ۲۱ تابستان ۱۴۰۲ شماره ۶۹
235 - 270
حوزههای تخصصی:
در نظر گرفتن تأثیر عملکرد هر جزء از یک سیستم چند مرحله ای بر کارایی کل آن برای مدیران اجتناب ناپذیر است. شعب بانک ها ساختار دو مرحله ای دارند که در آن نیروی انسانی، تجهیزات و سرمایه مالی ورودی های مرحله اول برای افزایش موجودی می باشند. موجودی به عنوان خروجی مرحله اول است که به عنوان ورودی مرحله دوم برای انجام خدمات بانک از جمله تسهیلات بانکی که خروجی مرحله دوم هستند به کار می رود. پس برای ارزیابی عملکرد بانک ارتباط بین مراحل سازنده آن باید در نظر گرفته شود در غیر این صورت کارایی به درستی محاسبه نمی شود. روش های سنتی سیستم های چندمرحله ای را به صورت یک جعبه سیاه ارزیابی می کند و ارتباطی که ممکن است بین مراحل موجود باشد را نادیده می گیرد. ما به درون سیستم می نگریم و مدل هایی برای بهبود کارایی کل و کارایی مراحل پیشنهاد می کنیم. به علاوه، پیوستگی و ارتباط موجود بین مراحل متغیرها و محدودیت های زیادی را به برنامه ریزی خطی در ارزیابی سیستم تحمیل می کند. روش متمرکز نمره کارایی واحدها را به طور هم زمان با حل فقط یک برنامه ریزی خطی محاسبه می کند و باعث کاهش قابل توجه محاسبات می شود. این روش برای تخصیص منابع به ویژه در سازمان های بزرگ که در آن زیر واحدها تحت نظارت یک مدیریت اصلی قرار دارند عموماً توسط مدیر مرکزی استفاده می شود. در این مقاله یک روش متمرکز برای ارزیابی واحدهای با ساختار جند مرحله ای معرفی می شود. مدل های پیشنهادی برای ارزیابی کارایی شعب بانک و شرکت های بیمه به کار می رود. برتری روش شبکه بهبود یافته و روش متمرکز نشان داده می شود.
ارائه مدل ریاضی چندهدفه برای بهینه سازی تجهیز و تخصیص منابع مالی سیستم بانکی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مدیریت صنعتی دوره ۱۵ تابستان ۱۴۰۲ شماره ۲
272 - 298
حوزههای تخصصی:
هدف: بهینه سازی تجهیز و تخصیص منابع مالی در سیستم بانکی، به منظور کاهش هزینه های جمع آوری منابع مالی و نیز، افزایش درآمد ناشی از توزیع این منابع مالی در قالب انواع تسهیلات، از اهمیت بسیاری برخوردار است. در این پژوهش با معرفی یک مدل ریاضی چندهدفه، ضمن در نظرگرفتن محدودیت های مترتب بر مسئله، یک مدل ریاضی برای تجهیز و تخصیص بهینه منابع مالی ارائه شده است.
روش: پس از مرور ادبیات و بررسی مطالعات پیشین انجام شده در زمینه موضوع پژوهش، با بهره بردن از نظر خبرگان بانکی، توابع هدف بیشینه سازی درآمد ناشی از تخصیص منابع و کمینه سازی هزینه های ناشی از تجهیز منابع تعریف شد. در ادامه، محدودیت های حاکم بر مسئله با توجه به قوانین و مقررات بانک مرکزی و نیز، مقررات مالی حاکم بر کسب وکار سیستم بانکی تعریف شد. پس از تعریف وکدنویسی مدل، مسئله با استفاده از الگوریتم های فراابتکاری ژنتیک چندهدفه، بهینه سازی ازدحام ذرات و فاخته حل شد و در نهایت، میزان کارایی الگوریتم ها در ارائه جواب مطلوب، مقایسه شد.
یافته ها: نتایج پژوهش حاکی از آن است که در صورت تجهیز و تخصیص علمی منابع سیستم بانکی، ریسک های اعتباری و عملیاتی بانک کاهش می یابد.
نتیجه گیری: نتایج پژوهش نشان داد که چنانچه در سیستم بانکی از مدل ارائه شده در این پژوهش استفاده شود، سودآوری سیستم بانکی در نتیجه تجهیز و تخصیص بهینه منابع مالی، به میزان چشمگیری افزایش می یابد.
ایجاد درآمدهای جدید و پایدار برای شهرداری ها (مطالعه موردی: شهرداری سنندج)(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
حوزههای تخصصی:
یکی از مهم ترین دغدغه های شهرداری ها در تمام کشورها ، ایجاد منابع درآمدی کافی و تامین مالی هزینه های مختلف شهرداری ها می باشد .مطالعه دلایل ایجاد این مشکلات و بررسی راهکارها و تجارب درآمدی نوین شهرداری های کشورهای مختلف می تواند راهگشا برای تغییر روند موجود در شهرداری های کشور و ایجاد درآمدهای پایدار باشد . هدف اصلی این پژوهش ارائه راهبردها و راهکارهایی در جهت ایجاد درآمد پایدار برای شهرداری سنندج می باشد تحقیق حاضر با هدف شناسایی عوامل داخلی (نقاط قوت و ضعف)، عوامل خارجی (فرصت ها و تهدیدها) و تدوین استراتژی در جهت ایجاد درآمد پایدار برای شهرداری سنندج انجام گرفت. بدین منظور از مدل تلفیقی SWOT و فرآیند تحلیل شبکه ای (ANP) استفاده شده است. فرآیند تحلیل شبکه ای اندازه گیری در شرایطی که بین عوامل استراتژیک وابستگی وجود دارد را انجام می دهد. مدل شبکه ای ارائه شده در این تحقیق به منظور تجزیه و تحلیل SWOT از چهار سطح، هدف (بهترین استراتژی) در سطح اول، عوامل SWOT در سطح دوم، زیر معیارهای SWOT در سطح سوم و گزینه های استراتژی در آخرین سطح تشکیل شده است. برای تعیین وزن های عوامل SWOT بر اساس روش ANP پرسشنامه ای به صورت مقایسه زوجی با مقیاس 9 تایی طراحی و توسط 34 نفر از کارشناسان تکمیل گردید. پس از آن داده های جمع آوری شده توسط نرم افزار Super Decision مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت و استراتژی های ST، WO، SO، WT به عنوان بهترین استراتژی ها در جهت ایجاد درآمد پایدار برای شهرداری سنندج تعیین گردید.
مدلی برای تبیین نقش رهبری اشتراکی در بهره وری شرکت های دانش بنیان(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مدیریت بهره وری سال هفدهم تابستان ۱۴۰۲ شماره ۶۵
75 - 103
حوزههای تخصصی:
توجه دولت ها به اقتصاد دانش بنیان و ظهور گسترده شرکت های دانش بنیان و همچنین خلق ارزش بر پایه دانش و اهمیت یافتن نیروی کار دانشی در سازمان ها، شیوه های نوین رهبری و مدیریت متناسب با موقعیت خاص این شرکت ها را می طلبد. در نظریه رهبری متناسب با نیروی کار دانشی که خواهان مراتبی از استقلال بوده، در محیط هایی با پیچیدگی بالا و در هم تنیدگی نقش ها مشغول به کار می باشند، رهبری اشتراکی به عنوان عامل افزایش عملکرد فردی، اثربخشی تیم ها و افزایش بهره وری در سازمان ها پیشنهاد شده است. این پژوهش با هدف واکاوی پیامدهای رهبری اشتراکی در شرکت های دانش بنیان و همچنین تعیین متغیرهای مؤثر بر فرآیند اجرای این سبک رهبری در شرکت های دانش بنیان صورت پذیرفت. این تحقیق، به لحاظ هدف از نوع تحقیقات توسعه ای و کاربردی و به لحاظ روش از نوع تحقیقات توصیفی است که به روش آمیخته اکتشافی انجام شد. مدیران و کارکنان شرکت های دانش بنیان حوزه فناوری اطلاعات و ارتباطات جامعه آماری تحقیق را تشکیل دادند. در بخش کیفی، نمونه گیری به روش هدفمند انجام و حجم نمونه براساس رسیدن به اشباع نظری تعیین شد. در بخش کمّی نیز نمونه گیری به روش در دسترس انجام شد. در خلال هیجده مصاحبه انجام شده، نتایج رهبری سازمانی در سطح فردی با افزایش انگیزش، تعهد سازمانی، رضایت شغلی و توسعه مهارت ها، در سطح تیمی انسجام گروهی، توانمندسازی تیمی و هویت گروهی و در بعد سازمانی بهره وری، یادگیری سازمانی و نوآوری احصا شد. همچنین در این مورد، اشتراک دانش به عنوان متغیر میانجی شناسایی شد. این عوامل با داده های به دست آمده از 127 پرسشنامه الکترونیک که با تکنیک حداقل مربعات جزئی تحلیل شدند، نیز تأیید شد.
زمان بندی یکپارچه ی تولید و توزیع در یک زنجیره تأمین تولید پروتزهای دندانی در محیط تولید افزایشی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات مدیریت صنعتی سال ۲۱ تابستان ۱۴۰۲ شماره ۶۹
43 - 75
حوزههای تخصصی:
در جهان رقابتی، یکی از مهم ترین راهکارها برای بهبود عملکرد زنجیره تأمین شرکت های تولیدی، برنامه ریزی یکپارچه ی بخش های تولید و توزیع است. دو معضل اصلی برای دندان پزشکان و بیماران، عدم تحویل به موقع پروتزهای دندانی و فرآیند چندباره تولید و اصلاحات پروتزها می باشد. در این پژوهش، در راستای حل این معضلات، یک مدل ریاضی برای حل مسئله برنامه ریزی یکپارچه تولید و توزیع در یک زنجیره تأمین تولید پروتزهای ثابت دندان در محیط تولید افزایشی توسعه یافته است. توابع هدف این مدل شامل کمینه کردن هزینه تولید و ارسال سفارشات و کمینه کردن مجموع وزن دار تأخیرات است. همچنین، تصمیمات مرتبط با ارسال دسته ای سفارشات و یافتن بهترین مسیر برای ارسال هر دسته نیز در نظر گرفته شده است. به منظور تک هدفه کردن مدل ریاضی و یافتن جواب های پارتو، از روش اپسیلون محدودیت تقویت شده استفاده شده است. در نهایت، به منظور اعتبارسنجی مدل ریاضی، یک مثال عددی و یک مطالعه موردی ارائه و همچنین، تحلیل حساسیت روی پارامترهای کلیدی مدل پیشنهادی انجام شده است. نتایج به دست آمده بیانگر کاهش قابل ملاحظه ی هزینه های تولید و توزیع و همچنین افزایش سطح رضایت مشتریان با توجه به کاهش میزان تأخیرات در تحویل محصولات به مشتریان است.
انتخاب تأمین کننده با استفاده از روش ترکیبی مبتنی بر محاسبه ارزش در محیط فازی نوع 2 (مطالعه موردی شرکت مهندسی نصر نیروی یزد)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
افزایش شدید رقابت در بازارهای جهانی، توسعه تکنولوژی و ضرورت توجه به کارایی، کیفیت و هزینه تولیدات، موجب شده است تا شرکت های تولیدی و خدماتی، در جهت توسعه کسب و کار و بقا در بازار، نیازمند همکاری با شرکت ها و مؤسسات دیگری با عنوان تأمین کنندگان باشند. تأمین کنندگان می توانند بر کیفیت، قیمت و بسیاری از عوامل اثرگذار بر فروش محصولات تأثیرگذار باشند و این موضوع ضرورت توجه به مبحث انتخاب تأمین کننده مناسب را ضروری می کند. در این پژوهش در ابتدا، عوامل مؤثر بر انتخاب تأمین کننده و ارزش هریک از معیارهای مؤثر در انتخاب تأمین کننده، با استفاده ازنظر خبرگان سازمان و با بهره گیری از اعداد فازی نوع2 بررسی و شاخص ارزش خرید از هر تأمین کننده، بر مبنای روش مهندسی ارزش محاسبه می شود. در انتها با توجه به عوامل کمی شامل قیمت، میزان خرید و نرخ خرابی و با استفاده از یک مدل چندهدفه که در نرم افزار گمز حل شده است، میزان سفارش خرید از هریک از تأمین کنندگان مشخص شده است. در این پژوهش عدم قطعیت موجود در بررسی مسائل کیفی از 2 جنبه مدنظر قرار گرفته است؛ هم از این لحاظ که اعضای مجموعه تخصیص داده شده به هر معیار، قطعی نیست و فازی است و دوم آنکه درجه عضویت این اعداد فازی نیز قطعی نیست و با تغییرات همراه است.
پایش اثربخشی اقدامات تبلیغاتی کسب و کار بر اساس مدل AIDA (مورد مطالعه: شرکت کرمان موتور در سال های 1397 تا 1400)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
توسعه تکنولوژی صنعتی دوره ۲۱ تابستان ۱۴۰۲ شماره ۵۲
3 - 10
حوزههای تخصصی:
تبلیغات در دوران معاصر از اهمیت زیادی برخوردار است و در این میان، تبلیغات بازرگانی به ویژه پس از رشد گسترده فناوری ارتباطات و تولید رسانه های جدید، جایگاه ویژه ای را به خود اختصاص داده است و به عنوان یکی از استراتژی های بازاریابی تاثیری شگرف بر رفتار مصرف کنندگان و چگونگی انتخاب آن ها دارد. لذا محققان در تحقیقات خود تلاش می کنند تا امکان بهره مندی سازمان ها از این استراتژی را ممکن سازند. هدف از انجام این پژوهش نیز پایش اثر بخشی اقدامات تبلیغاتی شرکت کرمان موتور در سطح کشور طی سه سال گذشته می باشد. نوع پژوهش حاضر به صورت کاربردی و نحوه گردآوری داده ها به صورت آمیخته (کمی-کیفی) می باشد. جامعه آماری مشتریان شرکت کرمان موتور در سه سطح کشور هستند که در بخش کمّی 640 نفر و در بخش کیفی 30 نفر مورد بررسی قرار گرفته اند. مدل مفهومی موجود در این پژوهش جهت سنجش ارزیابی تبلیغات مدل آیدا می باشد. روش های تجزیه و تحلیل اطلاعات نیز شامل روش های کیفی و کمی می باشد. به طور مشخص در این تحقیق از تکنیک مدل یابی معادلات ساختاری با رویکرد پی.ال.اس (بخش کمّی) و کدگذاری باز (بخش کیفی) برای پردازش داده ها به کار گرفته شده است. نتایج این مطالعه به طور خاص اهمیت برخی از متغیرها مانند نمایش خودروها در معابر عمومی را نشان داده و در بخش کیفی نیز روش های کاربردی تری برای اثربخش تبلیغات مشخص گردیده است که دارای پیشینه در ادبیات پژوهش نبوده و نوآوری این مطالعه می باشند.
شناسایی، سطح بندی و اولویت بندی عوامل مرتبط با مدل مدیریت تنوع در سازمان های دولتی ایران(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش حاضر شناسایی، سطح بندی و اولویت بندی عوامل مرتبط با مدل مدیریت تنوع در سازمان های دولتی ایران است. این پژوهش دارای رویکردی آمیخته (کیفی و کمی) است که از نظر هدف، توسعه ای -کاربردی و از حیث ماهیت و روش، پیمایشی است. ابزار گردآوری اطلاعات مراجعه به اسناد، مصاحبه با خبرگان و پرسشنامه بود که روایی و پایایی مصاحبه و پرسشنامه با درصد بالایی به تایید رسید. جامعه آماری این پژوهش شامل 22 نفر از اساتید دانشگاه و مدیران ارشد سازمان های دولتی می باشد که به روش نمونه گیری هدفمند انتخاب شدند؛ در این پژوهش در بخش کیفی به منظور استخراج و تحلیل کدهای مربوط به مصاحبه با خبرگان از نرم افزار NVIVO ویراست 11 و به منظور سطح بندی و بررسی ارتباط بین مضامین تکنیک معادلات ساختاری تفسیری (ISM)، تحلیل میک مک و دیمتل به کار گرفته شد و نرم افزارهای EXCEL ویراست 2019 و SPSS ویراست 23 استفاده گردید. نتایج حاصل از کدگذاری باز داده های کیفی گردآوری شده منجر به 101 کد اولیه، 26 مضمون پایه و 10 مضمون سازمان دهنده می باشد. همچنین نتایج نشان می دهد مدل مدیریت تنوع در سازمان های دولتی شامل چهار سطح می باشد. تأثیرپذیرترین مضامین به ترتیب سیاست های عملی مدیریت، توجه به قضاوت اجتماعی و مدیریت کیفیت سازمان بود و هدف گذاری استراتژیک تأثیرگذارترین مضمون بوده است. نتایج تحلیل دیمتل مضامین سازمان دهنده مدل مدیریت تنوع نشان می دهد مضمون سازمان دهنده «توسعه مسیر شغلی کارکنان» با اهمیت ترین مضمون سازمان دهنده و مضمون سازمان دهنده «توجه به قضاوت اجتماعی» تأثیرپذیرترین مضمون سازمان دهنده بوده اند.
توسعه دولت کارآفرین و ارتقای ظرفیت های سازمانی در بخش دولتی (واکاوی پیشران های دولت کارآفرین در بخش دولتی سیستان و بلوچستان)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مدیریت بهره وری سال هفدهم تابستان ۱۴۰۲ شماره ۶۵
45 - 73
حوزههای تخصصی:
طی چند دهه اخیر، موضوع کارآفرینی توجه زیادی را در بخش دولتی به خود جلب کرده است، به گونه ای که امروزه با رویکرد جدیدی از مدیریت دولتی با عنوان دولت کارآفرین روبه رو هستیم. کارآفرینی برای مرتفع ساختن مشکلات مزمن خدمات اداری و دولتی مطرح شده است که این موضوع نیاز به بررسی و شناسایی پیشران های مؤثر بر این رویکرد دارد. بر همین اساس، پژوهش حاضر با هدف واکاوی پیشران های توسعه دولت کارآفرین در کشور انجام شده است. بدین منظور پس از تعریف موضوع و انجام مطالعات اکتشافی و کتابخانه ای اولیه، عوامل و مؤلفه های مربوط از طریق روش دلفی و توسط پرسشنامه ای محقق ساخته به نظر خبرگان رسید و پس از اخذ نظرات اصلاحی کیفی و کمّی از سوی ایشان بر اساس روش های آماری مربوط تحلیل و در نهایت تناسب مدل، مؤلفه ها و ترکیب عوامل به اجماع آنان رسید. جامعه مورد مطالعه در این بخش شامل 33نفر از خبرگان دانشگاهی و حرفه ای آشنا با موضوع است که به صورت غیراحتمالی و قضاوتی انتخاب شدند. در ادامه، برای آزمون مدل طراحی شده پرسشنامه ای محقق ساخته در بین 335نفر از مدیران و کارشناسان سازمان های منتخب بخش دولتی در استان سیستان و بلوچستان که به روش خوشه ای تصادفی انتخاب شدند، توزیع شد و تجزیه وتحلیل داده های به دست آمده با استفاده از تحلیل عاملی تأییدی توسط نرم افزار Smart PLS 3 انجام شد. درنهایت، نتایج پژوهش نشان داد که سه دسته پیشران های ساختاری، محتوایی و زمینه ای بر توسعه دولت کارآفرین در کشور تأثیر دارد. از این میان، پیشران های محتوایی با ضریب تأثیر 6/43، بیشترین اثرگذاری را بر توسعه کارآفرینی در سازمان های بخش دولتی دارند.
رویکرد یکپارچه برای انتخاب تأمین کننده پایدار بر اساس روش بهترین بدترین و نظریه مجموعه های راف (مورد مطالعه: شرکت ایران خودرو)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
چشم انداز مدیریت صنعتی سال ۱۳ پاییز ۱۴۰۲ شماره ۵۱
9 - 38
حوزههای تخصصی:
در سال های اخیر مطالعات زیادی در خصوص چگونگی انتخاب تأمین کننده پایدار صورت گرفته است و برای این منظور، مدل ها و روش های مختلفی در محیط های فازی و قطعی پیشنهاد شده است. در این پژوهش برای انتخاب تأمین کننده پایدار، یک مدل جدید بر اساس روش بهترین - بدترین که با تئوری مجموعه های راف بهبود یافته است، ارائه می شود. یکی از مزایای روش پیشنهادی، مدل کردن عدم قطعیت مربوط به ارزیابی های شخصی و صفر کردن خطای قضاوت ذهنی تصمیم گیرنده، با استفاده از رویکرد جدول تصمیم گیری می باشد. همچنین با استفاده از مفهوم آنتروپی شرطی در مجموعه های راف، معناداری (اهمیت) معیارها محاسبه می گردد و انتخاب بهترین و بدترین معیار و نیز انجام مقایسات زوجی در روش بهترین - بدترین، بر این اساس صورت می گیرد. با بهره گیری از این رویکرد، نرخ ناسازگاری روش بهترین - بدترین در تمامی مراحل صفر می شود. در ادامه از دو روش TOPSIS و SAW برای تعیین وزن تأمین کنندگان استفاده شده است و نتایج با هم مقایسه گردیده است. برای اثبات قابلیت مدل، شرکت ایران خودرو به عنوان مطالعه موردی، برای مسأله انتخاب تأمین کنندگان پایدار، در نظر گرفته شده است. نتایج نشان می دهد که در رتبه بندی تأمین کنندگان شرکت ایران خودرو بر اساس شاخص های پایداری، شرکت ایساکو در رتبه اول قرار دارد.
تصمیم های بهینه قیمت گذاری، وارانتی و سطح کیفیت، در یک زنجیره تأمین دوسطحی رقابتی با استفاده از الگوریتم قهرمانی در لیگ های ورزشی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مدیریت صنعتی دوره ۱۵ بهار ۱۴۰۲ شماره ۱
65 - 91
حوزههای تخصصی:
هدف: گستردگی، تنوع کالاها و بازار بسیار رقابتی امروز، باعث شده است که انتخاب استراتژی مناسب برای سرویس دهی مطلوب با توجه به چند عامل اصلی، مانند قیمت، سطح کیفیت و طول دوره وارانتی، به یکی از دغدغه های اصلی مدیران شرکت ها و فروشندگان تبدیل شود. بنابراین استخراج و بررسی استراتژی اجرایی مناسب، با توجه به افزایش سود هر یک از اعضای زنجیره، در کنار ارائه خدمات مناسب و حفظ کیفیت محصول، از اولویت های اصلی این پژوهش است. در این پژوهش، استراتژی های قیمت گذاری در یک زنجیره تأمین دوسطحی، شامل یک تولید کننده و دو خرده فروش رقابتی، با تقاضای وابسته به قیمت، طول دوره وارانتی و سطح کیفیت بررسی شده است.
روش: روش این پژوهش توسعه ای کاربردی است. توابع سود تولیدکننده و خرده فروشان، تحت بازی های همکاری و غیر همکاری حداکثر شده اند. چهار بازی مختلف در این پژوهش مدل سازی شده که عبارت است از: 1. استکلبرگ (تولیدکننده رهبر)؛ 2. استکلبرگ ( خرده فروشان رهبر)؛ 3. همکاری در کانال؛ 4. همکاری کلی.
یافته ها: برای هر یک از مدل ها، مقادیر متغیرهای اصلی و سود هر یک از اعضای زنجیره تأمین محاسبه و در یک مثال عددی نشان داده شده است. همچنین سود نهایی از طریق دو روش حل از طریق نرم افزار متمتیکا و الگوریتم قهرمانی در لیگ های ورزشی (LCA ) با یکدیگر مقایسه شده است.
نتیجه گیری: مقادیر به دست آمده از طریق الگوریتم LCA در همه مدل ها جواب های بهتری را نشان داد. با توجه به نتایج و با بررسی هر چهار استراتژی، مشخص شد که بهترین پاسخ، از طریق استراتژی همکاری به دست می آید و این استراتژی، نسبت به سایر استراتژی ها پرسودتر است. در نهایت، روی پارامترهای مدل های مختلف تحلیل حساسیت انجام شده است.
بهینه سازی یک سیستم تولید سلولی پویا با در نظرگرفتن خرابی ماشین آلات، همراه با پایش توالی دوره های عملیات(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مدیریت صنعتی دوره ۱۵ پاییز ۱۴۰۲ شماره ۳
508 - 533
حوزههای تخصصی:
هدف: چرخه کوتاه عمر محصول، الگوهای پیش بینی ناپذیر تقاضا و کاهش روزافزون زمان عرضه به بازار، باعث شده است که شرکت های تولیدی تحت فشار قرار گیرند. به همین منظور، شرکت های تولیدی برای رویارویی با سناریوهای پیچیده تولید، به پیاده سازی سیستم های تولید سلولی (CMS) روی آورده اند که کاهش هزینه های تولید، افزایش انعطا ف پذیری و پاسخ سریع به تقاضای بازار را به همراه دارد. سیستم تولید سلولی، یکی از فلسفه های فناوری گروهی است که با تقسیم یک سیستم بزرگ به چندین زیرسیستم کوچک، کنترل و مدیریت سیستم تولید را تسهیل می کند. اولین موضوع در طراحی یک سیستم سلولی، گروه بندی ماشین ها برای تولید خانواده ای از قطعات در سلول های تولیدی است که از آن با عنوان تشکیل سلول یاد می شود. در واقع با ایجاد سلول های کارآمد، کارایی ماشین های درون سلولی (فرایند درون سلولی) به حداکثر و انتقال قطعات از یک سلول به سلول دیگر (فرایند بین سلولی) به حداقل می رسد. مسئله دوم، مسئله چیدمان گروهی، یعنی فاصله سلول ها در کارگاه از یکدیگر (چیدمان بین سلولی) و چیدمان ماشین ها در داخل سلول ها (چیدمان درون سلولی) است. گروه بندی بهینه ماشین ها در سلول ها، قرارگیری کارآمد سلول ها در کنار یکدیگر و همچنین، ماشین های داخل سلول ها، بر هزینه های حرکات درون سلولی و حرکات بین سلولی قطعات تأثیر می گذارد. در یک سیستم تولید سلولی استاتیک، تقاضا در تمام دوره ها ثابت در نظر گرفته می شود؛ ولی با پیشرفت تکنولوژی، محیط یک صنعت با تلاطم در انواع محصولات و تقاضا مواجه است. برای غلبه بر این مسائل، در پژوهش حاضر یک سیستم تولید سلولی پویا معرفی شده است که سلول های بهینه را در هر دوره با توجه به شرایط تقاضا جایابی می کند. با توجه به اهمیت آنچه بیان شد، این مطالعه به طور هم زمان به حل مسئله یک سیستم تولید سلولی پویا (DCMS) با ماشین های غیرقابل اعتماد و مسئله برنامه ریزی تولید و چیدمان بین سلولی می پردازد. تابع هدف مدل پیشنهادی، به دنبال حداقل کردن هزینه های جابه جایی درون و بین سلولی، پیکربندی مجدد، خرابی ماشین آلات، تولید قطعه، نگهداری قطعه در انبار و سفارش معوق قطعه در دوره های تولیدی است.
روش: در ابتدا، یک مدل ریاضی برنامه ریزی غیرخطی عدد صحیح مختلط، برای مسئله مدنظر ارائه و سپس خطی سازی شد. مدل ریاضی پیشنهادی با یک مطالعه موردی در نرم افزار GAMS با سالور GUROBI اعتبارسنجی شد و در ادامه، به تأثیر جابه جایی ماشین آلات بین دوره ها و تحلیل حساسیت پارامتر میانگین زمان بین دو خرابی پرداخته شد.
یافته ها: انعطاف پذیری در مسیریابی، مکان یابی بهینه سلول ها و گروه بندی بهینه ماشین آلات، به کاهش هزینه های تولید منجر شد. همچنین با جابه جایی دو ماشین m1 و m3 هزینه تولید به میزان 353,870 تومان بهبود پیدا کرد.
نتیجه گیری: پیکربندی مجدد سلول های ماشین در دوره جدید، هزینه تولید را بهبود می دهد. مدل پیشنهادی، مدل انعطاف پذیر در مسیریابی تولید قطعه است. تحلیل حساسیت MTBF نشان داد که تعداد خرابی ها بر عملکرد سیستم تأثیر دارد.
بررسی رابطه بین استراتژی نوآوری سبز و نوآوری سبز با میانجی گری مشروعیت زیست محیطی سازمان و هویت سازمانی سبز(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
چشم انداز مدیریت صنعتی سال ۱۳ تابستان ۱۴۰۲ شماره ۵۰
159 - 185
حوزههای تخصصی:
افزایش آلودگی ها و مشکلات زیست محیطی و درنتیجه افزایش نگرانی سازمان ها و جامعه در رابطه با آن، موجب به وجود آمدن مفهوم جدید «نوآوری سبز» شده است. نوآوری سبز، زیرمجموعه ای از نوآوری است که کیفیت زیست محیطی را توسعه می دهد و منابع را به صورت بهینه مصرف می کند. هدف پژوهش حاضر، بررسی رابطه بین استراتژی نوآوری سبز و نوآوری سبز با میانجی گری مشروعیت زیست محیطی سازمان و هویت سازمانی سبز است. مطالعه حاضر از نوع پیمایشی و همبستگی است. جامعه آماری پژوهش14 شرکت تولیدکننده دستگاه های مدیریت پسماند بیمارستانی است که به تعداد مساوی 10 پرسشنامه در سطح مدیران ارشد و مدیران تولید توزیع شد. درنهایت 126 پرسشنامه گردآوری و با نرم افزار smart.pls به آزمون فرضیه ها پرداخته شد. نتایج نشان داد که هویت سازمانی سبز و مشروعیت زیست محیطی سازمان ارتباط بین استراتژی نوآوری سبز و نوآوری سبز را میانجی گری می کند. مدیران باید نقش هویت سازمانی سبز و مشروعیت سازمانی محیطی را در شرکت های خود تأیید کرده و توسعه یک استراتژی نوآوری سبز را شروع کنند. مدیران باید درک کنند که داشتن یک استراتژی کافی نیست و بایدبه طور مستقیم عملکرد نوآوری سبز را افزایش دهند و به دنبال رویکردهایی در مورد چگونگی پرورش هویت سازمانی سبز قوی بوده و با استفاده از آن به دنبال کسب مشروعیت زیست محیطی سازمان باشند.
طبقه بندی و تخصیص تأمین کنندگان به مشتری در زنجیره تأمین تاب آور با استفاده از یادگیری ماشین(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
چشم انداز مدیریت صنعتی سال ۱۳ پاییز ۱۴۰۲ شماره ۵۱
39 - 70
حوزههای تخصصی:
انتخاب و تخصیص در زنجیره تأمین تاب آور، زمانی که اختلال زنجیره تأمین را تهدید می کند، به عنوان یک تصمیم استراتژیک و به کانون پژوهش های بسیاری تبدیل شده است؛ از سوی دیگر افزایش کاربردهای یادگیری ماشین در سراسر مطالعات زنجیره تأمین به ظهور روش های تصمیم گیری سریع تر و مطمئن تر منجر شده است، بااین حال در مطالعات کمی از یادگیری ماشین برای مقابله با مشکل انتخاب و تخصیص تأمین کننده به مشتری در حالت تاب آور استفاده شده است. هدف پژوهش حاضر برداشتن گامی در جهت رفع این شکاف با استفاده از الگوریتم های یادگیری ماشین بر روی داده های دنیای واقعی از زنجیره تأمین خودرو در ایران است. بدین منظور از داده های عملکردی441 تأمین کننده و 7 مشتری در سال 1401 استفاده شد. در این پژوهش از دو الگوریتم خوشه بندی برای تولید برچسب بر اساس مفهوم ظرفیت تاب آوری استفاده شده است؛ سپس ازآنجاکه تفسیرپذیری نتایج در اولویت قرار داشت، بر اساس لیبل گذاری خوشه ها توسط خبرگان از درخت تصمیم برای طبقه بندی تأمین کنندگان بر اساس عملکرد آن ها استفاده شد. نتایج نشان داد که درختK-means عملکرد بهتری نسبت به درخت DBSCAN دارد و معیارهای چون تحویل به موقع، درصد تأمین، توقف خط تولید، اخطارهای کیفی، عملکرد لجستیکی و عملکرد کیفی بر تاب آوری تأمین کنندگان مؤثر هستند.