فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۲٬۰۰۱ تا ۲٬۰۲۰ مورد از کل ۱۱٬۰۸۲ مورد.
منبع:
مدیریت بازرگانی دوره ۱۳ تابستان ۱۴۰۰ شماره ۲
502 - 523
حوزههای تخصصی:
هدف: در سال های اخیر، مدیریت تجربه مشتری به عنوان اولویت پژوهشی برای مدیران و محققان بازاریابی مطرح شده است. اهمیت این حوزه تحقیقاتی و توجه به آن در مطالعات بازاریابی، شناخت زیرحوزه ها و روند تحقیقاتی آن را ضروری کرده است. این مطالعه با هدف بررسی پژوهش های حوزه مدیریت تجربه مشتری، شناسایی مقالات هسته، شناخت زیرحوزه ها و روند تحقیقاتی آن صورت گرفته است. روش: این پژوهش با استفاده از تجزیه وتحلیل های کتاب سنجی، به بررسی حوزه مدیریت تجربه مشتری پرداخته است. داده های این پژوهش از 124 مقاله منتشر شده در پایگاه داده اسکوپوس جمع آوری شدند و روی آنها تحلیل زوج کتاب شناختی و تحلیل هم رخدادی کلمات کلیدی انجام گرفت و بدین ترتیب، مقالات هسته و زیرحوزه ها شناسایی شد. در ادامه با ایجاد نقشه پوششی و میانگین عمر کلمات، روند تحقیقاتی این حوزه مشخص شد. یافته ه ا: تحقیقات مدیریت تجربه مشتری در 9 خوشه دسته بندی و مقالات هسته این حوزه شناسایی شد. بر اساس یافته های این مطالعه مشخص شد که در سال های اخیر، موضوعاتی مانند کلان داده ها، سفر مشتری، کیفیت خدمات، مدیریت ارتباط با مشتری اجتماعی و فروش آنلاین، در تحقیقات حوزه مدیریت تجربه مشتری در کانون توجه قرار گرفته است. نتیجه گیری: این پژوهش با شناسایی مقالات هسته، زیرحوزه ها و روند تحقیقاتی مدیریت تجربه مشتری، از این حوزه دیدگاه منسجمی ارائه می دهد و در انتخاب مسیر تحقیقاتی به پژوهشگران کمک می کند.
نقش مدیریت و فرهنگ سازمانی در سیستم های تولید و عملکرد محیطی سازمان
حوزههای تخصصی:
توسعه مدل تئوریکی که سیستم های ساخت و تولید را با قابلیت پیکر بندی مجدد را با باور های مدیریت ، مشارکت و عملکرد محیطی مرتبط می کند و تئوری نمایندگی و فرهنگ سازمانی را استخراج می نماید در مطالعه حاضر مورد نظر می باشد . اثرات احتمالی مختل کننده اندازه سازمان و تطبیق پذیری سازمانی در مطالعه به حساب می آیند . نتایج تست فرضیه ها با استخراج پاسخ های 160 مدیر ارشد نشان می دهند که (1) هر چه مشارکا مدیریت ارشد بالاتر باشد که تحت تاثیر باور های مدیریت ارشد می باشد ، به شانس های بالاتر RMS برای تطبیق یافتن با سازمان ها به عنوان راهبرد ساخت و تولید اشان منجر می گردد ؛ (2) فرهنگ سازمانی باعث تعدیل رابطه بین سطح مشارکت مدیریت ارشد و پذیرش RMS ( و راهبرد های ساخت و تولید ) می گردد و (3) قابلیت پیکربندی مجدد بیشتر سیستم های ساخت و تولید به عملکرد بهتر محیطی منجر می گردد . علاوه بر این ، ما تئوری نمایندگی و فرهنگ سازمانی را برای توضیح نقش باور های مدیریت ارشد و مشارکت در دستیابی به عملکرد محیطی از طریق RMS یکی می کنیم . در نهایت ، ما پیشنهاداتی را به مدیرانی که علاقمند به استفاده ابزاری از تعهد مدیریت ارشد برای دستیابی به عملکرد محیطی و مشارکت در طرح کلی مسیر های تحقیق بیشتر هستند ،ارایه می کنیم .
تدوین الگوی مطلوب خط مشی گذاری زیست محیطی در بستر گردشگری سبز(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات مدیریت گردشگری سال ۱۶ زمستان ۱۴۰۰ شماره ۵۶
251 - 278
حوزههای تخصصی:
گردشگری به عنوان یکی از صنایع صنعت انعطاف پذیر و پویا است که ابعاد و انواع مختلفی دارد. گردشگری سبز یکی از مهمترین انواع آن است که امروزه بسیاری از کشورها توجه ویژه ای به آن دارند. یکی از ابعادی که می تواند در راستای گردشگری سبز مثمرثمر باشد، حوزه خط مشی گذاری زیست محیطی است. این حوزه علمی و اجرایی که در راستای اقدامات و فعالیت های حفاظت از محیط زیست صورت می گیرد، می تواند پیامدهای مطلوبی را برای جوامع ایجاد کند. هدف اصلی تحقیق حاضر، تدوین الگوی مطلوب خط مشی گذاری زیست محیطی در بستر گردشگری سبز است که با استفاده از روش ترکیبی به بررسی موضوع می پردازد. رویکرد بکار رفته در این روش، رویکرد نسبی متوالی با وزن ن ابرابر است که در سه فاز کیفی-کیفی-کمّی انجام می شود. در این تحقیق، به ترتیب از سه روش "گروه کانونی-نظریه داده بنیاد-پیمایش" جهت تدوین و تأیید الگو استفاده شده است. ابزار اصلی مورد استفاده در فاز کیفی
برنامه ریزی ظرفیت وسایل نقلیه در یک مسئله مسیریابی چندهدفه با ناوگان ناهمگن(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهشنامه بازرگانی سال ۲۵ پاییز ۱۴۰۰ شماره ۱۰۰
159 - 198
حوزههای تخصصی:
حمل و نقل کالا از نقاط عرضه به مشتریان مختلف، یک وظیفه مهم در زنجیره تأمین است. در این حوزه، مسئله مسیریابی وسایل نقلیه از اهمیت ویژه ای برخودار است. در این مقاله مسئله مسیریابی وسایل نقلیه با در نظر گرفتن پنجره های زمانی با استفاده از مفهوم ناهمگونی ارائه شده است. در اینجا مفهوم ناهمگنی وسایل نقلیه مربوط به مالکیت ناوگان است و زمانی رخ می دهد که ناوگان خصوصی کافی در دسترس نبوده و شرکت مجبور به اجاره برخی وسایل نقلیه از سایر شرکت های باربری باشد. علاوه براین، برخلاف تلاش های قبلی، مدل پیشنهادی به دنبال حداقل سازی انرژی مصرفی است. در اینجا دو سناریو مورد بررسی قرار گرفته است و برای هریک یک مدل ریاضی چندهدفه پیشنهاد شده است. در سناریو اول، مسئله با در نظر گرفتن پنجره های زمانی بدون در نظر گرفتن مفهوم ناهمگنی و در سناریو دوم وجود وسایل نقلیه به صورت اجاره ای مورد توجه قرار گرفته است. بنابراین در سناریو دوم استراتژی تغییر ظرفیت ناوگان اجاره ای بر اساس مدل پیشنهادی مشخص خواهد شد. برای حل این مسئله، یک الگوریتم فراابتکاری ترکیبی بر مبنای الگوریتم های سیستم ایمنی مصنوعی بدن و ازدحام ماهی های مصنوعی پیشنهاد شده است. در نهایت نیز نتایج آن با نتایج حاصل از الگوریتم NSGAII روی مسائل با ابعاد مختلف مقایسه شده است. نتایج حاصل نشان می دهد که با در نظر گرفتن ناوگان اجاره ای در بخش عظیمی از هزینه ها و انرژی مصرفی صرفه جویی شده است. همچنین رویکرد پیشنهادی توانسته به عنوان یک سیستم تصمیم گیری پشتیبان برای بررسی استراتژی های ظرفیت شرکت های باربری مورد استفاده قرار گیرد.
بررسی نقش مناطق ویژه اقتصادی در میزان اشتغال زائی و سطح رفاه(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
یکی از راه های توسعه منطقه ای توجه به بحث مناطق ویژه اقتصادی است. ایجاد مناطق ویژه اقتصادی با هدف افزایش و توسعه صادرات، ایجاد اشتغال، جذب سرمایه گذاری و انتقال تکنولوژی و افزایش درآمد عمومی و سایر موارد صورت می پذیرد و پیامدهای اقتصادی، سیاسی، اجتماعی و فرهنگی گسترده ای را باخود به ارمغان می آورد. هدف پژوهش حاضر بررسی نقش مناطق ویژه اقتصادی در میزان اشتغال زائی و سطح رفاه در شهرهای ساحلی شمالی است. ایجاد مناطق ویژه اقتصادی یکی از اهداف برنامه ریزی های راهبری، منطقه ای و ملی است که با هدف افزایش اشتغال و رفاه عمومی انجام می گیرد. اجرای چنین برنامه هایی مستلزم هزینه و فعالیت های گسترده ای است که باید پیامدهای آن پاسخگوی زمان و هزینه بالای آن باشد. جامعه آماری این پژوهش شامل مدیران و کارشناسان مناطق ویژه اقتصادی در سه منطقه امیرآباد، نوشهر و آستارا به تعداد 136 تن می باشد. روش تحقیق از نظر هدف، کاربردی و از نظر روش گردآوری داده ها، توصیفی - پیمایشی است. ابزار اصلی گردآوری داده ها، پرسشنامه است که سطح روایی و پایایی آن، برای تمامی سازه ها اندازه گیری و تائید شد. پس از تجزیه وتحلیل داده ها با استفاده از معادلات ساختاری در قالب نرم افزار Lisrel مشخص شد که: مناطق ویژه اقتصادی نقش مثبت و معنی داری در میزان اشتغال در شهرهای ساحلی شمالی دارند اما؛ بین مناطق ویژه اقتصادی و سطح رفاه ساکنین شهرهای ساحلی شمالی رابطه معناداری یافت نشد.
الگوی چندسطحی برندسازی ملی: فراترکیب مطالعات موردی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در بازار رقابتی جهان کنونی، یکی از مهمترین دارایی های هر کشوری برند ملی است که می تواند کشور را در جذب سرمایه گذاری، توسعه ی صادرات و همچنین جذب گردشگر کمک کند، از این رو دولت ها، تاجرین و کسب وکارها می بایست مراحلی را طی نمایند تا مطئمن شوند که برند ملی کشورشان به صورت راهبردی مناسب بوده، به خوبی مدیریت شده و مداوما مورد ارزیابی قرار می گیرد. این پژوهش با بررسی سیستماتیک مطالعات موردی حوزه برندسازی ملی به دنبال ارائه ی مدلی چندسطحی از عوامل تاثیرگذار، فرآیندی و خروجی های برندسازی ملی است. روش پژوهش فراترکیب براساس مدل هفت مرحله ای هون (۲۰۱۳) است که در طول آن با بررسی ادبیات حوزه "برندسازی ملی" ۹۸۷ مقاله اولیه در بازه زمانی سال های ۲۰۰۳-۲۰۱۹ یافت شد و در هر مرحله مقالاتی که معیارهای مورد نظر را کسب نکردند از پژوهش کنار گذاشته شد، در نهایت ۳۷ پژوهش مطالعه ی موردی با کسب تمامی معیارهای مورد نظر مورد تجزیه و تحلیل نهایی قرار گرفت. پس از تحلیل محتوا و کدگذاری مطالعات موردی بررسی شده نتایج پژوهش در قالب یک مدل مفهومی نشان می-دهد که مطالعات حوزه برندسازی ملی در دوسطح مردم و دولت عوامل درگیر برندسازی ملی را مورد بررسی قرار داده اند که در این فرآیند برنامه ریزی و اجرای برندسازی ملی در سطح دولت رخ داده و مردم و دارایی های هرکشور براین فرآیند تاثیرگذارند و از طرفی دیگر فرآیند برندسازی ملی خروجی های ارزشمندی را برای تمامی سطوح به همراه دارد. مهمترین جنبه های نوآوری این پژوهش نگاه چندسطحی و سیستماتیک به برندسازی ملی و همچنین شناسایی عناصراصلی برندسازی ملی هرکشور است.
افزایش اعتماد مصرف کننده با استفاده از بازاریابی محتوای دیجیتال
حوزههای تخصصی:
در چشم انداز تعاملات آنلاین و در حال رشد مصرف کننده و شرکت ، بازاریابی محتوای دیجیتال (DCM) که هدفش رشد مشارکت برند مصرف کنندگان و اعتماد است، در حال توسعه می باشد. با این وجود، علیرغم علاقه ی روزافزون متخصصان، مطالعات DCM دانشگاهی به کندی رشد می کند، که موجب شکاف عمیق دانشی می شود. بر مبنای یک بررسی گسترده، ما DCM را به عنوان ایجاد و انتشار محتوای مناسب و ارزشمند مرتبط با برند به مشتریان فعلی یا آینده در پلتفرم های دیجیتال برای توسعه مشارکت، اعتماد و روابط برند مطلوب (در مقابل ترغیب مستقیم مصرف کنندگان به خرید) مفهوم سازی می کنیم. ما همچنین یک چارچوب مفهومی را توسعه می دهیم که ادبیات مهم DCM مبتنی بر مصرف کننده را شناسایی می کند، که شامل انگیزه های مبتنی بر عملکردهای آگاهانه استفاده و لذت (U & G) ، مطلوبیت و اصالت برای تعاملات DCM می باشد. پیامدهای درجه اول درون تعاملی DCM عبارتند از مشارکت های شناختی، عاطفی و رفتاری مصرف کننده که به ترتیب موجب رشد معنا بخشی ، هویت و رفتار شهروندی مرتبط با برند می شود. این موارد در نوع خود منجر به پیامدهای درجه دوم و برون تعاملی DCM شامل اعتماد و نگرش به برند می شوند که به ترتیب در توسعه DCM درجه سوم نقش دارند که شامل پیامدهای مبتنی بر ارزش مصرف کننده و ارزش ویژه برند مبتنی بر شرکت می باشد.
نقش مدیریت ارتباط با مشتری در بین المللی شدن کسب و کار
حوزههای تخصصی:
در این مقاله، تأثیر مدیریت ارتباط با مشتری را در وابستگی های متقابل بین اهداف بین المللی شرکت تجزیه و تحلیل می کنیم. ما یک مطالعه ی موردی کیفی را با نگاه به گذشته برای فرآیند بین المللی سازی یک شرکت جهانی در یک کشور نوظهور ایجاد می نماییم. بر اساس داده های گسترده جمع آوری شده ، ما متوجه شدیم که روابط مشتری باعث رشد شرکت در خارج از کشور می شود، و همچنین رشد شرکت تحت تاثیر حرکات بعدی آن(مشتری) قرار دارد این در حالی اتفاق می افتد که شرکت بیش از یک بازار خارجی را در دست دارد. روابط مشتری از طریق وابستگی های متقابل بین اهداف بین المللی شرکت، آن را قادر می سازد که به طور همزمان در پنج بازار خارجی مختلف در کمتر از یک دهه به تکامل برسد. این به مفهوم جدیدی از فرایند بین المللی شدن شرکت اشاره داردکه شامل بسیاری از وابستگی های متقابل اهداف بین المللی می باشد. در این مقاله، ما پیشنهاد می کنیم که روابط با مشتری می تواند به عنوان محرک وابستگی متقابل در فرآیند بین المللی سازی شرکت نیز عمل کند. دقیقاً، ما پیشنهاد می کنیم که روابط با مشتری برخی از مسیرهای بین المللی شرکت را به وابستگی به یکدیگر سوق دهد.
تعدیل قدرت معاملاتی نابرابر با تقلید معامله(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهشنامه بازرگانی سال ۲۵ پاییز ۱۴۰۰ شماره ۱۰۰
25 - 51
حوزههای تخصصی:
بروز عدم توازن قراردادی در قدرت معاملاتی یک طرف را ضعیف و دیگری را قوی می نماید. عواملی چون نابرابری سطح وابستگی، دانش، انحصار و شرایط اضطراری یک طرف معامله، موجب عدم توازن در انعقاد قرارداد و چانه زنی در عوضین یا شروط و مفاد قرارداد می شود. مسئله این تحقیق تاثیر نابرابری و عدم توازن بر قرارداد و بررسی راه حل های ارائه شده در این زمینه است. طبق نظریه سنتی آزادی قراردادی، اکراه و اشتباه و گاه تدلیس عیوب اراده تلقی می شوند؛ سو استفاده از اضطرار نیز به صورت محدود مطرح است؛ اما در سایر موارد مطابق با اصل حاکمیت اراده توجهی به توازن قدرت متعاملین نمی گردد. عدالت حقوقی ایجاب می کند برای مقابله با این نوع نابرابری ها راه کار مناسبی ارائه گردد، زیرا اصل آزادی قراردادی نباید موجب نابودی طرف های ضعیف گردد. در حقوق کشور های دیگر نظیر آمریکا و فرانسه تئوری هایی مطرح گردیده است که برخی از آنها توسط حقوق دان های داخلی نیز پیشنهاد شده و در نتیجه راه کار بطلان شروط تحمیلی یا غیر معقول را ارائه می دهند. اما هدف این پژوهش به کار گیری روشی است که ضمن حمایت از طرف ضعیف، در راه حفظ اصل ثبات و لزوم معاملات قدم بر دارد تا از این حیث رونق تجارت و انگیزه کسب دانش و تخصص نیز از بین نرود. بهره گیری از تئوری تقلید معامله درجهت این هدف کارآمد خواهد بود. این تئوری ترکیبی از وضعیت شخصی طرف ها و لحاظ قدرت و ضعف معاملاتی آنها و رویه متعارف و معقول معاملات مشابه در جامعه و انصاف و عدالت است.
بررسی رابطه وضعیت اقتصادی و کسب و کار والدین با ترک تحصیل فرزندان
حوزههای تخصصی:
جوانان و نوجوانان قشر عظیمی از جمعیت هر کشور را تشکیل می دهند . آنان سرمایه های ارزشمند جامعه و امیدهای درخشان مملکت تلقی می شوند و عامل بسیار مهمی در رشد و توسعه اقتصادی، اجتماعی، و فرهنگی کشور به شمار می روند و از ایشان انتظار می رود که در آینده ای نه چندان دور، مسئولیت عظیم و سنگین اداره چرخ های مملکت خود را برعهده بگیرند. آئین مقدس اسلام، عنایت خاصی به نسل جوان داشته و آنان را از جنبه های مادی، معنوی، اخلاقی، اجتماعی، روانی و تربیتی تحت مراقبت قرار داده است. اسلام دوران نوجوانی و جوانی را یکی از بزرگترین نعمت هایی الهی در زندگی بشر شناخته و به انحاء مختلف به آن توجه نموده است. همانطور که می دانیم، اقتصاد، نقش مهمی در اساس و بنیاد خانواده دارد. یکی از عوامل مهم خانوادگی در پیشرفت تحصیلی دانش آموزان عوامل اقتصادی است. زندگی متعارف و متعادل، می تواند زمینه بسیار مناسبی برای رشد و پرورش فرزندان باشد. در محیط های فقیر امکان رشد متعادل فرزندان غیرممکن و یا بسیار اندک است .در این تحقیق، به بررسی رابطه وضعیت اقتصادی خانواده ها و کسب وکار والدین با ترک تحصیل فرزندان آنها پرداخته شده است. روش تحقیق به دو صورت میدانی و کتابخانه ای و جمع آوری اطلاعات، با استفاده از پرسشنامه انجام گردیده است؛ همچنین برای تجزیه و تحلیل یافته ها از نرم افزار SPSS بهره گرفته شده است. با توجه به نتایج بدست آمده، ارتباط مستقیم و معنی داری بین وضعیت اقتصادی و کسب و کار والدین و ترک تحصیل فرزندان بدست آمد.
تحلیل تأثیر پاسخ گویی مصرف کنندگان بازاریابی برند با استفاده از توسعه مدل تاییدکنندگان مشهور(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
استفاده از تاییدکنندگان مشهور در بازاریابی برند یکی از روش های معروف بازاریابان در ترویج کالا، خدمت و برند آن ها می باشد اما به عنوان یکی از حوزه های در حال توسعه در ایران محسوب می شود. این رویکرد نوظهور، هزینه های هنگفتی را برای شرکت ها در پی خواهد داشت، لذا این موضوع اهمیت استفاده موثر از این روش را دوچندان می نماید. هدف پژوهش حاضر توسعه مدل تاییدکنندگان مشهور و بررسی تاثیر آن ها بر پاسخگویی مصرف کنندگان به بازاریابی برند می باشد. روش پژوهش حاضر، آمیخته دو روش کمی و کیفی می باشد که جامعه مورد مطالعه در بخش کیفی شامل خبرگان تجربی و متخصصان دانشگاهی و در بخش کمی خریداران فروشگاه های زنجیره ای (مگامال) شهر تهران تعیین گردید. روش نمونه گیری و جمع آوری اطلاعات در بخش کیفی، 30 نفر با استفاده از نمونه گیری هدفمند و مصاحبه ساختار یافته با سوالات باز و بخش کمی با توجه به تعداد متغیرها، 186 نفر با استفاده از ابزار پرسشنامه می باشد. برای تجزیه و تحلیل داده های پژوهش در بخش کیفی از روش تحلیل تم و در بخش کمی از روش های تحلیل عاملی و آزمون معادلات ساختاری استفاده شد. بر اساس نتایج حاصل از بخش کیفی، یازده تم (سه تم جدید) و سه مقوله اصلی (یک مقوله جدید) مورد شناسایی قرار گرفت. در بخش کمی نیز پس از تایید مدل در خصوص متغیرهای تاثیرگذار تاییدکنندگان مشهور بر پاسخگویی مصرف کنندگان بازاریابی برند، ضرایب اثرگذاری به ترتیب تناسب تاییدکننده، درگیری احساسی و اعتبار تاییدکننده تعیین گردید.
تبیین تعامل ارزش ویژه برند گردشگری و منظر شهری از دید گردشگران خارجی، نمونه موردمطالعه شهر اصفهان(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات مدیریت گردشگری سال ۱۶ بهار ۱۴۰۰ شماره ۵۳
173 - 200
حوزههای تخصصی:
در مواجهه با رقابت پذیری فزاینده صنعت گردشگری، برند گردشگری مقصد به عنوان دارایی مهمی که هویت مقصد گردشگری را تعیین می کند، ظهور می یابد. ﺗﻮﺟﻪ ﺑﻪ ﻣﻨﻈﺮ ﺷﻬﺮی ﯾﮑﯽ از مهم ترین ﻋﻮاﻣﻠﯽ اﺳﺖ ﮐﻪ ﺑﺮ ﺑﺮﻧﺪ ﺷﻬﺮی تأثیر ﺑه ﺴﺰاﯾﯽ دارد زﯾﺮا آﻧﭽﻪ در اﺑﺘﺪا ﺗﻮﺟﻪ اﻓﺮاد را ﺑﻪ ﺧﻮد ﺟﻠﺐ می کند، ﻣﻨﻈﺮ ﺷﻬﺮی اﺳﺖ و اوﻟﯿﻦ قضاوت ها را ﻧﺴﺒﺖ ﺑﻪ ﺷﻬﺮ در ذﻫﻦ ﮔﺮدﺷﮕﺮان اﯾﺠﺎد می کند. در این پژوهش با استفاده از مدل ارزش ویژه برند به اعتبارسنجی برند گردشگری اصفهان با تأکید بر منظر شهر از دید گردشگران خارجی می پردازیم. روش جمع آوری اطلاعات پرسشنامه و روش تحلیل اطلاعات با استفاده از نرم افزار "آموس" نسخه 23 و "اس پی اس اس" و روش تحلیل عاملی تأییدی است. نتایج پژوهش نشان داد که تصویر برند اصفهان بیشترین نقش را در ارزش برند اصفهان دارد و منظر تاریخی و فرهنگی اصفهان معرف ﺗﺼﻮیﺮ ﺑﺮﻧﺪ اصفهان از دید گردشگران خارجی است.
اولویت بندی و سنجش مولفه های کیفیت محیط از منظر گردشگران در بخش آسارا محور کرج- چالوس با استفاده از تکنیک های MCDM(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات مدیریت گردشگری سال ۱۶ بهار ۱۴۰۰ شماره ۵۳
293 - 330
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش حاضر شناسایی مهم ترین مولفه های کیفیت محیط گردشگری بخش آسارا از نگاه گردشگران می باشد و ضرورت شناسایی مهم ترین عوامل اثرگذار بر کیفیت محیط مدنظر است. این پژوهش با توجه به هدف، کاربردی و از نظر روش، از نوع تحقیقات توصیفی- تحلیلی است. پژوهش فوق با بهره گیری از مدل های تصمیم گیری چندمعیاره ویکور الکتر،مجموع ساده وزنی و مدل کپلند انجام شده و آسارا از لحاظ سنجش و اولویت بندی کیفیت محیط از دیدگاه گردشگران با تأکید بر شاخص های هفتگانه رتبه بندی و اولویت بندی گردید. نتایج تحلیل و اولویت بندی کیفیت محیط منطقه نشان داد از میان شاخص های هفتگانه موثر بر سنجش و اولویت بندی کیفیت محیط براساس اوزان به دست آمده، شاخص مرتبط با جاذبه های گردشگری بیشترین میزان تاثیرگذاری را در ایجاد و بهبود کیفیت محیط بخش آسارا از دیدگاه گردشگران دارد.
عبور از قواعد سنتی حقوق شرکت ها در گروه شرکت های تجاری، تحول ماهوی و آیینی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهشنامه بازرگانی سال ۲۵ بهار ۱۴۰۰ شماره ۹۸
95 - 126
حوزههای تخصصی:
گروه شرکتها به مجموعه ای از شرکتها گفته می شود که با یکدیگر رابطه سهامداری دارند و تحت مدیریت یک شرکت واحد موسوم به شرکت مادر، فعالیت می کنند. در این رابطه، تملک اکثریت دارایی شرکتهای فرعی توسط شرکت مادر، منجر به نفوذ قابل ملاحظه شرکت اخیر بر شرکت های تحت کنترل می شود و می تواند منجر به اثرگذاری های گوناگون در عرصه های مختلف حقوقی اعم از ماهوی نظیر مسئولیت و شکلی نظیر صلاحیت شود. سوال مقاله این است که در فرضی که فعالیت شرکت فرعی منجر به ورود زیان به اشخاص ثالث می شود، زیان دیده برای طرح دعوا علیه اعضای گروه، علیه چه فرد یا افرادی می تواند طرح دعوا نماید؟ و در فرضی که اعضای گروه در حوزه های قضایی مختلف فعالیت می کنند، برای دادخواهی باید به کدام حوزه قضایی رجوع کند؟ نگارندگان در این مقاله طی یک مطالعه تطبیقی به این نتیجه می رسند که شرکت مادر علی رغم اینکه شخصیت حقوقی جداگانه داشته و به عنوان سهامدار شرکت فرعی مسئولیت محدود دارد، می تواند در صورت نقض وظیفه مراقبت در اعمال کنترل، مسئولیت نامحدود داشته باشد و مورد تعقیب قرار گیرد. علاوه بر این، احراز صلاحیت قضایی نسبت به احد از خواندگان در گروه می تواند منجر به احراز صلاحیت قضایی نسبت به سایر اعضای گروه و اثبات شایستگی دادگاه برای تعقیب همه آنها شود، ادعایی که در نظام های حقوقی عمدتا مبتنی بر دکترین بنگاه اقتصادی واحد است.
نفش عمیق فرهنگ در پیشرفت دا نش (نظری، روش شناسی و تجربی) روا نشناسی
منبع:
پژوهش های نوین در مدیریت کارآفرینی و توسعه کسب و کار جلد ۲ تابستان ۱۴۰۰ شماره ۲ (پیاپی ۶)
111-119
حوزههای تخصصی:
کشف های اخیر در مورد تفاوت های فرهنگی در پدیده های روانشناختی که در وهله اول به صورت جهانی در نظر گرفته شد، ذهنی بودن ذاتی فرایند علمی و نیاز به استفاده از روش هایی که به تغییرات طبیعی اجازه ظهور و فهم دقیق تر روانشناسی انسانی را می دهند برجسته می کند. هدف روانشناسی فهم رفتار واقعی انسان است. با این حال، تعصبات فرهنگی در فرایند علمی می تواند باعث مقید شدن دانش شود. در این مقاله توصیف می کنیم که چگونه روش های دانش محور می توانند این قید ها را برطرف کرده و نگاه های جدیدی را آشکار کنند که توسط نظریه ها نادیده گرفته می شوند. برای پیشرفت دانش از یک روش نمادین پیروی می کنیم که به شکل بهتری روش های داده محور را با نظریه ترکیب می کند. بطور کلی نفش عمیق فرهنگ در پیشرفت دانش ( نظری ، روش شناسی و تجربی) روانشنا سی مورد تحلیل قرار می گیرد..
بررسی نقش رژیم های ریسک سیاسی، اقتصادی و مالی در تقاضای بیمه های زندگی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف: این پژوهش با هدف ارزیابی اثر رژیم های مختلف ریسک های کلان سیاسی، اقتصادی و مالی به عنوان متغیرهای انتقال مبتنی بر شاخص راهنمای بین المللی ریسک بین کشوری در تاثیرگذاری متغیرهای تولید ناخالص داخلی، امید به زندگی، بیکاری، تورم، نرخ ثبت نام (باسوادی) و درجه شهرنشینی بر تقاضای بیمه های زندگی در کشورهای منتخب خاورمیانه طی دوره 2017-1990 انجام شده است.روش شناسی: با توجه به نظریه مطلوبیت انتظاری در شرایط نااطمینانی فون نیومن و مورگنشترن (1947) که توسط یاری (1965) و سپس لوئیس (1989) بسط داده شده، در این تحقیق از مدل رگرسیون پانل انتقال ملایم آستانه ای با تابع انتقال لاجیت برای بررسی موضوع و دستیابی به هدف تحقیق استفاده شده است.یافته ها: حد آستانه در مدل با ریسک سیاسی، اقتصادی و مالی به ترتیب 72/73، 00/30 و 2/29 برآورد شد. سرعت انتقال بین دو رژیم نیز در هر سه مدل 07/60، 3685/0 و 049/0 برآورد گردید. بنابراین، بالاترین سرعت انتقال مربوط به تابع انتقال ریسک سیاسی است که منجر به شکست منحنی لاجیت انتقال و رویه سه بعدی شد. کمترین سرعت انتقال نیز مربوط به ریسک مالی است که منجر به انحنای بسیار کم تابع انتقال لاجیت شد.نتیجه گیری: نتایج برآوردی مدل های سه گانه تحقیق نشان داد نرخ بهره حقیقی دارای اثر آستانه ای و تأثیر معنی داری نیست که دلیل آن می تواند عدم توسعه مالی بازارهای مالی، دخالت در بازار پول و سیستم بانکی و تعیین دستوری نرخ بهره در کشورهای منتخب باشد. در رژیم با ریسک مالی کمتر حساسیت تقاضای بیمه های زندگی به نرخ تورم کمتر است و بیمه زندگی به عنوان یک دارایی با بازدهی بلندمدت شناخته می شود. تولید ناخالص داخلی و امید به زندگی نیز در هر سه مدل دارای اثر آستانه ای هستند. در رژیم با ریسک سیاسی و مالی کمتر، حساسیت تقاضای بیمه زندگی نسبت به شهرنشینی بیشتر است. نرخ باسوادی نیز در رژیم با ریسک مالی کمتر، تأثیر جزئی بیشتری بر تقاضای بیمه زندگی دارد.
ارائه مدل عوامل مؤثر بر شکل گیری و پیامدهای هم رقابتی: پژوهشی آمیخته(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
چشم انداز مدیریت بازرگانی سال بیستم بهار ۱۴۰۰ شماره ۴۵
39 - 64
حوزههای تخصصی:
هم رقابتی راهبردی است که در دهه های اخیر به منظور کسب، حفظ و ارتقاء جایگاه رقابتی مورد توجه سازمانها قرارگرفته است. هدف: هدف اصلی پژوهش ارائه مدل عوامل مؤثر بر شکل گیری هم رقابتی و پیامدهای آن است. روش: از نظریه داده بنیاد نظام مند در بخش کیفی و از مدل سازی معادلات ساختاری در بخش کمی استفاده شد. جامعه مورد مطالعه بخش کیفی، خبرگان و مدیران ارشد بانکی و در بخش کمی، جامعه آماری مدیران، روسا و کارشناسان و کارکنان ارشد بانک سپه بودند. روش نمونه گیری بخش کیفی، هدفمند و گلوله برفی (33 نفر) و در بخش کمی به صورت خوشه ای و ساده بود (368 نفر). یافته ها: پس از تجزیه و تحلیل کیفی داده های مصاحبه ها، مدل هم رقابتی در صنعت بانکداری ایران ارائه گردید. یافته های آزمون کمی، مدل پژوهش را تأیید نمودند. یافته ها نشان داد که چالشهای صنعت بانکداری (شرایط علی) بر میل به هم رقابتی تأثیر معناداری دارند. یافته ها تأثیر میل به هم رقابتی، عوامل زمینه ای (محیط اقتصادی، اجتماعی-فرهنگی، سیاسی-قانونی و فناوری) و عوامل مداخله گر (منابع، ساختار سازمانی، فناوری، فرهنگ سازمانی، منابع مالی، مدیریت ارشد و سیاست های کلان) بر راهبردهای هم رقابتی و تأثیر این راهبردها بر پیامدهای حاصل را تأیید کردند. نتایج: در راستای حفظ و ارتقاء جایگاه و کسب رضایتمندی مشتریان بانک ها می توانند با کسب شناخت صحیح و مدیریت عوامل مؤثر بر شکل گیری و اجرای راهبردهای هم رقابتی، بستر مناسبی را برای بهره مندی از همکاری با رقبای خود در محیط رقابتی حاکم و پیامدهای اتخاذ راهبردها فراهم نمایند.
طراحی الگوی برندسازی کارفرما بر مبنای انتظارهای نیروی انسانی مستعد(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مدیریت بازرگانی دوره ۱۳ تابستان ۱۴۰۰ شماره ۲
337 - 361
حوزههای تخصصی:
هدف: این پژوهش با هدف خلق و آزمون الگوی برندسازی کارفرما، از دیدگاه نیروهای انسانی مستعد شرکت های فعال در بازار کار تهران اجرا شده است. روش: پژوهش پیش رو با بهره گیری از روش پژوهش آمیخته اجرا شده است. ابتدا با استفاده از رویکرد کیفی نظریه داده بنیاد، الگوی برندسازی کارفرما طراحی شد، سپس در رویکرد کمّی، به آزمون مدل اقدام شد. داده ها از طریق مصاحبه نیمه ساختاریافته با 25 نفر از نیروهای انسانی مستعد و توزیع 437 پرسش نامه بر اساس الگوی طراحی شده گردآوری شدند. روش تجزیه و تحلیل داده های مصاحبه، کدگذاری های باز، محوری و انتخابی و استفاده از مدل استراس و کوربین در نرم افزار 10Nvivo بود. در بخش کمّی نیز، از مدل سازی معادلات ساختاری و نرم افزارهای اس پی اس اس نسخه 25 و آموس نسخه 24 استفاده شد. یافته ها: یافته های بخش کیفی به طراحی الگوی برندسازی کارفرما بر مبنای دیدگاه نیروی انسانی مستعد در بازار کار تهران منجر شد و پس از تأیید روایی و پایایی آن، فرضیه های بخش کمّی تدوین شدند. آزمون فرضیه ها، نشان دهنده اعتبار مدل بود. نتیجه گیری: تجزیه و تحلیل داده ها نشان داد که انتظارهای متقابل فرد، شغل و سازمان به تجربه برند کارفرما می انجامد. این تجربه در کنار شرایط زمینه ای (منابع قدرت سازمان، الزامات اجرایی برندسازی کارفرما، متولیان برندسازی کارفرما و زیرسیستم های مدیریت منابع انسانی) و شرایط مداخله گر (پرسونای کاندیدهای شغلی، بازاریابی محتوای کارفرما و مشکلات برندسازی کارفرما) به انتخاب راهبردهای کارفرما در وعده برند و راهبردهای نیروی کار در تصمیم به ماندن یا ترک سازمان منجر شده و به پیامدهای برندسازی کارفرما ختم می شود.
شناسایی پیشایندها و پیامدهای شکل گیری بازار خاکستری برای محصولات لوازم خانگی برند سامسونگ(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مدیریت بازرگانی دوره ۱۳ تابستان ۱۴۰۰ شماره ۲
435 - 456
حوزههای تخصصی:
هدف: شکل گیری بازارهای خاکستری، به ارزش برند شرکت های بین المللی در بازارهای میزبان آسیب می رساند. این پژوهش در قالب پژوهش مسئله محور، به شناسایی پیشایندها و پیامدهای شکل گیری بازار خاکستری برای محصولات شرکت سامسونگ پرداخته است.
روش: این پژوهش رویکرد نظریه داده بنیاد را در پیش گرفته است. نمونه پژوهش از بین مدیران شرکت سام سرویس و اساتید دانشگاهی و به روش نمونه گیری هدفمند انتخاب شد. پس از جمع آوری اطلاعات از طریق مصاحبه، داده ها در سه سطح باز، محوری و گزینشی کدگذاری شدند. در نهایت، نتایج بر اساس مدل اشتراوس و کوربین در پنج دسته شرایط علی، زمینه ای، مداخله گر، راهبردها و پیامدها قرار گرفتند.
یافته ها: در دسته شرایط علّی، دو عامل نوسان های اقتصادی و خلأ نظارتی در مبادی کشور؛ در دسته پدیده محوری، عامل شکل گیری بازار خاکستری؛ در دسته شرایط زمینه، قوانین و مقررات و همچنین فرهنگ مصرف کننده و در دسته شرایط مداخله گر نیز، توانمندی واسطه های مجاز و آگاهی مصرف کننده قرار گرفتند. راهبردها، شامل استراتژی های تولید سفارشی و انفعالی بود و در نهایت، در دسته پیامدها، دو عامل عملکرد فروش و ارزش برند شناسایی شد.
نتیجه گیری: پس از شناسایی پیشایندها و پیامدهای شکل گیری بازار خاکستری، پیشنهادی مبنی بر مشارکت نظری و استفاده از نظریه های درگیرسازی مشتریان برای ایجاد وفاداری در کاربران و تقویت انگیزه آنها برای خرید در بازارهای خاکستری ارائه شد. پیش بینی می شود که این مشارکت نظری، به بهبود پژوهش های آینده در این زمینه منجر شود. در نهایت، برای مدیران شرکت سام سرویس، نماینده رسمی سامسونگ نیز پیشنهادهای عملی ارائه شد.
ارائه چارچوبی برای یکپارچه سازی مدیریت دانش مشتری و مدیریت ارتباط با مشتری در صنعت بانکداری(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مدیریت بازرگانی دوره ۱۳ تابستان ۱۴۰۰ شماره ۲
572 - 608
حوزههای تخصصی:
هدف: پژوهش حاضر با هدف تبیین مدل یکپارچه سازی مدیریت دانش مشتری و مدیریت ارتباط با مشتری اجرا شده است تا فرصتی برای بهره بردن از نیروی انسانی دانش محور و مشتری محور با بیشترین اثربخشی در کسب وکار و ارزش آفرینی برای مشتری فراهم شود.
روش: پژوهش از نظر هدف، بنیادین و از نظر ماهیت، اکتشافی است. برای گردآوری داده ها، رویکرد مصاحبه عمیق نیمه ساختاریافته در کنار مطالعات کتابخانه ای مدنظر قرار گرفت. جامعه آماری این پژوهش، خبرگان مباحث مدیریتی، بانکی و دانشگاهی بودند. برای شناسایی خبرگان از روش نمونه گیری هدفمند و گلوله برفی استفاده شد که طی آن با توجه به کفایت داده ها با 16 خبره مصاحبه به عمل آمد.
یافته ها: بر اساس تحلیل مصاحبه های صورت گرفته، کدهایی در قالب 50 مفهوم و 18 مقوله اصلی استخراج شدند. در نهایت با استناد به رهیافت نظام مند در نظریه داده بنیاد، کدهای شناسایی شده در 6 طبقه هسته ای شامل پدیده محوری، شرایط علّی، شرایط زمینه ای، شرایط مداخله گر، راهبردها و پیامدها دسته بندی شدند.
نتیجه گیری: بر اساس نتایج، مقوله های شش طبقه یاد شده عبارت اند از: مقوله های علّی: واکنش سریع بانک به محیط خارجی، پیاده سازی استانداردهای بین المللی در حوزه مشتری مداری و مسئولیت اجتماعی بانک. مقوله های محوری: تعیین چارچوب مدیریتی، تأمین نیروی انسانی، تعیین استراتژی و ارزش آفرینی برای مشتری. مقوله های راهبردی: بازاریابی یکپارچه، توسعه فناوری و خدمات نوین بانکداری، اتحاد استراتژیک و مدل دلتا. مقوله های زمینه ای: تغییر رویکرد مدیریت ارشد بانک و آزادسازی و مقررات زدایی از سوی دولت. مقوله های مداخله گر: فرهنگ توانمندسازی بانک و رقابت پویا. مقوله های پیامدی: کسب مزیت رقابتی برای بانک، رضایتمندی مشتریان و تقویت خدمات بانکی در جامعه. مسلم است که برای موفقیت در یکپارچه سازی مدیریت دانش مشتری و مدیریت ارتباط با مشتری، باید به این مقوله ها توجه ویژه ای شود.