احمد سعیدی

احمد سعیدی

مدرک تحصیلی: استادیار مؤسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی(ره)

مطالب
ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین

فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۶۱ تا ۷۱ مورد از کل ۷۱ مورد.
۶۱.

تحول جوهر نفسانی و ثبات شخصیت انسان بر اساس مبانی فلسفی و عرفانی صدرالمتألهین(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۸۷ تعداد دانلود : ۲۱۵
این مقاله با روش توصیفی تحلیلی و گردآوری اطلاعات به شیوه کتابخانه ای به بررسی حرکت جوهری نفس و ارتباط آن با ثبات شخصیت انسان پرداخته است. محور اصلی این پژوهش، چالش اثبات وحدت و بقای موضوع در جریان حرکت جوهری است. این مسئله در فلسفه های پیش از ملاصدرا به شکلی جدی مطرح بوده و بسیاری از فیلسوفان به دلیل ناتوانی در اثبات بقای موضوع در حین حرکت جوهری، تحول تدریجی در جوهر را انکار کرده اند. با استناد به فلسفه صدرایی، مقاله نشان می دهد که حرکت جوهری نفس که تحولی تدریجی در وجود انسان است با ثبات شخصیت او منافاتی ندارد. صدرالمتألهین با طرح «اصالت وجود» و «اعتباری بودن ماهیت»، استدلال کرده است که حرکت در متن وجود رخ می دهد، بی آنکه وحدت هویت و ثبات شخصیت انسان از بین برود. یکی از دستاوردهای مهم این پژوهش، تبیین نقش مراتب طولی وجود در حفظ هویت واحد انسانی در عین تحولات تدریجی است. همچنین در این نوشتار نشان داده شده که در همان حال که مراتب پایین وجود انسان دستخوش تغییرند، مراتب عالی وجود او ثابت اند.
۶۲.

کل گروی نصی در ساختار معرفت های دینی(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۷۲ تعداد دانلود : ۱۷۳
«کل گروی معرفت شناختی» یکی از خوانش های «انسجام گروی در توجیه» است. انسجام گروی و کل گروی در فضای شکاکیت، نسبیت گرایی و ایدئالیسم متولد شده اند و به تصریح پدیدآورندگان آنها، مستلزم یا ملازم با همین امور نیز هستند. بااین وجود، یکی از محققان مسلمان و متعهد، با غفلت از مبانی و لوازم «کل گروی»، در ضمن چندین اثر ازجمله در دو مقالهٔ «شبکهٔ معرفت دینی» و «معماری علم دینی» به ترویج یکی از خوانش های آن در فضای معرفت ها و علوم دینی پرداخته و نام آن را «کل گروی نصی» گذاشته است. بر اساس «کل گروی نصی»، اعتبار همهٔ معرفت ها و علوم دینی، تابع و وابسته و معلَّق به تغییر و تحول های شبکه ای از دانش های بشری و دینی است که برخی از آنها غیریقینی اند. ازاین رو، «کل گروی نصی» منجر به انکار اعتبار و ارزشِ یقینی و مطلق و ثابتِ همهٔ معرفت ها و علوم دینی، و درنهایت، محال شمردن دسترسی بشر عادی به خود دین می گردد. روشن است که اگر هیچ معرفت دینیِ یقینی و مطلق و ثابتی وجود نداشته باشد، اصل موجودیت دین حق و الهی نیز یقینی نخواهد بود. بنابراین برای دفاع از حریم دین و اثبات اعتبار و حقانیت معارف و علوم دینی لازم است «کل گروی نصی» نقادی و ابطال شود. ازاین رو، نگارنده در این مقاله، با روش تحلیلی توصیفی، نظریهٔ «کل گروی نصی» را، با تکیه و تأکید بر آنچه در مقالهٔ «شبکهٔ معرفت دینی» مطرح شده، بررسی و بطلان آن را آشکار کرده است.
۶۳.

بررسی حکم ناپذیری ذات الهی بدون تعینات از منظر عرفان اسلامی(مقاله پژوهشی حوزه)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۵۳ تعداد دانلود : ۱۳۶
تقریبا همه اندیشمندان برجسته مسلمان، هم نظریه «تشبیه و تجسم» و هم نظریه «تعطیل و تنزیه صرف» را باطل می دانند و بر این باورند که با وجود منزه بودن خداوند از صفات مخلوقات و محدثات، شناخت اجمالی و غیراکتناهی او به نحو حضوری و حصولی امکان پذیر است. عرفا نیز تشبیه و تعطیل را باطل، و شناخت اجمالی خداوند را ممکن می دانند ولی ایشان، برخلاف سایر اندیشمندان مسلمان، معتقدند که هیچ مخلوقی نمی تواند با هیچ یک از قوای ادراکی خود، ذات الهی را بدون حجاب ببیند و توصیف کند. از نظر ایشان، آنچه تصور می شود شناخت اجمالی و توصیف ذات الهی به حسب ذات است، درحقیقت شناخت اجمالی و توصیف ذات به حسب تعینات و به اندازه تعینات است. این دیدگاه را نه می توان «تشبیه» دانست و نه «تعطیل و تنزیه صرف». دیدگاه عرفا در مورد شناخت ذات بما هی ذات، «فوق تنزیه و تشبیه دانستن ذات» است. در نوشتار حاضر، با روش تحلیلی توصیفی، حکم ناپذیری ذات را تبیین و بررسی کرده و برخی شباهت ها و تفاوت های آن را با اندیشه فلاسفه و نظریه تعطیل برجسته، و برخی شواهد عرفانی و نقلی آن را ذکر نموده ایم .
۶۴.

ارائه الگوی عوامل مؤثر بر ارتقاء تاب آوری اجتماعی در شرایط تحریم های سیاسی و اقتصادی: یک مطالعه کیفی(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۸ تعداد دانلود : ۱۱۵
پژوهش حاضر با هدف شناسایی ابعاد و مؤلفه های ارتقاء تاب آوری اجتماعی در شرایط تحریم های سیاسی و اقتصادی و ارائه مدل مناسب و در راستای ارتقاء وضع موجود انجام شده است. روش پژوهش حاضر مطالعه کیفی بود که به شیوه داده بنیاد انجام شد. جامعه آماری شامل 15 نفر از افراد صاحب نظر در حوزه تاب آوری اجتماعی در شرایط تحریم های سیاسی و اقتصادی بودند که با روش نمونه گیری هدفمند و نظری انتخاب شدند. بر اساس یافته های پژوهش، ابعاد و مؤلفه های ارتقاء تاب آوری اجتماعی در شرایط تحریم های سیاسی و اقتصادی در 6 طبقه شامل بُعد پدیده مرکزی (ارتقاء تاب آوری اجتماعی در شرایط تحریم های سیاسی و اقتصادی)، لزوم توجه یکپارچه و سیستمی به همه ابعاد ارتقاء تاب آوری اجتماعی در شرایط تحریم های سیاسی و اقتصادی الزامی بوده و باعث توسعه متوازن، هماهنگ، یکپارچه و اثربخش تاب آوری اجتماعی در شرایط بحرانی در کشور است.پژوهش حاضر با هدف شناسایی ابعاد و مؤلفه های ارتقاء تاب آوری اجتماعی در شرایط تحریم های سیاسی و اقتصادی و ارائه مدل مناسب و در راستای ارتقاء وضع موجود انجام شده است. روش پژوهش حاضر مطالعه کیفی بود که به شیوه داده بنیاد انجام شد. جامعه آماری شامل 15 نفر از افراد صاحب نظر در حوزه تاب آوری اجتماعی در شرایط تحریم های سیاسی و اقتصادی بودند که با روش نمونه گیری هدفمند و نظری انتخاب شدند. بر اساس یافته های پژوهش، ابعاد و مؤلفه های ارتقاء تاب آوری اجتماعی در شرایط تحریم های سیاسی و اقتصادی در 6 طبقه شامل بُعد پدیده مرکزی (ارتقاء تاب آوری اجتماعی در شرایط تحریم های سیاسی و اقتصادی)، لزوم توجه یکپارچه و سیستمی به همه ابعاد ارتقاء تاب آوری اجتماعی در شرایط تحریم های سیاسی و اقتصادی الزامی بوده و باعث توسعه متوازن، هماهنگ، یکپارچه و اثربخش تاب آوری اجتماعی در شرایط بحرانی در کشور است.
۶۵.

ولایت تکوینی روح بر بدن از منظر عقل و نقل(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۱۵ تعداد دانلود : ۱۶۸
ولایت تکوینی که نوعی مالکیت و تسلط حقیقی است، بالذات از آنِ خداوند است؛ اما برخی مخلوقات نیز به اراده و اذن الهی، در امتداد ولایت خداوند و به تبع آن، کم وبیش از ولایت و مالکیت تکوینی برخوردارند. این نوشتار با روش توصیفی، تحلیلی و تطبیقی، رابطه تکوینی روح و بدن از منظر عقل و نقل را بررسی کرده و نشان داده است که اولاً، از دیدگاه آیات و روایات و نیز حکما، ولایت تکوینی درجات و مراتب متعددی دارد و گستره آن متناسب با مرتبه وجودی هر مخلوق، متفاوت است. ثانیاً، یکی از مراتب نازل ولایت تکوینی، که موهبتی از جانب حق سبحانه به شمار می رود، سلطه تکوینی روح بر بدن است. این مرتبه بر خلاف مراتب عالی ولایت، مختص شخص یا گروه خاصی یا حتی انسان ها نیست، بلکه در حیوانات نیز کم وبیش وجود دارد. ثالثاً، خداوند سبحان این قابلیت را در روح انسان قرار داده است تا با حرکت جوهری اشتدادی، ولایت تکوینی موهبتی خود را افزایش دهد و مراتب عالی تر آن را کسب کند. همچنین این امکان در انسان وجود دارد که با سوء اختیار خود، ولایت تکوینی روح بر بدن را کاهش دهد یا نابود سازد و ارتباط خود با عالم ماده را تضعیف یا به کلی قطع کند.
۶۶.

نظریه تعدد نوعی نفوس به مثابه مبنای انسان شناختی عدالت(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۶ تعداد دانلود : ۷۶
متکلمان شیعه، به «حسن و قبح عقلی» باور داشته و حسن عدل و قبح ظلم را ذاتی می دانند. ایشان عدل را یکی از صفات فعلی خداوند برمی شمارند و عادل بودن او را به این معنا تفسیر می کنند که افعال الهی همواره مطابق عدالت اند نه این که عدالت تابع افعال خداوند باشد. به باور متکلمان شیعه، خداوند با جود خویش حق هر ذی حق را ادا می کند و هر چیز را در جایگاه شایسته خود می نشاند و هیچ موجودی را فراتر از توانش تکلیف نمی نماید. اهمیت عدالت در کلام شیعی، به اندازه ای است که «عدل الهی» به عنوان یکی از اصول پنج گانه و متمایزکننده مذهب امامیه شناخته می شود. اما در حکمت شیعی، صدرالمتألهین نظریه ای بنیادین ارائه کرده است که می تواند در مرحله تشخیص مصداق و مجرای عدالت اجتماعی و پاسخ به شبهات عدل الهی، نقشی تعیین کننده و تحول آفرین ایفا کند. بر اساس این نظریه به ویژه با تقریری صدرالمتألهین در آثار تفسیری خود ارائه می دهد - انسان ها در ذات و جوهر نفس خود متفاوت و متغیرند و انواع و اجناس گوناگونی دارند. این تفاوت جوهری و در بعضی مراحل، اختیاری می تواند مبنایی انسان شناختی در حکمت عملی به شمار آید و در مرحله اجرای عدالت لحاظ گردد، زیرا بر اساس آن، انسان ها، افزون بر حقوق و تکالیف مشترک، ممکن است متناسب با ذاتیات و صور نوعیه خود، از حقوق و تکالیفی ویژه برخوردار باشند و عدالت آن است که حقوق و تکالیف یادشده از سوی خداوند در تکوین و تشریع و از سوی انسان ها در جامعه رعایت شوند. در این پژوهش با روش تحلیلی - توصیفی، ضمن اشاره به آرای فیلسوفان، و متکلمان و مفسران، کوشیده ایم نظریه «تعدد نوعی نفوس» را با عنایت به آنچه در کلام اسلامی درباره عدل الهی بیان می شود به مثابه یکی از مبانی انسان شناختی عدالت تبیین نماییم و به برخی شبهات «عدل الهی» پاسخ دهیم.
۶۷.

بررسی انگاره غیر اجتماعی و ضد تمدنی بودن آموزه «وحدت شخصی وجود»(مقاله پژوهشی حوزه)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۷ تعداد دانلود : ۱۳۱
وحدت شخصی وجود به مثابه بنیادی ترین آموزه در عرفان اسلامی، از سوی برخی اندیشمندان با شبهه غیراجتماعی بودن و مترتب بر آن ضدتمدنی تلقی شدن، مواجه گشته است. در این شبهه، اندیشه «وحدت وجود» با اجتماع سازی و همچنین با رفتار اجتماعی ناسازگار است و چنین اندیشه ای قابلیت بناسازی تمدن را ندارد. اگر بنا باشد عرفان اسلامی به منزله بخشی از دین اسلام و اندیشه ای اثرگذار در تمدن تلقی شود، ضروری است به چنین شبهاتی پاسخ داده یا توجیه مناسبی ارائه شود. در این تحقیق شبهه مزبور به روش «توصیفی تحلیلی» بررسی و پاسخ داده شده است. درنتیجه این بررسی تبیین می شود که آموزه «وحدت وجود» علاوه بر پذیرش اجتماع و سازگاری با اجتماع سازی، می تواند بهترین توجیه را برای ریشه گرایش به رفتار اجتماعی و حتی ضرورت آن ارائه دهد که بدون این اندیشه، اثبات آن اگر ممتنع نباشد دست کم دشوار می نماید. در ادامه، ویژگی های تمدنی این آموزه بررسی و نشان داده شده که این آموزه عرفانی نه تنها غیراجتماعی و ضدتمدنی نیست، بلکه قابلیت حل و فصل اساسی و گاه انحصاری برخی مسائل حوزه اجتماعی (مانند دیگرگرایی) را دارا بوده و توجه به آن در ساخت تمدن اسلامی ضروری است.
۶۸.

کشف و بررسی فقهی ادله وجوب تغافل در فرض علم به عدم تکرار خطای متربی(مقاله پژوهشی حوزه)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۷ تعداد دانلود : ۱۰۱
تغافل از جمله راهکار های مهم و کاربردی تربیتی است. تظاهر به ندیدن و نشنیدن در صورت علم به اینکه متربی خطای خود را تکرار نمی کند، کلید بسیاری از قفل های تربیتی است. پرسش اساسی این است که نظر اسلام در این مورد چیست؟ آیا علم به عدم تکرار خطا توسط متربی می تواند مجوز و یا عامل وجوب تغافل باشد؟ روش رسیدن به این مهم استفاده از روش اجتهادی و ابزار استنباط فقیهانه است. یافته های بحث آن است که علم به اینکه متربی خطای خود را تکرار نمی کند علاوه بر اینکه امر به معروف و نهی از منکر را حرام می کند بلکه حتی تظاهر به علم خود نسبت به خطای متربی را نیز حرام کرده و تغافل را واجب می کند. ادله این ادعا، دلیل وجوب حفظ کرامت و عزت مؤمن است که در مقاله مبسوط بحث شده است.
۶۹.

تربیت مبتنی بر فرانامه (سناریو) روشی تربیتی در قرآن و روایات(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۳ تعداد دانلود : ۲۹
چکیده گسترده مقدمه و اهداف: یکی از مهم ترین بخش های تربیت، روش های تربیت است. گاهی روشی که در تربیت افراد لحاظ می شود از خود محتوای تربیتی مهم تر بوده و نتیجه مطلوب به آن گره خورده است. گاه یک محتوای بسیار خوب با روش نامناسب اثری کاملاً عکس گذاشته و باعث نتیجه های منفی می شود و گاه یک محتوای متوسط با روشی مناسب اثری دوچندان روی متربی می گذارد. روشی که در این مقاله به آن پرداخته شده است روش فرانامه سازی یا سناریو سازی است به این صورت که مربی با طراحی یک فرانامه و اجرای واقعی آن، متربی را در موقعیتی قرار می دهد که او را به اهداف تربیتی خود برساند. گرچه در روانشناسی در مورد تعلیم مبتنی بر فرانامه صحبت شده و آزمایش های متعددی انجام گرفته است اما نگاه به این مقوله از دریچه تربیتی و استفاده از این روش برای حصول نتایج تربیتی و نه صرفاً آموزشی، نقطه تمایز اثر پیش رو با پژوهش هایی است که در ارتباط با استفاده از سناریو در امور آموزشی انجام گرفته است. همچنین نگاه به این مقوله نه از دریچه تجربیات غربی و تحلیل های شخصی بلکه از دریچه قرآن و سنت و کارآیی سنجی آن در سیره تربیتی معصومینb نقطه تمایز جدی تری در مورد این مقاله است. روش تحقیق: روش تحقیقی که در این مقاله به کار رفته است روش «تحلیل محتوای کیفی» و «روش فقهی» است. تحلیل محتوای کیفی با واکاوی مفاهیم، اصطلاحات و ارتباطات بین این مفاهیم، سعی در استنباط و آشکار کردن الگوی های نهان در متن هدف را دارد (مؤمنی راد و دیگران، 1392). نوع روش تحلیل محتوای کیفی در این مقاله «تحلیل اسنادی» است. تحلیل اسنادی عبارت از بررسی کتابخانه ای اسناد و منابع در دسترس در مقابل مطالعه موردی، مردم نگاری، روش شناسی مردم نگارانه و روش تاریخی-تطبیقی است (صادقی فسائی و عرفان منش، 1394). در روش فقهی نیز با بررسی سندی و دلالی ادله جوازیه و ادله ناهیه، به اعتبارسنجی آنها پرداخته و در آخر با جمع ادله قابل پذیرش با روشی اصولی به نتیجه نهایی رسیده شده است. به عبارت دیگر روش فقهی در استنباط از روایات به معنای شیوه ای است که فقیه برای فهم و استخراج احکام شرعی از متون روایی (احادیث معصومینb) به کار می گیرد. این روش مجموعه ای از قواعد، اصول و موازین اجتهادی است که به فقیه کمک می کند روایت را به درستی بشناسد، ارزیابی کند و براساس آن حکم شرعی را استنباط نماید. در این روش هم بررسی سندی و اعتباری صورت می گیرد مثلاً نسبت به صدور روایت اطمینان حاصل شده و سپس به بررسی دلایل و محتوای آیه و روایت طبق اصول استنباط و با ضوابطی مطمئن پرداخته می شود. در آخر نیز با جمع ادله و برطرف کردن تعارض آنها در صورت تعارض، نتیجه نهایی به دست می آید. نتایج: هدف از تربیت مبتنی بر فرانامه آن است که متربی اگر اثر تربیتی را قبول نکرده، یا اینکه اثری که قبول می کند سطحی بوده و نیاز به عمق بیشتری در اثر گذاری است و یا اینکه خود آموزه و یا اثر تربیتی از اهمیت بسزایی برخوردار است که شایسته نیست به صورت عادی صورت بگیرد، مربی از فرانامه استفاده کرده و اثر تربیتی را به متربی رسانده و عمق بخشی نماید. در استفاده از فرانامه در امر تربیت، متربی هم می تواند یک فرد یا گروه باشد و هم می تواند مردم یک جامعه باشد که حاکم در اینجا در نقش مربی ظاهر شده است. از طرف دیگر فرانامه می تواند با عاملیت مستقیم مربی طرح و اجرا شود و یا اینکه با آینده نگری که مربی دارد و ایفای نقش در بزنگاه ها این کار را کند و عاملیت اصلی در اجرای فرانامه نداشته باشد. در فرانامه هایی که بیان شد اصول و روش های تربیتی ویژه ای استفاده شده است که عبارت است از اصل تدریج در گام های فرانامه، اصل رفق با متربی، اصل در نظر گرفتن توان مخاطب و همچنین روش استفاده از نقطه ثقل شخصیتی و روش تشنه سازی که در فرانامه های بیان شده استفاده شده است. رعایت تدریج در مقام تربیت بدان معناست که مربی از اقدامات عجولانه و شتاب زده خودداری نموده و با توجه به شناخت توان و ظرفیت متربی مفاد آموزشی را آرام آرام به وی تعلیم دهد تا زمینه برای فهم و درک عمیق تر مطالب فراهم شود. رفق و مدارا نوعی از عدم آزار و اهانت به متربی و نیز رعایت امیال و رغبت های وی در فرایند تربیت است. نقطه ثقل شخصیتی نیز عبارت است از حیطه ای از ابعاد وجودی و شخصیتی انسان که برای او دارای ارزش و اهمیت بوده و نقش برجسته ای در زندگی او داشته و علاقه خاصی نیز به آن دارد. استفاده از نقطه ثقل برای اثرگذاری تربیتی یکی از روش های مهم در تربیت است. بحث و نتیجه گیری: روش تربیت مبتنی بر فرانامه (سناریو) یکی از روش هایی است که شبیه آن اخیراً در روانشناسی یادگیری مطرح شده است اما این روش توسط انبیاء و معصومینb سالیانی پیش مورد استفاده قرار گرفته و ظرائف آن در آیات و روایات مطرح شده است. از جمله آنها، آیاتی است که در مورد حضرت ابراهیم و نوع مواجهه تربیتی با قوم خود بوده که در قضیه پرستش ستارگان و همچنین شکستن بت بزرگ نمودار است. همچنین آیاتی که درباره داستان حضرت موسی و حضرت خضرj آمده است. روایاتی که در آنها تربیت مبتنی بر فرانامه صورت گرفته است نیز مانند ماجرای مفضل و کبوتر بازها، جذب هشام توسط امام صادق، جذب نواده عمر توسط امام کاظم و همچنین داستان معروف موعظه اخلاقی رسول خداn در ماجرای جمع کردن هیزم ها از جمله موارد تربیت مبتنی بر فرانامه است که در روایات آمده است. با توجه به این مطلب مربی بایسته است که به سیره معصومینb تمسک کرده و با برنامه و فرانامه ای مناسب، مفاهیم توحیدی را به متربی منتقل کند. به عبارت دیگر باید هنر تربیتی به خرج داده و با ابزار داستان و روایت سازی و فرانامه سازی، نوعی تربیت در دل صحنه را برای مخاطب و متربی خود به همراه داشته باشد. نه اینکه صرفاً به برگزاری کلاس های درسی و معرفتی بسنده کرده بلکه در دل عمل و روایت و فرانامه متربی خود را تربیت کند.
۷۰.

بررسی و نقد اشکالات واردشده بر مبناگروی تجربی در مقاله «شبکه معرفت دینی»(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۱ تعداد دانلود : ۸۲
«مبناگروی» دیدگاهی در معرفت شناسی است که رابطه میان باورها را یک سویه و سلسله مراتبی می داند و برخی باورها را زیربنای باورهای دیگر می شمارد. در خوانشی از این دیدگاه، به نامِ «مبناگروی تجربی»، باورهای پایه در علوم تجربی، تصدیقات مبتنی بر تجربه و گزاره های مشاهدتی در نظر گرفته می شوند. این رویکرد در معارف دینی نیز مطرح شده است و بر اساس آن، دانش های دینی مبتنی بر تجارب دینی انگاشته شده اند. درمقابل، فلاسفه مسلمان بااین که مبناگرا هستند و رابطه باورها را یک سویه و طولی می دانند، غالباً پایه های اصلی دانش بشر را چه در معارف بشری غیردینی (اعم از تجربی و غیرتجربی) و چه در معارف بشری دینی، گزاره های بدیهی می دانند، نه تجربه حسی و نه تجربه دینی به معنای مصطلح در سنت غربی. از این منظر، مبناگروی تجربیِ غربی که تجربه حسی یا دینی را پایه معرفت می داند قابل قبول نیست. بااین حال، نقد ایشان نه به اصل مبناگروی یا رابطه طولی باورها، بلکه معطوف به ماهیت باورهای پایه و بنیادین در مبناگروی تجربی است. اخیرا یکی از محققان مسلمان و متعهد، تحت عنوان انتقاد از مبناگروی تجربی، اصل مبناگروی و رابطه یک سویه و ساختار سلسله مراتبیِ باورها را زیرسؤال برده و با تأکید بر دیدگاه کل گرایانه کواین، که مستلزم شکاکیت است، نظریه ای با عنوان «کل گروی نصی» را در ساختار معرفت های دینی مطرح کرده است. این مقاله، با روش تحلیلی توصیفی، برای دفاع از مبانی معرفتی اندیشه اسلامی و اعتبار دانش های بشری و دینی، نقدهای واردشده بر مبناگروی تجربی را پاسخ داده است.
۷۱.

اصل مقبولیت مربی در فقه تربیت: تحلیل راهبردهای مدیریت فقدان مقبولیت(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۹ تعداد دانلود : ۶۶
پژوهش حاضر با هدف تبیین جایگاه اصل «مقبولیت مربی» در فقه تربیت و استخراج راهبردهای مدیریت فقدان آن انجام شد. تحقیق حاضر درصدد پاسخ به این پرسش اساسی بوده که آیا شریعت اسلام، فقدان مقبولیت مربی را به عنوان یک واقعیت مؤثر در تعیین تکلیف عملی او به رسمیت می شناسد و برای آن راهکارهای شرعی پیش بینی کرده است یا خیر. پژوهش با روشی ترکیبی در دو فاز کیفی (تحلیل محتوای اسنادی آیات و روایات) و استنباطی (اجتهاد فقهی) به بررسی منابع اسلامی پرداخته است. یافته ها نشان داد که مقبولیت مربی در نگاه اسلامی، فراتر از یک توصیه اخلاقی، یک «متغیر حکمی- روش شناختی» مؤثر بر تکلیف عملی مربی است. آیات قرآن (همچون آیه استضعاف حضرت هارون) و روایات معصومین(ع) (ازجمله روایت تقیه سندی امام باقر(ع) و روایت اصحاب شکاک) به صراحت، واقعیت «فقدان مقبولیت» را به رسمیت شناخته و براساس آن، تغییر در تکلیف مربی را تجویز کرده اند. از درون این متون، پنج راهبرد اصلی برای مدیریت فقدان مقبولیت استنباط شد: ۱. انعطاف در شیوه بیان و مرجع نمایی، ۲. تعدیل محتوا براساس ظرفیت متربی، ۳. واگذاری امر به واسطه مقبول، ۴. تقدم رابطه سازی بر محتواپردازی، ۵. مدارا و پرهیز از رویارویی تخریب کننده. این راهبردها در قالب یک منطق مصلحت شناسانه و پویا ارائه می گردد که هدف آن حفظ امکان هدایت در بلندمدت است. نتیجه نهایی آنکه، «مقبولیت» در فقه تربیت به عنوان یک اصل روش شناختی، مبنای مشروعیت بخشی به انعطاف در روش های تربیتی، در مواجهه با چالش فقدان پذیرش است.

کلیدواژه‌های مرتبط

پدیدآورندگان همکار

تبلیغات

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

حوزه تخصصی

زبان