تبیین نظریه ای درباره پدیده فسیل سازمانی در بین کارکنان وزارت نیرو: رویکرد داده بنیاد
حوزههای تخصصی:
زمینه: کاهش خلاقیت و پویایی کارکنان در سازمان های دولتی، به ویژه وزارت نیرو، به دلیل موانع ساختاری و فرهنگی، منجر به بروز پدیده ای موسوم به «فسیل سازمانی» شده است؛ که نیازمند بررسی عمیق برای درک فرآیندها و پیامدهای آن است. هدف: این پژوهش با هدف فهم پدیده «فسیل شدن فرد خلاق در سازمان» یا به اصطلاح «فسیل سازمانی» انجام گرفته است؛ فرآیندی که طی آن کارکنان خلاق و پویا به افرادی فاقد نوآوری و تحرک تبدیل می شوند. روش: پژوهش حاضر، کیفی مبتنی بر رویکرد داده بنیاد است. داده ها از طریق مصاحبه های نیمه ساختار یافته با 11 نفر از کارکنان وزارت نیرو شاغل در شرکت مادر تخصصی توانیر گردآوری شد. نمونه گیری به روش هدفمند و با همکاری مطلعان سازمانی صورت گرفت. داده ها در سه مرحله کدگذاری باز، محوری و انتخابی تحلیل شدند. برای مدیریت و تحلیل داده ها از نرم افزار MAXQDA استفاده شد تا مدل نظری جامع تدوین گردد. یافته ها: تحلیل داده ها به توسعه یک مدل نظری مبتنی بر رویکرد زمینه ای برای فسیل شدن کارکنان خلاق منجر شد. این مدل شامل 68 عامل در سه دسته اصلی بود: شرایط علّی (سبک مدیریت، ساختار سازمانی و فرآیندهای ناکارآمد)، شرایط زمینه ای (محدودیت های فرهنگی و فضای سازمانی)، و شرایط مداخله گر (شکاف شناختی، گسست عاطفی، حذف از مشارکت سیاسی و انفکاک در اهداف). این عوامل در تعامل با یکدیگر به پدیده محوری فسیل شدن کارکنان خلاق منتهی می شوند؛ پدیده ای که با «سرد شدن روانی» و «انطباق اجباری» مشخص می شود. در واکنش به آن، کارکنان راهبردهایی نظیر فیلتر رفتاری، نقاب هویتی، سکوت هدفمند، پنهان کاری و مدیریت انتظارات را به کار می گیرند. نتیجه گیری: این پژوهش چارچوبی جامع برای درک فسیل شدن کارکنان خلاق در سازمان های دولتی فراهم می آورد و بینش هایی کاربردی برای مدیران و سیاست گذاران ارائه می دهد. مدل پیشنهادی می تواند در تشخیص نشانه های اولیه فسیل شدن، شناسایی علل و طراحی مداخلات پیشگیرانه به کار رود. همچنین، با ارائه راهبردهایی برای احیای خلاقیت و پویایی منابع انسانی، به غنای ادبیات نظری و مدیریت منابع انسانی و رفتار سازمانی کمک می کند.