مطالب مرتبط با کلیدواژه
۵۴۱.
۵۴۲.
۵۴۳.
۵۴۴.
۵۴۵.
۵۴۶.
۵۴۷.
۵۴۸.
۵۴۹.
۵۵۰.
۵۵۱.
۵۵۲.
۵۵۳.
الگو
منبع:
راهبرد سال ۳۴ بهار ۱۴۰۴ شماره ۱۱۴
29 - 58
حوزههای تخصصی:
بحث درباره ارتقای حکمرانی یا دستیابی به حکمرانی مطلوب طی سال های اخیر در دو عرصه نظری (پژوهشی) و سیاست گذاری اهمیت زیادی یافته است. بااین حال، این موضوع همچنان در زمینه های سیاستی و علمی با چالش هایی روبرو است. پژوهش حاضر با هدف طراحی و راهبردپردازی الگوی بهبود قابلیت حکمرانی در نهادهای دولتی ایران انجام شده است. پرسش اصلی پژوهش حاضر این است که چه الگویی برای بهبود قابلیت حکمرانی در نهادهای دولتی ایران قابل ارائه است و چه راهبردهایی در این زمینه قابل طرح هستند؟ با توجه به موضوع و سؤال مطرح شده، این پژوهش با رویکرد آمیخته اکتشافی (کیفی-کمی) و با بهره گیری از روش نظریه داده بنیاد اشتراوس و کوربین انجام شده است. در بخش کیفی، با انجام مصاحبه های عمیق و تحلیل محتوای مصاحبه ها، داده های موردنیاز جمع آوری شده و در 3 مرحله کدگذاری باز، محوری و انتخابی دسته بندی شده اند. راهبرد مورد استفاده در این بخش، نمونه گیری نظری بوده است. در بخش کمی نیز از روش پیمایشی و ابزار پرسش نامه برای جمع آوری داده ها استفاده شده است. یافته های پژوهش نشان می دهند که با در نظر گرفتن شرایط علّی، زمینه ای و مداخله گر و با اتخاذ راهبردهای مناسب در ابعاد مختلف، می توان تغییرات مهمی در قابلیت حکمرانی نهادهای دولتی ایران ایجاد کرد. این الگو و راهبردها می توانند به عنوان مبنایی برای سیاست گذاری ها و اقدامات عملی در جهت بهبود حکمرانی در بخش دولتی مورد استفاده قرار گیرند.
الگوی نیروی مشترک دانش بنیان در ارتش جمهوری اسلامی ایران مبتنی بر رویکردی آینده نگرانه(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
آینده پژوهی دفاعی سال ۱۰ بهار ۱۴۰۴ شماره ۳۶
1 - 34
حوزههای تخصصی:
هدف: ارائه الگوی نیروی مشترک دانش بنیان در ارتش جمهوری اسلامی ایران مبتنی بر رویکردی آینده نگرانه است. روش : این پژوهش آینده نگر است و با دیدی اکتشافی، نیروی مشترک دانش بنیان را تعریف و برای تعیین روابط بین ابعاد و مؤلفه ها، از روش همبستگی استفاده کرده است. در نهایت، به الگویی مبتنی بر رویکردی آینده نگرانه دست یافته است. قلمرو زمانی تحقیق؛ سال 1403 به آینده، قلمرو مکانی؛ کشور ایران و قلمرو موضوعی؛ ارتش است. یافته ها : ابتدا تعریف نیروی مشترک دانش بنیان در ارتش جمهوری اسلامی ایران مبتنی بر رویکردی آینده نگرانه ارائه، سپس ابعاد و مؤلفه های الگو تبیین و روابط بین ابعاد و مؤلفه ها تعیین و در پایان، الگوی نیروی مشترک دانش بنیان در ارتش جمهوری اسلامی ایران مبتنی بر رویکردی آینده نگرانه ارائه شده است. نتیجه گیری: نیروی مشترک دانش بنیان در ارتش جمهوری اسلامی ایران مبتنی بر رویکردی آینده نگرانه، نیرویی است که از عناصر عمده دو نیرو یا بیشتر از نیروهای چهارگانه ارتش تشکیل می شود، افراد این نیرو با ترکیب دانش و تجربه، خلاقیت و تخصص و به کارگیری فناوری های روز، در قالب تیم های مشترک و هم افزا، راه کارها و نوآوری های منحصر به فردی در راستای انجام مأموریت و دستیابی به بیشینه بهره وری سازمانی ارائه می کنند. الگوی ارائه شده، دارای 6 بعد و 53 مؤلفه است.
شناسایی ابعاد و مولفه های الگوی توسعه حرفه ای معلمان: فراترکیب مدل های توسعه حرفه ای(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با هدف شناسایی ابعاد و مؤلفه های توسعه حرفه ای معلمان با توجه به الگوها و مدل های توسعه حرفه ای معلمان انجام گرفته است. رویکرد پژوهش حاضر کیفی و روش آن فرا ترکیب براساس مدل اروین و همکاران(2011) است. جامعه پژوهش، متشکل از 276 مقاله علمی – پژوهشی منتشر شده در مجلات معتبر علمی است که در بازه سال های 1392 شمسی و 2008 میلادی تاکنون در زمینه توسعه حرفه ای معلمان و ارائه الگو در این زمینه بودند. نمونه پژوهش شامل29 پژوهش است که به صورت هدفمند جمع آوری و بر اساس پایش موضوعی داده ها انتخاب شده اند. بر اساس تجزیه وتحلیل داده ها، ابعاد و مؤلفه های توسعه حرفه ای در 5 بُعد و 22 محور طبقه بندی شدند. این ابعاد شامل ابعاد فردی، سازمانی، فرهنگی- اجتماعی، راهبردی – زمینه ای و موانع و چالش ها است. سیاست گذاران آموزشی با در نظر گرفتن این محورهای می توانند زمینه بهبود و طراحی الگوی بومی توسعه حرفه ای برای معلمان را فراهم کنند.
تبیین الگوی ارزیابی عملکرد و پاسخگویی سازمان حسابرسی ایران از دیدگاه خبرگان(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
دانش حسابرسی سال ۲۵ بهار ۱۴۰۴ شماره ۹۸
348 - 375
حوزههای تخصصی:
حسابرسی اعتباربخشی به اطلاعات مندرج در صورت های مالی است. حسابرسی فرآیند نظام پاسخگویی است و پاسخگویی ضرورت برقراری نظام رفاه اجتماعی است. با چنین تعابیری نقش و جایگاه حسابرسی در کشور از ویژگی و برجستگی خاص برخوردار می باشد. ارزیابی عملکرد سازمان حسابرسی می تواند منجر به بهبود فرآیندها، افزایش اعتماد عمومی، افزایش پاسخگویی و ارتقای کیفیت خدمات حسابرسی شود. با توجه به اینکه نقش سازمان حسابرسی به عنوان یک سازمان کلیدی در اقتصاد کنونی ایران بسیار حائز اهمیت است و نقش آن در حفظ شفافیت مالی، اطمینان استفاده کنندگان، رشد اقتصادی پایدار و پایداری نظام مالی و اقتصادی بسیار تأثیرگذار است. هم چنین، ارزیابی عملکرد و پاسخگویی سازمان حسابرسی مسئله اصلی استفاده کنندگان خدمات حسابرسی به صورت ویژه سرمایه گذران فعلی و بالقوه می باشد. پژوهش حاضر باهدف تبیین الگوی ارزیابی عملکرد و پاسخگویی سازمان حسابرسی ایران از دیدگاه خبرگان انجام شده است. از منظر اجرا پژوهش حاضر کیفی و به روش نظریه پردازی داده بنیاد در مقطع زمانی سال 1402 از طریق مصاحبه با خبرگان انجام گرفته است. خبرگان پژوهش شامل 16 نفر از حسابداران، اعضای هیئت علمی خبره و حسابرسان می باشد. همچنین، جهت رتبه بندی ابعاد، مؤلفه ها و شاخص ها الگوی پژوهش از آزمون فریدمن استفاده گردیده است. یافته های پژوهش نشان که الگوی ارزیابی عملکرد و پاسخگویی سازمان حسابرسی کشور در قالب 2 بُعد، 11 مؤلفه و 59 شاخص تدوین گردیده است. ابعاد الگوی پیشنهادی پژوهش بر اساس نظرات خبرگان دارای 2 بُعد اصلی ارزیابی عملکرد و پاسخگویی می باشد، بُعد ارزیابی عملکرد شامل مؤلفه حسابرسی و بازرسی قانونی، مؤلفه حسابداری و تدوین اصول و ضوابط حسابرسی، مؤلفه خدمات مشاوره ای، مؤلفه آموزش تحقیقات و انتشارات، مؤلفه گزارشگری پایداری، مؤلفه تدوین استانداردهای بین المللی گزارشگری مالی و مؤلفه حسابرسی مبتنی بر فن آوری اطلاعات می باشد. همچنین، بُعد پاسخگویی شامل مؤلفه پاسخگویی مالی، مؤلفه پاسخگویی عملیاتی، مؤلفه پاسخگویی سیاسی و مؤلفه پاسخگویی سازمانی می باشد. طبق نتایج آزمون فریدمن بُعد ارزیابی عملکرد در رتبه اول و بُعد پاسخگویی در رتبه دوم قرار گرفت. همچنین، در بُعد ارزیابی عملکرد به ترتیب مؤلفه حسابرسی و بازرسی قانونی در رتبه اول، مؤلفه حسابداری و تدوین اصول و ضوابط حسابرسی در رتبه دوم، مؤلفه خدمات مشاوره ای در رتبه سوم، مؤلفه آموزش تحقیقات و انتشارات در رتبه چهارم، مؤلفه تدوین استانداردهای بین المللی گزارشگری مالی در رتبه پنجم، مؤلفه گزارشگری پایداری در رتبه ششم و مؤلفه حسابرسی مبتنی بر فن آوری اطلاعات در رتبه هفتم قرار گرفت. در بُعد پاسخگویی به ترتیب مؤلفه پاسخگویی مالی در رتبه اول، مؤلفه پاسخگویی عملیاتی در رتبه دوم، مؤلفه پاسخگویی سازمانی در رتبه سوم و مؤلفه پاسخگویی سیاسی در رتبه چهارم قرار گرفت. الگوی ارزیابی عملکرد و پاسخگویی سازمان حسابرسی کشور به سازمان حسابرسی در راستای دستیابی به اهداف، مأموریت ها و وظایف یاری می رساند. همچنین، با بررسی دقیق و موشکافانه نقاط ضعف سیستم عملکردی و پاسخگویی را شناسایی و اقدام های لازم اصلاحی جهت بهبود مستمر را انجام می دهد.
مؤلفه های کلیدی برنامه ریزی راهبردی آموزش عالی: مرور تجارب جهانی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
آموزش عالی ایران سال ۱۷ بهار ۱۴۰۴ شماره ۱
100 - 122
حوزههای تخصصی:
هدف: پژوهش حاضر با هدف بررسی پیشینه مطالعاتی مرتبط با برنامه ریزی راهبردی در نظام های آموزش عالی در سطح جهانی انجام شده است. این مطالعه به دنبال شناسایی و استخراج مؤلفه های اساسی و تأثیرگذار در فرآیند برنامه ریزی راهبردی در آموزش عالی است تا با تحلیل و طبقه بندی آن ها، نقش این عناصر را در موفقیت برنامه ریزی های آموزش عالی برجسته سازد. روش شناسی: این پژوهش با رویکرد کیفی و روش تحلیل محتوای کیفی انجام شد. جامعه پژوهش شامل ۴۵ مطالعه بین المللی منتخب در حوزه برنامه ریزی راهبردی آموزش عالی در بازه زمانی ۲۰۱۰ تا ۲۰۲۴ از طریق جستجوی نظام مند در پایگاه های اطلاعاتی معتبر صورت گرفت. روایی پژوهش از طریق معیارهای انتخاب شفاف و غربالگری چندمرحله ای منابع و پایایی نیز با بهره گیری از کدگذاری ساختاریافته و دسته بندی مفهومی تأمین گردید. یافته ها: پس از بررسی دقیق مطالعات منتخب، در نهایت ۲۱ الگوی برنامه ریزی راهبردی آموزش عالی استخراج گردید. زیر مؤلفه های الگوها بر اساس ارتباط معنایی کدهای باز، در ۲۷ دسته طبقه بندی شدند. مؤلفه های اصلی استخراج شده نیز شامل: «آماده سازی های مقدماتی»؛ »طراحی چارچوب تشکیل گروه»؛ «گردآوری و تدوین شناسنامه مؤسسه»؛ «رتبه بندی، استانداردسازی و طراحی شاخص ها (KPI)»؛ «پایش نظام مند محیط ؛ تحلیل تعاملات متقابل»؛ «تحلیل ارتباطات میان شاخص ها»؛ «جلسات طوفان فکری»؛ «نقشه راه چشم انداز»؛ «بیانیه مأموریت»؛ «توسعه و یکپارچه سازی ارزش ها»؛ «طراحی چارچوب تعیین اهداف راهبردی»؛ «تدوین و طبقه بندی راهبردها»؛ «تحلیل هم زمان استراتژی ها و اهداف»؛ «تعیین وظایف و مسئولیت ها»؛ «تدوین سند»؛ «معرفی فرآیند و اجرا»؛ «تصویب نهایی و ابلاغ سند»؛ «پشتیبانی و توانمندسازی»؛ «انتشار سند برنامه با رویکرد شفافیت»؛ «طراحی سازوکارهای نظارت و اصلاح بر پایه بازخوردها»؛ «پایش مداوم و انعطاف پذیر تغییرات و به روزرسانی»؛ «طراحی نقشه جامع ذی نفعان»؛ «طراحی چارچوب ساختاری» و «بهره گیری از ابزارها و فناوری های پیشرفته» هست. نتیجه گیری: نتایج پژوهش نشان داد برنامه ریزی راهبردی آموزش عالی فرایندی چندبُعدی و نظام مند است که با تکیه بر مؤلفه های متنوع ساختاری، انسانی، فناورانه و تحلیلی، می تواند نقش مهمی در ارتقای کارایی دانشگاه ها ایفا کند. این یافته ها امکان بهره برداری بومی سازی شده از تجارب بین المللی را برای سیاست گذاران و مدیران ایرانی فراهم می سازد. پژوهش حاضر گامی کاربردی در جهت تدوین چارچوب های ملی راهبردی آموزش عالی است.
الگوی برنامه درسی تلفیقی در آموزش دندانپزشکی عمومی ایران
منبع:
پژوهش های کیفی در برنامه درسی دوره ۱ زمستان ۱۳۹۴ شماره ۱
155-186
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش حاضر، ارائه ی الگوی برنامه درسی تلفیقی در آموزش دندانپزشکی عمومی ایران بوده است. در این پژوهش از روش کیفی استفاده شده است. ابتدا با مطالعات کتابخانه ای و تحلیل و تفسیر اطلاعات حاصل از آن، انواع تلفیق ممکن در برنامه درسی دندانپزشکی و تجارب واقعی برخی از دانشگاههای معتبر جهان بررسی شد. سپس بر بنیاد استدلال های نظری و دستاوردهای تجربی دانشگاههای معتبر، به طراحی و ارائه الگوی راهنما جهت تولید برنامه درسی تلفیقی اقدام گردید و به شیوه نظری اعتبارسنجی شد. از بررسی تجارب دانشگاههای مختلف در تلفیق برنامه درسی دندانپزشکی، این نتیجه حاصل شد که عنایت این دانشگاهها به الگوی تلفیقی برنامه درسی با پیامدهای مثبت همراه بوده و در مجموع، محور فعالیت های تغییر و اصلاح برنامه درسی در این دانشگاهها را تمرکز بر رویکردهای تلفیقی با محوریت «آموزش توام با پژوهش»، «دندانپزشکی مبتنی بر شواهد» و «ورود دانش های جدید» در برنامه ریزی درسی دندانپزشکی تشکیل داده است. با عنایت به تجربه جهانی و دانشگاههای ایران در زمینه اصلاح برنامه های دندانپزشکی عمومی و بکارگیری رویکرد تلفیق در برنامه های درسی این دوره، الگوی برنامه ریزی درسی تلفیقی آموزش دندانپزشکی عمومی الگویی خواهد بود که در سه سطح (سطح حوزه علمی، سطح رشته تحصیلی، سطح برنامه موضوعی یا محتوای درس)؛ با تصمیم گیری در باره چهار عنصر (اهداف، محتوا، روش و ارزشیابی) و با رعایت چهار اصل (تلفیق همزمان در سطح خرد و کلان؛ تنوع روشها و چند بعدی بودن؛ تعادل بین محتوا فرایند محوری برنامه تلفیق؛ و مکمل بودن تلفیق از درون تلفیق از بیرون) به تولید برنامه های درسی می پردازد
طراحی و اعتباریابی الگوی برنامه درسی مبتنی بر شایستگی برای دوره کارشناسی ارشد رشته برنامه درسی
منبع:
پژوهش های کیفی در برنامه درسی دوره ۱ پاییز ۱۳۹۵ شماره ۴
21 - 40
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش حاضر طراحی و اعتباریابی الگوی برنامه درسی مبتنی بر شایستگی برای دوره کارشناسی ارشد رشته برنامه درسی بود. در این پژوهش، روش های تحلیل محتوای کیفی، روش اسنادی و روش توصیفی-استنتاجی مورد استفاده قرارگرفت. نمونه مورد نظر جهت گردآوری داده ها عبارت از 9 متخصص رشته برنامه درسی و 45 منبع در رابطه با برنامه درسی مبتنی بر شایستگی بود که به صورت هدفمند انتخاب شدند. فنون گردآوری داده ها عبارت از مصاحبه نیمه ساختاریافته فردی با متخصصان و تحلیل کیفی متون بود. داده های بدست آمده از مصاحبه ها و منابع متنی با روش کدگذار قیاسی تجزیه و تحلیل شد. یافته های این پژوهش، ویژگی های عناصر برنامه درسی مبتنی بر شایستگی را به ترتیب برای هدف، محتوا و فعالیت های یادگیری، روش و ارزشیابی بدست داد و الگوی اولیه برنامه درسی مبتنی بر شایستگی طراحی شد. همچنین فرایند، مراحل و چگونگی ارائه الگوی برنامه درسی مبتنی بر شایستگی، منتج از پژوهش های پیشین در رابطه با موضوع بود. الگوی مذکور پس از اعتباریابی توسط متخصصان و صاحب نظران و اعمال تعدیل ها، مورد تأیید قرار گرفت. نتایج این پژوهش می تواند در طراحی برنامه درسی مبتنی بر شایستگی مورد استفاده قرار گیرد.
ارائه الگوی مطلوب برنامه درسی مطالعات اجتماعی براساس رویکرد نظریه سازنده گرایی اجتماعی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های کیفی در برنامه درسی دوره ۴ پاییز ۱۴۰۲ شماره ۱۲
62 - 85
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش حاضر طراحی و اعتبار یابی الگوی مطلوب برنامه درسی مطالعات اجتماعی مقطع متوسطه اول با توجه به رویکرد سازنده گرایی بود. روش مورد نظر تحلیل محتوای کیفی است. ﺑﺮای ﺷﻨﺎﺳﺎیی الگوی ﻣﻄﻠﻮب از ﻃﺮیﻖ ﺑﺮرﺳی و ﻣﻄﺎﻟﻌﻪ ﻣﺒﺎﻧی ﻧﻈﺮی مطالعات اجتماعی ﻫﻢﭼﻨیﻦ به دست آوردن ﺗﺼﻮیﺮی از وﺿﻌیﺖ ﻣﻮﺟﻮد، ﺗﻼش ﺷﺪ ﺑﺎ بهره گیری از ﻧﻈﺮ ﻣﺘﺨﺼﺼﺎن و ﻫﻢﭼﻨیﻦ ﻣﺮوری ﺑﺮ ﻣﻨﺎﺑﻊ و ﻣﻄﺎﻟﻌﺎت ﺗﺨﺼﺼی، ﺗﺼﻮیﺮی از وﺿﻌیﺖ ﻣﻄﻠﻮب ﺗﺮﺳیﻢ ﺷﻮد. ﻟﺬا در ایﻦ ﻣﺮﺣﻠﻪ ﺑﺎ بهره گیری از نمونه گیری هدفمند با استفاده از اﺳﻨﺎد و ﻣﺪارک و ﻫﻢﭼﻨیﻦ از طریق مصاحبه ﺑﺎ 12 نفر از کﺎرﺷﻨﺎﺳﺎن برنامه ریزی درسی و آموزش مطالعات اجتماعی؛ زمینه شناسایی ﻋﻨﺎﺻﺮ آﻣﻮزش مطالعات اجتماعی اﻟﮕﻮی ﻣﻄﻠﻮب ﺑﺮﻧﺎﻣﻪ درسی مطالعات اجتماعی دوره متوسطه اول ﻓﺮاﻫﻢ ﺷﺪ. نتایج بدست آمده بدین صورت مطرح شده که عناصر نه گانه برنامه درسی تربیت اجتماعی که شامل: اهداف کلی تربیت اجتماعی سازنده گرا، معلم تسهیل گر، ارزشیابی اصیل، محیط یادگیری سازنده دانش، دانش آموز فعال در ساخت دانش، تجربه های یادگیری، محتوا، جامعه و خانواده، روش های یاددهی_ یادگیری است که باید از سه حوزه مبانی برنامه ریزی درسی منطبق با برنامه درسی تربیت علوم اجتماعی سازنده گرا برگرفته شده باشد و در انتها با عناصر و رویکرد سازنده گرایی؛ چرخه فرایند تجربه یادگیری سازنده گرا با چهار مرحله (مفاهیم معلم (مفاهیم اولیه ذهن معلم. رویکرد و دیدگاه معلم و محتوا)، ایجاد فرصت یادگیری توسط معلم، ساخت ذهنی دانش آموز (ادراک و مفاهیم کسب شده توسط دانش آموز)، ظهور یادگیری (در خانه، جامعه و مدرسه)) را در پی دارد.
تدوین الگوی تعامل والد-نوجوان: یک مطالعه داده بنیاد(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
فرهنگ مشاوره و روان درمانی سال ۱۶ پاییز ۱۴۰۴ شماره ۶۳
141 - 171
حوزههای تخصصی:
هدف: پژوهش حاضر با هدف تدوین الگوی تعامل والد-نوجوان با رویکرد کیفی و بر مبنای نظریه داده بنیاد و با به کارگیری روش مصاحبه نیمه ساختاریافته انجام شد. روش: بدین منظور تعداد 12 نوجوان در شهرهای مشهد، سبزوار، جوین و کاشمر در سال 1403-1402 به شیوه نمونه گیری هدفمند و در دسترس انتخاب و داده ها تا رسیدن به اشباع نظری گردآوری و پس از پیاده سازی متن مصاحبه ها با روش تجزیه وتحلیل اشترواس و کوربین در فرایندی سه مرحله ای با کدگذاری باز، محوری و انتخابی تحلیل شدند. یافته ها: نتایج کدگذاری باز و محوری منجر به شناسایی 151 کد باز و 14 مقوله محوری گردید. همچنین، نتایج کدگذاری انتخابی نشان داد که مقوله هسته «تعامل سازنده والد-نوجوان» است که تحت تأثیر شرایط علّی (گفتمان حمایتی، تعاملی و عاطفی)، شرایط مداخله گر(عوامل درون و برون خانوادگی) و شرایط زمینه ای (بستر مدیریتی) در قالب راهبردهای حمایتگرانه، تعاملی-مشارکتی، نقّادانه، مدیریتی و خلاقانه است که حاصل آن پیامدهایی در ابعاد فردی، تعاملی و اجتماعی در راستای تعامل والد-نوجوان است. نتیجه گیری: با توجه به یافته های پژوهش حاضر توصیه می شود از الگوی حاضر به منظور بهبود تعامل والدین و نوجوانان و همین طور طراحی برنامه های مختلف در جهت تسهیل و تقویت روابط والد-نوجوان استفاده گردد.
توسعه رهبری آموزشی نوکیش در مدارس جهان امروز و ارائه الگو(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
نوآوری های آموزشی سال ۲۴ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۹۴
185 - 206
حوزههای تخصصی:
در جهان امروز، رهبران آموزشی نمی توانند به سبک گذشته رهبری کنند و لزوماً باید از رهبری نوکیش بهره مند شوند. هدف پژوهش حاضر، توسعه رهبری آموزشی نوکیش در مدارس جهان امروز و ارائه الگو بوده است. مطالعه به شیوه کیفی سنتزپژوهی انجام شده است. محیط پژوهش شامل کلیه مقالات منتشرشده (۲۰۲۴-۲۰۱۰) و شیوه نمونه گیری هدفمند تا حد اشباع داده ها بوده و بدین ترتیب انتخاب نمونه ها تا ۳۸ مقاله تا حد کفایت داده ها ادامه یافت. از پایگاه های اطلاعاتی معتبر داخلی و خارجی برای جمع آوری اطلاعات استفاده شد. برای تحلیل داده ها از شیوه دسته بندی مفاهیم باز، مفاهیم سازمان دهنده و مفاهیم فراگیر استفاده شد. به طورکلی، نتایج نشان داد که الگوی توسعه رهبری آموزشی نوکیش شامل ابعاد هشت گانه (حرفه ای شدن، یادگیری سازمانی، استفاده از فناوری های نوین، پویاسازی دانش سازمانی، آینده محوری، کسب بازار آموزشی، نوآوری آموزشی، به اشتراک گذاری تجربه) است.
طراحی و تبیین نظام آموزش مدرسه صدرایی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
از پشتوانه های اساسی در بحثِ علوم انسانی، نظریات و دیدگاه های اندیشمندان و بزرگان فلاسفه است. در بین آرای فلسفی، حکمت متعالیه نقش پررنگی دارد چرا که ژرف گونه به شناخت خدا، انسان و هستی پرداخته است که می توان دلالت های تربیتی اصیل از مبانی فکری و فلسفی آن برای نظام تعلیم و تربیت به طور عام و ساختار آموزش مدرسه ای به طور خاص استخراج نمود. از این رو پژوهش حاضر کاربردی و هدف آن طراحی الگوی نظام آموزش مدرسه ای بر مبنای اندیشه ها و آرای فلسفی ملاصدرا است. برای رسیدن به هدف پژوهش از رویکرد کیفی-اسنادی و روش استنتاج و تحلیل محتوای استقرایی استفاده شد. جامعه مورد نظر را کلیه اسناد و مدارک مرتبط با کلیدواژگان فلسفی ملاصدرا و علوم تربیتی در پایگاه های علمی و سایت های مرتبط علمی- پژوهشی و انتشاراتی و کتاب خانه های عمومی بخش مرجع تشکیل داد؛ که با بررسی های اکتشافی اولیه تعداد 51 سند به دست آمد که از طریق نمونه گیری هدفمند به 20 سند تقلیل یافت. در نهایت، 171 خرده مقوله در زیر 15 مقوله میانی جایابی شدند. سپس، مقولات میانی در هشت مقوله اصلی به نام های متعلم صدرایی، معلم صدرایی، هدف صدرایی، برنامه و موضوعات درسی صدرایی، روش تدریس صدرایی، یادگیری صدرایی، مدیریت آموزشی صدرایی و رهبر آموزشی صدرایی دسته بندی شدند. برای سنجش پایایی، از ضریب هولستی (89 درصد) بهره گرفته شد. در پایان به ارائه مدل مفهومی و بحث و نتیجه گیری پرداخته شد.
کاربرد رویکرد پساساختارگرایی در آموزش طراحی معماری برای بهبود کیفیت تدریس (مطالعه موردی: طرح ۵)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات بین رشته ای در آموزش سال ۴ پاییز ۱۴۰۴ شماره ۳
53 - 86
حوزههای تخصصی:
هدف این پژوهش، طراحی الگوی رویکرد پساساختارگرایی در آموزش طراحی معماری به منظور بهبود کیفیت تدریس، با تمرکز بر درس «طرح معماری ۵» است. با توجه به چالش های موجود در ساختار سنتی آموزش طراحی، این مطالعه تلاش دارد تا با بهره گیری از مبانی پساساختارگرایی، زمینه های تحول در محتوای آموزشی، فرایند تدریس و نقش آفرینی دانشجویان را شناسایی و تحلیل کند. روش پژوهش حاضر کیفی و با استفاده از راهبرد فراترکیب مبتنی بر تحلیل مضمون تدوین شده است. به منظور بررسی پیشینه نظری مرتبط با رویکرد پساساختارگرایی در طراحی معماری،جست وجویی نظام مند در پایگاه های علمی معتبر داخلی و بین المللی مانند: (Scopus، Web of Science، ScienceDirect، SID و ( Noormags در بازه زمانی 1960 تا 2024 انجام شد. از میان 325 سند شناسایی شده، پس از ارزیابی محتوایی و علمی، 96 سند که بیشترین ارتباط با اهداف پژوهش داشتند انتخاب و اطلاعات آن ها برای تدوین مبانی نظری و تقویت تحلیل ها مورد استفاده قرار گرفت.جهت تحلیل داده ها در روش تحلیل مضمون از نرم افزار ATLAS.ti و از طریق کدگذاری باز، محوری و انتخابی مؤلفه های کلیدی آموزش مبتنی بر رویکرد پساساختارگرایی از طریق مطالعات نظری و مصاحبه استفاده شده است.جامعه آماری پژوهش اساتید دانشگاه آزاد اسلامی واحد شیراز و دانشگاه سراسری شیراز است که با روش نمونه گیری هد فمند 6 نفر به عنوان حجم نمونه انتخاب شده است. یافته های پژوهش نشان می دهد که رویکرد پساساختارگرایی از طریق تأکید بر چندمعنایی، بازاندیشی، خودبیان گری، و زمینه مندی فرهنگی می تواند به ارتقای کیفیت تدریس، افزایش خلاقیت طراحی و توانمندسازی دانشجویان در فرآیند تولید معنا در پروژه های معماری منجر شود. نتایج همچنین بیانگر ضرورت بازنگری در برنامه درسی طرح ۵ و توجه به ساختارشکنی در طراحی تمرین ها و شیوه ارزیابی است. این پژوهش می تواند الگویی نوین برای بهبود آموزش طراحی معماری فراهم سازد.
طراحی الگوی مسئولیت پذیری دبیران زن دوره اول متوسطه(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات بین رشته ای در آموزش سال ۴ پاییز ۱۴۰۴ شماره ۳
155 - 174
حوزههای تخصصی:
پیشینه و اهداف:هدف از این پژوهش طراحی الگوی مسئولیت پذیری دبیران زن بود. روش ها : روش پژوهش کیفی و از نوع گراندد تئوری سیستماتیک استراوس و کوربین (2011) بود. جامعه آماری دبیران زن دوره اول متوسطه شهر تهران بود. حجم نمونه براساس اصل اشباع نظری شامل 15نفر از اساتید دانشگاه بودند. برای انتخاب اساتید از روش نمونه گیری هدفمند استفاده شد. ابزار پژوهش مصاحبه نیمه ساختار یافته بود. روایی و پایایی از ملاک های اعتبار، انقتال پذیری، وابستگی و تایید پذیری بر اساس معیار های لینکولن و گوبا (1985) بررسی شد.داده های گردآوری شده با استفاده از تکنیک کد گذاری استراوس و کوربین و سه مرحله کدگذاری باز، محوری و انتخابی تجزیه و تحلیل شدند و الگوی نهایی استخراج شد. یافته ها: مدل نهایی از مقوله محوری مجموع پنج عامل، شرایط علّی «ساختار سازمانی، محتوای آموزشی و روحیه دانش آموزان، جو مدرسه» ، شرایط زمینه ای « بستر های فرهنگی سازمان آموزش و پرورش، راهبر های مدیریتی سازمان ،شرایط واسطه ای « دیدگاه ها و تغییرات سیاسی، عدم تعریف کاربردی برای رفتار مسئولانه » ، راهبردها « به چالش کشیدن شیوه ها و رویه های کاری معمول، ارتقای فرهنگ آموزشی و مشارکت فعال دبیر و مدیر و دانش آموز » و پیامدها « بهره وری نیروی انسانی، توسعه هوشیاری سازمانی، هم سویی بین نظام آموزشی و جامعه » بود. نتیجه گیری: درنتیجه مسئولیت پذیری دبیران زن نیازمند طرح ریزی، برخورداری از سطح مناسبی از آمادگی روانشناختی به ویژه یهره گیری از راهبرد های مقابله ای موثر در مواجهه با چالش های حرفه ای است.