ترتیب بر اساس: جدیدترینمرتبط‌ترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۲۱٬۳۶۱ تا ۲۱٬۳۸۰ مورد از کل ۵۵۵٬۸۱۰ مورد.
۲۱۳۶۱.

الگوی حکمرانی صالح در تفسیر قرآن امام موسی صدر

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹ تعداد دانلود : ۱۱
در دنیای معاصر که جوامع با تنوع فرهنگی، مذهبی و قومی گسترده ای روبه رو هستند، مسئله حکمرانی صالح و دستیابی به الگویی کارآمد برای مدیریت این تنوع، یکی از چالش های اساسی عرصه اندیشه سیاسی و اداره جامعه به شمار می رود. جوامع چندفرهنگی و چندمذهبی، اغلب به دلیل تفاوت های بنیادی در ارزش ها و منافع، با مخاطراتی چون تفرقه، بی اعتمادی، تبعیض و چالش های جدی در تحقق عدالت و همزیستی مسالمت آمیز روبه رو هستند. پرسش اصلی که این مقاله به آن می پردازد آن است که چگونه می توان با بهره گیری از آموزه های قرآنی و به ویژه تفسیر این آموزه ها توسط متفکری همچون امام موسی صدر، الگویی برای حکمرانی مطلوب و اخلاقی در چنین جوامعی ارائه کرد؛ الگویی که در عین پایبندی به اصول دینی، به اقتضائات دوران معاصر و نیازهای مبرم اجتماعی نیز نگاهی دقیق و راهبردی داشته باشد. هدف اصلی این نوشته، استخراج و تبیین اصول و مؤلفه های مرکزی حکمرانی صالح بر اساس تفسیر امام موسی صدر از قرآن کریم است. نویسنده تلاش می کند نشان دهد که نگاه خاص صدر به آیات الهی، چگونه می تواند برای رهبران سیاسی و اجتماعی امروزی، راهکارهایی عملی و کاربردی جهت برقراری عدالت، همبستگی و صلح پایدار در جوامع متکثر فرهنگی فراهم آورد. تکیه بر مفاهیمی همچون توکل به خدا، همزیستی مسالمت آمیز، همبستگی مؤمنان، و تلفیق عقلانیت و عاطفه که در اندیشه امام موسی صدر برجسته شده است، چشم اندازی نوین در برابر مسئله حکمرانی ارائه می دهد، به گونه ای که می تواند هم به توسعه نظریه های مرتبط در علوم سیاسی و مطالعات سیاسی اسلامی کمک کند و هم واجد جنبه های کاربردی برای سیاست گذاران، نخبگان، و کنشگران عرصه حکمرانی باشد. روش تحقیق به کاررفته در این مقاله، روش تحلیلی- تفسیری با بهره گیری از داده های کتابخانه ای و تحلیل متن است. نگارنده، ضمن ارجاع مستقیم به آیات قرآن و آثار تفسیری امام موسی صدر به ویژه مجموعه «گام به گام با امام»، تلاش کرده است مضامین کلیدی الگوی حکمرانی صالح را در چارچوب مباحث اخلاقی، اجتماعی و تربیتی استخراج و بررسی کند. مباحث پژوهش، هم از منظر تفسیر اجتماعی قرآن و هم با نگاهی مسئله محور نسبت به چالش های حکمرانی معاصر، سازماندهی شده است. به این ترتیب، مقاله ضمن استفاده از دستاوردهای فلسفه سیاسی معاصر و تطبیق آن با اندیشه امام موسی صدر، رویکردی میان رشته ای اتخاذ کرده است. یافته های تحقیق نشان می دهد که، از منظر امام موسی صدر، حکمرانی صالح نیازمند بهره گیری از چند اصل کلیدی است: نخست، توکل به خدا و اجتناب از غرور و خودپرستی، که موجب دوری زمامداران از استبداد و انحراف می شود و آنان را در برابر خطرات اخلاقی، چون تکبر و ظلم، بیمه می کند؛ چنان که تجربه نبرد حُنین نشان می دهد، غفلت از تکریم الهی، حکمرانی را به شکست می کشاند. دوم، اصالت همزیستی مسالمت آمیز با اقلیت های مذهبی و فرهنگی، که براساس اندیشه سیاسی صدر بر سه عنصر احترام متقابل، اعتماد متقابل و اطمینان متقابل استوار است. نمونه های عملی سیره امام صدر- همچون شرکت در مراسم راهبان مسیحی، دفاع از حقوق شهروندان غیر مسلمان، و تلاش برای برقراری وحدت دینی- نشان دهنده پویایی این اصول در عرصه واقعیت است. سوم، تأکید ویژه بر همبستگی مؤمنان و مسئولیت پذیری فراتر از مزهای فردی و جغرافیایی، تا همه اهل حق نسبت به سرنوشت یکدیگر احساس مسؤولیت کنند و از همدیگر حمایت نمایند. چهارم، تلفیق عقل و عشق در اداره جامعه؛ حکمرانی صالح باید ترکیبی از عقلانیت، انصاف و محبت باشد تا هم به نیازهای مادی و هم به ابعاد عاطفی، اخلاقی و معنوی زندگی انسان ها پاسخ دهد. همچنین یافته ها نشان می دهد اگرچه این اصول با مفاهیم مدرن همچون پلورالیسم فرهنگی، مشروعیت عمومی و همبستگی اجتماعی هم پوشی دارند، اما تفاوت بنیادین آن ها در خاستگاه الهی و تأکید بر اخلاق و معنویت است. این نوع حکمرانی، جایگزینی برای عقلانیت ابزاری و فردگرایی افراطی رایج در سنت لیبرال محسوب می شود و در عین حال، پاسخی اخلاقی و اجتماعی به چالش های زمانه است. در نتیجه، مقاله پیش رو این ایده را برجسته می کند که تلفیق آموزه های دینی (قرآنی)، تفسیر اجتماعی و تجربیات عملی رهبران مسلمان می تواند الگویی نوین و بومی برای حکمرانی کارآمد، عادلانه و انسانی در جوامع چندفرهنگی و چندمذهبی معاصر ارائه دهد. این الگو ضمن اینکه به توسعه نظری و ادبیات علمی حکمرانی دینی کمک می کند، الهام بخش اقدامات عملی در عرصه سیاست و اداره جامعه نیز خواهد بود.
۲۱۳۶۲.

پیامدهای حکومتی عدالت محوری در حکمرانی اسلامی؛ بر پایه ی تحلیل متون دینی

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۴ تعداد دانلود : ۲۱
عدالت محوری یکی از اصول بنیادین و لاینفک حکمرانی اسلامی است که ریشه در آموزه های قرآن کریم، سنت پیامبر اعظم(ص) و سیره امام علی(ع) دارد. در منظومه سیاسی اسلام، عدالت نه تنها فضیلتی اخلاقی یا آرمانی معنوی، بلکه شاخص اصلی مشروعیت، کارآمدی و پایداری نظام سیاسی محسوب می شود. تجربه تاریخی حکومت های اسلامی، به ویژه حکومت علوی، نشان داده است که بی توجهی به عدالت در عرصه های ساختاری، سیاسی و اجتماعی، زمینه ساز زوال اعتماد عمومی، افزایش فساد و تضعیف انسجام اجتماعی می شود. با وجود این جایگاه محوری، بسیاری از پژوهش های معاصر به بررسی عدالت صرفاً در بُعد مفهومی، اخلاقی یا در حوزه سیاست عمومی پرداخته اند و مطالعه ای جامع که زنجیره علت و معلولی پیامدهای حکومتی عدالت محوری را تحلیل کند، کمتر مشاهده می شود. فقدان چنین الگویی باعث شده که سیاست گذاران و ارزیابان حکمرانی اسلامی نتوانند به صورت نظام مند، تأثیر عدالت را بر شاخص های پایداری، مشروعیت و سرمایه اجتماعی اندازه گیری کنند. مسئله اصلی این پژوهش آن است که عدالت محوری در حکمرانی اسلامی چه پیامدهای ساختاری، مشروعیتی و اجتماعی به همراه دارد و این پیامدها چگونه در یک الگوی علّی منسجم، همدیگر را تقویت کرده و نهایتاً به تحکیم نظام سیاسی می انجامند. هدف اصلی پژوهش، شناسایی و تبیین پیامدهای حکومتی عدالت محوری بر اساس منابع معتبر دینی و سپس ترسیم الگویی علّی است که نشان دهد چگونه تحقق عدالت در سطوح مختلف حکمرانی، به استحکام ساختار سیاسی و رضایت عمومی منجر می شود. همچنین اهداف فرعی عبارت اند از: استخراج مؤلفه های اصلی عدالت محوری در حکمرانی اسلامی از متون دینی؛ تبیین سازوکارهای ارتباطی میان عدالت محوری و شاخص های کارآمدی و پایداری نظام سیاسی؛ مقایسه اجمالی یافته ها با برخی نظریه های غربی عدالت در حکمرانی، به ویژه آرای جان راولز، فرانسیس فوکویاما و بو راثشتاین، و نشان دادن تمایز رویکرد اسلامی؛ ارائه چارچوبی نظری برای ارزیابی حکمرانی عادلانه در نظام های اسلامی و تقویت سیاست گذاری بومی. این پژوهش از نوع مطالعات نظری و تحلیلی با رویکرد کیفی است. روش اصلی، تحلیل محتوای استنباطی بر پایه داده های گردآوری شده از منابع اصیل اسلامی شامل قرآن کریم، نهج البلاغه، غررالحکم، تحف العقول، مستدرک الوسائل، و آثار متفکران برجسته مانند مرتضی مطهری و محمدباقر صدر است. همچنین اصول قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران و بیانیه گام دوم انقلاب به عنوان اسناد مکمل مورد توجه قرار گرفته اند. در فرآیند این تحقیق، پس از کدگذاری مفاهیم مرتبط با عدالت و حکمرانی، مؤلفه ها و سازوکارهای تحقق عدالت استخراج و در قالب زنجیره ای علّی ترسیم گردید که نشان می دهد هر پیامد، بستر تحقق پیامد بعدی را فراهم می کند. یافته های تحقیق آشکار ساخت که عدالت محوری یک نیروی پیشران چندلایه دارد که بازتاب های خود را در عرصه ساختاری، مشروعیتی و اجتماعی نشان می دهد. در سطح ساختاری و نهادی، عدالت با جلوگیری از تبعیض، فساد و نابرابری در توزیع منابع، موجب پایدارسازی نهادها، تثبیت قدرت و افزایش کارآمدی می گردد. بستر پاسخ گویی و نظارت پذیری حاکمان در پرتو عدالت ایجاد شده و شایسته سالاری به یک قاعده رفتاری تبدیل می شود که انتصاب مدیران صالح و پاکدست را ممکن می سازد. در بُعد سیاسی و مشروعیتی، عدالت محوری با جلب اعتماد و کاهش مقاومت های اجتماعی، نفوذ نرم حکومت را افزایش می دهد و مشروعیت الهی و مقبولیت مردمی را هم زمان تقویت می کند. آیات قرآن و سیره علوی نشان می دهند که پیوند رضایت خداوند و رضایت مردم، در اجرای عدالت نهفته است. در عرصه اجتماعی و ارتباطی نیز، عدالت محوری زمینه ساز همبستگی اجتماعی، کاهش شکاف ها، تقویت حس تعلق به نظام سیاسی و ارتقای سرمایه اجتماعی می شود. زنجیره علّی ترسیم شده در این تحقیق نشان می دهد که این پیامدها به صورت چرخه ای پیش رونده، یکدیگر را تقویت می کنند؛ بدین ترتیب که اصلاح ساختارها موجب پایداری سیاسی، پایداری به افزایش سرمایه اجتماعی، و سرمایه اجتماعی به کارآمدی بیشتر ساختارها می انجامد. مقایسه تطبیقی با نظریه هایی چون آرای جان راولز و فرانسیس فوکویاما نشان داد که هرچند در اندیشه غربی نیز عدالت شرط کارآمدی و ثبات حکومت است، اما در نظام فکری اسلام، عدالت علاوه بر کارکردهای عقلانی، بر مشروعیت الهی، اصلاح اخلاقی و پیروزی بر باطل استوار است. این پژوهش ضمن ارائه الگویی منسجم از پیامدهای حکومتی عدالت، چارچوبی نظری برای ارزیابی و تقویت الگوهای حکمرانی اسلامی پیشنهاد می کند که می تواند مبنای مطالعات تطبیقی و سیاست گذاری بومی قرار گیرد. بر اساس مدل ارائه شده، عدالت محوری یک چرخه مثبت تولید می کند: از اصلاح ساختارها آغاز شده، به پایداری و مشروعیت سیاسی منجر می شود و در نهایت سرمایه اجتماعی و انسجام ملی را ارتقا می دهد. این سرمایه اجتماعی بازخورد مثبت به کارآمدی ساختار داده و چرخه را استمرار می بخشد. مقایسه تطبیقی نشان داد هرچند در نظریه های غربی، عدالت به عنوان شرط کارآمدی و ثبات حکومت مطرح است (همانند راولز و فوکویاما)، اما در اندیشه اسلامی، عدالت افزون بر کارکردهای عقلانی، بر مشروعیت الهی، اصلاح جامعه و پیروزی بر باطل مبتنی است.
۲۱۳۶۳.

راهبردهای تعامل سیاسی آیت الله خامنه ای با قشر خاکستری در تحقق حکمرانی اسلامی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۴ تعداد دانلود : ۱۶
در نظام های سیاسی مردم پایه، یکی از چالش های راهبردی و مستمر، تعامل با طیفی از جامعه است که در ادبیات سیاسی به «قشر خاکستری» شناخته می شود. این قشر شامل شهروندانی است که نه وفاداری کامل ایدئولوژیک به ساختار حاکم دارند و نه در زمره معارضان رادیکال قرار می گیرند؛ بلکه موقعیت سیاسی و اجتماعی خود را بر اساس سنجش عقلانی و موازنه هزینه- فایده، در مقاطع گوناگون تغییر می دهند. در جمهوری اسلامی ایران، که مشروعیت نظام بر پیوند پویای میان حاکمیت و مردم استوار است، قشر خاکستری نقشی تعیین کننده در تحولات سیاسی، مشارکت های انتخاباتی، و تعادل نیروها در بزنگاه های حساس ایفا می کند. با وجود اهمیت این گروه، خلأ شناخت دقیق راهبردهای تعامل با آن به ویژه در چارچوب حکمرانی اسلامی محسوس است. تجربه چهار دهه رهبری آیت الله خامنه ای نشان می دهد که ایشان برای حفظ پیوند با این قشر، الگوهایی فراتر از سیاست بسیج سنتی و تبلیغ یک سویه به کار بسته اند و بر پایه عقلانیت گفت وگومحور حرکت کرده اند. مسئله اصلی این پژوهش آن است که این راهبردها چه مؤلفه هایی دارند، چگونه در بستر تحولات اجتماعی و سیاسی کشور دچار تطور شده اند، و چه تأثیری در استمرار مشروعیت و کارآمدی حکمرانی اسلامی داشته اند. هدف اصلی پژوهش، شناسایی، دسته بندی و تبیین راهبردهای آیت الله خامنه ای در تعامل سیاسی با قشر خاکستری و تحلیل نقش آن ها در تحقق حکمرانی اسلامی است. این هدف در چهار محور فرعی دنبال می شود: بازتعریف مفهوم قشر خاکستری در بستر تحولات اجتماعی و گفتمانی جمهوری اسلامی؛ بررسی روند تطور راهبردهای رهبری از دهه ۱۳۷۰ تا ۱۴۰۰ در مواجهه با تغییرات این قشر؛ استخراج اصول و الگوهای کلان تعامل، شامل ویژگی هایی چون اقناع تدریجی، مرزبندی نرم و گفت وگو با گروه های متنوع؛ و در نهایت ارزیابی ظرفیت این الگو برای ارائه به عنوان مدلی بومی در مطالعات تطبیقی حکمرانی دینی در جوامع متکثر. روش پژوهش، توصیفی- تحلیلی با بهره گیری از چارچوب نظری «کنش ارتباطی» یورگن هابرماس است که بر منطق تفاهم، عقلانیت ارتباطی و مشروعیت گفتار سیاسی استوار است. داده ها به صورت کتابخانه ای از طریق مطالعه بیانات، سخنرانی ها، موضع گیری ها و رفتارهای ارتباطی آیت الله خامنه ای طی سال های ۱۳۶۸ تا ۱۴۰۲ گردآوری شده است. تحلیل گفتمان انتقادی (CDA) برای واکاوی لایه های معنایی و بازنمایی سازوکارهای ارتباطی به کار رفته است تا مشخص شود چگونه این راهبردها در سطوح گفتاری، نهادی، نمادین و رفتاری شکل گرفته و تطور یافته اند. در فرایند تحلیل، بازه های زمانی مشخص بر اساس تحولات کلان سیاسی و اجتماعی (مانند پایان جنگ، دوره اصلاحات، ظهور فضای مجازی و تحولات پس از ۱۴۰۰) تفکیک و هر دوره با شاخص هایی چون نوع ارتباط با جامعه، ابزار انتقال پیام، و میزان مشارکت عمومی بررسی شده است. نتایج مطالعه نشان می دهد که راهبردهای تعامل رهبری با قشر خاکستری، سیر تحول زیر را طی کرده است: دهه ۱۳۷۰ - گذار از بسیج خطابی به اقناع عقلانی: با افزایش طبقه متوسط و تغییر انتظارات اجتماعی، گفتمان رسمی از بسیج احساسی و ایدئولوژیک به گفت وگوی عقلانی و تفسیر مفاهیم سیاسی و دینی با زبان قابل پذیرش برای اقشار مردد تغییر یافت. دهه ۱۳۸۰ - مدیریت شکاف ها و حفظ فضای مفاهمه: در شرایط قطبی سازی سیاسی، راهبرد بر حفظ وحدت ملی، بازتعریف مفاهیم بنیادین انقلاب و ایجاد بستر گفت وگو میان جریان های متنوع متمرکز شد تا مرزبندی ها مانع از مشارکت منتقدان در ساختار نشود. دهه ۱۳۹۰ - پاسخ به تحولات فضای مجازی: با کاهش انحصار رسانه ای رسمی و افزایش کنشگری غیرمتمرکز جامعه، راهبردها به سمت بازآفرینی پیام در محیط دیجیتال، ترویج سواد رسانه ای و اقناع چندلایه حرکت کرد. دهه ۱۴۰۰ - بازسازی سرمایه اجتماعی در مقیاس خرد: در شرایط کاهش مشارکت سیاسی و بی اعتمادی عمومی، تمرکز بر گفت وگوهای رو در رو با نخبگان، جوانان و گروه های اجتماعی کوچک جایگزین رویکردهای کلان محور شد. در نهایت تحقیق حاضر شش راهبرد کلان را به عنوان شالوده اندیشه رهبری در حکمرانی اسلامی شناسایی کرده است: 1) اقناع تدریجی و تفسیر مرحله ای مفاهیم سیاسی: تطبیق معنا و روایت مفاهیم کلیدی (مانند استقلال، پیشرفت، مقاومت) با شرایط و افق ذهنی جامعه برای حفظ پیوند ارزشی. 2) مرزبندی نرم و طرد حداقلی: تمایز میان نقد و براندازی با هدف حفظ بیشترین دایره تعلق اجتماعی و جلوگیری از طرد اقشار مردد. 3) توجه به عاملیت مخاطب: پذیرش اینکه قشر خاکستری تحلیل گر و معناپرداز است و باید با زبان احترام و استدلال مورد خطاب قرار گیرد. 4) انعطاف مفهومی: بازتولید مفاهیم به تناسب تحولات سیاسی–اجتماعی بدون عدول از اصول بنیادین. 5) مدیریت پیام در بستر رسانه ای متکثر: استفاده از ابزارها و قالب های متنوع برای انتقال مؤثر معنا. 6) جذب حداکثری و دفع حداقلی با منطق اخلاق سیاسی علوی: تأکید بر تعامل، شنیدن و درک متقابل به عنوان بنیان مشروعیت سازی. بررسی تطبیقی نشان می دهد که این راهبردها نه تاکتیک های موقت بلکه بخش هایی از یک منطق ارتباطی نظام مند برای بازسازی زبان مشترک با جامعه چندلایه و متغیر ایران هستند. این منطق، استمرار مشروعیت و ثبات اجتماعی را در گرو تعامل معناپذیر و گفت وگومحور با قشر خاکستری می داند و الگویی ارائه می کند که قابلیت بومی سازی در دیگر جوامع اسلامی متکثر را نیز دارد.
۲۱۳۶۴.

جایگاه قاعده فقهی احترام در منشور حقوق شهروندی جمهوری اسلامی ایران(مقاله ترویجی حوزه)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۴ تعداد دانلود : ۱۵
قاعده فقهی احترام، به عنوان یکی از قواعد بنیادین فقه امامیه، در صیانت از اموال، جان و حیثیت افراد جایگاهی محوری دارد و در نظام حقوقی جمهوری اسلامی ایران نیز به صورت مستقیم و غیرمستقیم در تدوین قوانین و اسناد بالادستی انعکاس یافته است. منشور حقوق شهروندی که در سال ۱۳۹۵ از سوی دولت وقت جمهوری اسلامی ایران ابلاغ شد، بویژه در مواد ۷۵ و ۷۶، تجلی بارز این قاعده را در حوزه مالکیت مادی و معنوی نشان می دهد. پرسش اصلی این پژوهش آن است که جایگاه قاعده احترام در منشور حقوق شهروندی چگونه قابل ارزیابی است و تا چه میزان می تواند به عنوان مبنای نظری و عملی برای تضمین حقوق ملت ایران مورد استفاده قرار گیرد. این تحقیق با رویکرد توصیفی-تحلیلی و روش تطبیقی، ضمن بررسی مستندات قرآنی، روایی و آرای فقهای امامیه (از جمله امام خمینی و آیت الله خوئی)، نسبت این قاعده را با مواد منشور و قوانین مدنی و کیفری ایران تحلیل می کند. یافته های پژوهش نشان می دهد که قاعده احترام دربردارنده هر دو جنبه حرمت است: هم منع تصرف غیرمجاز و هم ضمان و لزوم جبران خسارت. بدین سان، این قاعده می تواند به عنوان مبنای هنجاری معتبر برای حمایت از مالکیت و حریم خصوصی شهروندان عمل کند و پشتوانه نظری و عملی منشور حقوق شهروندی باشد. نوآوری پژوهش حاضر در ارائه نقشه ای تطبیقی میان مؤلفه های قاعده احترام و مواد منشور حقوق شهروندی است؛ بر این اساس که نشان داده می شود این قاعده ظرفیت آن را دارد تا به عنوان چارچوب نظری معتبر در سیاست گذاری حقوق شهروندی و ارتقای کارآمدی نظام حقوقی جمهوری اسلامی ایران مورد استفاده قرار گیرد. درنتیجه، منشور حقوق شهروندی نه تنها متکی بر آموزه های فقهی امامیه است، بلکه در مقام عمل نیز می تواند با استناد به قاعده احترام، ضمانت اجرایی مؤثرتری برای حفظ حقوق ملت ایران فراهم آورد.  
۲۱۳۶۵.

اصالت دعوت در جهاد اسلامی در رویارویی با نظام کفر از دیدگاه فقه مقارن با نظر به نزول تدریجی آیات(مقاله ترویجی حوزه)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷ تعداد دانلود : ۱۵
جهاد در کلام فقهای اسلام به قتال در راه خدا و دعوت به اسلام اختصاص یافته و حکمی وجوبی مبتنی بر آیات قرآن، سیره نبی اکرم (ص) و خلفا در جریان فتوحات است. نظر به عام البلوی بودن جنگ و نزاع در عصر نزول، توجه به نزول تدریجی آیات قتال امری ضروری به نظر می رسد که مورد غفلت واقع شده و روش خلفا در فتوحات مستندی برای عملکرد آینده گان قلمداد شد. در حالی که نیل به یکسری مصالح و زجر از بعضی مفاسد که شارع آن را به عنوان ملاک حکم، اعتبار کرده به دلیل اهمیت موضوع و یا عمومیت در ابتلا در مرحله اثباتی، نیاز به تدریج دارد، چنانچه در جریان حکم شرب خمر و حد زانی و زانیه نظر برخی فقها بر تدریج است. روش من در اثبات مدعا توجه به نزول تدریجی و طایفه بندی آیات با نظر به معروف بودن اسلام و منکریت کفر است. نوشتار حاضر با استفاده از منابع کتابخانه ای با رویکردی تحلیلی و انتقادی است و ورود به مباحث تاریخی عمدتا استطرادی است. از منظر نویسنده، ادله های موجود مبیّن این واقعیت است که نه تنها جهاد معنای اعم از قتال دارد بلکه دفاع نیز اعم از دفاع در برابر تهاجم است و اصل رویارویی نظام اسلامی با نظام کفر بکارگیری همه توان در اعتلای کلمه الله، تبلیغ و ترویج مکتب اسلام و برچیده شدن طاغوت محارب با ابزارهای اثرگذار در هر عصراست و ابزار نظامی آخرین وسیله مبارزه با منکر کفر و طاغوت است.  
۲۱۳۶۶.

حکمرانی اسلامی؛ بایسته های پژوهشی و رسالت علمی

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۴ تعداد دانلود : ۱۴
این مجله، به عنوان بستری میان رشته ای، در پی آن است تا گفتمانی نظام مند را حول محور «حکمرانی اسلامی» شکل دهد؛ گفتمانی که همزمان به مبانی دینی وفادار بوده و از ظرفیت های علوم اسلامی، علوم انسانی، علوم سیاسی، مدیریت، اقتصاد، حقوق و دیگر رشته ها و نیز تجربه کنشگران میدانی متعهد، بهره گیرد. حکمرانی اسلامی، تنها یک نظریه انتزاعی نیست؛ بلکه راهبردی عملی برای پاسخگویی به چالش های پیچیده جهان معاصر و به ویژه جهان اسلام و نظام اسلامی ایران است. در شرایطی که نظام های حکمرانی موجود با ناکارآمدی مواجهند، بازگشت به حکمرانی اسلامی با اصولی چون عقلانیت، معنویت، عدالت، مسئولیت پذیری و اخلاق مداری که در قلب تعالیم اسلامی جای دارد می تواند چراغ راهی برای اصلاح ساختارها، اهداف، جهت گیری ها و کنش های حکمرانی باشد. با این حال، تحقق این هدف، نیازمند پژوهش های عمیق، نوآورانه، مسأله محور و از آن بالاتر و جدی تر، امتداد مسأله محوری در چرخه حکمرانی است. امری که در سالیان اخیر محور برنامه های پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامی است.
۲۱۳۶۷.

راهبردهای طراحی بازی فرار آموزشی برای سنجش نامحسوس کلاسی در دوره ابتدایی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۴ تعداد دانلود : ۱۷
تحول نظام های آموزشی نیاز به پرورش مهارت های قرن بیست ویکم مانند همکاری، خلاقیت و تفکر انتقادی، بازنگری در روش های ارزشیابی کلاسی را ضروری ساخته است. این پژوهش کاربرد بازی های فرار آموزشی را برای ارزشیابی نامحسوس در دوره ابتدایی بررسی کرده است. زیرا بازی های فرار با تلفیق داستان پردازی، معما و همکاری گروهی، محیطی جذاب و ایمن برای یادگیری فعال و تعامل طبیعی فراهم می اورند. پژوهش با مرور سیستماتیک و تحلیل محتوای کیفی ۳۴ منبع علمی معتبر از پایگاه های معتبر علمی انجام شد. منابع با نمونه گیری هدفمند و معیارهای ورود و خروج با تمرکز بر بازی های فرار آموزشی و انتشار در بازه ۲۰۱۳ تا ۲۰۲۴ انتخاب و با روش تحلیل مضمون در سه مرحله تحلیل شدند. یافته ها پنج راهبرد را با عناوین طراحی معماهای هدفمند برای سنجش مهارت های شناختی، سناریوهای داستانی برای ارزیابی همکاری ، چالش های زمان دار برای سنجش مدیریت زمان و تمرکز، بازخورد تعاملی برای ارزیابی خودتنظیمی، جوایز بازی محور برای سنجش انگیزه درونی را شناسایی کرد که توضیحاتی در این راستا ارائه گردید.. اجرای بازی های فرار نیازمند حمایت نظام آموزشی است تا این ابزار میزان مشارکت و انگیزه را در میان دانش آموزان افزایش دهد و ارزشیابی اصیل را برای مهارت های مورد نیاز انان بطور نامحسوس فراهم آورد.
۲۱۳۶۸.

پیش بینی استفاده از فناوری های دیجیتال با استفاده از ویژگی های شخصیتی، تاب آوری و سبک های دلبستگی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰ تعداد دانلود : ۱۴
پژوهش حاضر با هدف پیش بینی استفاده از فناوری های دیجیتال با استفاده از ویژگی های شخصیتی، تاب آوری و سبک های دلبستگی انجام شده است. مطالعه حاضر از نظر هدف به عنوان یک تحقیق توصیفی و از نظر روش تحقیق همبستگی می باشد. جامعه آماری تحقیق حاضر شامل کلیه دانشجویان دانشگاه پیام نور قشم بود که تعداد کل آن ها 3000 نفر برآورد شد. نمونه گیری در این پژوهش به صورت نمونه گیری طبقه ایی خواهد بود بدین صورت که از بین کلیه دانشجویان دانشگاه پیام نور قشم دانشکده علوم انسانی انتخاب شد و سپس از بین گروه ها، گروه علوم انسانی و در گروه علوم انسانی رشته های علوم تربیتی و روانشناسی انتخاب شد. تعداد دانشجویان در این گروه تعداد 1200 نفر برآورد شد که با توجه به جدول مورگان تعداد 291 نفر به صورت نمونه انتخاب شد. ابزار گردآوری اطلاعات در پژوهش حاضر پرسشنامه کاربرد فناوری دیجیتال (2022)، پرسشنامه ویژگی های شخصیتی (باس وهمکاران، 1975) و پرسشنامه تاب آوری کانر- دیویدسون (2003) بود. داده های به دست آمده در پژوهش حاضر در نرم افزار Spss-26 با روش تحلیل رگرسیون چندگانه تحلیل شدند. نتایج نشان داد که شیب خط رگرسیونی استاندارد شده متغیر ویژگی های شخصیتی برابر (0.852)، برای متغیر تاب آوری برابر (0.09)، برای متغیر سبک های دلبستگی برابر (0.01-) می باشد و با توجه به این که سطح معنی داری این ضرایب در متغیر ویژگی های شخصیتی کمتر از 0.05 می باشد این ضریب اختلاف معنی داری با صفر دارد و در نتیجه فرضیه اول (پیش بینی استفاده از فناوری دیجیتال با استفاده از ویژگی های شخصیتی) پژوهش تایید می شود و فرضیه دوم (پیش بینی استفاده از فناوری دیجیتال با استفاده از تاب آوری)و سوم (پیش-بینی استفاده از فناوری دیجیتال با استفاده از سبک های دلبستگی) پژوهش رد می شود.
۲۱۳۶۹.

تاثیر هوش مصنوعی در آموزش هندسه پایه یازدهم برای رفع خطاهای مفهومی بر اساس مدل سیستم های آموزشی هوشمند(ITS)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶ تعداد دانلود : ۱۴
پژوهش حاضر با هدف بررسی تأثیر استفاده از سیستم های آموزشی مبتنی بر هوش مصنوعی بر یادگیری مفاهیم هندسه و رفع خطاهای مفهومی در دانش آموزان پایه یازدهم رشته ریاضی-فیزیک انجام شد. با توجه به پیچیدگی مفاهیم هندسی و خطاهای مفهومی در این درس، نیاز به روش های نوین آموزشی احساس می شود. هوش مصنوعی، به ویژه در قالب سیستم های آموزشی هوشمند(ITS)، این قابلیت را دارد که با تحلیل الگوهای رفتاری دانش آموزان، بازخوردهای شخصی سازی شده و آموزش تطبیقی ارائه دهد و فرایند یادگیری را اثربخش تر سازد. این پژوهش از نوع نیمه تجربی با طرح پیش آزمون – پس آزمون با گروه کنترل است. جامعه آماری شامل دانش آموزان پایه یازدهم رشته ریاضی-فیزیک در شهرستان ملارد در سال تحصیلی ۱۴۰۴–۱۴۰۳ است که ۱۱۰ نفر به روش نمونه گیری خوشه ای تصادفی انتخاب و در دو گروه آزمایش(55 نفر) و کنترل(55 نفر) قرار داده شد. گروه آزمایش با استفاده از سامانه آموزش هندسه مبتنی بر هوش مصنوعی، و گروه کنترل به روش سنتی و مبتنی بر تدریس معلم آموزش دیدند. ابزار گردآوری داده ها شامل آزمون عملکرد هندسه، پرسش نامه سنجش علاقه مندی به هندسه و تحلیل کیفی پاسخ های مفهومی بود. نتایج تحلیل داده ها نشان داد که عملکرد دانش آموزان گروه آزمایش در آزمون پس آزمون به طور معناداری بهتر از گروه کنترل بود. همچنین ۸۵٪ از دانش آموزان گروه آزمایش افزایش، علاقه مندی به درس هندسه و درک بهتر مفاهیم آن را گزارش کردند. یافته ها نشان داد استفاده از هوش مصنوعی در قالب آموزش تطبیقی، تحلیل خطاهای مفهومی و بازخورد هوشمند می تواند به طور چشمگیری در ارتقاء یادگیری مفاهیم هندسی و کاهش خطاهای رایج دانش آموزان مؤثر باشد.
۲۱۳۷۰.

فراترکیب مدل های ارزیابی کار تیمی در محیط های یادگیری آنلاین با تکیه بر واکاوی یادگیری(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۹ تعداد دانلود : ۲۱
با افزایش روزافزون یادگیری مشارکتی در محیط های دیجیتال، سنجش دقیق تعاملات دانشجویان به چالشی اساسی تبدیل شده است. واکاوی یادگیری به عنوان یک رویکرد داده محور، با ردیابی ردپای دیجیتال فراگیران، پتانسیل منحصربه فردی برای شفاف سازی فرایندهای گروهی ارائه می دهد. ادبیات پژوهشی این حوزه با پراکندگی مدل ها و ناهمگونی شاخص ها مواجه است. این مقاله با هدف ایجاد انسجام در این حوزه، به ارائه یک فراترکیب کیفی از مدل های ارزیابی کار تیمی آنلاین مبتنی بر واکاوی یادگیری می پردازد. این مطالعه با جستجوی نظام مند در پایگاه های داده معتبر علمی انجام شد که پس از غربال گری ۲۷۹۰ منبع و ارزیابی کیفیت، نهایتاً ۴۵ مقاله واجد شرایط با روش سنتز موضوعی تحلیل شدند. یافته ها نشان داد مدل ها در سه دسته اصلی استادمحور (استفاده از داشبوردها برای مداخله آموزشی)، دانشجومحور (استفاده از داده ها برای خودتنظیمی) و چارچوب های مفهومی (پیوند پداگوژی با تحلیل داده) قرار می گیرند. همچنین، یک روند تحولی مشخص از شاخص های محصولی و سطحی (مانند نمرات و تعداد پست ها) به سمت شاخص های فرآیندی و عمیق تر (مانند تحلیل شبکه اجتماعی، پردازش زبان طبیعی و داده های چندوجهی) مشاهده شد. نتایج، چالش های کلیدی چون تفسیرپذیری داده ها، نیاز به سواد داده کاربران، و عدم همخوانی ابزارها با زمینه های واقعی آموزشی را برجسته می سازد. این فراترکیب نتیجه می گیرد که پژوهش های آتی باید بر طراحی داشبوردهای انسان محور و تلفیق تحلیل های کمی و کیفی متمرکز شوند تا شکاف میان توانمندی فنی و یکپارچه سازی پداگوژیک پر شود.
۲۱۳۷۱.

تأثیر بازخورد هوش مصنوعی بر انگیزش و یادگیری شخصی سازی شده در یادگیری زبان انگلیسی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۹ تعداد دانلود : ۲۵
این پژوهش با هدف بررسی تأثیر بازخورد ابزارهای هوش مصنوعی بر انگیزش و یادگیری شخصی سازی شده دانش آموزان در یادگیری زبان انگلیسی انجام شد. روش تحقیق از نوع شبه آزمایشی با طرح پیش آزمون و پس آزمون بود. جامعه آماری شامل دانش آموزان متوسطه دوم بود که از میان آن ها 45 دانش آموز با استفاده از روش نمونه گیری هدفمند انتخاب و به سه گروه مساوی تقسیم شدند: گروه بازخورد معلم، گروه بازخورد هوش مصنوعی و گروه بازخورد ترکیبی. مداخله آموزشی در یک دوره 6 جلسه ای اجرا شد. ابزارهای پژوهش شامل پرسشنامه انگیزه پیشرفت هرمنس 1977 و پرسشنامه محقق ساخته یادگیری شخصی سازی شده بودند. برای تحلیل داده ها از روش تحلیل کوواریانس استفاده شد. نتایج نشان داد که هر دو گروه بازخورد هوش مصنوعی و بازخورد ترکیبی تأثیر معناداری بر افزایش انگیزه پیشرفت و ارتقاء یادگیری شخصی سازی شده دانش آموزان داشتند. همچنین، در مقایسه میان گروه ها، بازخورد ترکیبی به طور معناداری از بازخورد معلم مؤثرتر بود، اما در زمینه یادگیری شخصی سازی شده، تفاوت معناداری بین بازخورد هوش مصنوعی و بازخورد ترکیبی مشاهده نشد. این یافته ها نشان دهنده پتانسیل بالای هوش مصنوعی به عنوان یک ابزار کارآمد برای افزایش انگیزه و ارتقاء یادگیری شخصی سازی شده در دانش آموزان بود.
۲۱۳۷۲.

تعیین مؤلفه های اصلی شایستگی های حرفه ای تکنولوژیست های آموزشی دانشگاه فرهنگیان: یک مرور نظام مند(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۳ تعداد دانلود : ۳۱
پژوهش حاضر با هدف تعیین مؤلفه های اصلی شایستگی های حرفه ای تکنولوژیست های آموزشی دانشگاه فرهنگیان صورت گرفت. مسأله پژوهش، چیستی مؤلفه های اصلی شایستگی های حرفه ای تکنولوژیست های آموزشی دانشگاه فرهنگیان بود که به روش مرور نظام مند و با استفاده از پروتکل پریزما انجام شد و از بین 162 مقاله، تعداد 58 مقاله وارد پژوهش شد. معیارهای ورود مقاله ها به فرآیند، ارتباط کامل عنوان مقاله با موضوع شایستگی های تکنولوژیست آموزشی، جدید بودن سال انتشار، انتشار بین سال های 2025-2000، اعتبار نشریه و سایت نمایه شده، اعتبار و کافی بودن رفرنس مقاله، میزان ارجاع های داده شده به مقاله، استفاده از روش های صحیح پژوهشی و معیارهای خروج مقاله از فرآیند پژوهش، عدم ارتباط موضوعی، پایین بودن رتبه پژوهشی نشریه، در محدوده مورد نظر نبودن سال انتشار، تکراری بودن موضوع و محتوا، زبان های غیر از فارسی و انگلیسی و نامعتبر بودن روش پژوهش بود. کلمات کلیدی مورد استفاده تکنولوژیست، تکنولوژیست آموزشی، فناوری آموزشی، شایستگی ها و کلمات مرتبط بود. مقاله های پژوهشی منتشر شده در پایگاه های معتبر داخلی و خارجی مورد بررسی قرار گرفت. با مطالعه منابع، مقاله ها و کتب واحد تحلیل انتخاب و بررسی شد. محتوای متون مطالعه و کدگذاری گردید، کدها در مرحله اول کدگذاری تعداد 638 کد استخراج و در مرحله دوم، پس از طبقه بندی کدها تعداد 28 زیر مؤلفه و در مرحله سوم 17 مؤلفه اصلی الگو مشخص گردید. یافته ها نشان داد که مؤلفه های اصلی شامل شایستگی های مدیریتی، سازمانی، اخلاقی، همکاری، شناختی و ادراکی، علمی، تکنولوژیکی، کاربرد هوش مصنوعی در آموزش، طراحی آموزشی، طراحی محیط های یادگیری، طراحی و تولید محتوا، رسانه های آموزشی، ارزشیابی و بازخورد، آموزش از راه دور، حمایتی، کارآفرینی و بهبود عملکرد می باشد. پیشنهاد گردید این شایستگی ها برای تکنولوژیست های آموزشی و هم چنین دروس مرتبط با تکنولوژی آموزشی در دانشگاه فرهنگیان به کار گرفته شود.
۲۱۳۷۳.

طراحی و اعتبار سنجی الگوی برنامه ریزی درسی سواد رسانه ای با تاکید بر فضای مجازی دوره ابتدایی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۳ تعداد دانلود : ۲۹
گسترش فناوری های نوین و فضای مجازی زندگی کودکان را تحت تأثیر قرار داده و آموزش سواد رسانه ای در دوره ابتدایی را ضروری کرده است. این مهارت شامل توانایی تحلیل، ارزیابی، تولید و تعامل آگاهانه با پیام های رسانه ای است و پرورش شهروندان مسئول و آگاه در عصر دیجیتال را ممکن می سازد. با وجود اهمیت این مهارت، نظام آموزشی ایران هنوز برنامه ای جامع و بومی برای سواد رسانه ای در دوره ابتدایی ندارد و معلمان و خانواده ها در هدایت کودکان در مواجهه با رسانه ها با چالش های جدی روبه رو هستند. فقدان چارچوب علمی و عملیاتی باعث شده است کودکان بدون مهارت های لازم در فضای مجازی رشد کنند و در معرض آسیب های فرهنگی، روانی و تربیتی قرار گیرند. پژوهش حاضر از نوع آمیخته اکتشافی متوالی بود. در فاز کیفی، با سنتزپژوهی ۱۶ مطالعه منتخب، مؤلفه های الگوی برنامه درسی سواد رسانه ای استخراج و الگوی اولیه طراحی شد. در فاز کمی، پرسشنامه ای محقق ساخته بر اساس این الگو تهیه و بر روی ۲۰۰ نفر از معلمان و متخصصان حوزه برنامه ریزی درسی و سواد رسانه ای اجرا شد تا روایی و پایایی ابزار و اعتبار الگو سنجیده شود. یافته ها نشان داد الگو با پنج مؤلفه اصلی مهارت های تحلیلی، امنیت دیجیتال، سواد بصری، روش های اجرا و چالش ها از اعتبار و قابلیت اجرایی بالایی برخوردار است و می تواند به عنوان چارچوبی جامع برای ارتقای سواد رسانه ای، تفکر نقادانه، خلاقیت و شهروندی دیجیتال دانش آموزان دوره ابتدایی مورد استفاده قرار گیرد. اجرای موفق این الگو نیازمند هماهنگی بین بخشی، آموزش معلمان و پایش مستمر است تا همگام با تحولات سریع فناوری بهبود یابد و اثرگذاری پایدار داشته باشد.
۲۱۳۷۴.

غنی سازی فناوری هوش مصنوعی در برنامه فلسفه برای کودکان و بررسی تاثیر آن بر مهارت های شناختی و استدلالی دانش آموزان دوره ابتدایی(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸ تعداد دانلود : ۱۸
در دهه های اخیر، برنامه «فلسفه برای کودکان» به عنوان یک راهبرد پرسش محور و گفت وگومحور، توانسته به طور معناداری مهارت های تفکر انتقادی، خلاق، همکارانه و استدلالی دانش آموزان دوره ابتدایی را تقویت کند از این رو پژوهش حاضر با هدف غنی سازی فناوری هوش مصنوعی در برنامه فلسفه برای کودکان و بررسی تاثیر آن بر مهارت های شناختی و استدلالی دانش آموزان دوره ابتدایی انجام شد. روش پژوهش نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون پس آزمون با گروه کنترل بود. جامعه آماری شامل دانش آموزان پایه ششم ابتدایی شهر تهران در سال تحصیلی 04-1403 بود که ۳۴ نفر از آنان به روش نمونه گیری در دسترس انتخاب و به صورت تصادفی در دو گروه آزمایش (۱۷ نفر) و کنترل (۱۷ نفر) جایگزین شدند. گروه آزمایش طی هشت جلسه آموزش برنامه فلسفه برای کودکان مبتنی بر قابلیت های هوش مصنوعی را دریافت کرد، در حالی که گروه کنترل آموزش متداول را گذراند. ابزار گردآوری داده ها شامل مقیاس استدلال تامسون (۲۰۰۵) و پرسشنامه استاندارد مهارت های شناختی نجاتی (۱۳۹۲) بود. داده ها با استفاده از تحلیل کوواریانس چندمتغیری بررسی شد. یافته ها نشان داد بین میانگین نمرات دو گروه در مهارت های شناختی و استدلالی تفاوت معناداری در مرحله پس آزمون وجود دارد (P<0.05). بنابراین، اجرای برنامه فلسفه برای کودکان مبتنی بر هوش مصنوعی می تواند به طور معناداری موجب ارتقای مهارت های شناختی و استدلالی دانش آموزان شود.
۲۱۳۷۵.

Cultural References in Sa’di’s Gulistan: Anderson’s and Rosenbaum’s Translations in Focus

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۸ تعداد دانلود : ۲۲
The diversity between a source language and a target language and the variation in their cultures make the task of finding equivalents a serious challenge. Expressive texts are among the most difficult text-types to be translated. Being deeply rooted in the culture of a nation, classical literary texts are seldom devoid of culture-specific concepts or cultural references (CRs). Sa‘di’s (1208-1291) Gulistan is a prominent masterpiece of classical Persian literature that abounds with CRs. It is translated by many translators. Anderson (1861) and Rosenbaum (2010) are among the earliest and the most recent translators of the Persian masterpiece, respectively. The paper aimed at identifying categories of CRs in translations, determining translators’ most and least frequent procedures and specifying the most challenging categories of CRs for each of them. The study aims at identifying various categories of the CRs in the Gulistan and the procedures employed by the two translators in rendering them. In order to specify the procedures, Davies’s (2003) model and Huber and Kairys’s (2021) taxonomy were used. The findings revealed that ‘substitution’, ‘literal translation’ and ‘generalization’ were averagely the most frequent procedures. Moreover, it was found that the terms belonging to the categories of ‘religion’, ‘garments’ and ‘social life’ were the most challenging concepts for the English translators.
۲۱۳۷۶.

Philosophical and Ethical Analysis of the Intelligent Artificial Beloved (IAB)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۵ تعداد دانلود : ۱۷
SUBJECT & OBJECTIVES: With the development of technology, it is expected that artificial intelligence will be able to analyze models of emotional relationships, such as love, and respond to users’ requests to create a personalized intelligent beloved with a physical body; a phenomenon named in this study as Intelligent Artificial Beloved (IAB). It can be designed and used as a dedicated companion aligned with the characteristics of the human user. The research's main question is: what philosophical and ethical consequences will the development of IAB entail? METHOD & FINDING: The research benefited from a descriptive-analytical method. Notably, this phenomenon has positive and negative consequences. The advantages of IAB include the ability of a personalized intelligent beloved to adapt to an individual’s variable and fluid requests, and expanding the boundaries of realizing ‘human desires’, i.e., the ability to create features in the artificial beloved that cannot occur or be externally realized in natural humans. The following items might be considered as challenges of IAB: 1. Weakening genuine romantic relationships among ‘natural human individuals’ 2. Immersion in an ‘intelligent artificial life’ and weakening the ‘natural lifestyle’ 3. The guidance and management of the ‘wants and lives of romantic users’ by the AI 4. Developing a competitive space between natural and artificial lovers or beloveds. CONCLUSION: Although IAB has advantages, neglecting its philosophical and ethical consequences can overshadow these benefits and cause individual and social harm. Proper cultural awareness and macro-level policymaking can be useful in responsibly managing this phenomenon.
۲۱۳۷۷.

Rationalist and Sentimentalist Realism: A Re-examination of the Types of Metaethical Realism and Their Implications(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰ تعداد دانلود : ۱۱
SUBJECT & OBJECTIVES: Ontological inquiry constitutes one of the central concerns of metaethics. Within this field, theories are commonly divided into two main categories: realist and non-realist. While this primary distinction is well established, the secondary classifications and internal variations within realism have received comparatively little attention. Many of the enduring ambiguities in moral philosophy arise from the lack of a precise differentiation among realist positions. This study aims to address that gap by re-examining the ontological foundations and typological distinctions within moral realism. METHOD & FINDING: Using an analytical–descriptive method, this study differentiates between two distinct forms of moral realism—rationalist realism and sentimentalist realism—and explicates their respective implications. Representative approaches of sentimentalist realism include hedonism, Isaiah Berlin’s notion of negative liberty, Karl Popper’s reduction of suffering, and Benthamite utilitarianism. In contrast, MacIntyre’s virtue ethics, scientism, and perfectionism exemplify rationalist realism. The implications of rationalist realism can be summarized as follows: 1. The possibility of rational justification for moral judgments; 2. The dependence of moral values on ontological realities; 3. The possibility of moral preference in cases of ethical conflict based purely on ontological grounds; 4. The capacity to identify and prioritize the virtuous individual; 5. The derivability of “ought” from “is” on rational premises alone; 6. Monism is grounded in a single rational proposition; 7. Absolutism grounded in an absolute rational principle. CONCLUSION: While sentimentalist realism shares certain structural features with other realist frameworks, it diverges from rationalist realism in several essential respects, particularly regarding the role of sentiment, taste, and individual inclination in grounding moral value. This distinction underscores the need for a more nuanced typology of moral realism within contemporary metaethical discourse.
۲۱۳۷۸.

ریشه یابی کمبود نیروی انسانی متخصص فناوری اطلاعات در دانشگاه تهران(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۴ تعداد دانلود : ۲۱
زمینه و هدف: برنامه ریزی نیروی انسانی متخصص در حوزه فناوری های دیجیتال، به دلیل تحولات سریع این فناوری ها، به چالشی حیاتی برای سازمان ها تبدیل شده است. این پژوهش با هدف ریشه یابی چالش های برنامه ریزی نیروی انسانی در معاونت فناوری های دیجیتال دانشگاه تهران، به عنوان محور خدمات دیجیتال دانشگاه، انجام شد. روش: این مطالعه کیفی با به کارگیری مصاحبه های نیمه ساختاریافته با ۱۸ مدیر و کارشناس (انتخاب شده به روش گلوله برفی تا رسیدن به اشباع نظری) انجام شد. داده ها با استفاده از تحلیل محتوای کیفی و تحلیل ریشه ای عوامل ( RCA ) تجزیه وتحلیل شدند. یافته ها: بر اساس تحلیل داده ها، چهار عامل ریشه ای اصلی شناسایی شد. این عوامل به ترتیب تأثیر عبارت اند از: ۱. نابرابری در حقوق و مزایا و رقابت با بازار کار (۲۵/۲۵درصد کدها)؛ ۲. ابهام در رهبری و راهبردهای دیجیتال (۱۸/۸۱درصد)؛ ۳. کمبود تخصص های لازم و آموزش مهارتی (۱۵/۶درصد)؛ 4. مشکلات فرایندی و ساختار سازمانی (۱۵/۳۵درصد) بودند. این عوامل به طور کلی به کاهش انگیزه و ماندگاری نیرو، ناپایداری عملیاتی، کندی در به روزرسانی فناوری و محدودیت در جذب و ارتقا منجر شده اند و در نهایت پیامدهایی چون کاهش روحیه کارکنان، افزایش ترک خدمت متخصصان و تضعیف ظرفیت نوآوری سازمانی را در پی داشته اند. نتیجه گیری: یافته ها بر لزوم بازنگری اساسی در نظام جبران خدمت، تدوین راهبرد دیجیتال شفاف، سرمایه گذاری مستمر در آموزش و اصلاح ساختارهای سازمانی برای حفظ نیروی متخصص و تسریع تحول دیجیتال در دانشگاه ها و سازمان های مشابه تأکید می کند .
۲۱۳۷۹.

ارائه مدلی برای آموزش و توسعه رهبران نسل آینده در سازمان های پیچیده(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۶ تعداد دانلود : ۲۰
زمینه و هدف: در محیط های کاری امروزی، یکی از چالش های اساسی، مدیریت و رهبری مؤثر نیروی انسانی است. این پژوهش با هدف طراحی مدلی برای آموزش و توسعه رهبران نسل آینده در سازمان های پیچیده اجرا شده است. روش: این پژوهش با رویکرد آمیخته (کیفی – کمی) و با به کارگیری روش های دلفی، گروه کانونی و پیمایش انجام گرفت. جامعه آماری پژوهش خبرگان آموزشی، استادان دانشگاه، متخصصان منابع انسانی، مدیران و کارکنان نسل هزاره در سازمان های پیچیده بودند. داده ها از طریق مصاحبه های نیمه ساختاریافته و پرسش نامه گردآوری شدند. تحلیل داده ها در سه مرحله انجام شد: ۱. شناسایی و اجماع پذیری شایستگی های رهبری با تکنیک دلفی؛ ۲. استخراج روش های توسعه، متناسب با شایستگی ها از طریق گروه کانونی؛ ۳. اولویت بندی نهایی مؤلفه ها با پرسش نامه و آزمون فریدمن. یافته ها: بر اساس نتایج سه دور دلفی، ۱۶ مؤلفه شایستگی رهبری در سه خوشه اصلی دسته بندی شد: ۱. شایستگی های فردی (مدیریت خود)؛ ۲. شایستگی های مدیریتی و رهبری (مدیریت دیگران)؛ ۳. شایستگی های دانشی تخصصی (مدیریت سازمان). در ادامه، روش های توسعه رهبری در سه طبقه استخراج شد: ۱. روش های توسعه سنتی، روش های توسعه محور و روش های توسعه فناوری محور. در مرحله کمّی، نتایج آزمون فریدمن نشان داد که در اولویت بندی روش های توسعه، روش های مبتنی بر روابط توسعه محور رتبه اول، روش های مبتنی بر واگذاری های توسعه محور رتبه دوم و روش های مبتنی بر فرایندهای بازخورد رتبه سوم را کسب کردند. نتیجه گیری: مدل ارائه شده چارچوبی جامع برای شناسایی شایستگی های کلیدی و روش های توسعه مؤثر رهبران نسل آینده در سازمان های پیچیده فراهم می کند. تأکید بر روش های توسعه محور مبتنی بر رابطه و واگذاری به عنوان اولویت های اصلی، راهبردهای عملی را برای طراحی برنامه های توسعه رهبری در این سازمان ها پیشنهاد می دهد.
۲۱۳۸۰.

رویکردهای جدید اجماع معاصر و نقش آن در تشریع و قانون گذاری از منظر اهل سنت

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۹ تعداد دانلود : ۱۸
اجماع یکی از چالش برانگیزترین دلایل فقهی است که ماهیت و کارایی آن در فقه و قانون گذاری، میان مذاهب اسلامی موضوع اختلافات فراوانی قرار دارد. این پژوهش با رویکرد توصیفی تحلیلی، در پی پاسخ به این پرسش اساسی است: رویکردهای جدید اجماع معاصر چه نقشی در تشریع و قانون گذاری ایفا می کنند؟ بررسی اندیشمندان متقدم و معاصر اسلامی در تبیین ماهیت اجماع و تأثیر آن بر قانون گذاری از مباحث ضروری روز به شمار می رود. دستیابی به نتایج مطلوب در این زمینه می تواند به حل مسائل جدید فقهی کمک کرده و راهگشای امور مربوط به جعل قانون باشد. نتایج این تحقیق نشان می دهد که تعریف فقهای متقدم از اجماع مطابق با رویکرد اندیشمندان معاصر، ناتمام و غیرممکن بوده و توان پاسخ گویی به مسائل نوظهور را ندارد. متفکران معاصر با توجه به نیازهای نوظهور جامعه، تفسیر تازه ای از اجماع ارائه داده اند؛ به گونه ای که آن را به معنای دستیابی به توافق مشترک در مقام قانون گذاری می دانند. این توافق لازم است در راستای اتخاذ سیاست کلان در سطوح مختلف و نوین و تغییر قوانین مورد استفاده قرار گیرد. ایشان تصریح می کنند که بیشتر نظام های حاکم در جهان اسلام، با الگوهای جمهوری و پارلمانی، بر اساس علوم روز شکل گرفته اند. همچنین، رویکرد نمایندگان در مجالس قانون گذاری، به عنوان یک اجماع ملی معتبر، در پاسخ به مسائل مستحدثه ای که فاقد نص هستند، تلقی می شود.

تبلیغات

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

حوزه تخصصی

زبان