ترتیب بر اساس: جدیدترینمرتبط‌ترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱٬۳۲۱ تا ۱٬۳۴۰ مورد از کل ۵۵۹٬۷۹۲ مورد.
۱۳۲۱.

The Political Philosophy of Artificial Intelligence(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۴ تعداد دانلود : ۱۱۴
This paper examines the political philosophy of Artificial Intelligence (AI) through three distinct approaches: optimistic positivist scientism, critical middle ground, and phenomenological pessimism. The central issue addressed is the ethical and political implications of AI, specifically how it influences governance, social structures, and human autonomy. The research questions explore how AI can be understood in terms of its potential and risks, how different political philosophies interpret its role, and what governance models can mitigate its negative consequences. The methodology adopted is a comparative analysis of key thinkers and their contributions to the debate on AI. The framework includes positivist, critical theory, and phenomenological perspectives, with a focus on how these paradigms inform the understanding of technology and its societal impact. Key theorists discussed include Francis Bacon, Karl Marx, Yuval Harari, Jürgen Habermas, Martin Heidegger, and Hannah Arendt, each offering a unique viewpoint on the nature of AI and its implications for governance and human existence. The findings highlight three divergent views: the optimistic positivist approach sees AI as a tool for progress, advocating for technological innovation and global governance; the critical middle ground emphasizes ethical oversight and regulation to prevent social inequality; and the phenomenological pessimism warns of AI’s potential to undermine human freedom and autonomy, leading to a dystopian, technocratic society. The study concludes that while AI offers significant potential for improving human life, it also raises profound challenges that require careful regulation, ethical consideration, and a commitment to preserving democratic freedoms.
۱۳۲۲.

مهم ترین نوآوری ها و هنجارگریزی های سبکی نامی اصفهانی در منظومه خسرو و شیرین(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۳ تعداد دانلود : ۸۷
منظومه خسرو و شیرین اثر محمدصادق نامی اصفهانی، یکی از نظیره های شاخص دوره بازگشت ادبی است که اغلب از منظر مقایسه روایی با شاهکار نظامی گنجوی بررسی شده است. هدف اصلی این پژوهش، فرارفتن از تحلیل های محتوایی و شناسایی، دسته بندی و تبیین مهم ترین نوآوری ها و هنجارگریزی های سبکی نامی در سطوح مختلف زبان است تا از این مسیر، محقق و تبین شود او نه یک مقلد صرف که شاعری صاحب سبک و خلاق است. این پژوهش با رویکردی توصیفی-تحلیلی و بر پایه اصول سبک شناسی لایه ای انجام شده است. برای این منظور، متن مصحَح منظومه خسرو و شیرین نامی اصفهانی به صورت دقیق واکاوی شده و انحرافات از زبان معیار و سنت ادبی (نوآوری ها و هنجارگریزی ها) در چهار سطح واژگانی، نحوی، بلاغی و ساختاری، با ذکر شواهد شعری، استخراج و تحلیل شده است. یافته ها نشان می دهد نامی اصفهانی آگاهانه نوآوری های سبکی قابل توجهی داشته است. در سطح واژگانی، ساخت افعال جعلی، ترکیبات نو و کهن گرایی برجسته است. در سطح نحوی، با جابه جایی ارکان جمله به برجسته سازی و موسیقی کلام دست یافته و در بلاغت، برخلاف پیچیدگی سبک هندی، از تشبیهات و استعاره های ساده و حسی بهره برده است. تغییرات کلان در پیرنگ داستان نیز در راستای همین رویکرد عمل گرایانه و ساده ساز انجام شده است. این نوآوری ها ثابت می کند که نامی اصفهانی در چهارچوب سنت نظیره گویی، با انتخاب های زبانی، امضای هنری خود را بر اثر حک کرده و داستان کهن را خلاقانه در گفتمان عصر زندیه بازآفریده است.
۱۳۲۳.

تأثیر راهبردهای فراشناختی در رشد مهارت های فنی، باورهای زیباشناختی و خلاقیت دانش آموزان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۱۳ تعداد دانلود : ۱۶۹
زمینه: راهبردهای فراشناختی بر عملکرد تحصیلی و موفقیت یادگیرندگان در امور تحصیلی اثری مثبت دارد؛ ولی در نظام های آموزشی به تأثیر این آموزش بر رشد شناختی و فراشناختی توجه چندانی نشده است. هدف: پژوهش حاضر باهدف تأثیر راهبردهای فراشناختی در رشد مهارت های فنی، باورهای زیباشناختی و خلاقیت دانش آموزان پایه پنجم انجام شد. روش: روش پژوهش شبه آزمایشی با طرح پیش آزمون-پس آزمون با گروه گواه بود. جامعه آماری پژوهش دانش آموزان پایه پنجم شهر میسان است، که تعداد 70 نفر از آن ها به شیوه نمونه گیری تصادفی خوشه چندمرحله ای انتخاب شدند و به صورت تصادفی در دو گروه 35 نفرِ (گروه کنترل 35 نفر و گروه آزمایش 35 نفر) گمارده شدند. جمع آوری داده ها بر اساس پرسشنامه استاندارد مهارت فنی از موسوی (1392)، باورهای زیباشناختی از تقی زاده و بابایی (1396) و خلاقیت تورنس انجام گرفت. روایی صوری و محتوایی پرسشنامه به تأیید اساتید و متخصصان مدیریت و علوم تربیتی رسید و از طریق تحلیل عاملی تأیید مورد تأیید قرار گرفت، پایایی پرسشنامه بر اساس ضریب آلفای کرونباخ مهارت های فنی 79/0، باورهای زیباشناختی 81/0 و خلاقیت 76/0 به دست آمد. تجزیه وتحلیل اطلاعات به دست آمده از اجرای آزمون ها از طریق نرم افزار SPSS22 در دو بخش توصیفی شامل (میانگین، انحراف استاندارد، کجی و کشیدگی) و استنباطی (تحلیل کوواریانس) انجام پذیرفت. یافته ها: نتایج تحقیق نشان داد که آموزش راهبردهای فراشناختی در رشد مهارت های فنی، باورهای زیباشناختی و خلاقیت دانش آموزان پایه پنجم اثر مثبت و معنی داری دارد. نتیجه گیری: بر اساس نتایج به دست آمده از این مطالعه می توان به مدیران، مشاوران و به طورکلی مسئولان و سیاست گذاران آموزشی پیشنهاد کرد که برای بهبود و بهبود رشد مهارت های فنی باورهای زیباشناختی و خلاقیت دانش آموزان به نقش مهم و غیرقابل انکار راهبردهای فراشناختی عنایتی ویژه داشته باشند و زمینه ایجاد و تقویت این راهبردها را با آموزش راهبردهای فراشناختی در کارگاه های آموزشی و سمینارهای معتبر و آموزنده در دانش آموزان مدارس ایجاد کنند.
۱۳۲۴.

Amélioration de la communication orale des apprenants de langues étrangères en Iran: rôle de l’intelligence artificielle dans la création d’interactions vérisimilitudinaires et l’adaptation culturelle(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۴ تعداد دانلود : ۱۲۶
Cet article examine le rôle de l’intelligence artificielle (IA) dans l’amélioration de la compétence orale chez les apprenants de français langue étrangère (FLE) en Iran. Il s’interroge sur la manière dont l’IA peut contribuer, de manière efficace et contextualisée, au développement de cette compétence dans un environnement culturellement spécifique. L’étude repose sur une enquête menée auprès de 20 apprenants de FLE en Iran. La collecte de données s’est effectuée à travers un questionnaire ciblant leurs compétences orales, leur expérience d’usage de l’IA et leur perception de l’adéquation culturelle des contenus générés. L’analyse des données mobilise une approche mixte (quantitative via SPSS et qualitative) et un cadre théorique pluridisciplinaire. Ce cadre s’appuie sur la théorie de la compétence communicative de Dell Hymes, la théorie de l’adaptation culturelle de Kim et Hall, les approches discursives-pragmatiques de John Searle et surtout sur la théorie du carré tensif de Fontanille. Les résultats indiquent que l’IA permet d’améliorer la prononciation et la fluidité, encourage l’usage des expressions idiomatiques françaises et développe la souplesse linguistique. Par la création d’environnements vérisimilitudinaires (contextes d’interaction réalistes et culturellement cohérents) et des retours personnalisés en temps réel, l’IA favorise un apprentissage actif et individualisé. Toutefois, certaines limites subsistent : la difficulté à reproduire les dimensions émotionnelles, gestuelles et implicites des interactions humaines, ainsi qu’à intégrer la diversité dialectale régionale.
۱۳۲۵.

اثربخشی درمان متمرکز بر شفقت بر احساس شرم و خودانتقادی در دانشجویان کمال گرا(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰۲ تعداد دانلود : ۱۰۶
هدف از پژوهش حاضر تعیین اثربخشی درمان متمرکز بر شفقت بر احساس شرم و خودانتقادی در دانشجویان کمال گرا بود. روش پژوهش نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون- پس آزمون و گروه کنترل با دوره پیگیری دو ماهه بود. جامعه آماری شامل دانشجویان دانشگاه علوم پزشکی کرمانشاه در سال تحصیلی 1403-1402 بود. نمونه پژوهش شامل 30 نفر از این افراد بودند که به روش نمونه گیری هدفمند انتخاب و به صورت تصادفی در دو گروه آزمایش و کنترل جایگذاری شدند. ابزارهای این پژوهش شامل مقیاس تجدیدنظرشده تقریباً کامل اسلینی (2001، RAPS)، مقیاس سطوح انتقادی تامپسون و زاروف (2004، LOSC) و مقیاس شرم بیرونی گروس (1994، ESS) بود. گروه آزمایش 8 جلسه درمان درمان متمرکز بر شفقت را دریافت کردند. داده ها به روش تحلیل واریانس با اندازه گیری مکرر مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند. یافته های پژوهش نشان داد که بین میانگین پیش آزمون با پس آزمون و پیگیری احساس شرم و خودانتقادی در دو گروه آزمایش و گواه تفاوت معناداری وجود داشت (001/0P<). علاوه بر این نتایج نشان داد که این مداخله توانسته تأثیر خود را در طول زمان نیز به شکل معناداری حفظ نماید (001/0P<). نتایج حاکی از تاثیر معنادار درمان متمرکز بر شفقت در کاهش احساس شرم و خود انتقادی در دانشجویان دچار کمال گرایی بود.
۱۳۲۶.

بررسی رویکرد مذهبی ناصرالدین منشی کرمانی از منظرِ نثرِ «سِمط العُلی لِلحضره العلیا» و «نَسائم الاسحار مِن لَطائم الاخبار»(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۴ تعداد دانلود : ۷۲
«سمط العلی للحضره العلیا» و «نسائم الاسحار من لطائم الاخبار» دو اثرِ ارزشمند ناصرالدین منشی کرمانی، مورّخ، ادیب و رئیس دیوان رسائل کرمان همزمان با حکومتِ قراختاییان است. کتابِ نخست، از جمله منابعِ مهم تاریخِ محلی کرمان طی قرن هفتم و اوایل قرن هشتم و کتاب دوّم نیز اثری ذی قیمت در تاریخ وزراء است و هر دو به زبان فارسی نگاشته شده اند. البته یکی با نثری منشیانه و فنّی و دیگری با نثری روان و خالی از تصنّع، نگارش یافته اند. اگرچه تاکنون راجع به ویژگی های سبکی نثرِ این دو اثر، پژوهش هایی انجام شده است اما نوشتارِ حاضر با بهره گیری از روش مطالعات تاریخی و با رویکردی توصیفی- تحلیلی به وجهی دیگر از نثر آثارِ مزبور پرداخته است. در همین راستا پرسش اصلی نوشتار حاضر عبارت از این است که از منظرِ نثرِ «سمط العلی للحضره العلیا» و «نسائم الاسحار من لطائم الاخبار»، ناصرالدین منشی کرمانی، چه رویکرد مذهبی داشته و آیا این رویکرد در ادبیاتِ نگارشِ وی مشهود است؟ یافته های پژوهش نشانگر آن است که بر اساسِ نثرِ «سِمط العلی للحضره العلیا» و «نسائم الاسحار مِن لطائم الاخبار» ناصرالدین منشی کرمانی در کنارِ ارائه ء دیدگاهی مثبت در بابِ خلفایِ راشدین و پرداختن به وصفِ و نعتِ آنان؛ از ائمه ء شیعه نیز به نیکی یاد کرده است و این امر تا حد زیادی رویکرد آزادمنشانه و به دور از تعصّب وی را نشان می دهد. به عبارت بهتر وی در معرفی اشخاص بیشتر از آنکه مذهبِ آنها را مدّنظر داشته باشد به عملکردشان نگاه کرده است.
۱۳۲۷.

A Textual Approach to the Meaning and Usage of Some Technical Terms in Religious Manichaean Texts(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۴۲ تعداد دانلود : ۱۹۳
Drawing on Manichaean Middle Iranian texts and adopting a textual approach, the present article tries to define the meaning and usage of some technical terms (termini tecnichi) in Manichaean theology, especially the words “angel” (frystg, fryštg) and “apostle, messenger” (frystg, fryštg). The use of a word for two meanings and/ or two concepts in the Manichaica was a result of the redefinition that each of the different Manichaean communities presented for the concepts of ‘angel’ and ‘apostle, messenger’. The article shows that the Iranian term frys/štg has been redefined and expanded in meaning in Manichaean literature under the influence of Syriac writings; a redefinition that could generate an angel from an apostle / a messenger and a king from the angel. Here, we also examined the technical terms xwdʾy/ xwdʾwn ‘lord’, by / bg ‘god’, yzd ‘god’ and bgpwhr / βγpšy / βγpšʾk ‘son of God’ (βγpwryšt / βγpšyt ‘the sons of God’) βγpwr(ʾ)yc ‘daughter of God’ showing the contexts in which these terms appear and what examples they refer to. Our study shows that some of them were used not only for angels and historical figures (like Mani and Manichaean leaders and electi, as well as previous apostles), but also included at least one of Manichaean gods, i.e. ‘Third Messenger’.
۱۳۲۸.

The Elusiveness of the Content of Perception Non-existential, Nonsingular, and Incomplete(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۳ تعداد دانلود : ۶۷
In this paper, I take for granted the view of a long tradition tracing back to Kant that the content of perception is nonconceptual, nonpropositional, and iconic. However, I challenge the idea that this content is either an existentially quantified proposition (the existential view), an object-involving proposition (the particularist view), both (the pluralist view), or still that there is no fact of the matter about the elusive content of perception (Block). Instead, I propose an alternative hybrid model as the most suitable for perception, namely a mix of the representation of properties (relativistic content) and acquaintance with whatever causes the relevant token experience. Although this format is iconic or map-like, the best semantic model for understanding this relativistic content of perception is an open sentence with predicates and free variables. Since this content is neither particular nor existential, it is incomplete (at least in the light of Fregean semantics). That is, it is neither accurate nor inaccurate per se. Perceptions do not represent particulars, let alone the causal relationship between particulars or environmental conditions and the token experience. In other words, neither particulars nor causal relations belong to the content of the experience. Instead, particulars and causal relations belong to the evaluative circumstances of the content (Lewis's context-index pairs). Perceptions represent "de re" properties as accurate or inaccurate attributions to what is causally responsible for the relevant token experience.
۱۳۲۹.

آموزش مجازی در دروس عملی رشته تربیت بدنی و علوم ورزشی: چالش ها و مشکلات(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۵ تعداد دانلود : ۶۱
هدف : این پژوهش با هدف شناسایی چالش های آموزش مجازی در دروس عملی مقطع کارشناسی رشته تربیت بدنی و علوم ورزشی انجام شده است. روش شناسی : پژوهش حاضر به صورت یک مطالعه کیفی اکتشافی با استفاده از روش تحلیل تماتیک انجام گرفت. جامعه آماری پژوهش شامل اساتید حوزه علوم ورزشی و تربیت بدنی بودند که تجربه آموزش مجازی دروس عملی را داشتند. با توجه به ماهیت پژوهش، 12 نفر از اساتید به صورت هدفمند و تا رسیدن به اشباع نظری مورد مصاحبه قرار گرفتند. ابزار گردآوری داده ها، مصاحبه نیمه ساختاریافته بود و برای بررسی پایایی و روایی از معیارهای گوبا و لینکن (1981) استفاده شد. تحلیل داده ها بر اساس روش شش مرحله ای براون و کلارک (2006) صورت گرفت. یافته ها : با تحلیل تماتیک داده ها، 134 کد، 9 تم فرعی و 4 تم اصلی شناسایی شد که تم های اصلی پژوهش مشتمل بر عدم توسعه و به روزرسانی، عدم تغییرپذیری و سازگاری، کیفیت محتوا و عدم حمایت و پشتیبانی بودند. نتیجه گیری : آموزش مجازی برای کارآمدی و اثربخشی بیشتر نیازمند ایجاد تغییرات قابل توجه در ساختار و محتوای آموزشی در حوزه تربیت بدنی و علوم ورزشی می باشد. توجه به این تغییرات می تواند به بهبود آموزش مهارت های ورزشی در بستر آموزش مجازی کمک نماید.
۱۳۳۰.

ارائه چارچوب مفهومی عوامل تعیین کننده در مهاجرت نخبگان ورزشی کشور(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۴ تعداد دانلود : ۸۷
هدف : هدف پژوهش حاضر ارائه چارچوبی مفهومی برای شناسایی و تبیین عوامل کلیدی تعیین کننده مهاجرت ورزشکاران نخبه در ایران است. روش شناسی : پژوهش حاضر توصیفی و به لحاظ هدف، کاربردی و از نظر نوع پژوهش نیز جزو مطالعات کیفی بود که با استفاده از نظریه داده بنیاد به انجام رسید. جامعه آماری پژوهش حاضر شامل صاحب نظران، خبرگان، اساتید و مربیان در زمینه موضوع این پژوهش می باشند. جهت نمونه گیری برای انجام مصاحبه های عمیق از روش نمونه گیری گلوله برفی استفاده شد. ابزار پژوهش مصاحبه بود که از 15 نفر به عمل آمد. روایی ابزار پژوهش(مصاحبه)، توسط مصاحبه شوندگان و سپس اساتید متخصص، مورد بررسی قرار گرفت و تأیید شد و برای سنجش پایایی از روش توافق درون موضوعی استفاده شد که مطابق این روش مقدار پایایی برابر با 0/81 بود. در راستای تجزیه و تحلیل داده ها از روش نظریه داده بنیاد استفاده شد. یافته ها : بر اساس یافته های پژوهش حاضر عوامل تعیین کننده در مهاجرت نخبگان ورزشی کشور شامل عوامل علی (جایگاه شغلی ضعیف در جامعه و سیستم مدیریتی ناکارآمد)، عوامل زمینه ای (اقتصادی، سیاسی، فرهنگی- اجتماعی)، عوامل مداخله گر (ویژگی های فردی و محیطی)، راهبردها (بهبود ساختار ورزش کشور و بهبود وضعیت اجتماعی جامعه) و در نهایت پیامدهای این پژوهش (افت کیفیت ورزش قهرمانی و کمبود الگوی ورزشی مناسب در جامعه) می باشد که این مقوله ها خود شامل 20 مفهوم و چندین عامل یا کد باز هستند. نتیجه گیری : بر اساس یافته های پژوهش، باید سیاست گذاری های کلان و اقدامات موثری جهت ارتقای سطح کیفیت زندگی اجتماعی و حرفه ای ورزشکاران نخبه صورت پذیرد تا روند مهاجرت نخبگان، کنترل و از خسارت های مادی و معنوی این پدیده جلوگیری به عمل آید.
۱۳۳۱.

کاربرد فناوری بلاکچین در آینده صنعت ورزش ایران(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۲ تعداد دانلود : ۷۳
هدف : پژوهش حاضر به تحلیل اثرات فناوری بلاکچین بر آینده صنعت ورزش ایران پرداخته است. روش شناسی : پژوهش حاضر از نوع کاربردی و با استفاده از روش آمیخته (کیفی-کمی) انجام شده است. در بخش کیفی، از تحلیل مضمون و رویکرد گلیزر برای استخراج مفاهیم و الگوها استفاده شد و داده ها با کدگذاری باز و محوری تحلیل شد. در بخش کمی، مدل معادلات ساختاری با استفاده از نرم افزار SmartPLS نسخه ۴ تحلیل شد. جامعه آماری در بخش کیفی ۲۳ نفر از متخصصان و صاحب نظران بودند که از روش نمونه گیری هدفمند و گلوله برفی استفاده شد. در بخش کمی، ۲۷۲ نفر از دست اندرکاران باشگاه های ورزشی به پرسشنامه پاسخ دادند و پایایی و روایی مدل های پیشنهادی با روش های مختلف ارزیابی شد. یافته ها : در بخش کیفی  از تحلیل مصاحبه ها، هشت مقوله اصلی شناسایی شد که شامل تسهیل در ارتباطات، کاهش هزینه ها، نوآوری در درآمدزایی، شفافیت و امنیت داده ها، و ارتقای تجربه هواداران بودند. در بخش کمی، مدل ساختاری با استفاده از تحلیل معادلات ساختاری تأیید شد و ضرایب بارهای عاملی نشان داد که مدل از برازش مناسبی برخوردار است. این پژوهش اثرات بلاکچین را در بهبود مدیریت قراردادها، توسعه اعتماد، و بهره برداری از مزایای اقتصادی در صنعت ورزش ایران تایید کرد. نتیجه گیری : بلاکچین با ویژگی هایی همچون شفافیت، امنیت و نوآوری می تواند تحولات اساسی و پایداری در صنعت ورزش ایران به وجود آورد. این پژوهش نشان می دهد، همگرایی بلاکچین و ورزش به ویژه در حوزه های مالی، مدیریتی و تعاملات با هواداران، موجب شکل گیری دورانی نوین و پر از فرصت های توسعه و نوآوری در این صنعت خواهد شد.
۱۳۳۲.

اثرات اجتماعی درک شده ورزش قهرمانی و تاثیر آن بر تمایل به حمایت(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۲ تعداد دانلود : ۶۶
هدف : هدف پژوهش حاضر تعیین اثرات اجتماعی درک شده ورزش قهرمانی و میزان رابطه با تمایل به حمایت از این ورزش بود. روش شناسی : روش پژوهش توصیفی از نوع همبستگی بود. جامعه آماری دانشجویان دانشگاه های شهر رشت بودند که تعداد 456 دانشجو براساس جدول مورگان به روش تصادفی طبقه ای به عنوان نمونه انتخاب شدند. ابزار گردآوری داده ها پرسشنامه های استاندارد اثرات اجتماعی دی ریک و دی بوسچر (2019) و تمایل به حمایت هالمن و همکاران (2016) بود. روایی صوری و محتوایی پرسشنامه توسط اساتید مدیریت ورزشی و پایایی با استفاده از آلفای کرونباخ (0/87=ɑ) تائید شد. برای تجزیه وتحلیل داده ها از آزمون فریدمن و رگرسیون لجستیک به وسیله نرم افزار SPSS20 استفاده شد. یافته ها : بر اساس نتایج آزمون فریدمن، بیشترین اثر اجتماعی درک شده مربوط به اعتبار بین المللی و قدرت سیاسی با میانگین رتبه (7/21) و کمترین مربوط به توانایی و کیفیت زندگی ورزشکاران با میانگین رتبه (2/52) بود. همچنین نتایج رگرسیون لجستیک نشان داد که در بین ابعاد اثرات اجتماعی درک شده (ابعاد احساس خوب و اشتیاق، مشارکت ورزشی و سلامتی) با حمایت به صورت تمایل به صرف مالیات پرداختی در ورزش قهرمانی رابطه معنی داری وجود دارد. همچنین در بین ابعاد اثرات اجتماعی درک شده (ابعاد برابری و شمول اجتماعی، احساس خوب و اشتیاق و مصرف محلی و شرایط زندگی) با حمایت به صورت تمایل به پیگیری اخبار و اطلاعات ورزشی رابطه معنی دار بود؛ همین طور در بین ابعاد اثرات اجتماعی درک شده (ابعاد برابری و شمول اجتماعی، احساس خوب و اشتیاق، مشارکت ورزشی و سلامتی، مصرف محلی و شرایط زندگی) با حمایت به صورت تمایل به تماشای مسابقات و رویدادهای ورزشی از تلویزیون رابطه مثبت و معنی داری بود. نتیجه گیری : ابعاد احساس خوب و اشتیاق، مشارکت ورزشی و سلامتی، برابری و شمول اجتماعی، مصرف محلی و شرایط زندگی به ترتیب سبب حمایت از ورزش قهرمانی می شود. توجه به این تاثیرات در سطوح مختلف مبنایی برای توجه به ورزش قهرمانی و سرمایه گذاری دولت در ورزش قهرمانی بر مبنای اهداف موردنظر می باشد.
۱۳۳۳.

سناریوهای راهبردی توسعه ورزش استان فارس با رویکرد آمایش سرزمینی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۷ تعداد دانلود : ۷۰
هدف : مطالعه حاضر با هدف کشف آینده های پیش روی ورزش استان فارس و تدوین سناریوهای آن برای 20 سال آینده و ارائه استراتژی انجام شده است. روش شناسی : این پژوهش با رویکرد سناریونگاری و استفاده از روش تحلیل روندها و عدم قطعیت ها به طراحی سناریوهای آینده پرداخته است. مشارکت کنندگان شامل 30 نفر از ذینفعان ورزش استان فارس بودند که به وسیله نمونه گیری هدفمند انتخاب شدند. داده ها از طریق مصاحبه جمع آوری شد. در ابتدا محدوده پروژه مشخص و عوامل اصلی توسعه شناسایی شد. سپس دو عدم قطعیت کلیدی برای طراحی سناریوها تعیین و چهار سناریوی ممکن تعریف؛ و در نهایت، یک استراتژی کلی بر اساس سناریوها ارائه شد. یافته ها : 23 عامل مؤثر بر آینده ورزش استان فارس شناسایی شد. بر اساس تحلیل میزان تأثیرگذاری و عدم قطعیت این عوامل، دو بعد کلیدی «سازماندهی مجدد و خصوصی سازی با روش های نوین تعالی» و «توسعه گردشگری ورزشی با بهره گیری از فناوری های نوین و ارتباطات» شناسایی شدند. بر این اساس، ماتریس سناریو شکل گرفت و چهار سناریوی محتمل برای توسعه ورزش استان فارس تا افق 1420 تدوین شد. نتیجه گیری : چالش اصلی توسعه ورزش استان فارس، نه در فقدان منابع، بلکه در نبود انسجام نهادی، ضعف برنامه ریزی راهبردی و بهره برداری ناکافی از ظرفیت های انسانی، اقلیمی و فناورانه است. بر اساس چهار سناریوی محتمل ورزش استان تا افق 1420، استراتژی «خصوصی سازی بر مبنای دسترسی حداکثری نسبت به اهداف (ورزش همگانی و قهرمانی و گردشگری ورزشی) با رویکرد بهره ورانه» می تواند مسیر مؤثری برای هدایت توسعه ورزش استان فراهم سازد.
۱۳۳۴.

کدام نوع بازخورد اصلاحی را باید برای زبان آموزان سالمند در اولویت قرار داد؟ بررسی بازخورد هم کلاسی-محور مستقیم و غیر مستقیم(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۲ تعداد دانلود : ۵۵
با وجود افزایش چشمگیر پژوهش ها درباره بازخورد اصلاحی در سال های اخیر، موضوع مناسب بودن روش های اصلاح خطا برای سالمندان (افراد بالای ۵۰ سال) همچنان کمتر مورد توجه قرار گرفته است. برای پر کردن این شکاف، مطالعه حاضر به بررسی اثربخشی بازخورد هم کلاسی به دو صورت مستقیم و غیرمستقیم بر بهبود مهارت های دستور زبان در این گروه سنی پرداخته است. پانزده زبان آموزان سطح متوسط  بالای ۵۰ سال (میانگین سنی= ۵/۶۴)، در یک مؤسسه بازنشستگی غیرانتفاعی، در یک پیش آزمون، چهار پس آزمون، یک مصاحبه گروهی و جلسات بازبینی نتایج توسط مشارکت کنندگان شرکت کردند. شرکت کنندگان در چهار جلسه نخست، بازخورد هم کلاسی مستقیم و در چهار جلسه بعدی، بازخورد غیرمستقیم دریافت کردند (با طراحی متقاطع متوازن). پس از پاک سازی داده ها از طریق میانگین گیری، تشخیص داده های پرت، و آزمون نرمال بودن، نتایج تحلیل واریانس نشان داد که بازخورد غیرمستقیم به طور معناداری برای آموزش دستور زبان سالمندان شرکت کننده مؤثرتر بوده است. به طور کلی، مصاحبه شوندگان بازخورد هم کلاسی را رویکردی حمایت گرایانه تلقی کردند و اظهار داشتند که اصلاح خطاهای دیگران، فرصت یادگیری متقابل را برای هر دو طرف فراهم ساخته است. آنان همچنین از کار گروهی و حمایت متقابل که باعث ارتقای رشد زبانی شان شد، ابراز رضایت داشتند. یافته های پژوهش نشان داد که بازخورد غیرمستقیم در بهبود دستور زبان زبان آموزان سالمند تأثیر معناداری داشته است؛ هرچند به نظر می رسید شرکت کنندگان تمایل بیشتری به بازخورد مستقیم داشتند و آن را برای درک آسان تر و بازخورددهی مؤثرتر ترجیح می دادند.
۱۳۳۵.

بررسی ترجمه انگلیسی گزاره های ناظر به زنان در نهج البلاغه با محوریت مذمت(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۸ تعداد دانلود : ۶۹
هدف: در نهج البلاغه گاه با عباراتی روبه رو می شویم که نکوهش به شمار می روند و یا ممکن است ظاهری نکوهش آمیز داشته باشند اما با توجه به شرح و تفاسیر موجود، ممکن است اشاراتی دیگر در بطن آن نهفته یا کاربردی متفاوت از آنچه به ذهن می رسد، برای آن ها تعریف شود. این پژوهش که به شیوه کیفی - توصیفی و از دیدگاه مطالعات ترجمه انجام می شود، می کوشد راهکارهای اتخاذ شده از سوی دو مترجم انگلیسی برای عبارات نکوهش آمیز را بررسی کند. روش تحقیق: چهارچوب نظری مورد بحث مربوط به وارن می باشد که در خصوص ترجمه «به گویانه» یا «آمیخته با حسن تعبیر[1]» ارائه داده است. بدین منظور، عبارات کنایی نکوهش آمیز نهج البلاغه در خصوص زنان استخراج و دو ترجمه انگلیسی آنها تحلیل گردید. یافته ها: نتایج نشان می دهد که در مجموع، در این دو ترجمه از سه روش ترجمه مستقیم، تعدیلی و توضیحی استفاده شده و در نتیجه، راهکار ترجمه تحت اللفظی فراوانی بیشتری داشته است. بعد از آن راهکار تصریح، گسترش معنایی و رد خلف که از تکنیک های به گویانه هستند بیشترین فراوانی را به خود اختصاص داده اند. بقیه راهکارها فراوانی درخور توجه نداشته اند. نتیجه گیری: نتایج نشان داد که در بعضی موارد، ممکن است ترجمه مستقیم باعث سوء برداشت از مفاهیم موجود شود ولی در خصوص راهکار تعدیلی و توضیحی که در مرتبه بعدی فراوانی قرار دارند به دلیل استفاده از راهکارهای به گویانه، مانند تصریح، احتمالاً مفهوم مورد نظر بهتر منتقل می شود.
۱۳۳۶.

بررسی ساخت واژی برگردان های ادبیات کودک (مورد پژوهی: نو واژه های برگردان شده کتاب The School for Good and Evil)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۵ تعداد دانلود : ۶۶
این پژوهش با رویکردی ساخت واژی به بررسی نوواژه های برگردان شده در ترجمه The School for Good and Evil نوشته سومان چینانی می پردازد. اهمیت نوواژه ها در ادبیات کودک و چالش های برگردان آن ها مطرح و مفاهیم مرتبط با نوواژه، انواع واژه سازی، معادل سازی و راهبردهای برگردان بر اساس مدل نیومارک بررسی شده است. روش پژوهش، کیفی و مبتنی بر تحلیل واژه هاست. پیکره پژوهش شامل چهار جلد از این اثر و دو ترجمه فارسی آن هاست. دسته بندی و تحلیل ساخت واژی نوواژه های برگردان شده نشان می دهد که مترجمان، نوواژه های انگلیسی را به روش های مختلفی برگردان کرده اند که حاصل آن ها واژگان متنوعی در زبان فارسی است. یافته ها نشان می دهد مترجمان از مجموعه ای از راهبردهای مختلف ازجمله انتقال یا طبیعی سازی استفاده کرده اند و انتخاب هرکدام از این راهبردها توسط مترجمان دو ناشر می تواند نقش تعیین کننده ای در میزان انتقال دقیق معنا، حفظ یا حذف خلاقیت و تازگی متن و درک مخاطب داشته باشد.
۱۳۳۷.

مقایسه راهبردهای کنش گفتاری درخواست در کودک دیرآموز و کودکان عادی (یک مطالعه موردی)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۷ تعداد دانلود : ۶۶
هدف این پژوهش، بررسی و مقایسه راهبردهای کنش گفتاری «درخواست» در میان نوجوانان دیرآموز و نوجوانان عادی در موقعیت های اجتماعی متنوع است. چارچوب نظری پژوهش مبتنی بر الگوی سه لایه ای بلوم-کولکا و اولشتاین (1984) و طبقه بندی ادب زبانی براون و لوینسون (1987) است. داده ها از طریق پرسشنامه تحلیل گفتمان با تمرکز بر هشت موقعیت ارتباطی متفاوت (با در نظر گرفتن متغیرهایی مانند میزان رسمیت، آشنایی، اهمیت موضوع، قدرت و سن مخاطب) گردآوری شده اند. شرکت کنندگان شامل ۳۰ نوجوان عادی (۱۴ تا ۱۷ ساله) و یک نوجوان دیرآموز 17 ساله بودند. پاسخ های آن ها بر اساس راهبردهای مستقیم، تعدیل های درونی و تعدیل های بیرونی تحلیل شد. نتایج تحلیل آماری و کیفی نشان داد که نوجوان دیرآموز به طور معناداری بیشتر از راهبرد مستقیم استفاده می کند، درحالی که نوجوانان عادی تمایل بیشتری به بهره گیری از تعدیل های درونی و بیرونی دارند. یافته ها حاکی از آن است که تفاوت های شناختی و کاربردشناختی، بر انتخاب راهبردهای زبانی در کنش گفتاری درخواست تأثیرگذارند. این نتایج نشان دهنده لزوم طراحی مداخلات آموزشی کاربردشناختی برای گروه های دیرآموز است.
۱۳۳۸.

Development and Validation of a Scale for Measuring Post-modernistic Critical Pedagogy-based Curriculum Beliefs among Iranian EFL Teachers(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۰ تعداد دانلود : ۷۲
This study aimed to identify the foundational principles of a post-modernistic critical pedagogy-based (PMCP) curriculum and to develop and validate a scale measuring English as a Foreign Language (EFL) teachers’ beliefs about curriculum in the Iranian high school context. Grounded in the theoretical traditions of critical pedagogy and postmodern curriculum theory, the study was motivated by long-standing concerns about the ideological rigidity, cultural narrowness, and behaviorist orientation of the current national English curriculum. Drawing on PMCP principles such as learner empowerment, cultural inclusivity, dialogic learning, and ethical pluralism, the initial conceptual framework was constructed through a synthesis of relevant literature and semi-structured interviews with in-service Iranian EFL teachers. Based on this framework, a 35-item questionnaire was developed to measure teachers’ beliefs across four curriculum components: goals, content, methods, and assessment. A sequential exploratory mixed-methods design was employed to validate the scale. Content validity was confirmed through experts' review, while internal consistency was supported by Cronbach’s alpha (α= .898). Exploratory factor analysis yielded a five-factor solution, accounting for 77.79% of the total variance. Model fit indices confirmed the structural adequacy of the instrument. The validated scale offers a theoretically grounded and empirically robust tool for examining teachers’ curriculum beliefs within the Iranian school curriculum, thereby contributing to research and policy dialogue on a transformative curriculum reform in the centralized EFL education systems.
۱۳۳۹.

Hedges and Boosters in the Writing of Advanced Iranian EFL Learners(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۶ تعداد دانلود : ۷۳
This quantitative corpus-based study investigated the use of hedges and boosters in the writing of Iranian advanced EFL learners, with particular attention to potential gender differences. Forty EFL learners (20 males and 20 females, aged 15-20) were purposively selected from private language institutes in Yasouj, Iran, based on their performance on the Quick Oxford Placement Test (QOPT). A corpus of 40 essays (12,464 words total) was analyzed using Hyland's (2005) metadiscourse framework to identify and categorize hedges and boosters. Manual coding by two raters achieved substantial inter-rater reliability (r = .79). Frequency counts were normalized per 1,000 words, and chi-square tests were employed to examine gender differences. Results revealed that learners employed various types of hedges and boosters, with epistemic modal verbs being the most frequent category for both marker types, while epistemic nouns were rare or absent. Epistemic adjectives were the least frequent hedges, and epistemic nouns were the least frequent boosters. Notably, chi-square tests indicated no statistically significant gender differences in the use of either hedges or boosters, suggesting that male and female learners employed these markers with similar frequency and variety. The findings highlight the predominance of basic, frequently taught metadiscourse forms and suggest a need for explicit instruction to expand learners' repertoire of hedging and boosting strategies. Pedagogical implications emphasize the importance of genre-based, corpus-informed instruction and teacher professional development in metadiscourse awareness.
۱۳۴۰.

بررسی تطبیقی مالکیت ادبی هنری در نظام های حقوقی ایران و عراق

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۲ تعداد دانلود : ۶۹
 مالکیت ادبی و هنری به عنوان یکی از شاخه های بنیادین حقوق مالکیت فکری، در عصر گسترش فناوری های نوین و تحولات ارتباطی با چالش های متعددی در حوزه شناسایی، حمایت و اجرای حقوق پدیدآورندگان مواجه شده است. در این میان، تفاوت ساختارهای تقنینی و اجرایی در نظام های حقوقی مختلف، ضرورت مطالعات تطبیقی را دوچندان می سازد. مسئله اصلی این پژوهش بررسی میزان کارآمدی و همگرایی یا واگرایی قواعد حاکم بر مالکیت ادبی و هنری در دو نظام حقوقی ایران و عراق و تحلیل چالش های موجود در مسیر حمایت مؤثر از حقوق پدیدآورندگان است. هدف پژوهش، تبیین چارچوب های قانونی، ارزیابی نقاط قوت و ضعف مقررات موجود و ارائه تصویری مقایسه ای از وضعیت حمایت حقوقی در دو کشور است. این تحقیق با استفاده از روش توصیفی تحلیلی و با تکیه بر منابع کتابخانه ای، قوانین موضوعه و اسناد بین المللی مرتبط انجام شده است. یافته های پژوهش نشان می دهد که هرچند هر دو نظام حقوقی در شناسایی اصول کلی حمایت از آثار ادبی و هنری اشتراک دارند، اما در حوزه هایی نظیر ضمانت اجراها، قلمرو حمایت و انطباق با استانداردهای بین المللی با چالش ها و کاستی هایی مواجه اند. همچنین، نظام حقوقی عراق در برخی موارد به دلیل تأثیرپذیری بیشتر از اسناد بین المللی، انعطاف پذیری بیشتری نشان می دهد، درحالی که در حقوق ایران نیاز به بازنگری و به روزرسانی مقررات بیش از پیش احساس می شود.

تبلیغات

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

حوزه تخصصی

زبان