ترتیب بر اساس: جدیدترینمرتبط‌ترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۹۶۱ تا ۹۸۰ مورد از کل ۵۵۹٬۷۹۲ مورد.
۹۶۱.

پیشایندها، مؤلفه ها و پیامدهای به کارگیری هوش مصنوعی در صنعت بیمه(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۷ تعداد دانلود : ۶۶
پیشینه و اهداف: امروزه، پذیرش هوش مصنوعی در بازارهای بیمه در مراحل اولیه خود است و تحقیقات علمی درباره پیامدهای هوش مصنوعی بر مدل کسب وکار بیمه هنوز محدود است. بر همین اساس، در این پژوهش به شناسایی پیشایندها، مؤلفه ها و پیامدهای استفاده از هوش مصنوعی در صنعت بیمه و ارائه مدل مناسب در این زمینه پرداخته شد. روش شناسی: پژوهش حاضر با رویکرد کیفی و بر پایه پارادایم تفسیرگرایانه و روش استقرایی انجام گرفته است. این مطالعه با هدف پاسخ به یک مسئله کاربردی و پر کردن شکاف دانش در حوزه بیمه طراحی شده است و درعین حال با پیشنهاد یک مدل مفهومی جدید، جنبه توسعه ای نیز دارد. برای گردآوری داده ها، نمونه گیری هدفمند و گلوله برفی در میان خبرگان صنعت بیمه و فنّاوری اطلاعات به کار رفت و پس از رسیدن به اشباع نظری، ۴۰ مصاحبه نیمه ساختاریافته با مدیران، کارشناسان شرکت های بیمه و اعضای هیئت علمی دانشگاه ها انجام شد. داده های به دست آمده با روش تحلیل مضمون و طی سه مرحله کدگذاری باز، محوری و انتخابی در نرم افزار MAXQDA 2020 بررسی شد تا کدهای اصلی، مضامین کلیدی و الگوی مفهومی پژوهش استخراج شود. یافته ها: در این پژوهش، مجموعاً ۵۶۶ کد از مصاحبه ها استخراج شد که پس از ادغام و سازمان دهی، ۶۳ کد نهایی به دست آمد. این کدها در سه مقوله اصلی «پیشایندها»، «مؤلفه ها» و «پیامدها» طبقه بندی شدند. براساس چهارچوب فنّاوری –  سازمان –  محیط (TOE)، هریک از این مقوله ها به ابعاد سازمانی، فنّاورانه و محیطی تقسیم شدند. پیشایندها شامل پیشایندهای سازمانی (مانند مزیت نسبی و رقابتی، کاهش زمان و هزینه، خودکارآمدی ادراک شده، سودمندی و ریسک ادراک شده، تقلب، اعتماد، اندازه سازمان، رشد مطالبات بیمه ای)، فنّاورانه (پیچیدگی، تحول در قدرت محاسباتی) و محیطی (فشار رقابتی، پویایی بازار، انتظارات مشتریان) بودند. مؤلفه ها نیز به سه زیرمقوله سازمانی (زیرساخت، حمایت مدیریت ارشد، ایجاد اعتماد در ذی نفعان، آموزش، فرهنگ و دانش سازمانی، مهارت های مدیریتی، بودجه)، محیطی (حمایت دولت، دریافت کمک های مالی از بانک ها) و فنّاورانه (شایستگی های فنّاوری، دسترسی به دستورالعمل های پذیرش فنّاوری، کیفیت و دسترسی به داده ها) تقسیم شدند. همچنین، مقوله پیامدها شامل پیامدهای مثبت و منفی بود که از مهم ترین پیامدهای مثبت می توان به شخصی سازی خدمات، تعیین و ارزیابی ریسک پویا و کشف تقلب اشاره کرد.   نتیجه گیری: پژوهش حاضر مدل مفهومی جامعی را برای شناسایی و طبقه بندی پیشایندها، مؤلفه ها و پیامدهای به کارگیری هوش مصنوعی ارائه داده است که قابلیت اجرایی در صنعت بیمه را داراست. با توجه به جامعیت این مدل، پیشنهاد می شود در پژوهش های آینده، مدل ارائه شده به طور کمّی بررسی و سنجش شود و در زیربخش های تخصصی بیمه مانند بیمه سلامت یا خودرو، اولویت بندی گردد. این رویکرد، امکان انتخاب مسیر بهینه توسعه هوش مصنوعی را برای سیاست گذاران و مدیران راهبردی صنعت بیمه فراهم خواهد کرد.
۹۶۲.

نقش ذهنیت فلسفی در پیش بینی سبک های تدریس و کیفیت آموزش معلمان دوره دوم ابتدایی شهرستان ریگان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۴ تعداد دانلود : ۳۸
ذهنیت فلسفی، معادل روح فلسفی خصوصیاتی است، که در رفتار و طرز فکر فیلسوف، برخورد وی با دیگران، روبرو شدن با مشکلات و بطور کلی در کلیه شئون زندگی وی به چشم می خورد و باعث تمایز او از دیگران می شود. این تحقیق با هدف بررسی نقش ذهنیت فلسفی در پیش بینی سبک های تدریس و کیفیت آموزش معلمان دوره دوم ابتدایی شهرستان ریگان انجام شد. با در نظر گرفتن هدف و ماهیت پژوهش روش تحقیق، این پژوهش از لحاظ هدف کاربردی و از نوع همبستگی است. جامعه آماری این پژوهش کلیه معلمان دوره دوم ابتدایی شهرستان ریگان در سال تحصیلی 1403-1402 بوده است . جامعه آماری تحقیق کلیه معلمان دوره دوم ابتدایی شهرستان ریگان به تعداد 175 نفر است و روش نمونه گیری در دسترس بوده است. ابزار گردآوری داده ها پرسشنامه ذهنیت فلسفی جهانگیری(1393)، پرسشنامه سبک تدریس گراشا (1996) و پرسشنامه کیفیت آموزش رسولی (1389) است. یافته های تحقیق نشان داد که معلمانی که ذهنیت فلسفی بالاتری دارند، نمره بیش تری در سبک تدریس دارند و معلمان با نمره بالاتر در ذهنیت فلسفی، وضعیت بهتری در سبک تدریس مولد، سبک تدریس عملی، سبک تدریس تحلیلی و سبک تدریس خلاق دارند، همچنین معلمین با نمره ذهنیت فلسفی بالاتر از کیفیت تدریس بهتری برخوردار هستند، بنابراین می توان نتیجه گرفت که معلمانی که از ذهنیت فلسفی بالاتری برخوردار هستند، در سبک تدریس و کیفیت تدریس موفق تر هستند. 
۹۶۳.

نسبت سنجی نقش زنان و نهادهای اجتماعی در بازسازی نظم اجتماعی در پسابحران های سیاسی-اجتماعی دهه 90 و 1401 در ایران

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۹ تعداد دانلود : ۱۰۵
تحولات اجتماعی دهه 90 و به ویژه رخدادهای ۱۴۰۱ نشان داد که زنان به یکی از مهم ترین کانون های منازعه ادراکی و رسانه ای علیه جمهوری اسلامی تبدیل شده اند؛ با این حال، تحلیل های رایج غالباً یا زنان را به کنشگرانی احساسی و واکنشی تقلیل می دهند یا آنان را در چارچوب روایات رسانه های بیگانه به عنوان پیشران گسست اجتماعی صورت بندی می کنند. این پژوهش با به کارگیری روش توصیفی–تحلیلی و اتکا بر داده های مستند، می کوشد با استفاده از یک چارچوب نظری سه سطحی شامل آسیب های نهادی پسا بحران، الگوهای کنشگری زنان در دوره بحران و سازوکارهای بازسازی نظم اجتماعی در مرحله پسا بحران، نقش واقعی زنان را در پویش های ادراکی و هنجاری جامعه ایران آشکار سازد. یافته ها نشان می دهد که عملیات شناختی علیه زنان از طریق برجسته سازی سوژه هایی چون پوشش، کرامت، نشاط اجتماعی، نقش مادرانه و مشارکت مدنی، در پی تخریب انسجام ادراکی و ایجاد چندپارگی هویتی است؛ اما ظرفیت نرم زنان در عرصه خانواده، نهادهای اجتماعی زنانه و شبکه های محلی، این عملیات را تا حد زیادی خنثی کرده و مسیر ترمیم شکاف های ادراکی و هنجاری را تسهیل کرده است. تحلیل نتایج نشان می دهد که زنان با تقویت مرجعیت های عاطفی، بازتعریف مرز میان اعتراض مشروع و آشوب، تثبیت روایت ملی و بازتولید سرمایه اجتماعی، به بازیگران کلیدی در عبور جامعه از بی ثباتی ادراکی به سامان یابی اجتماعی تبدیل شده اند. بر این اساس، پژوهش نتیجه می گیرد که فهم نقش زنان در ایران معاصر باید از سطح تحلیل های احساسی عبور کرده و در چارچوب «نظم سازی پسابحران» و «مدیریت ادراک جمعی» بازتعریف شود؛ امری که تقویت جایگاه زنان در حکمرانی و نهادهای اجتماعی را به ضرورتی راهبردی برای امنیت اجتماعی و ثبات ملی بدل می سازد.
۹۶۴.

تحلیل چندسطحی چالش های مدیریتی گودهای مسکونی در بافت فرسوده شهری (نمونه موردی: گود سیدالشهدا تهران)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۱ تعداد دانلود : ۴۶
این مطالعه با هدف ارائه تحلیلی چندسطحی از چالش های مدیریتی گودهای مسکونی در بافت فرسوده شهری، با تمرکز ویژه بر گود سیدالشهدا تهران انجام شد. ضرورت انجام این پژوهش از پیچیدگی فزاینده مدیریت فضاهای بحرانی در کلان شهرها و ضعف هماهنگی میان سطوح مختلف حکمرانی شهری ناشی می شود. به این منظور، از رویکرد ترکیبی کیفی کمی برای تحلیل داده های گردآوری شده از سطوح مختلف نهادی، سازمانی و محلی استفاده شد. یافته های کیفی، معماری بحران را در قالب سه تم کلیدی آشکار ساخت: «چرخه معیوب آسیب پذیری سه گانه» (ترکیب فقر ساختاری، فرسودگی کالبدی و فروپاشی نهادی)، «جهان های اجتماعی موازی» (شکل گیری شکاف های هویتی فعال و پارادوکس همبستگی) و «گسست نهادی سه لایه» (فروپاشی اعتماد در سطوح ارتباطی، عملکردی و پذیرشی). تحلیل کمی نیز با استخراج سه عامل اصلی ناکارآمدی نهادی، ضعف تاب آوری اجتماعی و ناکارآمدی فضایی کالبدی این ساختار سه گانه را تأیید و کمّی کرد. نوآوری این پژوهش در ارائه چارچوبی یکپارچه برای مدیریت چندسطحی است که بر تعامل و هم افزایی نهادهای کلان، میانی و خرد تأکید دارد. بر این اساس، مدل حکمرانی شبکه ای طراحی شد که سه گذار اساسی را ممکن می سازد: گذار از حکمرانی جزیره ای به شبکه ای، از مشارکت نمادین به ساختاریافته و از راهبردهای تک سرعته به چندسرعته. نتایج تحقیق می تواند به عنوان مبنایی برای سیاست گذاری شهری و تقویت مشارکت ساختاریافته ذی نفعان در جهت شکستن چرخه های معیوب بحران به کار رود.
۹۶۵.

بسامد واژگان میهنی در شاهنامه فردوسی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۶ تعداد دانلود : ۴۸
شاهنامه فردوسی، اثری از قرن چهارم هجری، نه تنها منظومه ای حماسی، بلکه سندی زبانی از هویت و میهن دوستی ایرانی است. این پژوهش، با رویکرد آماری-تحلیلی، بسامد واژگان میهنی در شاهنامه را بررسی و تحلیل می کند. یافته های این تحلیل نشان می دهد که واژه «ایران» با ۱۲۵۴ بار تکرار، پربسامدترین واژه میهنی در این اثر است و پس از آن، واژه های «شهر» (۵۸۱ بار) و «کشور» (۲۶۹ بار) قرار دارند. غیاب واژه های عربی مآبی چون «وطن» و کاربرد اندک «میهن» (یک بار)، نشان دهنده آگاهانه بودن انتخاب های زبانی فردوسی در چارچوب سبک خراسانی است. این نوشتار نشان می دهد که فردوسی با تکیه بر واژه «ایران»، به جای معادل های عام تر آن، قصد داشته هویتی خاص و متمایز برای سرزمین خود ترسیم و تقویت کند.
۹۶۶.

An Investigation into Development and Implementation of Knowledge Management in Iranian Government-Affiliated Research Centers(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۱ تعداد دانلود : ۱۰۷
Purpose : This study aims to explore the development and implementation of knowledge management (KM) in Iranian government-affiliated research centers. The primary focus is on identifying key factors, challenges, and opportunities in adopting effective KM practices, with the goal of proposing strategic frameworks and practical recommendations to optimize KM processes in these organizations. Method : A qualitative research design was employed, utilizing a population of scientific articles on KM in Iranian research centers. Through purposive sampling, 55 articles were selected for analysis. The primary tool used was a “Document Review Checklist”. Data were analyzed using a systematic content analysis method, which facilitated the identification of recurring themes and patterns related to KM implementation. Findings : The study identified six global themes critical to KM implementation: Maturity, Knowledge-Based Decision Making, Structural Flexibility, Knowledge-Centricity, Socialization, and Localization of Cloud Computing. While managers and experts recognized the value of KM and demonstrated a willingness to establish relevant systems, significant barriers - such as limited IT infrastructure, insufficient incentives, cultural resistance, and a lack of comprehensive policies hindered effective implementation. The findings also highlighted the importance of fostering a knowledge-sharing culture, providing continuous training, and leveraging advanced technologies like Artificial Intelligence and localized cloud computing to enhance KM processes, data accessibility, and collaboration. Conclusion : The study concluded that nurturing an organizational culture that encourages knowledge sharing, providing adequate training and incentives, and adopting advanced technologies are essential for successful KM implementation. Additionally, leveraging international models and applying continuous improvement strategies can significantly enhance research capacities and elevate organizational performance. Addressing cultural, structural, and technological barriers is crucial for unlocking the full potential of KM in Iranian government-affiliated research centers, ultimately improving decision-making, innovation, and international collaboration.
۹۶۷.

تبیین پدیدارشناسانه تجارب زیسته ی والدین فرزندپذیر ازچالش های والدگری(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۸ تعداد دانلود : ۸۷
والدین فرزندپذیر تجارب و چالش های بسیاری را پیرامون ایجاد ارتباط موثر و تطبیق خود با نیازهای عاطفی، روانی واجتماعی فرزندخواندگان خود تجربه می کنند. این پژوهش بر اساس رویکرد پدیدارشناسی توصیفی انجام شد و هدف از اجرای آن، بررسی چالش های والدگری از دیدگاه والدین فرزندپذیر مراجعه کننده به سازمان بهزیستی استان اصفهان، در سال 1404-1403 بود. بازه زمانی اجرا پژوهش دی ماه تا اسفندماه بود. حجم نمونه دوازده نفر بود و ملاک های اصلی برای انتخاب شرکت کنندگان داشتن حداقل یک فرزند خوانده و داوطلب بودن برای شرکت در پژوهش بود. برای جمع آوری داده ها از مصاحبه نیمه ساختار یافته استفاده و تجربه های زندگی شرکت کنندگان بررسی شد. برای تحلیل مصاحبه ها از روش کلایزی استفاده شد. نتایج مصاحبه ها پس از استخراج موضوعی و طبقه بندی، در 3 مضمون اصلی واکنش های هیجانی اولیه، تغییرات سبک زندگی و چالش های دوران فرزندخواندگی وضرورت های والدگری و 20 مضمون فرعی طبقه بندی شدند. در مجموع، واکاوی چالش های والدگری در والدین فرزندپذیر نشان داد آنها از ابعاد مختلف ارتباطی، رفتاری، اجتماعی، خانوادگی و فرهنگی تحت تاثیر قرار می گیرند. بنابراین از این مضمون ها می توان به منظور تدوین برنامه های آموزشی و روانشناختی برای والدین دارای فرزندخوانده استفاده کرد.
۹۶۸.

نقش هوش مصنوعی در پیش بینی نیم رخ جنایی مجرمان(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۱ تعداد دانلود : ۴۷
جرم و فناوری دو پدیده وابسته به هم در دنیای امروزی هستند و به نوعی رابطه ای دوطرفه دارند. بر همین اساس، مطالعهٔ هم زمان این دو پدیده موضوع بسیاری از پژوهش های جرم شناختی بوده و این پژوهش نیز با هدف تحلیل نقش هوش مصنوعی در پیش بینی نیم رخ جنایی مجرمان انجام شده است. روش انجام پژوهش، کمی و از نوع پیمایشی است. جامعه آماری پژوهش جرم شناسان و محققان جرم شناسی شاغل در پلیس هستند که با استفاده از فرمول حجم نمونهٔ کوکران، تعداد ۲۱۲ نفر از آن ها در استان تهران به عنوان نمونه آماری انتخاب شده اند. گردآوری داده ها در دو بخش اسنادی و میدانی صورت گرفته است. در بخش اسنادی، متناسب با موضوع پژوهش، ادبیات مفهومی و نظری پژوهش در پایگاه های علمی معتبر داخلی و خارجی گردآوری شده و در بخش میدانی، بر پایه فرضیه های پژوهش، اطلاعات مورد نیاز ازطریق پرسش نامه محقق ساخته جمع آوری شده است. تجزیه وتحلیل داده ها به کمک نرم افزارهای آماری SPSS و Amos Graphics انجام شده است. شواهد اسنادی و پژوهش های پیشین، نقش هوش مصنوعی را در شناخت نیم رخ جنایی بسیار پررنگ قلمداد کرده و بر همین اساس، فرضیه پژوهش نیز تدوین شده است. نتایج آماری پژوهش نشان داده که اثر متغیر هوش مصنوعی بر نیم رخ جنایی با ضریب (۶۱/۰) مستقیم و معنادار بوده است و با توجه به قوی بودن این اثر، می توان ادعا کرد که هوش مصنوعی می تواند به طور معناداری پروفایل جنایی مجرم یا همان نیم رخ جنایی را تحت تأثیر قرار دهد. درنتیجه، این فرضیه، که استقبال و استفادهٔ هرچه بیشتر پلیس ایران از تحولات هوش مصنوعی باعث بهبود وضعیت جرائم جامعه می شود، تقویت می شود.
۹۶۹.

مدل فرایندی آموزش مسئولیت پذیری به کودکان در منابع اسلامی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۶ تعداد دانلود : ۴۸
مسئولیت پذیری، مؤلفه ای کلیدی در تربیت اخلاقی، برای پرورش انسان هایی متعهد و وظیفه شناس در ابعاد فردی، اجتماعی و اعتقادی، به ویژه در دوره ابتدایی اول، حیاتی است. هدف پژوهش حاضر طراحی مدل فرایندی آموزش مسئولیت پذیری به دانش آموزان این دوره براساس منابع اسلامی بوده است. روش پژوهش، تحلیل محتوای کیفی استقرائی است. مراحل شامل خوانش اولیه، کدگذاری باز، شناسایی مضمون های پایه و سازمان دهنده، روایی یابی و تفسیر نهایی بود. یافته ها در سه گام ارائه شدند: 1) زمینه های دستیابی شامل زمینه های شناختی (شناخت خدا، خود، دیگران، حق و باطل)، گرایشی (انگیزه، عزت نفس، اعتمادبه نفس، حس مراقبت) و رفتاری (عزم، وفای به عهد، صداقت، انصاف، غیرت)؛ 2) مؤلفه های فرایندی شامل وظیفه شناسی، پاسخگویی، خیرخواهی، عاقبت اندیشی، اقدام جهادی، نگاه خوش بینانه، تعهد دینی، عمل به هنگام، خودجوشی و احساس کارآمدی؛ 3) دستاوردها شامل رشد درونی (رشد فردی: توانمندی درک نتایج اعمال، هدفمندی، انعطاف پذیری، مدیریت احساسات، ابتکار عمل، بردباری، مهارت های رهبری و کار تیمی، انضباط شخصی، مقبولیت اجتماعی، دوراندیشی، ایمان مخلصانه، خودکارآمدی؛ رشد اجتماعی: رضایت مندی اجتماعی، امید به زندگی، سازگاری با محیط، اعتمادسازی، پیشبرد اهداف جامعه، ایجاد ارزش های اجتماعی، خدمت به مردم، احترام به قوانین، دفاع از حقوق مردم، رفع نیازهای حقیقی؛ رشد معنوی: توسل، توکل) و رشد بیرونی (همدلی، همکاری و امید، الگو شدن، اتقان در عمل). این مدل، چارچوبی تلفیقی برای برنامه ریزان درسی، معلمان، والدین و مراکز تربیتی فراهم می کند تا نسلی مسئول و اثرگذار پرورش یابد.
۹۷۰.

Conceptual Analysis, Identification, and Functional Study of Shurṭat al-Khamīs(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۰ تعداد دانلود : ۲۱
Shurṭat al-Khamīs was a military unit composed of elite soldiers loyal to Imam Ali (AS). This force was active at the beginning of his caliphate, before Kūfa became the administrative capital, between 35 and 40 AH. Although several studies have examined Shurṭat al-Khamīs , further research into its concept, instances, and functions is necessary to provide a clearer, more precise understanding of the institution. The present study aims to elucidate the nature and rationale of this term's naming, aiming to offer a more accurate understanding of this institution through process tracing. Among those identified as members of Shurṭat al-Khamīs are Aṣbagh ibn Nubāta, Jābir ibn ʿAbd Allāh , and Mālik al-Ashtar . The most significant functions of this institution include: "Protecting the Imam’s life, monitoring and supervising the marketplace, supporting military operations, pursuing criminals, enforcing legal punishments, boosting morale and assisting other military units, guarding the public treasury, combating internal security threats, and maintaining order in Kūfa." An examination of hadith, exegetical, and historical sources, alongside an analysis of the semantic range of the term, reveals that Shurṭat al-Khamīs does not refer merely to a military unit. Its policing and administrative dimensions are even more prominent, as several members possessed both military and non-military roles. By combining military and administrative duties, this institution often functioned as an executive arm of the government of the Commander of the Faithful (AS), playing a significant role in managing political and social crises.
۹۷۱.

Criteria for Attributing Conflicting Narrations to Taqīyya in Tahdhīb al-Aḥkām: A Comprehensive Study of the Criterion of Conformity with the ʻᾹmma (Sunnis) with an Examination of One Case(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۶ تعداد دانلود : ۲۱
One of the observable phenomena in jurisprudential Ḥadīth texts is their contradiction ( Taʻāruḍ ), which makes it difficult to understand their true intent. There are several methods for dealing with this category of narrations. Shaykh Ṭūsī , in his book Tahdhīb al-Aḥkām , utilized multiple approaches to resolve conflicting narrations. One of these is attributing the narration to Taqīyya (dissimulation). Based on the narrative texts of the Ahl al-Bayt (AS) regarding the discrepancy in ḥadīths , it becomes clear that various factors contributed to these differences, one of which is Taqīyya . The present study aims to answer the following questions: ‘What are Shaykh Ṭūsī' s criteria for attributing narrations to Taqīyya ?’ ‘To what extent does the attribution to Taqīyya align with the Fatwas (religious decrees) and narrative sources of the Ahl al-Sunna (Sunnis)?’ ‘Are the reconciliatory interpretations presented in this case considered arbitrary reconciliations or are they based on valid evidences and signs?’ Using a descriptive-analytical method and examining the book Tahdhīb al-Aḥkām , the researchers concluded that Shaykh Ṭūsī 's criteria for attributing a narration to Taqīyya are not solely limited to conformity with the views of the ʻĀmma (Sunnis); other standards also exist. With respect to the latter two questions, a specific case study was rigorously validated, and it was observed that in that instance, the attribution to Taqīyya based on conformity with the views of the ʻĀmma , and its reconciliatory interpretations, lack strong argumentative support. It appears that this method was predominantly adopted with the aim of reducing narrative conflicts. The authors' objective in presenting this case is to create a reasonable doubt regarding the Taqīyya -based attributions and reconciliatory interpretations proposed by Shaykh Ṭūsī , so that researchers avoid uninvestigated acceptance and analyze the narrations and viewpoints with greater scrutiny. This study demonstrates that Shaykh Ṭūsī utilized arbitrary reconciliation in presenting some of the reconciliatory interpretations.
۹۷۲.

Ibn Abī Shaybah’s Methodology in Compiling al-Muṣannaf and Its Position within the Hadith Corpora of Islamic Denominations(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۲ تعداد دانلود : ۱۹
al-Muṣannaf by Abū Bakr ibn Abī Shaybah (d. 235/849) is among the most significant hadith works in Islamic history. With more than 37,000 reports covering a wide range of legal, ethical, theological, and historical subjects, it played a crucial role in preserving the narrative heritage of the early centuries. In addition to Prophetic traditions, the collection contains numerous statements by Companions and Successors, and its structure is organized into legal and thematic chapters. This study uses a descriptive–analytical approach to examine the structure and content of the work. The aim is to clarify Ibn Abī Shaybah ’s methodology in collecting, arranging, and transmitting reports. The study also assesses the status of al-Muṣannaf within Sunni hadith corpora and its reception in Shi’a sources. The findings show that Ibn Abī Shaybah emphasized unelaborated transmission, detailed Isnād citation, thematic arrangement, and the inclusion of diverse materials. He left biographical evaluation, content analysis, and preferential judgment to the reader. This approach makes the work a neutral and foundational source for historical studies and comparative Fiqh, but further analysis is needed for direct juridical use. The high esteem of Sunni hadith scholars for this work and the frequent references to it by Shi’a scholars demonstrate its inter-sectarian relevance and value for comparative scholarship.
۹۷۳.

A Critical Comparative Analysis of the Concept of God’s "Form" (Ṣūrah) and "Face" (Wajh) in the Views of Salafi and Imami Hadith Commentators(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۸ تعداد دانلود : ۲۶
The study of the so-called Khabarī attributes has long been a subject of investigation among Muslim scholars. Accordingly, based on certain Qurʾanic verses and narrations, God is described by the attribute of "Face" ( Wajh ), and according to some narrations, He is also described by the attribute of "Form" ( Ṣūrah ). Reliance on the literal meanings of these two attributes gives rise to ambiguities such as anthropomorphism ( Tajsīm ) and assimilation ( Tashbīḥ ). Therefore, examining exegetical and hadith-commentarial theories is necessary in order to clarify a view consistent with the principles of divine unity ( Tawḥīd ). In this regard, hadith commentators of the two intellectual traditions of Salafism and Imami Shiʿism, in accordance with their distinct doctrinal foundations, have offered explanations of these two attributes. Clarifying and critically evaluating these views is essential for identifying the correct position concerning the divine attributes. For this reason, the present study examines the attributes of "Form" and "Face" in the Qurʾan and narrations, with a focus on the perspectives of Salafi and Imami hadith commentators. Adopting a comparative approach, it analyzes and critiques the exegetical and hadith-commentarial views of Sunni, Salafi, and Shiʿi scholars, and seeks to identify the sound interpretation of these two attributes. The findings indicate that Salafis, by accepting the apparent meaning of the text in the narration "God created Adam in His form" ( Khalaqa Allāhu Ādama ʿalā Ṣūratih ), refer the pronoun "His form" ( Ṣūratih ) to God and, based on the principle of adherence to the literal meaning, regard the "Face of God" as visible on the Day of Resurrection. In contrast, Imami commentators, relying on an interpretive approach, understand "Form" as the manifestation of divine attributes in the human being, and interpret "Face" either as the luminous reality of the Prophet or as the divine essence without any literal, corporeal meaning. Consequently, the perspective of Imami hadith commentators is more consistent with Qurʾanic- and Sunnah-based principles of divine unity, whereas the literalist Salafi approach leads to numerous rational challenges, such as anthropomorphism and assimilation.
۹۷۴.

نقد و تحلیل گزارش انتساب شراب خواری به حضرت عیسی(ع) در انجیل متّی با تأکید بر قرآن، روایات اسلامی و منابع مسیحی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۳ تعداد دانلود : ۲۴
هدف از این پژوهش امکان سنجی شراب خواری پیامبر الهی عیسی(ع) در انجیل متّی و سایر منابع کتاب مقدس بوده است. این موضوع به عنوان یک تعارض با آموزه های قرآن کریم مدنظر بوده است. سؤال اصلی تحقیق که با روش کتابخانه ای و با رویکرد تحلیلی سامان یافته، چنین است: بر اساس انجیل متّی و سایر قرائن درون دینی مسیحی، امکان نسبت شرب خمر به عیسی(ع) وجود داشته است؟ چگونه می توان با قرائنی خارج از عهدین این موضوع را نقد نمود؟ و منابع اسلامی نیز به این انتساب چه واکنشی نشان داده اند؟ به همین منظور افزون بر جست وجو در عهدین، با تأکید بر انجیل متّی به عنوان یکی از اناجیل هم نوا (نظیر) به منابع اسلامی شامل آیات، تفاسیر روایی و احادیث نیز نگریسته شده است. یافته ها نشان می دهد که تعارضی میان قرآن و انجیل متّی به صورت مبنایی در مورد شرب خمر وجود نداشته است و می توان این تعارض را بدوی و ظاهری دانست؛ یعنی در اناجیل هم نوا شاهد وحدت نظر با قرآن هستیم؛ اما در رسائل پولس آزادی در نوشیدنی ها تجویز شده است، احادیث اسلامی نیز موید این مساله بود به نحوی که شرب خمر در تمام ادیان الهی مورد نکوهش بوده است و جوازی شرعی براین مسئله هیچ گاه وجود نداشته است.
۹۷۵.

تحلیل داستان فرود سیاوش در شاهنامه براساس نظریه سائق مرگ فروید(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۷ تعداد دانلود : ۳۴
یکی از آرای درخور توجه فروید که جزء نظریات متأخر او محسوب می شود، نظریه غرایز مرگ و زندگی است. براساس این نظریه، فروید جهان را عرصه مبارزه دو سائق مرگ و زندگی می داند و کنش ها و واکنش های انسان نیز از منظر او نتیجه غلبه یکی از این نیروها بر دیگری است؛ علاوه بر این فروید محتاطانه درباره میلی ناهشیار در درون انسان سخن می گوید که او را به سمت نابودی و ویرانگری می کشاند و باور دارد پرخاش به دیگری و تمایل به خودتخریبی دو نمود این میل ناهشیار است. پژوهش حاضر با روش توصیفی–تحلیلی باتوجه به تعریف فروید از سائق مرگ داستان فرود سیاوش در شاهنامه را بررسی و تحلیل می کند؛ زیرا به نظر می رسد این داستان بیش از هر انگیزش دیگری تحت تأثیر سائق مرگ است و صدای مسلّط بر داستان فرود سیاوش طنین تاناتوس یا همان غریزه مرگ است و اتفاقاتی نظیر خودکشی پرستندگان، ناامیدی و سرخوردگی فرود و جریره، کشتن اسب ها، خودکشی جریره و سخنان پایانی فرود و غیره نشان دهنده این تسلط اند.
۹۷۶.

تحلیل ساختار و محتوای کنار رود خین از فرشته سماوات(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۲ تعداد دانلود : ۲۶
خاطره نوشته ها، جذّاب ترین گونه های ادبیات دفاع مقدس است که به اقتضای تغییر ساختاری، از نظر محتوا نیز متحّول شده اند. بیان خاطرات روزانه و یا حتی ثبت وقایع نوعی روایت محسوب می شود. از سال های آغازین انقلاب اسلامی تا امروز، خاطره نویسی بعد وسیعی را در زنان داشته است؛ بنابراین، نگارنده در پی آن است که خاطره نوشته «کنار رود خین» را به عنوان یکی از خاطره نوشته های زنان بررسی کند. مطابق یافته های جستار، در «کنار رود خین»، حوادث و رویدادها از نگاه و زبانِ زن و با روحیه زنانه بیان می شود، بنابراین، می توان آن را روایتی زنانه از جنگ دانست که روایت یکدست مردانه از جنگ را می شکند و متنی متفاوت از جنگ می آفریند. ضرورت توجّه به آن، به عنوان یکی از خاطره نوشته های جنگ، در رقم زدن مهم ترین و جریان سازترین دوره های تاریخی ایران، سبب روی آوردن نگارنده به این موضوع شد. بدین منظور نگارنده بر آن است تا با روش توصیفی-تحلیلی به هدف شناخت این خاطره نوشته و ایجاد جریان تازه ای در تحقیقات ادبیات معاصر ایران، هرچند اندک، شناخت و بررسی ساختار و محتوای خاطره نوشته «کنار رود خین»، را مورد توجّه قرار دهد.
۹۷۷.

فریدون شاهنامه در ترازوی نقد منابع(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۱ تعداد دانلود : ۲۸
فریدون در شاهنامه فردوسی، شاه-پهلوان فرهمندی است که بر اساس مهم ترین خویشکاری اش، اهریمنی ترین چهره حماسه ملّی، ضحاک را شکست می دهد و در کوه دماوند به بند می کشد و ماجراهای دیگری را هم پشت سر می گذارد. ماجراهای فریدون افزون بر شاهنامه، در متن های پیش از اسلام و متون تاریخی و سیرالملوک های پس از اسلام نیز، به گونه های مختلف، به تفصیل یا به اجمال روایت شده است که در برخی بخش ها با روایت فردوسی همسانی ها و ناهمسانی هایی دارد. این مقاله کوشیده است بر اساس رویکرد نقد منابع، با سنجش روایت شاهنامه با روایت های دیگر متون نزدیک به روزگار فردوسی و روایت های منابع پیش از شاهنامه، افزون بر نشان دادن تفاوت ها، دلایل احتمالی این تفاوت ها را بیان کند و در حدّ امکان آبشخور این روایت ها را نیز نشان دهد و در نهایت به تحلیل جزییات داستان بپردازد. برآیند این جست وجو نشان می دهد هر چند فردوسی در بسیاری از بخش ها و جزییات داستان در شاهنامه، به خاستگاه کهن پیش از اسلام روایت وفادارتر از دیگر روایتگرانی بوده است که تحت تأثیر آموزه ها و منابع اسلامی، به دخل و تصرف در روایت و اسلامی کردن آن دست زده اند، اما او با پرهیز از بیان برخی جزییات اسطوره ای، روایت خردپذیرتری از داستان و خط سیر آن به دست داده است.
۹۷۸.

موانع اعمال اصل قانونی بودن مجازات در اساسنامه دیوان کیفری بین المللی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۱ تعداد دانلود : ۱۷
اصل قانونی بودن مجازات، به عنوان یکی از پایه های حقوق کیفری بین المللی است که رعایت آن در دو عرصه حقوق کیفری داخلی و حقوق کیفری بین المللی الزامی است. این اصل در مادّه 23 اساسنامه دیوان کیفری بین المللی تصریح شده است و این برای نخستین بار است که در اسناد دادگاه های بین المللی کیفری، به این اصل تصریح شده است؛ ولی با وجود پیشرفت هایی که در اساسنامه نسبت به اصل قانونی بودن مجازات صورت گرفته است، همچنان در اساسنامه موانع بسیاری در رابطه با اِعمال کامل این اصل پایه ای حقوق جزا وجود دارد. این موانع را می توان به دو دسته »موانع ناظر به نفس صدور مجازات» و «موانع ناظر به تعیین میزان مجازات» تقسیم بندی کرد. مرتکب جرم بین المللی، در موانع دسته اول، از شمول نفس مجازات و یا نوع خاصی از مجازات نسبت به خود و در موانع دسته دوم از میزان تقریبی مجازاتی که در انتظار اوست، بی اطلاع است؛ بنابراین نوشتار حاضر، ضمن بیان موانع اِعمال اصل قانونی بودن مجازات در دیوان کیفری بین المللی به بیان چرایی ایجاد این موانع و تحلیل آنها می پردازد.
۹۷۹.

دفاع مشروع پیشگیرانه از دیدگاه حقوقدانان و رویه قضایی دیوان بین المللی دادگستری

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۰ تعداد دانلود : ۱۹
اصل دفاع مشروع یکی از اصول بنیادین حقوق بین الملل است که همچنان در محافل علمی اندیشمندان حقوق بین الملل مورد بحث قرار م گیرد، قرائت ها در برداشت از تعریف دامنه حق دفاع مشروع که منشور سازمان ملل متحد به عنوان یک حق اساسی برای دولت ها به رسمیت شناخته است، متفاوت می باشد، به رغم چنین موضوعی گفتمان در مورد حق دفاع پیشگرانه نیز به این موضوع اهمیت ویژه ای بخشیده است و پرسش های متعدد کلی و جزیی در این خصوص مطرح کرده است، فارغ از نگرش های متفاوت به حق دفاع مشروع موضوع ماده 51 منشور ملل متحد، این نگارش با روش تحلیلی توصیفی به دنبال بررسی مشروعیت یا عدم مشروعیت حق دفاع مشروع پیشگیرانه است که در منشور بدان اشاره نشده است. با این حال، بحث اکنون بر این سوال متمرکز شده است که حق دفاع مشروع به دولت ها اختیار می دهد تا برای جلوگیری از اقدام تجاوزکارانه احتمالی علیه خود، اقدامات پیشگیرانه انجام دهند یا خیر؟ رویکرد حقوقدانان و رویه قضائی بین المللی در این مورد چیست؟ برای پرداختن به مسئله تحقیق، رویکردی تحلیلی را برای تحلیل مفهوم دفاع پیشگیرانه و مبانی مطرح شده طرفداران مخالفین و همچنین رویه قضایی دیوان بین المللی دادگستری و رویکرد آن در مورد میزان حق کشورها در توسل به دفاع پیشگیرانه می پردازد.
۹۸۰.

The Impact of AI-powered Character AI on EFL Learners' Speaking: The Moderating Role of Anxiety(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۹ تعداد دانلود : ۱۱۱
Although several studies have examined the effectiveness of Artificial Intelligence (AI) tools in enhancing L2 speaking , it remains unclear whether learners with low and high levels of anxiety benefit similarly from AI-based instruction. The present study examined the extent to which learners with varying levels of anxiety, specifically high and low, benefit from an AI-based speaking assistant, Character AI. This r esearch involved 30 intermediate EFL learners from a language institute, who were identified and labeled as high -anxiety (HA) and low-anxiety (LA) groups based on their anxiety scores. Following a sequential explanatory mixed-methods design, the initial phase involved administering the Oxford Placement Test (OPT) to determine participants' language proficiency, followed by a pre-test that served as a benchmark of their speaking proficiency before exposure to the Character AI app. Over the course of the study, participants engaged with Character AI for speaking practice and feedback. The results showed that Character AI-based support was beneficial for promoting FL speaking by fostering enhanced interaction and oral communication. It was also observed that learners with lower initial anxiety levels demonstrated greater improvements in speaking, implying that anxiety may moderate the benefits of AI-driven educational technologies. The qualitative findings underscore the potential of AI technologies as robust tools in L2 speaking, facilitating personalized, interactive, and learner-centric learning experiences. The present outcomes provide substantial insights into the interactions between psychological factors, technological integration, and language acquisition within the English as a Foreign Language (EFL) framework.

تبلیغات

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

حوزه تخصصی

زبان