اگرچه ایرانیان در شکلگیری خلافت عبّاسی نقش بسیار مهمی داشتند، ولی عبّاسیان پس از تثبیت قدرت، سیاست خود را نسبت به آنان تغییر داده، سیاست خشونت را در پیش گرفتند. همین مسئله در واکنش ایرانیان در برابر خلافت عبّاسی مؤثر بود. ایجاد شورشها و تشکیل حکومتهایی همچون طاهریان، صفاریان و سامانیان نتیجه طبیعی تغییر سیاست خلافت عبّاسی در برابر ایرانیان بود. پس از ایجاد این حکومتها بنا به شرایط و مسائل ایجاد شده، تعامل و تقابل بین خلفای عباسی و امارتهای ایرانی پیش آمد، به ویژه آنکه بعضی از آنها، مانند صفاریان، بدون عهد و منشور خلیفه به قدرت رسیده بودند.
حضرت زینب(علیها السلام) دارای اوصاف جدّهاش حضرت خدیجه(علیها السلام) بود. این بانوی با عظمت افزون بر ویژگیهایی مانند عفّت، صبر، عقیله بنیهاشم، عالمه غیرمعلَّمه و شریکةالحسین بودن، نقش سرنوشتسازی در نهضت کربلا و حفظ این قیام عظیم داشت. در تکوّن شخصیت حضرت زینب(علیها السلام)، عامل وراثت، تربیت و محیط نقش بنیادین داشتند. بدین لحاظ، در پی حادثه کربلا، حضرت زینب(علیها السلام)مسئولیت سنگینی عهدهدار گردید. امام حسین(علیه السلام) پدیدآورنده نهضت بود، ولی ادامهدهنده آن خواهرش حضرت زینب(علیها السلام) گردید. این بانو پس از شهادت امام حسین(علیه السلام) و یاران ایشان در کربلا، در کوفه و شام، رسالت خویش را به خوبی انجام داد و با استفاده از فرصتها، ضربههای کاری بر دشمن وارد ساخت. حضرت زینب(علیها السلام) با خطبههای آتشین خویش، تبلیغات دروغین بنیامیّه را خنثا نمود. ایشان مردم کوفه را به خاطر پیمانشکنیشان، از خواب غفلت بیدار ساخت و نیز هیاهوی تبلیغات دروغین یزید در میان مردم شام را برملا ساخت و زمینه انقلاب را در کوفه و شام فراهم نمود، به گونهای که یزید با دستپاچگی از کار خود اظهار ندامت نمود و اهلبیت پیامبر(علیهم السلام) را با قافلهسالار آن، حضرت زینب(علیها السلام)، با احترام فراوان به مدینه بازگرداند. هدف نوشتار حاضر بررسی شخصیت حضرت زینب(علیها السلام)، جایگاه رسالت ایشان و به انجام رسانیدن آن است.
بر اساس گزارش قرآن کریم، حضرت عیسی علیهالسلام به آمدن پیامبری پس از خود به نام «احمد» بشارت داده است. آنچه هر پژوهشگری را به تأمّل و پژوهش بیشتر وامیدارد، یافتن پاسخ به این پرسشهاست که این بشارت در کجا بیان شده است و حضرت عیسی علیهالسلام با چه تعبیری از پیامبر اکرم صلیاللهعلیهوآلهیاد کرده است؟ آیا در اناجیل موجود میتوان نشانههایی از این بشارت یافت؟ این نوشتار با بررسی آیه بشارت عیسی علیهالسلام تلاش کرده است به پرسشهای بالا پاسخ دهد و آیات احتمالی را که در آن عهدین به نبوت پیامبر اکرم صلیاللهعلیهوآله اشاره کردهاند، جمع آوری کند. اگرچه با توجه به محرف بودن عهدین نمیتوان به صورت یقینی ادعا کرد آنچه در این کتاب آمده است همان بشارتی است که قرآن کریم آن را گزارش کرده است.
این مقاله گامى در جهت شناخت رابطه و تأثیر و تأثر فکرى دو فرقه معتزله و زیدیه است. توجه به رابطه بین دو فرقه در بغداد، ایران و مغرب، حاکى از تعامل فکرى و فرهنگى میان دو فرقه یاد شده است، به گونهاى که مىتوان گفت اصول فکرى زیدیه برگرفته از معتزله است. از اینرو فرقهنگاران، زیدیه را در اصول، معتزلى مىدانند. ازسوى دیگر معتزلیان، بهویژه معتزله بغداد تحت تأثیر تشیع زیدى بودهاند تا آنجا که از آنها به معتزله متشیعه یاد مىشود. ملل و نحلنویسان علت ایجاد رابطه بین زیدیه و معتزله را شاگردى زید بن على در مکتب واصل بن عطا مىدانند، در حالى که تلاش پیشرو با ارائه شواهد تاریخى در پى آن است تا با نفى چنین نگاهى ، وجود عواملى چون همگونى فکرى رهبران دو فرقه، عقلگرایى دو فرقه در مباحث نظرى و وجود رجالى چون قاسم بن ابراهیم رسى، امام هادىالى الحق یحیى بن حسین بن قاسم بن ابراهیم، حاکم ابوسعد محسن بن محمد بن کرامه جشمى بیهقى که فکر تقریبى داشتهاند و برخى مسائل دیگر را علت برقرارى رابطه بین دو فرقه معرفى کند.
یکى از مهمترین تهدیدهاى نهضت رسولخدا صلىاللهعلیهوآله ، بازگشت امت اسلامى به معیارهاى جاهلى و سر برآوردن ریشههاى غیر انسانى آن دوران بود. جامعهاى که رسولخدا صلىاللهعلیهوآله اسلام را در آن عرضه کرد، جامعهاى قبیلهاى بود. در آن جامعه، سنت به منزله زیر ساخت همه مقولههاى فرهنگى و اجتماعى عمل مىکرد. سنت جاهلى که در جامعه جزیرة العرب، ریشهدار و عمیق بود، در زمان پیامبر عامل بازگشت و ارتجاع شد.
رسولخدا صلىاللهعلیهوآله از آغاز بعثت، تلاش کرد اعمال و معیارهاى جاهلى را محدود کند. ایشان در این راستا، بیش از سایر انبیا و نهضتها موفق بود، با وجود این، سنتهاى جاهلى کاملاً نابود نشد. دو عامل، یکى حضور عناصر تحولناپذیرفته (مشرکان، منافقان و اهل کتاب) و دیگرى وجود بقایاى باورها، اندیشهها و سنتهاى جاهلى سبب بازگشت جامعه به معیارهاى جاهلى شد و تهدیدى بزرگ براى نهضت پیامبر گردید.
بازگشت به جاهلیت با دور شدن از زمان رسولخدا صلىاللهعلیهوآله بیشتر گریبانگیر جامعه اسلامى شد. از نظر پیامبراعظم ریشههاى رجعت، هواپرستى و دنیازدگى بود که همواره به عنوان عاملى ارتجاعى در نهضتهاى الهى دیده مىشود.