فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۲۲۱ تا ۲۴۰ مورد از کل ۲٬۲۹۹ مورد.
حوزههای تخصصی:
خندیدن کنشی انسانی است که در نظام های اجتماعی و فرهنگی مختلف معنا، مصداق و شکل های بیانی و عملی متفاوتی دارد. معنای خندیدن در صورت بندی اجتماعی و فرهنگی جامعه اسلامی در قرون میانه در قالب ادبی طنز مفهوم پردازی شده و سبک بیانی معینی یافت. بررسی مبانی و تحول این نظام معنایی در فرهنگ ادبی طنز می تواند سبب شناسایی وضعیت اجتماعی- فرهنگی جامعه اسلامی شود. از اینرو روند ساخت یابی و نظام مند شدن مفاهیم، معانی، موضوعات و مصداق های نوع ادبی طنز در زمینه تاریخ فرهنگی- اجتماعی متون تاریخی مساله مقاله است. پرسش اصلی این است که روند شکل یابی نوع ادبی طنز که کنش انسانی،اجتماعی، فرهنگی خندیدن را در بافت تاریخی ایران اسلامی به فرم های مختلف هزل، هجو، مطایبه و طنز و غیره معنادار می ساخت، چگونه بود ؟یافته ها نشان می دهد که نوع ادبی طنز در ادب فارسی، در معنای خاص و جدیدی که به عنوان شوخ طبعی انتقادی فهمیده می شود، در تاریخ ادبیات فارسی نخستین جایگاه معینی نداشت و شامل مجموعه ای از مفاهیم و مصادیق مشابه و بیشتر بین فردی و معطوف به کنش خندیدن یا خنداندن می شد که طی شش قرن، بنا به زمینه تاریخی پیچیده اجتماعی، فرهنگی و سیاسی جامعه اسلامی در ایران، از حالت میان فردی و درون گروهی عربی خارج و در معنای شوخ طبعی اجتماعی در جوامع جدید اسلامی چندقومیتی/چندفرهنگی تثبیت شده است.
ساختار مستندنگاری آثار کاغذی در موزه ها، آرشیوها، و کتابخانه ها(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف : این تحقیق با هدف ارتقای کیفیت شیوه مستندنگاری آثار کاغذی و ایجاد پایگاه داده های برخط، از طریق تدوین شناسنامه های عمومی – پژوهشی، حفاظتی و مرمتی و فرم صورت وضعیت انجام شده است .
روش / رویکرد پژوهش : روش تحقیق، شامل مطالعات کتابخانه ای، مطالعات میدانی و نیز بررسی کتاب ها و مقالات الکترونیکی به منظور دستیابی به پیشینه مستندنگاری و ساختار استاندارد مستندنگاری مجازی و ارائه الگوئی استاندارد برای آثار کاغذی است .
یافته ها و نتایج : یافته ها و نتایج این تحقیق نشان می دهد که مستندنگاری جامع - تدوین شناسنامه استاندارد برای آثار کاغذی - علاوه بر صیانت داده ها، یکی از اقدامات مهم و پایه در مدیریت خطر ( به عنوان یکی از راهبردهای حفاظت پیشگیرانه ) محسوب می شود . ضمن اینکه بانک اطلاعات ایجاد شده داده در مورد اثر را به صورت مجازی و بر خط - در کمترین زمان - در دسترس پژوهشگران و یا کارشناسان قرار می دهد.
سپیده دم تمدن در فلات ایران
حوزههای تخصصی:
مسجد شیخ لطف الله اصفهان
حوزههای تخصصی:
پژوهشی در چگونگی نگارش« رقم صفر » در «تاریخ کتابت» اسناد دوران قاجار(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف: پژوهش حاضر در پی مشخص کردن انواع شکل های تحریری «تاریخ هجری قمری»در اسناد دوران قاجار، بر اساس تغییرات به وجود آمده در نگارش «عدد صفر» و بررسی دلایل آن است. همچنین، بررسی های مقایسه ای با نسخه های خطیِ علمِ حساب ، در دوران قاجار ، به منظور یافتن شواهد احتمالی وجود این سبک نگارش اعداد در متون علمی و نیز خواص عدد صفر و نحوه جای گیری و عملکرد آن در سلسله اعداد از دیدگاه این متون از اهداف دیگر پژوهش حاضر است.
روش/ رویکرد پژوهش: این پژوهش با گزینش تصادفی 1000 برگ سند تاریخ دار دوران قاجار؛ از یک دوره زمانی 150 ساله ؛ از چهار منطقه مرکز، فارس، شمال، و شمال غرب ایران صورت گرفته است. روش و رویکرد پژوهش حاضر، بررسی و ثبت و ضبط تاریخ های اسناد و طبقه بندی اشکال تحریری آنها با روش آماری و نیز مطالعات مقایسه ای و کتابخانه ای است.
یافته های پژوهش: در بررسی ها، چهار شیوه تحریری گوناگون برای تاریخ کتابت اسناد، در مناطق چهارگانه، و با میزان تکرار متفاوت مشخص گردید. اشکال تحریری مشخص شده(با ویژگی تغییرات عدد صفر) در اسناد تمامی مناطق، بجز شمالغرب(به دلیل محدودیت اسناد بررسی شده) وجود داشت. عملکرد صفر در نسخ خطی علم حساب، در دوران قاجار، پیرو منطق ریاضی است. این نسخه ها، ضمن پرداختن به خواص و ویژگی ها، نحوه عملکرد و اهمیت این عدد در سلسله اعداد، به امکان حذف یا اضافه نویسی این عدد در یک مقدار عددی اشاره ای نداشتند. تنها ویژگی جابجایی صفر- البته در مرتبه مکانی خود و بدون تغییر مقدار و کمیت عدد- توسط نویسنده یکی از این نسخه ها به کار رفته بود. تغییرات نگارشی تاریخ کتابت اسناد در اثر تغییر و دستکاری رقم صفر، ناشی از شیوه های فردی و سلایق شخصی کاتبان در نویسندگی، در اثر نیاز به تندنویسی و شکسته نویسی، به دلیل حجم زیاد اسناد و شاید کم دقتی ناشی از آن و در برخی موارد کمبود فضای نگارش صورت گرفته است.
بابا رتن هندی و مأثورات أخلاقی ما
حوزههای تخصصی:
نوارهای سلطنتی در ایران از آغاز شکل گیری (در دوران مادها) تا پایان دوره ساسانی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
نوارهای سلطنتی به عنوان یکی از مهم ترین عناصر نمادین برای تعیین جایگاه پادشاهان و درباریان، در هنر دوره های سلطنتی ایران کاربردی ویژه داشته است. این مقاله در پی آن است که با بررسی نوارهای سلطنتی، از زمان مادها تا پایان دوره ساسانی، سیر تکامل این نوارها را توضیح دهد. برای نیل به این هدف، نقش های نواردار از زمان مادها تا پایان دوره ساسانی مورد مطالعه قرارگرفت و سیری منطقی و تکاملی در آن مشاهده شد، چنان که این نوارها در آغاز جزئی از کلاه مادها بود و نمادی برای درباریان؛ در دوره اشکانی، هویتی مستقل یافت و نمادی برای پادشاهی شد؛ از طریق حاکمان پارس، نوارهای سلطنتی به دوره ساسانی راه یافت و به اوجِ شکوه و جلال رسید، چراکه هنر شاهانه ساسانی نیازمند چنین نمادی برای سلطنت بود و این مدعا در بررسی جایگاه عناصر، اشیاء و اشخاصی که در هنر ساسانی نواردار ترسیم شده اند، قابل مشاهده است
سازماندهی یکپارچه سکه ها و اسکناس ها در موزه ها(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف این پژوهش، بررسی روشهای متداول سازماندهی سکهها و اسکناسها در موزهها و پیشنهاد نظام هماهنگ، به منظور سازماندهی یکپارچه و مناسب این اشیا در موزههاست.
روش/ رویکرد پژوهش: پژوهش حاضر، پژوهشی پیمایشی و توصیفی است. مبانی نظری پژوهش حاضر به روش کتابخانهای و جمعآوری دادهها به روش پیمایشی انجام شده است. ابزار جمعآوری دادهها مصاحبه پژوهشگر با موزهداران موزههای حاوی سکه و اسکناس (ایران و خارج از کشور) است.
جامعه پژوهش: جامعه این پژوهش، موزههای حاوی سکه و اسکناس ایران و جهان هستند. در این پژوهش، 65 موزهدار ایرانی و خارجی در مصاحبه شرکت کردند (13 موزهدار داخل کشور و52 موزهدار خارج از کشور). موزهدارهای شرکت کننده در مصاحبه از موزههای مختلف حاوی سکه و اسکناس، با در نظر گرفتن پراکندگی جغرافیایی و گستره جهانی انتخاب شدهاند.
یافتههای پژوهش: یافتههای پژوهش حاکی از آن است که در حال حاضر روش واحدی برای سازماندهی سکهها و اسکناسها در موزهها وجود ندارد. در نهایت، با تکیه بر یافتههای پژوهش حاضر، نظام هماهنگ، بهمنظور سازماندهی یکپارچه و مناسب سکهها و اسکناسها در موزهها پیشنهاد شده است. موزهداران شرکت کننده در مصاحبه، نظام هماهنگ را مناسب و کاربردی ارزیابی کردند.
نتیجهگیری: با توجه به یافتههای پژوهش حاضر، که نشان دهنده عدم سازماندهی یکپارچه سکهها و اسکناسها در موزههاست؛ پیشنهاد نظام هماهنگ برای سازماندهی یکپارچه این اشیا در موزهها ضروری بهنظر می رسد. سازماندهی یکپارچه سکهها و اسکناسها در موزهها، بهوسیله نظام هماهنگ، منجر به مدیریت بهتر سکهها و اسکناسها در موزه ها و، در نتیجه، موجب بهبود همکاری، تعامل، و بهرهبرداری بیشتر از این اشیای موزهای میشود.
زیگورات؛ یک سازه ی تمثیلی
حوزههای تخصصی:
از دوران کهن بشر به این حقیقت پی برده بود که کوهستان نقش مهمی در تولید آب و باران دارد و منابع آب و تراوش آنها به صورت چشمه در کوه ها به وفور یافت می شد. آب چنانکه می دانیم پیوند تنگاتنگی با شکل گیری تمدن ها داشته است. نطفه ی شکل گیری و جایگاه ویژه ی کوه و کوهستان در ذهن بشر گذشته را باید در این امر جستجو کرد. علاوه بر این پناهگاه های سنگی متعدد و غار های مسکونی که از رهگذر فعالیت های باستان شناسی شناخته شده همه در کوه ها و کوهستان جای داشته اند. از این نکته نیز نباید غافل شد که ابزار سنگی بشر پارینه، سنگ است و منبع سنگ، کوه. کوه در اندیشه های اساطیری جایگاه خدایان است، در یونان بلندترین کوه المپ(Olympe) بود که زیارتگاه زئوس خدای خدایان در این کوه قرار داشت. در واقع می توان گفت که پناه جستن خدایان به کوه و تولید مثل آنان در کوه و اقامتشان بر کوه از قدیم نمایانگر اهمیت و تقدس کوه بوده است.اما در سرزمین سومرو بابل در جنوب بین النهرین، به دلیل اینکه کوه مهمی وجود نداشت عبادتگاه های خود را کوه آسـا می ساختند، از جمله برج بابل را که شبیه کوه بود. در واقع زیگورات هاو اهرام و معابد چندین طبقه ی بلند در همه جا نمادی از کوه بوده اند و این پربیراه نیز نخواهد بود زیرا همانگونه که پس از ابداع خط و کتابت هیچ نشانه و حرفی بی جهت و از روی تفنن به کار نمی رفت پیش از آن نیز هیچ تصویری و حتی هیچ خطی بر سفالینه ها، مهرها، صخره ی کوه ها و دیواره ی غارها نیز از روی تفنن و صرفاً برای تزیین نقش نمی بسته است. در این میان شیوه ی معماری نیز حکمتی داشته و در پس آن معنایی نهفته بوده است.
اهمیت استخوان در شناخت فرهنگ گذشته بشر
حوزههای تخصصی:
استخوان از موادی است که تقریبا در بیشتر حفاریهای باستان شناسی به دست می آید و از آنجا که استخوان ، هم به صورت ابزار و هم به صورت ماده خام در محوطه های باستانی یافت م یشود؛ م یتواند از زوایای گوناگون مورد مطالعه و بررسی باستا نشناسان و مورخان هنر قرار گیرد و اطلاعات ارزشمندی را در اختیار آنان قرار دهد. در حفاریهای قدیمی تر، استخوانها و دیگر بقایای ان سانی و حیوانی مانند دندان و شاخ ، کمتر مورد توجه قرار م یگرفتند، امروزه این یافته ها به دقت ثبت و جمع آوری م ی شوند . زیس ت شناسان، انسا ن دیرین ه شناسان، جانورشناسان و پاتولوژیستها بررسی همه جانب ه ای روی این یافته ها انجام داده اند و اطلاعات جامع و مفیدی درباره وضعیت اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی جوامع باستانی به دست آورد ه اند. این پژوهش بر آن است تا با تشریح موارد استفاده ای که م یتوان در امر شناخت فرهن گهای کهن از استخوان کرد؛ توجه باستا ن شناسان و محققان تاریخ هنر را بیش از پیش به این ماده ارزشمند جلب کند.
مدیریت بحران زلزله برای حفاظت از آثار موزه ای در بناهای تاریخی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف : پراکنده کاری های درون و برون سازمانی در پی زلزله می تواند آسیبهای جدی به دنبال داشته باشد. هدف این بررسی تدوین طرح برای مدیریت بحران زلزله به منظور حفاظت از اشیایی که در مکان های تاریخی به نمایش در می آیند.
روش/ رویکرد : مطالعة کتابخانه ای، مصاحبه و استفاده از تجربة گروه های آموزش دیده در شرایط بحران، مستند نگاری و ثبت وضعیت موجود موزه از نظر شرایط حفاظتی.
یافته ها:طی یک سناریو، مدلی تقسیم بندی سطوح بحران ناشی از زلزله و اقدامات مدیریتی برای هم افزایی در مقابله با بحران ارائه گردید
معماری هفت تپه
بررسی صنعت نساجی ایران در سده های چهارم و پنجم هجری(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
تولید پارچه و پوشاک در طول تاریخ ایران از اهمیت ویژه ای برخوردار بوده است. به دلیل اهمیت منسوجات در حیات اجتماعی و اقتصادی مردم و نقش حفاظتی آن در مصون نگه داشتن بدن انسان در برابر عوامل طبیعی و اقلیمی و سپس برجسته شدن کارکرد اجتماعی و فرهنگی آن، این صنعت مورد توجه ایرانیان بود و در سده های چهارم و پنجم هجری قمری نیز جایگاه برجسته ای از جنبه اقتصادی (تولید و صادرات) پیدا کرد. این مقاله با هدف بررسی جایگاه صنعت نساجی ایران در سده های ذکر شده، به روش کتابخانه ای با واکاوی منابع مکتوب تاریخی و جغرافیایی، در صدد ارائة تصویری بسنده از مراکز تولیدی، انواع پوشاک و پارچه ها و صادرات آن می باشد. یافتة پژوهش نشان می دهد که صنعت نساجی در این دوره از شکوفایی و رشد خاصی برخوردار بوده و وفور مراکز تولیدی در شهرهای مختلف، کمیت و کیفیت پارچه های تولیدی، رونق صادرات پارچه و پوشاک و توجه جغرافی نگاران به این مقوله در نوشته های خود، حاکی از این مدعا است.