فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۲٬۰۸۱ تا ۲٬۱۰۰ مورد از کل ۲٬۲۹۹ مورد.
حوزههای تخصصی:
کاسه های لبه واریخته از مهم ترین موادفرهنگی از نیمه دوم هزاره چهارم پیش ازمیلاد تا دوران آغازنگارش است که به صورت دست ساز و زمخت با لبه هایی برگشته به سمت بیرون ساخته شده اند. باستان شناسان خاستگاه این کاسه را سرزمین بین النهرین می دانند، اما پراکنش آن در فلات ایران نیز بسیار گسترده است. کاربردهای گوناگونی برای کاسه های لبه واریخته درنظر گرفته شده، ازجمله مهم ترین کاربرد آن ها کاسه های جیره و قالب نان است. ازسویی پراکنش گسترده و کاربرد های گوناگونی این ظروف با توجه به کمبود مدارک مطالعاتی، ازجمله چالش هایی است که هنوز در جوامع باستان شناسی مورد بحث می باشد. کاربردهای نیایشی و استفاده این کاسه ها در نذورات مذهبی، ازجمله مطالعاتی است که در این زمینه صورت گرفته است. پژوهش حاضر با هدف درک عمیق تر کاربرد آئینی این سفال ها، به بررسی تطبیقی جام وارکا و دیگر مواد فرهنگی دوره اوروک می پردازد. در این پژوهش به پرسش هایی درخصوص اثبات کاربرد آئینی براساس شواهد موجود، تفاوت های کاربردی در بین النهرین و فلات ایران، امکان وجود کاربردهای دیگر مطرح می شوند. فرضیه اصلی این پژوهش، استفاده از کاسه های لبه واریخته به عنوان ظروف پیشکش نذورات در مراسم مذهبی بین النهرین است. بر این اساس به بررسی کاربرد آئینی کاسه های لبه واریخته، باتوجه به نقوش جام وارکا و سایر موادفرهنگی دوره اوروک، ازجمله اثرمهرها و ایده نگارها پرداخته است. این پژوهش به روش توصیفی-تحلیلی انجام شده و نتایج بررسی مقایسه تصویری بین کاسه های لبه واریخته و نقوش جام وارکا و اثرمهرها نشان می دهد که در بین النهرین کاسه ها احتمالاً کاربرد آئینی داشته اند و در مراسم به عنوان ظرفی برای پیشکش نذورات استفاده شده است؛ مطالعه تطبیقی جام وارکا و کاسه ها، این فرضیه را تقویت می کند، اما کمبود مدارک، نیاز به تحقیقات بیشتر با روش های نوین باستان شناسی را نشان می دهد و کاربردهای دیگر آن را هم باید درنظر داشت.
هنر صخره ای در زنجان: بررسی نقاشی های صخره ای آق داش ماه نشان(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
منبع:
پیام باستان شناس سال ۱۰ بهار و تابستان ۱۳۹۲ شماره ۱۹
133 - 149
حوزههای تخصصی:
بخش شرقی شهرستان ماه نشان در استان زنجان، منطقه ای کوهستانی با کوه های نسبتاً بلند و دره های میان کوهی است. در دامنه یکی از بلندی های این ناحیه و در دیواره پناهگاه های صخره ای موجود در رشته صخره ای موسوم به آق داش، نگاره های جالب توجهی به تصویر درآمده است. نقاشی های آق داش که تنها رنگین نگاره های شناسایی شده در استان زنجان و احتمالاً شمال غرب ایران است، از لحاظ تنوع موضوعات نقش شده و تا حدودی تفاوت با سایر نقاشی های صخره ای ایران، اهمیت زیادی در مطالعه نگاره های صخره ای ایران دارد. موضوع بیشتر نقوش آق داش نقش مایه های هندسی است که در اشکال گوناگونی نقاشی شده اند. علاوه بر آن، نگاره های انسانی، جانوری و گیاهی از دیگر موضوعات به تصویر درآمده در پناهگاه های آق داش است. با توجه به شباهت بسیاری از نگاره های هندسی آق داش با نقش مایه های سفال های دوره مس سنگی غرب، شمال غرب و فلات مرکزی ایران، نیز وجود تعداد اندکی سفال های مربوط به این دوره پیرامون پناهگاه های آق داش، انتساب نقاشی های آق داش به این دوره پیش از تاریخی، بیش از هر دوره دیگری محتمل است.
ارزیابی الگوی معیشتی ساکنان محوطه ولیران دماوند بر اساس میزان استرانسیوم در دندانهای باستانی(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
منبع:
پیام باستان شناس سال ۷ بهار و تابستان ۱۳۸۹ شماره ۱۳
101-106
حوزههای تخصصی:
پی بردن به وضعیت معیشتی جوامع باستانی بر اساس بقایای انسانی و حیوانی همواره مورد توجه باستان شناسان بوده است. میزان عنصر شیمیایی استرانسیوم در اسکلت های انسانی جوامع باستانی، یکی از منابع مطالعه این جوامع است. میزان استرانسیوم در اسکلت های باستانی اطلاعاتی درباره موقعیت اجتماعی ساکنان جوامع پیش از تاریخ در اختیار ما قرار می دهد. سال های متمادی است که استخوان های انسانی که از محوطه های باستانی به دست می آیند؛ جهت پی بردن به وضعیت معیشتی جوامع انسانی مورد مطالعه قرار گرفته اند. این مطالعات نه تنها به وسیله باستان شناسان بلکه به وسیله انسان شناسان و شیمیدانان نیز انجام گرفته است. اما در ایران مطالعات این چنینی کمتر مورد توجه قرار گرفته است. در این پژوهش بر آنیم تا با استفاده از روش طیف سنج فلورسانس اشعه ایکس (XRF) به بررسی میزان استرانسیوم در دندان های اسکلت های انسانی باستانی از محوطه ولیران دماوند بپردازیم و از این طریق اطلاعاتی درباره وضعیت معیشتی و نظام اجتماعی در بین ساکنان این محوطه به دست آوریم.
سنگ نوشته یادمانی سفیر اکبر شاه گورکانی هند به سال ۱۰۱۲ ﻫ.ق در گنبد سلطانیه(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
منبع:
پیام باستان شناس سال ۵ پاییز و زمستان ۱۳۸۷ شماره ۱۰
130 - 134
حوزههای تخصصی:
دانش کتیبه شناسی از جمله علومی است که مستقیماً در حوزه باستان شناسی قرار می گیرد. کتیبه ها اسناد مطمئنی هستند که بی کم و کاست در شناسایی زوایای ناشناخته تاریخ اجتماعی و سیاسی کشور ما نقش مهمی را ایفا می کنند. سنگ نوشته سفیر اکبر شاه گورکانی یک سند ارزشمند تاریخی است که میر معصوم بکری متخلص به نامی در هنگام عبور از زنجان و سلطانیه آن را به یادگار گذاشته است. این سنگ نوشته از جنس مرمر به ابعاد ۱۵×۶×۶۳/۵ س انتی متر و به خط نستعلیق برجسته در ۵ س طر (۲ بیت شعر و سه سطر به نثر) حجاری شده است.
تجلی مروارید به عنوان عنصری کارکردی یا مفهومی مقدس در هنر ساسانی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات باستان شناسی پارسه سال ۸ پاییز ۱۴۰۳ شماره ۲۹
۱۲۷-۱۰۵
حوزههای تخصصی:
نقش مروارید یکی از برجسته ترین و پرکاربردترین عنصر تزئینی در هنر دوره ساسانی به شمار می رود که بازتاب های متنوعی از آن در آثار فرهنگی و هنری این دوره مشاهده می شود. پژوهش حاضر با هدف بررسی جایگاه و اهمیت این نقش در هنرهای تزئینی ساسانی، به تحلیل آن به عنوان یکی از شاخص ترین نقوش به کاررفته در زیورآلات شاهانه و نمادی مقدس یا معنادار می پردازد. پرسش های اصلی پژوهش عبارتنداز: مروارید در هنر دوره ساسانی چه نمادها و کاربردهایی را نمایان می سازد؟ شاخص ترین جلوه های بصری مروارید و ارتباط آن با ارزش های معنوی در دوره ساسانی چگونه تجلی یافته است؟ این پژوهش که از نوع بنیادی است، با رویکرد توصیفی، تحلیلی-تطبیقی انجام شده و اطلاعات آن از طریق مطالعات کتابخانه ای گردآوری شده است. یافته های پژوهش نشان می دهد که کاربرد نقش مروارید در هنر ساسانی فراتر از جنبه های تزئینی بوده و به عنوان عنصری نمادین، معنوی و سلطنتی شناخته می شده است. تحلیل ها حاکی از آن است که استفاده از نقش مروارید در این دوره، علاوه بر اهداف زیبایی شناسانه، در پیوندی عمیق با باورهای زرتشتی قرار داشته و نمادی از فرّه ایزدی به شمار می رفته است. این نقش مایه نمادین در گستره ای از هنرهای تزئینی، ازجمله منسوجات ابریشمی، ظروف زرین و سیمین، سکه ها و تزئینات معماری نظیر گچ بری و نقاشی دیواری به کار رفته است. استفاده از این نقش در راستای تأکید بر مفاهیمی هم چون: مشروعیت سلطنتی، تقدس الهی، و با هدف دستیابی به فرّه افزون تر و درنتیجه سعادت و کامیابی بیشتر بوده است. نتایج این پژوهش نشان می دهد که نقش مروارید، با تأکید بر پیوند میان ارزش های مذهبی و اجتماعی، به عنوان یکی از ارکان اصلی هنرهای تزئینی ساسانی، نمادی برجسته از ارتباط میان انسان، ایزدان و نظام سلطنتی در این دوره بوده است.
نظریات و عملیات در باستان شناسی: چگونه می توان این دو را بهتر و بیشتر ترکیب کرد تا به درک شفاف تری از گذشته دست یابیم و باستان شناسی را به نحو کارآمدتری در حال و آینده به کار بندیم(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
منبع:
پیام باستان شناس سال ۹ بهار و تابستان ۱۳۹۱ شماره ۱۷
17 - 31
حوزههای تخصصی:
باستان شناسی در موقعیت حساسی قرار دارد. با دستکاری روزافزون انسان در چشم انداز طبیعی، هر روز تعداد بیشتری از آثار و محوطه های باستانی در معرض خطر نابودی قرار می گیرند. در عین حال، با کاهش روزافزون بودجه برای فعالیت های میدانی باستان شناسی اعم از فعالیت های پژوهشی و نجات بخشی از رهگذر مشکلات اقتصادی جهانی، تعداد محوطه های باستانی که می توان در آنها پژوهش کرد یا از تخریب نجاتشان داد روز به روز کمتر می شود. افزون بر این مشکلات، در خود باستان شناسی نیز فاصله بین نظریات و عملیات روز به روز بیشتر می شود. مقدار معتنابهی مطلب در زمینه نظریات باستان شناسی به طور مداوم منتشر می شود، در حالی که عملیات باستان شناسی ما کماکان همان است که نسل قبل از ما، یا حتی نسل قبل از آن، به کار می بستند و تنها پیشرفت در این زمینه شیوه های جدید یا پیشرفته تر در بازیافت، تجزیه و تحلیل و تاریخ گذاری مواد باستانی است. در این مقاله، نویسنده توصیه می کند که باستان شناسی با به کارگیری پیشرفت های اخیر در علوم مرتبط مانند زیست بوم شناسی رویکردی عملگرایانه تر در پیش گیرد تا به نتایجی دست یابد که ملموس تر است و به بهبود شرایط زندگی مردم کمک می کند یا بر اساس داده های حاصل از کارهای میدانی باستان شناختی از بلایای زیست محیطی (مانند شوره زدگی زمین یا بیابان زایی) جلوگیری کند. این امر مسلماً موجب خواهد شد که پاره ای از اهداف کاملاً علمی و پژوهشی باستان شناسی عجالتاً کنار گذاشته شود، اما چنین به نظر می رسد که این بهایی است لازم برای تضمین آینده باستان شناسی.
گزارش مقدماتی بررسی باستان شناسی حوضه آبگیر سد تالوار (بیجار)(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
حوزههای تخصصی:
پروژه بررسی حوزه آبگیر سد تالوار با هدف شناسایی و نجات بخشی محوطه هایی که در حوزه آبگیر سد قرار دارند؛ در پائیز و زمستان سال ۱۳۸۶ تعریف و اجرا شد. بررسی مزبور به صورت پیمایشی فشرده در محدوده حوزه آبگیر سد انجام گرفت و حاصل آن شناسایی ۱۷ محوطه باستانی از دوران مس سنگی تا دوره های متأخر اسلامی بود. تاریخگذاری محوطه ها بر اساس گونه شناسی و مطالعات مقایسه ای مجموعه های سطحی گردآوری شده انجام شد. محوطه های باستانی شناسایی شده در قالب سه گروه کلی پیش از تاریخی، تاریخی و اسلامی طبقه بندی گردیدند. قدیمی ترین یافته های بررسی، آثار سفالی معرف فرهنگ مس سنگی شناخته شده در منطقه اند. پس از این مرحله، آثار محدودی از عصر مفرغ جدید و عصر آهن قابل مشاهده اند. منطقه با یک وقفه کوتاه روبرو شده تا این که بار دیگر زندگی در دوره تاریخی در آن به جریان افتاد و از این دوره تا دوره اسلامی شواهدی از وجود زندگی جوامع انسانی در آن به وفور مشاهده می شود. مقاله مذکور ابتدا به معرفی محوطه های مهم شناسایی شده در حوزه سد پرداخته و در ادامه با توجه به آثار سفالی به دست آمده، فرهنگ ها و تداوم سنت های سفالی حوزه سد را مورد مطالعه قرار خواهد داد.
Analysis of the Kurdish Tale "Shirzad Shirdil" Based on Joseph Campbell's Theory of the Hero's Journey(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
منبع:
Journal of Archaeology and Archaeometry, Volume ۳, Issue ۱ - Serial Number ۹, June ۲۰۲۴
91 - 107
حوزههای تخصصی:
The present article, which has been written in a descriptive-analytical manner based on field studies in the field of popular literature, examines the oral and Kurdish tale "Shirzad Shirdil," which has not yet been fully documented, based on Joseph Campbell's (1904-1987) theory of the hero's journey. It aligns the stages of the tale with this theory and also addresses some of its symbols. The importance of the present subject is due to the cultural-literary value of folk tales and the interdisciplinary position of Campbell's theory. The main question is: How and to what extent do the stages of this tale correspond to the hero's journey? The hypothesis is that although this tale does not have all the stages of Campbell's hero's journey, it has most of them. Based on the research findings, since Shirzad is accompanied by the older dimension of his existence – Malek-Ahmad - both dimensions must necessarily attain transcendence. Therefore, to complete the hero's journey, the repetition of a stage such as the meeting with the goddess, the passage through the belly of the whale, the ultimate boon, the apotheosis, and the master of two worlds is sometimes manifested. Additionally, this tale lacks the stages of the hero's refusal of return, the magical flight, and the rescue from without.
مقایسه تطبیقی دو مسجد جامع زواره و گناباد براساس تحلیل ساختار فضایی و عملکردی مساجد(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات باستان شناسی پارسه سال ۸ زمستان ۱۴۰۳ شماره ۳۰
۲۰۴-۱۷۹
حوزههای تخصصی:
معماری مساجد در دوره های مختلف دستخوش تحولات گوناگونی بوده و هر دوره تاریخی ویژگی های خاص خود را نمایان کرده است. دوره خوارزمشاهی، دوره ای تاریخی است که محققان تاریخ معماری، به علت کوتاهی این دوره و حمله مغول، بعضاً ابنیه به جا مانده از آن را در شمار آثار سلجوقی یا ایلخانی آورده اند. با بررسی نمونه های دو دوره می توان دریافت، هرچند معماری خوارزمشاهی در استمرار معماری سلجوقی شکل گرفته، ولی پیروی کاملی از آن نداشته است. هدف پژوهش این است که با بررسی ویژگی های مسجد زواره و گناباد به عنوان بناهای شاخص دوران سلجوقی و خوارزمشاهی، به شباهت های معماری دو مسجد در دو دوره متوالی و تفاوت های معماری دو مسجد در دو اقلیم مختلف بپردازد. مسجد زواره به عنوان نمونه مطرح دوره سلجوقی در پایتخت سلجوقیان در شهر اصفهان واقع شده و مسجد گناباد همانند سایر مساجد خوارزمشاهی در منطقه خراسان قرار گرفته است. با مطالعه منابع کتابخانه ای، مبانی نظری به دست آمد و با استفاده از راهبرد توصیفی-تحلیلی به همراه روش مقایسه تطبیقی، ساختار فضایی و عملکردی دو مسجد موردتحلیل قرار گرفت. تحلیل تفاوت های موجود در دو مسجد، با مراجعه به منابع کتابخانه ای به روش استنباطی بررسی شد. براساس یافته های پژوهش، معماری دو مسجد، ویژگی های مشترکی هم چون: اهمیت جبهه جنوبی و ایوان های آن، نقش انتقال دهنده میانسرا از اتصال به وصول و استفاده از آجر دارند که در دوره سلجوقی و خوارزمشاهی دنبال شده است؛ اما این دو مسجد دارای تفاوت هایی در تعداد ایوان ها، نحوه جانمایی ورودی و شبستان و وجود و عدم وجود گنبدخانه و مناره، می باشند؛ در واقع، معماری مسجد گناباد به لحاظ فضایی و عملکردی، تشابهاتی با مسجد زواره دارد، اما در سازماندهی فضا دارای ویژگی های خاص خود است و باوجود مسجد زواره که با استفاده از گنبد و عناصر عمودی ابهتی کم نظیر دارد، از شیوه دو ایوانی و فاقد گنبدخانه که در اکثر مساجد خراسان رایج بوده، بهره برده است.
بررسی احادیث و روایات منسوب به ائمه اطهار در سفالینه های نیشابور
منبع:
Caspian, Volume ۲, Issue ۴, July ۲۰۲۵
53 - 86
حوزههای تخصصی:
ثبت نگاشته ها بر سفال علاوه بر تزیین، انتقال دهنده پیام و گزارشگر فرهنگ زمان تولید خود است. احادیث نیز ازجمله این نگاشته ها هستند. پژوهش حاضر با روش توصیفی-تحلیلی سعی دارد به بررسی کتیبه ها با مضامین احادیث و روایات منسوب به ائمه اطهار (ع) بر سفالینه های نیشابور بپردازد. مضامین این کتیبه ها یا عیناً خود الفاظ حدیث معصومان بوده و یا اینکه برگرفته از معارف حدیثی معصوم هستند. وجود چنین مضامینی بر سفالینه ها بیانگر تأثیرگذاری احادیث معصومان و عالمان شیعی در قرن ۳ و ۴ در منطقه نیشابور است.
تأثیر نگارگری صفوی بر نگاره های نسخه حمزه نامه در هند (با رویکرد سپهرنشانه ای یوری لوتمان)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات باستان شناسی پارسه سال ۸ بهار ۱۴۰۳ شماره ۲۷
289 - 311
حوزههای تخصصی:
روابط بین دو تمدن ایران و هند از ادوار کهن به صورت متقابل برقرار بوده است. اشتراک و تبادل سنت های فرهنگی بین ایران و هند در دوره «گورکانی» به اوج خود می رسد. حوزه اصلی عینیت یافتن فرهنگ ها را می بایست در هنر و ادبیات جست وجو نمود. این پژوهش، ضمن بررسی نسخه مصور حمزه نامه، که داستان های آن برگرفته از برخوردهای گوناگون «حمزه» با «انوشیروان» و دربار ساسانیان که با حمزه در جنگ است و «اردشیر بابکان» که به یاری حمزه می شتابد، مصور شده است. هم چنین به تأثیرات فرهنگی ایران/ هند به واسطه ورود هنرمندان ایرانی در دوره گورگانی هند و تأثیرات ویژگی های نگارگری دوره صفوی بر این نسخه می پردازد. مسأله اول که در این پژوهش مطرح می شود این است که، چگونه می توان تأثیر نشانه ای نگارگری صفوی بر نگاره های حمزه نامه در هند را با رویکرد سپهرنشانه ای مورد خوانش قرار داد؟ و مسأله دوم پژوهش این است که، چه مؤلفه های از نگارگری ایران در مصور کردن حمزه نامه در دوره گورکانی هند تأثیرگذار بوده است؟ هدف پژوهش حاضر این است که مسأله تأثیر نگارگری دوره صفوی در تقابل با نگارگری گورکانی هند را مورد بررسی قرار دهد. روش پژوهش توصیفی-تحلیلی با رویکرد سپهرنشانه ای «لوتمان» بوده و با استفاده از تقابل بین فرهنگی (ایران/ هند) به ویژگی های حمزه نامه و تأثیرات ایران بر نگارگری هند اشاره کرده است. تأثیرات ویژگی های نگارگری مکتب تبریز دوم صفوی و شخصیت حمزه ایرانی در تصویرگری حمزه نامه حضور پُررنگی را دارد. نتیجه این پژوهش حاکی از این است تا در سرزمین میزبان ارتباطی معنادار میان دو سپهرنشانه ای خود و دیگری برقرار کنند و در ادامه به جذب عناصر و نشانه های در نگاره های حمزه نامه که برگرفته از شخصیت حمزه ایرانی است، سبب سازو کار فرهنگ ایرانی ازطریق داستان است، و جذب شدن آن توسط هنرمندان ایرانی در سپهر فرهنگی هند شده است.
مطالعه و توصیف آجرهای لعابدار مکشوفه از سه فصل کاوش محوطه ربط ۲(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
منبع:
پیام باستان شناس سال ۶ بهار و تابستان ۱۳۸۸ شماره ۱۱
47 - 68
حوزههای تخصصی:
تپه شماره ۲ ربط سردشت در استان آذربایجان غربی و در کناره شرقی رودخانه زاب کوچک قرار گرفته و تا کنون سه فصل از کاوش باستان شناسی آن می گذرد. موقعیت تپه شماره ۲ ربط در بخش جنوب غربی حوزه سرزمینی مانا و متأثر از دو حوزه امپراتوری آشور و اورارتو و تأثیر و تأثرات این حکومت ها بر یکدیگر و آشنایی با زوایای تاریک این قدرت ها در شمال غربی ایران، بر جنبه های باستان شناختی مطالعات و پژوهش ها در تپه ربط ۲ می افزاید. ماحصل سه فصل پژوهش در این محوطه دستیابی به مدارک سفالی، آجری و معماری است که برخی از آن ها برای اولین بار در شمال غربی ایران به دست می آیند. در این بین، آجرهای لعابدار محوطه ربط سردشت که نمونه های مشابه آن ها پیشتر از تپه قالایچی بوکان به دست آمده، جایگاه مهمی در زمینه مطالعات هنری، فنی و بازشناسی جنبه های مذهبی، سیاسی و اجتماعی ساکنان این محل دارند. آن چه به اهمیت این آجرها می افزاید وجود نمونه های کتیبه دار لعابداری است که ترجمه آن حکایت از نام خدایان، سرزمین و ایالتی مانایی دارد. بی تردید شناخت جامع الاطراف آجرهای مکشوفه با عنایت به این که کاوش در این محوطه سال های نخستین خود را می گذراند، می تواند مبنای مناسبی جهت طبقه بندی علمی این یافته های ارزشمند باشد.
خاستگاه مادها و بافت فرهنگی مادستان در نیمه نخست هزاره اول پیش از میلاد
منبع:
Caspian, Volume ۲, Issue ۳, January ۲۰۲۵
3 - 15
حوزههای تخصصی:
مادها مردمانی ایران زبان بودند که نامشان برای نخستین بار در سده نهم پیش ازمیلاد در لبه غربی فلات ایران آشکار می شود. اگرچه یافته های باستان شناختی خاستگاه و مسیر مهاجرت این مردمان نوآمده به فلات ایران را هنوز با دقت و اطمینان نشان نمی دهد، به واسطه داده های زبان شناختی و انسان شناختی موجود می توان خاستگاه این مردمان و ویژگی های فرهنگی اولیه آنان را با احتمالی بیشتر بازشناخت. آن بخش از فلات ایران که مادهای آغازین در هزاره نخست پیش ازمیلاد بدان گام نهادند، سکونتگاه گروه های قومی و زبانی پرشمار و گوناگونی بود. اگرچه از این مردمان بومی اغلب به جز چند نام و واژه، داده های زبان شناختی دیگری در دست نیست، به نظر می رسد که کاسی زبانان در شرق این گستره و اورارتو حوری زبانان در غرب آن دست بالا را داشته اند که هرکدام خانواده زبانی مستقلی را تشکیل می دادند. توانایی بالای مادها در همزیستی و همکاری با این مردمان بومی و درنهایت دست یابی به قدرت و برتری سیاسی منجر به آن شد که سراسر این منطقه به تدریج فرمان بردار سرکردگان ایرانی زبان ماد شود. این موقعیت جدید طی سده های بعد به فرایند ایرانی سازی این بخش از فلات ایران چنان شتاب و شدتی بخشید که دست کم آن گاه که هخامنشیان پارسی در سده ششم پیش ازمیلاد بر سراسر ایران فرمانروا شدند، از مرکز ایران زمین تا شمال غرب آن (برابر عراق عجم و آذربایجان در ایران سده های میانه) نامی جز «ماد» نداشت و در آنجا به جز زبان ایرانی، اثری از زبان های ناایرانی و پیشاایرانی برجا نمانده بود. آشکار است که مادها در ایرانی سازی بخش بزرگی از فلات ایران و شکل دادن به هویت ایرانی، نقشی ویژه، قاطع و مؤثر داشته اند.
متن به مثابه ماده فرهنگی: بازشناسی ویژگی های فرهنگی و اجتماعی دوران مشروطه با محوریت کاریکاتورهای هفته نامه ملا نصرالدین(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
منبع:
پیام باستان شناس سال ۱۲ پاییز و زمستان ۱۳۹۴ شماره ۲۴
95 - 114
حوزههای تخصصی:
برای باستان شناسان متون تاریخی از چند لحاظ دارای اهمیت است. نخست متن های نگاشته شده و دیگری بررسی آن در بستری باستان شناختی در کنار دیگر مواد همان بستر در واقع اهمیت بستر از آن جهت است که در آن ماده فرهنگی (در اینجا متن) بر مبنای زمینه اجتماعی و تاریخی آن ارزیابی می شود متن تاریخی به منزله شکلی از شاهد مادی است که نزد باستان شناس و در کنار دیگر فکت ها دارای اهمیت است. هدف مقاله حاضر نیز بازشناسی رفتارهای فرهنگی اجتماعی دوران مشروطه از همین طریق است. در این گفتار محوریت اصلی بر روی هفته نامه ملانصرالدین است که در کنار دیگر مادیت های بستر سیاسی- اجتماعی دوران مشروطه (عکس های به جامانده از این بستر تاریخی) مورد مطالعه قرار می گیرد. در میان سایر روزنامه ها، هفته نامه ها و نشریات گوناگون در عصر مشروطه، هفته نامه ملانصرالدین که انتشار آن در سال ۱۹۰۶ میلادی در تفلیس شروع شد به واسطه کاریکاتورهای چاپ شده در آن، با نگاهی طنز، به نقادی ویژگی های فرهنگی اجتماعی و مذهبی جامعه آن دوران پرداخته است. در این نوشتار از ۱۰۰ شماره اول این هفته نامه، ۵۰ شماره را به صورت یک در میان برگزیده و با رویکردی بستر محور و شناخت متن به مثابه ماده به کاوش در ویژگی های فرهنگی و اجتماعی دوران مشروطه و در انتها نیز با تهیه یک جامعه آماری از مقولات استخراج شده بر اساس کاریکاتورهای هفته نامه و بررسی آنها به بازشناسی فرهنگی اجتماعی دوران مشروطه پرداخته ایم
شواهد آئینی از برچسب ها و صورت های مفهومی عرفی تا مفهوم سازی ها و معناکاوی های با عیار و معیار(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
منبع:
پیام باستان شناس سال ۹ بهار و تابستان ۱۳۹۱ شماره ۱۷
1 - 16
حوزههای تخصصی:
مردم کوچه و بازار در بیان احساسات خود بهنگام تماس با واقعیت هایی که به لحاظ ذوقی وزیباشناختی مورد پسند وموجب التذاذ ونشاط آنها می شود؛ ازصورت های زبانی و اصطلاحات و عباراتی استفاده می کنند که نه تعریف مشخصی از آنها دارند و نه شناخت نظری مدون و منسجم و مقبول اهل نظر درباره مدعیات خود. صفت ها و صورت های زبانی و گزاره هایی به مانند این لباس شیک و زیباست و آن آهنگ خوش و لذت بخش و این پارچه لطیف است و آن جام ظریف و یا این بنا پرشکوه و باعظمت و جلالت است و هیبت زا و آن سخن رسا و غرا و شیوا و ده ها و ده ها صورت های زبانی و اصطلاحات و عبارات دیگر از خانواده و خویشاوند همین تجربه های ذوقی و زیباشناختی که درمیان عامه رایج است وکاربرد فراوان روزمره نیز دارد؛ وقتی آنها را از زبان اهل نظر و متخصصان رشته های هنر و تاریخ هنر وفلسفه و زیباشناختی می شنویم؛ احساس می کنیم وارد سطح و سپهر دیگری از واقعیت وفهم صورت های زبانی ومفاهیم و اصطلاحات وگزاره هایی شده ایم که ازجنس فهم و وهم عرفی و عامیانه و متعارف نبوده و از ساختار نظری و منطقی منسجم و مدون ومنطقی تعریف شده و مشخصی برخودارند که برای عامه شناخته شده نیست.درسپهردین وتجربه های دینی واعمال وافعال آیینی مردمان نیز با سیلابی از برچسب ها و صورت ها و ترکیبات زبانی مواجه می شویم که گروه های اجتماعی با آنها زندگی می کنند بی آنکه وصف وتعریف مشخص ومنسجم وصورت بندی شده به مفهوم علمی آن درباره آنها داشته باشند.کفه بار احساسی و عاطفی انضمامی وعملی این برچسب ها وصورت های زبانی درنگاه و وهم و فهم و فکر عامه علی القاعده و علی الاغلب بر کفه بار عقلانی و انتزاعی و نظری و علمی متفکران وعالمان و پژوهشگران و متخصصان سنگین تر است. از این منظر باستان شناسی آیین ها وسنت های دینی ونظام های اعتقادی مفقود گذشته تا رسیدن به برچسب ها وصورت ها وصورت بندی های زبانی درست ودقیق تعریف شده ورهایی از سیلاب الفاظ واصطلاعات وترکیبات خام وعرفی و عامیانه همچنان راه پرپیچ وطولانی پیش رو دارد که می باید طی شود.دستگاه گوارش دانش باستان شناسی بطورکلی وباستان شناسی آیین ها و سنت های دینی مفقود گذشته بطور اخص ازصورت های زبانی و مفهومی هضم وجذب ناشده ریزودرشت بسیار به مانند آیین و دین و ایمان و عقیده و الوهیت و امر مقدس و مینوی و ماورایی و متعال و مطلق و سرمدی و یا مفاهیمی از جنس جهان دیگر و رازورزانه و و رازآمیز و روح ونفس و جان و سحر و سحرآمیز وموارد مشابه دیگرهمچنان سنگین ودستخوش اختلال است. استفاده های عرفی وعامیانه وآزاد و بی عیار ومعیار از صورت های زبانی ومفاهیم کلیدی و سؤال خیز از این جنس، همواره مانع بزرگی بر سر راه مطالعات باقاعده و ضابطه باستان شناسی بویژه باستان شناسی آیین ها ونظام های اعتقادی مفقود گذشته بوده است.
Investigating the Impact of Visual Characteristics of Workplace Architecture on Creative Atmosphere (Case Study: Private Banks in Rafsanjan City)(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
منبع:
Journal of Archaeology and Archaeometry, Volume ۳, Issue ۲ - Serial Number ۱۰, August ۲۰۲۴
29 - 40
حوزههای تخصصی:
In addition to its functional aspects, architecture holds a deeper significance that communicates with the observer or user of the architectural work. Perception plays a crucial role in various fields, as an individual's perceptions, emotions, and mental states, alongside visual characteristics, can lead to diverse or multiple interpretations, allowing the landscape to be understood in myriad ways. Every architectural design maintains a connection with its surroundings through its distinct visual attributes. Aligning with this notion, the present study aims to elucidate the visual aspects of workplace architecture and its impact on the performance of private bank employees in Rafsanjan city. This research adopts an applied developmental goal and employs a descriptive-analytical methodology. Data collection utilized both field methods (public questionnaires) and a combined approach (quantitative-qualitative) for data analysis. Descriptive and inferential statistical techniques were applied using SPSS software. The findings revealed a direct correlation between the visual characteristics of workplace architecture and job performance in private bank branches in Rafsanjan. Thus, emphasizing visual elements in bank architecture holds significant importance, as these factors can influence employee performance, alertness levels, and concentration at work. The visual features of workplace architecture directly impact visual and psychological needs. Therefore, to enhance the performance quality of banks, these characteristics must be regarded as pivotal factors in workplace environments.
کنکاشی در اصول خوشنویسی حاکم بر آثار چلیپا و کتیبه نگاری محمدصالح اصفهانی، براساس سه نظام کرسی، ترکیب و وزن بصری(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات باستان شناسی پارسه سال ۷ زمستان ۱۴۰۲ شماره ۲۶
313 - 338
حوزههای تخصصی:
محمدصالح اصفهانی، یکی از خوشنویسان و کتیبه نویسان مطرح دوره صفوی، حکومت شاه سلیمان و شاه سلطان حسین بوده است. براساس یافته ها، تعداد قابل توجهی از کتیبه های نستعلیق موجود در بناهای شهر اصفهان متعلق به وی است. افزون بر این، از محمدصالح، قطعات چلیپا نیز موجود است. بر این اساس، در مطالعات حوزه خوشنویسی و دست یابی به شیوه های تحلیل در آن، بررسی آثار وی حائز اهمیت است. هدف از این پژوهش، بررسی تفاوت های موجود میان قطعات چلیپا و کتیبه نگاری های محمدصالح اصفهانی در سه نظام کرسی، ترکیب و وزن بصری است. پرسش این است که، تفاوت های میان قطعات چلیپا و کتیبه نگاری های محمدصالح اصفهانی بنابر اصول حاکم بر خوشنویسی در سه نظام کرسی، ترکیب و وزن بصری چیست ؟ و دلایل آن ها کدام اند؟ فرضیه این پژوهش بیانگر این است که میان قطعات چلیپا و کتیبه نگاری محمدصالح تفاوت هایی وجود دارد که با توجه به اصول حاکم در سه نظام خوشنویسی ذکرشده، قابل شناخت و بررسی است. این نوشتار به روش توصیفی-تحلیلی و با مطالعه نمونه آثار محمدصالح اصفهانی، ازجمله کتیبه های موجود در سه بنای شهر اصفهان (مدرسه چهارباغ، امامزاده اسماعیل و سنگ قبر آرامگاه صائب تبریزی) و چند قطعه دست نویس (موجود در منابع موزه ای و کتابخانه ای) و استفاده از منابع کتابخانه ای تدوین شده است. نتایج پژوهش بیان می کند که تفاوت هایی در به کار بستن اصول خوشنویسی در سه نظام کرسی، ترکیب و وزن بصری در قطعات چلیپا و کتیبه ها وجود دارد که دلایل مختلفی ازجمله: محتوای متن، محدودیت های اجرا، دانگ قلم، سطح متناسب برای اجرای قطعه یا کتیبه و... بر آن تأثیرگذار است و محمدصالح اصفهانی با آگاهی و براساس دلایل مطرح شده، روش و اصول متفاوتی برای خوشنویسی آثار چلیپا و کتیبه نگاری آثار خود اتخاذ کرده است.
گزارش حفاظت و مرمت خمره های ساسانی در پژوهشکده حفاظت و مرمت آثار با مروری بر قواعد و اصول حفاظت و مرمت سفالینه ها(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
این مقاله ضمن اشاره به پاره ای از اصول و قواعد حفاظت و مرمت آثار سفالین فرآیند فناورانه بازسازی دو خمره ساسانی را طی گزارش مکتوب و مصور مورد بررسی قرار می دهد و تفاوت هایی که در انتخاب مواد و روش درمان به دلایل مختلف ایجاد شده است را شرح می دهد. خمره هایی مورد اشاره از کاوش سال ۱۳۹۶ دشت ورامین به سرپرستی آقای دکتر حصاری به دست آمده اند و در کارگاه حفاظت و مرمت سفال پژوهشکده با حضور تعدادی از دانشجویان رشته حفاظت و مرمت آثار تاریخی فرهنگی مرمت و بازسازی شده اند.
حفاظت و مرمت یک جلد لاکی قاجاری؛ گزارشی از فرآیند اجرا(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
نقاشی های لاکی علاوه بر ارزش تاریخی ارزش زیبایی شناختی نیز دارند و بسته به فرهنگ جامعه نقوش و مواد آن می تواند متغیر باشد؛ از این رو بررسی این نوع آثار می تواند اطلاعات مفیدی درباره شناخت فرهنگ، اقتصاد، فناوری و مواد بومی اقوام مختلف در اختیار مخاطبین قرار دهد. نقاشی های لاکی ارزشمند و نیازمند اقدامات حفاظتی هستند و بر این اساس هدف از این گزارش ارائه فرآیند حفاظتی صورت گرفته بر روی یک جلد لاکی (روغنی)، مربوط به دوره قاجار است که بررسی اولیه گویای نیاز به استحکام بخشی جدا کردن چرم ناحیه عطف جلد پاکسازی و تمیز کاری چرکی و آلودگی سطحی وصالی بازسازی گوشه های جلد بوم سازی بسترسازی موزون سازی رنگی و در نهایت پوشش دهی نهایی است. بدین منظور از پلکستول ۵ درصد جهت استحکام بخشی از ترکیب خمیر کاغذ تیشو به همراه ژلاتین و افزودن پودر مل به عنوان بتونه جهت بازسازی گوشه های جلد ترکیب چسب HV360 آب مقطر و پودر مل جهت بوم سازی بسترسازی از رنگ اکریلیک جهت موزون سازی رنگی استفاده شد و در نهایت جهت حفاظت نهایی از اثر کل سطح کار با یک لایه پلی وینیل بوتیرال ۳ درصد پوشش دهی شد. این کار جهت استحکام بخشی بیشتر لایه های رنگ نیز انجام گرفت.
مطالعه زمین باستان شناسی سفال های محوطه باستانی گبری مود (مود B)، سربیشه، خراسان جنوبی به منظور تعیین ماهیت مواد سازنده و منشأ(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
زمین باستان شناسی یکی از علوم میان رشته ای است که از روش ها و مفاهیم علوم زمین برای مسائل پژوهش های باستان شناسی استفاده می کند. تپه باستانی گبری مود یکی از محوطه های شاخص دوره اشکانی در خراسان جنوبی است که تاکنون مطالعات متعدد جهت تعیین حریم، کاوش، لایه نگاری، طبقه بندی و تحلیل گونه شناختی سفال های این محوطه صورت گرفته است. سفال-های محوطه گبری مود شامل انواع سفال های ساده و بدون لعاب، سفال های داغ دار و سفال های لوندو هستند که برخی از گونه-های آن (به ویژه انواع داغ دار و لوندو) از جمله سفال های محلی شاخص جنوب شرق ایران هستند. آیا بین نوع ترکیب مواد سازنده مورد استفاده در ساخت سفال های این منطقه و مناطق مجاور در دوره اشکانی ارتباطی وجود دارد؟ از آنجایی که جنبه وارداتی بودن این سفال ها از مناطق جنوب شرق ایران، مکران و سیستان مطرح شده است، منشأیابی آثار فوق بر اساس تحلیل ترکیب کانی شناسی (مطالعات پتروگرافی رسوبی) و نحوه ارتباط ترکیب آنها با موقعیت زمین شناختی منطقه مورد بررسی قرار گرفته است. در انجام این تحقیق، از روش های میدانی- آزمایشگاهی بهره گرفته شده و علاوه بر جمع آوری نمونه های سفالی ساده، از نمونه های رسوبی دیواره محوطه، پادگانه های آبرفتی مجاور محوطه و سنگ ریزه های پراکنده در سطح و اطراف محوطه نمونه برداری شده است. به منظور تعیین ویژگی های زمین شناسی مصنوعات سفالی و ماهیت مواد خام به کار رفته در ساخت آنها، مطالعه مقاطع نازک تهیه شده از آنها توسط میکروسکوپ پلاریزان صورت گرفته و ترکیب اجزاء سازنده با ترکیب واحدهای سنگی اطراف منطقه و نمونه های رسوبی جمع آوری شده که ناشی از هوازدگی و فرسایش آنها هستند، مقایسه شده است. تشابه ترکیب پتروگرافی مواد خام سفال های ساده محوطه گبری مود با مجموعه های سنگی و رسوبات آبرفتی اطراف محوطه جنبه وارداتی بودن این سفال ها از مناطق جنوب شرق ایران را رد کرده و احتمال بومی بودن و ساخته شدن این آثار فرهنگی را در نزدیکی محل کشف آنها تقویت می کند.