فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۷۶۱ تا ۷۸۰ مورد از کل ۲٬۲۹۹ مورد.
حوزههای تخصصی:
هدف: این پژوهش با هدف کمک به ترسیم نقشه راه تلاش نموده است ضمن ارائه تصویری از تعداد و تنوع منابع آرشیوی و تجهیزات مربوط و میزان فعالیت های تخصصی در آرشیوهای تهران و شهرستان ها و تببین روند رقمی سازی منابع آرشیوی در سازمان صدا و سیما، موانع موجود را شناسایی و شیوه های بهینه سازی آن را بررسی نماید.
روش/ رویکرد پژوهش: تحقیق حاضر از نوع توصیفی– پیمایشی است و با استفاده از پرسشنامه ای محقق ساخته انجام شده است.
یافته های پژوهش: یافته ها نشان داد تنها یکی از آرشیوهای مستقر در تهران به طور کامل رقمی است و از مراکز استان ها، مرکز خوزستان با اعلام تبدیل 90 درصد از منابع خود به فرمت رقمی، در صدر قرار دارد. سایر آرشیوها، هریک مراحلی از این فرآیند را طی نموده اند. تعداد 11 مورد از آرشیوهای تهران و 21 مورد از آرشیوهای مستقر در سایر استا ن ها، هنوز فرآیند رقمی سازی را آغاز نکرده اند؛ درحالی که 9 مورد از آن ها در تهران و 13 آرشیو در شهرستان ها، کمابیش تعدادی از منابع خود را به نسخه رقمی تبدیل نموده اند. همچنین، عواملی مانند کمبود اعتبارات مالی و نیروی انسانی متخصص و کارآمد، عدم تدوین راهبرد مشخص، حجم بسیار زیاد منابع، و نبود زیرساخت های تجهیزاتی و فناورانه باعث شده است که موانعی در مسیر رقمی سازی آرشیوها ایجاد گردد.
نتیجه گیری: تحولات دنیای رقمی، آرشیوها و منابع آرشیوی را نیز تحت تأثیر قرار داده و نیاز به رقمی سازی و تبدیل منابع را دوچندان نموده است. ضرورت تسهیل و تسریع در فرآیند خدمت رسانی، حفاظت بیش از پیش از منابع ارزشمند و غیرقابل جایگزین، هزینه های مربوط به فرآیند تکثیر و تبدیل منابع آنالوگ، دشواری دستیابی به تجهیزات و دستگاه های منسوخ شده، لزوم بهره مندی از امکانات و قابلیت های فناوری های نوین و همگام شدن آرشیوها با تحولات دنیای امروز از جمله دلایل رقمی سازی منابع به شمار می روند.
رساله موسیقی میرزا بیگ
حوزههای تخصصی:
شیرازه های شیراز: تأملی بر فهارس انتشار یافته از کتابخانه های شیراز
حوزههای تخصصی:
دارالعلم های آل بویه ونقش آنان در رشد وشکوفائی علم ودانش(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مقاله حاضر درصدد توصیف و تبیین دارالعلم های دوران آل بویه و نقش آن در توسعه و ارتقاء علم و دانش از یک سو و گسترش فرهنگ عمومی از سوی دیگر است.آل بویه از ابتدای حکومت و همزمان با تثبیت قدرت خویش به فعالیت های علمی و فرهنگی نیز روی آوردند؛ زیرا افزون بر این که یکی از پایه های اساسی استمرار قدرت و اقتدار، علم و تقویت فرهنگ عمومی با رویکردی عالمانه است، برای جلوگیری از انفعال در برابر رقیبان سیاسی و علمی باید استقلال علمی و متکی به فرهنگ غنی بومی خویش را تقویت می کردند.
آل بویه بیشترین تلاش خویش را در پی ریزی یک شاکله مستحکم علمی با تمام جوانب از نظر ساختاری، محتوایی، و نخبه پروری مبذول داشتند. آنان برای تحقق اهداف خود، مراکز آموزشی و پژوهشی فراوانی مانند کتابخانه های عظیم و مدارس تأسیس کردند و امکانات مادی و معنوی بسیاری را در این مسیر صَرف نمودند. در دوران مذکور، مؤسسات و مراکز علمی، فرهنگی و دینی دیگری هم با عنوان دارالعلم تأسیس شدند که داشتن کتاب و کتابخانه برای پیشبرد و تسهیل امور آن ها ضروری می نمود.در این پژوهش با بهره گیری از روش توصیفی- تحلیلی بخشی از این حوزه ی تاریخی، یعنی وضعیت دارالعلم ها در آن دوره مورد توجه قرار گرفته است.
مطالعه محوطه های پیش از تاریخی شهرستان ایجرود زنجان براساس نتایج بررسی و شناسایی باستان شناختی فصل سوم(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
منبع:
پیام باستان شناس سال ۱۰ پاییز و زمستان ۱۳۹۲ شماره ۲۰
19 - 36
حوزههای تخصصی:
شهرستان ایجرود در جنوب غرب استان زنجان واقع است. از نظر موقعیت جغرافیایی، این شهرستان مابین شرق زاگرس و کرانه غربی مرکز فلات ایران قرار دارد و از این نظر در مطالعات باستان شناسی حائز اهمیت است. بررسی و شناسایی فصل سوم شهرستان ایجرود با هدف شناسایی آثار تاریخی استان در راستای تهیه نقشه باستان شناسی انجام گرفت. بر همین اساس در سال ۱۳۹۰ دهستان ایجرود بالا، بخش جنوبی دهستان ایجرود پایین و دهستان سعیدآباد مورد بررسی قرار گرفت. برآیند این بررسی باستان شناختی، شناسایی ۷۵ اثر از دوره های مختلف است. از میان محوطه های ثبت شده، ۲۳ محوطه و تپه، مربوط به دوره های مس سنگی، مفرغ و آهن است. محوطه های دوره مس سنگی که قدیمی ترین آثار شناسایی شده در محدوده بررسی هستند، تحت تأثیر سنت سفالی دالما قرار دارند. استقرارهای این دوره هم از نوع کوچ نشینی و هم دائم هستند. استقرارهای دوره مفرغ مربوط به مراحل میانی و جدید است و از مفرغ قدیم هیچ شواهدی در محدوده بررسی موجود نیست. مقایسات انجام شده بیانگر برهمکنش های فرهنگی دوره مفرغ این منطقه با غرب مرکز فلات ایران (دشت قزوین) است. از دوره آهن، از فازهای I، II و III گورستان و استقرارگاه هایی مشخص گردید که نشان از تشابهات فرهنگی با مرکز فلات و شمال غرب ایران در دوره مذکور است.
پژوهشی در چگونگی نگارش« رقم صفر » در «تاریخ کتابت» اسناد دوران قاجار(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف: پژوهش حاضر در پی مشخص کردن انواع شکل های تحریری «تاریخ هجری قمری»در اسناد دوران قاجار، بر اساس تغییرات به وجود آمده در نگارش «عدد صفر» و بررسی دلایل آن است. همچنین، بررسی های مقایسه ای با نسخه های خطیِ علمِ حساب ، در دوران قاجار ، به منظور یافتن شواهد احتمالی وجود این سبک نگارش اعداد در متون علمی و نیز خواص عدد صفر و نحوه جای گیری و عملکرد آن در سلسله اعداد از دیدگاه این متون از اهداف دیگر پژوهش حاضر است.
روش/ رویکرد پژوهش: این پژوهش با گزینش تصادفی 1000 برگ سند تاریخ دار دوران قاجار؛ از یک دوره زمانی 150 ساله ؛ از چهار منطقه مرکز، فارس، شمال، و شمال غرب ایران صورت گرفته است. روش و رویکرد پژوهش حاضر، بررسی و ثبت و ضبط تاریخ های اسناد و طبقه بندی اشکال تحریری آنها با روش آماری و نیز مطالعات مقایسه ای و کتابخانه ای است.
یافته های پژوهش: در بررسی ها، چهار شیوه تحریری گوناگون برای تاریخ کتابت اسناد، در مناطق چهارگانه، و با میزان تکرار متفاوت مشخص گردید. اشکال تحریری مشخص شده(با ویژگی تغییرات عدد صفر) در اسناد تمامی مناطق، بجز شمالغرب(به دلیل محدودیت اسناد بررسی شده) وجود داشت. عملکرد صفر در نسخ خطی علم حساب، در دوران قاجار، پیرو منطق ریاضی است. این نسخه ها، ضمن پرداختن به خواص و ویژگی ها، نحوه عملکرد و اهمیت این عدد در سلسله اعداد، به امکان حذف یا اضافه نویسی این عدد در یک مقدار عددی اشاره ای نداشتند. تنها ویژگی جابجایی صفر- البته در مرتبه مکانی خود و بدون تغییر مقدار و کمیت عدد- توسط نویسنده یکی از این نسخه ها به کار رفته بود. تغییرات نگارشی تاریخ کتابت اسناد در اثر تغییر و دستکاری رقم صفر، ناشی از شیوه های فردی و سلایق شخصی کاتبان در نویسندگی، در اثر نیاز به تندنویسی و شکسته نویسی، به دلیل حجم زیاد اسناد و شاید کم دقتی ناشی از آن و در برخی موارد کمبود فضای نگارش صورت گرفته است.
گزارش مقدماتی بررسی و شناسایی باستان شناختی شهرستان کمیجان، استان مرکزی(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
منبع:
پیام باستان شناس سال ۱۰ بهار و تابستان ۱۳۹۲ شماره ۱۹
51 - 72
حوزههای تخصصی:
امروزه توجه به نقش مناطق بینابینی در برهم کنش سیاسی، اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی از مسائل مهم مورد توجه پژوهشگران باستان شناس است. در این میان، بررسی های باستان شناسی نقش مهمی در شناخت تاریخ تحولات سیاسی و فرهنگی در مناطق گوناگون دارد. در این راستا، یکی از اهداف بررسی و مطالعه شهرستان کمیجان، دستیابی به نقش مناطق بینابینی در تاریخ تحولات ادوار مختلف زندگی انسان در منطقه است. شهرستان کمیجان منطقه ای حائل بین مرکز فلات ایران و زاگرس بوده و به عنوان منطقه ای بینابینی در تبادلات فرهنگی از گذشته ایفای نقش نموده است. منطقه پیشگفته از نقطه نظر ریخت شناسی از یک دشت هموار و وسیع با سلسله کوه هایی در اطراف آن تشکیل شده است. محدوده دشت مذکور که از غرب به دشت فامنین همدان، از شرق به دشت فراهان و از جنوب به دره سرسبز شراء محدود می گردد. در مقایسه با مناطق پایکوهی و میانکوهی در دوره های مختلف زمانی پذیرای جوامع مختلف انسانی بوده و نقش عمده ای در ارتباطات منطقه ای بر عهده داشته است. رودخانه قره چای مهمترین رودخانه جاری در این منطقه است که در بخشی از دشت جریان پیدا می کند. بررسی و شناسایی باستان شناسی شهرستان کمیجان در سال ۱۳۸۶ در وسعتی به مساحت ۱۶۲۵ کیلومتر مربع به انجام رسید. در نتیجه بررسی های صورت گرفته مجموعه ای متشکل از ۹۰ اثر تاریخی شامل محوطه ها، تپه های باستانی، سنگ نگاره ها و بناهای تاریخی شناسایی شدند که از نقطه نظر تاریخگذاری در محدوده ای بین دوران پیش از تاریخ تا قرون معاصر جای گرفتند.
بررسی کتیبه های مسجد مدرسه دارالاحسان سنندج با تاکید بر نمونه های شعر فارسی(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
منبع:
پیام باستان شناس سال ۱۰ پاییز و زمستان ۱۳۹۲ شماره ۲۰
103 - 122
حوزههای تخصصی:
نگارش شعر بر بناهای ایران دوره اسلامی شیوه ای مرسوم بوده که در دوره نیز قاجار گسترش یافت. این سبک نه تنها در بناهای پایتخت، بلکه در بناهای مراکز ایالات و شهرها هم مورد توجه بانیان و حاکمان محلی قرار گرفت. از شعر به عنوان بخشی از آرایه و معرفی ساختمان در مسجد مدرسه دارالاحسان از آثار دوره قاجار شهر سنندج، استفاده شده است. در این بنا اشعاری در کتیبه های سنگی و کاشیکاری نقش بسته که علاوه بر جنبه زیبایی شناسی، زمان احداث بنا و بویژه از نظر ماده تاریخ اهمیت دارد. این اشعار توسط دو تن از شاعران صاحب سبک در ماده تاریخ گویی دوره قاجار همچون میرزافتح الله خرم سنه ای متخلص به «خرم» کردستانی و میرزاصادق اصفهانی متخلص به «ناطق» سروده شده است. مساله این است که هدف سازنده در قرار دادن کتیبه به صورت شعر چه بوده است؟آیا دست یابی به اوضاع اجتماعی و فرهنگی این بخش از کشور و تاثیرپذیری از ساختار دیوانی اداری حکومت مرکزی امکان پذیر است؟ به نظر می رسد که هدف بانی علاوه بر نشان اقتدار خویش، برقراری ارتباط با مراجعان به این مکان بوده است. علاوه براین، در این اشعار که در قالب قصاید مدحی هستند به زمان آغاز و پایان کار مسجد، سفارش دهنده و حامیان آن اشاره شده است. در این شیوه تأثیر ساختار دیوانسالاری اداری، فرهنگی و اجتماعی پایتخت در اشعار و ساختار مسجد به خوبی قابل درک است. سروده ها رقابت بین شاعران در دارالحکومه سنندج از یک سو و از سویی توجه به اجرای برنامه های بزرگ و توسعه معماری در سنندج را نشان می دهد.
جایگاه دیپلماسی فرهنگی در سیاست خارجی کشورها
حوزههای تخصصی:
شواهدی جدید از عصر مفرغ جدید و عصر آهن در قلعه تپه ابهر(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
منبع:
پیام باستان شناس سال ۱۰ پاییز و زمستان ۱۳۹۲ شماره ۲۰
69 - 82
حوزههای تخصصی:
حوضه آبریز ابهررود در شرق استان زنجان از مناطق کمتر شناخته شده باستان شناسی ایران است. قلعه تپه یکی از بزرگ ترین مکان های باستانی این حوضه بوده و در کناره جنوبی ابهررود قرار دارد. امروزه به علت تخریب گسترده قسمت زیادی از تپه باقی نمانده است. در سال ۱۳۹۰ قلعه تپه مورد کاوش باستان شناختی قرار گرفت که طی آن آثار قابل توجهی از دوره های مختلف به دست آمد. یکی از مهم ترین این آثار سفال های عصر مفرغ جدید و عصر آهن است. مدارک سفالی به دست آمده نشانگر حضور مردمان عصر مفرغ جدید و عصر آهن در این تپه است. وجود سفال های موسوم به پلی کروم عصر مفرغ در این محل نشانه ارتباط قلعه تپه با مناطق شرقی و دشت قزوین است. همچنین وجود سفال های خاکستری عصر آهن I در قلعه تپه می تواند نشانگر استمرار در استفاده از این محل از عصر مفرغ تا آهن باشد. وجود چندین ظرف سفالی سالم عصر آهن I و یک ظرف پلی کروم عصر مفرغ جدید نشان می دهد که در اواخر عصر مفرغ و اوایل عصر آهن از تپه برای دفن مردگان استفاده می کرده اند. در نهایت بر پایه یافته های سفالی در قلعه تپه می توان به چشم اندازی از ارتباطات فرهنگی مردم ساکن حوضه آبریز ابهررود، که همچون دالانی طبیعی دو منطقه فرهنگی شمال غرب و شمال مرکزی را به هم وصل می کند، با مناطق همجوار دست یافت. احتمالاً حوضه آبریز ابهررود به عنوان سهل ترین راه ارتباطی شمال مرکزی با غرب و شمال غرب، در طول زمان به تناوب تحت نفوذ فرهنگ های مناطق شرقی و غربی خود قرار گرفته است.
حفاظت از بافت تاریخی شهر و کاهش آسیب پذیری آن با تأکید بر بحران ناشی از زلزله
حوزههای تخصصی:
به رغم ارزش و اهمیتی که امروزه برای بناها و بافت های تاریخی مورد اتفاق نظر قرار گرفته است اما مقولة حفاظت از این ثروت های فرهنگی و تاریخی و چگونگی تحقق آن در کشور ما همچنان در هاله ای از ابهام قرار دارد. متأسفانه آسیب پذیری این آثار در برابر طیف وسیعی از مخاطرات و عوامل آسیب رسان، بیش از آن که اندیشة حفاظت از این آثار را در برابر عوامل یاد شده بارورتر نماید، اندیشة حذف یا استحالة آنها را بارور نموده است. تداوم این نوع نگاه نسبت به بافت ها و بناهای تاریخی با موضوعیت کلی حفاظت در تعارض بوده و موجودیت بخش عمده ای از مواریث فرهنگی و تاریخی ما را در معرض آسیب بزرگ تری قرار داده است. در این نوشتار به بررسی و ارائة راهکارهایی مبادرت گردیده است که می تواند میزان خطرپذیری بافت ها و بناهای ارزشمند تاریخی در مقابل عوامل مختلف طبیعی و به ویژه بحران های ناشی از زلزله را کاهش داده و تلفات، خسارات و آسیب های ناشی از آن را تا حدود قابل توجهی بکاهد.
هنر صخره ای در زنجان: بررسی نقاشی های صخره ای آق داش ماه نشان(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
منبع:
پیام باستان شناس سال ۱۰ بهار و تابستان ۱۳۹۲ شماره ۱۹
133 - 149
حوزههای تخصصی:
بخش شرقی شهرستان ماه نشان در استان زنجان، منطقه ای کوهستانی با کوه های نسبتاً بلند و دره های میان کوهی است. در دامنه یکی از بلندی های این ناحیه و در دیواره پناهگاه های صخره ای موجود در رشته صخره ای موسوم به آق داش، نگاره های جالب توجهی به تصویر درآمده است. نقاشی های آق داش که تنها رنگین نگاره های شناسایی شده در استان زنجان و احتمالاً شمال غرب ایران است، از لحاظ تنوع موضوعات نقش شده و تا حدودی تفاوت با سایر نقاشی های صخره ای ایران، اهمیت زیادی در مطالعه نگاره های صخره ای ایران دارد. موضوع بیشتر نقوش آق داش نقش مایه های هندسی است که در اشکال گوناگونی نقاشی شده اند. علاوه بر آن، نگاره های انسانی، جانوری و گیاهی از دیگر موضوعات به تصویر درآمده در پناهگاه های آق داش است. با توجه به شباهت بسیاری از نگاره های هندسی آق داش با نقش مایه های سفال های دوره مس سنگی غرب، شمال غرب و فلات مرکزی ایران، نیز وجود تعداد اندکی سفال های مربوط به این دوره پیرامون پناهگاه های آق داش، انتساب نقاشی های آق داش به این دوره پیش از تاریخی، بیش از هر دوره دیگری محتمل است.