فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۳۴۱ تا ۳۶۰ مورد از کل ۶٬۶۳۰ مورد.
منبع:
زن و جامعه سال ۱۵ تابستان ۱۴۰۳ شماره ۲ (پیاپی ۵۸)
49 - 64
حوزههای تخصصی:
هدف: هدف پژوهش حاضر ارائه مدلی جهت توان افزایی زنان در قوه قضاییه است.
روش : روش پژوهش کیفی از نوع نظریه داده بنیاد است. بعد از مصاحبه با 21 نفر از زنانی که معیارهای مدنظر پژوهش را داشتند، کدگذاری مصاحبه ها در سه مرحله ی باز، محوری و گزینشی انجام شد و نتایج یافته های پژوهش در چهار طبقه کلی «شرایط علی»، «شرایط زمینه ای»، «شرایط مداخله گر» و «پیامدهای فردی، اجتماعی و سازمانی» تقسیم بندی شدند که در نهایت، مدل توان افزایی زنان در قوه قضاییه ترسیم شد. قابلیت اعتماد با تکنیک سه گوشه سازی و اعتبار با استفاده از تکنیک تایید اعضا و موارد ناهمخوان انجام شد که حاکی از اعتبار نتایج تحقیق بود.
یافته ها: یافته های تحقیق بیانگر آن است که توان افزایی زنان تحت تاثیر عوامل فردی، سازمانی و فراسازمانی قرار دارد که با تقویت این عوامل می توان خودباوری و عزت نفس، رضایت شغلی آنها را ارتقا داد و اعتماد مدیران سازمانی به استفاده از ظرفیت و توانایی های زنان و باور سایر زنان به وجود نظام شایسته سالاری در سازمان و احساس تعلق و تعهد سازمانی را ایجاد کرد، همچنین استفاده موثر از ظرفیت و توانمندی های نیمی از جمعیت کشور، تغییر نگرش جامعه نسبت به توانمندی های زنان را رقم زد.
نتایج: نتایج پژوهش حاضر نشان می دهد که مهم ترین مولفه در کل مولفه های توان افزایی زنان، مولفه کسب دانش شغلی است. به نظر می رسد با افزایش دانش شغلی زنان می توان آنها را برای به عهده گرفتن مشاغل مدیریتی توانمندتر کرد.
واکاوی و تحلیل ماهیت شرطیت کراهت در طلاق خلع(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهشنامه اسلامی زنان و خانواده سال ۱۲ زمستان ۱۴۰۳ شماره ۳۷
95 - 110
حوزههای تخصصی:
در طلاق خلع که راهکاری قانونی برای انحلال نکاح است زوجه به دلیل کراهت در برابر زوج خود به ازای مالی که به زوج می دهد از قید زوجیت رها می شود. مشهور فقهای امامیه و ماده 1146قانون مدنی کراهت را شرط ضروری طلاق خلع می دانند. پژوهش حاضر با هدف بررسی و رفع ابهامات این نوع طلاق و پاسخ به این سؤال که آیا همیشه درخواست طلاق از سوی زن به معنای کراهت وی از شوهر است یا باید همراه با تنفر زن از مرد باشد، به روش تحلیلی- اسنادی با رویکرد اجتهادی انجام شد. نتایج پژوهش حاضر نشان داد که مشهور فقها قائلند که درخواست زن برای طلاق به تنهایی نشانه کراهت وی از همسر نیست. بررسی آیات و روایات باب طلاق به معنای عام از این نکته حکایت می کند که بذل مهر توسط زوجه، مقوّم طلاق خلع نیست بلکه مطلق کراهت زوجه مقوّم این نوع طلاق است و بذل مهر توسط زوج محقق طلاق خلع نمی باشد. همچنین عدم بذل آن، عدم صحت طلاق خلع را ثابت نمی کند. بررسی ادله فقها حاکی از این است که گروهی از فقها کراهت ذاتی را لازمه طلاق خلع می دانند و برخی دیگر قائل به کراهت عرضی هستند. ماده 1146قانون مدنی نیز قوام طلاق خلع را بر دو چیز بنا نهاده است که عبارتند از: داشتن کراهت و بذل مال از طرف زوج به زوجه.
سنخ شناسی زنان کارآفرین اجتماعی برمبنای صورتبندی نظام ارزش های شخصی؛ مورد مطالعه: زنان کارآفرین اجتماعی شهر تهران(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
«کارآفرینی اجتماعی» مفهومی بین رشته ای است که در رشته های مدیریت، اقتصاد، روان شناسی و جامعه شناسی مطرح شده و می تواند راهکار مناسبی برای حل مسائل اجتماعی و محرکی برای تغییرات اجتماعی و توسعه اقتصادی باشد. این نوع از کارآفرینان، نقش کلیدی در پیشبرد کارآفرینی اجتماعی دارند، ولی داده های کافی در مورد ارزش های شخصی آنها به ویژه در ایران موجود نیست. این پژوهش با به کارگیری رویکرد کیفی و تحلیل محتوایی مضامین مصاحبه های نیمه ساخت یافته با 17 کارآفرین زن، موضوع سنخ شناسی زنان کارآفرین اجتماعی تهران برمبنای صورتبندی نظام ارزش های شخصی را مورد واکاوی قرار داده است. بر همین اساس، یافته ها بیانگر این هستند که مهم ترین ارزش های زنان کارآفرین اجتماعی توجه به دیگران، ارتقا سطح زندگی دیگری، حفظ محیط زیست، خودرهبری، تمایل به تغییر، محافظه کاری و قدرت طلبی می باشد. این ارزش ها تناقض های موجود بین ارزش های فرد گرایانه و جمع گرایانه در این زنان را نشان می دهند. ارزش های فردگرایی و جمع گرایی در زنان کارآفرین اجتماعی نسبی می باشند و به تکوین خودآگاهی، اعتمادبه نفس، هدفمندی و عاملیت آگاهانه آنها کمک می کنند. بر اساس این ارزش ها، چهار سنخ از زنان کارآفرین اجتماعی محافظه کار، اقدام پژوه، معنابنیان، و کاسب شرافتمند قابل شناسایی است. این سنخ بندی چارچوبی برای درک محرک های انگیزشی و اخلاقی که زیربنای فعالیت های زنان کارآفرین اجتماعی است، فراهم می کند.
واکاوی بازدارنده های مشارکت خانواده در نظام تربیت رسمی و عمومی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف از انجام این پژوهش فرا ترکیب پژوهش های انجام شده پیرامون بازدارنده های مشارکت خانواده در نظام تربیت رسمی و عمومی است. روش پژوهش کیفی از نوع فراترکیب است جامعه تحقیق یافته های پژوهشی سال های 1390 تا 1402 می باشد که تعداد 30 مقاله به طور هدفمند بر مبنای اهداف پژوهش انتخاب شدند. ابزار جمع آوری داده ها فیش برداری است که همزمان با فرایند جمع آوری اطلاعات، یافته های حاصله دسته بندی، کدگذاری و مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. یافته های حاصله حاکی از این است که بازدارنده های احصاء شده عبارتند از :بازدارنده های حاکمیتی(با دو مولفه کلیدی فقدان عزم ملی و فقدان بینش مشارکتی ) قانون گذاری(ضعف قوانین و مقررات )، رویکردی(رویکرد سلسله مراتبی)، ساختاری(ساختار متمرکز)، مدیریتی(ضعف دانشی، نگرشی، بینشی و سبک غیر مشارکتی) اجتماعی(عدم مطالبه گری اجتماعی) اقتصادی(مشکل اقتصادی خانواده ها)، والدینی (ضعف دانشی، نگرشی و بینشی والدین)، آموزشگاهی(جو مدرسه)، بازدارنده های روان شناختی(ناهماهنگی ویژگی روان شناختی نوجوان با مشارکت والدین )و بازدارنده اطلاعاتی(فقدان اطلاعات و عدم شفافیت اطلاعاتی ). از آن جایی که آشنایی سیاست گذاران و برنامه ریزان با بازدارنده های خانواده در نظام تعلیم و تربیت رسمی و بسیارمهم است، از این رو اتخاذ رویکرد جامع و یکپارچه و فاصله گرفتن از نگاه بخشی به ابعاد مختلف تربیت و برخورد متوازن و همه جانبه با کلیه ابعاد حوزه تعلیم و تربیت لازم و ضروری است.
پیش بینی رضایت زناشویی بر اساس راهبردهای تحقق انگیزه روانی بنیادین آشکار پیشرفت و مدیریت خود(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
فصلنامه فرهنگی - تربیتی زنان و خانواده سال ۱۸ بهار ۱۴۰۳ شماره ۶۶
185 - 205
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش، بررسی نقش پیش بینی کنندگی انگیزه های روانی بنیادین آشکار پیشرفت و مدیریت خود در رضایت زناشویی بود. روش پژوهش توصیفی از نوع همبستگی چندگانه بود. جامعه آماری، شامل زنان و مردان متأهل بود که با استفاده از روش نمونه گیری در دسترس، تعداد 226 نفر(زنان: 126؛ %56)به عنوان نمونه انتخاب شدند. داده های پژوهش با استفاده از پرسشنامه های انگیزه های روانی بنیادین پیشرفت (کوول، 1999؛ MUT)، مدیریت خود (کوول و فورمان؛2004؛ SSI-K3) و رضایت زناشویی انریچ (فورز و اولسون (1989؛ ENRICH) به دست آمد. برای تحلیل داده ها، از آماره های توصیفی، همبستگی پیرسون و تحلیل رگرسیون سلسله مراتبی چندگانه استفاده شد. یافته های پژوهش بیانگر این است که انگیزه روانی بنیادین آشکار پیشرفت با راهبردهای یکپارچه و کنترل شده و مدیریت خود با مؤلفه های خودتنظیمی و استرس روزمره زندگی، نقش معناداری در پیش بینی رضایت زناشویی دارند. بر اساس یافته های این پژوهش می توان نتیجه گرفت انگیزه روانی بنیادین آشکار پیشرفت نقش مهمی در رضایت زناشویی دارند. همچنین استفاده از مهارت های مدیریت خود، رضایت زناشویی را پیش بینی می کند. بنابراین، روانشناسان حوزه خانواده و مشاوران زوج و پیش از ازدواج می توانند در جلسات خود، با بررسی و ارزیابی این متغیرها، به افزایش و بهبود رضایت زناشویی کمک کنند.
تاملی پدیدارشناسانه در مدارس ترکیبی روستایی دورۀ ابتدایی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهشنامه زنان سال ۱۵ زمستان ۱۴۰۳ شماره ۴ (پیاپی ۵۰)
133-164
حوزههای تخصصی:
مدارس در ایران بر پایه تفکیک جنسیت به دو دسته دخترانه و پسرانه تقسیم می شوند اما در مناطق روستایی و کمتر برخوردار که تعداد جمعیت دانش آموزان کافی نباشد، مدارس ترکیبی تاسیس می شوند. پژوهش حاضر با هدف واکاوی تجارب زیسته معلمان و دانش آموزانی که با فضای مدارس ترکیبی روستایی دوره ابتدایی درگیر بودند، در چارچوب رویکرد کیفی و روش پدیدارشناسی توصیفی انجام شد. میدان پژوهش شامل کلیه معلمان و دانش آموزان دوره ابتدایی استان قزوین بود که در مدارس ترکیبی روستایی این استان مشغول بودند. به این منظور 12 نفر از معلمان و 10 نفر از دانش آموزان با نمونه گیری هدفمند از نوع ملاکی انتخاب شدند و به کمک مصاحبه نیمه ساختاریافته که با معلمان و دانش آموزان انجام شد، داده ها گردآوری و تجزیه وتحلیل داده ها نیز با راهبرد هفت مرحله ای کلایزی انجام شد. نتایج پژوهش نشان داد که مدارس ترکیبی روستایی دوره ابتدایی دارای فرصت های آموزشی، ارتباطی و پرورشی می باشند و در عین حال با دغدغه های فرهنگی، چالش های مدیریتی و همسالان دست به گریبان هستند. به باور شرکت کنندگان این پژوهش با آن که چالش های مدارس ترکیبی شرایط را برای دختران نسبت به پسران دشوارتر می کند، این مدارس با ارائه محیطی شبه واقعی در آماده سازی دختران و پسران برای ورود به بزرگسالی موفق عمل می کنند.
بازشناسی مولفه های پایداری اجتماعی- فرهنگی در طراحی زنان معمار ایرانی (آثار منتخب سالهای1402-1382)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهشنامه زنان سال ۱۵ زمستان ۱۴۰۳ شماره ۴ (پیاپی ۵۰)
165-195
حوزههای تخصصی:
پایداری اجتماعی-فرهنگی از جمله مولفه های اصلی توسعه پایدار بوده و با توجه به اهمیت آن در معماری به منظور ارتقای توسعه اجتماعی و هویت فرهنگی جامعه، این پژوهش با هدف دستیابی به اهداف پایداری در آثار معماران زن ایرانی به دلیل توجه ویژه آنها به ارزش های اجتماعی-فرهنگی و نقش تعیین کننده ای که جنسیت از دیرباز در هویت اجتماعی و فرهنگی جامعه داشته، انجام شده است. مطالعه آثار برگزیده این معماران با رویکردی پایدار می تواند گامی موثر در شناخت و رفع مشکلات فرهنگی-اجتماعی باشد. ازاین رو مقاله حاضر به بررسی هشت اثر برگزیده معماران زن بنام ایرانی در فاصله سال های 1382 تا 1402 از منظر پایداری فرهنگی-اجتماعی می پردازد. روش تحقیق این مقاله تطبیقی-تحلیلی می باشد که پس از شناخت ضوابط و معیارهای پایداری اجتماعی-فرهنگی، ویژگی های آنها با بناهای منتخب با مقایسه تطبیقی، تحلیل می شوند. نتایج نشان می دهد که این بناها همگی بر اساس معیارها ی پایداری اجتماعی-فرهنگی با تأکید برعدالت وتوسعه اجتماعی، مشارکت شهروندان، بومی گرایی، ارتباط با طبیعت و هماهنگی با بستر طراحی شده اند. بررسی ویژگی های مذکور در آثار انتخابی می تواند به مثابه راهبردی در طراحی به منظور دستیابی به اهداف توسعه پایدار باشد.
قرائت جماعت گرایانه از سلطه جنسیتی در اندیشه جان استوارت میل(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
زن و جامعه سال ۱۵ زمستان ۱۴۰۳ شماره ۳ (پیاپی ۶۰)
45 - 59
حوزههای تخصصی:
هدف: سلطه، انحصارطلبی و اِعمال قدرت منجر به نابرابری و بی عدالتی می شود و با استثمار و به حاشیه راندن فردِ ستم دیده، تبعاتی برای خودِ فرد و جامعه به همراه دارد. هدف از این نوشتار، پرداختن به موضوع سلطه به عنوان یکی از موانع رشد و پیشرفت زنان و مشارکت آن ها در توسعه و سیاست است. روش: به عنوان یک مطالعه کیفی، این مقاله از الگوی هرمنوتیکی کوئنتین اسکینر استفاده می کند. اسکینر انگیزه و نیت مؤلف و هم چنین، زمینه های اجتماعی وی را مدنظر دارد و رویکردهای متن محور را بی اعتبار می داند. در این پژوهش چهار اندیشمند جماعت گرا (مایکل والزر، السدیر مک اینتایر، چارلز تیلور و مارتا نوسباوم) انتخاب شدند و با تأسی به آراء والزر، دیدگاه آن ها در مقابل دیدگاه جان استوارت میل(1873-1806)، فیلسوف لیبرال- فایده گرای قرن نوزدهم و فمینیست پیشرو قرار گرفت. به نظر والزر سلطه همواره به میانجی مجموعه ای از مواهب اجتماعی از قبیل اصل و نسب، ملک و املاک، سرمایه، تحصیلات، فیض الهی و قدرت دولتی به وجود می آید. در این پژوهش تلاش شده است که طبق توصیه اسکینر در مورد تفسیر و تسّری باورهای خاص، نظریه والزر به سایر اندیشمندان جماعت گرا تسرّی داده شود زیرا زمینه فکری آن ها تقریباً یکسان است و سپس در مقابل رویکرد لیبرالی جان استوارت میل قرار داده شود که قوانین و نهادها را در سلطه زنان دخیل می داند. هم چنین، با کمک روش دیالکتیک هگل، تضاد میان این دو اندیشه به صورت جدولی ترسیم و ارائه شده است.یافته ها: امکان تسری دادن نظر والزر به سایر جماعت گرایان به جز مارتا نوسباوم فراهم شد. نوسباوم خوانش متفاوتی از ارسطو دارد و سیاست ها و حقوق قانونی خاص و امکانات و ابزارهایی را برای توسعه توانایی های زنان جهت حذف سلطه توصیه می کند، لذا به نظر جان استوارت میل که چاره حذف سلطه را اصلاحات در قوانین و نهادها می داند نزدیک است. نتیجه گیری: برخورداری از مواهب اجتماعی در اعمال سلطه مؤثر است. لذا فردیت عاطفه گرا بدون در اختیار داشتن ابزارهای سلطه و مواهب اجتماعی نمی تواند سلطه جویی کند. دیگر این که اگر باور داشته باشیم که سلطه در هر صورت در طبیعت بشر وجود دارد، چگونه می توان انتظار داشت که فردی به رغم دارا بودن مواهب اجتماعی در موقعیت ساختاری مناسب، با وسوسه سلطه ورزیدن مبارزه کند؟ نکته آخر، برخی از مشکلات زنان به موقعیت آن ها و ساختارهای ریشه داری باز می گردد که به سادگی با تغییر قوانین و اصلاح نهادها برطرف نمی شود، اما این به این معنا نیست که قوانین و ساختارها اثرگذار نیستند. بنابراین، دارا بودن مواهب اجتماعی به همراه قوانین و نهادهای حمایت کننده می توانند در وضعیت زنان و توانمندی آنان تأثیر بگذارند.
الگوی پارادیمی حضور بانوان در استادیوم های ورزشی با توجه به شرایط فرهنگی ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
زن و جامعه سال ۱۵ زمستان ۱۴۰۳ شماره ۳ (پیاپی ۶۰)
76 - 92
حوزههای تخصصی:
هدف: این پژوهش الگوی پارادیمی حضور بانوان در استادیومهای ورزشی با توجه به شرایط فرهنگی کشورایران است که با روش پژوهش کیفی و با استفاده از رویکرد مبتنی بر نظریه داده بنیاد انجام شد.
روش: این پژوهش بابهره گیری از روش نمونه گیری هدفمندو باانجام 20 مصاحبه نیمه ساختار یافته جمع آوری گردید. و برای تحلیل داده ها مربوط مصاحبه، ازکدگزاری استفاده شد. پایایی مصاحبه های این پژوهش برابر 87% است. وبا توجه به اینکه مقدار پایایی بیش تر از 60% است، قابلیت اعتماد کدگذاری ها مورد تائید است. هم چنین، برای الکو تایید پذیری و انتقال پذیری از روش بازبینی در اختیار ۵ نفر از اساتید خبره حوزه ورزش قرار گرفت.
یافته ها: باتوجه به نتایج پژوهش تحلیل داده ها در سه مرحله کدگذاری باز،محوری و انتخابی انجام گرفت و یافتهها در چارچوب الگوی نهایی شامل: عوامل فردی و حقوقی به عنوان عوامل علی، عوامل زیرساختی و برنامه ریزی به عنوان شرایط زمینهای، عوامل سیاسی به عنوان عوامل مداخله گر و حضور کنترل شده به عنوان راهکار مناسب برای عادی سازی حضور بانوان در استادیومهای ورزشی است.
نتیجه گیری: حضور بانوان در استادیوم های ورزشی، یکی از راه های موثر برای غنی سازی اوقات فراغت، افزایش نشاط اجتماعی و تقویت روابط اجتماعی بانوان است. این حضور، به ویژه در قالب خانواده، می تواند تأثیرات مثبت گسترده ای بر جنبه های گوناگون برگزاری مسابقات ورزشی داشته باشد و به توسعه فرهنگی و اجتماعی در جامعه کمک کند.
A Reproductive Rights: A Critical Study in International Human Rights Documents(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
Human procreation and its various features are among the most important topics worldwide. One of the areas of this analysis deals with international human rights documents because these documents show international trends in reproductive rights. Therefore, this paper aims to prepare a venue to understand the definition, nature or entity, scope and content, right - holder and duty bearer, and the obligations of duty-bearers regarding others’ reproductive rights in international human rights organizations. The findings indicated there is no specific and agreed definition of reproductive rights in these human rights documents. The theories (Hohfeld’s theory about a right, the Will - Choice Theory, and the Benefit - Interest Theory) cannot justify the nature of reproductive rights well. There are many epistemological challenges regarding the content and the scope of these reproductive rights and related states’ obligations in those treaties, which made the realization of these reproductive rights difficult or even impossible.
بررسی جامعه شناختی تعاملات خشونت زا میان زنان و مردان در روابط خانوادگی
حوزههای تخصصی:
خشونت یا تنش، در روابط خانوادگی یکی از مسائل مهم اجتماعی است که از زوایای گوناگون مورد بررسی قرار می گیرد. در این میان، تجربه مردان از تنش های خانوادگی و نقش زنان در این تعارضات کمتر مورد توجه پژوهشی قرار گرفته است، به ویژه در بافت فرهنگی ایران که الگوهای سنتی نقش های جنسیتی بر روابط خانوادگی تأثیرگذار هستند. پژوهش حاضر با هدف بررسی ابعاد مختلف رابطه بین طلاق عاطفی و تنش های خانوادگی میان زنان و مردان متأهل ساکن تهران انجام شده است. این تحقیق از نوع پیمایشی-همبستگی بوده و به بررسی ارتباط میان طلاق عاطفی و تجربه مردان از تعارضات خانوادگی پرداخته است. جامعه آماری این پژوهش شامل کلیه مردان متأهل شهر تهران در سال ۱۳۹۹ می باشد که با استفاده از فرمول کوکران، ۳۷۲ نفر از آنان به روش نمونه گیری خوشه ای چندمرحله ای انتخاب شدند. یافته های تحقیق نشان می دهد که میان برخی متغیرهای فردی، مانند سطح تحصیلات و نوع شغل، با میزان تجربه مردان از تنش های خانوادگی رابطه معناداری وجود دارد، در حالی که این ارتباط در متغیر درآمد مشاهده نشد. همچنین، ضریب همبستگی چندگانه (R=0.757) نشان دهنده رابطه قوی بین متغیرهای مستقل و میزان تنش های خانوادگی است. ضریب تعیین تعدیل شده (564/0) نیز حاکی از آن است که بیش از ۵۰ درصد تغییرات متغیر وابسته (میزان تجربه تنش های خانوادگی) توسط متغیرهای مستقل ازجمله طلاق احساسی، طلاق شناختی، طلاق رفتاری و پایگاه اقتصادی-اجتماعی فرد و همسر تبیین می شود. نتایج این پژوهش نشان می دهد که تعارضات خانوادگی پدیده ای چندبعدی است که تحت تأثیر ویژگی های فردی و روابط متقابل میان زنان و مردان قرار دارد. ازاین رو، سیاست گذاری های آگاهانه در حوزه حقوق خانواده باید به گونه ای باشد که به درک بهتر نقش های دوطرفه در این تعارضات کمک کند. همچنین، افزایش آگاهی عمومی درباره ابعاد مختلف این پدیده و کاهش موانع اجتماعی برای طرح و حل مسائل مرتبط می تواند به بهبود تعاملات خانوادگی و کاهش پیامدهای منفی آن کمک کند.
نقش گردشگری فرهنگی در سلامت روان و کارآفرینی زنان(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
روان شناسی فرهنگی زن سال ۱۶ پاییز ۱۴۰۳ شماره ۶۱
93 - 103
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش حاضر، بررسی نقش گردشگری فرهنگی در سلامت روان و کارآفرینی زنان بود. جامعه پژوهش تمام متون گردشگری می باشد. نمونه پژوهش متون مرتبط با گردشگری فرهنگی، سلامت روان و کارآفرینی زنان بود. روش پژوهش توصیفی-تحلیلی است. جهت گردآوری داده ها، متون و منابع مرتبط با موضوع، از روش کتابخانه ای استفاده شد وسپس به تحلیل محتوای داده ها پرداخته شد.نتایج نشان که گردشگری فرهنگی از جمله فعالیت هایی است که قابلیت بالایی برای ایجاد سلامت روان، کارآفرینی و اشتغال برای زنان دارد. از نظر روان شناسی گردشگری و استفاد از اوقات فراغت باعث سلامت روان و تضمین سلامت انسان ها و ایجاد نشاط می شود. گردشگری فرهنگی ابزار موثر و قابل اعتمادی را برای توسعه اقتصاد فراهم می کند. در ارتباط با گردشگری فرهنگی ترکیبی از ارزش های فرهنگی، عوامل اقتصادی وکارآفرینی وجود دارد که باعث می شود این نوع از گردشگری ارزش بیشتری پیدا کند. افزایش خدمات و محصولات در قالب محرک های کارآفرینی، زنان توانمند را ترغیب نموده تا در راستای پاسخ به نیاز گردشگران برآیند. این فرآیند در صورت راهبری مناسب، منجر به توسعه ی فرهنگی ، کارآفرینی و اقتصادی خواهد شد.
تدوین الگوی آموزش خود مراقبتی روان شناختی و اثربخشی آن بر تاب آوری دختران نوجوانان آسیب پذیر شهر تهران(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف: هدف پژوهش حاضر بررسی تدوین الگوی خودمراقبتی روان شناختی و اثربخشی آن بر تاب آوری نوجوانان آسیب پذیر شهر تهران بود. روش : روش پژوهش حاضر آمیخته(کیفی-کمی) از نوع اکتشافی بود. در بخش کیفی از روش روایت پژوهی و در بخش کمی از طرح نیمه آزمایشی پیش آزمون، پس آزمون و پیگیری با گروه کنترل استفاده شد. جامعه پژوهش را دختران نوجوان 13 تا 18 ساله شهر تهران در سال 1401-1402 تشکیل دادند که از این جامعه در بخش کیفی پس از مصاحبه با نمونه 12 نفری به روش هدفمند اشباع نظری صورت پذیرفت و در بخش کمی 30 نفر به روش نمونه گیری غیر تصادفی در دسترس انتخاب شندند. ابزار پژوهش در بخش کیفی مصاحبه نیمه ساختار یافته بود و در بخش کمی از مقیاس مقیاس تاب آوری کانر و دیویدسون (2003) استفاده شد. پس از تدوین تدوین الگوی آموزشی خودمراقبتی روان شناختی ، آزمودنی ها ی گروه آزمایش12 جلسه 90 دقیقه ای در معرض مداخله قرار گرفتند و نهایتأ داده ها به روش تحلیل واریانس ترکیبی مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند. یافته ها: در بررسی کیفی پدیدار شناسی مؤلفه های خودمراقبتی پس از کدگذاری مقوله ها، پنج مضمون اصلی ظرفیت های درون فردی خود مراقبتی روانی، خود مراقبتی روانی بین فردی ، ارزیابی خودمراقبتی، تسهیلگرهای خودمراقبتی و راهبرد های خود مراقبتی روانی احصاء شد. در بحش کمی نتایج تحلیل داده ها حاکی از آن بود که درگروه مداخله بین مراحل پیش آزمون با پس آزمون و مراحل پیش آزمون و پیگیری، در نمرات متغیر تاب آوری، تفاوت معناداری وجود دارد (01/0>p)؛ اما بین میانگین نمرات متغیرهای پژوهش، در پس آزمون با پیگیری تفاوتی مشاهده نشده است (01/0<p). در گروه گواه نیز، در مقایسه های زوجی سه گانه تفاوت معناداری بین مرحل پس آزمون و پیگیری با پیش آزمون یافت نشد(01/0<p). همچنین به منظور واکاوی بهتر تفاوت های گروهی در زمان ارزیابی، از آزمون بونفرونی استفاده شد که نتایج آن نشان داد که پیش آزمون متغیرهای پژوهش، در دو گروه درمان و گواه تفاوتی ندارند (01/0<p)؛ متغیرهای در پس آزمون و پیگیری، تفاوت گروهی معناداری نشان داده اند (01/0>p). این تفاوت ها نشان می دهد که درمان بر متغیر پژوهش، تاثیر داشته است و تفاوت گروهی در پس آزمون و پیگیری وجود داد. از سوی دیگر، طبق نتایج تعامل زمان و گروه نیز تاثیر معناداری بر بازسازی معنا داشت. نتیجه گیری: با توجه به نتایج این پژوهش الگوی آموزشی خودمراقبتی روان شناختی با تمرکز بر خودکارآمدی، منبع کنترل، تنظیم هیجان و حل مسأله به بهبود تاب آوری نوجوانان آسیب پذیر می انجامد.
پیش بینی میزان رغبت به ازدواج بر اساس کیفیت زندگی و عملکرد خانواده در دختران مجرد(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش حاضر پیش بینی میزان رغبت به ازدواج براساس کیفیت زندگی و عملکرد خانواده در دختران مجرد دانشگاه علم و هنر بود. روش این پژوهش توصیفی از نوع همبستگی بود. جامعه آماری پژوهش حاضر دختران مجرد دانشکده علوم انسانی دانشگاه علم و هنر یزد در سال 1401 ، که تعداد آنها 955 نفر بود. نمونه گیری به صورت در دسترس انجام شد و 280 نفر (با استفاده از فرمول کوکران) از دختران مجرد در پژوهش شرکت کردند. با توجه به اینکه پیش فرضی مبنی بر وجود سلسله مراتب یا ترتیبی از تاثیرات بین متغیر های مستقل وجود نداشت از روش تجریه تحلیل داده ها از طریق رگرسیون چند متغیری همزمان انجام شد. از پرسشنامه های عملکرد خانواده اپشتاین(1993)، پرسشنامه کیفیت زندگی سازمان بهداشت جهانی(1989) و رغبت به ازدواج پرساد(1389) جهت جمع آوری داده ها استفاده شد. نرم افزار spss جهت تجزیه و تحلیل داده ها مورد استفاده قرار گرفت. یافته های پژوهش حاضر نشان داد بین متغیرهای پیش بین(ابعاد عملکرد خانواده و ابعاد کیفیت زندگی) با رغبت به ازدواج رابطه مثبت و معنادار وجود دارد(01/0 P<). در متغیر عملکرد خانواده خرده مقیاس های ارتباط، همراهی عاطفی، آمیزش عاطفی و عملکرد کلی خانواده در سطح معنی داری 01/0 و خرده خرده مقیاس نقش ها در سطح 05/0 با رغبت به ازدواج همبستگی مثبت معنی دار داشتند. از میان خرده مقیاس های دیگر متغیر پیش بین پژوهش یعنی کیفیت زندگی دو خرده مقیاس کیفیت زندگی محیطی و کیفیت زندگی روانشناختی با رغبت به ازدواج در سطح معنی داری 01/0 P<همبستگی مثبت معنی دار داشتند. از آنجا که کیفیت زندگی و عملکرد خانواده با رغبت به ازدواج رابطه معنادار دارد، برنامه مداخلاتی بهبود عملکرد خانواده و کیفیت زندگی در دختران مجرد می تواند جهت ترغیب و ترویج ازدواج آنان به کار گرفته شود.
اثربخشی آموزش ارتقای کرامت نفس بر کاهش خودخوارانگاری دانشجویان دانشگاه تبریز(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با هدف بررسی اثربخشی آموزش کرامت انسانی بر کاهش خودخوارانگاری دانشجویان دانشگاه تبریز به روش نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون و پس آزمون با گروه گواه انجام شد. جامعه پژوهش شامل کلیه دانشجویان تحصیلات تکمیلی دانشگاه تبریز بود که 32 نفر از ایشان به روش نمونه گیری هدفمند انتخاب و به طور تصادفی در دو گروه آزمایشی (16 نفر) و گواه (16 نفر) گمارده شدند. بسته آموزشی طراحی شده در 8 جلسه، هر جلسه به مدت دوساعت به گروه آزمایش آموزش داده شد و گروه گواه آموزشی دریافت نکردند. داده های پژوهش با استفاده از پرسش نامه محقق ساخته خودخوارانگاری به صورت پیش آزمون- پس آزمون بر روی گروه آزمایش و گواه جمع آوری و باروش تحلیل کواریانس تک متغیره و چندمتغیری تحلیل شد. نتایج تحلیل نشان دهنده کاهش معنادار میانگین نمرات پس آزمون در احساس خودخوار انگاری گروه آزمایش در مقایسه با گروه گواه بود. بنابراین، می توان گفت که آموزش کرامت انسانی در سطح معناداری سبب کاهش احساس خودخوارانگاری و مؤلفه های آن نظیر احساس جذاب نبودن، بی هنر بودن، مفید نبودن و سربار بودن، شده است. براساس نتایج پژوهش، پیشنهاد می شود آموزش الگوی کرامت انسانی در کاهش احساس خود خوارانگاری دانشجویان مورد استفاده قرار گیرد.
طراحی مدل مسئولیت سازمانی با تاکید بر بهبود شرایط کاری زنان شاغل (مورد مطالعه: سازمان جهاد کشاورزی استان سمنان)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات راهبردی زنان سال ۲۷ پاییز ۱۴۰۳ شماره ۱۰۵
123 - 154
حوزههای تخصصی:
امروزه، تعداد زنان شاغل در سازمان ها به شدت افزایش یافته و آن ها نقش تعیین کننده ای در موفقیت بسیاری از سازمان ها ایفا می کنند. با این وجود، هنوز شرایط سازمان ها برای فعالیت زنان شرایط مطلوبی ندارد و آن ها نتوانسته اند نسبت به ایفای مسئولیت خود در قبال این قشر از جامعه موفق باشند. از این رو، هدف تحقیق طراحی مدل مسئولیت سازمانی با تاکید بر بهبود شرایط کاری زنان شاغل است. این تحقیق از نظر هدف کاربردی-توسعه ای و به لحاظ روش شناسی از نوع تحقیق آمیخته محسوب می شود. در مرحله کیفی، از مصاحبه نیمه ساختاریافته با خبرگان و تکنیک تحلیل مضمون برای طراحی مدل استفاده شد. بدین منظور با 20 نفر از خبرگان که با روش هدفمند مبتنی بر معیار انتخاب شدند، مصاحبه به عمل آمد. در بخش کمی نیز با روش مدل سازی معادلات ساختاری و نرم افزار Smart PLS به اعتبارسنجی الگوی ایجاد شده پرداخته شد. بدین منظور با ابزار پرسشنامه از 89 نفر از کارمندان زن در سازمان جهاد کشاورزی در استان سمنان نظرخواهی شد. براساس یافته ها، پنج دسته متغیر شامل مسئولیت سازمانی، راهبردها و اقدامات، پیش آیندها، عوامل تعدیل گر و پیامدها شناسایی گردید. براساس یافته های بخش کمی، کلیه عوامل شناسایی شده و مدل تایید شد. همچنین، مقدار ضریب تعیین محاسبه شده برای مسئولیت سازمانی مقدار 785/0 و برای متغیر پیامدها 719/0 است. نهایتا، نتایج تحقیق نشان داد که مسئولیت سازمانی برای بهبود شرایط کاری زنان دارای ابعاد چندگانه شامل اخلاقی، دینی و شرعی، نوع دوستانه، قانونی، شغلی و اصول وقواعد سازمانی است و مجموعه ای از معیارهای انسانی و سازمانی را در برمی گیرد.
فسخ نکاح و آثار آن بر حیات اجتماعی زنان با عنایت به نگاه مذاهب خمسه(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات راهبردی زنان سال ۲۶ بهار ۱۴۰۳ شماره ۱۰۳
31-50
حوزههای تخصصی:
در مذاهب خمسه فسخ نکاح به موجب عیوب معین، یکی از حقوق تعریف شده برای تفریق میان زوجین است. این موضوع به جهت ویژگی های خود بر حیات اجتماعی زنان تأثیراتی دارد که در میان نظرات فقهای مذاهب به صورت مجزا مورد بررسی قرار نگرفته است. مقاله حاضر با استفاده از روش تحلیلی- توصیفی نشان می دهد که حق فسخ به واسطه برخی عیوب و توسعه حق فسخ به واسطه بیماری هایی نوین دارای مناط عقلی است. قاعده عسر و حرج و قواعد عام لاضرر و استصحاب، حق فسخ نکاح بعد از عقد را هموار می کند. فرضیه آن است که این رویه می تواند منجر به رسمیت شناختن حیات اجتماعی مستقل تری برای زنان براساس قانون مدنی گردد. در یک فرضیه رقیب ممکن است به دنبال این تفسیر، حق فسخ نکاح به صورت چشمگیری کاهش یابد و زمینه تأثیر آن بر نقش اجتماعی زنان در جامعه کمرنگ تر گردد.
مقایسه اثربخشی درمان مبتنی بر اجتماع محور و درمان هیجان مدار بر افزایش تحمل آشفتگی و کاهش گرایش به خودکشی زنان کردستان
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش حاضر مقایسه اثربخشی درمان مبتنی بر اجتماع محور و درمان هیجان مدار بر افزایش تحمل آشفتگی و کاهش گرایش به خودکشی زنان کردستان می باشد. پژوهش حاضر از لحاظ هدف کاربردی و بر حسب گردآوری اطلاعات کمی از نوع نیمه آزمایشی است. جامعه آماری پژوهش شامل کلیه زنان دارای مشکلات زناشویی در استان کردستان در سال 1402 با مشکلات زناشویی و افکار خودکشی یا اقدام به خودکشی به تعداد 150 نفر می باشند که از بین آن ها تعداد 45 نفر از طریق روش نمونه-گیری در دسترس انتخاب و به صورت تصادفی در دو گروه آزمایش و گروه گواه هر گروه 15 نفر گمارده شدند. در ابتدا همه آزمودنی ها پرسشنامه تحمل آشفتگی (سیمون و گاهر، 2005) و افکار خودکشی (بک، 1976)؛ را تکمیل نمودند؛ یک گروه 10 جلسه مداخله درمان مبتنی بر اجتماع و گروه دیگر 8 جلسه مداخله درمان هیجان مدار را گذراندند؛ آزمودنی های گروه کنترل هیچ گونه مداخله ای دریافت نکردند. سپس بار دیگر همه آزمودنی ها ابزار پژوهش را تکمیل نمودند. جهت تجزیه و تحلیل اطلاعات از آزمون تحلیل کوواریانس چندمتغیره (مانکووا) و تک متغیره (آنکووا ) استفاده شد. تحلیل داده ها نیز با استفاده از نرم افزار SPSS نسخه 23 صورت گرفت. نتایج نشان داد که درمان مبتنی بر اجتماع محور موجب افزایش تحمل آشفتگی زنان کردستان؛ درمان هیجان مدار موجب افزایش تحمل آشفتگی زنان کردستان؛ درمان مبتنی بر اجتماع محور موجب کاهش گرایش به خودکشی زنان کردستان و درمان هیجان مدار موجب کاهش گرایش به خودکشی زنان کردستان می شود (در سطح 001/0). بنابراین می توان با به کار بسته آموزشی بازسازی زندگی اجتماع محور و پروتکل درﻣﺎن ﻣﺘﻤﺮکﺰ ﺑﺮ ﻫیﺠﺎن منجر به افزایش تحمل آشفتگی وکاهش گرایش به خودکشی در زنان کردستان شد.
مطالعه تجربه زیسته ی زنان عضو هیئت علمی شهر تهران از همزمانی نقش های شغلی - خانوادگی در دوران پاندمی کرونا(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات راهبردی زنان سال ۲۷ پاییز ۱۴۰۳ شماره ۱۰۵
181 - 206
حوزههای تخصصی:
برقراری تعادل میان نقش های شغلی و خانوادگی اهمیت به سزایی در پیشبرد موفق اهداف دارد. زنان که همواره محور و نقطه کانونی خانواده به شمار می روند، در پاندمی کرونا نقش مهمی بر عهده داشتند. در این میان زنان اعضای هیئت علمی دانشگاه ها و پژوهشگاه های شهر تهران به علت حجم فراوان وظایف حرفه ای با دشواری های بیشتری برای برقراری تعادل بین نقش های شغلی و خانوادگی مواجه بودند.بر این اساس پژوهش حاضر با روش کیفی و مصاحبه با 30 نفر از زنان عضو هیئت علمی دانشگاه ها و پژوهشگاه های شهر تهران در ایام پاندمی کرونا، و تحلیل محتوای کیفی یافته ها به واکاوی ابن تجربه پرداخته است. یافته های این پژوهش در دو بخش نقش های شغل و خانوادگی با مضامین مدیریت زمان، محو شدن مرز بین خودِ شاغل و خودِ خانه دار، چند نقشی بودن هم زمان و فشار نقش ها، رسیدگی به امور عقب افتاده پژوهشی، اختلال در روند انجام وظایف،خانه نشینی ناگزیر، فرهنگ قرنطینه و شیوه تنها زیستن، رویداد تروماتیک شده، ترومای فرهنگی یا شوک فرهنگی، بازآفرینی در معنای خانه، تغییر شکل اوقات فراغت در خانه و فراغت آشفته مادران، انباشت فرسودگی ناشی از نگرانی سلامت اعضای خانواده، ظهور پیدا کرده است.
عوامل تأخیر در سن ازدواج با رویکرد فراترکیب(مقاله پژوهشی حوزه)
حوزههای تخصصی:
مسئله اصلی این پژوهش، شناسایی عوامل تأخیر در سن ازدواج بود که با روش فراترکیب انجام شد. برای گردآوری داده ها، از روش کتابخانه ای استفاده شد. جامعه آماری پژوهش، تمام نشریات علمی- پژوهشی معتبر داخلی مرتبط با موضوع از سال 1380 تا 1402 ش بود. برای انجام پژوهش، پس از طراحی سؤالات تحقیق، از پایگاه های معتبر، جست وجویی نظام مند بر اساس کلیدواژه هایی نظیر ازدواج دیررس، ازدواج دیرهنگام و سن ازدواج صورت گرفت. از میان 139 پژوهش، 69 پژوهش، انتخاب شدند و مورد تجزیه وتحلیل و کدگذاری قرار گرفتند. کدهای محوری و انتخابی بر اساس نظر کارشناسان، مورد بررسی و روایی سنجی چندمرحله ای و بازنگری قرار گرفت. نتایج حاصل، در 87 کد باز، 22 کد محوری و 5 کد انتخابی طبقه بندی شد. یافته های پژوهش نشان می دهد: الف) کدهای انتخابی فردی، اقتصادی، خانوادگی، اجتماعی و فرهنگی، به ترتیب مهم ترین عوامل تأخیر در ازدواج هستند؛ ب) همچنین عوامل فردی با ده عامل محوری، دارای بیشترین فراوانی و عاملیت است؛ ج) عوامل اقتصادی، خانوادگی، اجتماعی و فرهنگی نیز هرکدام با سه عامل محوری، در رتبه دوم تا پنجم اهمیت و عاملیت قرار دارند؛ د) از میان 87 عامل مرتبط با ازدواج دیرهنگام، به ترتیب فراوانی، پنج عامل پرتکرار، شامل ادامه تحصیل دختران، بیکاری پسران، نگرانی شغلی پسران، مشکلات اقتصادی دختران و مشکلات اقتصادی پسران، دارای اهمیت و عاملیت بیشتری هستند؛ ه) عوامل استخراج شده می تواند توسط دستگاه های سیاست گذاری کشور و خانواده ها مورد توجه قرار گیرد. نتایج این فراترکیب نشان می دهد که برای بررسی عوامل تأخیر در ازدواج، باید همزمان به عوامل فردی، اقتصادی، خانوادگی، اجتماعی و فرهنگی توجه گردد؛ هرچند که مهم ترین عامل، مربوط به عوامل فردی است.