مقدمه: سازمان تأمین اجتماعی ارایه کننده ی خدمات بیمارستانی به دو صورت نظام درمان مستقیم (بیمارستان های تحت مالکیت و مدیریت سازمان) و نظام درمان غیر مستقیم (خرید خدمات بیمارستانی و درمانی از دیگر خدمت دهندگان) به متقاضیان است. مطالعه ی حاضر، به منظور رتبه بندی واحدهای کارا و تعیین ارتباط بین کارایی و اندازه ی فعالیتی بیمارستان های تأمین اجتماعی انجام شد.
روش بررسی: این مطالعه ی تحلیلی، بر روی 65 بیمارستان تأمین اجتماعی فعال در سطح کشور طی سال های 88-1386 انجام شد. به منظور سنجش میزان کارایی فنی بیمارستان ها از مدل نهاده- ستانده و تحلیل پوششی داده ها استفاده شد. همچنین از آزمون های آماری برای بررسی معنی دار بودن تأثیر مقیاس فعالیتی بر روی سطح کارایی بیمارستان ها استفاده شد.
یافته ها: حدود 5/28 درصد از بیمارستان های کوچک تأمین اجتماعی و 2/16 درصد از بیمارستان های بزرگ تأمین اجتماعی کارایی کامل داشتند. آزمون فرضیه ی اختلاف میانگین ها از نظر آماری نشان داد که میانگین کارایی در دو گروه از بیمارستان های کوچک و بزرگ تفاوت معنی داری با یکدیگر دارند (29/0 = Sig.).
نتیجه گیری: با توجه به یافته ها، انتظار می رود که با اصلاح شیوه های مدیریتی در استفاده ی بهینه از نهاده ها، سطح نا کارامدی مدیریتی به میزان تقریبی 6 درصد کاهش یابد و همچنین با استفاده ی بهتر از امکانات موجود، شاهد افزایش تقریبی در مقیاس ارایه ی خدمات خروجی به میزان 5 درصد باشیم.
هدف از این مقاله، طراحی الگویی برای طراحان موتور های جستجو به منظور ارتقاء سطح وفاداری مراجعان به موتور های جستجو است. پژوهش انجام شده از نوع پیمایشی است. جامعه آماری این پژوهش را دانشجویان دانشگاه فردوسی مشهد تشکیل می دهد و نمونه انتخاب شده، 347 نفر از کاربران موتور های جستجو بوده اند. ابزار گردآوری داده ها، پرسشنامه بوده و از الگویابی معادلات ساختاری برای تجزیه و تحلیل داده های جمع آوری شده استفاده شد. یافته های پژوهش نشان داد که ارتباط با کاربران بر روی رضایت مراجعان به موتور های جستجو تاثیر معنی دار و منفی داشته است. همچنین در الگوی نهایی تحقیق مشخص شد که وجهه موتور جستجو، کیفیت درک شده از موتور جستجو و ارزش درک شده از آن بر روی رضایت کاربران موتور های جستجو اثرگذار است. نتایج نشان داد که ارزش درک شده از موتور جستجو، افزون بر تاثیر بر رضایت کاربران از موتور های جستجو، به صورت مستقیم بر روی وفاداری کاربران موتور های جستجو اثرگذار می باشد. افزون بر این، ارزش درک شده از موتور های جستجو، به طور مستقیم بر روی توصیه وتبلیغ کلامی کاربران در رابطه با یک موتور جستجوی خاص اثرگذار است. همچنین رضایت کاربران از موتور های جستجو به طور مستقیم بر روی وفاداری کاربران به موتور های جستجو اثرگذار است. در نهایت، وفاداری کاربران به یک موتور جستجو، منجر به کاهش مراجعه به سایر موتور های جستجو، مراجعه مجدد به موتور جستجوی دلخواه و توصیه و تبلیغ کلامی برای موتور جستجو می گردد.
امروزه محیط کسب وکار، مقدمات پیدایش سطح بالایی از عدم اطمینان و رفتارهای آشفته در زنجیره های تأمین را فراهم کرده است. تأمین کنندگان در بیشتر مواقع به عنوان اصلی ترین منابع ریسک های بیرونی مطرح هستند که مقدمات پیدایش سطوح گسترده ای از اختلالات در زنجیره های تأمین را فراهم می سازند؛ به همین دلیل انتخاب تأمین کنندگان مناسب و درعین حال تاب آور می تواند هزینه های خرید و زمان های تأخیر را به میزان زیادی کاهش داده و قابلیت تداوم کسب وکار در زمان بروز اختلالات و به پیروی از آن رقابت پذیری شرکت و رضایت مشتریان را افزایش دهد. هدف پژوهش حاضر، شناسایی و اولویت بندی شاخص های ارزیابی تاب آوری تأمین کنندگان «گروه صنعتی اورند» با بهره گیری از روش تصمیم گیری چند شاخصه بهترین- بدترین است که به عنوان روشی نوین در تصمیم گیری چند شاخصه مطرح است. نتایج نشان می دهد که شاخص های چابکی، افزونگی و مشاهده پذیری به ترتیب مهم ترین شاخص های ارزیابی تاب آوری تأمین کنندگان شرکت اورند هستند. در انتها بر اساس نتایج پژوهش، پیشنهادات اجرایی و پژوهشی ارائه گردید.
پیچیدگی ذاتی جامعه ی بشری، همراه با کاهش امکان انجام آزمایش در بیشتر محدوده های علوم اجتماعى و بهداشتى منجرَ به آن شده است که محقَقان به استفاده از شبیه سازى کامپیوترى و به کارگیرى مدل های مصنوعى در مطالعه ی جنبه های ضروری متفاوت موجود در این علوم روی بیاورند. طراحى مدل هاى مصنوعى مبتنى بر اطلاعات محیط هاى واقعى و تحلیل و شناسائی؛ و سپس بازخوانى نتایج حاصله و به کارگیرى شان در محیط واقعى جهت تصحیح رفتارهاى پیچیده انگیزه ی مناسب و بجایى بود که توانست چرخ پژوهش را به حرکت درآورد و آن را فعَال سازد. دراین پژوهش یافتن یک راه حل برای شناسایی، تحلیل و بهینه سازی فرایند در نظام های پیچیده بهداشتى درمانى هدف گذارى شده و در همین راستا مدل هایى براى پایش سلامت در حیات مصنوعى در حوزه ی بیمارى هاى واگیر و آلودگى ارائه شده است.
روش بررسی: نوع روش تحقیق بنیادى، شبیه سازى و کاربردى (منبعث از هوش مصنوعى) است و روش گردآورى اطلاعات میدانى، کتابخانه اى و محاسباتى ست. جامعه ی مورد مطالعه ی مصنوعى (لابراتوار کامپیوترى)، شامل عامل هاى محاسباتى هوشمند و ابزار استفاده شده به منظور شبیه سازى (مدلسازى) و تحلیل، نرم افزار NetLogo است.
یافته ها: نتایج نشان مى دهد که افزایش و انتشار آلودگى و فقدان مراقبت بهداشتى در محیط باعث کاهش رفاه عامل ها و تداوم آن، باعث افزایش تدریجی تعداد مرگ و میر عامل ها مى شود، ضمن آنکه نبودِ سیاستگذارى صحیح در بخش درمان مى تواند منجرَ به همه گیر شدن بیمارى و اتلاف منابع شود. همچنین یافته ها نشان مى دهد که مدلسازى مبتنى بر عامل در حیات مصنوعى روشى کارآمد و راه حلى راهگشا در نظام سلامت مى باشد.
نتیجه گیری: نیاز به استفاده از مدل هاى حقیقى در حیات مصنوعى و گسترش و توسعه ی آنها در جهت تصمیم گیرى، تحلیل و بهینه سازى بهتر مسائل و فرایندهاى سلامت در حیات واقعى مشاهده مى شود که در صورت وقوع مى تواند حلَال برخى از مسائل و معضلات موجود در نظام سلامت کشور باشد و در جهت ارتقاء و توسعه ی آن به کار گرفته شود. "
در بخش سیاست انرژی ، ایران با چالش های بسیاری مواجه است . به منظور روشن نمودن این چالش ها و مشکلات و امکاناتی که آنها به وجود می آورند ، ابتدا الگوهای اخیر مصرف انرژی در ایران که برنامه های انرژی اتمی را شامل می شود را به تناسب سیاست انرژی دولت مورد تحلیل قرار می دهیم . مطابق این تحلیل ، سپس نظرات مختلف را درباره آینده انرژی در ایران و سیاست امنیت ملی بیان خواهیم کرد . ...
این پژوهش به دنبال پاسخ به سه سؤال به هم مرتبط و وابسته به یکدیگر، درباره چیستی، چرایی و چگونگی توسعه مدیریت منابع انسانی مبتنی بر شواهد می باشد. روش مرور نظام مند در بررسی و جمع آوری ادبیات و فرا تحلیل تفسیری کیفی در ترکیب و تفسیر مورد استفاده قرار گرفته است. 25 مقاله اصلی در طی فرایند جستجو، ترکیب و تفسیر، انتخاب و مورد تحلیل قرار گرفتند که در نهایت به کشف پنج نوع دیدگاه غالب درباره مفهوم مدیریت منابع انسانی مبتنی بر شواهد منجر شد. همین طور شواهدی متفاوت، اگرچه نه چندان قوی درباره اهمیت اتخاذ چنین رویکردی نسبت به مدیریت منابع انسانی در سازمان ها به دست آمد و در نهایت با رجوع و کاوش در ادبیات مربوط به چگونگی توسعه این رویکرد در حوزه های پزشکی و مراقبت های بهداشتی سعی شد تا چارچوبی برای توسعه آن در حوزه مدیریت منابع انسانی ارائه شود. همچنین این نوشته برای توسعه رویکرد مبتنی بر شواهد بخش هایی را که باید روی آن کارکرد، معرفی می کند.