"مقدمه: با توجه به این که استفاده از اینترنت به طور چشم گیری رو به افزایش است، نگرش افراد نسبت به اینترنت مورد توجه پژوهشگران، بازاریان و تولیدکنندگان منابع اطلاعاتی آن می باشد. هدف از انجام پژوهش حاضر، بررسی ویژگی های روان سنجی مقیاس نگرش به اینترنت (IAS-40) به عنوان یک ابزار جامع بود که شامل چهار خرده مقیاس اضطراب اینترنت، مفید بودن اینترنت، لذت بخش بودن اینترنت و احساس خودکارآمدی در استفاده از اینترنت است.
روش بررسی: در این پژوهش توصیفی، جامعه ی پژوهش شامل دانشجویان دانشگاه های اصفهان، آزاد واحد نجف آباد و واحد خوراسگان مشغول به تحصیل در سال تحصیلی 87-86، بود. به روش نمونه گیری تصادفی، 359 نفر از دانشجویان انتخاب شدند. داده ها با استفاده از پرسش نامه های سنجش نگرش نسبت به اینترنت، اضطراب حالت اشپیل برگر، باورهای خودکارآمدی شرر و پرسش نامه ی سرزندگی جمع آوری شد. روایی ابزار با استفاده از نظر متخصصان تأیید گردید. داده ها با نرم افزار SPSS مورد تحلیل قرار گرفت.
یافته ها: نتایج تحلیل پایایی نشان داد که هر چهار خرده مقیاس و کل پرسش نامه از ضرایب « همسانی درونی » و « بازآزمایی » بالا و معنی داری برخوردار بودند. در بررسی روایی هم زمان، ضریب همبستگی بین خرده مقیاس و اضطراب اینترنت با پرسش نامه ی اضطراب حالت اشپیل برگر (53/0 = r) و خرده مقیاس خودکارآمدی با مقیاس باورهای خودکارآمدی شرر (55/0 = r) معنی دار بود (01/0 > P). در بررسی روایی سازه، نتایج تحلیل عامل تأییدی (CFA)، نشان داد که چهار عامل به دست آمده با ساختار اصلی پرسشنامه ها و چهار خرده مقیاس آن هماهنگی کامل دارد و همه ی بارهای عامل به دست آمده، معنی دار بودند.
نتیجه گیری: پرسش نامه، از مؤلفه های روان سنجی قابل قبولی برخوردار است و قابل استفاده در پژوهش های مربوط به اینترنت است."
امروزه "زنجیره تأمین"، با ناپایداری در عوامل محیطی به علت افزایش رقابت و تغییرات سطوح فناوری روبه رو شده است. از سوی دیگر، با ورود سیستم های اطلاعاتی، برنامه ریزی راهبردی سیستم های اطلاعاتی برای پاسخ گویی به عدم اطمینان در این حوزه و هم راستایی سازمان با این تغییرات، ظهور یافته است. در این مقاله، قصد بر آن است که با استفاده از فرایند برنامه ریزی راهبردی سیستم های اطلاعاتی، مدلی برای مدیریت زنجیره تأمین ارائه شود. این مدل عرضه شده است تا عملکرد مدیریت زنجیره تأمین که با چندین شاخص توصیف شده است، با این رویکرد بهبود یابد. در انتها، چهار فرضیه روی مراحل پیشنهادی ارائه شده و صحت آن ها مورد آزمون قرار گرفته است. بر همین اساس، مدلی در پایان ارائه شده است که فعالیت های صورت گرفته در هر مرحله از مدیریت زنجیره تأمین را نشان می دهد.
با وجود جذابیت های خاص پروژه های فناوری اطلاعات از نظر قابلیت ایجاد تغییر و تحولات مثبت فراوان در سازمان ها، ترس از عدم موفقیت و شکست این پروژه ها همواره مانعی بر سر راه پیاده سازی آن ها بوده است. در دنیای کسب و کار امروز، سازمان ها به شکلی بنیادین تغییر کرده و هیچ شباهتی به سازمان های دیروز ندارند. سازمان ها باید با ساختارهای منعطف تر، هموارتر و یادگیرنده تر و مبتنی بر شبکه جایگزین میشدند. بنابراین، توجه ها به سمت روش های متفاوتی در سازماندهی کارها معطوف شده است که سازمان های مجازی قادر به انجام آن بودند. هدف از ارایه مقاله این است که عوامل حیاتی موفقیت در مدیریت ریسک پروژه های فناوری اطلاعات را در سازمان های مجازی بیابد تا با استفاده از این عوامل، ضریب موفقیت مدیریت ریسک پروژه های فناوری اطلاعات در سازمان های مجازی را بتوان افزایش داد. پژوهش حاضر از نظر هدف کاربردی و شیوه گردآوری اطلاعات پژوهش توصیفی ـ تحلیلی از شاخهی مطالعه موردی از نوع مطالعه چند موردی. ابزار آن، مصاحبه و پرسشنامه و جامعهی آماری، مدیران و کارشناسان سه سازمان مجازی در حوزهی پروژه های فناوری اطلاعات است. در این پژوهش ابتدا ریسکهای موجود در پروژه های فناوری اطلاعات شناسایی و گروه بندی و سپس ارزیابی شده، در نهایت با تشکیل گروه کانونی، ریسکهای بنیادی استخراج و عوامل حیاتی موفقیت برای ریسکهای با اولویت بالا تعیین شده است.
در دهه اخیر، نحوه تأمین مواد اولیه و انتخاب تأمین کنندگان در زنجیره تأمین، چالشی برای بیشتر سازمان ها بوده است. از آنجا که عملکرد تأمین کنندگان، اثر اساسی بر موفقیت یا شکست زنجیرة تأمین دارد، انتخاب تأمین کننده، یک وظیفه راهبردی شناخته می شود .
از این رو در این تحقیق که در مرکز بهمن موتور انجام گرفت، سعی بر آن است تا ضمن شناسایی معیارهای مهم در انتخاب تأمین کنندگان و تعیین اهمیت هر یک از آنها از نظر کارشناسان، بهترین تأمین کننده انتخاب گردد. بنابراین، ابتدا معیارهای اصلی انتخاب تأمین کنندگان برای یک قطعه از قطعات مرکز بهمن موتور ـ با نظرسنجی از کارشناسان مربوطه از طریق پرسشنامه ـ شناسایی شد و سپس با استفاده از روش AHP فازی بر اساس روش آنالیز توسعه، امتیاز هر معیار و وزن هر تأمین کننده در ارتباط با هر معیار تعیین شد و بعد از آن، یک تابع هدف فازی برای هر معیار ایجاد شد که هدف از آن، حداکثر کردن عملکرد تأمین کننده در ارتباط با هر معیار بود پس از خارج کردن مدل از حالت فازی، با استفاده از روش جمع پذیری وزنی، بهترین تأمین کننده انتخاب شد
یکی از عوامل بسیار مهم در رقابتپذیری شرکتها، تعیین بهترین مکان برای احداث و راهاندازی آنها است. تا کنون انواع مختلفی از مدلهای مکانیابی مراکز صنعتی توسط محققان ارایه شده که در آنها از شاخصهایی مانند زمان، هزینه، حمل و نقل، بازار به عنوان معیارهای اصلی تصمیمگیری استفاده شده است. در این مقاله، یک چارچوب مناسب برای مکانیابی مراکز صنعتی در سطح ملی ارایه میگردد. در این چارچوب از انواع روشهای تصمیمگیری چندمعیاره استفاده شده است. این چارچوب برای مکانیابی کارخانه آلومینیوم توسعه داده شده است. معیارهای تصمیمگیری نیز بر اساس نیازمندیهای کارخانه موردنظر، نظرات خبرگان و مدیران، ملاحظات مسایل مکانیابی و سیاستهای خاص مکانیابی صنایع در کشور؛ تعریف گردیده است. ما اعتقاد داریم چارچوب ارایه شده رویکردی مناسب جهت حل مسایل مکانیابی در کشور میباشد.
"این تحقیق، به بررسی کاربرد روشهای تحلیلی در حسابرسی پرداخته است.بدین منظور، کاربرد روشهای تحلیلی در سه مرحله، برنامهریزی، آزمون محتوا و بررسی نهایی صورتهای مالی توسط حسابداران رسمی شاغل عضو جامعه حسابداران رسمی ایران مورد آزمون قرار گرفته است. یافتههای تحقیق نشان میدهد که کلیه اعضای جامعه حسابداران رسمی به استثنای حسابداران رسمی شاغل انفرادی، کاربرد روشهای یاد شده را، در مراحل برنامهریزی، آزمون محتوا و بررسی نهایی صورتهای مالی تأیید میکنند؛ولی حسابداران رسمی شاغل انفرادی، ضمن تأیید کاربرد روشهای تحلیلی در مراحل برنامهریزی و آزمون محتوا، کاربرد روشهای تحلیلی را در بررسی نهایی صورتهای مالی تأیید نکردهاند.
"
این تحقیق با هدف طراحی و تدوین استراتژی های پورتفولیو کسب و کارهای بیمه موسسه فرهنگیان صورت گرفته است. تحقیق حاضر بر مبنای نتیجه یا دستاورد تحقیق از نوع کاربردی بوده که داده های لازم به صورت پیمایشی با استفاده از ابزارهای مصاحبه و پرسشنامه جمع آوری شده اند. همچنین جهت تدوین استراتژی های پورتفولیو، از روش شناسی ماتریس جذابیت بازار و موقعیت رقابتی استفاده گردید.
نتایج تحقیق نشان می دهد که با توجه به موقعیت رقابتی و جذابیت بازار کسب و کارهای بیمه موسسه فرهنگیان استراتژی اصلی رشد و توسعه، استراتژی مناسب می باشد که در قالب استراتژی فرعی رسوخ در بازار، توسعه محصول، یکپارچگی افقی و تنوع پیشنهاد می گردند.
"هدف این پژوهش بررسی تجربه رابطه میان نوع صنعت و اندازه شرکت ها بر ساختار سرمایه در شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران است. در آغاز، با استفاده از نسبت بدهی، وجود تفاوت در ساختار سرمایه در گروه های صنعت بررسی گردید. فرضیه صفر که باید مورد آزمون قرار می گرفت، به این صورت بود.
ساختار سرمایه شرکت ها در صنایع بورس اوراق بهادار تهران، یکسان است. آزمون به صورت مقطعی و با استفاده از روش آماری ناپارامتریک کروسکال - والیس انجام پذیرفت و فرضیه صفر رد گردید. در قسمت بعد، شرکت های بی در نظر گرفتن نوع صنعت بررسی شدند. هدف این بخش، تایید وجود رابطه میان اندازه و ساختار سرمایه بود. این کار با محاسبه ضریب همبستگی رتبه ای اسپیرمن انجام شد. از آن جا که ضریب همبستگی در همه سال های مورد آزمون (1372-1381) با اهمیت نبود، رابطه میان اندازه و ساختار سرمایه تایید نشد.
"
این مقاله الگوی ترکیبی را برای هماهنگی بین استراتژی مالی و زیر سیستم های آن، شامل استراتژی سرمایه گذاری، استراتژی تامین مالی، استراتژی تقسیم سود و استراتژی سرمایه در گردش ارائه می دهد. بررسی تئوری های مدیریت استراتژیک مشخص می کند که الگوهای هماهنگی استراتژیک را می توان در سه الگو دسته بندی کرد:
1- الگوی عقلایی
2- الگوی طبیعی
3- الگوی ترکیبی
الگوی ترکیبی مبتنی بر نگرش فرایندی به مدیریت استراتژیک است که در آن اجرای استراتژیک تابعی از تدوین (کانون توجه داخلی/ خارجی) و کنترل (کم/زیاد) است. در این تحقیق بر مبنای الگوی ترکیبی، استراتژی های مالی و زیر سیستم های آن گونه شناسی شدند. سپس هماهنگی بین گونه های مختلف استراتژی های مذکور مورد بررسی قرار گرفت. با استفاده از استراتژی تحقیق موردی، شرکت داروسازی اکسیر انتخاب شد و گونه های استراتژی های مالی و زیر سیستم های آن با استفاده از صورت های مالی حسابرسی شده برای سال های 1380 تا 1387 محاسبه شدند.
نتایج نشان می دهد که عملکرد شرکت (نسبت Q توبین و ROA) در زمانی که گونه استراتژی مالی شرکت، میانه رو متمایل به خطرپذیری است، بیش تر از زمانی است که گونه استراتژی مالی آن میانه رو متمایل به خطرگریزی است. هم چنین نتایج نشان می دهد در سال هایی که هماهنگی بین عناصر استراتژی های مالی بیش تر است، عملکرد شرکت (نسبت Q توبین و ROA) نیز بهتر است
یکی از مفاهیم بسیار حائز اهمیت در حوزه مدیریت منابع انسانی، مدیریت مسیر پیشرفت شغلی کارکنان است. کارراهه شغلی، دربردارنده یک الگو یا جهت گیری ترقی در کار، مطابق با نگرش ها و انگیزه های کارکنان است که آنها در نقش های کاری خود ایفا می کنند و موجب پیشرفت در طی سنوات خدمت خود می شوند. بر این اساس هدف اصلی پژوهش حاضر، آزمون الگوی بلوک ها یا جهت گیری های کارراهه شغلی یا به تعبیر دیگر لنگرگاه های مسیر ترقی در سازمان های دولتی است. به لحاظ روش شناسی، پژوهش از نوع پیمایشی کاربردی بوده و مبتنی بر روش های اکتشافی - زمینه یابی است. داده ها توسط پرسشنامه محقق ساخته جمع آوری شد. در تدوین این مقیاس، اعتبار محتوای عوامل احصا شده با نظر خبرگان و اعتبار سازه نیز با استفاده از تحلیل عاملی تأییدی و شاخص کی ام او تأیید شد. پایایی سنجه نیز به روش آلفای کرونباخ محاسبه و تأیید شد. یافته های پژوهش، نشان از تأیید الگوی پیشنهادی پژوهش دارند، به این معنی که متغیرهای مطرح شده، تبیین کننده های مناسبی از مرجع های کارراهه یا مسیر ترقی شغلی بوده اند و روابط مفروض در نمونه نیز به طور معنی داری مورد تأیید واقع شدند. سایر نتایج، حاکی از رتبه ابعاد و شاخص های مطرح شده و نیز برازش و درجه تقریب مناسب نمونه در جامعه مورد مطالعه است.
‹‹رویکرد موقعیتی›› در رهبری بیانگر چندین فاکتور متعامل در فرایند اثربخشی مدیریت تاثیرگذار است که این عوامل عبارتند از: ویژگی ها و رفتارهای رهبران، ویژگی های زیردستان و موقعیتی که رهبران و زیردستان در تعامل اند. در این تحقیق تمرکز ما روی تاثیر ویژگی های شخصیتی مدیران بر اثربخشی آنها می باشد. امروزه یکی از جنبه هایی که بایستی در استخدام و به کار گیری منابع انسانی، و از همه مهم تر مدیران، مورد توجه قرار گیرد انطباق ویژگی های روانی و شخصیتی متقاضی شغل با پست و شغل مورد نظر می باشد. که در ماده 9 آئین نامه اصلاح نظامهای مدیریتی نظام اداری تصریح شده است. لذا از بین مدل های شخصیتی، چهار سبک حل مساله کارل گوستاو یونگ انتخاب شد که شامل سبک های عمل گرا، عقلانی، گروه دوست، و نوآور می باشد. شاخص های اثربخشی مدیریت نیز بر اساس مؤلفه های کریتنر و کرینسکی در نظر گرفته شده است. در این تحقیق ارتباط بین نوع یا انواع خاصی از این سبک های شخصیتی با اثربخشی مدیران را بررسی نموده ایم. نتایج تحقیق، فرضیه اهم یعنی وجود ارتباط بین انواع خاصی ازسبک های شخصیت بـا اثربخشی مدیریت را مورد تایید قرار داد. در نتایج جانبی نیز دریافتیم که اثربخش ترین سبک شخصیت در مدیران ارشد، سبک شهودی- عاطفی (گروه دوست) و در مدیران عملیاتی، سبک شهودی- منطقی (عمل گرا) است.
دادههای تجربی استفاده شده در این مقاله حاصل مصاحبه با 526 نفر در 64 روستا در استانهای آذربایجان غربی، اصفهان، خوزستان و گلستان، و روش نمونهگیری خوشهای چند مرحلهای است. نتایج تحقیق نشان داد بیشتر پاسخگویان، وضع مالی، رفاهی، شغلی، مسکن و تغذیه زندگی روستایی را در حد متوسط یا پایین ارزیابی کردهاند. سن، وضع تأهل و تحصیلات افراد تأثیری در نگرش آنها به زندگی روستایی ندارد. اما نگرش زنان به زندگی روستایی بهتر از نگرش مردان است. روستاییان بیشتر ابعاد زندگی شهری را مثبت ارزیابی کردهاند. اما روابط مردم شهر با یکدیگر، وضع روحی و روانی و وضع سلامت جسمیمردم شهر، بیشتر نامناسب ارزیابی شده است. سن و تأهل افراد تأثیری در نگرش آنها به زندگی شهری ندارد. زنان در مقایسه با مردان روستایی نگرش بهتری به زندگی شهری دارند. با افزایش سطح تحصیلات روستاییان شاهد کاهش نسبی نگرش مثبت به شهر هستیم.
پژوهش حاضر به بررسی رابطه بین نوع ساختار سازمانی- اقتصادی و کارآفرینی سازمانی در شرکت های کوچک و متوسط می پردازد. در این بررسی مباحثی در زمینه ساختارهای مکانیکی- ارگانیکی و ساختار دانشی و کارآفرینی سازمانی مطرح شده است. در بخش دیگر مقاله، متدولوژی تحقیق شامل فرضیات، روش تحقیق، جامعه آماری و نمونه مورد مطالعه که مقاله بر اساس آن تنظیم شده بیان می شود. روش انجام تحقیق به صورت میدانی و ابزار گردآوری اطلاعات پرسش نامه است. جامعه آماری ما صد و پنج شرکت کوچک و متوسط واقع در شهرک شکوهیه استان قم و اندازه نمونه هفتاد شرکت است. تکنیک آماری مورد استفاده در این تحقیق، ضریب همبستگی اسپیرمن و آزمون رتبه بندی فریدمن بوده و تجزیه و تحلیل اطلاعات با کمک نرم افزار spss انجام شده است. نتایج به دست آمده نشان می دهد که بین نوع ساختار سازمانی و کارآفرینی اقتصادی در شرکت های کوچک و متوسط رابطه معناداری وجود دارد.
تهیه پرسشنامه و سایر ابزارهای سنجش، نقش مهمی در پژوهشهای علوم اجتماعی، مدیریت و علوم رفتاری ایفا مینمایند. مقیاس و پرسشنامه از جمله ابزارهای سنجش هستند که گاه مترادف و یکسان در نظر گرفته میشوند. اگرچه اصطلاحات مقیاس و پرسشنامه قابل تبدیل به یکدیگرهستند، اما تفاوتهای قابل ملاحظهای بین شیوههای ساخت و کار آنها وجود دارد. تهیه پرسشنامهها یا مقیاسها کار آسانی بهنظر میرسد، با یک برنامه واژه پرداز میتوان طی یک روز پرسشنامهای کاملاً درخور توجه تنظیم کرد. بهرغم این که پاسخ دادن به این پرسشنامه، کار مفرحی است ولی هیچ کس یا حداقل طراحان آن، نتایج آنها را جدی نمیگیرند. پس میتوان گفت تهیه پرسشنامه یا مقیاسی که منجر به گردآوری دادههای ارزشمندی شود، کاری دشوار است و هیچ پژوهش خوبی را نمیتوان بر اساس دادههایی که با کم دقتی گرد آمدهاند استوار ساخت. این مقاله به تحلیل مقیاسی که توسط لیکرت در سال 1932 طراحی گردیده و امروزه بهعنوان رایجترین مقیاس در پژوهشها مورد استفاده قرار میگیرد، پرداخته و تازهترین یافتههای پژوهشی مرتبط با اصول و مراحل ساخت آن را به همراه روشهای آماری مناسب برای تجزیه و تحلیل دادههای حاصل از اجرای این مقیاس ارائه نموده و سپس به بررسی مزایا و محدودیتهای آن میپردازد.