سازمان ها برای پیروزی در میدان رقابت جهانی نیاز به شناخت و پایش رفتار مشتریان خود دارند تا بتوانند برای نگهداری آن ها زودتر از دیگران تمایلات و رفتارهایشان را پیش بینی کنند. این تحقیق به شناسایی خصیصه های منجر به رویگردانی مشتریان به مثابه گران قیمت ترین دارایی سازمان میپردازد. برای این کار، از داده های مربوط به رفتار یکساله 3150 تن از مشترکین یکی از اپراتورهای تلفن همراه اعتباری در ایران که به طور تصادفی از پایگاه داده مرکز تماس اپراتور استخراج شده اند، استفاده شده است. روش تحلیلی مورد استفاده، روش لاجیستیک رگرسیون دو سطحی است. نتایج این تحقیق نشان میدهد که نارضایتی مشتری، میزان استفاده از خدمات ارائه شده و نیز مشخصه های دموگرافیک مشترک مهم ترین تاثیر را بر تصمیم او مبنی بر رویگردانی یا ماندگاری دارند. همچنین نشان میدهند که وضعیت مشتری (وضعیت فعال یا غیر فعال)، میان رویگردانی و ماندگاری، اثر واسطه ای دارد.
در مطالعات پیشین کمتر به مستند سازی و بازخوانی دانش ضمنی و ساماندهی شیوه های بازاریابی کسب و کارهای فرهنگی- هنری پرداخته شده است. هدف مطالعه حاضر آن است تا با کنکاشی نوپردازانه و ایجاد هم گرایی موثر دو حوزه بازاریابی کارآفرینانه و کسب و کارهای خلاق هنری به تبیین چگونگی و چیستی آمیخته بازاریابی کارآفرینانه در کسب و کارهای خلاق هنری بپردازد و با ارائه و پیشنهاد یک چارچوب منطقی و مفهومی، شیوه ی سامان دهی فعالیت های بازاریابی کسب وکارهای خلاق هنری را تشریح کند. این پژوهش از نظر مشارکت نظری و توسعه مرزهای دانش آمیخته بازاریابی کارآفرینانه و همچنین مشارکت عملی و الگوشناسی فعالیت های بازاریابی کسب وکارهای فرهنگی- هنری با استفاده از راهبرد مطالعه موردی اکتشافی مرکب نوآوری دارد، بدین گونه که نتایج پژوهش با به چالش کشیدن پژوهش های پیشین منتج به یک مدل نوآورانه و منحصر به فرد از آمیخته بازاریابی در کسب و کارهای خلاق هنری شد. روش پژوهش از نوع مطالعه موردی مرکب و بهره گیری از ابزار مصاحبه های عمیق و نیمه ساختاریافته با ۳۰ نفر از فعالان، متخصصان و صاحبنظران حوزه فرهنگ و هنر انجام شد. نتایج پژوهش حاضر نشان داد که عناصر تشکیل دهنده آمیخته بازاریابی کارآفرینانه در این کسب و کارها شامل ۵ مقوله اصلی و ۳۲ جزء است. ۵ مقوله اصلی به عنوان مدل 5Cs آمیخته بازاریابی کارآفرینانه کسب و کارهای خلاق هنری شامل: شبکه تماس و قابلیت های ارتباطی؛ محتوا؛ خلاقیت؛ ارزش فرهنگی؛ و خالق اثر هنری شناخته شدند.
در این مطالعه نقش عوامل شناختی و اجتماعی در استفاده از سیستم های اطلاعاتی و پیامد های عملکردی مورد بررسی قرار گرفته است. در این تحقیق بر خلاف نظریات مطرح در پذیرش سیستم های اطلاعاتی، که بر یک گروه از عوامل شناختی یا عوامل اجتماعی مبتنی هستند، هر دو گروه این عوامل ترکیب شده اند. مدل تحقیق، مبتنی بر نظریة تناسب وظیفه-فناوری و نظریة ساختاردهی انطباقی است که آن را می توان مدلی فنی-اجتماعی در نظر گرفت. روش تحقیق در این پژوهش، توصیفی و از نوع همبستگی - مدل معادلات ساختاری- بوده است. داده ها ی تجربی از 186 کاربر سیستم های اطلاعاتی از 16 شرکت فعال در صنعت خودروسازی ایران گردآوری شده است. روش نمونه گیری نیز تصادفی طبقه بندی شده است. یافته ها ی تحقیق نشان می دهد که مدل تحقیق برازش مناسبی داشته و هر دو گروه عوامل اجتماعی و شناختی تأثیری مستقیم بر بهره برداری از سیستم های اطلاعاتی و عملکرد کاربران دارند. تأثیر عوامل اجتماعی بیشتر از عوامل شناختی بوده است. همچنین، بهره برداری از سیستم های اطلاعاتی بر عملکرد شخصی و یادگیری کارکنان اثرگذار شناخته شده است.
حجم وسیع اطلاعات بر روی شبکه وب باعث میگردد تا پاسخدهی به کاوشهای ارسالی از سوی کاربرن، بدون دسترسی به تمام متون و فقط با استفاده از فایلهای نمایه صورت گیرد. بدین منظور، در سطح شبکه از روشهای مختلف نمایهسازی استفاده میگردد. روش نمایهء انتهای کتاب، استفاده از ابردادهها، شاخههای موضوعی و ساختار متمرکز و پراکنده در فنآوری موتورهای کاوش از روشهای دیگر میباشد. بسیاری از موتورهای کاوش از یک ساختار متمرکز خزنده-نمایهساز، سود میجونید. خزندهها برنامههای نرمافزاری هستند که عمل پیمایش وب را انجام داده و صفحات جدید و یا به روز در آمده را به سرویسدهندهای که قرار است این صفحات در آنجا نمایه شوند، میفرستند. در ساختار پراکنده که بسیار موءثرتر از نوع متمرکز است، مشکلات ناشی از استفاده از ساختار متمرکز چون: 1) دریافت درخواست صفحات، توسط خزندههای متفاوت موتورهای کاوش، از سرویسدهندگان وب؛ 2) افزایش ترافیک در وب به علت استخراج تمام اشیا و اجزا صفحات وب و نادیده گرفتن اکثر آنها هنگام نمایهسازی؛ 3) جمعآوری اطلاعات بدون همکاری و آگاهی سایر خزندهها و موتورهای کاوش، مورد توجه قرار گرفته و مرتفع شده است.
هدف این پژوهش، مطالعه تطبیقی چابکی استراتژیک در بین صنایع تولیدی شهر سمنان است. این مطالعه به شیوه توصیفی، پیمایشی انجام شده است. جامعه آماری این پژوهش را مدیران و کارشناسان صنایع گچ سازی، قطعه سازی خودرو، کاشی سازی، نساجی و شیمیایی شهر سمنان تشکیل می دهند. بر طبق روش نمونه برداری در دسترس، در مجموع 65 نفر از مدیران و کارشناسان این صنایع، نمونه آماری پژوهش را تشکیل دادند. داده های پژوهش به وسیله پرسشنامه جمع آوری شد و با استفاده از آزمون های آماری آنوای یک طرفه و تفاوت میانگین تک نمونه ای تحلیل شد. نتایج آزمون آنوای یک طرفه نشان داد که بین صنایع مورد مطالعه از جهت چابکی استراتژیک و ابعاد آن تفاوت معنی داری وجود ندارد. بر طبق نتایج آزمون LSD، میانگین امتیاز سطح چابکی همه صنایع مورد مطالعه همگن بوده و در یک دسته قرار گرفته اند و بین میانگین امتیازات ابعاد چابکی استراتژیک در صنعت قطعه سازی خودرو در سطح معنی داری 05/0 و صنعت شیمیایی در سطح معنی داری 01/0، تفاوت معنی داری وجود دارد. همچنین نتایج آزمون تفاوت میانگین تک نمونه ای مستقل نشان داد که بین میانگین امتیاز بعد مسئولیت پذیری مشترک در صنعت گچ، میانگین امتیاز همه ابعاد چابکی استراتژیک به استثنای بعد وضوح و روشنی چشم انداز و نیز چابکی استراتژیک در صنعت کاشی سازی، بعد فهم و درک قابلیت های بنیادین در صنعت نساجی، و ابعاد انتخاب اهداف استراتژیک و مسئولیت پذیری مشترک در صنعت شیمیایی و مقدار تی آزمون تک نمونه ای مستقل (T-value=3) تفاوت معنی داری وجود ندارد. درحالی که بین میانگین امتیاز سایر ابعاد، و سطح چابکی استراتژیک در صنایع مورد مطالعه و مقدار تی آزمون تفاوت میانگین تک نمونه ای مستقل تفاوت معنی داری دیده می شود.
"در این مقاله سعی بر آن است تا اهمیت چابکی سازمانها به ویژه سازمانها ی تولیدی ، تاثیر آن بر وضعیت رقابتی سازمان، آمادگی سازمان برای رویارویی با هر نوع تغییر ، کاهش هزینه های سازمانی ، جلب رضایت مشتری و ... مورد بررسی قرار گیرند . در این راستا ویژگیها و اصول کلیدی یک سازمان تولیدی چابک که آن را از دیگر سیستم های تولیدی جدا می کند ، ابعاد تولید چابک که یک سازمان تولیدی برای حرکت به سوی چابکی باید روی آن تمرکز کند ، معرفی ابزارهای مورد نیاز برای تحقق چابکی و سپس مرور نتایج چابک شدن سازمان و ارائه برآوردهایی در این زمینه ، اهمیت موضوع و جایگاه آن در تولید محصول یا ارائه خدمت روشن شده است .
پس از آن ، یک استراتژی رقابتی که سازمان چابک برای غلبه بر رقبا و افزایش فروش خود از آن استفاده می کند ، ارائه شده و علل نیاز سازمانها به تشکیل سازمان مجازی که نمونه کامل سازمانهای چابک هستند ، آمده است . پس از این موارد، مدلی پیشنهادی برای بررسی وضعیت چابکی در سازمانها وراهکارهایی در راستای چابکی سازمانی ارائه شده است و مطالعه موردی با استفاده از این مدل صورت گرفته و نتایج آن در این مقاله آورده شده است .
"
هدف اصلی مقاله حاضر شناسایی عناصر هزینه ای دخیل در یکپارچه سازی نحوی سامانه های اطلاعاتی کتابخانه های دیجیتالی در ایران در سه سطح محتوا، فنّی، و سازمانی است. بدیهی است در این راستا، برخی اهداف جزئی نیز نظیر شناسایی وضعیت موجود سامانه های اطلاعاتی از نظر ذخیره سازی اطلاعات، قابلیت های موجود خروجی های اطلاعاتی مورد نیاز برای میان کنش پذیری، وضعیت موجود میان کنش پذیری سامانه های اطلاعاتی کتابخانه دیجیتالی در ایران، و مدل مناسب یکپارچه سازی سامانه های اطلاعاتی در کتابخانه های دیجیتالی ایران حاصل خواهد شد. در پژوهش حاضر، از روش پژوهش پیمایش تحلیلی استفاده شده است. جامعه مطالعاتی پژوهش، متشکل از 11 سامانه اطلاعاتی کتابخانه دیجیتالی است که در حال حاضر در کتابخانه های دیجیتالی ایران مورد استفاده قرار می گیرند. با توجه به عدم وجود ابزار استانداردی برای مطالعه یکپارچه سازی نحوی سامانه های اطلاعاتی کتابخانه دیجیتالی، جهت گردآوری اطلاعات از پرسشنامه محقق ساخته استفاده شده است. یافته های پژوهش حاضر نشان داد که برای شناسایی عناصر هزینه-سازگاری در یکپارچه سازی نحوی باید در سه سطح محتوا، فنّی، و سازمانی به جستجو پرداخت. همچنین، یافته ها نشان داد که مهم ترین سطح در عناصر مربوط به هزینه-سازگاری متعلق به عناصر سطح سازمانی است. همچنین، پژوهش حاضر نشان داد که بیشترین عناصر مربوط به هزینه سازگاری مربوط به کتابخانه ها و سازمان های مادر آنهاست و در این راستا، سعی می شود تا کمترین بار هزینه ای بر دوش شرکت های تولیدکننده سامانه های اطلاعاتی کتابخانه دیجیتالی باشد.
هر چه بر عمر مدیریت افزوده می شود توجه به عامل انسان به عنوان سرمایه فکری بیش تر مورد توجه سازمان ها و دولت مردان ترار میگیرد و با وجود تأکید برخی از استراتژی های افزایش بهره وری بر استفاده از تکنولوژی جدید و سرمایه، مدیران منابع انسانی می کوشند از طریق تغییر در روابط کارکنان به افزایش بهره وری دست یابند. اما به رغم اصرار مکاتب مدیریت، مدیران و دولت مردان بر اهمیت بخشیدن به نیروی کار، مشکلاتی در سازمان ها ظاهر می شود که می تواند بر بهره وری کارکنان اثرات منفی بگذارد و در نتیجه کارایی سازمان را کاهش دهد. تحقیق حاضر با مطالعه میدانی در زمینه روابط انسانی مبتنی بر انگیزش در مراکز آموزشی (به طور خاص، سازمان آموزش فنی و حرفه ای کوشیده است بخشی از این مشکلات را مورد توجه قرار داده و راه حل هایی برای آنها بیابد. از نتایج این تحقیق بر می آید که چنان چه سازمان های آموزشی بخواهند از سرمایه فکری خود استفاده بهینه نمایند باید روابط انسانی مبتنی بر انگیزش که رفع نیاز کارکنان از طریق پاداش و جبران خدمات میتوانددر آن تاثیر بسزایی داشته باشد) را بهبود بخشیده و زمینه رشد بهره وری را فراهم و از تعارض جلوگیری نمایداین مقاله در دو بخش تهیه گردیده که در بخش اول مطالعات نظری در مورد انگیزش و در بخش دوم فرایند تحقیق مورد بررسی قرار گرفته است