هر سازمانی متناسب با شرایط خود، می تواند مجموعه ای از ابزار یا راه حل های مدیریت دانش را بکار گیرد. هر سازمانی بایستی کلیه ابزارهای مدیریت دانش را شناسایی و درک نموده و متناسب با معیارهایی، ابزارهای مدیریت دانش مناسب را جهت برطرف نمودن خل أ دانشی و مشکلات سازمان انتخاب نماید. هدف این پژوهش، سفارشی سازی ابزارهای مدیریت دانش و همچنین، تعیین معیارهایی جهت انتخاب ابن ابزار می باشد. در این پژوهش، لیستی از ابزارهای مدیریت دانش که از طریق رویکرد فراترکیب بدست آمده است، توسط مدیر ارشد دانش بانک فیلتر شده و سپس، با استفاده از مرور ادبیات و انجام مصاحبه و ارائه پرسشنامه به خبرگان علمی و حرفه ای، معیارهایی جامع جهت انتخاب ابزارهای مدیریت دانش تعیین می شود. بنابراین، این پژوهش دارای دو مرحله کلی است: مرحله نخست، سفارشی سازی ابزارهای مدیریت دانش برای بانک و مرحله دوم، تعیین معیارهایی جامع جهت انتخاب ابزار.
در محیط رقابتی امروز و ظهور رسانه های دیجیتال کتابخانه ها نیز باید ایده های جدید ارائه نمایند و انعطاف پذیری خود را حفظ کنند. در دهه های گذشته کتابخانه ها با روند ثابتی روبرو بودند، اما با ظهور خدمات دیجیتال، هزینه های بالای نگهداری اطلاعات و محدودیت بودجه کتابخانه ها، بهبود و افزایش بهره وری و تسریع تحویل کتاب با کیفیت بالا و هزینه کمتر، لزوم برنامه ریزی برای هزینه یابی در این حوزه را بیشتر نموده است. در این زمینه بهینه سازی سیستم مدیریت کتابخانه های عمومی و دانشگاهی به یک ضرورت تبدیل شده است. با این حال پژوهش های کمی در این زمینه برای کتابخانه ها انجام شده است. روش پژوهش هزینه یابی برمبنای فعالیت زمان گرا برای محاسبه بهای تمام شده خدمات کتابخانه، با استفاده از روش موردکاوی کتابخانه دانشکده های مختلف دانشگاه کاشان است. به منظور گردآوری داده ها به بررسی اسناد و مدارک حسابداری پرداخته شد. یافته های پژوهش نشان دهنده بهبود عملکرد با استفاده از هزینه یابی زمان گرا در کتابخانه است. براساس نتایج حاصل شده کتابخانه های سراسر کشور می توانند از روش هزینه یابی برمبنای فعالیت زمان گرا استفاده نمایند و از این روش برای دستیابی به هزینه های واقعی و صحیح استفاده شود. همچنین از زیان های حاصل از هزینه یابی اشتباه جلوگیری و موجبات کاهش هزینه ها و کارایی بیشتر فراهم شود.
هدف از این پژوهش بررسی رابطه بین رفتارهای فرصت طلبانه (جریان نقدی آزاد و نسبت سودآوری)، مکانیزم نظارت (نسبت اهرمی) و رفتارهای تحت فشار (درماندگی مالی) و مدیریت سود می باشد. بدین منظور اطلاعات 124 شرکت پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران مورد بررسی قرار گرفته است. برای آزمون فرضیه ها از رگرسیون تلفیقی چند متغیره و روش حداقل مربعات معمولی (OLS) استفاده شده است. مدیریت سود از طریق مدل تعدیل شده جونز (1991) و درماندگی مالی از مدل Z آلتمن (1983) اندازه گیری شده است. یافته ها حاکی از وجود رابطه مثبت و معنی دار بین مدیریت سود و درماندگی مالی می باشد. همچنین بین نسبت بدهی (که متغیری برای اندازه گیری مکانیزم های نظارتی است) و مدیریت سود رابطه منفی و معنادار وجود دارد. از طرف دیگر بین هر دو پروکسی رفتارهای فرصت طلبانه (جریان نقد آزاد و نسبت سود آوری) و مدیریت سود رابطه معنادار یافت شد.نتایج این تحقیق می تواند به قانون گذاران در تدوین قوانین سخت گیرانه ای که به گسترش اعتماد عمومی نسبت به قابلیت اتکای گزارشگری مالی می انجامد، کمک نماید.
مقدمه: اهمیت نقش مدیریت در هر سازمان همواره قابل توجه است و انتصاب مدیرانی توانمند و شایسته در سازمان های ارائه دهنده مراقبت سلامت نیز بر افزایش کارایی، اثربخشی و بهره وری خدمات نظام سلامت موثر خواهد بود. از این رو هدف از انجام مطالعه حاضر شناسایی و معتبر سازی مهارت ها و شایستگی های کلیدی مدیریتی به منظور استفاده در طراحی برنامه های آموزشی، تعیین و بکارگیری نامزدهای مناسب در پست های مدیریتی می باشد. روش ها: مطالعه حاضر از نظر روش، پیمایشی توصیفی و از نظر هدف کاربردی بوده و دارای دو مرحله می باشد. در مرحله اول با استفاده از مرور متون، مطالعات دربردارنده انواع متنوع شایستگی ها و مهارت های مدیریت و رهبری در مراقبت سلامت در دوره ی زمانی مشخص شناسایی شده و بر اساس آن پرسش نامه طراحی شد. در مرحله دوم با استفاده از تکنیک دلفی و ارسال پرسش نامه (لیکرت 5 امتیازی)، نظرات 20 نفر از خبرگان در مورد معیارها گردآوری شد. یافته ها: بر اساس نظرات خبرگان هشت معیار اصلی شامل ویژگی های شخصیتی، ارزش ها، دانش مدیریت عمومی، دانش مدیریت بیمارستان، مهارت برنامه ریزی، مهارت سازماندهی و تخصیص منابع، مهارت رهبری، مهارت پایش و نظارت و 46 معیار فرعی مورد تایید قرار گرفتند. بدین ترتیب ویژگی های شخصیتی، ارزش ها و دانش مدیریت عمومی هر کدام دارای هفت معیار فرعی بودند. آگاهی از شیوه های حفظ سازمان و دانش حیطه های مختلف مدیریت عمومی از معیارهای فرعی دانش مدیریت به شمار می رود. در حوزه دانش مدیریت بیمارستان، مهارت برنامه ریزی، مهارت سازماندهی و تخصیص منابع و مهارت پایش و نظارت نیز به ترتیب شامل چهار، هفت، پنج و دو معیار فرعی بودند. در حوزه مهارت رهبری نیز هفت معیار فرعی از جمله قدرت تاثیرگذاری، ارتباطات، انگیزش، مهارت ادراکی و غیره در نظر گرفته شده است. نتیجه گیری: یکی از مهمترین مهارت ها در مدیران، برخورداری از دانش مدیریت است. این موضوع لزوم اصلاح شیوه انتخاب مدیران و همچنین تغییر نگرش در مدیریت بیمارستان از مدیریت محض به رهبری، همکاری و هماهنگی درون سازمانی را نشان می دهد.
حق فرمان دادن رابطه مستقیمی با چگونگی به کارگیری آن در سازمان دارد به گونه ای که اگر فرمان ها صادر شوند ولی به اجرا در نیایند کارایی سازمانی کاهش می یابد. پژوهش حاضر به منظور ارائه مدل پویای توسعه منطقه پذیرش منابع انسانی گرفته است و این پژوهش از نظر هدف کاربردی، از نظر ماهیت توصیفی-علی با رویکرد آمیخته (کمی-کیفی) است. جامعه آماری پژوهش سازمان های دولتی ایران تشکیل می دهند. پس از استخراج ابعاد و عوامل از مبانی نظری، در دو مرحله با استفاده از روش نمونه در دسترس، از نظر 50 نفر از خبرگان بهره گیری شده است. در مرحله اول با انجام مصاحبه های عمیق، روابط و حلقه های علّی شناسایی و مدل علّی طراحی شد. در مرحله بعد و پس از طراحی مدل جریان برای دست یابی به اجماع خبرگان در مورد پارامترهای مدل از تکنیک دلفی استفاده شده است. برای گردآوری داده ها علاوه بر مصاحبه، از پرسشنامه به منظور شناسایی وضع موجود استفاده شد که روایی آن طبق نظر خبرگان و پایایی آن از طریق آلفای کرونباخ (78/0) مورد تأیید قرار گرفت. داده ها براساس رویکرد پویایی دستگاه ها در قالب سناریو نویسی در نرم افزار ونسیم مورد تحلیل قرار گرفته است. درنهایت "افزایش مقبولیت دستوردهنده با بهبود رفتاری" به عنوان سناریوی جذاب و "بهبود ویژگی های دستور" به عنوان سناریوی ضعیف پژوهش شناسایی گردید. براساس نتایج، تأکید بر صلاحیت های رفتاری مدیران در انتخاب و انتصاب آنان و همچنین بهبود مهارت های رفتاری سرپرستان می تواند تأثیر بسزایی در توسعه منطقه پذیرش کارکنان داشته باشد.
هدف مطالعه حاضر ارزیابی کارایی نسبی بنادرکانتینری عمده خاورمیانه و شناسایی بنادرکارا برای سال های2011 تا 2013 می باشد. روش تحقیق حاضر از نوع تحلیلی-کاربردی بوده و برای جمع آوری داده های تحقیق از سایت اینترنتی سازمان بنادر و دریانوردی، مجله بین المللی مدیریت کانتینر و سایت رسمی هر بندر استفاده گردیده است. در این تحقیق ابتدا با استفاده از دو مدل اساسی تکنیک تحلیل پوششی داده ها، سی سی آرو بی سی سیخروجی محور،کارایی نسبی بنادرکانتینری عمده منطقه خاورمیانه، در بازه زمانی2013-2011 ارزیابی گردید و سپس براساس نتایج حاصل، بنادرکارا با استفاده از روش اندرسون-پیترسون رتبه بندی شدند. براساس نتایج مدل سی سی آر خروجی محور، بندرخورفکان بالاترین ضریب کارایی را داشته و بندرامام خمینی(ره)،در طول سه سال ضعیف ترین بندر از این حیث بوده است. براساس نتایج مدل بی سی سی خروجی محور، بنادر بوشهر، جبل علی، خورفکان و اسکندریه، بالاترین ضریب کارایی را داشتند و بندر امام خمینی(ره)،در طول سه سال ضعیف ترین بندر از این حیث بوده است. بنادر در بازه زمانی موردنظر، دارای بازده نسبت به مقیاس متغیر بوده اند و تنها بندر خورفکان و اسکندریه تحت بازدهی به مقیاس ثابت عمل کرده اند. میانگین کارایی تکنیکی سراسری بنادر مورد کاوی در بازه زمانی مدنظر،54.3 درصد و میانگین کارایی تکنیکی موضعی 73 درصد محاسبه شده است.
این پژوهش باهدف بررسی محدودیت فروش کوتاه مدت و خطر سقوط قیمت سهام با تاکید بر کارایی سرمایهگذاری شرکتهای پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران، اقدام به جمعآوری دادههای مرتبط با تحقیق کرد. روش پژوهش حاضر، ازنظر هدف، از نوع کاربردی و ازلحاظ روش، از نوع همبستگی تحلیل رگرسیون بود. جامعه آماری این پژوهش شامل شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران و برای انتخاب نمونه، از روش غربالگری یا حذفی سیستماتیک استفاده شد. به این صورت که نخست، تمام شرکتهایی که میتوانند در نمونهگیری شرکت کنند، انتخاب و سپس، از بین آنها شرکتهایی که واجد شرایط مذکور نیستند، حذفشده و درنهایت شرکتهایی که باقی میمانند، برای انجام آزمون انتخاب شدند. بازه زمانی پژوهش بین سالهای 1390 تا 1397 در نظر گرفته شد. در این پژوهش، دادههای موردنیاز برای آزمون فرضیههای پژوهش، از صورتهای مالی سالانه شرکتها (سایت کدال) و وبسایت سازمان بورس اوراق بهادار، استخراج شد. به این صورت که ابتدا با استفاده از روشهای کمی شامل ابزارهای موجود در آمار توصیفی، نظیر میانگین، انحراف معیار دادههای مورداستفاده تجزیهوتحلیل شد و برای آزمون فرضیههای این پژوهش و تعیین ارتباط بین متغیرهای مستقل و وابسته نیز از الگوهای اقتصادسنجی استفاده شد و فرضیههای مربوطه از روش رگرسیون چند متغیره پانل موردبررسی قرار گرفت. نتایج تحقیق نشان داد محدودیت فروش کوتاه مدت بر ریسک سقوط قیمت سهام تاثیرگذار بوده و این تاثیر مثبت است. از سوی دیگر عدم کارایی سرمایه گذاری تاثیر مثبت بر این رابطه دارد.
زمینه و هدف: تصویر سازمانی مطلوب به عنوان یکی از باارزش ترین دارایی های هر سازمان، برآیند نظرها و تفکرات گروه هایی از افراد چه در داخل و چه در خارج از سازمان است که آگاهی و شناخت از آن، مدیران را در تدوین برنامه ها، راهبردهای سازمان و کسب مزیت رقابتی پایدار یاری می رساند. پژوهش حاضر با هدف شناسایی عوامل تأثیرگذار بر تصویر سازمانی یک دانشگاه نظامی و بررسی ابعاد مختلف این تصویر صورت گرفته است.
روش: روش تحقیق حاضر از نوع آمیخته اکتشافی است که متشکل از دو بخش کیفی و کمی است. گفتنی است در این تحقیق خبرگان و اعضای هیئت علمی دانشگاه مورد مطالعه، جامعه آماری را تشکیل داده اند. نخست در بخش کیفی با استفاده ار روش نمونه گیری گلوله برفی با 10 نفر از خبرگان دانشگاه مصاحبه نیمه ساختاریافته انجام شد. سپس در بخش کمی و در قالب روش تحقیق توصیفی-پیمایشی با استفاده از پرسشنامه محقق ساخته به ارزیابی و رتبه بندی نتایج حاصل از مصاحبه های بخش کیفی پرداخته شد. گفتنی است حجم نمونه در این بخش با استفاده از فرمول کوکران 108 نفر محاسبه و از اعضاء هیئت علمی دانشگاه انتخاب شدند. برای تجزیه و تحلیل آمار استنباطی از نرم افزارهای تحلیل آماری «اس.پی.اس.اس» و «پی.ال.اس 2» استفاده شد.
یافته ها: در این پژوهش مدل تصویر سازمانی دانشگاه مورد مطالعه در دوازده بعد شامل دانش آموختگان، استادان، مؤلفه های آموزشی، گزینش و عوامل بدو ورود به دانشگاه، راهبردها و سیاست های کلان دانشگاه، ساختار محیطی و نمادها، زیرساخت ها و امکانات آموزشی و رفاهی، شهرت و پیشینه دانشگاه، مؤلفه های فرهنگی، مؤلفه های تعاملی و روابط عمومی و امور فرهنگی حاصل شد.
نتیجه گیری: براساس یافته های تحقیق، عوامل تأثیرگذار بر تصویر دانشگاه نظامی احصا و گویه های هر مؤلفه نیز اولویت بندی شد تا دانشگاه در تدوین برنامه ها، راهبردهای سازمانی، رشد و بالندگی سازمانی از آن بهره برداری کند.
ارائه اطلاعات ارزشمند در قالب محتوای جذاب و تعامل با مشتریان مهم ترین عناصر بازاریابی محتوا می باشد که از مقدمات ایجاد درگیری است. مهم ترین مسئله در موفقیت بازاریابی محتوا، پاسخ درست به این سئوال است که چه عواملی موجب درگیر شدن مخاطب با محتوا خواهد شد. با وجود پژوهش های بسیاری که در زمینه شناسایی ابعاد درگیری و عوامل انگیزاننده مخاطبان برای درگیر شدن با محتوا انجام گردیده، کماکان درگیری مخاطبان از جمله دغدغه های فعالان در حوزه بازاریابی محتوا است و در جستجوی روش های موثر برای شناسایی عوامل موثر بر ارتقای سطح درگیری مخاطبان می باشند. پژوهش حاضر با استفاده از روش فراترکیب بر اساس مدل سندلوسکی و بارسو (2007) به شناسایی شاخص های تاثیرگذار بازاریابی محتوا بر ارتقای درگیری مخاطبان پرداخته است. به این منظور، 537 مقاله در بازه زمانی سال های 2003-2021 یافت شد و در هر مرحله مقالاتی که معیارهای مورد نظر را کسب نکردند از پژوهش کنار گذاشته شد. در نهایت، یافته های 45 مقاله انتخاب گردید. با طبقه بندی کدهای شناسایی شده، 23مقوله را در 4 بعد شامل مقوله های شناسایی درگیری، مقوله های مربوط به ویژگی های محتوا، مقوله های مربوط به نویسنده محتوا و مقوله های مربوط به واکنش سایر کاربران شناسایی شد. از میان تمامی مقوله های شناسایی شده، امکان شخصی سازی محتوا برای هر مخاطب، احساسات نهفته در محتوا و تاریخ انتشار محتوا، نحوه عضویت نویسنده و هویت وی در جامعه آنلاین بالاترین اولویت ها را از آن خود ساختند.
استفاده از ابزارهای الکترونیکی موجبات توسعه و بهینه سازی عملیات داخلی سازمان ها، کاهش هزینه های داخلی و افزایش فرصت های سودآوری را ممکن ساخته است، لکن بهره وری در حوزه امور دفتری مورد بی توجهی واقع شده است. سیستم همراه نامه رسان برای ایجاد بهبود در کارآیی فرآیند توزیع مرسولات پستی و باهدف ارتقای رضایت مشتریان در شرکت های پستی راه اندازی گردیده است. با توجه به اهمیت کاهش هزینه ها در این پژوهش به این سؤال اصلی پاسخ داده شده است که استفاده از دستگاه های همراه نامه رسان(PDA) در هزینه های شرکت پست جمهوری اسلامی ایران چه تأثیری دارد؟ داده های این پژوهش، از داده های مربوط به مرسوله های پستی توزیع شده طی سال های ۱۳۹۱ الی ۱۳۹۴ بوده که از دیتابیس سرورهای مستقر در مرکز فناوری اطلاعات شرکت پست استخراج شده است. با استفاده از روش هزینه یابی بر مبنای فعالیت(ABC) به محاسبه محرک های هزینه پرداخته و با استفاده از روش نقطه سربه سر میزان صرفه جویی حاصل از استفاده از دستگاه PDA محاسبه شده است. برای سنجش نرمال بودن توزیع مشاهدات متغیرهای پژوهش از آزمون کلموگروف اسمیرنوف یک نمونه ای و تعیین عملکرد آزمون مقایسه میانگین های زوجی همبسته استفاده شده است. با توجه به نتایج به دست آمده مشاهده گردید که استفاده از دستگاه های PDA در مناطق مورد بررسی باعث افزایش سوددهی گردیده و بر روی هزینه های ملزومات اداری، حقوق و دستمزد و ایاب و ذهاب کارکنان تأثیر گذاشته است. در این راستا راهکارهایی جهت استفاده بهتر از این دستگاه ها در شرکت پست ارائه گردیده و پیشنهادهایی در جهت بررسی شاخص هزینه های زمان و کیفیت داده شده است.
تعداد وسیعی از مخاطبان و اعضای شبکه های اجتماعی مجازی باعث شده که موفقیت یا عدم موفقیت بسیاری از بنگاه های بزرگ اقتصادی به عملکرد آنان در پلتفرم های مجازی وابسته شود. ازآنجاکه پژوهش های پیشین روابط مشتری با ارائه دهندگان خدمات را به عنوان سرمایه اجتماعی آنان مشاهده می کند، پژوهش حاضر، مدلی را توسعه می بخشد تا تأثیرات تعاملی بودن و غنای رسانه ای (به عنوان ویژگی های شبکه اجتماعی مجازی) بر ابعاد سرمایه اجتماعی سنجیده شود. سپس تأثیر این شکل از سرمایه را که خود متأثر از شبکه اجتماعی بوده، بر متغیرهای بازاریابی شامل وفاداری و تبلیغات دهان به دهان تبیین نماید. این پژوهش از نظر راهبرد اصلی، کمی، از نظر هدف، کاربردی و از نظر شیوه گردآوری اطلاعات و تکنیک تحلیلی، توصیفی و از نوع همبستگی است. جامعه آماری را دنبال کنندگان صفحه اینستاگرام هولدینگ خدمات گردشگری علی بابا تشکیل می دهد. روش نمونه گیری از نوع تصادفی است و حجم نمونه با توجه به فرمول کوکران با سطح خطای 05/0، 385 نفر می باشد. جهت جمع آوری داده ها از ابزار ﭘﺮﺳﺸﻨﺎﻣﻪ با پایایی α = 0/941 اﺳﺘﻔﺎده ﺷﺪ و روایی آن با نظر اساتید مدیریت تأیید گردید. تجزیه وتحلیل داده ها با استفاده از دو نرم افزار SPSS vs.26 و Amos vs.22 و با رویکرد مدل سازی معادلات ساختاری انجام گرفت. یافته ها نشان می دهد که سطح بالایی از تعاملی بودن و غنای رسانه ای در شبکه اینستاگرام می تواند به ارتقاء سرمایه رابطه ای ارائه دهندگان خدمات منجر شوند. چنین شکلی از سرمایه اجتماعی زمینه ساز نگرش ها و رفتار وفادارانه مشتریان و تبلیغات دهان به دهان از سوی آنان می شود.
هدف پژوهش حاضر ترسیم مدل پیش بینی کننده بازگشت گردشگران آبگرم بر اساس خوشه های سبک زندگی است که این موضوع در دو گام مرتبط با هم صورت پذیرفت. در گام اول با استفاده از پرسشنامه ی سبک زندگی عابدی و کجباف، که پایایی و روایی آن به ترتیب از طریق آلفای کرونباخ و تحلیل عاملی تاییدی مرتبه اول و دوم بررسی و تایید قرار گرفت نظرات 391 گردشگر در مورد 10 بعد سبک زندگی جمع آوری شد، سپس با استفاده از تحلیل خوشه ای K میانگین و بر اساس شاخص دیویس-بولدین خوشه های بهینه بدست آمد و گردشگران آبگرم در سه خوشه دسته بندی شدند. در گام دوم با استفاده از مصاحبه های عمیق نیمه ساختاریافته با گردشگران، 14 شاخص تاثیرگذار بر سفر مجدد آنها شناسایی و با استفاده از روش درخت تصمیم، مدل های تصمیم گردشگران در بازگشت مجدد طراحی و قواعد اگر-آنگاه مرتبط با هر خوشه استخراج شد. نتایج نشان داد گردشگران خوشه اول به شدت به هزینه های سفر از قبیل هزینه اقامت و هزینه چشمه حساس هستند، برای گردشگران خوشه دوم شاخص های بهداشت چشمه، تسهیلات امنیتی و نحوه برخورد کارکنان در اولویت تصمیم گیری قرار دارد و در نهایت در الگوی تصمیم گردشگران خوشه سوم سه شاخص بهداشت چشمه، امکانات اقامت و تسهیلات مشاوره ای و پزشکی از اهمیت فراوانی برخوردارند.
یکی از چالش های مدیران در دنیای کسب وکار، محدودیت منابع و چگونگی استفاده بهتر از آن است. بر این اساس، به تازگی، مدیران سیستم های تولیدی به مفهوم اقتصاد اشتراکی[i] توجه کرده اند که این امر به استفاده بهتر از منابع با اشتراک گذاری و درنهایت، ارتقای بهره وری در سطح ملی منجر می شود. برای پیاده سازی مفهوم اقتصاد اشتراکی در سیستم های تولیدی باید ابعاد و مؤلفه های آن به طور کامل تبیین شود؛ بنابراین، پژوهشگر بر آن است که ابعاد و مؤلفه های اقتصاد اشتراکی را استخراج کند و آن را به سیستم تولیدی تعمیم دهد؛ بر این اساس، ابتدا تعاریف اقتصاد اشتراکی از متون علمی گردآوری، سپس از رهگذر تحلیل محتوا، مؤلفه های هشت گانه ای به این شرح شناسایی شد: اشتراک گذاری منابع، طرفین اشتراک گذاری، اَشکال اشتراک گذاری، نظام تبادل اطلاعات و ارتباطات، شرایط مالکیت و دسترسی، ظرفیت های مازاد، منافع مبادلات و سرانجام مباحث اجتماعی در اشتراک گذاری. سپس برای تعمیم این مؤلفه ها به سیستم های تولیدی، از آرای خبرگان در بخش تولید و عملیات استفاده شد که با فرایند اشتراک گذاری آشنا بودند. پس از انجام فرایند مصاحبه، ابعاد و مؤلفه های اقتصاد اشتراکی و مصادیق آن در سیستم های تولیدی ارائه شد که به کارگیری آن، تأثیر بسزایی در افزایش بهره وری سیستم های تولیدی با اشتراک گذاری منابع خواهد گذاشت.
هدف پژوهش حاضر شناسایی ویژگی ها و مشخصات روابط قدرت در فرایند پژوهش دانشگاهی است. طرح پژوهش، کیفی و با استفاده از روش پدیدارشناسی توصیفی موستاکاس صورت گرفته است. برای گردآوری داده های کیفی، مصاحبه های عمیق و نیمه ساختاریافته ای با 19 دانشجو و فارغ التحصیل دانشگاه تهران به صورت هدفمند و با استفاده از راهبرد نمونه گیری معیار انجام شده است. به منظور تجزیه وتحلیل داده ها از روش تجزیه وتحلیل استیوک-کولایزی-کین استفاده شده است. بر اساس یافته های پژوهش، تخصص، ساختار، شخصیت، فرصت، فرهنگ و منابع مالی، به عنوان منابع قدرت کنشگران دانشگاهی در فرایند پژوهش، اختیار، ایجاد وابستگی، فشار/اجبار، مذاکره/چانه زنی و نفوذ به عنوان راهبردهای قدرت در فرایند پژوهش، مدیریت برداشت و مشروعیت بخشی به عنوان مهم ترین تاکتیک های اعمال قدرت در فرایند پژوهش و انتظارات اجتماعی، پژوهش، دانشجو، رسانه، قانون، مدارج علمی بالاتر، نمره و گروه های آموزشی به عنوان ابزارهای اعمال قدرت شناسایی شدند. یافته های پژوهش نشان داد، کنشگران در فرایند پژوهش از این ویژگی ها بیشتر در جهت اهداف فردی و سودجویانه بهره می بردند و به نوعی از قدرت خود سوءاستفاده می کردند؛ بنابراین، یافته های پژوهش حاضر با ترسیم وضعیت وجود روابط قدرت در فرایند پژوهش، ضمن نقد و آسیب شناسی فرایند حاضر، داده های بسیار مفیدی برای کاربست در سیاست گذاری پژوهشی آموزش عالی به همراه داشته است.
زمینه و هدف : مشارکت حاشیه نشینان با پلیس، عاملی مهم در پیشگیری از وقوع جرایم در حاشیه شهر ها تلقی می شود و می تواند در تامین امنیت مؤثر باشد. بر این اساس پژوهش حاضر با هدف شناسایی شیوه های جلب مشارکت حاشیه نشینان در مدیریت انتظامی پیشگیری از جرم در شهرستان کرمانشاه انجام شد.
روش : این پژوهش از نظر هدف، کاربردی و از نظر ماهیت داده ها آمیخته است و به دو صورت توصیفی- پیمایشی و اکتشافی انجام شد. برای مشخص کردن شیوه های مشارکت حاشیه نشینان با 15 تن از خبرگان که با روش قضاوتی و هدفمند انتخاب شدند، مصاحبه نیمه ساختاریافته انجام شد. داده های حاصل از مصاحبه با استفاده از تحلیل محتوای تلخیصی تجزیه و تحلیل و فهرستی از گزاره ها استخراج شد و مبنای طراحی پرسشنامه کمی قرار گرفت. به منظور بررسی روایی گزاره های کیفی، پرسشنامه تدوین و به مشارکت کنندگان مرحله کیفی ارائه و پس از اعمال نظرات اصلاحی، پرسشنامه نهایی تهیه و برای اعتبارسنجی در اختیار 130 نفر از افسران و کارشناسان پلیس پیشگیری شاغل در کلانتری های محلات حاشیه نشین کرمانشاه به عنوان نمونه آماری قرار گرفت و با استفاده از آزمون تی تحلیل شد.
یافته ها : یافته های حاصل از مصاحبه با خبرگان نیروی انتظامی نشان داد که شیوه های مؤثر بر جلب مشارکت حاشیه نشینان در مدیریت انتظامی عبارت اند از: آموزش و آشنایی مردم با وظایف پلیس، تعامل پلیس با سازمان های مردم نهاد، واگذاری حراست محله به ساکنان محله، حضور پلیس در بین مردم و حمایت از مردم، رعایت دقیق قوانین توسط پلیس و تقدیر از شهروندان بهنجار.
نتایج : نتایج پژوهش نشان داد که استفاده از شیوه های نوین جلب مشارکت حاشیه نشینان، در مدیریت انتظامی پیشگیری از جرم در شهرستان کرمانشاه، تأثیر داشته و مشارکت مردم حاشیه نشین به نیروی انتظامی کمک می کند برای پیشگیری از وقوع جرم از دیدگاه و روش های ارایه شده توسط آنان استفاده کنند و اقدامات متناسب با آن را ارائه دهند تا از میزان جرایم کاسته شود.
هدف از انجام پژوهش حاضر، بررسی تأثیر آگاهی از حقوق شهروندی بر بروز رفتارهای شهروندی و با تأکید بر نقش میانجی ادراک عدالت در سازمان می باشد. این پژوهش از حیث هدف، کاربردی و از حیث نحوه گردآوری داده ها، جزء پژوهش های توصیفی-پیمایشی می باشد. جامعه آماری این پژوهش را کلیه کارکنان و مدیران (890 نفر) شاغل در یکی از وزارتخانه های دولتی در سال 96 تشکیل می دهد؛ و از روش نمونه گیری تصادفی ساده و جدول کرجسی و مورگان (با حجم نمونه 269 نفر) جهت نمونه گیری؛ و از پرسش نامه های استاندارد به منظور جمع آوری داده های موردنیاز استفاده شده است. تحلیل داده ها با استفاده از نرم افزارهای SPSS و LISREL انجام شده است. شایان ذکر است که آگاهی از حقوق شهروندی تأثیر مستقیم و معناداری بر بروز رفتارهای شهروندی ندارد (ضریب تأثیر: 0.08)؛ ولی آگاهی از حقوق شهروندی از طریق ادراک عدالت (به عنوان متغیر میانجی) منجر به بروز رفتارهای شهروندی می شود (ضریب تأثیر: 0.22). علاوه بر این، نتایج پژوهش حاکی از آن است که آگاهی از حقوق شهروندی تأثیر مثبت و معناداری بر ادراک عدالت دارد (ضریب تأثیر: 0.24)؛ ضمناً، ادراک عدالت تأثیر مثبت و معناداری بر بروز رفتارهای شهروندی دارد (ضریب تأثیر: 0.90).
آب وهوا از عواملی است که طرح های نظامی، تاکتیک ها، فرماندهی، انتخاب نیروهای نظامی، تجهیزات نظامی، البسه، آماد، تعمیر و نگهداری، ساخت و پشتیبانی را تحت تأثیر قرار می دهد. در این تحقیق به منظور ارزیابی تنش های حرارتی و برودتی و تأثیر آن ها بر فعالیت نیروهای نظامی در استان آذربایجان غربی از شاخص دمای معادل فیزیولوژیک استفاده گردید. بدین منظور از بین ایستگاه های سینوپتیک موجود در منطقه، 7 ایستگاه که دارای طول دوره آماری بالای 25 سال (2009- 1985) بودند، انتخاب گردید. سپس داده های مربوط به پارامترهای اقلیمی شامل دمای هوای خشک، رطوبت نسبی، سرعت باد، ابرناکی و فشار بخار اشباع در دوره روزانه و ساعتی از سازمان هواشناسی دریافت گردید. شرایط آسایش اقلیمی و تنش های گرمایی و سرمایی در روزها و ماه های مختلف سال با استفاده از شاخص PET ارزیابی و سپس در محیط GIS پهنه بندی گردید. نتایج حاصل از پژوهش نشان داد که در مناطق مرتفع استان (ارتفاعات غربی و جنوب شرقی) به غیراز ماه های خرداد، تیر، مرداد و شهریور در بقیه ماه های سال تنش های سرمایی با شدت های مختلف برای فعالیت نیروهای نظامی وجود دارد. علی رغم این که در مناطق کم ارتفاع (بخش های شرقی) استان در بین ماه های فروردین تا آبان شرایط مطلوب و نسبتاً مطلوبی برای فعالیت نیروهای نظامی وجود دارد اما در بین ماه های آبان تا فروردین به علت حاکمیت تنش های سرمایی، شرایط برای فعالیت نیروهای نظامی مطلوب نیست. تنش های گرمایی در سطح استان بسیار محدود بوده و تنها در ماه های تیر و مرداد در مناطق کم ارتفاع استان اتفاق می افتد.
امروزه ترافیک به معنی عبور و مرور وسایل نقلیه و عابرین پیاده، به بحران و معضلی تبدیل شده است که همه ابعاد جامعه را تحت تاثیر خود قرار داده است. میزان تلفات ناشی از تصادفات رانندگی در دنیا و بطور اخص در ایران حاکی از آن است که مدیریت ایمنی ترافیک مبحث و معضلی ملی است و عزمی ملی را می طلبد. هدف تحقیق پیش رو، بررسی دقیق میزان تاثیرگذاری نهاد های مختلف حکومتی، در ایمنی ترافیک است؛ بگونه ای که سهم هر نهاد در هرم تصمیم گیری مشخص شود، تا با ارتباط بین سازمانیِ دقیق ، ایمنی ترافیک در سطح کلان تضمین شود. بنابرابن سازمان های تاثیرگذار در ایمنی ترافیک شناسایی و علاوه بر تبیین الگوی ارتباط بین سازمانیِ اعضای شورای هماهنگی ترافیک ، از طریق پرسشنامه ای که در اختیار 12 تن از مسئولین عالی رتبه راهنمایی و رانندگی فرماندهی انتظامی تهران بزرگ قرار گرفت میزان و نحوه تاثیرگذاری 20 نهادی که در ایمنی ترافیک تاثیرگذارند(علاوه بر اعضای فعلی شورا) مشخص، و با استفاده از روش دلفی به تعیین امتیاز و الگوی ِ کمّیِ نقش هر نهاد پرداخته شده است. در ادامه با تفکیک تاثیر گذاریِ هر نهاد در زمان های مختلف(نسبت به وقوع حادثه)رتبه و میزان تاثیرگذاریِ هر نهاد در زمان مربوطه مشخص و نمودار مربوطه ترسیم شده است. نتیجه نشان داد که از نظر بسیاری از کارشناسان عالی رتبه راهنمایی و رانندگی، بحث پیش گیری در حفظ ایمنی بسیار مهم و تمامیِ مسئولیت های ایمنی ترافیک صرفا متوجه پلیس راهنمایی و رانندگی نیست.