هدف این پژوهش بررسی رابطه بین تغییرات مدیران و حق الزحمه حسابرسی است. در این راستا تغیر مدیران به تغییر مدیرعامل، رئیس هیئت مدیره و تغیر در وظیفه مدیران تقسیم شد و فرضیه های پژوهش بر اساس آن ها تبیین گردید. جامعه آماری پژوهش را نمونه ای متشکل از 103 شرکت پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران طی بازه زمانی 1387 تا 1393 ، تشکیل داد. آزمون فرضیه های پژوهش از طریق داده های ترکیبی و به روش تابلویی صورت گرفت. در آزمون فرضیه اول پژوهش رابطه معناداری بین تغییر مدیر عامل شرکت و حق الزحمه حسابرسی مشاهده نشد. در ادامه و با آزمون فرضیه دوم پژوهش رابطه منفی و معناداری بین تغییر رئیس هیئت مدیره و حق الزحمه حسابرسی مشاهده گردید. به بیان دیگر تغییر رئیس هیئت مدیره در شرکت های نمونه باعث کاهش حق الزحمه حسابرسی می شود. در نهایت آزمون فرضیه سوم پژوهش نشان از رابطه مثبت و معنادار بین تغییر در درصد وظیفه مدیران با حق الزحمه حسابرسی دارد. به سخن دیگر تغییرات در وظیفه مدیران حاضر در هیئت مدیره باعث افزایش حق الزحمه حسابرسی می شود.
آینده از آن سازمان هایی است که به آینده سازی می پردازند و شرایط حاکم را تحت امر خود در آورده و موقعیت های مورد نظرشان را می آفرینند. برای آن که ساختار سازمانی بتواند آینده ساز شود، باید از مدیریتی کارآفرین و اعضایی خلاق و مبتکر برخوردار شود. وجود واحدهای تحقیق و توسعه در سازمان یک اصل اساسی است.
هدف : نظر به نوظهوربودن مفهوم رویکرد ناب درزمینه منابع انسانی، پژوهش بالا با هدف واکاوی مبحث زنجیره تأمین منابع انسانی ناب انجام گرفت. روش : این پژوهش با تکیه بر مبانی فلسفی مکتب تفسیرگرایی، پژوهشی کیفی مبتنی بر نظریه دادهبنیاد است. جامعه آماری پژوهش شامل مدیران ارشد، میانی و کارشناسان وزارت تعاون، کار و رفاه اجتماعی و خبرگان دانشگاهی بود که تعداد 19 نفر با استفاده از روش نمونهگیری هدفمند بهعنوان اعضای نمونه آماری انتخاب شدند. شناسههای مدل زنجیره تأمین منابع انسانی ناب با استفاده از مصاحبه نیمهساختاریافته جمعآوری شدند و با استفاده از روش کدگذاری سه مرحلهای استراوس و کوربین تحلیل شدند (252 مفهوم کلیدی،43 زیرمقوله و 25 مقوله اصلی). یافتهها : براساس یافتههای پژوهش، مفهوم منابع انسانی ناب بهعنوان پدیده محوری انتخاب شد. شرایط علّی در قالب دو دسته عوامل محیطی و سازمانی جای گرفتند و پنج مقوله اصلی برنامهریزی پیشگیرانه مدیریت تقاضا، کارامدی منابع جستجو، کارامدی ارزیابی و غربالگری، آمادهسازی بدو استخدام و کارآمدی نظام جانشینپروری بهعنوان راهبرد انتخاب شدند. ویژگیهای شخصی مدیران، ارزیابی اثربخشی منابع انسانی جذبشده، قابلیت استخدامپذیری کاندیدا بهعنوان مداخلهگر تقویتکننده و روابط غیرقانونی، عدم اطمینان محیطی، فشار زمانی جهت استخدام، ناکارآمدیهای نظام مدیریت دولتی بهعنوان مداخلهگر تضعیفکننده شناسایی شدند. درجه نابی فرهنگ سازمانی، ایفای نقش استراتژیک واحد منابع انسانی، قابلیت انعطاف و انطباقپذیری مدیران، ثبات مدیریت، مدیریت کارراهه شغلی و دسترسی و محدودیت منابع سازمان بهعنوان عوامل زمینه و بسترساز زنجیره تأمین منابع انسانی ناب تعیین شدند. درنهایت پیامدهای دستیابی به زنجیره تأمین منابع انسانی ناب در سه سطح خرد، میانی و کلان تعیین شدند.
هدف از گزارشگری مالی، ارائه اطلاعات به سرمایه گذاران در مورد جریان های نقدی آینده و تبیین نقش های حسابداری مدیریت شرکت است. این پژوهش با هدف بررسی نقش تحلیل گری مالی در تبیین نقش حسابداری مدیریت انجام گرفت. در این تحقیق رابطه بین حسابداری مالی بر ابعاد حسابداری مدیریت (ارزش فعلی خالص، هزینه فرصت، ارزش افزوده اقتصادی و مدیریت هزینه) مورد بررسی قرار گرفت. جامعه تحقیق حاضر را شاغلین حوزه مالی، در شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران تشکیل می-دهد. به لحاظ هدف از نوع مطالعات کاربردی و از لحاظ روش از نوع مطالعات توصیفی - پیمایشی می باشد. ابزار گردآوری اطلاعات پرسشنامه بوده که بین 80 نفر از افراد جامعه آماری توزیع گردید و جهت تأیید روایی از تحلیل محتوا و جهت تأیید پایایی از ضریب آلفای کرونباخ استفاده شد. جهت تجزیه و تحلیل داده ها از آزمون رگرسیون به کمک نرم افزار spss22 انجام شد. یافته های پژوهش حاکی از آن است که بین حسابداری مالی با ابعاد حسابداری مدیریت (متغیرهای ارزش فعلی خالص، هزینه فرصت، ارزش افزوده اقتصادی و مدیریت هزینه) رابطه معنی دار وجود دارد که رابطه حسابداری مالی و ارزش فعلی خالص دارای بیشترین سطح معناداری و رابطه حسابداری مالی و ارزش افزوده اقتصادی دارای کمترین سطح معناداری می باشد.
هدف پژوهش حاضر، آسیب شناسی آموزش های مهارت محور در هیئت های آموزش تجهیزات یگانی نیروی هوایی ارتش جمهوری اسلامی ایران با استفاده از الگوی سه شاخگی است. در الگوی مذکور، سازمان ها از سه منظر ساختاری، محیطی و زمینه ای موردبررسی قرار می گیرند. این پژوهش به لحاظ روش شناسی، رویکردی کیفی دارد که به کمک ابزارهای مصاحبه و اسناد و مدارک دست اولی که در دسترس بوده است صورت گرفته است. در این روش، نمونه گیری به صورت هدفمند با استفاده از روش اشباع نظری بوده است و در تجزیه وتحلیل به روش تحلیل محتوا در سه حوزه محتوایی(رفتاری)، ساختاری(فرایندی) و زمینه ای(محیطی) برای یافتن نتایج تحقیق استفاده شده است. ﺗﺤﻠﯿﻞ داده ها ﺍﺯ ﻃﺮﯾﻖ ﺭﻭﺵ ﺗﺤﻠﯿﻞ ﻣﺤﺘﻮﺍﯼ ﻗﺮﺍﺭﺩﺍﺩﯼ ﺻﻮﺭﺕ ﮔﺮﻓﺖ ﮐﻪ ﭘﺲ ﺍﺯ غوطه وری ﺩﺭ ﺗﺤﻠﯿﻞ داده ها، ﮐﺪﻫﺎﯼ ﺍﻭﻟﯿﻪ ﺍﺳﺘﺨﺮﺍﺝ ﮔﺮﺩﯾﺪ. ﺟﻬﺖ ﺗﻌﯿﯿﻦ ﻣﻔﺎﻫﯿﻢ ﺍﺻﻠﯽ، ﮐﺪﻫﺎی اﻭﻟﯿﻪ ﺩﺭ ﭼﻨﺪ ﻣﺮﺣﻠﻪ ﻣﻮﺭﺩ ﺑﺎﺯﺑﯿﻨﯽ، ﺑﺮﺭﺳﯽ ﻭ طبقه بندی ﻗﺮﺍﺭ ﮔﺮﻓﺖ، درنهایت 297 ﻣﻔﻬﻮﻡ ﺩﺭ ﮐﺪﮔﺬﺍﺭﯼ ﺍﻭﻟﯿﻪ، 67 ﻣﻘﻮﻟﻪ ﺩﺭ ﮐﺪﮔﺬﺍﺭﯼ ﺑﺎﺯ ﻭ 20 ﻃﺒﻘﻪ ﺩﺭ ﮐﺪﮔﺬﺍﺭﯼ ﻣﺤﻮﺭﯼ ﺍﺳﺘﺨﺮﺍﺝ ﮔﺮﺩﯾﺪ. تحلیل یافته های تحقیق گواه این است که عوارض و آسیب های موجود در ابعاد محتوایی (رفتاری)، ساختاری و زمینه ای (محیطی) موجب گردیده تا خروجی های مناسبی به یگان های عملیاتی ارائه نگردد و تمامی تلاش ها نتیجه مطلوب و موردنظر سلسله مراتب آموزشی و عملیاتی را در برنداشته است. در پایان آسیب ها به درستی شناسایی و راهکارهای مناسب ارائه گردیدند.
شرکت های خانوادگی، با ویژگی های مختلف در سراسر کشورها در کسب و کار جهانی نقش دارند. از طرفی با افزایش برتری کسب و کارهای خانوادگی در اقتصاد جهانی، پژوهش و مطالعه در رابطه با شرکت های خانوادگی در دهه ی اخیر مورد توجه زیاد پژوهشگران قرار گرفته است و جنبه های مختلف شرکت های خانوادگی و سیاست های سازمانی شرکت های خانوادگی مورد مطالع ه قرار گرفت ه است. مطالعه حاضر از میان جنبه های مختلف شرکت های خانوادگی مالکیت خانوادگی، کنترل خانوادگی و مدیر عامل خانوادگی را انتخاب و به ارزیابی تأثیر آن ها بر سیاست تقسیم سود پرداخته است. از این رو 54 شرکت از بین شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران که نفوذ قابل ملاحظه ای بر شرکت داشته و کنترل آنها توسط اعضای یک خانواده بوده طی بازه زمانی 1384 تا 1395 با استفاده از روش حذف نظام مند انتخاب گردید. شواهد پژوهش حاکی از آن است که هر چه مالکیت اعضای یک یا دو خانواده در شرکت افزایش یابد میزان سود تقسیمی روند نزولی دارد. همچنین هر چه کنترل اعضای یک یا دو خانواده بر شرکت افزایش یابد و این اشخاص حداقل 50% سهام آن شرکت را تحت تملک خود داشته باشند، میزان سود تقسیمی کاهش یافته و به سمت صفر میل می کند، اما نمی توان گفت اگر مدیر عامل از اعضای یک خانواده مالک یکی از شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران باشد، میزان سود پرداختی کاهش می یابد.
بازارهای مالی و سرمایه چگونه عمل میکنند؟ چرا این بازارها گاه دچار شوک و التهاباتی میشوند که درک آن نیز از عهدهی اقتصاددانان زبده خارج است؟
پاسخ این پرسش را باید در فعالیتهای مغزی و ترشح هورمونهای سرمایه گذاران و معامله گرها جستجو کنید؛ هدفی که این مقاله در پی آن است.
جسارت آمیز است اگر بگوییم مدیران بازارهای مالی و سرمایه، بانکها و بیمه ها در آینده ای نزدیک از مراجعان و مشتریان خود بخواهند قبل از سرمایه گذاری حتماً باید میزان ترشح هورمونهای خود را ظرف ماههای اخیر به همراه داشته باشند. در مراجعهی بعدی، جواب آزمایش از کلینیکهای تخصصی نقشهی ژنتیکی فراموش نشود!
این دیدگاه جسارت آمیز در این مقاله نیامده است اما میتوان آینده ای را تصور کرد که چنین باشد. قطعاً در بورس، معاملات بانکی و بیمه ای، سرمایه گذاران بیش از آنکه به تابلوهای سود و زیان نگاه کنند، بهتر است و باید به متخصصان ژنتیک و مفسران هورمونها مراجعه کنند تا در زمان تصمیم گیری، میزان خطاهای خود را به حداقل برسانند.
بدون تردید آیندهی بازارهای مالی در پرتو آگاهی متخصصان علم ژنتیک، فیزیولوژیک و روانشناسی خواهد بود. بازارهای مالی و سرمایه ای زمانی توانمند خواهند شد که بیشترین متخصصان علم ژنتیک، فیزیولوژی و روانشناسی را در خدمت این بازارها به کار گیرند؛ همچنانکه در استخدام متخصصان مالی لحظه ای درنگ نمیکنند.
آینده پیش رو است و متخصصان علوم زیستی و رفتاری برآنند تا با آزمایشهای گوناگون بتوانند از رفتار هورمونی و نقشه های ژنتیکی سرمایه گذاران تفسیرهای دقیقی ارائه دهند. تا آن زمان، مطالعهی این مقاله پیشنهاد میشود.
امروزه بنگاه های اقتصادی سعی می کنند که از طریق تامین الویت های مهم برای مشتریان، سودآوری خود را افزایش دهند. این نکته کلیدی ترین رمز موفقیت آنها و بر پایه ی استراتژی حفظ مشتری است. تمرکز بر نیازهای مشتری فلسفه وجودی بازاریابی است. امروزه بسیاری از شرکت های تولیدی مفاهیم جدید بازاریابی را پذیرفته و طبق آن عمل می کنند. آنها دریافتند که تمرکز بر نیازهای مشتریان به معنای توجه به کیفیت محصولات تولیدی و ارایه خدمت به مشتریان است. بنابراین هر سازمانی تلاش می کند تا مشتری گرا باشد. با بررسی مطالعاتی که تاکنون در زمینه بازاریابی و حسابداری انجام شده است، می توان گفت که وجه مشترکی در تحقیقات حسابداری و بازاریابی در ارتباط با حسابداری مشتری وجود ندارد. حسابداری مشتری بر معیارهای مالی مربوط به مشتریان تمرکز دارد. این تحقیق تلفیقی از مطالعاتی است که در زمینه تحقیقات حسابداری و بازاریابی، به منظور بررسی پتانسیل های حسابداری مشتری انجام شده است. این تحقیق نشان می دهد که پتانسیل های قابل توجهی با تکیه بر حفظ مشتری در راستای ارتقای شاخص های عملکرد واحدهای تجاری وجود دارد