اخیر مدیریت دانش به یک موضوع مهم و حیاتی مورد بحث در متون تجاریاادر سالهای تبدیل شده است. جوامع علمی و تجاری هر دو بر این باورند که سازمانهای باقدرت دانش میتوانند برتریهای بلندمدت خود را در عرصههای رقابتی حفظ کنند. منابع نقد و بررسی و چشماندازهای رقابتی سازمانها نشان دهندة تأثیرات این دیدگاه در عرصههای استراتژیک سازمانهای تجاری است. و اگر سازمانی به راحتی نتواند شکل صحیح دانش را در جایگاه مناسب آن تشخیص دهد در عرصههای رقابتی با مشکل مواجه خواهد شد. مدیریت دانش با روش استاندارد در ادارة یک شرکت تجاری متناسب خواهد بود. با اطمینان میتوان گفت که پایه و اساس مدیریت دانش در یک دوره کوتاهمدت به بهرهبرداری بهینه از اطلاعات قابل دسترس و منابع موجود در یک شرکت منجر خواهد شد. در دورههای بلندمدت نیز میتواند پایه جدیدی جهت پیشرفت و توسعه در منافع تجاری باشد و مهارتها را برای آینده مطمئن تقویت کند. در حقیقت میتوان گفت مدیریت دانش برای همه شرکتهایی که خواهان ارتقاء و پیشرفت هستند به عنوان یک نیاز استراتژیک مطرح میگردد. مقالة حاضر ضمن توضیح و تبیین مدیریت دانش و همچنین نقش و اهمیت آن در فعالیتهای مهم یک شرکت تجاری، به منظور کسب سود اقتصادی بیشتر، به مباحثی از قبیل اجزا مدیریت دانش، مدیر دانش، مفاهیم، کاربرد و شیوههای استفاده از این مقوله در موضوع تجارت به عنوان یک استراتژی موفق و مؤثر میپردازد.
این مقاله توانایی سود، اقلام تعهدی، جریانهای نقدی، و خالص دارایی های عملیاتی را در پیش بینی جریانهای نقدی آتی شرکتهای لیست شده در بورس اوراق بهادار تهران بررسی می نماید.چهار مدل رگرسیون تحت عناوین سود، جریانهای نقدی، اقلام تعهدی، و خالص دارایی های عملیاتی اجرا گردید. به علاوه رگرسیون چند متغیره نیز جهت ارزیابی محتوای اطلاعاتی فزاینده متغیرهای فوق نیز اجرا گردید. مطالعات مورد استفاده در این مقاله از صورتهای مالی شرکتهای لیست شده نزد شرکت بورس اوراق بهادار تهران از سالهای 1382 تا 1389 جمع آوری شده است. نتایج ما نشان می دهد که پدیده بازگشت اقلام تعهدی در دوره و نمونه تحقیقی ما نیز وجود داشته است. همچنین قدرت پیش بینی سود عملیاتی بیشتر از متغیرهای فوق می باشد. همینطور، پس از اجرای رگرسیون چند متغیره مشاهده گردید که از بین متغیرهای فوق، تنها سود عملیاتی محتوای اطلاعاتی فزاینده دارد.
امروزه گسترش روز افزون شرکتها و پیچیده تر شدن عملیات آنها، وجود سیستمهای مالی مناسب را به منظور ارائه اطلاعات مالی به موقع به اشخاص حقیقی و حقوقی ذی نفع و ذی علاقه الزامی ساخته است. ازاینرو وجود اطلاعات مالی قابل اتکاء، لازمه جامعه نوین امروزی است و نقش اشخاص با صلاحیت حرفه ای جهت تایید اطلاعات مالی، واقعیتی انکارناپذیر است.
فرهنگ سازمانی موضوعی است که در دانش مدیریت و در قلمرو رفتار سازمانی راه یافته است. به دنبال نظریات و تحقیقات جدید در مدیریت، فرهنگ سازمانی دارای اهمیت روزافزونی شده و یکی از مباحث اصلی و کانونی مدیریت را تشکیل داده است. به موجب آیین نامه تشخیص شرکت ها و مؤسسات دانش بنیان، شرکت های دانش بنیان، مؤسسات خصوصی یا تعاونی هستند که به منظور افزایش علم و ثروت، توسعه اقتصادی بر پایه دانش و تحقق اهداف علمی و اقتصادی در راستای گسترش اختراع و نوآوری و درنهایت تجاری سازی نتایج تحقیق و توسعه (شامل طراحی و تولید کالا و خدمات) در حوزه فناوری های برتر و با ارزش افزوده فراوان (به ویژه در تولید نرم افزارهای مربوط) تشکیل می شود. هدف از مقاله حاضر معرفی انواع فرهنگ سازمانی و مدل های فرهنگ سازمانی با مرور ادبیات موضوع و پیشینه پژوهش می باشد. در این تحقیق روش پژوهش استفاده شده توصیفی و کتابخانه ای است. با بررسی مبانی نظری فرهنگ سازمانی، انواع مدل های مورد استفاده در این حوزه شناسایی و سپس با معرفی شرکت های دانش بنیان پرداخته شده است. از نتایج تحقیق حاضر محققان حوزه مدیریت در تمامی گرایش ها و همچنین شرکت های دانش بنیان می توانند بهره مند گردند.
این پژوهش تأثیر همسویی راهبردهای بازاریابی بر عملکرد مالی با نقش میانجی عملکرد زنجیرة تامین را بررسی کرده است. این پژوهش از لحاظ هدف کاربردی و از نظر نوع روش تحقیق توصیفی - علّی است. جامعة آماری پژوهش شرکت های تولیدی فعّال در شرکت شهرک های صنعتی شهرستان اهواز است که بر اساس فرمول نمونه گیری کوکران حجم نمونة آماری 216 شرکت انتخاب شده است. روش نمونه گیری از نوع تصادفی ساده تعیین شده است. ابزار گردآوری داده های تحقیق پرسشنامة گرین و همکاران (2012) است که به مدیران شرکت ها سپرده شده اند. تحلیل داده ها با استفاده از مدل معادلات ساختاری و آزمون همبستگی انجام شده است. یافته های به دست آمده نشان دهندة تأیید تأثیر مثبت و معناداری متغیر همسویی راهبردهای بازاریابی بر عملکرد مالی و عملکرد زنجیرة تامین است و نقش میانجی عملکرد زنجیرة تأمین تأیید نشده است.
فروش در زمان رکود"" به قدرت مدیریت و هنر مدیران و سرپرستان فروش وابسته است. دکتر دومینیک دی ماتیا، راههای به دست آوردن قدرت مدیریت، و هنر به کارگیری آن در زمان رکود، را در این گفت وگو تشریح می کند.
دومینیک دی ماتیا (Dominic dimattia) مشاور اقتصادی، استاد بازنشسته ی دانشگاه بریج پورت، واقع در ایالت کنتیکت امریکا، تخصص روانپزشکی نیز دارد.
او بر پایه ی دانش اقتصادی و مالی، از شیوه هایی می گوید که توانمندی مدیران و سرپرستان فروش را در به کارگیری هنرمندانه ی توان کارکنان به حداکثر برساند.
ازاین رو، پیشنهادات و توصیه های او برای مدیران و سرپرستان فروش کاملاً کاربردی است. جالب آنکه این استاد برجسته، وجوه متفاوت را در ""زمان رکود"" در نظر می گیرد؛ از قبیل آنکه مدیر باید چه تسلطهایی بر خود داشته باشد، زندگی شخصی خود را چگونه تنظیم کند، زندگی حرفه ای را چگونه هدایت کند، کارکنان را چگونه به کار گیرد که نگرانیهایشان کاهش یابد، تواناییهایشان افزایش یابد.
تیزبینی دومینیک دی ماتیا را باید تحسین کرد و ستود، ازآن رو که برای مشتریان نیز راهکارهای متنوعی اندیشیده است. هنرمندی او در آن است که به تمام ظرائف و جزئیات دقت کرده تا جایی که یادآوری می کند در روزهای رکود، چه واژه هایی را باید مدیران فروش یا فروشندگان به مشتریان بگویند، از چه واژه هایی پرهیز کنند.
برای مثال، بخوبی یادآوری می کند که اگر به مشتریانتان بگویید همه چیز عالی است، آنها را آزرده و عصبانی کرده اید، اگر به خودتان بگویید همه چیز عالی است، می خواهید از احساس ناخوشایند تأثیر رکود بر خودتان بگریزید و در حالت انکار هستید. می پرسید چه بگویید؟
پاسخ این پرسش و بسیاری پرسشهای دیگر را دومینیک دی ماتیا در این گفت و گوی دلنشین با حوصله آن هم بر پایه ی مطالعات بین رشته ای""اقتصاد و روانشناسی"" تقدیم مدیران و سرپرستان فروش می کند.
یکی از نقاط قوت بانکداری اسلامی در مقابل بانکداری متعارف مشارکت در سود و زیان فعالیت های تأمین مالی شده توسط بانک در چارچوب قراردادهای مشارکتی می باشد. اجرای صحیح تسهیلات مشارکتی نیازمند رعایت الزامات شرعی در کنار الزامات مالی و اقتصادی می باشد. این در حالی است که انتقادها و شواهد موجود در ارتباط با نحوه فعالیت بانک های اسلامی در اعطای تسهیلات مشارکتی نشان از ناتوانی آن ها در اجرای صحیح و رعایت الزامات شرعی و قانونی مربوط به این نوع تسهیلات می باشد. بنابراین معرفی روش هایی برای کمک به بانکداری اسلامی جهت اجرای صحیح تسهیلات مشارکتی همواره مورد توجه کارشناسان تأمین مالی اسلامی بوده است. از جمله بازارهایی که می تواند نظام بانکی را در اجرای صحیح تسهیلات مشارکتی یاری رساند، بازار سرمایه می باشد. در مقاله حاضر به روش توصیفی- تحلیلی با استفاده از منابع کتابخانه ای به بررسی این فرضیه پرداخته می شود که «صندوق های پروژه محور می توانند طی سه مرحله بررسی تقاضا، نظارت و اجرا و حسابرسی و تسویه؛ بانک ها را در اجرای صحیح تسهیلات مشارکتی یاری نمایند». در واقع این نوع از تعامل بین صندوق های پروژه محور و بانک های اسلامی علاوه بر کمک به بانک ها برای ورود به بخش های مختلف اقتصادی جهت اعطای تسهیلات مشارکتی، زمینه کسب درآمد برای صندوق ها از طریق کارمزد ارائه خدمات را فراهم خواهد کرد.