بسیاری از شرکتها در ""جذب و استخدام"" شتاب زده عمل می کنند. حاصل این شتاب زدگی نیز، هزینه هایی است که اختصاص می یابد و در نهایت نتیجه ای به بار نمی آورد.
برای جلوگیری از این اتلاف هزینه های سازمان، بهتر است با اشتباهات در ""جذب و استخدام"" آشنا شویم؛ وظیفه ای که این اثر در قالب رعایت نکات کلیدی آن را تشریح می کند. برای مثال، ""نبود نظام نامه ی کارکنان""، سبب می شود تا نیرو و کارکنان شما در نیمه ی راه، شرکت شما را رها سازند. شرکت نیز باید به فکر نیروی جدید باشد که هم زمان بر است، و هم هزینه های تازه ای را به شرکت شما تحمیل می کند.
ایجاد و حفظ وفاداری مشتریان در محیط های مجازی، از موضوعات استراتژیک تجارت الکترونیکی محسوب می شود و این مهم در حوزه خدمات بانکداری الکترونیکی به دلیل پیشرو بودن در زمینه تجارت الکترونیکی B2C، از اهمیت مضاعفی برخوردار می باشد. با در نظر گرفتن این مهم، هدف اصلی این مقاله تشریح مفهوم وفاداری الکترونیکی و تبیین نقش و جایگاه آن در خدمات بانکداری الکترونیکی بوده است. بر این اساس در مقاله حاضر، چهارده عامل رضایتمندی، شخصی سازی و ارزش درک شده، شبکه سازی اجتماعی مجازی، نام و نشان تجاری، وب سایت و تکنولوژی، کیفیت خدمات ارائه شده، تعامل در ارتباطات، انتخاب، سهولت، ترویج، مراقبت، شخصیت، امنیت و هزینه های تغییر به عنوان عناصر اصلی تاثیرگذار بر وفاداری الکترونیکی شناسایی شدند.
همچنین با بهره گیری از روش تحقیق کیفی و بررسی اسناد و آمار ارائه شده در حوزه بانکداری الکترونیکی، استراتژی های بازاریابی الکترونیکی مبتنی بر وفاداری الکترونیکی مورد تحلیل و چهار استراتژی (1) پیروی از استراتژی بازاریابی محدود؛ (2) تبدیل وفاداری سنتی به وفاداری الکترونیکی؛ (3) ارتقای شناخت و اطمینان نسبت به نام و نشان تجاری و (4) تسهیل تکرار خرید با استفاده از فناوری های پیشرفته، مورد شناسایی واقع شد. در عین حال با تجزیه و تحلیل داده های مربوط به عملکرد فعلی بانکداری الکترونیکی در کشور و ترسیم نمودار عملکردی آنها، بانک صادرات به عنوان بانک رهبر بازار شناسایی شد. بانک های ملت، ملی، سپه، کشاورزی، پارسیان، تجارت، پاسارگاد، اقتصاد نوین، مسکن، سامان، رفاه، سینا، کارآفرین، پست بانک، صنعت و معدن و توسعه صادرات نیز به عنوان بانک های دنباله رو بازار در حوزه بانکداری الکترونیکی تعیین شدند.
فقدان رهبری مؤثر، تنها به تشکیلات اقتصادی محدود نمی شود، بلکه در تعلیم وتربیت، بنیادها و همه انواع دیگر ادارات و سازمان ها به چشم می خورد. آنچه بعضاً سازمان ها را عذاب می دهد، وجود کسانی است که نقش برجسته رهبری را در سازمان ها برعهده می گیرند و نمی توانند کار را به صورتی مفید و مؤثر انجام دهند؛ رهبران زهرآگین از این نوع افراد هستند. هدف این پژوهش، شناسایی تأثیر این نوع از سبک رهبری و رفتارکژکارکردی این رهبران بر پیامدهای شغلی و نگرش کارکنان سازمان های دولتی شهر قم است. روش تحقیق، توصیفیِ پیمایشی و تعداد نمونه آماری 384 نفر بوده و برای جمع آوری داده ها از ابزار پرسشنامه استفاده شده است. همچنین برای تجزیه وتحلیل داده ها از روش مدل سازی معادلات ساختاری و با به کارگیری نرم افزارSPSS,Warp PLS بوده است. نتایج نشان می دهد که رهبری زهرآگین بر رفتارکژکارکردی و تمایل به ترک خدمت کارکنان، تأثیر مثبت داشته، اما بر تعهدسازمانی، رضایت شغلی و حفظ و نگهداشت کارکنان، تأثیر منفی و معنی دار دارد. در فرضیه های دیگر، تأثیر رفتارکژکارکردی بر میزان تعهد سازمانی کارکنان و رضایت شغلی منفی بوده و همچنین رفتارکژکارکردی بر تمایل به ترک خدمت، تأثیر مثبت و معنی دار دارد، ولی رفتارکژکارکردی بر حفظ و نگهداشت کارکنان، تأثیر معنی داری ندارد.
کارآفرینی فرایند مرتبط با کشف، ارزیابی و بهره برداری از فرصت های مناسب ایجاد و توسعه کسب و کار است که طی آن کالاها و خدمات نوینی خلق یا ارائه می شود. ازاین رو تشخیص و بهره برداری مناسب از فرصت، یکی از مهم ترین توانایی های کار آفرین محسوب می شود. در فرآیند کار آفرینی ایده های مناسب به منظور بهره برداری از فرصت ها و نابع موجود شناسایی و پیاده سازی می شوند. یکی از مهمترین عوامل تقویت و گسترش خلاقیت و نوآوری وجود ساختار مناسب سازمانی می باشد. این تحقیق به بررسی نقش دانش فنی در تشخیص و بهره داری از فرصت های کار آفرینانه پرداخته شده است. با توجه به این که شناخت ها فرصت های کارآفرینانه در حوزه های مختلف اقتصادی بسیار با اهمیت است و برای شناختن این فرصت ها باید دارای دانش و خلاقیت بود. از این رو مقاله حاضر به بررسی نقش دانش فنی در تشخیص و بهره برداری از این فرصت ها پرداخته است و دراین مقاله نشان داده شده است که داشتن دانش توام با خلاقیت و نوآوری می تواند پایه گذاری کارآفرینی باشد.
طبق تحقیقات انجام شده استفاده از رفتارهای کارآفرینانه در سازمان های دولتی ایران چندان موفق نبوده و بهبود این شرایط نیازمند شکل دهی مجدد سیاست های توسعه مدیریت منابع انسانی در کشور است بر همین مبنا در این مقاله به دنبال ارائه مدل مناسب در حوزه نظام جذب، تأمین و تعدیل منابع انسانی بر اساس مدل میرسپاسی به عنوان یکی از زیر نظام های چهارگانه نظام مدیریت منابع انسانی هستیم که بتواند کارآفرینی را در سازمان های دولتی ایران ایجاد و یا تقویت نماید در همین راستا از ابعاد مورد نظر میرسپاسی در حوزه نظام جذب، تأمین و تعدیل منابع انسانی که شامل نظام جبران خدمت، طراحی مشاغل و مدیریت امور استخدامی می باشد استفاده کردیم با توجه به روش پژوهش که ترکیبی است جامعه آماری آن نیز به دو دسته کیفی و کمّی تقسیم بندی می شوند، دسته اول خُبرگان پژوهش هستند که شامل 25 نفر از استادان دانشگاهی می باشند و دسته دوم مدیران و کارشناسان منابع انسانی وزارتخانه های ایران می باشند. روش نمونه گیری، طبقه ای در دسترس و ابزار گردآوری داده ها پرسش نامه است.در نهایت بعد از بررسی موانع کارآفرینی نظام جذب، تأمین و تعدیل منابع انسانی در وزارتخانه های کشور براساس نظر خبرگان با استفاده از نرم افزار لیزرل، مدل مناسب ارائه می گردد که در آن ابعاد جبران خدمت، مدیریت امور استخدامی و طراحی مشاغل بایستی طوری طراحی شوند که بتوانند نوآوری، پیش کنشی و انعطاف پذیری را به عنوان ابعاد شناسایی شده کارآفرینی درسازمان های دولتی ایران تقویت نمایند.