برنامهریزی آموزشی به عنوان دومین فرآیند از فرآیندهای آموزش در سازمانها ، نقش بسزایی در اجرای آموزش اثربخش دارد . مدیران آموزش در بنگاههای اقتصادی و سازمانها بدنبال این هستند که چگونه دورههای آموزشی مشخص شده در فرآیند اول (نیازسنجی آموزشی) را به نحو احسن به اجرا گذارند تا بیشترین بهرهوری را از اجرای دورههای آموزشی کسب نمایند . برنامه ریزی آموزشی Training ، Educational کاملات متفاوت است . در این مقاله برنامهریزی آموزشی و مؤلفههای آن از دیدگاه Training مورد بررسی قرار گرفته و سپس با دیدگاه استاندارد (ISO 10015) مقایسه میشود...
فعالیتهای آموزشی هر کشور را میتوان سرمایه گذاری یک نسل برای نسل دیگر دانست . هدف این سرمایهگذاری توسعه انسانی است . با توجه به گستردگی و پیچیدگی فعالیتهای آموزشی و لزوم اطلاع از نتایج عملکرد آنها ، ارزشیابی برنامهها ، کارکنان و خدمات آنها میتواند نقش مؤثری در فراهم آوردن کیفیت آموزشی و در نتیجه بالا رفتن عملکرد افراد داشته باشد . اهداف ارزشیابی به طور عمده در جهت بهبود سازمان و بهبود و بهسازی فرد پیش بینی شده است و در موارد متعددی چون ارتقا ، انتقال ، تغییر پست و انتصاب مورد استفاده قرار میگیرد..
یکی از مدل هایی که به طور عملیاتی به شناسایی و تعریف ویژگی های سازمان یادگیرنده پرداخته است و مدل و یک ولئون است این دو با مطالعه گسترده در بین شرکت های موفق به ویژگی هایی از قبیل رهبر فرابین و برنامه / ارزیابی و اطلاعات ونوآوری و اتبکار و اجرا بعنوان ویژگی های سازمان یادگیرنده اشاره کرده اند پژوهش حاضر به مطالعه ویژگی های یاد شده در یک سازمان آموزشی پرداخته است روش پژوهش توصیفی از نوع زمین ه یابی و ابزار پژوهش پرسش نامه ای بود که در بین مدیران سازمان اجرا شده است با توجه به محدود بودن جامعه آماری سعی شده کل مدیران بعنوان نمونه در نظر گرفته شوند برای تجزیه و تحلیل سوالات پژوهش از آمار توصیفی و آمار استنباطی استفاده شده است یافته های پژوهش نشان داد سازمان یاد شده که از لحاظ آموزشی داعیه یاد دهندگی دارد در حال حاضر از لحاظ سازمانی به میزان خیلی کمی از ویژگی های سازمان یادگیرنده برخوردار است و با وضعیت مطلوب خود فاصله زیادی دارد در پایان بر مبنای نتایج پژوهش پیشنهادهایی به منظور تحول به یک سازمان یادگیری ارائه شده است
شرط توسعه سازمان، توسعه منابع انسانی است. توسعه منابع انسانی مستلزم تغییر و یادگیری است. امکان تغییر منابع انسانی در مراتب دانش، نگرش و رفتار به واسطه نوع نگاهی است که آنها به قضایای پیرامون خود دارند. در این مقاله، طبق مدل پنجره نگاه, انواع نگاه به شرح زیر مطرح است: 1. نگاه از درون به درون: نگاه فرد از منظر خود به درون سازمان 2. نگاه از درون به برون: نگاه فرد از منظر خود به برون سازمان 3. نگاه از برون به برون: نگاه فرد از منظر دیگران به برون سازمان 4. نگاه از برون به درون: نگاه فرد از منظر دیگران به درون سازمان براساس حالات سوم و چهارم مدل یاد شده، لازم است قضایا و جریانات درون و برون سازمانی، با نگاه برونی، مورد مطالعه قرار گیرد و از این طریق شناختی جامع حاصل شود. مدل پنجره نگاه به واسطه مباحث ارتباطات، ادراک و نگرش مورد حمایت قرار گرفته و به کاربردهای چشمگیر آن اشاره شده است.
با وجود اهمیت مفهوم همردیفی برای نظریهپردازی در حوزه مدیریت و سازمان، طراحی مدلها و سازههای لازم برای اندازهگیری همردیفی میان عناصر سازمانی همواره با مشکل مواجه بوده است. این مقاله ضمن مرور مفهوم همردیفی بهعنوان یک اصطلاح جامع در مطالعات اقتضایی، سه دستهبندی عمده از این مفهوم را معرفی میکند. در هر یک از این دستهبندیها، نگرشهای مختلف نسبت به همردیفی، روش صورتبندی مسئله و اندازهگیری همردیفی در هر نگرش، و نیز مسائل خاص در مطالعات مربوط به آنها مورد نقد و بررسی قرار میگیرد. در انتها چهارچوبی جامع از نگرشهای مختلف نسبت به همردیفی با استفاده از سه نوع دستهبندی مورد بحث پیشنهاد شده است.
رسالت مراکز آموزش عالی در هر کشور برخاسته از تعامل منابع انسانی فرهیخته با منابع در حال رشد در فضایی آکادمیک است . با پایان قرن بیستم این سیر تاریخی متحول تر و سریع تر شده است . پدیده هایی مانند جهانی شدن ،دنیای مجازی،ساختارهای جدید،توسعه فن آوری،ارتباطات،تغییرات جهانی،همه و همه ضرورت بازنگری در برنامه ها،محتواها،سیاستها و ساختارهای نظام های آموزش عالی را ضروری کرده است . در برخی کشورها این حرکت از دهه 80/م آغاز شده است و کشورهایی مانند استرالیا،چین،ژاپن و مالزی که در این مقاله به تحولات آموزش عالی آنها اشاره شده است از جمله کشورهای پیشتاز در این عرصه می باشند. در این مقاله علاوه بر ارائه چشم اندازی از وضعیت دنیای کنونی و تحولات 15 سال اخیر بایسته های لازم جهت تحول در ابعاد مدیریت نظام آموزش عالی را بررسی نموده و در نهایت به ارائه ده راهکار که با استفاده از تجارب و آثار محققین این مباحث است بدست آمده است ، خواهیم پرداخت.
فناوری اطلاعات اثرات عمده ای در تمامی عرصه های اقتصادی،تجاری و شغلی نهاده است به طوری که برای هر پدیده تجاری یک نسخه الکترونیک به وجود آمده است . یکی از این نسخه های الکترونیکی،تجارت الکترونیکی می باشد که استفاده و به کارگیری آن مانند استفاده از هر پدیده تجاری دیگر،مستلزم وجود زیرساختها و بسترهای متعددی می باشد. مقاله حاضر درصدد پاسخگویی به این سوال عمده می باشد که زیرساختهای لازم جهت تحقق تجارت الکترونیکی در صنایع غذایی شهر تهران چیست ؟نتایج حاصل از نمونه گیری بیش از 150 شرکت تولیدی مواد غذایی شهر تهران در این تحقیق نشان میدهد به کارگیری و استفاده از تجارت الکترونیکی مستلزم وجود ساختارهای تکنولوژیکی،حقوقی-قانونی،فرهنگی-اجتماعی و مالی می باشد.
در این مقاله، باتوجه به اهمیت بحث فرهنگ سازمانی سعی شده است به تبیین فرهنگ سازمانی حاکم بر اعضای هیات علمی پردیس های فنی و علوم دانشگاه پرداخته شود. جهت تحقق هدف فوق دو فرضیه ی اصلی و چهار فرضیه ی فرعی در این تحقیق مورد بررسی قرار گرفت. برای جمع آوری اطلاعات از پرسشنامه محقق ساخته در دو بخش عمومی و اختصاصی، شامل سی سؤال در مقیاس لیکرت برای شناسایی فرهنگ موجود و مطلوب در قالب چهار فرهنگ مطرح در مدل دفت (فرهنگ کارآفرینی، مشارکتی، ماموریتی و بوروکراتیک) مورد استفاده قرار گرفت. براساس اطلاعات تکمیل شده 108 پرسشنامه از مجموع اعضای هیات علمی پردیس های فنی و علوم، به عنوان نمونه آماری و با استفاده از برنامه نرم افزاری spss و تکنیک های آماری آزمون فرض صفر، آزمون t و رتبه بندی فریدمن مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. چنانکه انتظار می رود ماموریت دانشکده های فوق، مقوله آموزش و پژوهش می باشد و بایستی فرهنگ آموزشی تحقیقاتی بر پردیس های مذکور حاکم باشد تا بتوانند موفق و اثر بخش گردند. در صورت فقدان این فرهنگ ، موانع و معضلاتی پیدا می شود که خود مشکلاتی اساسی برای امر آموزش و پژوهش بوجود می آورد و عدم حاکمیت فرهنگ آموزشی و پژوهشی را در بردارد. نتایج حاصل از تحقیق نشان داد که فرهنگ سازمانی حاکم بر پردیس های فوق در وضع موجود فرهنگ مشارکتی می باشد. در حالی که در وضع مطلوب باید فرهنگ سازمانی کارآفرینی باشد.
پیشرفت شگرف فناوری اطلاعات،بسیاری از محدودیتها،بویژه محدودیتهای زمانی و مکانی در امر آموزش و یادگیری را برطرف نموده و با ایجاد مفاهیمی از قبیل یادگیری مجازی،آموزش مجازی و دانشگاه مجازی،محیط آموزش را دستخوش تحول و گسترش پرشتابی نموده است.نظام آموزش عالی با استفاده از دانشگاه مجازی نه تنها میتواند امکان دسترسی همه علاقه مندان به یادگیری را فراهم نماید بلکه میتواند موضوعاتی چون توسعه یادگیری گروهی،آموزش و یادگیری براساس توانایی افراد،تمرکز بر تولید دانش بجای انتقال یک سویه آن، ارزیابی تکوینی و پایانی،جایگزینی دانشجو محوری با استاد محوری،افزایش تعامل بین دانشجویان و بین استاد و دانشجو وشکل گیری جوامع پژوهشی را تحقق بخشد. تحقیق حاضر با استفاده از روش تحلیل عاملی تاییدی مدلی را برای((توسعه دانشگاه مجازی در ایران))طراحی نموده و روابط علی بین متغیرهای آنرا با استفاده از روش تحلیل مسیر،مورد تبیین و آزمون قرار داده است .
ارتقای عملکرد یکی از چالشهای سازمانهای بخش خصوصی ،دولتی و عمومی است . یکی از رویکردهای استراتژیک سازمانها برای نیل به عملکرد بالا و دستیابی به موفقیت های چشم گیر ،کارآفرینی سازمانی است . در این مقاله ، سازمانهای کارآفرین معرفی می شوند ودلایل انتخاب رویکرد کارآفرینی توسط سازمانهای خصوصی و دولتی بیان می شود. انتخاب یک رویکرد زمانی برای سازمان اثربخش است که بتواند نتایج آن را ارزیابی کند و با مدیریت صحیح،هدفهای سازمانی را تامین نماید . معرفی معیارهای ارزیابی عملکرد کارآفرینی سازمانی و ابزار مدیریت استراتژیک کارآفرینی بحث های بعدی مقاله است . معرفی مدل مدیریت وارزیابی عملکرد کارآفرینی جمع بندی مطالب این مقاله است .