فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۳۵٬۲۲۱ تا ۳۵٬۲۴۰ مورد از کل ۵۹٬۰۳۳ مورد.
اولویت بندی مولفه های ارزش ویژه برند درمقصد گردشگری از دیدگاه گردشگران داخلی(مقاله علمی وزارت علوم)
بررسی عوامل موثر بر قابلیت مدیریت دانش در شرکت های تولیدی استان گیلان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
پیچیدگی، تنوع و تغییرات سریع و روزافزون که از خصوصیات بارز محیط امروز سازمان هاست، شرایطی را به وجود آورده که غفلت، سستی و عدم توجه به آن، هر سازمانی را از گردونه رقابت و حتی حیات حذف خواهد کرد. امروزه سازمان ها دریافته اند که هیچ چیز به اندازه دانش و نوآوری نمی تواند آنها را در دنیای رقابتی مطلوب قرار دهد. از این رو این پژوهش با هدف تبیین عملکرد شرکت با استفاده از مدیریت دانش و نوآوری در بین شرکت های تولیدی استان گیلان که دارای واحد تحقیق و توسعه می باشند، صورت گرفته است. این پژوهش از نوع توصیفی، تحلیلی با تاکید بر شاخه همبستگی بوده است. جامعه مورد پژوهش از کلیه شرکت های تولیدی استان گیلان که دارای واحد تحقیق و توسعه می باشند، 57 شرکت انتخاب شد. در این تحقیق برای جمع آوری داده ها از نمونه گیری احتمالی ساده استفاده شد و از بین 57 شرکت، 39 شرکت مورد بررسی قرار گرفت. ابزار جمع آوری داده ها پرسشنامه بوده که پایایی و روایی آن مورد تایید قرار گرفت. برای تجزیه و تحلیل داده ها از آمار توصیفی، استنباطی به کمک نرم افزار SPSS19 و Visual PLS1.04 استفاده شد. یافته ها نشان داد که بین میزان قابلیت مدیریت دانش و سرعت، مقدار نوآوری و همچنین سرعت، مقدار نوآوری و عملکرد شرکت با کمک روش تحلیل مسیر رابطه معنی داری وجود دارد.
تأثیر سرمایه اجتماعی بر یکپارچگی زنجیره تأمین: صنایع غذایی استان فارس(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
اهمیت یکپارچگی زنجیره تأمین به حدی است که برخی محققان اعلام می کنند، کل مفهوم مدیریت زنجیره تأمین از یکپارچگی منتج شده است. فراهم کردن زمینه های شکل گیری و تداوم اثر بخش یکپارچگی زنجیره تأمین، مستلزم شناخت عوامل مؤثر بریکپارچگی است. از طرفی پژوهش ها نشان می دهد که وجود سرمایه اجتماعی در سطح بالا موجب موفقیت سازمان ها است. از این رو هدف پژوهش حاضر بررسی تأثیر سرمایه اجتماعی بر یکپارچگی زنجیره تأمین قرار گرفت که از نظر هدف، کاربردی و از نظر نحوه گردآوری اطلاعات، توصیفی از نوع همبستگی و به طور مشخص مبتنی برمدل معادلات ساختاری است. جامعه آماری شامل 435 سازمان فعال در صنعت مواد غذایی استان فارس است که با استفاده از روش نمونه گیری طبقه ای، تعداد 124 نفر از مدیران مرتبط با زنجیره تأمین انتخاب و پرسشنامه بین آن ها توزیع شد و داده ها مورد تحلیل قرار گرفت. در این مدل از پنج عامل مؤثر بر یکپارچگی زنجیره تأمین نام برده شد که هدف پژوهش، تأثیر سرمایه اجتماعی بر این پنج عامل قرار داده شده است. پس از تجزیه و تحلیل داده های گردآوری شده بر اساس مدل سازی ساختاری، نتایج به دست آمده نشان داد که سرمایه اجتماعی بر دو عامل قدرت و نگرش درجامعه آماری مدنظرتأثیر ندارد و از طرفی سرمایه اجتماعی بر ابعاد الگوهای ارتباطی، اعتماد و تعهد از یکپارچگی زنجیره تأمین مؤثر می باشد.
آزمون مدل میانجی رابطه بین ارزیابی عملکرد توسعه- مدار و عملکرد شغلی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش حاضر این بود تا بررسی کند چگونه حمایت سازمانی و تعهد سازمانی رابطه بین ارزیابی عملکرد توسعه مدار و عملکرد شغلی کارکنان را تحت تأثیر قرار می دهد. 217 نفر از کارکنان رسمی دارای مدرک تحصیلی دیپلم به بالا شرکت گاز استان گیلان با استفاده از شیوه نمونه گیری تصادفی طبقه ای انتخاب شدند. شرکت کنندگان در این پژوهش پرسشنامه های ارزیابی عملکرد توسعه- مدار، تعهد سازمانی، حمایت سازمانی، عملکرد وظیفه ای و رفتار شهروندی سازمانی را تکمیل کردند. به منظور تأیید ساختار عاملی پرسشنامه ها از تحلیل عاملی تأییدی و برای ارزیابی الگوی پیشنهادی از مدل معادلات ساختاری و جهت بررسی آثار میانجی و معناداری آن ها آزمون بوت استراپ مورد استفاده قرار گرفت. نتایج نشان می دهد که الگوی پیشنهادی پژوهش برآزش خوبی با داده ها دارد. یافته ها نشان داد تنها مسیر غیر مستقیم ارزیابی عملکرد توسعه- مدار، تعهد سازمانی با رفتار شهروندی سازمانی معنادار است، در حالی که سه مسیر غیر مستقیم ارزیابی عملکرد توسعه- مدار، حمایت سازمانی و تعهد سازمانی با عملکرد وظیفه ای و ارزیابی عملکرد توسعه مدار، حمایت سازمانی با رفتار شهروندی سازمانی مورد حمایت قرار نگرفت.کاربردهایی برای عمل و جهت گیری تحقیقات آینده مورد بحث قرار گرفته است.
تاثیر مهارت های سیاسی بر توانایی استفاده از فنون مدیریت تصویرپردازی ذهنی دیگران (مورد مطالعه: کارکنان استانداری خراسان شمالی)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مهارت های سیاسی و مدیریت تصویرپردازی ذهنی دیگران دو مقوله جدید و مهم در حوزه رفتار سازمانی هستند که ارتباط نزدیکی با یکدیگر دارند؛ که در این تحقیق سعی شده است تاثیر این دو مقوله بر یکدیگر بررسی شود. تحقیق حاضر تحقیقی کاربردی و با توجه به ماهیت موضوع و اهداف آن، از نوع توصیفی- همبستگی است. جامعه آماری این تحقیق تمامی کارکنان استانداری خراسان شمالی می باشند، که با استفاده از روش نمونه گیری تصادفی ساده 68 نفر به عنوان نمونه آماری انتخاب شده اند. ابزار جمع آوری داده ها دو پرسشنامه مهارت های سیاسی فریز و همکارانش با ضریب آلفای 80% و پرسشنامه فنون مدیریت تصویرپردازی بولینو و تورنلی با ضریب آلفای 82% می باشد. داده ها در پژوهش حاضر با استفاده از آزمون های همبستگی پیرسون، تحلیل رگرسیون خطی ساده و چندگانه و نیز مقایسه میانگین یک جامعه آماری مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفته اند. نتایج این تحقیق نشان داد که مهارت های سیاسی(هوشیاری اجتماعی، نفوذ بین شخصی، توانایی شبکه ای و صداقت ظاهری) بر توانایی استفاده از فنون مدیریت تصویرپردازی ذهنی دیگران موثر هستند و میزان استفاده کارکنان از مهارت های سیاسی و نیز استفاده از فنون مدیریت تصویرپردازی در حد متوسط به بالا می باشد.
مدل مدیریت دانش در معاونت های نظارت راهبردی و توسعه مدیریت و سرمایه انسانی رئیس جمهور(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مقاله حاضر حاصل پژوهشی در باره شناخت مولفه های دانش، دانایی و ارایه مدل مناسب برای کاربرد مدیریت دانایی در معاونت های نظارت راهبردی و توسعه مدیریت و سرمایه انسانی رئیس جمهور (حوزه ستادی سازمان مدیریت و برنامه ریزی سابق) بود. بر اساس مبانی نظری و مدل مفهومی، متغیر های وابسته (مولفه های چرخه مدیریت دانش مشتمل بر کسب، خلق و توسعه دانش، تسهیم و انتقال دانش، ذخیره دانش و به کارگیری دانش) و مستقل (عوامل موثر بر استقرار مطلوب چرخه مدیریت دانش شامل فرهنگ سازمانی، فناوری، جریان ارتباط- اطلاعات، شفافیت مدارک، ساختار سازمانی، منابع انسانی و آموزشی) پژوهش تعیین و از جامعه آماری شامل مدیران و کارشناسان معاونت های یاد شده بالغ بر 1200 نفر، نمونه بر اساس جدول مورگان به تعداد 294 نفر انتخاب شد. ابزار اندازه-گیری، پرسشنامه ای حاوی 88 سؤال بود که با توجه به مبانی نظری، تهیه و پایایی آن از طریق آلفای کرونباخ به میزان 88/0 تعیین گردید. در مجموع داده های حاصل از تعداد 266 پرسشنامه قابل استفاده، جمع آوری و مورد تحلیل قرار گرفت و از مصاحبه با تعدادی از خبرگان نیز برای جمع آوری اطلاعات استفاده شد. روش آماری پژوهش حاضر استفاده از معادلات ساختاری با استفاده از نرم افزار لیزرل بود. بر اساس یافته ها، در هر چهار متغیرِ چرخه دانایی تفاوت قابل توجهی بین وضع موجود و وضع مطلوب وجود داشت. میانگین حاصل در مورد چهار متغیرِ چرخه دانایی: کسب و توسعه دانش، 04/3؛ تسهیم و انتقال دانش، 66/2؛ ذخیره دانش، 80/2 و به کارگیری دانش 77/2 بود که به استثنای یک مورد (کسب و توسعه دانش)، در سایر موارد وضعیت مناسبی دیده نشد. در بین عوامل تاثیرگذار بر چرخه مدیریت دانش یعنی: ساختار سازمانی، فرهنگ سازمانی، فناوری، منابع انسانی، آموزش، شفافیت اسناد و مدارک و جریان اطلاعات فقط منابع انسانی با بالاترین اثر (49/0)، فرهنگ (30/0) و آموزش (17/0) دارای اثر معنی دار بودند. در خاتمه، پیشنهاد هایی نیز برای بهبود وضعیت متغیر های مورد بررسی ارایه شد.
بررسی عوامل کلیدی موفقیت در اجرای برنامه توسعه خوشه های صنعتی کشور(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
عوامل کلیدی موفقیت زیرساختی در پیاده سازی مدیریت دانش در بانک ملت
حوزههای تخصصی:
افزایش اهمیت دانش و روند رو به رشدِ اقتصاد مبتنی بر دانش امروزی، مدیریت دانش را به یک ابزار راهبردی و ضروری به منظور کسب و حفظ مزیت رقابتی تبدیل نموده است؛ به گونه ای که مدیریت دانش می تواند به عنوان عاملی متفاوت در محیط های تجاری عمل نموده و به افراد در پذیرش سریع تر و راحت تر وظایف شان کمک نماید. از این رو سازمان ها در دنیای اقتصادی متلاطم امروزی به منظور ایجاد و حفظ مزیت رقابتی سعی بر پیاده سازی موفق مدیریت دانش دارند. اما پیاده سازی موفق مدیریت دانش مستلزم شناخت و بررسی عوامل کلیدی مدیریت دانش و اقدام بر اساس عوامل شناسایی شده می باشد. بنابراین در این پژوهش بر تأثیر زیرساخت های مناسب مدیریت دانش به واسطه شناسایی عوامل کلیدی زیرساخت در بانکداری الکترونیکی تمرکز نموده ایم، و بدین منظور بانک ملت استان قم را به عنوان جامعه آماری انتخاب نموده ایم؛ و داده های پژوهش را از طریق پرسش نامه گرد آوری کرده و سنجش پایایی نیز با محاسبه نرخ ناسازگاری برآورد گردیده است؛ هم چنین جهت اولویت بندی شاخص ها از روش تحلیل سلسله مراتبی فازی بهره برده ایم؛ یافته های پژوهش بیانگر آن است که در میان 3 معیار اصلی به ترتیب معیارهای «زیرساخت فناوری اطلاعات، زیرساخت دانش و زیرساخت سازمانی» دارای بیشترین اهمیت می باشند
مدل مبتنی بر مهارت در انتخاب مدیران با استفاده از رویکرد تصمیم گیری چندمعیاره(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
همواره گزینشِ مناسب ترین نیروی انسانی به صورت دقیق و هدفمند، یکی از عوامل کلیدی است که منجر به موفقیت یک سازمان می گردد. یکی از گام های اساسی این فرایند، انتخاب مناسب ترین شاخص های مؤثر بر عملکرد آتی کارکنان می باشد. هدف از پژوهش حاضر، ابتدا شناسایی و استخراج مجموعه معیارهای مهم و تأثیرگذار در گزینش نیروی انسانی است؛ سپس با کمک تکنیک های تصمیم گیری چندمعیاره ی گروهی و مراجعه به خبرگان، این معیارها بر اساس حوزه های کاری تخصصی در سازمان وزن دهی شده و بر اساس میزان تأثیر این معیارها در مهارت های سه گانه ی مدیر، رتبه بندی و وزن دهی شده است. علاوه بر این، با بررسی میزان شباهت رتبه بندی معیارها در حوزه های مدیریتی سازمان و مهارت های مدیر، درنهایت نتایجی به دست آمد که بیان می کند برای انتخاب مدیر در هرکدام از حوزه های تخصصی سازمان، چه معیارهایی و همچنین چه مهارتی از بین مهارت های سه گانه ی مطرح شده در تئوری های مدیریت بیشترین اهمیت را دارند.
تبیین عوامل موثر بر نگرش و رفتار مبتنی بر تسهیم دانش (مورد مطالعه: پرستاران بیمارستان 17 شهریور)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
کاهش اشتباهات انسانی و ارتقای سطح یادگیری در سازمان ها، مستلزم تبادل یا تسهیم دانش و اطلاعات به طور مستمر می باشد. مطالعه حاضر با هدف بررسی نقش عوامل سه گانه اعتماد، روابط متقابل بین فردی و توانمندی مدیر بر نگرش و رفتار مبتنی بر تسهیم دانش پرستاران انجام گرفته است . نوع تحقیق ،مقطعی بوده و به روش تصادفی ساده 66 پرستار بیمارستان 17 شهریور در شهر مشهد، به عنوان نمونه آماری انتخاب گردیده است. از پرسشنامه برای جمع آوری دادهها استفاده شد و برای آزمون فرضیه ها در قالب معادلات ساختاری از روش حداقل مربعات جزئی با نرم افزار PLS استفاده به عمل آمد. مدل ساختاری نشان داد که عوامل سه گانه اعتماد، روابط متقابل بین فردی و توانمندی مدیر، بر تغییرات رفتار مبتنی بر تسهیم دانش به طور معنی داراثر می گذارد و نگرش نسبت به تسهیم دانش نیز متغیر میانجی می باشد.نتایج به دست آمده از یافته ها نشان داده است : اعتماد متقابل بر ترغیب همکاری و تبادل اطلاعات بین پرستاران اثر می گذارد و جلب مشارکت، ابراز قدردانی و اطلاع رسانی به پرستاران از سوی مدیران، زمینه را برای ایجاد فضای یادگیری جمعی فراهم می سازد.
واکنش بازار به اعلامیه های سود فصلی در بورس اوراق بهادار تهران(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
این مقاله از روش رویداد پژوهی سنتی برای بررسی محتوای اطلاعاتی اعلامیه های سه ماهه سود در بورس اوراق بهادار تهران به عنوان یک بازار سهام کوچک و کم معامله استفاده می کند. در این مقاله، از اعلامیه های سود سه ماهه در بازه زمانی ابتدای سال 1384 تا انتهای سال 1390 به عنوان داده اصلی استفاده می شود. نوآوری این پژوهش استفاده از سه روش یکسان، انباشته و معامله به معامله برای پرکردن بازدهی روزهایی است که سهام در آن روزها معامله نشده است. نتایج حاصله نشان می دهد که اعلامیه های سود حاوی اطلاعات مربوطی برای بازار سهام است. زمانی که سود واقعی سه ماهه بیش از پیش بینی شرکت باشد (اخبار خوب)، در پنج روز بعد از اعلام سود، بازدهی غیرعادی مثبت معنی داری مشاهده می شود. تداوم این بازدهی غیرعادی طی چند روز پس از اعلام سود، نشان دهنده آن است که سرعت تعدیل قیمت ها در این بورس کوچک کم است. در اعلامیه های سودی که سود واقعی کمتر از پیش بینی است (اخبار بد)، بازدهی غیرعادی مشاهده نمی شود. شاید بورس تهران توانایی کشف اخبار بد را بهتر از اخبار خوب دارا باشد. همچنین رابطه منفی بین محتوای اطلاعاتی و شاخص های اطلاعات پیش از افشا به دست آمد که با نتایج بازارهای بزرگ همخوانی دارد.
طراحی و تبیین مدل برند در شرکت های کوچک و متوسط با لحاظ برند شخصی و برند بنگاه(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
برند در عرف غالب، برای شرکت های بزرگ مطرح شده است. در حالی که شرکت های کوچک و متوسط بخش مهمی از اقتصاد کشورها را تشکیل می دهند و در محیط رقابتی مشابهی فعالیت می کنند. در نتیجه برند به اولویت آن ها جهت بقا و رشد تبدیل می شود. این تحقیق با هدف مشخص کردن اجزای برند در شرکت های کوچک و متوسط (شامل برند شخصی و برند بنگاه) و روابط تأثیرگذاری آن ها، به طراحی و ارائه مدل برند تلفیقی می پردازد. تحقیق با استفاده از روش تحقیق مرکب در 119 شرکت کارآفرینانه ایرانی در استان های تهران (به عنوان یک استان صنعتی) و یزد (به عنوان یک استان دارای تعداد بالای کسب وکارهای کوچک و متوسط) انجام شده است. مدل تحقیق با اقتباس و تکمیل تحقیقات پیشین، مصاحبه های نیمه ساخت یافته با کارآفرینان و برگزاری گروه کانون استخراج گشته است. محتوای مصاحبه ها و گروه کانون به عنوان راهنمای تعریف شاخص های عملیاتی کردن متغیرها قرار گرفته، و اطلاعات میدانی از طریق پرسشنامه جمع آوری و روایی و پایایی آن تأیید شده است. نتایج تحقیق نشان می دهد که درک کارآفرینان از بازار نقطه شروع برندسازی در این شرکت هاست که با اثرگذاری بر برند شخصی کارآفرین و برند بنگاه، و از طریق اثر کارآفرین که مجموعه فعالیت هایی است که کارآفرین برای تأثیرگذاری بر برند انجام می دهد، به ایجاد برند تلفیقی می انجامد. درک بازار با تأثیر کل برابر با 76/0، برند بنگاه با تأثیر کل 28/0 و برند شخصی کارآفرین با تأثیر کل 09/0 بر برند تلفیقی تأثیر می گذارند.
تحلیل عوامل مؤثر در برنامه ریزی توسعه گردشگری الکترونیک با استفاده از مدل راهبردی SWOT مورد مطالعه: کشور ایران
حوزههای تخصصی:
ارزش گردشگری و فعالیت های مرتبط با آن، زمانی روشن تر می شود که بدانیم درآمد حاصل از آن، همردیف در آمدهای نفتی است و امروزه از آن به عنوان صنعت گردشگری نام برده اند و شاخه الکترونیک آن، یعنی گردشگری الکترونیک را منشأ حرکت های اقتصادی و فرهنگی بالقوه دانسته و آن را انقلاب گردشگری نامیده اند. در این میان در کشور ایران که یکی از کشورهای در حال توسعه می باشد، پتانسیل کافی برای توسعه گردشگری الکترونیک موجود است. این پژوهش که بر اساس تحلیل SWOTاست، به بررسی یافته های مطالعات کتابخانه ای و نتایج یک بررسی میدانی از طریق توزیع پرسشنامه بین جامعه کارشناسان و مسئولین سازمان میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگریو همچنین مصاحبه با اساتید دانشگاه های سراسر کشور پرداخته است. تحلیل های حاصل از مدل SWOTنشان می دهد که کشور ایران علی رغم برخورداری از پیشینه تاریخی، فرهنگی و طبیعی و داشتن پتانسیل کافی برای توسعه گردشگری الکترونیک؛ تعدد تصمیم گیران، ضعف مدیریتی و همچنین نامناسب بودن زیرساخت های ارتباطی و مخابراتی را به عنوان موانع اساسی در جهت رسیدن به این هدف در مقابل خود دارد. در عین حال؛ سرمایه گذاری بخش خصوصی در زمینه گردشگری و فعال کردن رسانه های الکترونیک در زمینه توریسم ایرانی، راه اندازی شبکه گردشگری توسط سازمان صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران و ایجاد باور و انگیزه لازم در بین مسئولان ارشد سازمان های گردشگری به کارایی گردشگری الکترونیک به عنوان یک ابزار قوی و جدید برای تبلیغات و بازاریابی و نیز زمینه سازی برای ورود گردشگران به مقصد به ترتیب با امتیازهای وزنی 97/0، 96/0 و 91/0 مهمترین فرصت ها و وجود پیشینه تاریخی، فرهنگی و طبیعی کشور ایران، گسترش شرکت های خصوصی در زمینه گردشگری الکترونیک و مستعد بودن کشور جهت سرمایه گذاری و برنامه ریزی تجارت به عنوان نقاط قوت در کنار ایجاد هماهنگی بین نهادها و بخش های مختلف دولت، مردم و سرمایه گذاران بخش خصوصی، توسعه شبکه اطلاعات گردشگری و خدمات اطلاع رسانی و آموزش گردشگری و همچنین ضرورت طراحی و استقرار یک طرح جامع ICTدر گردشگری کشوراز مهمترین رهیافت ها به منظور توسعه صنعت گردشگری بین المللی ایران تلقی می گردند.
تجزیه و تحلیل موانع پیاده سازی برنامه های بهبود در صنایع کوچک و متوسط(مورد مطالعه: شهرک های صنعتی منتخب استان یزد)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
صنایع کوچک و متوسط در بیشتر کشورها نقش عمده و اصلی را در اشتغال زایی و تولید ملی ایفا می کنند. با توجه به ماهیت متحول و تغییرات پرشتاب جهان کنونی، این گونه صنایع می کوشند تا برای انطباق و استفاده بهینه از چنین شرایطی، مناسب ترین برنامه های بهبود را انتخاب و اجرا کنند. از آنجا که برای اجرای چنین برنامه هایی، موانعی نیز وجود دارد، هدف از انجام این پژوهش، شناسایی و دسته بندی این موانع است تا بر اساس آن افراد و ارگان های مسئول بتوانند وظایف خود را در جهت رفع این موانع به خوبی بشناسند. بر همین اساس، ابتدا با مطالعه ادبیات موضوع، طیف گسترده ای از موانع مربوط به برنامه های بهبود و صنایع کوچک و متوسط شناسایی و سپس با کمک خبرگان غربال گری شدند. داده های جمع آوری شده با استفاده از تکنیک تحلیل عاملی تائیدی مرتبه دوم در قالب معادلات ساختاری و با رویکرد EFQM در محیط نرم افزار ایموس مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند. در نتیجه این کار مشخص شد که 5 عامل ""استراتژی""، ""کارکنان""، ""رهبری""، ""فرآیندها، محصولات و خدمات"" و ""مشارکت ها و منابع"" به ترتیب بیشترین بار عاملی را با عامل مرتبه دوم ""توانمندسازها"" دارند. همچنین مهم ترین موانع بر اساس بار عاملی نسبت به هر بعد از ابعاد مدل EFQM شناسایی شدند. همچنین نتیجه این تحقیق نشان می دهد که مدل EFQM مدلی مناسب برای دسته بندی موانع پیاده سازی برنامه های بهبود در صنایع کوچک و متوسط است.
The Role of Situational Leadership Style in Employee Satisfaction in an Iranian Oil Company(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
The purpose of this quantitative correlation study was to determine the extent to which the role of leadership style preferences correlate with employee satisfaction with supervision among employees and leaders of an Iranian oil company. This study measured preferences for each of five common leadership styles and examined correlations with measures of employee satisfaction. The styles studied were transactional leadership, transformational leadership, autocratic leadership, charismatic leadership, and situational leadership. Results indicated that each of the five leadership styles has a positive correlation with employee satisfaction, suggesting that the situational leadership style may be the most appropriate style for leaders in an Iranian oil company.