فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۲٬۵۴۱ تا ۲٬۵۶۰ مورد از کل ۳۳٬۳۰۷ مورد.
منبع:
علوم سیاسی (باقرالعلوم) سال ۲۶ زمستان ۱۴۰۲ شماره ۱۰۴
112 - 147
حوزههای تخصصی:
یکی از پرسش های اساسی در اندیشه سیاسی و حقوقی این است که حکومت چیست؟ وظایف آن کدام است؟ گستردگی این وظایف تا کجاست؟ از روزگار باستان تا به امروز به گونه های مختلفی این پرسش ها طرح شده است. البته با توجه به اقتضائات هر عصر و تمدن وظایف حکومت ها متفاوت بوده است. در مشروطیت ایران این مسئله به جد مطرح شد و بسیاری از اندیشمندان در خصوص آن سخن گفته اند. در این راستا، در پژوهش حاضر وظایف حکومت در اندیشه یکی از فقیهان مشروطه خواه، یعنی محمداسماعیل غروی محلاتی بررسی شده است. برای این منظور با روش توصیفی-تحلیلی انواع سلطنت در اندیشه محلاتی، وظایف حکومت در اندیشه خراسانی و نایینی و وظایف حکومت از دیدگاه محلاتی بررسی شد. نتیجه اینکه محلاتی با نظر به فلسفه مشروطیت که تحدید قدرت مطلق است، هفت وظیفه اصلی حکومت را أخذ مالیات، تأمین نیروهای نظامی، امنیت داخلی، وظایف قضایی، امور عام المنفعه، حفظ مرزها و حمایت از ایرانیان مقیم خارج می داند. وی پس از تبیین این موارد برای این هفت وظیفه، راه حل های خود را ارائه می دهد.
تأثیرشناسی سیاسی و امنیتی روی کار آمدن طالبان بر مناطق مرزی جمهوری اسلامی ایران؛ با تأکید بر الگوی مکتب کپنهاک(مقاله پژوهشی حوزه)
منبع:
علوم سیاسی (باقرالعلوم) سال ۲۶ زمستان ۱۴۰۲ شماره ۱۰۴
215 - 257
حوزههای تخصصی:
همزمان با قدرت گیری طالبان، مجموعه ای از تأثیرات مستقیم و غیرمستقیم بر ساحت امنیتی و سیاسی مناطق مرزی کشور حادث گردیده است. در این راستا، پژوهش حاضر با توجه به تحولات سیاسی و گفتمانی اکنون گروه سیاسی طالبان در افغانستان، تأثیرات محتمل بالقوه و بالفعل روی کار آمدن طالبان بر مناطق مرزی کشور را بررسی کرده است. پرسش اصلی پژوهش این است که «تأثیرات بالقوه سیاسی و امنیتی روی کار آمدن طالبان بر مناطق مرزی ایران بر مبنای نظریه مکتب کپنهاک چیست؟ این پژوهش با روش توصیفی- تحلیلی نشان داد که مناطق مرزی کشور از حیث متغیرها و عوامل بالقوه و حتی بالفعل، تحت تأثیر این نوع تغییر حکمرانی در افغانستان بوده و خواهد بود. شاخص های حکمرانی طالبان، امکان انتشار و سرایت گفتمانی در مرزهای ایران را دارد. از حیث هویتی، طالبانی سازی و پشتونی سازی سرایت پذیر است. در سطوح عینی نیز همزمان با رشد و گسترش جریان های تروریستی در قلمرو طالبان در پاکستان و افغانستان، امکان یارگیری و آموزش های نظامی به برخی از افراد در حاشیه مانده قومی و مذهبی ایرانی در این مناطق افزایش می یابد. از سوی دیگر، درگیری های مرزی میان نیروهای طالبان و مرزبانان ایرانی نیز موضوع مهمی است که در کنار مسئله مهاجرت اتباع باید بدان توجه شود. موضوع مواد مخدر و قاچاق نیز همچنان به عنوان متغیری دارای اهمیت قابل ذکر است.
طرح واره صدرایی برای علوم انسانی در زمینه و زمانه اسلامی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
علوم انسانی در خلأ شکل نمی گیرند، بلکه مشتمل بر پیش فرض ها و مبادی و مبانی خاصی است. این پیش فرض ها و مبانی در دنیای جدید هم در ساحت توصیف علوم انسانی حضور دارند و هم در قلمرو پاسخ به «چه باید باشدِ» آدم و عالَم. روش معرفت شناسی، انسان شناسی، هستی شناسی علوم انسانی در غرب با روش معرفت شناسی، انسان شناسی و هستی شناسی زمینه و زمانه اسلامی و دیگر بلاد متفاوت است. متغیرهای مرتبط با موضوع پژوهش عبارت اند از: زمینه های هستی شناختی، انسان شناختی، معرفت شناختی و ارزش ﺷﻨﺎﺧﺘﯽ و زمانه دین شناختی. در این نوشتار درباره رابطه میان این متغیرها و علوم انسانی پژوهش شده و پرسش اصلی این بوده است: که «چگونه با تحول در زمینه های پنج گانه پیش گفته، علوم انسانی متحول می شود؟» دستاوردهای این پژوهش عبارت بودند از: در زمینه و زمانه علوم انسانی و علوم اجتماعی کنونی، جهان به بخشی کوچک، یعنی دنیا فروکاسته و انسان با همه پیچیدگی اش به تن و روان تقلیل یافته است، اما بنا بر باور زمانه پیامبر خاتم (ص)، زمینه کنونی علوم باید مطابق این زمانه دگرگونی یابد و به جای غوطه ور شدن در برساخت ها و حبس در ذهن (زمینه معرفت شناسی کنونی) و به جای تقلیل انسان به آدمک ابژه شده (زمینه انسان شناسی کنونی) به نظم جدیدی اندیشیده شود که در آن، برساخت های اجتماعی نه شریعت را می بلعد و نه عدالت را زیر چرخ دنده هایش له می کند. نگارنده بر این باور است که شبکه معرفتی صدرایی با طرح، رهیافت، اهداف، روش و مسائلی که دارد می تواند بدون نادیده گرفتن تجربیات بشری، عرصه ای را فراهم کند تا هم نظریه های نوینی در علوم انسانی و علوم اجتماعی شکل گیرد و هم نظریه های شکل گرفته رایج پیشین در این زمینه، سیرتی بومی و الهی بیابند.
Shia Rationality and the Challenge of Takfirism in the Islamic Revolution Leaders’ Discourse(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
As one of the main goals of Iranian Islamic Revolution, achieving a modern Islamic civilization derived from Islamic rationality is faced with some challenges. As the most fundamental for an intellectual system, such intellectual challenged can be named “rationality”. On this basis, using attributional analysis type of the qualitative research method, this paper is to answer the following question: “Based on the Islamic revolution leaders’ viewpoints and at the regional level, which most fundamental intellectual challenge does the Islamic revolution face on its way for achieving its depicted high level goals, i.e., bringing up a modern Islamic civilization, and how could they be overcome? The findings indicate that “Takfiri rationality” is the most fundamental challenge at the regional level. Challenge gaps between Takfiri rationality and Shia rationality at the region can be worded as “adhering to texts versus narrations”, “opposing the reason“, “monotheism and accusing Islamic sects”, “believing in and relying on the Prophet companions’ fairness” as well as “opposing emulation”. Criticizing such a rationality, Shia rationality emphasized on “monotheism in Shia school of thought and being free of superstition”, “emphasizing on the necessity of empowering the Islamic revolution and the Islamic axis of resistance”, “the necessity of annihilating ISIS as the main promoter of Islamophobia all over the world”, “opposing any kind of violence and act of terrorism” as well as “denying whatsoever kind of dividing Islamic sects”. Hereupon, operational solutions for dealing with the challenge of Takfirism are proposed in three categories, namely intellectual-scientific, cultural, political and military-security.
شناسایی ابعاد و مؤلفه های پرورش جانشین بر پایه نظام شایستگی در یک سازمان نظامی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در طول تاریخ همواره تعیین جانشین یکی از دغدغه های بشر در زندگی فردی و سازمانی بوده است. این روند امروزه نیز به عنوان یک سازوکار ارزشمند در ارتقا و توسعه سازمان ها از اهمیت بسزائی برخوردار است. از اینرو، در سازمان های نظامی بنا به شرایط و نیاز به فرماندهان و مدیرانی به مراتب توانمند و شایسته تر وجود دارد. بنابراین؛ برای پاسخ گویی به این نیاز، طراحی و تبیین الگوی پرورش جانشین و محقق ساختن آن بر اساس مفاهیم غنی سرمایه انسانی، استعدادیابی و شایستگی ها دارای اهمیت است. لذا، هدف پژوهش حاضر ارائه الگوی پرورش جانشین بر پایه شایستگی در یک سازمان نظامی است. روش پژوهش توصیفی- پیمایشی و با رویکرد کیفی است. هم چنین در جمع آوری داده ها و اطلاعات از مطالعات کتابخانه ای، نظر سنجی از خبرگان دانشگاهی و سازمانی استفاده شده که میزان اعتبار الفای کرونباخ آن 87/. بوده است. به علاوه جامعه آماری تعداد 20 نفر اساتید دانشگاه و مدیران سازمانی حوزه سرمایه انسانی است که به صورت تصادفی انتخاب شده اند. نتایج این پژوهش که با تحلیل آمار توصیفی و استنباطی به کمک نرم افزار SPSS23 استخراج شده، نشان می دهد که در الگوی جانشین پروری پنج بعد آماده سازی سازمان، توسعه و اقدام، ارزیابی اثربخش، شایستهیابی مشاغل، استعدادیابی و چهارده مؤلفه تأثیر دارد.
The Role of Political Elites and the Public in Shaping Islamic Governance(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
The interaction between political elites and the general populace is a key subject of scholarly inquiry, receiving significant attention in academic discourse. This relationship can be seen as the relationship between the government and the people in one interpretation and the relationship between the government and society in another. In a general division, some people believe in the priority of the political elites, some in the people, and finally, the third group believes in the same priority of the political elites and the people. Islamic thinkers have also theorized in this regard. This research, based on the library and documentary methods and contextual interpretation methods, seeks to answer these questions: "What is the relationship between the people and the political elites in Islamic thought?" What are its most important features, and what are the obstacles to the participation of more elites? In order to achieve these goals, we first discuss the basics, and then, based on Islamic principles and values, we examine the role of the people with the political elites or the government. We point out the obstacles to the desired interaction and finally provide some recommendations.
نسبت عدالت و آزادی در اندیشه سیاسی محمدرضا حکیمی(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
حوزههای تخصصی:
ﻋﺪاﻟﺖ و آزادی از ﻣﻔﺎﻫﯿﻢ ﺑﻨﯿﺎدﯾﻦ و اﺳﺎﺳﯽ ﺟﺎﻣﻌﻪ ﺑﺸﺮی اﺳﺖ ﮐﻪ راﺑﻄﻪ اﯾﻦ دو ﻫﻤﻮاره ﻣﻮرد ﺗﻮﺟﻪ اﻧﺪﯾﺸﻤﻨﺪان ﻋﻠﻢ ﺳﯿﺎﺳﺖ ﺑﻮده اﺳﺖ. آﻧﭽﻪ ﺑﯿﺶ از ﺗﺤﻠﯿﻞ ﻣﻮردی اﯾﻦ ﻣﻔﺎﻫﯿﻢ ﻣﺴﺎﻟﻪ ﺳﺎز ﺑﻮده، ﺗﺤﻠﯿﻞ اﯾﻦ دو ﻣﻔﻬﻮم ﻧﺴﺒﺖ ﺑﻪ ﯾﮑﺪﯾﮕﺮ اﺳﺖ ﮐﻪ ﻣﺤﻞ ﺑﺮوز آراء ﻣﺨتلف و ﻣﮑﺎﺗﺐ ﮔﻮﻧﺎﮔﻮﻧﯽ شده اﺳﺖ. یکی از متفکران عصر حاضر که به مسئله عدالت به عنوان محور اساسی یک جامعه دینی برای نیل به سعادت می نگردد محمدرضا حکیمی است. او که از پیروان مکتب تفکیک است مرکز ثقل اندیشه خود را بر عنصر عدالت قرار داد و تمام مناسبات سیاسی و اجتماعی و اقتصادی حکومت اسلامی را متاثر و در نحوه تعامل با این عنصر قوام بخش می داند. آنچه مطمح نظر نویسنده است بررسی جایگاه این عنصر نسبت به مفهوم دیگری نظیر آزادی است. چرا ﻫﺮﭼﻪ ﺟﻮاﻣﻊ ﭘﯿﭽﯿﺪه ﺗﺮ ﻣﯽ ﺷﻮد، ﺳ ﺨﻦ از ﻋ ﺪاﻟﺖ، آزادی و راﺑﻄ ﻪ اﯾ ﻦ دو در ﺳﺎﺣﺖ ﻫﺎی ﮔﻮﻧﺎﮔﻮن زﯾﺴﺖ ﺟﻤﻌ ﯽ و ﺳ ﺎﺧﺘﺎرﻫﺎی ﮐ ﻼن اﺟﺘﻤ ﺎﻋﯽ دﺷ ﻮارﺗﺮ ﻣ ﯽ ﺷ ﻮد. اهمیت این مسئله، ضرورت ﺗﻮﺟﻪ ﺑﻪ اﻧﺪﯾﺸﻪ ﻫﺎی اﺳﻼﻣﯽ و ﺑ ﻮﻣﯽ را مطرح می سازد که ﻣ ﯽ ﺗﻮاﻧ ﺪ زمینه را بر ترسیم نقشه راه متناسب تر با زیست و حیات سیاسی جوامع اسلامی هموار سازد. بر این اساس در پاسخ به این پرسش که چه نسبتی بین این دو مولفه در دیدگاه علامه حکیمی برقرار می شود؟ می توان گفت در دیدگاه ایشان رابطه مستقیم و قوام بخشی بین دو عنصر عدالت و آزادی وجود دارد؛ به گونه ایی که اگر آزادی نباشد نیل به عدالت امکان پذیر نخواهد بود.
بررسی علل تهاجم نظامی امریکا و پیامدهای آن بر مردم عراق
منبع:
راهبرد سیاسی سال ۷ تابستان ۱۴۰۲ شماره ۲۵
205 - 230
حوزههای تخصصی:
مقاله حاضر با روش توصیفی- تحلیلی به بررسی این سوال که حمله امریکا چه پیامدهایی بر مردم عراق داشته می پردازد. این فرضیه مطرح شد که به نظر می رسد امریکا با حمله به عراق در راستای تعقیب منافع خود، با تأکید بر تمرکز قدرت و به بهانه ارتباط صدام با گروههای تروریستی و تلاش این کشور برای مخفی کردن سلاحهای کشتار جمعی خسارتهای اقتصادی و اجتماعی جبران ناپذیری را بر مردم عراق تحمیل نموده است.یافته ها نشان می دهد اولاً سقوط رژیم بعث نه تنها موجب ورود عراق به مرحله جدیدی از بی ثباتی و به ویژه وضعیت خلأ قدرت در مرکز شد بلکه کشورهای مختلف به فراخور اهداف منطقه ای و امنیت ملی خود سعی در بسط نفوذ در این کشور و مانع افزایش نفوذ رقبای خود در عراق داشتند. ثانیاً با فروپاشی حکومت، الگوی تعاملات و روابط بین گروههای قومی، نژادی و مذهبی عراق را با چالش روبرو کرده و منجر به افزایش خشونت های سازمان یافته و شکاف های قومی در سطوح وسیع شده. ثالثاً حمله امریکا نه تنها اقتصاد را متلاشی و شهروندان را با فقر و قحطی روبرو کرده بلکه محرومیت گسترده زنان عراقی در تمام سطوح از زندگی عمومی و اجتماعی را تشدید کرد.
تأملی انتقادی بر نگرش فرهنگ گرا به خلقیات ایرانی(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
حوزههای تخصصی:
بررسی خلقیات ایران یک موضوع دامنه دارپژوهشی بوده است که ازیک حیث در ذیل مطالعات فرهنگی قرار می گیرد که بروجود رابطه بین فرهنگ سیاسی وتوسعه تاکید دارند.با این حال به نظر می رسد این رویکرد پژوهشی در عمل فایده چندانی ندارد ونمی تواند تغییری در این خلقیات ایجاد کند این واقعیت که با وجود پژوهش هاو نوشته های زیاد دراین سنت پژوهشی تغییر فرهنگی خاصی ایجاد نمی شود این مساله را طرح می کند که آیا این آثاراساسا به درستی مساله را تشخیص داده اند؟ در این مقاله سوال اصلی این هست که این رویکرد به خلقیات ایران دارای چه ویژگی ها ونقاط ضعفی است در پاسخ به سوال اصلی این فرضیه مورد بررسی قرار گرفت که همه این مطالعات مبتنی برکلی گویی بوده وبه بعد اخلاقی موضوع بی توجه هستند وعموما پیامد های خلقیات را از حیث تاثیر آن برمقوله توسعه مورد توجه قرار داده اند ودراین مسیرهم به تکرار وواگویی گزاره های ثابت وعام می پردازند که نه قابل اثبات هستند ونه در صورت درستی آنها اختصاص به ایران دارند وآن خصایلی که به ایرانیان نسبت داده می شود مولود شرایط زمانی ومکانی خاصی است که د رهرجا آن شرایط حاکم شوند همان پیامدها را خواهند داشت.چارچوب نظری مقاله نظریه نهاد گرایی است وبا روش توصیفی تحلیلی موضوع بررسی شده است.یافته های پژوهش نشان می دهد که تاکید بر بعد اخلاقی موضوع وعوامل تاریخی سازنده آنها می تواند تاثیرعینی تری بر شرایط اجتماعی داشته باشدکه در رویکردفرهنگ گرا چندان التفاتی به آن نشده است.
ارزیابی سیستم حکمرانی بر اساس منطق شهدا(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در ایران برنامه های حکمرانی کمتر موفق عمل کرده است و استقرار حکمرانی تعالی گرا به عنوان روشی بومی در برنامه ریزی ازجمله این تلاش هاست. صاحب نظران بر این اعتقادند که این حکمرانی می تواند در توسعه کشور دخیل باشد. لذا این پژوهش با ارائه الگویی جهت ارزیابی حکمرانی تعالی گرا با منطق شهدا به روش کیفی با هدف کاربردی و توسعه ای و به صورت توصیفی نگارش یافته است؛ به گونه ای که بر این اساس به روش کتابخانه ای، اسنادی و رصد پایگاه های الکترونیکی در باب ارزیابی سیستم حکمرانی تعالی گرا وصیت نامه شهدا در باب سخنرانی ها مبنای مطالعه قرار گرفت و با انجام مصاحبه های نیمه ساختاریافته و فرآیند روش تحلیل تم از مجموع 319 کد اولیه و 38 کد فرعی 3 کد اصلی مدل ارزیابی حکمرانی با منطق شهدا ترسیم گردید. نتایج احصاء شده پژوهش حاکی از این است که حکمرانی تعالی گرا با منطق شهدا در نظام حکمرانی فعلی موثر است. و نتایج تحقیقات بیانگر این مهم است که ادارات و وزارت خانه ها با ایجاد، تقویت شاخص های احصا شده به دنبال ارزیابی و اجرای حکمرانی تعالی گرا با منطق شهدا باشند.
اختلاف چین و آمریکا در سازمان تجارت جهانی و تاثیر آن بر رقابت استراتژیک برای هژمونی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
یکی از سیاست های چین برای رسیدن به جایگاه هژمونی، نفوذ موثر در سازمانها و نهادهای مالی بین المللی است، تا از ظرفیت آنها در راستای ارتقای قدرت ملی استفاده کند. چین تنها کشوری است، که در شرایط فعلی رقیب استراتژیک آمریکا محسوب می شود، اقدامات این کشور در عرصه بین المللی در ایالات متحده بصورت یک کد رفتاری در رقابت با واشنگتن تفسیر شده و لذا با آن مخالفت می گردد. پیوستن چین به سازمان تجارت جهانی، به یکی از مهمترین بسترهای رقابت چین و ایالات متحده تبدیل شده است. سئوال اصلی این است که مهمترین عوامل اختلاف زا بین چین و آمریکا در سازمان تجارت جهانی کدامند؟ و این موضوع در رقابت استراتژیک کلان پکن–واشنگتن چگونه معنا پیدا می کند؟ فرضیه مقاله بصورت توصیفی–تحلیلی بررسی شده است، مولفه های اختلاف زا آمریکا و چین در سازمان تجارت جهانی عبارتند از: نرخ یوآن، تعرفه های گمرکی، انحصار در بازار پرداخت الکترونیک و مالکیت فکری، معنای اختلاف این موارد در چارچوب رقابت استراتژیک کلان امریکا و چین است که دو کشور سعی دارند، از ظرفیت سازمان تجارت جهانی در راستای ارتقای قدرت نهادی خود استفاده کنند و موفقیت هر یک از این دو در سازمان تجارت جهانی بر موفقیت یا ناکامی آن دو در رقابت بر سر هژمونی تاثیر گذار است.
The Logic of Deterrence in the Foreign Policy of I.R. Iran(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
The defense strategies of each country are a response to regional and international threats. Countries that have historically been under threat and aggression are more concerned about their existential security than other states. Iran's defense system is influenced by its strategic culture in various ways. This political culture, which has been formed and changed by facing numerous threats and challenges, significantly impacts the national defense approach. For this reason, the issue of security and deterrence has been a vital issue for different governments in Iran. Since the Iranian Islamic Revolution, Islam has been the core of the country's security and defense policies. For this reason, understanding Islam's approach to the concept of defense and security in Iran's foreign policy is essential. Consequently, using the discourse analysis method, this research investigates the hidden meaning in the texts to analyze the concept of deterrence in the foreign policy of the Islamic Republic of Iran. This article examines the religious logic of deterrence in the Islamic Republic by evaluating the oral and written documents and fatwas of the supreme leader. The findings of this research show that the nature of Iran's defense strategy in the framework of Islamic thought is based on an active deterrence strategy against regional and international threats and maintaining its second-strike capability to prevent the risk of war against Iran.
مدل سازی ساختاری تفسیری مؤلفه های مدیریت جهادی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات راهبردی بسیج سال ۲۶ بهار ۱۴۰۲ شماره ۹۸
110 - 131
حوزههای تخصصی:
هدف مطالعه حاضر شناخت مولفه های مدیریت جهادی در نظر گرفته شد. با بررسی ادبیات و مطالعات موجود، منابع اسلامی و منویات مقام معظم رهبری نه مولفه شناسایی گردید که با استفاده از تحلیلی نوین تحت عنوان مدلسازی ساختاری تفسیری، جهت تعیین روابط میان مجموعه مولفه ها استفاده گردید. بعد از تعیین ماتریس و ترسم خطوط مرزی، مولفه ها بر اساس میزان نفوذ و وابستگی مشخص و دسته بندی شدند. مولفه های پیوندی شامل" کارایی، عدالت و برنامه محور” نیروی نفوذ و هم چنین نیروی وابستگی قدرتمندی دارند، این مولفه ها در حقیقت مولفه هایی هستند که بی ثباتند، به این معنا که انجام هرگونه اقدامی در مورد این مولفه ها علاوه بر اینکه مستقیماً بر سایر مولفه ها اثر می گذارد، می تواند در قالب بازخورد از سایر مولفه ها بر خود مولفه نیز اثرگذار باشد. مولفه های مستقل شامل“ اخلاص و هوشمندی” است که نیروی نفوذ قوی دارند، اما نیروی وابستگی آنها ضعیف است، که در واقع مولفه های کلیدی بوده و با ایجاد تغییر در آن ها می توان بر بقیه مولفه ها تاثیر گذاشت. “مولفه های وابسته شامل سخت کوشی و چالش با موانع” هستند که نیروی نفوذ ضعیفی دارند، با این وجود از نیروی وابستگی بالاتری نسبت به سایر مولفه ها برخوردار هستند. در واقع استخراج این مولفه ها نشان می دهد که علیرغم اینکه در نگاه عام، مفهوم مدیریت جهادی، معنای ساده انگارانه داشته اما در نگاه علمی، یافته نشان دادند که مبتنی بر شاخص های کاملا علمی مدیریتی بوده و می تواند به عنوان یک سبک نوین مدیریتی ارائه و پیاده سازی گردد.
بررسی الگوی رفتاری چین برای آمریکا و نظم ساختاری؛ چالش ها و پیامدها(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های راهبردی سیاست سال ۱۱ تابستان ۱۴۰۲ شماره ۴۵ (پیاپی ۷۵)
285 - 313
حوزههای تخصصی:
درک مقامات چین از شرایط بین المللی پساجنگ سرد، به اتخاذ الگویی رفتاری جهت کاهش شکاف قدرت بدون برانگیختن حساسیت های بین المللی در مورد چین منجر شد. از این رو واکنش چین اتخاذ دو دستور کار در حوزه داخلی و جهانی جهت پاسخگویی به این الزامات بوده است. متأثر از این امر، یکی از مهم ترین موضوعاتی که دانش پژوهان را به مباحثه واداشته، پیامد های این الگوی توازن بخشی برای محافل تصمیم گیری دولت ها بویژه دولت برتر و نظم بین الملل بوده است. پرسش اصلی آن است که الگوی رفتاری چین چه پیامدها و چالش هایی برای آمریکا و نظم بین الملل ساختاری به همراه دارد؟ فرضیه آن است که الگوی رفتاری چین شرایط پیچیده ای بر سیاست کلی ایالات متحده در قبال چین به همراه داشته است. این به عدم قطعیت هایی که در هر تلاشی برای پیش بینی پیامدهای ظهور چین وجود دارد، اشاره می کند که چالش هایی برای سیاست گذاران در انتخاب سیاست «مهار» یا «تعامل» ایجاب می سازد. این الگوی رفتاری همچنین بعنوان علت تغییر ساختار نظام بین الملل و شکل دهی به نظم دوقطبی چین _ آمریکا دیده می شود. مقاله از روش تحقیق تاریخی با رویکرد توصیفی- تحلیلی و روش تبیینی بهره می گیرد.
بررسی رابطه رژیم های سیاسی و هزینه های نظامی در کشورهای حوزه خلیج فارس
منبع:
مطالعات سیاسی بین النهرین دوره ۲ بهار ۱۴۰۲ شماره ۱
129 - 149
حوزههای تخصصی:
موضوع اقتصاد و رابطه آن با بخش های نظامی در یک کشور، با عنوان اقتصاد دفاع، موضوع بسیار مهم و پیچیده ای است که از زوایای مختلف می تواند تجزیه و تحلیل شود. اقتصاد دفاع یکی از مهم ترین عوامل تأثیرگذار در اقتصاد هر کشوری شناخته شده است. اقتصاددانان جنبه های مختلف این حوزه را در بخش های مختلف اقتصادی از جمله بدهی اقتصادی، رشد اقتصادی، تجارت بین المللی و رژیم های سیاسی مطالعه کرده اند. بر اساس این مطالعات، عوامل گوناگون اقتصادی، سیاسی و راهبردی می تواند بر تقاضای هزینه دفاعی تأثیرگذار باشد. همچنین در کشورهای دارای درآمد نفتی، یکی از عوامل اقتصادی مؤثر بر هزینه دفاعی می تواند اندازه درآمدهای نفتی باشد که به عنوان منبع مالی برای هزینه نظامی در این کشورها به شمار می آید. نوع رژیم حاکم بر یک کشور نیز از عوامل اصلی تعیین کننده مخارج دفاعی در آن کشور قلمداد می شود. در دهه های گذشته بسیاری از این مطالعات بر بررسی رابطه رژیم های سیاسی و هزینه های نظامی متمرکز شده اند. چارچوب نظری موجود در این رابطه حاکی از رابطه منفی بین این دو است. در مطالعه حاضر، رابطه بین متغیر رژیم های سیاسی ارائه شده در مطالعه سارا شو (2008) و هزینه های نظامی کشورهای حوزه خلیج فارس، در بازه زمانی سال های 2000 تا 2020 بررسی شده است. ارزیابی این رابطه با استفاده از روش پانل پویا و برآوردکننده GMM و با متغیرهای رژیم های سیاسی، نسبت هزینه های نظامی به تولید ناخالص داخلی، درآمد های نفتی، هزینه های بهداشت و درمان و مخارج دولت بدون هزینه های نظامی صورت پذیرفت که نتایج حاکی از وجود رابطه منفی بین رژیم های سیاسی و مخارج نظامی است. این نتیجه با مطالعات محققان اقتصادی ذکرشده در این پژوهش نیز هم خوانی دارد. مطالعه حاضر در راستای سایر مطالعات صورت گرفته، بیان می کند که افزایش هزینه های نظامی هیچ ارتباطی با درآمد های نفتی ندارد؛ بنابراین، میزان هزینه های نظامی متأثر از عوامل دیگری به جز درآمد های نفتی است.
نقش پهپادهای غیرنظامی در اخلال نظم و امنیت(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
آفاق امنیت سال ۱۶ تابستان ۱۴۰۲ شماره ۵۹
177 - 203
حوزههای تخصصی:
پهپادها ابزاری سودمند و حتی در مواقعی سرگرم کننده هستند. اما در کنار کاربردهای فراوان، تهدیدات گسترده ای را به دنبال خواهند داشت. پژوهش حاضر با هدف بررسی نقش پهپادهای غیرنظامی در اخلال نظم و امنیت به اجرا درآمد.روش تحقیق حاضر آمیخته- اکتشافی بود. داده های پژوهش به صورت میدانی و از طریق مصاحبه نیمه ساختاریافته در بخش کیفی و توزیع پرسشنامه در بخش کمی تدوین شد. روائی پرسشنامه بخش کمی از طریق روائی صوری به تایید رسیده و پایائی آن نیز برابر با 89/0 گزارش گردید. مشارکت کنندگان در بخش کیفی شامل 14 نفر از خبرگانِ فراجا، سپاه پاسداران و سایر دستگاه های امنیتی تا زمان رسیدن به اشباع نظری و جامعه آماری بخش کمی نیز تعداد 35 نفر از دستگیرشدگان حوزه اخلال در نظم و امنیت بودند که به نوعی تجربه مستقیم و غیر مستقیم بهره برداری از پهپاد را در جرائم ارتکابی خود داشته اند. به جهت تحلیل داده های کیفی که از روش تحلیل مضمونی استفاده شد، نرم افزار MAXQDA و برای تحلیل توصیفی و استنباطی داده های پرسشنامه بخش کمی از نرم افزار SPSS بهره برداری شد. مصاحبه با خبرگان منجربه شناسایی کارکردهای پهپادهای غیرنظامی در اخلال نظم و امنیت در قالب 38 مضمون پایه ای، 7 مضمون سازمان دهنده و 2 مضمون فراگیر گردید. و نتایج نشان داد پهپادها می-توانند از طریق اقدامات اطلاعاتی (حفاظت و مراقبت، مکانیابی، جمع آوری پنهان) و اقدامات عملیاتی (انتقال، رزمی و انتحاری، جنگال و پشتیبانی رزمی و اطلاعاتی) موجبات اخلال در نظم و امنیت را فراهم آورند.
افول آمریکا از منظر دموکرات ها و جمهوری خواهان؛ دیگری سازی و برساختن هویت آمریکایی در سخنرانی های انتخاباتی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
افول آمریکا مبحثی است که مورد توجه مجامع علمی سیاسی ایران قرار گرفته است، با این وجود کمتر به ابعاد داخلی آن از جمله اختلاف نظر محافظه کاران و لیبرال ها بر سر این مفهوم پرداخته شده است. این تفاوت نگاه در دو عرصه تعریف چیستی هویت آمریکایی و جایگاه بین المللی آمریکا تبلور یافته است. وجود نگاه های متفاوت باعث شده توافقی برای متوقف کردن سراشیبی افول وجود نداشته باشد و هویت مشترک تضعیف شود. مقاله حاضر با استفاده از روش تحلیل گفتمان انتقادی به بررسی سخنان افراد شاخص دو حزب اصلی آمریکا با تمرکز بر دوره ظهور ترامپ پرداخته تا تم های مرتبط با افول را شناسایی نماید. نظریه هویت اجتماعی و به طور خاص مفهوم هویت مشترک درون گروهی، برای تحلیل داده ها استفاده شده است. نتایج این تحلیل مؤید وجود اختلاف عمیق در تعریف چیستی آمریکا و در عین حال، اتفاق نظر در مواردی مانند استثناگرایی آمریکایی است.
تبیینِ تغییر و تحول ماهیت و ساختار دولت از مشروطه تا استقرار پهلوی (با تأکید بر مفهوم ترمیدور)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف مقاله حاضر، شناخت و تبیینِ ماهیت و ساختار دولت در ایران پس از جنبش مشروطیت تا حکومت پهلوی است. جهت تطبیق ترمیدور در مقاله از بخش دوم نظریه کرین برینتون استفاده شده است. نظریه مزبور به مراحل چهارگانه پسا انقلاب (میانه رو، رادیکال، وحشت و ترمیدور) می پردازد. سوال پژوهش این است که ماهیت و ساختار دولت از مشروطه تا استقرار پهلوی (1285 1304 ش) چه فرایند و مراحلی را طی کرده و مهم ترین تغییر و تحول آن کدام است؟ یافته ها نشان می دهد؛ دولت پسا مشروطه چهار مرحله منتهی به ترمیدور را سپری کرد. در نتیجه ماهیت درونی دولت متحول نشد و ساختار دولت از استبداد سنتی در دوره قاجاریه به دولتِ مطلقهِ مدرن با استقرار پهلوی تغییر کرد. پژوهش از حیث هدف بنیادی و از نوع کیفی، با تکیه بر روش تاریخی و با استفاده از تحلیل محتوا و با استناد به شواهد تاریخی انجام گرفته است
چالش های کنش گری صنفی- سیاسی معلمان و تشکل های صنفی آنان در دهه 1390(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهشنامه علوم سیاسی سال ۱۸ تابستان ۱۴۰۲ شماره ۳ (پیاپی ۷۱)
163 - 198
حوزههای تخصصی:
کنش گری صنفی-سیاسی معلم ها در دهه 90 شمسی را می توان به عنوان نقطه عطف و فصل جدیدی از تاریخ کنش گری صنفی-سیاسی معلمان در ایران نامید؛ این پدیده در نوع خود، نه تنها با دیگر کنش گری های اعتراضیِ معلمان در چند دهه اخیر متمایز بوده بلکه در مقایسه با کنش گریِ اعتراضیِ دیگر اصناف همچون کارگران، کامیون داران، معدن چیان و غیره-هم از حیث قشری و شکلی و هم از حیث میزان فراگیری، مشارکت و استمرار آن-از ویژگی های خاصی برخوردار بوده است؛ نکته قابل تأمل در این زمینه آن است که این کنش گری برای رسیدن به اهداف عمومی و حرفه ای خود با چالش هایی مواجهه بوده است. بررسی این مهم باعث می شود نه تنها چالش ها و موانع کنش گری این صنف شناسایی و آسیب زدایی شود بلکه چالش های دیگر اصنافِ کنش گر نیز به صورت تطبیقی-مقایسه ای، شناسایی و مرتفع گردد. حال، پرسش اصلی این است که «مهم ترین چالش های کنش گری سیاسی _صنفی معلم ها و تشکل های آنان در دهه 1390 چه بوده است؟». در پاسخ، فرضیه ای که با روش گردآوری کتابخانه ای طرح گردیده و سپس با روش مصاحبه ی نیمه باز برروی 30 نفر از کنش گران سیاسی-صنفی معلمان به بوته آزمون گذاشته شده ازاین قرار است که قشر معلمان در کنش گری صنفی-سیاسی خود دارای سه چالش درونی (تعارض منافع، ضعف تشکیلاتی و فقدان راهبرد منسجم) و سه چالش برونی (ناکارآمدی سیاست گذاری، عدم خوش بینی سیاست گذاران و محیط بین المللی) هستند. تحلیل داده های کمی (از طریق تکنیک های سنجش میانگین و درصد فراوانی) و کیفی (تکنیک برجستگی) نشان می دهند که از 6 چالش برون صنفی و درون صنفی، به ترتیب ناکارآمدی سیاست گذاری ها و ضعف راهبردهای نظری-عملی بیشترین تأثیر و محیط بین المللی کم ترین تأثیر چالش زا را داشته اند.
قلمروهای ژئوپلیتیکی و ابعاد حوزه نفوذ نرم جمهوری اسلامی ایران در فضاهای جغرافیایی متجانس پیرامونی منطقه غرب آسیا در گذار ژئوپلیتیک(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات قدرت نرم پاییز ۱۴۰۲ شماره ۳۴
239 - 260
حوزههای تخصصی:
این تحقیق با هدف تعیین قلمروسازی ژئوپلیتیکی و ابعاد آن برای جمهوری اسلامی ایران در فضاهای جغرافیایی متجانس ودر گذار ژئوپلیتیکی در منطقه جنوب غرب آسیا انجام شده است. روش تحقیق توصیفی– تحلیلی با رویکرد کمی- کیفی (آمیخته) است. جامعه آماری شامل صاحب نظران، خبرگان و کارشناسان متخصص در حوزه راهبردی و ژئوپولیتیک به ویژه در منطقه غرب آسیا در سطح نیروهای مسلح و دستگاه های کشوری و مراکز دانشگاهی به تعداد 60 نفر می باشد . ابزار گردآوری اطلاعات پرسشنامه 47 سوالی است. برای تجزیه و تحلیل داده های کمّی از آمارهای توصیفی و استنباطی از جداول توزیع فراوانی، آزمون تی استیودنت یک نمونه ای و آزمون میانگین ها بهره گرفته شده است. نتایج تحقیق نشان داد قلمروهای ژئوپلیتیکی نرم حوزه نفوذ جمهوری اسلامی ایران در فضاهای جغرافیایی متجانس پیرامونی و در گذار ژئوپلیتیکی شامل کشورهای لبنان، عراق، فلسطین، یمن، بحرین و سوریه می باشد، و ابعاد آن شامل قلمروسازی مذهبی، سیاسی، امنیتی، فکری، اجتماعی و فرهنگی می باشد.